خانه » روانشناسی » روابط اجتماعی » زندگی مدرن و جامعه سنتی
دوره DBA مدیریت اجرایی کلاس زبان مشهد آزمون وکالت آزمون سردفتری

زندگی مدرن و جامعه سنتی

۹۳۷۵a48247148bcd4257a67f1c5d8fc1
تعارض بین زندگی مدرن و جامعه سنتی

 

آخرین بار چه زمانی به مهمانی رفته اید؟ صبح بود، ظهر بود یا شب؟ با قرار قبلی رفتید مهمانی یا مهمان ناخوانده بودید؟کمی فکر کنید تا قیافه میزبان بیاید توی ذهن تان، حتما لبخند و تعارف هایش را به یاد دارید. گمان می کنید واقعا از حضور شما شاد بوده یا ناچار شده خنده ای دروغین تحویل بدهد و شما را تحمل کند؟ اگر به این نتیجه رسیدید که با مهمانی رفتن، برای میزبان مزاحمت ایجاد کرده اید حتما احساس خوبی نخواهید داشت. ایرانیان را با رفتارها و سنت های خاص خود باید شناخت. یکی از این سنت ها، مهمانی هایی است که به گفته جامعه شناسان به یک جریان مزاحم تبدیل شده است.

 

اما با این وجود باز هم ایرانی ها علاقه دارند که مزاحم یکدیگر بشوند. واقعا چرا؟کرامتالله راسخ استاد دانشگاه و جامعه شناس در گفت وگو با فرهنگ آشتی ریشه این پدیده را از دو جنبه مورد توجه قرار می دهد: «این پدیده به طور عمده دو جنبه دارد. یک جنبه اش رعایت نکردن و اهمیت ندادن به حقوق فردی است یعنی اگر به فردیت طرف احترام می گذاشتیم و در نظر می گرفتیم که او در موقعیتی نیست که بتواند ما را بپذیرد به مهمانی نمی رفتیم. جنبه دیگرش این است که مهمان فکر می کند که اگر نرود میزبان ناراحت می شود و به واقع مهمان تلاش می کند تا با ملاقات و دید و بازدید به انتظارات میزبان پاسخ دهد».

 

 

  • سنت حسنه یا مزاحمت؟

این جامعه شناس اساس الگوهای رفتاری را مجموعه ای از انتظاراتی می داند که افراد از یکدیگر دارند و تلاش می کنند تا خود را با انتظارات یکدیگر تطبیق بدهند. او می گوید: «بر همین اساس فردی که مثلا به عیادت یک بیمار می آید فکر می کند که خود را با انتظارات بیمار یا اطرافیان بیمار تطبیق می دهد.

 

این در جامعه سنتی معمول بوده ولی این جریان که زمانی به آن سنت حسنه می گفته اند الان به جریان مزاحم تبدیل شده است».کرامتالله راسخ، تبدیل شدن مهمانی در بین ایرانیان را به یک جریان مزاحم، یکی از مصداق ها و نشانه های پدیده گسترده تری که از آن به عنوان «تعارض بین زندگی مدرن و جامعه سنتی» یاد می کند، برمی شمرد. او می افزاید: «در جوامعی مثل جامعه ما یک حالت گذار از ارزش های سنتی به الگوها و ارزش های رفتاری مدرن تر دیده می شود.

 

این وضعیت پیامد تغییر نقش ها را به دنبال دارد. تغییر نقش ها بر اساس یک سلسله ارزش ها و هنجارها انجام می شود ولی این ارزش ها و هنجارها را آن طور که رفتارهای ساده مان را تغییر می دهیم نمی توانیم به سرعت تغییر دهیم. بنابراین این ارزش ها و هنجارها باقی می مانند در حالی که بعضی از الگوهای رفتاری تغییر کرده است؛ مثلا فردیت در جامعه رشد کرده است. اینجاست که از یک سو بین نگرش های فردی و شرایط زندگی واقعی یعنی زندگی واقعی منفرد و فردی شده در یک جامعه صنعتی و از سویی دیگر آن ارزش ها و هنجارهایی که از گذشته مانده تعارض ایجاد می شود. برای همین هم ما بین آنچه که واقعا می گوئیم و آنچه که می خواهیم، شاهد یک نوع تضاد هستیم».

 

 

این استاد دانشگاه ریشه اساسی تر این مسئله را در واکنش جامعه ایرانی نسبت به ارزش ها و الگوهای مدرن کاوش می کند: «مشکلی که داریم این است الگوها و ارزش های مدرن را نمی توانیم بپذیریم و با آن به صورت انتقادی برخورد نمی کنیم». راسخ، سنت مهمانی را یکی از مواردی می داند که با زندگی مدرن شده تناسبی ندارد: «مهمانی یکی از رسوماتی است که میان شرقی ها خیلی متداول است و نشانه یک نوع آرزوی بزرگ مردمان ساکن این مناطق برای یک زندگی مرفه تر و علاقه آنها به تظاهر و تجمل است و این جریان زمانی در جامعه گذشته و جامعه کاملا سنتی وجود داشته است. اما الان این سنت به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است».

 

  • تضاد های زندگی مدرن در جامعه سنتی

 

در جامعه ایران که هنوز یک جامعه سنتی است، ارزش های جمعی بیشتر از ارزش های فردی اهمیت دارند.تکیه بر ارزش های جمعی و اهمیت داشتن آنها در یک جامعه سنتی که در عصری مدرن زندگی را تجربه می کند، تعارض های جدی را سبب می شود که به گفته کرامتالله راسخ، پیامدهای عجیب و غریبی را در پی خواهد داشت: «جوامع سنتی به طور عمده جمع گرا هستند و جوامع مدرن بیشتر فردگرا. وقتی شما فردگرا هستید طبیعی است که الگوهای رفتاری، طریقه سخن گفتنش و موارد دیگرش را نیز فرا می گیرید.

 

برای نمونه وقتی که یکی می خواهد به خانه شما بیاید، سوال می کند که بیایم یا نیایم. شما نیز به راحتی می گوئید فعلا در شرایطی نیستم که پذیرایی کنم یا می گویید فردا بیائید یا پس فردا یا هر روز دیگر. اگر فرد مخاطب شما دارای ارزش ها و نگرش های فردی باشد کاملا طبیعی برخورد می کند و پاسخ می دهد که اشکالی ندارد بعدا زنگ می زنم و قرار ملاقات را می گذاریم و ناراحت هم نمی شود. اما در جامعه ما اگر چنین حرفی را به کسی زدید بلافاصله منجر به درگیری های شخصی می شود و این خودش مشکلاتی را به وجود می آورد. بنابراین شما نمی توانید طبق آن ارزش های خودمان که فکر می کنیم خیلی خوب هستند به کسی نه بگوئید. بر همین اساس افراد شبانه روز با مشکلات عجیب و غریبی دست به گریبان می شوند. مشکلاتی که البته می توانیم آنها را حل کنیم ولی به این شرط که روابط پذیرفته شده باشد».

 

این جامعه شناس تاکید می کند ایرانی ها به سختی ارزش های مدرن را می پذیرند و برای این گفته خود نیز دلایلی نیز بر می شمرد: «یکی آنکه منشا مدرنیسم بیرون از فرهنگ ماست و ما فکر می کنیم اگر این ارزش ها را بپذیریم بخشی از هویت خودمان حال چه هویت فردی، ملی و دینی مان را دست خواهیم داد و برای همین در مقابل این ارزش ها مقاومت می کنیم». کرامتالله راسخ در همین حال تائید می کند که روشنگری کافی نیز برای پذیرش ارزش های مدرن نیز انجام نمی شود.

 

او بر این باور است که باید با روشنگری و افزایش سطح آگاهی ها به مردم باید کمک کرد تا دریابند که کدام بخش از این ارزش ها ممکن است مفید باشد و یا اصلا بخشی از آن غربی نباشد و بلکه بخشی از ملزومات زندگی در یک جامعه صنعتی مدرن امروزی باشد. این جامعه شناس می گوید که به دلیل آنکه ایران نیز در مسیر صنعتی شدن گام بر می دارد ایرانیان نیز باید به الگوهای رفتاری مدرن تن بدهند.او در عین حال خاطرنشان می کند: «واقعیت اما چیز دیگری است. واقعیت این است که ما در مقابل ارزش ها و الگوهای رفتاری مدرن مقاومت می کنیم و به همین خاطر است که همیشه مجبوریم با مشکلات و مسائل دست به گریبان باشیم».

 

 

  • تبلیغ بر ضد الگوهای مدرن

کرامتالله راسخ علاوه بر آنکه منشا غیرایرانی زندگی مدرن را یکی از دلایل مقاومت ایرانی ها در برابر ارزش های مدرن ارزیابی می کند، به دلایل سیاسی این مسئله نیز اشاره می کند:«بعضی از نظام های سیاسی عملگرا هستند. نظام های سیاسی عملگرا بر اساس مرام خودشان با پدیده هایی که با آن درگیر هستند از موضع عملگرایی برخورد می کنند که آیا این پدیده مفید است یا مفید نیست. ولی بعضی از نظام ها ایدئولوژیک هستند. نظام های ایدئولوژیک هم بیشتر بر مبنای ارزش ها و هنجارها قضاوت می کنند. بنابراین وقتی که الگوهای مدرن یا نوین در چارچوب ارزش هایشان نمی گنجد بر سر آنها مانع ایجاد می کنند. از همین رو در عرصه فرهنگی مثلا روزنامه و رادیو و تلویزیون و رسانه ملی ضد آنها را تبلیغ می کنند و زمینه را برای پذیرش هنجارها و ارزش هایی که می تواند مفید باشد، فراهم نمی کنند».

 

 

  • رواج دروغ گویی و ریاکاری

ایرانی ها با اینکه بر رنج ها و مزاحمت هایی که با مهمانی رفتن ایجاد می شود، آگاه هستند اما باز این سنت را رها نمی کنند. اینجا دیگر حکومت نقشی ندارد. این مردم هستند که بر این رفتار خود اصرار دارند. دلیل این اصرار چیست؟ کرامتالله راسخ این گونه پاسخ می دهد: «این به جنبه اجتماعی که دامنه اش گسترده است، مربوط می شود و عرصه های گوناگونی را نیز در بر می گیرد.یکی از این عرصه ها الگوهای رفتاری مردم است که از نگرش آنها ناشی می شود. تعداد زیادی از مردمان کشور ما اولین نسلی هستند که رفاه را تجربه می کنند.

 

انسان این رفاه را نیز مثل خیلی از پدیده های دیگر باید فرا بگیرد که چگونه با آن کنار بیاید ولی بسیاری از مردم هنوز نمی دانند و نمی توانند به راحتی از کنار این قضیه بگذرند که مهمانی رفتن و مهمانی دادن و مصرف گرایی و تجمل نشانه هویت و شخصیت و تعلق داشتن به گروه های بالای اجتماعی نیست.

 

 

یک جنبه دیگر هم احساس عدم اطمینانی است که در مردم مشاهده می شود. یعنی افراد می خواهند با نمادهای خاصی مثل اتومبیل، خانه خیلی مدرن، تظاهر به داشتن ثروت و مهمانی دادن، هویت کاذبی را برای خود دست و پا کنند چون نمی توانند با هویت خودشان کنار بیایند.یکی از مهم ترین پیامدهای این مسئله بروز و رواج دروغگویی و ریاکاری در جامعه است که روی جامعه پذیری کودکان و فراگیری دروغ از همان ابتدای کودکی نیز تاثیر می گذارد».

نظر شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلدهای علامت گذاری شده *

*

طراحی سایت و سئو