خانه » سبک زندگی » سخنان بزرگان » سخنان آندره موروا
دوره DBA مدیریت اجرایی کلاس زبان مشهد آزمون وکالت آزمون سردفتری

سخنان آندره موروا

آندره موروا

  • حسود را آزار مده که خود در آتشی بی پایان می سوزد. هر چیزی که مطابق میل و آرزوی ماست، حقیقت محض به نظرمان می رسد و تمام آن چیزها که بر خلاف میل مان است، خشمناکمان می کند.
  • افراد دانا کوشش دارند خود را همرنگ محیط سازند، اما اشخاص دیوانه سعی می کنند محیط را به رنگ خود در آورند. به همین دلیل، تحولات و پیشرفت های اجتماع به دست دیوانگان بوده است.
  • بشر خیلی زود به خوشبختی عادت می کند و خیلی زود هم فراموش می کند که خوشبخت است.
  • بشر به امید زنده است و امید همان آرزو است.
  • برای اینکه دوست پیدا کنی، باید خود را سزاوار و آماده دوستی کنی.
  • خوب اندیشیدن آن است که ما از مدل و نمونه ی کوچک داخلی دنیای وجود خودمان بر اساس دنیای بزرگ و حقیقی، تصویر درست و روشنی که سزاوار وجود خود ما است بسازیم.
  • اگر با شتاب وارد مرحله ی قضاوت بی دلیل نشویم و شتابزده تصمیم نگیریم، آن وقت توانسته ایم گامی بزرگ به سوی فرزانگی و خرد و احتیاط و پرهیزگاری برداریم.
  • هیجانات شدید نفسانی و عشق و شهوت و خشم نمی تواند یک بشر را، یک انسان را راهنمایی و رهبری کرده و به هدف و مراد خود برساند.
  • هیچ تجربه و آزمونی را نمی توان دلیل اعتبار گرفت.
  • دانشمند کسی است که از بررسی ها و تجربه های خود، حدس ها و قیاس هایی [ =سنجش ] بدست آورد که دارای روابط همیشگی و ثابت از نظر فنون (حوادث حسی) باشند.
  • دانسته ها و آگاهی های ما جز در موارد لازم و مناسب از آنِ ما نیستند.
  • یک مرد بزرگ عمل، به یک شاعر بایستی بسیار بیشتر نزدیک باشد تا به یک مؤلف دایره المعارف… .
  • امید و رویای یک مرد عمل این است که در زمانهای بی نهایت دشوار و در موارد پیچیده و سخت، نسبت به ادراک حیوانی و هوش فطری خویش اطمینان خاطر کامل به دست آورد.
  • برای مرد عمل، اندیشه با عمل درهم است، همان گونه که برای یک شاعر، اندیشه با تصویر و نشانه های درهم و مربوط می باشد.
  • کسی که بخواهد همه کاره باشد هیچ کاره است.
  • به راستی عبث و بیهوده است که انسان از طبیعت چیزی را بخواهد که به او داده نشده است.
  • تا زمانی که کارت به انجام نرسیده، نباید از راهی که برگزیده ای، از انحراف و تغییر جهت روی برتابی.
  • باید در هر کاری به امکان و عملی بودن آن کار ایمان داشت.
  • بهترین خلق و خوی، بردباری و متانت و به ویژه، خوش منشی و شوخ طبعی است که توانایی و قدرت آن را دارد که برای یک زن و شوهر خوشبختی فوق العاده به بار آورد.
  • آگاه باشید! دوست داشتن و عشق ورزیدن را باید احساس کرد.
  • عشق مانند آن بوته ی خاری است که هرچه بیشتر در کندن آن از زمین تلاش شود، آن خارها بیشتر در جسم و گوشت طرف مقابل نفوذ و رسوخ می نماید.
  • انسان همیشه در پی چیزی است که از او دوری می جوید و رد می کند چیزی را که به او تسلیم می گردد.
  • کسی که در دسترس و معرض دید و همنشینی قرار ندارد آسان می تواند مورد تحسین و ستایش قرار گیرد.
  • وقتی که غذایی به عشق و محبت نرسد و بی قوت بماند، یا به خواب می رود و یا فنا می شود و یا به علت نقص کمک از مبدأ کمال و فراوانی دچار کاستی می شود.
  • ستایش، خود گونه ای از هدیه و ارمغان است.
  • در رازداری، مسرت و سرور ویژه ی خودش نهفته است.
  • مردی که سزاوار گرفتن نام “مردی” باشد به کار خود بیش از همه ی جهان و حتا بیش از هر زنی که او را دوست می دارد عشق می ورزد.
  • اگر زن درصدد تلاش و کوشش مجدد برای دور کردن مرد از شغل اش برآید، جز اینکه کینه و بغض مرد را به خود متوجه سازد نتیجه ی دیگری نمی گیرد.
  • بهترین کتابها و رمان های عاشقانه آنهایی هستند که به آنها که سزاوار حقیقی محبت و عشق اند، راه و رسم زندگانی را بیاموزند.
  • یکی از موارد اساسی آیین دلبری این است که شخصی که می خواهد محبوب باشد باید وقت بیشتری را صرف تربیت و فرهنگ خویش نماید.
  • هر کاری که با عشق و محبت آغاز می گردد، لذت بخش و سرورآمیز است، اما عشقی که با کار آمیخته شود لذت اش بیشتر و مسرت و سرور آن افزونتر است.
  • همان گونه که هر چیز تازه ای، جذابیت و تمایل بیشتری دارد، در برابر، از قابلیت فناپذیری بیشتری نیز برخوردار است.
  • استعداد و ذوق همیشه برای زن و شوهر، تازگی و تجدد و تنوع پایدار و همیشگی ایجاد می کند.
  • کسی که دیگری را دوست دارد و به راستی به او عشق می ورزد، هر روز تلاش می کند یک کشیش دهکده ای باشد که دوست دارد همه شب خیابان های تنگ و پرپیچ و خم خود را طی کند و در محیط اندیشه و هوش و استعداد محبوب خود گردش نماید.
  • بزرگترین رمز خسته نشدن، طبیعی بودن است.
  • اگر ما دلدار خود را با ویژگی های خاص خودش برگزیده ایم، باید بگذاریم که او در حرکات و پرورش و نمو آزاد باشد.
  • عشق نیاز به تجزیه کننده ندارد، بلکه برای بیان نیازمند شاعر است.
  • کسی که با نیروی تمام دوست دارد و با قدرت کامل عشق می ورزد، می فهمد که اگر لازم باشد باید خود را تازگی مجدد بخشد و دم به دم خویش را نو و نوتر نماید.
  • یک عشق بزرگ، به موجودات بسیار ساده قدرت و قابلیت تیزهوشی، از خودگذشتگی و اعتماد و اطمینان خاص می بخشد.
  • به راستی تسلی بزرگی است که کسی بتواند در زمان های درد و تنهایی و فراق، دست کم یک خاطره ی کامل درخشنده را به یاد آورد.
  • برای کار کردن کافی نیست که انسان پشت یک میز بنشیند، بلکه باید خود را در هنگام کار از همه ی اندیشه های گوناگون پاس داشته و در امان نگاه دارد.
  • در عمل، کسی که خود را می گذارد تا بخورند اش، خورده می شود و می میرد، بدون اینکه اثری از خود بر جای گذارد.
  • اگر یک معاون و یا قائم مقام به گونه ای قلبی نپذیرد که مدیر مافوق او، دانسته‌های تجربه‌هایش بالاتر از او است، هرگز نمی تواند خدمتگزاری درست باشد.
  • تا زمانی که انسان گمان می کند وجودش می تواند برای جلوگیری از خطا و اشتباه مفید باشد باید در پست خود باقی بماند.
  • رازداری نقشی است که حاضر جوابی و دانایی ویژه ی خود را لازم دارد، اما از همه جهت، مسرت انگیز و شعف [ =شادمانی ] آمیز است.
  • سرور و مسرت بسیار زیاد به دست آمده از کار خوب به حدی است که می تواند جانشین تمام مسرت ها و خوشی های جهان گردد.
  • بهشت یک باغبان، باغ او است و بهشت یک نجار، میز کارگاه او می باشد.
  • زن خوب، وزیر دارایی خوبی برای خانه است و در اثر لطف و مهربانی و بینایی و بینش او است که بودجه ی خانه همیشه در تعادل است.
  • یک زن از نتایج زحمت های خود در تنظیم خانه که دنیای کوچک کاملی است باید به همان میزان مغرور و مفتخر باشد که یک رجل دولتی برجسته ای که توانسته مملکتی را نظم و ترتیب بخشیده و سازمان دهد.
  • هیچ آموزشی بدون کاردانی مناسب نیست.
  • چیزی که بدون زحمت و رنج آموخته شود روزی فراموش می شود.
  • بهتر است انسان میزان و مقدار کمی از امور را کامل فرا گیرد تا اینکه به طور متوسط مقدار زیادی از مواد را بیاموزد.
  • هدف آموزش و پرورش این نیست که متخصص و اهل فن تحویل بدهد، بلکه هدف آموزش این است که فکر و هوش عالی بسازد.
  • به هر اندیشه و هوش و ادراکی، غذای ویژه ی خودش را باید تجویز کرد که مطابق با اشتهای آن اندیشه باشد.
  • در ادبیات نیز مانند عشق نمی توان به گزینش دیگری اعتماد کرد. باید که مؤمن و معتقد و وفادار باشیم نسبت به آنچه که طبع و اندیشه ی ما می پسندد.
  • صرف داشتن موهبت و استعداد کافی نیست، زیرا اگر آن را به حال خود رها کنند عقیم می ماند.
  • شعر، گونه ای از حالت تاثر و هیجان است که در آن حالت، آرامش و سکون به انسان دست می دهد.
  • کار، از بین برنده ی کسالت و عیب و نیاز است.
  • افراد بشر هیچ گاه نمی توانند به اقدامی مفید مبادرت ورزند و به عملی مشترک دست زنند، مگر اینکه یکی از میان آنان برخاسته و تلاش همه را هر لحظه به سوی هدف مشترک رهبری کند.
  • هر عمل دسته جمعی وقتی درست رهبری نگردد دچار آشفتگی و بی نظمی می شود.
  • بدون وجود وجود فرمانده ی شایسته و سزاوار، عیچ عمل نظامی، هیچ حیات ملی و هیچ زندگانی اجتماعی وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد.
  • پیرمردان بسیارند و برای برگزیدن و بهره گیری از آنها نباید دنبال شناسنامه و تاریخ ولادت آنها رفت و کهن ترین آنها را برگزید، بلکه باید به دنبال بهترین آنها رفت.
  • هرم ها از رأس ساخته می شود و چیزی که در معماری بسیار خطرناک است در اداره ی امور عمومی آسان به نتیجه می رسد.
  • مرد اگر نمی خواهد در مرحله ی عشق و محبت خسته شود، باید با حسن نیت، اهمیت مقامی را که عشق در زندگانی و حیات یک زن دارد درک کند.
  • هیچ کاری ممکن نیست برای مملکت انجام گیرد، مگر اینکه هوی و هوس و خواهش های نفسانی و هیجان های روحی مانند عشق و خشم و جز آن در امور مملکتی راه نداشته باشد.
  • نخستین ویژگی مورد نیاز یک مدیر، داشتن اراده است.
  • در حقیقت، هیچ چیزی برای فرمانبران و زیردستان آنقدر باعث دلسردی و دلسوختگی از کار نمی شود که داشتن یک مدیر سست عنصر و دو دل و دورو.
  • نمود شخصی همان میزان حکومت می کند که خود شخص.
  • برای همگان، حکومت کردن بر خانه از هر جای دیگر و هر امر دیگری دشوارتر است.
  • یک مدیر حقیقی هیچگاه گمان و باور ندارد که یک هدف که برآورده شد، دیگر همه ی کارها جاودانه و منظم و روبه راه شده است.
  • باغی که خوب از آن مراقبت به عمل آمده است اگر مدت زمانی به حال خود رها شود، همه ی آن را علف های هرزه و بد فرا می گیرد.
  • مدیر خوب می داند که هیچ نتیجه ی مطلوبی هیچ گاه به دست نخواهد آمد.
  • ارتش بزرگ همیشه فرمانده ی خود را سرمشق عمل خویش قرار می دهد.
  • خونسردی، بزرگترین صفت برای کسی است که امر فرماندهی را بر عهده گرفته است.
  • گاهی عامل زمان آنقدر مهم است که باید تنها عامل روشن و فرضیه ی اساسی و اصلی برای پاسخ به مسأله قرار گیرد.
  • در دنیا عده ی اندک شماری یافت می شوند که می توان به آنها اعتماد کرد؛ باید گشت و اینها را یافت.
  • مدیر واقعی و حقیقی به بشریت اعتماد نمی کند، اما به چند تن از مردان به تمامی اعتماد می کند.
  • یک مدیر پر توقع و جدی همیشه بیش از یک مدیر سهل انگار و سست، مورد علاقه و محبت زیردستان است.
  • راز اینکه انسان را دوست بدارند، این است که او دوست بدارد.
  • بسیار اشخاص کم و نادری هستند که با سرشت های مشخص بتوانند در برابر قدرت بلامنازع [ =بی مدعی ] که به آنها داده شده مقاومت کنند و به بیان دیگر، خود را گم نکنند.
  • آزادی، یک حق غیر قابل تصرف بشری نیست، بلکه یک پیروزی مورد پسند است که باید هر روز این پیروزی و فتح از نو آغاز گردد.
  • هیچ رهبری نمی تواند قدرت خود را پاس دارد، مگر اینکه هر روز خود را سزاوار آن قدرت نشان دهد.
  • طوفان، درد و تباهی را آشکار ساخته، اما او به هیچ وجه آفریننده ی تباهی و درد نبوده است.
  • درد حقیقی پیری در ضعف جسمانی نیست، بلکه در سهل انگاری و بی باکی روحی است.
  • گرگ پیر تا زمانی که قدرت آن را دارد که طعمه ای به چنگ آورد و آن را از هم بدرد مورد احترام [ =بزرگ داشتن ] است.
  • دگرگونی های پرشتاب و نوآوریهای شگفت انگیز دلیل پیروزی جوانی است و استقامت و پایداری، ثبات و استحکام سنن و عادت ها، دلیل بر حیثیت و شرف پیری است.
  • زندگانی، یک نمایش و سینمای همیشگی است. تماشاچیان صحنه ی زندگانی یکی پس از دیگری برمی خیزند و از سینمای زندگانی بیرون می روند.
  • رمز پاس داشتن چابکی و نرمی و ظرافت آن است که انسان هیچ گاه ورزش را ترک نکند.
  • آنچه را که دیروز انجام شده است امروز نیز می توان انجام داد، اما آنچه که انجام نشده برای همیشه از دست به در شده است.
  • فن پیر شدن عبارت است از جنگ و نبرد در برابر بدی ها و معایب پیری، که در پایان زندگانی ما، یعنی دوره ی نیکبختی و خوشبختی ما پا به عرصه ی ظهور می گذارد.
  • هر عملی که برای جوان گردانیدن و بازدارندگی از آشکار شدن پیری باشد یک عمل و رفتار ناشی از تمدن و مدنیت است.
  • عشق پیرانه سر نیز می تواند آن قدر مؤثر و گیرا و همان اندازه صادقانه و صمیمانه باشد که مهرورزی ایام جوانی، صادقانه و صمیمانه و مؤثر و گیرنده است.
  • یک پیرمرد بدون اندوه و با نشاط هرگز بدون دوست و رفیق نخواهد ماند.
  • اگر همه ی مردم می دانستند که همه ی مردم از همه ی مردم چه چیزها که نمی گویند، هیچ کس به هیچ کس سخنی نمی گفت.
  • عیب و علت واقعی و اصلی پیری در ضعف جسمانی نیست، بلکه در بی علاقگی روحی است.
  • مردمی که آرام تر و کندتر پیر می شوند آنهایی هستند که با فرهنگ و فرزانگی، دلیل و برهان زندگانی را درک نموده اند.
  • در بسیاری از زمانها، پیرمردان بهتر از جوانان، راه و رسم فرمان دادن و اداره کردن را می دانند.
  • قدرت و توان بیش از آنکه مربوط به سن و سال باشد، به تندرستی و سلامت وابسته است.
  • فن و هنر پیری آن است که انسان سالخورده خود را به منزله ی تکیه گاه زندگانی و به منزله ی مرد مورد اعتماد نسل های آینده قرار دهد، نه اینکه خود را در برابر جوانان به منزله ی یک دشمن و رقیب نمایان سازد.
  • یک مرد خردمند، پس از آنکه زمانی را صرف کار و تلاش ویژه ای کرد، بقیه ی عمر را جز صرف آسایش خویشتن و فرهنگ و تربیت خاص خود نخواهد ساخت.
  • برای مردمانی که جز به تکمیل احساسات بشری نمی اندیشند، موسیقی پناهگاهی شایسته و ابزار سرگرمی مؤثری است.
  • مسرت ها و خوشی های زندگانی در سنین پیری بسیار لذت بخش تر و گواراتر از دوران جوانی است.
  • پیروزمندان! فراموش نکنید که پیروزی های بشری همیشه نسبی و موقتی است.
  • هیچ پیروزی ای آینده ی ما را در نظر ما مشخص نمی سازد و نمی تواند باعث اعتماد ما به آینده ی دور و درازی باشد.
  • هیچ انقلابی نتوانسته است نیکبختی و خوشبختی جاودانه ی اجتماعی را تضمین کند.
  • ثروتها و نام آوریهایی که زاده ی یک لحظه از عمر اند در یک لحظه از زمان فنا می شوند.
  • جنگ و نبرد زندگانی باعث پایداری و قوت شما خواهد شد.
  • هر بشری می تواند در ژرفای اندیشه ی خود پناهگاهی بسازد و در آن جای امن، هر گلوله ی سنگین و گران و هر سخن نابجا و نیشدار و مسمومی را ناچیز شمرد.
  • یک روح آرامش جو که آرامش و مسالمت [ =سازواری ] را در سراسر وجود خود احساس می کند، چه ترسی ممکن است به خود راه دهد؟
  • با تمام وجود نسبت به کسی که سزاوار و شایسته ی عشق شما به نظر می رسد سوگند وفاداری یاد کنید.
  • هر چیزی که مطابق میل و آرزوی باطنی ما است، به نظر، حقیقت محض و هر آنچه بر خلاف میل ما باشد باعث خشم مان می شود.
  • اشخاص عاقل می کوشند تا خود را همرنگ محیط سازند و اشخاص دیوانه سعی می کنند محیط را به رنگ خود درآورند. به همین جهت تحولات و پیشرفتهای جامعه به دست اشخاص دیوانه بوده است.
  • بعد از کتابهای آسمانی، شریف ترین و ثمربخشترین کتابها بیوگرافی و شرح حال است.

نظر شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلدهای علامت گذاری شده *

*

طراحی سایت و سئو