خانه » سبک زندگی » سخنان بزرگان » سخنان امام صادق علیه السلام
دوره DBA مدیریت اجرایی کلاس زبان مشهد آزمون وکالت آزمون سردفتری

سخنان امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام

  • « أَوْ لَـمَسْتُمُ النِّسَآءَ ؛ یا زنان را لمس کردید»پرسیدم . فرمود : «مقصود، همبستر شدن است ؛ لیکن خداوند، عفیف است و عفّت را دوست دارد . لذا آن گونه که شما نام می برید، نام نبرده است» .
  • «بهترین های امّت من، کسانی هستند که چون گرفتار بلای الهی شوند، پاکدامنی ورزند» .
  • «بی گمان ابراهیم (خود به تنهایی) امتی مطیع خداوند وپاکدین بود و از مشرکان نبود .»، روایت شده است که وی آموزگار نیکی ها بود .
  • «خداوند کسی را که نافرمانی اش کند، دوست نمی دارد» . آن گاه حضرت این شعر را برخواند : خدا را می کنی و باز اظهار دوستی او را می نمایی ؟!
  • اخلاص، رازی از رازهای من است که آن را به قلب هریک ازبندگانم که دوستش داشته باشم، می سپارم .
  • از امام رضا علیه السلام پرسیده شد : آیا مردم می توانند پرسیدن از چیزی را که بدان نیاز دارند واگذارند؟ فرمود : نه .
  • از امام رضا علیه السلام پرسیده شد : آیا مردم می توانند پرسیدن از چیزی را که بدان نیاز دارند واگذارند؟ فرمود : نه .
  • امام صادق علیه السلام این دعا را به من داد : «سپاس خدایی را که صاحب حمد است و شایسته و نهایت
  • انسان خطای آموزگارش را نشناسد، تا آنکه اختلاف [و دیگر نظرات] را بشناسد .
  • انسان خطای آموزگارش را نشناسد، تا آنکه اختلاف [و دیگر نظرات]را بشناسد .
  • ای گرامی ترینِ گرامیان و نهایتِ آرزوی خواستاران ! تو سرور منی که درِ دعا و توبه را برای من گشودی. پس درِ قبول و اجابت دعا را بر من مبند .
  • بارالها ! قلبم را از محبّت نسبت به خودت، ترس از خودت، تصدیق و ایمان به خودت، هراس ازخودت و شوق به خودت، لبریز ساز، ای صاحب جلال وکرامت!
  • بارالها! نگریستن به رخسار تو شوق دیدارت را از تو درخواست می کنم .
  • بر دلت جامه پرهیزگاری بپوشان تا به دانش برسی
  • بر دلت جامه پرهیزگاری بپوشان تا به دانش برسی .
  • به صاحب دانش بگو عصایی از آهن و کفشی آهنین برگیرد و دانش را بجوید، تا آنکه عصا بشکند و کفشها پاره گردد .
  • بهترینِ برادرانت، کسی است که خطایت را فراموش کند و از نیکوکاری ات در حقّ خودش یاد کند .
  • پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به ما فرمان داد که در سه چیز بر ما چیره نگردند : به معروف فرمان دهیم و از منکر باز داریم و سنّتها را به مردم بیاموزیم .
  • پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمان داد تا زبان سریانی را یاد بگیرم .
  • پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمان داد که نوشتن یهود را یاد بگیرم .
  • پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود : دانش را در بند کنید . عرض کردم : در بند کردن آن چگونه است؟ فرمود : نگارش آن .
  • پیامبر صلی الله علیه و آله از مغلطه کاری منع فرمود .
  • پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود : یاد دهید و آسان گیرید و سخت مگیرید
  • تو را به دوستی مسکینان و همنشینی با آنان سفارش می کنم .
  • چگونه کسی که برخی از آنچه را خداوند روزی اش ساخته، به او وام نمی دهد [یعنی انفاق نمی کند ]، محبّت پروردگارش را به کمال می رساند ؟
  • حکیم ده خصلت دارد : پارسایی، عدل، فهم، گذشت، نیکی، بیداری، خودنگهداری، تذکر، هشیاری، نیک خویی و میانه روی .
  • خداوند به موسی علیه السلام وحی کرد : «نعمت هایم را به خلقم یادآوری کن، به آنان نیکی نما و مرا محبوبشان گردان که آنان، جز کسی را که به آنان نیکی نموده است، دوست نمی دارند».غایت آرزوی دوستداران
  • خداوند به موسی علیه السلام وحی کرد که دو کفش و عصای آهنین برگیر و آنگاه درزمین سیاحت کن و آثار و عبرتها را بجوی؛ تا آنکه کفشها پاره و عصا شکسته شود .
  • خداوند به موسی علیه السلام وحی کرد که دو کفش وعصای آهنین برگیر و آنگاه در زمین سیاحت کن و آثار و عبرتها را بجوی تا آن جا که کفشها پاره و عصا شکسته شود .
  • خداوند متعال در یکی از کتاب هایش چنین نازل کرده است : «بنده ام ! به حقّ خودم سوگند که من دوستدارت هستم . پس به حقّ خودم بر تو، سوگندت می دهم که مرا دوست بدار» .
  • خدای من! کدام یک از مردم نزد تو محبوبتر است؟ فرمود : دانشمندی که دانشمند دیگری را می جوید .
  • در تو دو صفت است که خداوند آنها را دوست دارد: بردباری و تأنّی
  • دل احمق در دهانش و دهان حکیم در دلش است .
  • دل احمق در دهانش و دهان حکیم دردلش است .
  • دنیا را دشمن بدارید، تا خدا دوستتان بدارد
  • رسول خدا فرمود : «نزد خداوند، هیچ چیز دشمن تر از خانه ای که بر اثرطلاق ویران شود، نیست» . سپس امام صادق علیه السلام فرمود:«خداوند ـ عزّوجلّ ـ، به سبب دشمنی ای که با جدایی داشت، درباره طلاق تأکید ورزید و سخن را در آن باب، بارها بازگفت.
  • رسول خدا فرمود : «هان ! شما را از دشمن ترینِ آفریدگانْ نزد خداوند متعال، باخبر سازم ؟». گفتند : «آری، ای رسول خدا !» .فرمود: «کسانی که با زنان همسایگانِ خویش، زنا می کنند».
  • شنیدم مردی از امام صادق علیه السلام می پرسید :«کسی می گوید که دوستت دارم . من از کجا بدانم که [واقعا] دوستم دارد ؟».
  • مردی از قبیله خثعم نزد رسول خدا آمد و گفت : «منفورترین کار نزد خداوند چیست ؟».فرمود : «شرک ورزیدن به خداوند» .پرسید : «پس از آن چیست ؟».فرمود : «بُریدن از خویشان» .پرسید : «پس از آن چیست ؟».فرمود : «امر به منکر و نهی از معروف» .
  • نقل می کنند که امام صادق علیه السلام این دو بیت را بارها برای مَثَل زدن می خواند
  • هرکه با همنشینِ بد دوستی کند، ایمن نمی ماند .
  • اگر نسل حاضر نمی داند به کجا می رود، دلیل آن اینست که رویای اجداد خود را دنبال می کند.
  • سنگهای درشت را سنگهای ریز پابرجا نگاه می دارند.
  • وقتی خودخواهی یک فرد به صورت قانون در آمد، فانوس بردارید و در روز روشن به دنبال عدالت و انسانیت بگردید.
  • اخلاق، چیز ساخته شده و حاضر آماده ای نیست، بلکه ذره ذره و روز به روز، خلق و ایجاد می گردد.
  • چه بسا چیزهایی که دیروز برای آنها کف می زدیم، ولی امروز نسبت به آنها اظهار نفرت می کنیم.
  • بهترین نشانه ترقی یک ملت، آزادی گفتار است.
  • آزادی این نیست که هر کس هر چه دلش خواست بکند، بلکه آزادی حقیقی قدرتی است که شخص را مجبور به انجام وظایف خود می کند.
  • بسیاری از سیاستمداران این مطلب را به خوبی می دانند که هیچ ملتی نباید آزاد باشد، مگر آنگاه که شایستگی نگهداری و اجرای این آزادی را داشته باشد. این اندرز مانند دیوانه ای در یک داستان کهن است که تصمیم گرفته بود در آب نرود، مگر آنگاه که شنا کردن را آموخته باشد.
  • طبیعت حتی به حیوانات زبان بسته هم آزادی بخشیده است.
  • من اگر در بهشت باشم، ولی به من بگویند حق نداری جهنم را به این بهشت ترجیح دهی، از آن بهشت بیرون می روم.
  • خداوند، آزادی را آفرید و بشر، بندگی را.
  • از دل برود هر آنکه از دیده برفت.
  • دنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی، دنبال کسی باش که بدون او نتوانی زندگی کنی.
  • اگر نسل حاضر نمی داند به کجا می رود، دلیل آن اینست که رویای اجداد خود را دنبال می کند.
  • سنگهای درشت را سنگهای ریز پابرجا نگاه می دارند.
  • وقتی خودخواهی یک فرد به صورت قانون در آمد، فانوس بردارید و در روز روشن به دنبال عدالت و انسانیت بگردید.
  • اخلاق، چیز ساخته شده و حاضر آماده ای نیست، بلکه ذره ذره و روز به روز، خلق و ایجاد می گردد.
  • چه بسا چیزهایی که دیروز برای آنها کف می زدیم، ولی امروز نسبت به آنها اظهار نفرت می کنیم.
  • بهترین نشانه ترقی یک ملت، آزادی گفتار است.
  • آزادی این نیست که هر کس هر چه دلش خواست بکند، بلکه آزادی حقیقی قدرتی است که شخص را مجبور به انجام وظایف خود می کند.
  • بسیاری از سیاستمداران این مطلب را به خوبی می دانند که هیچ ملتی نباید آزاد باشد، مگر آنگاه که شایستگی نگهداری و اجرای این آزادی را داشته باشد. این اندرز مانند دیوانه ای در یک داستان کهن است که تصمیم گرفته بود در آب نرود، مگر آنگاه که شنا کردن را آموخته باشد.
  • طبیعت حتی به حیوانات زبان بسته هم آزادی بخشیده است.
  • من اگر در بهشت باشم، ولی به من بگویند حق نداری جهنم را به این بهشت ترجیح دهی، از آن بهشت بیرون می روم.
  • خداوند، آزادی را آفرید و بشر، بندگی را.
  • از دل برود هر آنکه از دیده برفت.
  • دنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی، دنبال کسی باش که بدون او نتوانی زندگی کنی.
  • نداشتن انعطاف یکی از بدترین نقطه ضعف ها است. می توانید بیاموزید که شتابزدگی را کنار بگذارید، ترس را با اعتماد به نفس و تنبلی را با نظم و انظباط جایگزین کنید. اما برای سرسختی و انعطاف ناپذیری ذهن پادزهری وجود ندارد. این خصلتی است که باعث می شود شخص با دست خویش گور خود را بکند.
  • مردم همیشه خواهان کتابهای کوچکی هستند که بتوانند در یک نشست و برخاست آنها را بخوانند.
  • کسانی موفق می شوند و گُل می کنند که در تغییرپذیری، استاد باشند.
  • به بیشتر هدفهای بزرگ نمی رسیم، زیرا ابتدا به کارهای پیش پا افتاده توجه می کنیم.
  • خلاقیت یعنی بهترین استفاده از داشته ها و شرایط کنونی.
  • تک تک سربازان پیش از ورود به جنگ باید بدانند که مبارزه ی کوچک آنها چقدر در پیروزی نهایی موثر است و چگونه موفقیت مبارزه ی هر سرباز در کل جنگ تاثیر می گذارد.
  • بینش به تنهایی کافی نیست، باید با کار توام باشد. [ همان گونه که ] تنها نگریستن به پله ها کافی نیست، باید از آنها بالا رفت.
  • تنها افرادی می توانند نادیده ها را ببینند که توانایی دارند غیرممکن ها را ممکن سازند.
  • جایگزینی برای شخصیت وجود ندارد. شما می توانید مغزها را بخرید، اما شخصیت را نمی توانید.
  • شخصیت، مهمترین چیز است، اما تنها شخصیت نیست که اهمیت دارد.
  • در لحظه ای که ما ایمان خود را به یکدیگر از دست می دهیم، دریا ما را به کام خود فرو می برد و نور به تاریکی می گراید.
  • هرچه می خواهید بنویسید و منتشر کنید، اما تنها می توان آن دسته از ماموریتها، ارزشها و اخلاقیات در شرکت شما را به حساب آورد که همیشه در رفتار کارکنان شما تجلی می یابند.
  • ما نمی توانیم آنچه را که باید بشویم، بشویم، در حالی که در انچه هستیم، درجا می زنیم.
  • بهای شکست بیشتر از بهای پیروزی است. بهای شکست، فقر، افسردگی، ناامیدی و روحیه ی رنج کشیده است.
  • ما در جایی که می خواهیم باشیم نیستیم؛ ما در جایی که باید باشیم نیستیم؛ اما خدا را شکر که در آنجایی که پیشتر بودیم نیستیم.
  • اگر مجبور باشم تنها یک ابزار همه کاره ی رهبری را نام ببرم، آن ابزار ارتباط است.
  • من می خواهم افراد نظر خود را آشکارا ابراز دارند، حتی اگر شغل خود را از دست بدهند.
  • تا زمانی که بسیاری از دیگر افراد نخواهند، کسی موفق نمی شود.
  • شاید شما بزرگترین مجموعه ی ستارگان انفرادی را در جهان داشته باشید، اما اگر آنها با هم بازی نکنند، تیم شما [ به اندازه ی ] یک پول سیاه ارزش ندارد.
  • کاش دانسته بودم چگونه زندگی کنم یا کسی را یافته بودم که روش زندگی را به من آموزش دهد.
  • حتی زمانی که بازی زندگی را به پایان برده اید، تنها احساس کار تیمی را به یاد می آورید.
  • به هم پیوستن، یک آغاز است؛ با هم ادامه دادن، پیشرفت است و کار کردن با هم موفقیت است.
  • هر کجا تیمی هست، بیش از یک راه وجود دارد.
  • مادر، فردی نیست که به او تکیه کنیم، بلکه کسی است که ما را از تکیه کردن به دیگران بی نیاز می سازد.
  • زندگی، یک بوم نقاشی است که در آن از پاک کن خبری نیست.
  • این سالها نیستند که زندگی را می سازند، بلکه لحظاتند.
  • ما با آنچه به دست می آوریم می توانیم گذران زندگی کنیم، اما آنچه می دهیم زندگیمان را می سازد.
  • ناکامی یعنی تاخیر، نه شکست؛ مسیر انحرافی موقت است، نه کوچه ی بن بست.
  • خم می شوم، اما خُرد نمی شوم.
  • ترس را احساس کن و با وجود آن، اقدام کن.
  • رویاهایت را دنبال کن… زیرا جستجوی همان رویاهاست که به زندگی، ارزش زندگی می بخشد.
  • دوست، همسایه ی دل آدمی است.
  • دوست شما نیازمندی های پاسخ داده ی شما است.
  • اگر سخنی را شنیدید و به دلتان نشست، بدانید که آن سخن حق است و به دنبال آن بروید.
  • مسائل تغییر نمی کند؛ این ما هستیم که نحوه ی نگرش خود را تغییر می دهیم.
  • هر چقدر که می خواهی متفاوت باش، اما بکوش مردمی را که با تو متفاوتند، تاب آوری.
  • هر قدر بیشتر بتوانیم در خود و دیگران شادی بیافرینیم دنیای بهتری خواهیم داشت.
  • یک دقیقه خندیدن می تواند به بدن همان اندازه آرامش بدهد که چهل و پنج دقیقه درمانهای خاص آرامبخش.
  • هم اکنون به این حقیقت پی برده ایم که افراد شاد غالباً کمتر از افرادی که به گونه ای همیشگی احساس نگرانی و بدبختی می کنند بیمار می شوند.
  • تلخ ترین اشک هایی که بر سر مزار رفتگان ریخته می شود به دلیل کلمه های ناگفته و کارهای ناکرده است.
  • اگر دریابیم که تنها پنج دقیقه برای بیان آنچه می خواهیم بگوییم فرصت داریم، تمام باجه های تلفن از افرادی پر می شد که می خواهند به دیگران بگویند آنها را دوست دارند.
  • تردیدهای خود را بپذیرید و به حرفهای آنها گوش کنید؛ آنگاه می توانید راهی برای آنها بیابید.
  • ترس را بپذیر و با وجود آن اقدام کن.
  • …تردید، بخشی از هویت انسان است. تنها با گذشتن از میان تردید است که می توان به حقیقت رسید.
  • …عشق، رسیدن به درکی چنان کامل است که خود را پاره ای از دیگری بدانی، او را بپذیری آن گونه که هست و نه به گونه ای که تو می خواهی… .
  • بخشودن، هدف غایی عشق است.
  • برای رسیدن به بهشت، تنها یک راه وجود دارد؛ در زمین آن را عشق می نامند.
  • هر رابطه ی عشقی، آغاز سفری است که آزمایش ها و آزمونهای بسیاری را سر راهمان قرار خواهد داد.
  • عاشق بودن، برپا ساختن ستونهای استوار بر مبنای احساسات است؛ اما جایی نیز برای تغییر بگذار، چون داشتن احساس یکسان در تمام عمر، جایی برای رشد، تجربه و آموختن نمی گذارد.
  • عاشق بودن، توانمند بودن در پذیرفتن ایده ها و حقایق تازه است؛ دانستن، آن است که دیگری نیز آنچه که بوده باقی نمی ماند و تغییر، آرام آرام او را دگرگون می سازد.
  • تاکنون هیچ کس حتی شاعران نیز نتوانسته اند نهایت عشقی را که دل آدمی پذیرنده ی آن است اندازه بگیرند.
  • فرزندم! در دنیا چنان وارد نشو که به آخرتت زیان برساند و آن را چنان رها مکن که سربار مردم شوی.
  • دارایی و ثروتی ندارم، تنها سرمایه ام، روح شاد من است.
  • اگر اخمو و ترشرو باشید هیچ کس تمایل همنشینی با شما را ندارد؛ پس شاد باشید و بر دیگران لبخند بزنید تا شما را در جمع خود بپذیرند.
  • هیچ هنری دشوارتر از هنر زیستن نیست. برای هنرها و دانش های دیگر همه جا استادان بیشمار می توان یافت. حتی جوانان بر این باورند که این دانش ها را چنان فرا گرفته اند که می توانند به دیگران نیز بیاموزند. هنر زیستن را باید انسان در طول مدت عمر بیاموزد و شگفت تر آنکه انسان باید هنر مردان را نیز در طول عمر بیاموزد.
  • آن که هیچ نمی داند، به چیزی عشق نمی ورزد. آن که از عهده ی هیچ کاری برنمی آید، هیچ نمی فهمد. آن که هیچ نمی فهمد، بی ارزش است. اما آن که می فهمد، بی گمان عشق می ورزد، مشاهده می کند، می بیند . . . هر چه بیشتر دانش آدمی در چیزی ذاتی باشد، عشق بدان بزرگتر است . . . هر که فکر کند همه ی میوه ها در همان وقت می رسند که توت فرنگی، از انگور چیزی نمی داند.
  • یادگار نفرت نیرومندتر از یادگار محبت است.
  • تا خود را از هر جهت کامل و شایسته ندیدی، پیشداوری نکن.
  • دانای بی وجدان هیچ گاه دارای روح پاکی نخواهد بود.
  • کاش در دنیا سه چیز وجود نداشت: غرور، عشق و دروغ؛ آن وقت کسی از روی غرور برای عشق دروغ نمی گفت.
  • آیا بشر هنگامی زنده است که دیگران زنده اند؟
  • کار امروز را به فردا موکول کردن شرط خردمندی نیست؛ شاید هرگز خورشید فردا را نبینی…
  • پاکدامنی و استقامت از تمام پیمانها و سوگندها محکمتر است.
  • هرکس می تواند آزادانه راه خود را برگزیند، هیچ کس را نمی توان به زور وادار ساخت تا به عقیده ای ایمان بیاورد.
  • کاش می دانستم چه کسی مرا غیبت می کند، چه کسی مرا دشمن می دارد و چه کسی بد مرا می گوید تا او را سیم و زر فرستادمی که چون کار من می کند از دارایی من نیز خرج کند.
  • زیبایی در صورت نیست؛ زیبایی، نوری در قلب انسان است.
  • آرام برو و از زندگی لذت ببر. وقتی که خیلی تند می روی، نه تنها مناظر سر راه را از دست می دهی، بلکه ممکن است این حس را که به کجا و برای چه می روی را هم از دست بدهی.
  • وظیفه ی آموزش این است که ذهن های خالی را به ذهن های باز تبدیل کند نه ذهن های پر.
  • در زندگی اختیار بادها در دست ما نیست، اما اختیار بادبانها در دست خودمان است.
  • معنویت، ملایمت و نفی خویشتن، باعث سعادت انسان می شود.
  • تو فقط یکبار زندگی خواهی کرد، اما اگر به درستی عمل کنی، همین یکبار کافی است.
  • رنج، گریزناپذیر است، اما رنج کشیدن ارادی است. پیدا کردن خوشبختی در درون خودمان هرگز کار آسانی نیست، اما پیدا کردن آن در جای دیگر، غیرممکن است.
  • اینکه ما چگونه روزهای خود را سپری می کنیم، در حقیقت بدین معناست که چگونه عمر خود را می گذرانیم.
  • شگفت آور است، اما حقیقت دارد. ما اغلب زمانی خطاهای دیگران را سرزنش می کنیم که از آنها سودی نصیب مان نشده است.
  • غرور به دانش خود بدترین نادانی است.
  • زبان انسان ماری است که خود را می گزد.
  • همیشه ممکن است از بین تیرهایی که به سمت هدف پرتاب می کنید، یکی به بار ننشیند، اما وقتی تیری را پرتاب نمی کنید، صددرصد تیرها را از دست خواهید داد.
  • انسان خوشبخت آن کسی است که حوادث را با تبسم و اندکی دقت به علت وقوع آن تلقی نموده و بپذیرد.
  • من در زمان خودم با اندک افراد مواجه شدم که میل شدیدی به کار سخت داشتند؛ خوشبختانه همه ی آنها همکاران من بودند.
  • تن درست برای روان، مهمانخانه و برای تن ناسالم بیمارستان است.
  • حافظه، آفریده ای هوس باز و خودکامه است. هرگز نمی توانید بگویید که از کرانه ی دریای زندگی چه سنگ ریزه ای را بر می گیرد و در گنجینه ی خود نگاه می دارد یا کدام گل ناشناخته ای را از مزرعه می چیند و به عنوان رمز اندیشه هایی که در اعماق قرار گرفته اند و روزی اشک به چشم می آورند نگاه می دارد و با این همه شک ندارم که مهمترین چیزها آنها هستند که بهتر به یاد می آیند.
  • نیروی دانش و معرفت، بدون اراده ی قوی مانند درخت بی بار است.
  • آرامش در چهار دیواریت باشد و توانگری در قصرهایت.
  • با شاد کردن دیگران، شاد بودن را تجربه خواهی کرد.
  • آرامش و اطمینان، بهترین موفقیت است.
  • امتحان نهایی دین، دینداری نیست، محبت است.
  • از میان هدایای آسمانی، خنده صمیمانه ترین آنها به شمار می رود.
  • تمامی هنر، حتی یک منظره، نوعی گفت و گو است.
  • به دست آوردن خوشبختی، بزرگترین پیروزی زندگی است.
  • رفتار خوب دیگران را بر رفتار خود بیفزا تا انسان ایده آلی باشی.
  • تنها یک سفر، سفری به ژرفای وجود خود.
  • گرایش به آزادی در برتری مردم است.
  • پیگیری اهدافتان، زندگی شما را پی ریزی می کند.
  • جست و جوی ما برای عشق، منحصراً با خودشناسی انجام می پذیرد.
  • جاودانگی عشق را باید در تداوم آن جست و جو کرد.
  • اندیشه های زیبا زیبا آفرین است. وقتی افکار زیبا داشتی، اثر زیبا می آفرینی.
  • تفکر سرچشمه ی بنیادی ثروت، موفقیت، پیشرفت های مادی، اکتشاف ها و اختراعهای بزرگ و همه ی کامیابی ها به شمار می رود.
  • اصلاح طلب، شخصی است که با یک قایق شیشه ای از مجرای فاضلاب می گذرد.
  • زمانی که پریان از رقصیدن و روحانیون از گوشه نشینی دست برداشتند، عمر دنیای شاد به پایان رسید.
  • بهتر است به آینده مان بنگریم، چون قرار است مابقی عمرمان را در آن بگذرانیم. در حکومتهای ایدئولوژیک، کارگزاران همیشه می کوشند تا از مقدار کار خود بکاهند و بر میزان تعهد خود بیفزایند.
  • چهره ی طبیعی درختان را که در زمین ریشه کرده اند ببینید؛ گیاهان، جانوران و دلبستگی های درونی آنها به یکدیگر را در نظر آورید. خود را از چشم سگی که در پارک نشسته ببینید و گل را از راه بویش بنگرید و کوهستان را از توده مندی اش؛ آنگاه که ذهن بگذارد موضوعاتش دست نخورده بمانند شاید دیگر نه ذهنی باشد و نه موضوعی، تنها یگانگی نفس گیر باشد و بس
  • شاهکارها با گذشت زمان کهنه نمی شوند، این بماند، در هر زمانی بسته به موقعیت و مقام، جلوه و جمالی دوباره می یابند؛ چنان که گویی به تازگی مطرح شده اند.
  • بزرگی و تنها و آبی و در اوج؛ آسمانی انگار.
  • خردمند آن نیست که چون در کاری می افتد بکوشد تا از آن کار بیرون آید، خردمند آن است که بکوشد در کاری نیفتد.
  • بیش از آنچه به تو تعلق دارم نمی توانم از آن تو باشم.
  • هیچ قدرت دنیوی نیست که بدون پشتیبانی یک قدرت معنوی دوام بیاورد.
  • جامعه همان تجلی همبستگی اجتماعی است نه سود شخصی.
  • نه اندیشه ها، بلکه علایق مادی و آرمانی به گونه ای مستقیم بر رفتار انسانها تسلط دارند، اما بارها پیش می آید که جهان بینی هایی که آفریده ی اندیشه ها هستند مسیر کنشی را که خود بر انگیخته ی علایق است تعیین می کنند.
  • افسوس که پیش بینی های بشر در کار آینده، ناگزیر از رخ دادن نیست و حتی درباره ی یکی از آنها هم نمی توان به گونه ای روشن و ثابت، حکم نمود. بسا که یک عمر آرزو در یک لحظه، نابود گردیده است!
  • خواستن توانستن است؛ بخواه تا بتوانی.
  • خطاها، گناهها و ناکامی های بیشتر مردم از نداشتن اراده است.
  • حرف زدن بدون فکر مانند تیراندازی بدون هدف است.
  • حواس، ابزار کشف نیست، بلکه تنها، ابزاری برای ارتباط عملی با دنیای خارج و نیز عقل است.
  • یک روزنامه، تاریخ یک روز جهان است که در آن زندگی می کنیم و با آن بیش از روزهایی که گذشته و تنها در یاد ما باقی مانده است سر و کار داریم.
  • گر نیک بنگری دنیا و هر آنچه در آن است را چون ترازویی خواهی یافت که سنگش گرسنگی و پاره سنگش شهوت است. پر کردن معده و خالی کردن کیسه ی شهوت، جذر و مد این دریای بی نام و ننگ هزار رنگی است که نامش زندگی است.
  • هیچ شعری شاعر ندارد، هر خواننده ی شعری، شاعر آن لحظه ی شعر است.
  • هرگز خنده را از یاد مبر، غرور هم نباید مانع گریستن تو شود، با خندیدن و گریستن است که زندگی معنای کامل می یابد.
  • اگر خداوند خود را در جایی پنهان کرده باشد، [ آن جا ] قلب انسان است، زیرا آخرین جایی است که بشر به فکر جستجو در آن می افتد.
  • آنچه که باعث بروز ناراحتی و احساسات منفی در ما می شود، در حقیقت خود مشکل نیست، بلکه باورهای نادرست ما درباره ی زندگی است که ایجاد مشکل می کند.
  • هر چه بیشتر عمر می کنم بیشتر خاطر جمع می شوم که تفاوت عمده ی انسانها، تفاوت بین انسان ضعیف و قوی، بین انسان بزرگ و کوچک، میزان توانایی یا اراده ی استوار و خلل ناپذیر آنهاست. به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی را برای خود مشخص می کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد: یا مرگ یا پیروزی.
  • آنگاه که سندانی [ =آهن ضخیم ]، پا برجا باش، روزی که چکش گشتی محکم تر بکوب.
  • از ستایش و عیب جویی مردمان، هیچ کدام را نباید محک حقیقت شمرد، اما از هر دوی آنها می توان به عنوان محک برای شخص خود استفاده کرد.
  • یک اهرم به اندازه ی کافی بلند به من بدهید، من می توانم تمام جهان را تکان دهم.
  • معشوق را توان مردن نیست، چرا که عشق، خود، جاودانگی است.
  • می خواهم عمری در کنار تو باشم؛ آنقدر از خود به تو بگویم تا وجودمان یکی شود، تا زمانی که لحظه ی مرگ مان فرا رسد.
  • آنچه از ما باقی می ماند عشق است.
  • عشق نه فصل می شناسد و نه سرما و گرما، نه ساعت و نه سن و سال و ماه که حیله های زمانند.
  • عشق راستین، آتشی پایدار است که در اندیشه ی انسان شعله ای جاودان دارد. رخوت پیری و مرگ را در آن راهی نیست؛ همیشه چنین خواهد بود.
  • کتاب خوب در حکم دوست خوب است.
  • تبسم، دشمن را دوست می کند.
  • هستی ما به ناپایداری ابرهای پاییز، تماشای تولد و مرگ موجودات، همچون نظاره ی شعله های آتش یک عمر، مانند جرقه ی رعدی در آسمان و چون سیلابی پر شتاب و روان از سراشیبی کوهی [است].
  • اگر برنده شوی نیاز نداری که شرح دهی … اما اگر بازنده شوی بهتر است آنجا نباشی تا مجبور شوی شرح بدهی.
  • خودت را با هیچ کس در این دنیا مقایسه نکن؛ اگر این کار را بکنی، به خودت توهین کرده ای.
  • اگر روزی فرا رسید که هیچ مشکلی برای حل کردن نداشتی بدان که در مسیر اشتباهی حرکت کرده ای.
  • جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد.
  • همه چیز را می شود دگرگون کرد؛ افراد را باید با الگوی مناسب هدایت نمود.
  • برای همه آرزوی خیر کنید، چرا که خودتان هم جزیی از همه هستید.
  • نخست، تاریخ سرزمین خودت را بدان، سپس تاریخ دیگران را بخوان.
  • پیروزی، همیشه از آنِ کسانی می شود که در راه اصلی گام برداشته اند.
  • اگر در جستجوی سعادت هستی، باید به اندازه ی تمام عمرت تلاش کنی.
  • سه چیز در پیشداوری لازم است: دانش، وجدان و بردباری.
  • بهترین مترجم کسی است که سکوت دیگران را ترجمه کند.
  • در حقیقت، زیبایی آن است که به انسان برتری بخشد.
  • هر صبح در آفریقا که آهوان از خواب بیدار می شوند می دانند که باید تندتر از تندترین شیرها بدوند و هر صبح که شیرها از خواب بیدار می شوند می دانند که باید تندتر از کندترین آهوان بدوند. مهم نیست که شما شیر هستید یا آهو، مهم این است که بدانید هر صبح که خورشید بر می آید باید بهتر بدوید.
  • کارهای خود را به دو تا سه تا محدود کن و بر آن باش که بر شمار آنها افزوده نشود… حسابهای خود را به طور مثال تلاش کن از پنج و شش تجاوز نکند تا بتوانی با انگشتان حساب کنی….گزیده ی بیان اینکه تنها چیزی که توصیه و تکرار می کنم این است: سادگی، سادگی و سادگی.
  • آزادی زن این است که در قفسی زندانی شود، اما میله های آن از طلا باشد.
  • آفت خوش بختی، آرزوهای دور و دراز است.
  • از خود گذشتگی را باید از شمع آموخت که با وجود سوختن روشنایی می بخشد.
  • کسی که به خودش رحم نکند به مردم نیز رحم نخواهد کرد.
  • رمز پیروزی در دانش و توانمندی نهفته است، نه در بخت و اقبال.
  • فراموش می کنند که کار را با چه سرعتی انجام دادیم، اما کیفیت در یادها می ماند.
  • ریشه ی بسیاری از مسائل اجتماعی، از نابودی شهرها گرفته تا تهدید جهانی محیط زیست، در سیاست های به ظاهر مناسبی که جهت آسایش آنها طراحی و اتخاذ شده، نهفته است.
  • ساعت تیک تاک می کند؛ دقیقه ها پرواز می کنند و در زندگی پر شتاب شما، روزهایتان چون مسابقه ای پایان ناپذیر به نظر می رسد؛ مسابقه ای برای رسیدن به قطاری که با سرعت از ایستگاه دور می شود و شما را پشت سر می نهد.
  • اگر شما چیزی را بخواهید، آن چیز دیگر رویا نیست.
  • تجسم گفتگو بدون پرسش و پاسخ دشوار است. این دو نه تنها راهی برای شروع گفتگو هستند، بلکه انجام آن را خیلی آسانتر می سازند و اهداف گوناگونی را برآورده می کنند.
  • سعی کنید فرزند برگزیده ی پروردگار باشید، آن وقت است که الهه ی هنر به روی شما لبخند خواهد زد و جایی در ردیف بزرگان دانش و هنر به شما داده خواهد شد.
  • ذهن خود را به آنچه می خواهید متمایل کنید، نه آنچه که نمی خواهید. مرگ، هم بزرگتر از کوه است و هم کوچکتر از مو.
  • اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد.
  • اگر هدف خود را ندانید، به بیراهه خواهید رفت.
  • چنانچه بتوانید خطری را پیش بینی کنید، از نیمی از آن برحذر هستید.
  • برنامه ریزی، فرآیندی است که به موجب آن شما آینده ی خود را پیوسته می سازید.
  • در گذشته، تغییر، انسانها را تحت فشار چندانی قرار نمی داد، اما آهنگ کنونی تغییر چنان عظیم است که تأخیر در پاسخ به آن ممکن است بسیار گران و حتی فاجعه آمیز باشد.
  • زندگی، پدیده ای ایستا نیست؛ تنها دو گروه نمی توانند اندیشه های خود را عوض کنند: دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان.
  • با زنی ازدواج کن که اگر «مرد» بود بهترین دوستت می شد.
  • من از کسانی که نام خود را روی شهرت فرد دیگری بنا می کنند، متنفرم.
  • وارد شدن در عمل، بدون برنامه ریزی، علت همه شکست هاست.
  • با سنگهایی که در سر راهت می گذارند نیز می توانی چیز قشنگی برای خود بسازی.
  • باران هم روی ستمگر می بارد و هم ستمدیده، ولی بیشتر روی ستمدیده می بارد؛ زیرا ستمگر چتر ستمدیده را ربوده است.
  • تنها یک گرگ کافی است که هزار بره را زخمی و پاره نماید، پس باید بره ها را گرگ شناس کرد.
  • مصیبت، سنگ محک حقیقی آدمیزاد است.
  • هیچ کس بدبخت تر از کسی نیست که هرگز به بلا و مصیبتی گرفتار نشده است.
  • دیدن لبخند آنهایی که رنج می کشند از دیدن اشک آنها دردناکتر است.
  • بخت و اقبال اصطلاحی است که ضعفا به کار می برند و عذر و بهانه ای برای ارتکاب هر نوع اشتباه است. افراد توانا و خردمند به وجود سرنوشت باور ندارند.
  • سرنوشت چیزی است که انسان تنها وقتی اوضاعش به خوبی نمی گذرد به آن اعتقاد دارد و وقتی مشکلات از بین رفت، سرنوشت هم فراموش می شود.
  • در مکتب فقر و تنگدستی چه بسا به دلیل عواطف و احساسات، فعالیتهای نویسندگان، شعرا و مخترعان نامدار پرورش یافته است. بیشتر بزرگان علم فرزندان فقر و تنگدستی بوده اند.
  • یک قطعه نان چیز مهمی نیست، اما برای ولگردی که از گرسنگی می میرد همه چیز است.
  • عشق وقتی به حرف عقل گوش میدهد که رفته باشد.
  • مردم از من می پرسند چه زمان قصد بازنشستگی دا رم. من به آنها می گویم هم اکنون هم بازنشسته هستم. من آن چیزی را که سرگرم انجامش هستم کار نمی دانم.
  • شکست خوردن، بیشتر وقتها حالتی موقتی است، اما تسلیم شدن چیزی است که آن را همیشگی می سازد.
  • هر پیروزی بزرگی پس از چند بار شکست خوردن به دست می آید. شکست های پی در پی مانند پیک هایی هستند که در جاده ی منتهی به پیروزی حرکت می کنند.
  • هدف بدون برنامه برآورده نخواهد شد.
  • تفاوت سکه و ایده در این است که اگر شما یک سکه و من هم یک سکه داشته باشم و سکه هایمان را با هم جابجا کنیم، باز هر کدام از ما یک سکه خواهد داشت. اما اگر شما یک ایده و من یک ایده داشته باشم و آنها را با هم مبادله کنیم، هر کدام دارای دو ایده خواهیم بود. جهان و محیط اطرافمان در حال تغییر است و در چنین شرایطی هیچ چیز خطرناک تر از دل بستن به کامیابی های دیروز نیست.
  • بخت و اقبال یعنی آمادگی در بهره گیری از فرصت.
  • تدوین راهبرد عبارت است از پیوند دادن یک شرکت به محیط اطرافش.
  • من شش خدمتگزار راستگو دارم که هرچه می دانم از آنها یاد گرفته ام. نامشان چرا، چگونه، چه چیزی، چه زمانی، چه جایی و چه کسی است.
  • حتی دارکوب نیز موفقیت خود را مدیون تلاش پیوسته و کوبیدن نوکش است تا به هدف نایل شود.
  • بسیاری از افراد مانند واگن های قطار باید به کار کشانده شوند. تنها عده ی کمی مانند لوکوموتیو هستند که می توانند خود با اراده و اختیار خود کار کنند و یا دیگران را وادار به کار نمایند.
  • زمان مانند رودخانه است؛ شما نمی توانید آب رودخانه را دو بار لمس کنید، زیرا آب گذر کرده دوباره نمی گذرد.
  • اگر روشهای ساده تر مؤثرند هرگز آنها را به روشهای پیچیده تبدیل نکنید.
  • با حقیقت، آن گونه که هست، روبرو شوید، نه آن گونه که بوده است یا آن گونه که دوست دارید باشد.
  • بیسوادان سده ی ۲۱ کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند، بلکه کسانی هستند که نمی توانند بیاموزند، آموخته های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند.
  • آینده به روی افراد و سازمان هایی که یارای گریز از جاذبه ی گذشته را ندارند، بسته خواهد بود.
  • دولتی که آنقدر بزرگ است که همه ی چیزهایی را که می خواهی به تو می دهد، آنقدر بزرگ هست که همه ی آن چیزها را از تو بگیرد.
  • تمرکز، نخشتین شرط رسیدن به موفقیت است. تمرکز یعنی هدایت تمام نیروها به یک نقطه؛ سپس به شکل مستقیم به سمت آن نقطه بروید و به اطراف منحرف نشوید.
  • محیطی که انسان در آن زندگی می کند، تنها محیط مادی یا فیزیکی نیست، بلکه زمینه فرهنگی نیز دارد.
  • بردباری برای مردم مانند موتور برای روشن کردن لامپ است.
  • درک زیبایی درک زیبایی به شمار می رود.
  • تنها مرگ است که دروغ نمی گوید.
  • شطرنج به شما یاد می دهد که در زندگی هدفدار و واقع گرا باشید؛ تنها با درست شمردن و پذیرفتن اشتباهات است که می توانید نقاط ضعف خود را برطرف کرده، استاد خوبی بشوید.
  • هنگام انجام بازیهای تمرینی، بازیکن می بایست بیشترین توجه خود را به نقاط ضعف خویش معطوف کند و تا برطرف شدن کامل آن نقطه ضعف در همان مسیر، تمرین های خود را ادامه دهد. هرکس می خواهد شطرنج باز خوبی بشود باید قدرت آنالیز خود را بالا برد.
  • بازی آفریننده و بدون ترس از ریسک و داشتن یک سبک روشن به هیچ وجه شما را از کار و تمرین سخت بی نیاز نمی سازد؛ برعکس، همواره می بایست بازی خود را کامل تر کنید… تکنیک خود را بی نقص تر سازید و نتیجه ی بازیهای پیچیده را بررسی کنید.
  • شطرنج، تنها اندوختن دانش نیست، بلکه یک بازی پویا و دینامیک است. هرگونه نتیجه گیری قطعی همواره موقت خواهد بود؛ حقیقت می بایست هر بار جداگانه به اثبات برسد.
  • مرگ را همچون یک مشاور تلقی کن و همیشه از آن بپرس: چون روزی خواهم مرد، اکنون چه کاری باید انجام دهم؟
  • زن اگر موافق باشد رحمت الهی و در غیر این صورت، بلای آسمانی است.
  • تفاوت زن و مرد در این است که مردان همیشه آینده را می نگرند و زنها گذشته را به یاد می آورند.
  • زن آفریده ای است که ژرفتر می بیند و مرد آفریده ای است که دورتر را می بیند؛ دنیا برای مرد یک قلب است و قلب برای زن دنیایی است.
  • زنهایی که در روزگار پیری مقدس و مؤمن می شوند چیزی را به خدا تقدیم می کنند که از بخشیدن آن به شیطان شرم دارند.
  • چنین است طبیعت زن: دوستت ندارد تا دوستش داری و چو دوستش نداری دوستت دارد.
  • شاهراه موفقیت پر از زنهایی است که شوهران خویش را به پیش می برند.
  • زنها پنجاه برابر بیشتر به ازدواج اهمیت می دهند تا به مقام وزارت.
  • زنها هرگز نمی گویند تو را دوست دارم، اما وقتی از تو پرسیدند مرا دوست داری بدان که درون آنها جای گرفته ای.
  • آسیاب و ساعت و زن همیشه نیازمند تعمیر هستند.
  • زنها امیال خود را بهتر از مردها پنهان می کنند، اما مردها بهتر از زنها امیال خود را کنترل می کنند.
  • چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان؛ نه به دستی ظرفی را چرک و نه به حرفی دلی را آزرده می کنند، تنها به شمعی قانع اند و اندکی سکوت.
  • یک مسئله ی کوچک مانند یک ریگ است. اگر این ریگ را بسیار نزدیک چشمان خود نگه دارید همه ی دید شما را به خود اختصاص می دهد و چیز دیگری را نمی بینید. اگر در فاصله ای معقول آن را نگاه دارید می توانید آن گونه که هست آن را ببینید و اهمیت نسبی آن را درک کنید. اگر این ریگ را پیش پای خود بیندازید چیزی جز یک ریگ که در مسیر ابدیت قرار دارد نخواهید دید.
  • معجون قدرت عظیم و نادانی عظیم، فاجعه ای عظیم است.
  • روشنفکری اساساً با شک آغاز می شود. یعنی شک کردن و نقدکردن، ماهیت و موضوع روشنفکر راستین است. او با بیدارکردن شک می کوشد تا پایه های یقین را در جامعه استوار کند. در حقیقت، برای یک روشنفکر راستین، شک کردن تنها مسئله ای است که در آن شک نیست.
  • تبعید، تنهـا یـک مفهوم جغرافیـایی نیست، بلکـه بیشتر یـک مفهوم درونی، عاطفی و فرهنگی است. تبعید، حسرت خواستن هـایـی است که در حیرت نتوانستن ها پرپر می شوند و می سوزند … و تبعیدی، کسی است که تنها از پشت شیشـه های اشک، میهن و مجبوب خویـش را به یاد می آورد.
  • شما یک فرد مذهبی را نمی توانید با هیچ چیزی متقاعد کنید. برای آنها اساس ایمان و عقیده شواهد نیست بلکه، جایگاه آن نیاز ژرف به ایمان است.
  • از زمان هومر تاکنون، هر اروپایی که چیزی در مورد شرق گفته، پول پرستانه و نژاد پرستانه بوده است.
  • موفقیت امر ساده ای است؛ نخست تصمیم بگیرید که به درستی چه می خواهید، آنگاه تصمیم بگیرید که در صورت رسیدن به آرزوها، بهای آن را بپردازید و بعد هم آن بها را پرداخت کنید.
  • هرگز باوری را صددرصد نپذیرید، در غیر این صورت، روزی موردی پیش می آید که با آن باور جور نباشید.
  • یک انسان با ایمان، معادل نود و نه فرد علاقه مند است.
  • الوارهای خوب، آسان به دست نمی آیند؛ درختان ضخیم، طوفانهای سخت تری را از سر گذرانده اند.
  • بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم.
  • شرکتهای موفق، آنهایی هستند که کارکنان خود را به چشم شریک می نگرند نه ابزار.
  • از ابتدا شروع کنید و تا به پایان نرسیده اید از پای نایستید.
  • بدتر از بد هم وجود دارد و آن انتظار بدتر است.
  • علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد.
  • اگر مردم را به حال خودشان گذاشتی، تو را به حال خودت خواهند گذاشت.
  • با تشویق می توان نیروهای خفته و زنگ زده را بیدار و نیروهای بیدار و برانگیخته را برای همیشه پایدار و استوار کرد.
  • خشم را با مهربانی، بدی را با خوبی، آزار را با بخشش و دروغ را با راستی فرو بنشانیم.
  • جوینده یابنده است.
  • امروز همان فردایی است که دیروز نگران آن بودید.
  • موثرترین عامل پیشرفتهای اجتماعی و اقتصادی آمریکا داشتن دید وسیع است.
  • نیمه اول زندگی صرف انتظار کشیدن برای نیمه دوم می شود و نیمه دوم با حسرت خوردن بر نیمه اول می گذرد.
  • من آینده را دوست دارم؛ زیرا مابقی عمرم را باید در آن بگذرانم.
  • من به والدینم به چشم کودکانی خردسال می نگرم که نیازمند محبت هستند.
  • اگر با خونسردی گناهان کوچک را مرتکب شویم، روزی می رسد که بدترین گناهان را هم بدون خجالت و پشیمانی انجام می دهیم.
  • چرا کسی از کاری پشیمان گردد که یکبار دیگر هم از آن پشیمان شده است؟
  • در برخی از موارد، فریب خوردن بهتر از بی اعتمادی است.
  • احمق و پولش را همه محترم می شمارند.
  • اشخاصی هستند که همیشه در بیم از دست دادن ثروت خود زندگی می کنند و جز این بیم، بهره ای از مالشان نمی برند.
  • پول، اربابی وحشتناک و نوکری وفادار است.
  • پول، مادر صلح و پدر جنگ است.
  • مدیریت نوعی هنر است و هنر یعنی خلاقیت و خلاقیت اساس پیشرفت است.
  • تاجر شدن آسان است، ولی تاجر ماندن هنر.
  • بدون خطر نمی توان بر خطر غلبه کرد.
  • راز موفقیت در زندگی را تنها افرادی آموخته اند که در زندگی موفق شده اند.
  • رمز پیروزی، اراده است.
  • هر گاه در کار ما “اگر” نباشد، بدون شک پیروز خواهیم شد.
  • راز موفقیت این است : هدف را بی وقفه دنبال کنید.
  • برخی اینگونه هستند که هر چقدر دوستشان از آنها پایین تر باشد، بیشتر دوستش دارند.
  • کسی که پشت الاغ باد به غبغب می اندازد، اگر سوار بر اسب شود پاک دیوانه خواهد شد.
  • کسی که برای شما چاپلوسی می کند، یا سرتان کلاه گذاشته و یا می خواهد کلاه بگذارد.
  • آنچه می خورید باعث زخم معده نمی شود، بلکه آنچه شما را می خورد موجب پیدایش این زخم می شود.
  • دانش پزشکی در طی چند سال گذشته چنان پیشرفت حیرت انگیزی داشته که امروز برای یک پزشک غیر ممکن است در بیمار خود، عضو سالمی پیدا کند.
  • تندرستی، تاجی است بر سر انسان سالم، ولی هیچ کس جز یک بیمار، این تاج را نمی بیند.
  • تاکنون دوستی را پیدا نکرده ام که به اندازه تنهایی شایسته رفاقت باشد.
  • کسی که در این جهان خود را از دوستی و آشنایی با دیگران بی نیاز می داند، [ مانند ] کسی است که به خورشید می گوید غروب کن؛ روشنایی و تاریکی برایم یکسان است.
  • کسانی که با افکار خوب و عالی سازگارند، هرگز تنها و بی مونس نیستند.
  • معاشرت بر دانایی می افزاید، ولی تنهایی مکتب نبوغ است.
  • آنقدر شکست می خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم.
  • جنگ دوم جهانی نشان داد که وجود سد و مانع و مرز در بین کشورها بی معنا بوده و سرنوشت ملل جهان به یکدیگر گره خورده است.
  • فرمانده خوب کسی است که بدون تلفات [ در ارتش خود ] و حتی بدون گرفتن تلفات از دشمن، در جنگ پیروز شود.
  • اگر نسل جوان نمی داند که به کجا می رود، بدین معناست که با پدران خود فرقی نکرده است.
  • بدبختی و خوشبختی ایام پیری نتیجه اعمال گذشته است.
  • فقدان دوست در دوران جوانی، نشانه بدی به شمار می رود. روح سالم همیشه یک دوست را که سزاوار [ دوستی ] باشد، ملاقات خواهد کرد.
  • اگر آنچه را که خواهانش هستید کسب نکرده اید، نشانه آن است که یا به درستی آن را نخواسته اید و یا اینکه سعی نکرده اید سر قیمتش چانه بزنید.
  • به ما می آموزند که به خاطر بسپاریم؛ چرا نمی آموزند که فراموش کنیم؟ هیچ کس نیست که در زندگی خود به این نتیجه نرسیده باشد که حافظه همانگونه که نعمت است، بلا و لعنت نیز هست.
  • برای آنکه تاریخ تا ابد دروغ باشد کافی است که یک نفر حقایق را پنهان کند.
  • تجربه را بر روی تختخواب نرم و متکای پرقو نمی توان به دست آورد.
  • تجربه، معلم سختگیری است؛ اول آزمایش می کند و سپس درس می دهد.
  • کسی که دو بار روی سنگی بلغزد، سزاوار آن است که هر دو پایش بشکند.
  • من از اشتباه بیش از موفقیت درس آموختم.
  • برای مردی که اراده دارد، هیچ چیز غیر ممکن نیست.
  • من می خواهم؛ جمله ای است که از اراده قوی سرچشمه گرفته است.
  • دانستن بدون خواستن هرگز توانستن به بار نمی آورد.
  • دشوارترین قدم، همان قدم اول است.
  • یک اراده قوی بر همه چیز حتی بر زمان غلبه می کند.
  • اگر همواره مانند گذشته بیندیشید، همان چیزهایی را به دست می آورید که تا به حال کسب کرده اید.
  • اندیشه مانند چتر نجات است؛ تنها زمانی عمل می کند و نجات می دهد که باز شود.
  • برای به زبان آوردن کوتاهترین کلمه مانند «بله» یا «نه»، خیلی بیشتر از یک سخنرانی باید فکر کرد.
  • درباره هر چه می گویی فکر کن، ولی هرچه را فکر می کنی بازگو نکن.
  • عقل ناپخته از اندیشه ای به اندیشه دیگری می جهد و عقل پخته یک اندیشه را دنبال می کند.
  • کسی که به فکر آینده نیست و پایان کار را نمی بیند، به درد یاری و دوستی نمی خورد.
  • افکار امروز سازنده فردای من است.
  • مانند مرد عمل، فکر کن و مانند مرد فکر، عمل کن.
  • هر کس که از پیشامدها به بهترین وجه استفاده کند، مانند انسان خوب و فرزانه ای عمل کرده است.
  • زمانی که همه یکسان فکر می کنند، دیگر کسی بیشتر نمی اندیشد.
  • سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم.
  • اگر کمتر به غیر ممکن باور داشته باشیم، خیلی کارها خواهیم کرد.
  • تنبیه در هنگام خشم، اصلاح نیست بلکه انتقام است.
  • کسی که تنها یک دین را می شناسد، دیندار نیست.
  • همیشه کسانی از زندگی شکایت می کنند که چیزهای غیر ممکن خواسته اند.
  • زندگی بازیچه دست اقبال نیست، بلکه فرصت بزرگی است که باید از آن استفاده کرد و غنیمت شمرد.
  • دروغ، آیین اربابان و بردگان و حقیقت، خدای انسانهای آزاد است.
  • کسی که عشق می کارد، اشک درو می کند.
  • آفتاب به زیر سقف نمی تابد؛ بر سر خود سقفی از نومیدی ایجاد نکن تا بتوانی از نور آفتاب لذت ببری.
  • حسود قبل از اینکه چاقی دیگران را بگیرد، خودش از لاغری خواهد مرد.
  • آنکس که به کسی دیگر حسد ورزد، دلیل بر آن است که اعتراف به برتری او کرده است.
  • کسانی که حقیقت را درک کرده اند با افرادی که حقیقت را دوست دارند، برابر نیستند.
  • حقیقت کشف شده است؛ آنچه اکنون لازم است، عمل بدان است.
  • کسی که شجاعت ندارد، در او حقیقتی نیز وجود ندارد و کسی هم که حقیقت ندارد، صاحب فضیلتی نیست.
  • اشتباه می تواند حتی از یک شکاف بگذرد، ولی حقیقت در یک دروازه گیر می کند.
  • حقیقت سنگین است. از این رو عده کمی حاضرند آن را تحمل کنند.
  • اگر در میان مردم حتی یک آدم بیدار وجود داشته باشد، حقیقت هرگز نمی میرد.
  • در بطن هر اشتباه، حقیقتی نهفته است.
  • زمانی که انسان به دنبال شخصی راه بیفتد، از دنبال کردن حقیقت دست برداشته است.
  • نجیب زادگی بدون پرهیزگاری، همچون قاب انگشتری زیباست که نگین جواهر نداشته باشد.
  • خالق بزرگ به ما خلاقیت بخشیده است. پیشکش ما نیز به او به کار بردن آن خلاقیت است.
  • رویدادهای مشهور دوران گذشته جهان را مرور کنید تا شما هم مثل من این حقیقت را بپذیرید که بزرگترین جنایتها با کوچکترین دستها انجام گرفته است.
  • هیچ کس نمی تواند به کارمندان این دوره انگیزه ببخشد، بلکه این انگیزه می بایست درون خود افراد وجود داشته باشد.
  • دیوانگی محض است که کسی برای آنکه ثروتمند بمیرد، زندگی خود را چون فقرا و بیچارگان به سر آورد.
  • آنچه این جهان به راستی بدان نیاز دارد، محبت بیشتر و کاغذبازی کمتر است.
  • هر چه بیشتر بر بار حافظه بیفزایید، حافظه تان قویتر می شود و هر چه بیشتر به آن اعتماد کنید، قابل اعتمادتر می گردد.
  • یک زندگی را زمانی می شود با خوشبختی همراه دانست که آغازش با عشق باشد و پایانش با جاه طلبی.
  • اراده محکم و متین که بخواهد به هر کس آنچه سزاوار اوست بدهد، عدالت نام دارد.
  • اول تندرستی، دوم جمال، سوم مال و چهارم رفیق؛ اینها پله های نردبان سعادت است.
  • روی زمین خانه موقتی است و زیر زمین جایگاه ابدی.
  • حقیقت گفت مرا برهنه بگذارید و پیرایه بر من مبندید، زیرا من هیچگاه از برهنگی خود شرمسار نیستم.
  • زن وقتی که دوست بدارد، جز محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد، تنها برای او به کار می برد.
  • آنگاه که همه نیک سخن می گویند، پلید اندیشی عین خرد است.
  • سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست.
  • انسان اگر ناخوش باشد و کار کند، بهتر از این است که سلامت باشد و بیکار بنشیند.
  • جامعه وجود ندارد، جوامع وجود دارد.
  • مبارزه است که قدرت می آورد، نه استراحت.
  • آزادی حقیقی آن نیست که هر چه را می خواهیم انجام دهیم، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم انجام دهیم.
  • هر افتادنی همان برخاستن است. آن کس که به این حقیقت ایمان دارد، به راستی خردمند است.
  • محبت، نیرومندترین جادوها است.
  • مهم نیست کجا متولد شده و چگونه و کجا زندگی کرده ام. مهم این است که در آنجا که بوده ام، چگونه رفتاری داشته ام.
  • مردی که اشتباه نکند، ارزش کارهای بزرگ را نخواهد داشت.
  • تمرکز در معنای درست کلمه، توانایی دقت و توجه ذهن روی یک موضوع واحد است.
  • افکار ما همانند درختان نارنج در گلدان نگهداری می شوند و به نسبت بزرگی گلدانی که ریشه های آنها را در خود دارد، رشد می کنند.
  • مردمان غالبا نقص دلیل خویش را با خشم می پوشانند.
  • ازدواج مثل اجرای نقشه جنگی است که اگر انسان یک مرتبه اشتباه کند، کارش تمام شده و دیگر به هیچ وجه جبران نمی شود.
  • فرزانگان سخن نمی گویند، بلکه با استعدادان سخن می گویند و تهی مغزان بگومگو می کنند.
  • آداب خوب و اخلاق، دوستان قسم خورده اند و به زودی با یکدیگر متحد می شوند.
  • جستجوی حقیقت دیوانگی مطلق است، زیرا زمانی که به حقیقت رسیدید، امکان ندارد به کسی بگویید و دشمن شما نشود.
  • اندیشه ها بزرگترین جنگنده های جهانند و جنگی که اندیشه ای در پی دارد، چیزی جز وحشی گری نیست.
  • حسد همچون مگس است که همه جای بدن سالم را رها می کند و بر روی زخمهای آن می نشیند.
  • حکیمان مال را از برای آن دارند که محتاج فرومایگان نگردند.
  • در سرزمین هرز، شاخه های سبز نمی روید.
  • مرد شجاع همیشه آخر از همه به خود می اندیشد.
  • برنامه ریزی، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین حالا کاری برای آن انجام دهید.
  • من احساس می کنم مختارم، پس مختارم.
  • دروغ مثل برف است که هر چه آن را بغلتانند، بزرگتر می شود.
  • پاداش درستی را در درستی بجوی و انگیزه کار نیک را همان نیکی بدان و سود دیگر مخواه.
  • فلک به مردم نادان دهد زمام مراد // تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس.
  • انسان ترکیب عجیبی است و در عین ناچیزی، خود را برتر از همه می شمارد.
  • انسان هر قدر بیشتر بداند، به همان اندازه نقطه های پنهان به دست می آورد.
  • هر زمان خواستی در کار کسی شیطنت کنی، اول خودت را به جای او بگذار!
  • کاش نادر شاه همچنان زنده بود و می توانستم در رکابش برای سربلندی ایران شمشیر بزنم.
  • خوشبخت کسی است که دم را غنیمت می شمارد و به خود می گوید من امروز خوشم، تا فردا چه پیش آید.
  • به دست آوردن انچه که ما آروزیش را داریم موفقیت است، اما چیزی را که برای به دست آوردن آن تلاش نمی کنیم خوشبختی است.
  • به پشت سر نگاه نکنید، ممکن است خوشبختی را که رو به سوی شما دارد از دست بدهید.
  • شما تبدیل به همانی می شوید که تصور می کنید.
  • اراده مرد، باعث خوشبختی اوست.
  • چرخهای سنگین و زنگ زده زندگی با دستهای نامریی امید می چرخد.
  • اندیشه، دریایی است که مروارید آن فلسفه و فرزانگی است.
  • دوست مانند چتری است که باید در روزهای بارانی همراه شما باشد.
  • یگانه راه برای افزایش خوشبختی بر روی زمین آن است که آن را تقسیم کنیم.
  • زمانیکه انسان تمام دارایی خود را از دست بدهد، تمام دوستان از میان می روند.
  • از ستایش و عیب جویی مردمان، هیچکدام را نباید عامل سنجش حقیقت شمرد، اما از هر دوی آنها می توان برای سنجش خود بهره گرفت.
  • آنان که زندگانی را بستری از گلهای سرخ می دانند، همیشه از خارهای آن شکایت دارند.
  • هنر آموختن، گوش کردن است.
  • به لاک پشت ها نگاه کنید، آنها تنها وقتی پیشرفت می کنند که سرشان را از لاک خود بیرون می آورند.
  • مهمترین نکته در مورد انگیزه، ایجاد هدف است؛ همواره باید هدفی داشت.
  • مرد جنگی بهترین و مناسب ترین سفیر و سیاستمدار برای دولت به شمار می رود.
  • میان انسان و شرافت، رشته باریکی وجود دارد و نام آن قول است.
  • ستون تمدن، کتاب و مطبوعات است.
  • خدا را شکر کنید که نعمتها و موهبت هایش به دلیل بینش محدود ما متوقف نمی شود.
  • تنها برای دست یافتن به امور محال است که بشر می تواند به بالاترین حد امور ممکن دست یابد.
  • اگر عینک عادت ندارید، عینک تجربه را به چشم بزنید و اگر عینک عادت دارید، باز هم عینک تجربه را روی آن به چشم بزنید.
  • گریه در روزهای گرفتاری چون باران در صحرای سوزان سبب ادامه زندگی می گردد.
  • بدگمان کسی است که فکر می کند تمام مردم دنیا به بدی او هستند.
  • یک ساعت زندگی با افتخار و شکوه به یک قرن گمنام زیستن می ارزد.
  • میزان کارایی شما هر چه باشد، توانایی های بالقوه شما بیشتر از آن است که تا کنون به فعل در آمده است.
  • شمشیر می تواند روح را از بدن جدا سازد، اما هرگز نمی تواند ایده ای را از ذهن کسی بیرون کند.
  • تمام چیزی که خدا از بشر می خواهد یک قلب آرام است.
  • راز بزرگ زندگی در شکیبایی است و نباید برای یک آینده مبهم، زمان حال را بر خود تلخ کرد.
  • برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم، نیاز به پیری داشتم، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم، نیاز به جوانی دارم.
  • هیچ چیز عوض نمی شود! شما دیدتان را عوض کنید؛ رمز کار این است.
  • برای هر کس زمان معینی وجود دارد که قابل انتقال نیست.
  • گاه لازم است که انسان دیدگان خود را ببندد، زیرا در بیشتر موارد، خود را به نابینایی زدن نیز نوعی خوشبختی است.
  • اگر همه می توانستند از استعدادهای خود به گونه ای درست بهره بگیرند، دنیا همان بهشت موعود می شد که همه می خواهند.
  • بهترین درمان برای قلوب شکسته این است که دوباره بشکند.
  • برای ازدواج کردن بیش از جنگ رفتن شجاعت لازم است.
  • برای انسان تیره بخت، مرگ، تخفیف در مجازات زندان زندگی است.
  • انسان از حشرات هم کوچکتر است. چون آنها برای کشتن ما فقط نیش می زنند، اما ما برای کشتن آنها تمام وجودشان را له و نابود می کنیم.
  • بزرگترین شادی تولد است و بزرگترین غمها مرگ.
  • انسان به درستی همان می شود که به آن می اندیشد.
  • سعادت مثل پروانه ای است که روی برگهای گل به خواب رفته باشد. به مجرد اینکه نزدیکش بروی، بالهای خود را باز کرده و در فضا پرواز می کند.
  • چشمان زیبای اشکبار از لبخند زیباتر است.
  • انسان عاقل همیشه از بدگوییهایی که از او می شود، استفاده می کند.
  • اگر از صمیم قلب به موفقیت خود ایمان داشته باشید، حتما پیروز خواهید شد.
  • همین قدر که برای به دست آوردن آرزویی اراده کنیم، یک گام بلند در راه نیل بدان برداشته ایم.
  • اگر به جای اسلحه با آموزگار به جنگ دنیا می رفتیم، همه دشمنان نابود می شدند.
  • حکمت درختی است که ریشه آن در قلب و میوه آن در زبان است.
  • زندگی مانند لبخند ژوکوند است، در نگاه اول به روی بیننده می خندد، اما اگر در او دقیق شوی می گرید.
  • به راستی که ابلهان انسانهای خوشبختی هستند، زیرا هرگز پی به تنهایی خود نمی برند.
  • همیشه به خاطر داشته باشید که دنیا هرگز مدیون شما نیست؛ زیرا قبل از شما نیز وجود داشته است.
  • هرگز نمی توانید با مشت گره کرده، دست کسی را به گرمی بفشارید.
  • اگر می بینی کسی به روی تو لبخند نمی زند، علت را در لبان فروبسته خود جستجو کن.
  • با هر مقیاسی که دیگران را اندازه می گیری، با همان مقیاس اندازه گیری خواهی شد.
  • خود را بشناس و به روح خویش فرمانروایی کن. در این صورت می توانی امیدوار باشی که روزی مقتدر و سعادتمند خواهی شد.
  • شکست نفسی می کنید تا خود را بیش از آنچه هستید نشان دهید.
  • ساعاتی که در انتظار خوشبختی هستیم، لذت بخش تر از دقایقی است که به لذت خوشبختی رسیده ایم.
  • به مشکلات خود بخندید تا همیشه چیزی برای خندیدن داشته باشید.
  • آدم بدبخت تمام لوازم خوشبخت بودن را در اختیا ر دارد، به جز اراده خوشبختی.
  • بیشتر مردم نیمی از عمر [ خود ] را صرف بدبخت نمودن نیم دیگر می کنند.
  • بزرگترین بدبختی آن است که تحمل کشیدن بار بدبختی را نداشته باشیم.
  • اشتباه نیز جزیی از زندگی است، پس وقت خودت را تلف نکن و خودت را برای اشتباههای گذشته سرزنش نکن.
  • زمان را بر کارهای خود تقسیم کنید تا کاری بر روی زمین نماند.
  • مفیدترین وسیله یک دفتر کار، سبد دورریختنی ها است.
  • بر این باورم که پس از گرسنگی و چه بسا پیش از آن، تنهایی بزرگترین مسئله بشر است.
  • اشخاص موفق از عمل باز نمی ایستند. اشتباه می کنند، اما دست نمی کشند.
  • اراده قوی است که به همه قوای دیگر حکمرانی می کند؛ به شرطی که ما آن را با قوه عقل هموار سازیم.
  • مشعل نبوغ روشن نمی شود، مگر آن زمان که نور حقیقت بر آن بتابد.
  • آن که نفس خود را بالاتر و برتر از آنچه که هست داند، هرگز به سر حد کمال نرسد.
  • اگر به قلبت گوش کنی و مغزت را به کار اندازی، هرگز اشتباه نمی کنی.
  • با اندیشه آشفته دانش آموختن، در گردباد آتش افروختن است.
  • وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، دلیلش آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواسته اید.
  • توهین ها مانند سکه تقلبی اند؛ ما ناگزیریم آنها را بشنویم، اما مجبور نیستیم آنها را بپذیریم.
  • حافظه گنجینه ای است که باید در آن سرمایه گذاری کنیم تا بتوانیم کمکی را که نیاز داریم، از آن دریافت کنیم.
  • با شلاق اراده می توان اسبی وحشی و سرکش را رام کرد.
  • برای تحمل سختیهای زندگی باید عاشق چیزی بود، کاری، زنی، آرمانی و … .
  • سرانجام کشف شد که دارنده بیمارترین افکار و خشن ترین قلبها مردانی هستند که زود به زود عاشق می شوند.
  • خوشبختی میان خانه شماست؛ بیهوده آن را در میان باغ دیگران می جویید.
  • راز خوشبختی در این است که بدانید دیگران دلیل خوشبختی شما هستند.
  • انسان از دنباله روی چیزی یاد نمی گیرد، اما از شکست خیلی چیزها فرا می گیرد.
  • انسان زمانی در کار سیاست به آسانی فریب می خورد که تصور می کند دیگران را فریب داده است.
  • زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند، نه تاریخ تولد.
  • تاریخ، حقیقتی است که سرانجام به افسانه و افسانه دروغی است که سرانجام به تاریخ می پیوندد.
  • پرسیدم دوست بهتر است یا برادر؟ گفت دوست، برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند.
  • تاریخ، تکرار بی پایان خطاهای زندگی است.
  • نشانه مهارت، دانستن بیشترین ها در مورد کوچک ترین ها است.
  • اولین گام در راه آگاهی، درک نادانی است.
  • به ما انسانها حق انتخاب داده اند، پس نمی توانیم مسئولیت ها را به گردن خدا یا طبیعت بیندازیم، [ بلکه ] مسئولیت خود ماست و باید خود، [ آن ] را به دوش بکشیم.
  • آنچه جهان به ما می دهد و آنچه خوشبختی نام دارد، بازیچه تقدیر بیش نیست.
  • انسان خوشبخت نمی شود، اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد.
  • بیایید نه تنها برای خود و خانواده ، بلکه برای کشورمان مسئولیت بیشتری را بپذیریم.
  • انسانی که قادر به آفرینندگی نیست، خواستار نابود ساختن است.
  • دانش، تنها یک بازیچه و شوخی و هدر دادن وقت است؛ هیچ چیز در جهان حقیقت ندارد جز عشق.
  • آنچه من انجام داده ام این بوده که نشان بدهم ممکن است روشی که کیهان بوجود آمده هماهنگ با قوانین دانش باشد که در این صورت نیازی نیست به خدا متوسل بشویم تا تصمیم بگیریم که کیهان چگونه آغاز شده است. این ثابت نمی کند که خدایی وجود ندارد، بلکه نشان می دهد نیازی به وجود خدا نیست.
  • آدم پرحرف تخم می کند و آدم خاموش درو می کند.
  • زن خوب زنی است که از همه اشیاء قیمتی و مدرن خانه برای شوهرش باارزش تر باشد.
  • آدمی برای شک کردن آفریده نشده، برای پرسیدن آفریده شده است.
  • نقطه اتکایی به من بدهید، من زمین را از جا بلند خواهم کرد.
  • اگر تا به حال خود را نبخشیده اید، چگونه دیگران را خواهید بخشید.
  • شکرگزاری، قدر همه نعمت های خدا را دانستن است.
  • به نعمت دنیا دل مبند که مثل خود دنیا فانی است.
  • از وقتی که انیشتین در سال ۱۹۰۵ خبر داد که سکون و آرامش مطلق وجود ندارد، از آن به بعد این گونه شد. تا پیش از آن، سکون و آرامش خوبی وجود داشت.
  • فایده تجربه این است که انتخاب را آسان می کند.
  • اول مشورت، دوم تصمیم و سوم انتخاب سه رکن موفقیت هستند.
  • یک ارزن محبت می تواند صدها کوه باشکوه را جابجا کند.
  • محبت کنید که اگر محبت نبود چه دنیای سرد و بی روحی داشتیم.
  • آن که محبت بیند و گردنکشی کند، آن است که نمک را می خورد و نمکدان را می شکند.
  • اگر استعداد نباشد، نقاشی حرام کردن رنگ بر روی بوم است.
  • نقاشی، آرزوها و امیال پنهان انسان را آشکار می سازد.
  • سخت کوشی به معنای آن نیست که دیوانه وار در پی هدفی باشید. باید سعی کنید با نظم و سازماندهی بر ارزش کار خویش بیفزایید.
  • با اینهمه رنگهای تماشایی که در جهان است، مایه شرمساری است اگر بخواهیم هر چیز را سیاه یا سفید بدانیم.
  • هرگز هیچ کس حتی شاعران، گنجایش دل را اندازه نگرفته اند.
  • خودم مهمتر از مسائلم هستم.
  • شیوه ای که گیاه شناسان برای تقسیم بندی گلها به کار می برند، مرا به یاد سیاستمداران می اندازد و اینکه چگونه آفریقا را به کشورهای گوناگون تقسیم کردند.
  • درون هر آدم چاق و فربه، انسان لاغری زندانی است که برای آزادی فریاد می کشد.
  • بدبختی پولدار شدن این است که باید با پولدارها زندگی کنی.
  • بدون هدایت هیجان و احساسات، استدلال و اصول قدرتی ندارند.
  • وقتی دو نفر همواره در یک سازمان، آراء و نظرهای همانند و موافقی دارند، یکی از آنها برای آن سازمان غیر ضروری است.
  • هیچ کس نمی تواند بدون پذیرش درونی خود شما باعث احساس خواری شما شود.
  • موفقیت از نود و نه درصد شکست به وجود می آید.
  • چیزی در شماست که چیزهایی می داند که شما نمی دانید.
  • نبوغ در حقیقت بازگشت به دوران ساده اندیشی کودکی است.
  • من اگر تسلیم می شدم، افرادی که به من متکی بودند از گرسنگی می مردند. تصویر این افراد جدی و تهیدست همیشه در ذهنم رژه می رفت.
  • ارزش مدرک تحصیلی از یک بلیط سینما کمتر است. با یک بلیط سینما می توان ساعتی سرگرم شد، اما با مدرک تحصیلی نمی توان وارد عرصه زندگی اجتماعی شد.
  • دانایان با عمل زندگی می کنند نه با اندیشه عمل.
  • شغل تنها زمانی ارزش و اعتبار دارد که آزادانه پذیرفته شود.
  • اگر ندانید که به کجا می روید، چگونه امید دارید به آنجا برسید؟
  • دنیا را نگه دارید؛ می خواهم پیاده شوم.
  • هر چه موانع جدی تر و سخت تر باشد، لذت تلاش و پیروزی بیشتر است.
  • شجاعت داشته باش تا با حقیقت روبرو شوی.
  • بیش از هر چیز نخست بدان که چه می خواهی.
  • به درازا کشیدن درمان را دو سبب خواهد بود : نادانی پزشک یا نافرمانی بیمار.
  • زنها علاقه زیادی به ریاضیات دارند، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و بهای لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند.
  • ما هنوز در زمان ماقبل تاریخ هستیم؛ زیرا تاریخ بشریت آن روز آغاز می شود که بشر از همه رنجها و گرفتاریها نجات یابد.
  • بیشتر اشخاص هنر را حس می کنند و برخی [ آن را ] می فهمند، ولی عده بسیار کمی، هم حس می کنند و هم می فهمند.
  • کسی که با دستش کار می کند، کارگر است؛ کسی که با دست و عقلش کار می کند، پیشه ور است و کسی که با دست و عقل و احساسش کار می کند، هنرمند است.
  • کسی که هنگام نقش آفرینی بر روی صحنه ما را وادار کند که فراموش کنیم، هنر پیشه است و بهترین هنرمند است.
  • مردم همیشه از نقاشان می خواهند که روش جدیدی را در آثار خود به کار ببرند. با وجود این، پرده های کهنه نقاشان قدیمی را به قیمت بیشتری خریداری می کنند.
  • هنر، جوهره زندگی است.
  • آتشی مانند هوای نفسانی، کوسه ای مانند نفرت، دامی مانند نادانی و عذابی مانند حرص وجود ندارد.
  • تنها تفاوتی که بین هوس و یک عشق جاویدان وجود دارد این است که هوس، از یک عشق جاویدان با دوامتر است.
  • هیچ چیز از دست نرفته و همه چیز در دست ماست. تو جسور باش و ناامید مشو؛ صاحب همه چیز خواهی شد.
  • درحقیقت پیش از آنکه آدمی مالک وجدان باشد، وجدان، مالک آدمی است.
  • در سینه ما خدایی وجود دارد که نامش وجدان است.
  • مذهب هر فردی را باید به ایمان و وجدان او واگذار کرد.
  • ممکن است گناهی انجام دهیم و جامعه از سر تقصیر ما بگذرد، اما سلسله اعصاب ما دست از سر ما بر نمی دارد.
  • چهار روش برای اتلاف وقت وجود دارد : کار نکردن، کم کار کردن، بد کار کردن و کار بیهوده کردن.
  • اگر قرار باشد بایستی و به سمت هر سگی که پارس می کند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمی رسی.
  • آرزوی یک خوشبختی بزرگتر، پیوسته ما را از لذت خوشبختی ای که از آن بهره مند هستیم باز می دارد.
  • آن فردایی که همه چیز دیروز [ خود ] را فدای بهتر نمودن آن می کنیم، [ ناشی ] از تصور و خیال است. شاید برای تو فردایی وجود نداشته باشد.
  • آنکه امروز را از دست می دهد، فردایی را نخواهد یافت. خوشبختی آینده در بهره بردن از زمان حال است.
  • اگر انسان، غم فردا و رنج دیروز را به غصه ی امروز خود نیفزاید، میزان آن هر چه باشد به آسانی می توان تاب آورد.
  • بزرگترین هنر زندگی، استفاده از فرصتهای بی نظیر است که برای ما به وجود می آید.
  • برخی از پدر و مادرها همه چیزشان را صرف فرزندانشان می کنند، به جز وقت خود.
  • در زمانهای لازم برای برداشتن یک قدم بزرگ تردید نداشته باشید.
  • درباره وقت خسیس باشیم.
  • شما وقت را از دست نمی دهید، این وقت است که شما را از دست می دهد.
  • کسانی که کار امروز را به فردا می سپرند، کار فردا را هم به پس فردا خواهند سپرد.
  • وقت طلاست.
  • هرگز قدر آن روزهایی را که در کمال خوشبختی زندگی کرده ایم، نمی دانیم؛ مگر زمانی که برای همیشه آن لحظه های خوش را از دست بدهیم.
  • تا [ زمانی که ] بدبختی را نشناسیم، راه به دست آوردن و نگه داشتن خوشبختی را یاد نمی گیریم.
  • خوشبختی فقط یک تعریف دارد، باور داشتن خوشبختی.
  • خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی آنکه خود داشته باشیم، دیگران را از آن برخوردار سازیم.
  • سعادت گلی است که می تواند از وزش یک نسیم ضعیف، افسرده و پژمرده گردد.
  • کلید سعادت و خوشبختی ما در اختیار پندار و گفتار و کردار ماست.
  • مردم هرگز خوشبختی خود را نمی شناسند، اما خوشبختی دیگران همیشه در پیش چشم شان مجسم است.
  • خوشبختی یعنی تسلیم نشدن در برابر بدبختی.
  • کسی که خوشبخت نباشد، گناهکار است.
  • خوشبختی وظیفه نیست، بلکه نتیجه انجام وظیفه است.
  • اگر می خواهی خوشبخت باشی، جز آنچه برایت مهیاست آرزو مکن.
  • سعادت در این است که انسان دنیا را همان طور که آرزو می کند ببیند.
  • پای دیوار کندن و ساکت نشستن، کار خردمندان نیست.
  • جنایتکار وقتی مرتکب یک گناه شد، ارتکاب گناه دیگر برایش آسان است.
  • هر که خیانت ورزد، دستش در حساب بلرزد.
  • از گفتن نمی دانم نهراس.
  • از افراد نادان بیش از افراد متقلب باید ترسید .
  • مرگ تنها چیزی است که در جهان به طور عادلانه تقسیم شده است.
  • موسیقی تنها هنر نیست، بلکه همه هنرهای زیبا را شامل می شود.
  • موسیقی نه تنها احساسات را بیان می کند، بلکه گاهی نیز احساسات را به وجود می آورد.
  • موسیقی، بیان خوش آهنگ زندگی است.
  • بهترین میهمان کسی است که کم بیاید و زود هم برود.
  • میهمان ناخوانده اگر دو نفر شد قابل تحمل است و اگر بیشتر، غیر قابل تحمل.
  • هرگز در حضور میهمان عزیز، فرزند را تنبیه مکن.
  • بیش از آن که سخن بگویید، گوش فرا دهید.
  • آنچه را انسان دوست دارد، از صمیم قلب انجام می دهد. اگر شما نیکی را دوست بدارید، نیکی خواهید کرد.
  • آن کس که می تواند از بدی جلوگیری نماید و با وجود این چنین نمی کند، خود دستیار کسی است که بدی می کند.
  • اعتراف به کردار بد سرآغاز انجام کردار نیک است.
  • اگر علت و سبب بهترین کارهای ما دانسته می شد، در بیشتر موارد از نیکو کاری خود شرمسار می شدیم.
  • انسان نمی تواند به همه نیکی کند، اما می تواند نیکی را به همه نشان دهد.
  • با تمام راههایی که می توانید، در تمام جاهایی که می توانید، در تمام اوقاتی که می توانید، با تمام مردمی که می توانید، تا آنجایی که می توانید خوبی کنید.
  • خوشبختی به کسانی روی می آورد که برای خوشبخت کردن دیگران می کوشند.
  • عیب کوچک را نباید حقیر شمرد، زیرا مانند دشمن کوچک است که در طول زمان به انسان آزار می رساند.
  • گل سرخ پرورش دهید تا زمین شما به گلستان تبدیل شود، خار نکارید که در پایتان فرو خواهد رفت.
  • نخستین وظیفه ما که خود پیش شرط وظایف دیگر است، خوب شدن است به خاطر آنکه بتوانیم خوبی کنیم.
  • یار خوب را در روز بد باید شناخت.
  • یک هدیه باارزش و بدون خرج که هرگز فراموش نمی شود، مهربانی است.
  • بدون تعقیب هدف معین، زندگی لذتی ندارد.
  • تنها گنجی که جستجوی آن به زحمتش می ارزد، هدف است.
  • مبارزه برای به دست آوردن پیروزی به مراتب زیباتر از خود پیروزی است. طی مسافت لذت بخش تر از کسب هدف است. وقتی پیروز می شوی یا به هدف می رسی، تازه می فهمی که داری در گودالی پر از خالی دست و پا می زنی.
  • معنی حیات را در زیبایی و در قدرت باید جستجو کرد. هر لحظه از زندگی ما باید هدف عالی تری داشته باشد.
  • یگانه عملی که در زندگی، انسان را به هدفش می رساند، انجام وظیفه است.
  • ارزش هنرمند را باید هنرشناس معین کند، نه مردم کوچه؛ به تعریف این و آن غره نشوید و خود را هنرمند ندانید. بگذارید مقام و شخصیت شما بی آنکه به دیگران تحمیل گردد، شناخته شود.
  • هنر در این است که انسان بتواند چیزهایی را که سبب آزار دیگران می شود، در خود از بین ببرد.
  • بالاترین مزد هنرمند لذتی است که از توفیق خود می برد.
  • برای شانه های آدمی، به هر میزان که توانا باشد، باری سنگین تر از بار مسئولیت، به هر اندازه که کوچک باشد، نیست.
  • مدیر موفق باید یک تشخیص دهنده ی خوب باشد.
  • اولین وظیفه ما این است که برای دیگران سودمند باشیم.
  • بدترین افراد دنیا کسانی هستند که می دانند وظایفشان چیست، ولی آنها را انجام نمی دهند.
  • بین گذشته ای که از ما فرار می کند و آینده ای که ما آن را نمی بینیم، [ زمان ] حال است که تکالیف ما در آنجاست.
  • سخت ترین درسی که باید بیاموزید، این است که به نتایج کنش هایتان وابسته نباشید.
  • سرپرستی خوب، هنر وا داشتن افراد متوسط به انجام کار عالی است.
  • خوانندگان دو دسته اند : گروهی می خوانند که یاد بگیرند و گروهی دیگر می خوانند که فراموش کنند.
  • خواندن و عمل نکردن مثل شخم زدن و تخم نپاشیدن است.
  • وقتی احساس می کنید که هیچ دوستی برایتان باقی نمانده به قفسه کتابهایتان مراجعه کنید.
  • هر نوشته ای به یک بار خواندن می ارزد.
  • برای اینکه وطن پدید آید، مدرسه ای و قبرستانی کافی است.
  • پیشرفت حقیقی یک ملت در افزودن به قوانین سابق نیست، بلکه در حذف مقدار زیادی از آنهاست.
  • اگر کسی گوش شنوا داشته باشد، موسیقی را در همه چیز خواهد شنید.
  • ایرانیان در دوره باستان، خطی (۳۶۵ حرف ‹‹علامت››) برای موسیقی داشتند که با آن می توانستند همه صداها را ثبت کنند.
  • کدام ملت از همه با سعادت تر است؟ ملتی که دارای قانون باشد، از آن سعادتمندتر؟ ملتی که قانون آن جریان دارد، از آن باسعادت تر؟ ملتی که در قانونش تبعیض نیست و از آن هم سعادتمندتر؟ ملتی که هیچگاه به قانون محتاج نیست.
  • نشستن بر تخت و غذا خوردن روی میز، عادت قدیم ایرانیان بوده است. زیرا از لفظ میزبان برمی آید که ایرانیان جایی را منحصر به سریر ( تخت آراسته) و سفره را [ منحصر ] به میز می دانستند؛ اینکه روی زمین بنشیند و بخورند، عادتی است که از اقوام عربیه در میان ایشان شایع شده است.
  • بیشتر افراد برای مرگ ناگهانی آماده ترند تا موفقیت ناگهانی.
  • کامپیوتر نمی تواند از یک مدیر بد یک مدیر خوب بسازد، بلکه عملکرد مدیر خوب را بهتر و سرعت کار او را بیشتر و عملکرد یک مدیر بد را بدتر و سرعت کار او را کند تر می نماید.
  • اینهمه جنایت برای چه؟ برای ثروت، برای پول، برای کامیابی؟ پس از اتمام این فجایع آیا مرگ مجال می دهد که از اندوخته خود استفاده کنیم؟
  • فشار هر قدر هم که سخت باشد، نباید شخص را به گفتن و نوشتن خلاف حقیقت، آن هم در مقابل افکار عمومی وادار سازد.
  • دست مرا از تابوت بیرون گذارید تا مردم بدانند که با اینهمه رنج چیزی از دنیا با خود نبردم.
  • صاحب اراده تنها پیش مرگ زانو می زند و آنهم در تمام طول عمرش بیش از یک مرتبه نیست.
  • قو قبل از مردن آواز می خواند. بد نبود اگر برخی از افراد قبل از آواز خواندن می مردند.
  • مردن در حال ایستادن بهتر از زیستن در حالت زانو زدن است.
  • می گویند زمان می گذرد. افسوس که چنین نیست؛ این ما هستیم که می گذریم و زمان، باقی می ماند.
  • وقتی شخصی گمان کرد که دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده کند.
  • دریای خروشان زندگی با طوفانها و موجهای بزرگ همراه است. امواج سهمگین حوادث در مسیر زندگی از پیشرفت مردان بزرگ جلوگیری می کند. پیروزی از آن کسانی است که با داشتن عقل و تدبیر، سینه حوادث را بشکافند و با کمک دانش و بینش بر مشکلات غلبه نمایند.
  • نبوغ چیزی نیست، مگر استعداد فراوان در صبر و شکیبایی.
  • نیوتن ساعت خود را به جای تخم مرغ بر روی آتش گذاشته بود؛ در صورتی که نیروی جاذبه زمین را کشف کرد.
  • افتخار راستین در این است که آدمی کارهایی را انجام دهد که قابل نوشتن باشد، چیزهایی را بنویسد که قابل خواندن باشد و چنان زندگی کند که دنیا را برای زیستن در آن بهتر سازد.
  • زیاد فکر کن، کم حرف بزن و خوب بنویس.
  • شما بالاخره دیر یا زود خواهید رفت، اما پاره های نشریات باقی می ماند. کاری نکنید که یک روز کسی آن را ببیند و بر شما لعنت بفرستد.
  • هنگام نوشتن همیشه سعی کنید آنچه را که می گویید به روی کاغذ بیاورید و در قبال آن هنگام حرف زدن، آنگونه که می نویسید، پرگویی نکنید.
  • اگر شغلی داری که هیچ گونه سختی در آن وجود ندارد، پس بدان که در حقیقت شغلی نداری.
  • تمام افکار خود را روی کاری که انجام می دهید، متمرکز کنید. پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند، نمی سوزانند.
  • اگر در کارتان در حال پیشرفت نیستید و بهتر نمی شوید، پس دارید بدتر می شوید.
  • بیچاره کسی که از ترس شکست دست به کار نمی برد.
  • وقتی به رودخانه ای می رسیم، تمام عمر در انتظار می نشینیم تا شاید شخص دیگری بیاید و روی آن پلی برای ما بسازد.
  • کردار، بلندتر از گفتار حرف می زند.
  • ما همه از کارهایی خسته می شویم که انجام نمی دهیم، وگرنه انجام کار هرگز ما را خسته نمی کند.
  • مردم سالها نمی فهمند شما چه کاره هستید، مگر وقتی که بیکار شوید.
  • نیرویی که برای واگذار کردن کار امروز به فردا صرف می شود، اغلب برای انجام وظیفه همان روز کافی است.
  • هیچ چیز جز یک هدف مشخص و معلوم نمی تواند روح انسان را آرام سازد.
  • یک روز بیکاری مانند یک شب بی خوابی، خسته کننده است.
  • آنچه را که می توان بعد از بیست سال تجربه آموخت، مطالعه درست در یک سال به ما می آموزد.
  • اگر با یک مرد عاقل مشورت کنی، نصف حکمت و خردمندی او به تو کمک خواهد کرد.
  • بهترین دوره زندگی ما روزگار کودکی است و همین که از آن گذشتیم، وارد بدترین مراحل حیات می شویم.
  • پدران و مادران، دور اول زندگی فرزندشان را صرف آموزش راه رفتن و صحبت کردن آنها می کنند و بقیه دوران کودکی، کارشان این است که آنها را بنشانند و ساکتشان کنند.
  • قبل از آنکه کودک را کتک بزنید، یقین پیدا کنید که خود، سبب خطای او نبوده اید.
  • کاش حیوان و یا کودک بودم که آینده را نمی دیدم و گذشته را یاد نمی کردم و فقط به حال توجه داشتم و خوش بودم.
  • کودکان بیش از انتقاد به الگو و سرمشق نیازمندند.
  • نمی توانید به کودکی بیاموزید که از خود مواظبت کند، مگر آنکه او را آزاد بگذارید تا برای مواظبت از خود بکوشد؛ ممکن است اشتباه کند، ولی دانایی او از میان همین اشتباهات سرچشمه می گیرد.
  • از زندگی خود لذت ببر، بی آنکه آن را با زندگی دیگران مقایسه کنی.
  • هدف و آرزوی ما باید به کار انداختن زندگی باشد، نه لذت بردن از زندگی.
  • همیشه کوتاهترین لذت، شیرین ترین لذتهاست.
  • با مردمان نیک نشست و برخاست کن تا خودت هم یکی از آنها شوی.
  • دوری کن از نادانی که خود را دانا شمرد.
  • کسی که می خواهد نقاش خوبی شود، سرمشق های عالی را انتخاب کرده و از روی آن مشق می نویسد. همچنین کسی که میل دارد زندگیش بی عیب و پاکیزه باشد باید بهترین اشخاص را سرمشق و نمونه خود قرار داده، آنقدر بکوشد تا به پای آنها برسد و حتی از آنها در گذرد.
  • عیب بزرگ دیکتاتوری در این است که همیشه قدرت را با ترور باید نگهداری کرد.
  • فقر علت اصلی همه جنایتهاست. با وجود این می بینیم که دولتها به جای مبارزه با فقر و تنگدستی، با جنایت و جانی درگیر می شوند.
  • قانون مثل شمشیر است که دسته آن در اختیار مافوق و تیغه اش روی سینه زیردست است؛ در هر صورت برنده معلوم است.
  • کارمندان اداره مانند کتابهای یک کتابخانه هستند؛ آنهایی که بی مصرف اند، مقام بالاتری دارند.
  • کسی که بر خویشتن فرمانروا نیست، نمی تواند فرمانده هیچ کس باشد.
  • ملتها با دو دشمن وحشتناک روبرو هستند : اول کسانی که قانون را زیر پا می گذارند و دوم کسانی که این قانون شکنی را می بینند، ولی سکوت می کنند.
  • وقتی که یک ملت ناراضی فریاد می زند، می توانم جلوی آنرا بگیرم. ولی وقتی که ملت ناراضی سکوت کرد و سر به گریبان اندیشه فرو برد، وحشت زده می شوم، زیرا نمی توانم به نقشه هایشان پی ببرم.
  • آن کس که قوی و زورمند است و می تواند با مشت توانای خود دهان ضعیفی را درهم بشکند، باید بداند که مشت سنگین تری هم در آستین قویتر پنهان است.
  • اگر نمی توانی گاز بگیری، دندانت را نشان نده.
  • کسی را که امروز تحقیر می کنی، بعید نیست فردا لازم باشد از او تعریف کنی.
  • هر کس عیبهای خود را با دوربین و کم و کاست دیگران را با ذره بین نگاه می کند.
  • قمار باز به ترتیب چهار چیز خود را از دست می دهد : پول، وقت، وجدان و زندگی.
  • اگر می خواهی بنده کسی نباشی، بنده هیچ چیز نباش.
  • بین صرفه جویی و خساست فرق بگذارید. اولی انسان را وادار می کند که از ولخرجی بپرهیزد و آینده اش را تامین سازد، در حالی که دومی باعث می شود انسان به خود نپردازد و ثروتی را جمع کند که فقط وارثان او از آن استفاده کنند.
  • چنان شیرین مباش که تو را فرو برند و چنان تلخ مشو که از دهان به دور افکنند.
  • وقتی دستمان به آنچه که دوست داریم نمی رسد، باید آنچه را که در دست داریم دوست بداریم.
  • مهربانی زبانی است که لال می تواند با آن سخن گوید و کر می تواند آن را بشنود و بفهمد.
  • هیچ بلای آسمانی بدتر از محبتی نیست که به تنفر و کینه تبدیل شده باشد.
  • به ندرت مردی پیدا می شود که بدون شاهد، عمل خیری را انجام دهد.
  • مرد باید راست بایستد، نه اینکه دیگران او را راست نگه دارند.
  • پیش از اینکه زندگی خود را تغییر دهید، ابتدا باید دیدگاه خود را تغییر دهید.
  • بهترین کتاب آن است که انسان را به اندیشه وادارد، وگرنه به درد پاره کردن هم نمی خورد.
  • تو این کتاب را یک شبه مطالعه می کنی و من موی سر خود را برای نگارش آن سفید کرده ام.
  • لزومی ندارد که حقیقت همیشه ساده و برای ما قابل فهم باشد. ممکن است حقیقتی هم در جهان یافت شود که ما آن را ندانیم و یا دانستن آن برای ما دشوار باشد.
  • گویاترین زبان، عمل است.
  • شخصی که غیبت می کند همانند زنبوری است که نیش می زند، ولی عسل نمی دهد.
  • وقتی با انگشت به کسی اشاره می کنیم به یاد داشته باشیم که سه انگشت دیگر به طرف خودمان برگشته اند.
  • دردناک ترین امور زندگی دو چیز است: یکی درد ناشی از انضباط و دیگری درد ناشی از تاسف؛ درد تاسف به مراتب سنگین تر است.
  • جمال و کمال و مال و جلال دلایل موفقیت هستند و مردم را به سمت یکدیگر می کشانند، ولی جاذبه هیچ کدام به اندازه سادگی نیست.
  • سه عادت از عادت نااهلان است : یکی خود را بی عیب پنداشتن، دوم دیگران را در مرتبه دانش از خود فروتر نهادن، سوم به علم خویش خرم بودن و خود را به قدم انتها دانستن و در غایب کمال پنداشتن.
  • گذشتن از خواسته ها بهتر از رو انداختن به نااهلان است.
  • فروتنی زینت علم و کمال و جاه و جلال است. اهل هنر اگر فروتن باشند، هنر آنان بهتر جلوه می کند؛ همان طور که سایه عکس آن را برجسته و نمودار می کند، فروتنی نیز هنر را آشکار می سازد.
  • شخصی مدیر را اینگونه توصیف می کند: مدیر کسی است که با مراجعان ملاقات می کند تا بقیه کارکنان به کارشان برسند.
  • هرگز از خودتان [ چیزی ] نگویید و تعریف نکنید؛ بگذارید اگر صفاتی دارید، از زبان دیگران شنیده شود.
  • هر چه غرور بیشتر باشد، سقوطش در دره ها عمیقتر و بیشتر است.
  • جایی برو که تو را بخوانند، نه جایی که از درت برانند.
  • مرد به سیرت مرد آید، نه به صورت.
  • من موظفم هر روز از خویشتن بخواهم تا بگوید که امروز کدام یک از عیبها برطرف شد؟ کدام غریزه ناپاک شکست خورد و از چه نظر بهتر از دیروز گشتی؟
  • هرگز نباید حتی در بدترین و نکبت بارترین شرایط، قابلیت های بازسازی جسم و ذهن را دست کم گرفت. نیروی حیات، ناشناخته ترین نیروی جهان است.
  • در پنجاه سال نخست زندگی مراقب شکم خود باشید تا در پنجاه سال دیگر، شکم از شما مراقبت کند.
  • دروغ بزرگی را با صدای بلند بگویید و مدتی آن را تکرار کنید؛ دیر یا زود، مردم آن را باور خواهند کرد.
  • پیروزی با نخستین گام آغاز می شود.
  • زبان همچون ظرف ترک داری است که بر پشت آن ضرب می گیریم تا خرس ها را برقصانیم و همواره نیز از آسمان امید رحمت داریم!
  • کلمه ها، تواناترین داروهایی هستند که نوع بشر به کار برده است.
  • اگر کمی چیزهای غیر ضروری را بدانی، بهتر از این است که هیچ ندانی.
  • دوری کن از نادانی که خود را دانا شمرد.
  • غفلت از نادانی خود، دردی است که نادانها به آن گرفتارند.
  • آموزش احمقها به همان اندازه بی نتیجه است که بخواهیم با صابون، ذغال را سفید کنیم.
  • دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید.
  • تنها کسی داناست که می داند که هیچ نمی داند.
  • مقصر کسی نیست که مرتکب گناه شده، بلکه کسی است که او را در تیرگی جهل باقی گذارد.
  • ندانی و ندانی که ندانی و نخواهی که بدانی که ندانی.
  • همان طور که از صد مرد احمق نمی توان یک مرد عاقل ساخت، صد مرد بزدل نیز نمی توانند تصمیمی را که نیازمند شجاعت است، بگیرند.
  • اگر امروز حتی یک کلمه بیشتر از دیروز بدانید، بدون شک شخص دیگری هستید.
  • بهترین دانسته های ما آنهایی هستند که خودمان فرا گرفته ایم.
  • ممکن است مردی که همیشه سؤال می کند، ابله به نظر برسد، ولی کسی که هرگز سؤال نمی کند، در تمام عمر ابله باقی می ماند.
  • کسی که زیاد حرف می زند، یا زیاد می داند یا زیاد دروغ می گوید.
  • آنکه می تواند نسبت به نیکی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن بیم ندارد.
  • انسان هیچ وقت به اندازه آن زمان که فکر می کند دیگران را فریب داده است، خود را گول نمی زند.
  • دروغ، سنگ است و نمی تواند بدون تکیه بر دروغ دیگر سرپا بایستد؛ یکبار دروغ گفتن کار بس آسانی است، ولی بسیار دشوار است که کسی فقط یکبار دروغ بگوید.
  • دروغ هرچه بزرگتر باشد، احمقها زودتر باور می کنند.
  • تنها با نیت خیر سخن بگویید.
  • آن اندازه که من از خود توقع دارم، کسی از من انتظار ندارد.
  • خدا کند راهها همیشه بر روی شما گشوده باشد، بادها پشتیبان شما باشند، آفتاب چهره ی شما را گرم کند و باران به نرمی بر کشتزارهای شما ببارد.
  • انسان، گرگ انسان است.
  • داراترین اشخاص، کسانی هستند که به آنچه دارند، خشنود می باشند.
  • دلی که سرشار از محبت باشد، برای هر چیزی جا دارد و اگر به دور از محبت باشد، برای هیچ چیز جا ندارد.
  • شکم گرسنه را آب و نان سیر خواهد کرد، ولی قلب گرسنه، هرگز سیر نخواهد شد.
  • عشق، تکنوازی نیست، عشق، همنوازی است که اگر تنها به یک نفر منحصر شود، این ترانه باز می ایستد.
  • اندیشه های بزرگ داشته باشید، ولی از چیزهای کوچک هم لذت ببرید.
  • مطالعه برای ذهن، ورزش است برای جسم.
  • اگر بخواهی برای همه ی شادمانی هایی که داری، سپاسگزار باشی، دیگر زمانی برای گله گذاری نخواهی داشت.
  • جانوری که طعمه ی خود را با دندان می درد نیز ممکن است خوشبخت باشد، ولی تنها انسان می تواند نسبت به همنوع خود محبت کند و این والاترین دستاوردی است که آدمی می تواند آرزو کند.
  • بهترین افراد کسانی هستند که از نیکی و نیک بختی دیگران شاد شوند.
  • کردارهای نادرست ما در برابر کوهستان بزرگ بخشایش الهی، دانه های ماسه ای بیش نیستند.
  • همه ی بهارها یکسان نیستند، ماییم که هر بهار را به گونه ی دیگری می بینیم.
  • یک وکیل با کیف دستی اش می تواند بیشتر از صد مرد مسلح، دزدی کند.
  • اندیشه همچون خاک گودی است که تا در آن، دیدگاهها و باورهای تازه نکاریم، به بار نمی نشیند.
  • هریک از ما پرنده ای است با یک بال؛ تنها زمانی می توانیم به پرواز درآییم و به اوج برسیم که یکدیگر را در آغوش بگیریم.
  • زمانی که سر و کارمان با خودمان است، ذهن مان و زمانی که سر و کارمان با دیگران است، قلب مان را بکار می گیریم.
  • انسان باید آنچه را که لازم دارد بیاموزد و نه تنها آنچه را که خودش می خواهد.
  • سنگین دلی، ترشرویی و پریشانی، زنگارهای زندگی بوده و باید با گریس شادمانی زدوده شوند.
  • زن مانند آب است که از شدت لطافت، در هر ظرفی که باشد، شکل آن را به خود می گیرد. از این رو هر شوهری که از زن خود ناخرسند است، باید سبب آن را در خود جستجو کند.
  • ناآگاه، کسی است که از تجربه ی دیگران سودی نمی برد.
  • هزاران هوش و تجربه و تدبیر در برابر یک ناآگاهی، هیچ است.
  • اگر امید باشد، هر چهار فصل سال بهار است.
  • آنچه مغز و قلب را از آلودگی پاک می کند، دانش است.
  • همدلی از همزبانی بهتر است.
  • آنگاه که خرد، شکست خورده ی خشم تو است، خود را انسان به شمار نیاور.
  • راه درست کاستن از دشواری های خود، آرامش بخشیدن به دیگران است.
  • برای اینکه بهار را ببینیم، باید ابتدا زمستان را از سر گذرانده باشیم.
  • هرگاه به کسی می گویی که او را وارث بنیادی دارایی های خود کرده ای، تنها محبت دیگری که می توانی به او ابراز کنی، این است که بی درنگ بمیری!
  • برای آدم توانگر، بازشناختن دوست از دشمن دشوار است؛ زیرا همه برای دارایی اش، او را دوست دارند.
  • بهترین تصمیم، تصمیمی است که هماهنگ با شرایط، گرفته شود.
  • تنها گنجی که ارزش جستجو دارد، هدف است.
  • عشق، شبنمی است که از آسمان به غنچه ی قلب انسان می نشیند.
  • بهتر است آدمی دوستی داشته باشد و او را از دست بدهد، تا اینکه هرگز به کسی مهر نورزیده باشد.
  • روی دروازه ی قلبم چنین نوشته ام: “ورود ممنوع”، ولی عشق، خنده کنان وارد شد و گفت: “من همه جا وارد می شوم. “
  • سرنوشت آدمی را تنها عشق تعیین می کند.
  • عشق، انسان را خردمند و باتجربه می کند.
  • هدف نهایی زندگی، دانش نیست، کردار است.
  • کردار خوب آن است که بیشترین خوشی را برای بیشترین افراد فراهم کند.
  • تبسم بدون اینکه دهنده اش را تهیدست کند، گیرنده اش را توانگر می سازد.
  • تاریخ، از آن افراد هدفمند است.
  • بسیاری از افراد، بی خبر از خوشبختی خویش زندگی می کنند.
  • آنچه را که می شنوید، به خِرد درست و منش پاک و روشن، سنجیده، آنگاه بپذیرید.
  • برای خوشبخت شدن، لازم است هر روز چند ساعت و هر ماه چند روز و هر سال چند ماه را در تنهایی به سر بریم.
  • هیچ انسانی نمی تواند شکست بخورد، اگر انسانی دیگر، او را کامیاب دیده باشد.
  • یک هنرمند همیشه روح را نزد خود دارد، مثل یک کشیش خوب که کتاب‌هایش را.
  • موسیقی، زبان روح است.
  • کنجکاوی و شگفتی، از ویژگی‌های شکوهمند روح انسان به شمار می‌رود.
  • یافتن یک روح زیبای انسانی، یک پیروزی است.
  • کوله بار غم را از دوش برداشته، شادی‌های زودگذر را فراموش و دقت خود را به رشد و پیشرفت روحمان معطوف کنیم.
  • تنهایی، همان بیماری روح بشر است.
  • سخنی که روح را روشن سازد، گرانبهاتر از جواهر است.
  • هرگاه روح انسان، آرزومند تجربه‌ای است، تصویری از آن را پیش روی شخص می‌افکند و به درون تصویر می‌خزد.
  • دارایی، نتیجه ی گنجایش اندیشه ی انسان است.
  • اومانیسم را باید تنها خاکریز دفاعی در برابر “آشوب” ماده گرایانه ی جامعه ی معاصر به شمار آوریم.
  • مجازات دروغگو این است که حتی زمانی هم که حرف راست می زند، کسی باور نمی کند.
  • یک دروغ را اگر دروغگو بخواهد به خورد مردم دهد، مستلزم گفتن هزار دروغ دیگر است.
  • برای اینکه بتوانید با دیگران در کمال آرامش زندگی کنید، از آنها جز آنچه می توانند در راهتان نثار کنند، توقع چیز دیگری نداشته باشید.
  • دو گوش داریم و تنها یک زبان، برای اینکه بیشتر بشنویم و کمتر بگوییم.
  • بزرگترین بیم بشر از تغییر است. مردم از افکار جدید، عادتهای جدید، محیط جدید و روش جدید می ترسند، ولی تنها راه زندگی بهتر، آمادگی شما برای قبول تغییر و عملی کردن تحولات بزرگ است؛ پس خودتان را عوض کنید.
  • به چیزی که بدون آن هم زندگی میسر است، ارزش مده.
  • بیشتر سختی های زندگی برای این است که می کوشیم از حقیقت آن بگریزیم.
  • چنان انسان باش و چنان زندگی کن که اگر هر کس انسانی چون تو باشد و همچون تو زندگی کند، این زمین به صورت بهشت خدا در آید.
  • شب در هنگام خواب کمی فکر کنیم که امروز چه کرده ایم که لیاقت زنده ماندن فردا را داشته باشیم.
  • بیشتر اشخاص بدون اینکه مقصد معینی را دنبال نمایند، زندگی می کنند و مثل پر کاهی که در روی آب حرکت کند، عمر خود را به آخر می رسانند؛ به جلو نمی روند، جریان آب آنها را می برد.
  • مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است.
  • وقتی در زندگی به داشته هایمان فکر می کنیم، خود را خوشبخت و زمانی که به نداشته می اندیشیم، خود را بدبخت حس می کنیم؛ پس خوشبختی ما در تصور خود ماست.
  • اگر زندگی با تو سر ناسازگاری دارد، تو با او سازش کن.
  • ترس همچون چوبی لای چرخ زندگی است.
  • سکوت، جوابی غیر قابل پاسخ است.
  • داستانهای بسیار، پرسش های بسیار به همراه دارند.
  • قانون بزرگ جهان، زیستن است؛ گستراندن و تکامل بخشیدنِ فعال ترین و برترین ویژگی هایمان، به گونه ای که از هر عرصه ای همواره بتوانیم برای رسیدن به عرصه ای فراخ تر، دلبازتر و برافراشته تر تلاش کنیم…
  • انسان، خدای انسان است.
  • تا آنجا که به انسانها مربوط می شود، در جهانی بدون خداوند، همزیستی اجتماعی و اخلاقی آنها صرفاً متکی بر منابع خودشان – خودشان به مثابه ی نتیجه ی پیشرفت تکاملی نوع انسان – یعنی همدلی نوعدوستانه است.
  • همان گونه که باستان شناسی اندیشه ی ما به آسانی نشان می دهد، انسان، اختراعی اخیر است و شاید اختراعی که به پایان خود نزدیک می شود.
  • اندوه و شوق را به هم پیوند بده… به هیچ روی تکه پاره زندگی نکن، فقط بپیوند.
  • شعر، وصف شخصیت نیست، بلکه نوعی گریز از شخصیت است و میان انسانی که رنج می کشد و ذهنی که می آفریند، باید بیشترین فاصله ی ممکن وجود داشته باشد.
  • هنر صرفاً کشف حقیقتی تازه یا جنبه های تازه ی حقیقتی کهن نیست، بلکه تجلی نیاز انسان به خردمندی نیز هست.
  • هنر، کشف حقایقی خاص به شیوه ی علمی نیست، بلکه نشان دهنده ی راه حل عملی نیاز انسان به حقیقت نیز هست.
  • در هر حال، یک چیز قطعی است؛ انسان نه کهن ترین و نه پایدارترین مسئله ای است که در برابر معرفت بشر مورد بررسی قرار گرفته است.
  • زبان، بیش از هر چیز دیگری انسان را نشان می دهد؛ حرف بزن تا تو را ببینم.
  • دانشمند خوب کسی است که افزون بر انجام کارهای خوب، تمام توجه و دقت خود را به کار گیرد تا هرچه بیشتر به استادش شباهت پیدا کند.
  • روح ما قادر به درک معماری شگفت انگیز جهان و سنجش مسیر پیچ در پیچ ستارگان است؛ به جستجوی دانش ناپیداکرانه، همچون کرات بی قرار در پویش است.
  • بیکاری، پناهگاه ارواح ناتوان است.
  • تنها آنانی شایسته‌ی زیستن هستند که از مرگ نهراسند.
  • مرگ، هزاران در به زندگی دارد، من بی‌تردید یکی را خواهم یافت.
  • اندیشه‌ی مرگ، اندیشه‌ی رهایی است.
  • مرگ، چیزی است که همه در جستجوی آنیم، و نیز می‌دانیم که مرگ چیزی نیست جز دست شستن از بازی‌ای که پیشاپیش در آن بازنده‌ایم.
  • خوار و ناچیز شدن مرگ، یکی از مهمترین راههای خوشبختی است.
  • بارها پیش آمده که اشخاص برای فرار از مرگ، جان خود را باخته‌اند.
  • خستگی، مرگ ناتمام است و اگر دوام یافت، مرگِ تمام می‌شود.
  • به مجرد اینکه مرگ را می‌پذیرید، آزاد می‌شوید که زندگی کنید؛ دیگر نگران آبروی خود نیستید و به چیزی جر آن چه به آن می‌خواهید برسید، اهمیت نمی‌دهید.
  • مرگ نزدیکان می‌تواند به ما هشدار دهد که زندگی، کوتاه است و باید از آن به خوبی بهره گرفت و خوش بود.
  • انسان خودش از مرگ می‌ترسد، ولی اسباب مرگ دیگران را فراهم می‌آورد.
  • همه ی آسیب ها و گزندهای این جهان، به جز مرگ، به سبب پایدار نبودن و نداشتن اراده ی استوار است.
  • هرکس به نفس، زنده است، به مرگ بمیرد و هر که به پاکی و راستی زنده است، هرگز نمیرد.
  • افراد کمی پیدا می‌شوند که هنگام آمدن مرگ، آن را درک کرده و زنده بمانند.
  • مرگ چیزی است که از زندگی، یک پیشامد می‌سازد.
  • ای مرگ از تو به سبب نوری که بر نادانی ما می‌افکنی، سپاسگزاریم.
  • ما در همه ی سستی هایمان، گوهری از توان داریم که ای کاش آن را بشناسیم. در این زمینه نیز مانند دیگر چیزها، آگاهی از خطر، در بیشتر موارد، بهترین نشانه‌ی ایمنی است.
  • برای کامیابی، به تنها چیزی که نیاز دارید، آگاهی تازه و راستینی است که به راستی، در آرزوی ناب شما در مورد آنچه با همه‌ی وجود آرزو دارید که باشید، لنگر انداخته است.
  • راز معنوی زمانه، آگاه بودن از کاری است که هم اکنون انجام می‌دهید.
  • خود فریبی به این صورت بیان شده است که انگار روی وزنه‌ای ایستاده‌اید تا خود را وزن کنید، در حالی که شکم‌تان را تو داده‌اید.
  • تردید و دودلی، دالانی است که همه باید از آن بگذرند تا به پرستشگاه دانایی و خرد وارد شوند.
  • کسی که شتاب می‌کند، نشان می‌دهد چیزی که در موردش شتاب می‌کند بیش از حد برایش بزرگ است.
  • کسی که وعده و وعید می‌دهد، زیر دِین می‌رود.
  • نیروی انسان به هنگام دادرسی فروکش می‌کند، ولی نیرویی در او سر برمی‌آورد که به هنگام نبرد، ناتوان را در بند می کند.
  • دوستی‌ها شکننده‌اند و در هنگام بردن و کشیدن، به اندازه‌ی هر جسم شکننده و ارزشمند دیگری؛ نیاز به توجه دارند.
  • هر مردی باید گورستان گسترده‌ای داشته باشد که بتواند در آن، بدیهای دوستانش را دفن کند.
  • در مرکز هر قلبی یک اتاق ضبط وجود دارد، تا زمانی که این اتاق، پیامهای زیبایی، امید، سرور و تشویق دریافت کند، جوان می‌مانید.
  • هرگاه کسی کاری را درست انجام می‌دهد، دست بزنید! با این کار، دو نفر را شاد خواهید کرد.
  • کسی که دیگری را می ستاید، بیش از شخصی که مورد ستایش قرار می گیرد، توانگری می‌یابد. ستایش کردن، سرمایه‌گذاری نمودن در شادمانی است.
  • ما نیاز داریم بانگ ستایش را از بیرون بشنویم، وگرنه به یاد نخواهیم آورد که سزاوار آن هستیم.
  • هنر، کم اهمیت‌تر از زندگی است، ولی زندگی بدون آن، بی‌ارزش است.
  • هنر نیازی اساسی مانند نان یا نوشیدنی یا پالتوی گرم در فصل زمستان است. روح انسان همان‌گونه آرزومند هنر می‌شود که شکم برای غذا به صدا در می‌آید.
  • موضوع [ =جستار ] هنر، شکل دادن به زندگی است.
  • هنرمند، وظیفه و تکلیفی دارد و آن، یادآوری طبیعت انسانی به انسانها و همچنین سوگندی است که هنگام آفرینش یاد کرده‌اند.
  • هر کدام از ما یک هنرمند هستیم که توانایی داریم رویایی را از ژرفای وجودمان بیافرینیم و درک کنیم.
  • چشمانم را می‌بندم تا ببینم.
  • موسیقی، هنر پیامبران است، یگانه هنری که می‌تواند آشفتگی‌های روح را آرامش بخشد؛ یکی از شکوه‌مندترین و شادمانی بر‌انگیزترین هدیه‌هایی است که خداوند به ما بخشیده است.
  • سروده، هنری است که با آشکار ساختن مداوم زیبایی و حقیقتی که خداوند در جان آدمی قرار داده است، ما را خردمند‌تر و بهتر می‌سازد.
  • چکامه، افسانه‌ای کوچک است از توانایی انسان در معنی‌دار ساختن زندگیش. آنچه می‌بینیم چکامه نیست، بلکه نوری است که با آن می‌توانیم ببینیم و آنچه می‌بینیم، زندگی است.
  • به همان اندازه که کشت زمین امری گرامی است، نوشتن یک سروده نیز ارجمند است.
  • شما هیچ جا سروده ای نخواهید یافت، مگر اینکه بخشی از آن را با خود داشته باشید.
  • زیبایی در چشمان بیننده قرار دارد.
  • هر شخصی که توانایی دیدن زیبایی را در خود پاس دارد، هیچ‌گاه پیر نمی‌شود.
  • بگذار آن زیبایی که دوست داری، همان کاری باشد که انجام می‌دهی. هزاران راه برای زانو زدن و بوسیدن زمین وجود دارد.
  • طبیعی‌ترین زیبایی در دنیا، راستگویی و حقیقت معنوی است.
  • برای زندگی انسان این موارد بس است: انجام دادن کار سودمند، بیان سخن شجاعانه و توجه ژرف به زیبایی.
  • بی‌گمان، هیچ استاندارد پایداری برای زیبایی وجود ندارد و همین امر است که جست و جوی آن را این گونه جالب توجه می‌سازد.
  • وجود یک چیز زیبا، یک شادمانی همیشگی است.
  • شما برای آفریدن به زمین آمده‌اید، نه برای چشم و هم چشمی.
  • هیچ شادمانی بزرگتر از این نیست که احساس کنی آفریننده هستی. پیروزی زندگی با آفرینش نمایان می‌شود.
  • آفرینش، بیشتر، پدیدار ساختن آن چیزی است که از پیش، وجود داشته است.
  • در آفرینش، تنها کار دشوار، آغاز کردن آن است؛ ساختن برگ چمن، آسانتر از ساختن بلوط نیست.
  • دوست، کسی است که همه چیز را درباره‌ی تو می‌داند و باز هم تو را دوست دارد.
  • با دوستان خود همان گونه رفتار کنید که با تابلوهایتان رفتار می‌کنید و آنها را زیر بهترین نور قرار دهید.
  • ممکن است بارها و بارها در طی دو ساعت وقت گذرانی، اندیشه های بیشتر و بهتری به ذهن ما برسد، تا اینکه هشت ساعت پشت نیمکت مدرسه بنشینیم.
  • از نظر ما، خانواده یعنی دست انداختن روی شانه ی یکدیگر و کمک کردن به یکدیگر.
  • به دنیا آوردن کودک، بزرگترین کار برای بیان وجود امیدواری است.
  • کودکان، خبره های راستین‌اند. آنچه برای آنها گرانبهاست، بهایی ندارد، تنها ارزش دارد.
  • تنها هنرمندانی که برایشان راه باز می کنم، کودکان هستند. از نظر من، نقاشی های کودکان در زمره‌ی کارهای استادان قرار دارند.
  • بزرگسالان همیشه از بچه‌ها می پرسند که زمانی که بزرگ شدند می‌خواهند چکاره شوند، زیرا در جستجوی ایده هستند.
  • آموزش شمارش به کودکان خوب است، ولی آموختن آنچه ارزش دارد، بهترین کار است.
  • پدر و مادر زندگی می کنند تا به کودکان بیاموزند، همچنین باید آنچه را کودک به آنها می آموزد، فرا بگیرند. کودک می‌تواند مطالب [ =جستارهای ] زیادی به آنها بیاموزد.
  • جوانی! در کنار جوان بمان و آزار نده.
  • کسی که جوانی را بیشتر دوست می دارد، جوانی‌اش بیشتر خواهد بود.
  • یکی از روشن ترین راستی‌ها درباره‌ی دیدگاه افراد بزرگسال نسبت به کودک، این است که کودکی را فراموش کرده‌اند.
  • همه ی ما زمانی که کودک هستیم، دارایی‌هایی می‌اندوزیم. دارایی‌ای از رنگها، نورها و تاریکی، از جنبش، از تنش ها. برخی از ما در هنگام بزرگسالی، فرصتی عالی برای بازگشت به این دارایی‌ها داریم.
  • مرد بزرگ، کسی است که کودکی خود را گم نکند.
  • به یاد داشته باشید، اهمیتی ندارد که امسال چند شمع روی کیک تولدتان را خاموش می کنید، یک نفر هست که همیشه شما را فردی جوان، نیرومند و زیبا می‌بیند و او مادرتان است.
  • راهی برای مادر بی کم و کاست بودن نیست، ولی میلیونها راه برای مادر خوب بودن وجود دارد.
  • اگر می‌دانستم که داشتن نوه چقدر شگفت‌آور است، از ابتدا او را می‌داشتم.
  • دوست راستین، دوستی است که زمانی که همه از تو دور می‌شوند، او به سوی تو می‌آید.
  • پدر و مادر، بیشتر، آنچنان سرگرم پرورش فیزیکی کودکان هستند که شکوه پدر یا مادر بودن را از دست می‌دهند. درست همان گونه که شکوه درختان با جمع کردن برگها از زیر آنها از بین می رود.
  • قلب شما آکنده از بذرهای باروری است که چشم براه جوانه زدن هستند.
  • این قلب است که مرد را توانگر می‌سازد، او به سبب آنچه هست، توانگر است، نه به سبب آنچه دارد.
  • بگذارید چروکها بالای ابروها نوشته شوند، نه روی قلب؛ قلب نباید پیر شود.
  • دیدگاههای بزرگ از قلب سرچشمه می‌گیرد.
  • نکته ی مهمی که من طی سالها آموخته ام، تفاوت بین شخصی است که کارش را جدی می گیرد و شخصی که خود را جدی می‌گیرد. اولی، ناچار است و دومی، مصیبت‌بار.
  • اگر جویای اندیشه های آفریننده اید، قدم بزنید. فرشتگان در گوش مردی که برای پیاده‌روی بیرون رفته است، زمزمه می‌کنند.
  • زندگی، زمانی که خوش باشد، بهتر است. سخن ژرفی است، این گونه نیست؟
  • سالها پیش یک نفر گفت: روغن جگر ماهی، روغن درمان کننده است! سرور، آرامش بخش‌تر است و هیچ مزه‌ی ناخوشایندی هم ندارد.
  • بالاترین خرد، سرور همیشگی است. چنین حالتی شبیه به منطقه‌ی بالای ماه، همیشه هموار و روشن است.
  • بیایید شادمان باشیم و به یاد داشته باشیم، بدبختی‌هایی که تاب آوردن آنها از همه دشوارتر است، آنهایی هستند که هیچ‌گاه نخواهند آمد.
  • بارها سبک می شوند، زمانی که با شادی، تاب آورده شوند.
  • زن شاد، زنی است که هیچ گونه نگرانی نداشته باشد، زن شاد، زنی است که نگرانی دارد، ولی نمی‌گذارد نگرانی‌ها او را شکست بدهند.
  • زمانی شادترین فرد خواهید بود که بیشترین همکاری را به انجام رسانید.
  • هیچ کس جز کسانی که در درون خود شادند، نمی توانند دیگران را شادمان کنند.
  • کسانی از همه شادترند که بیشتر به مردم خدمت می‌کنند.
  • مردم را شاد کنید و آن زمان، نیمی از کشمکش‌ها یا یک دهم شرارتی که هم اکنون وجود دارد، دیگر وجود نخواهد داشت.
  • شادی در شادمانی، کامیابی و هیجان تلاش نوآورانه نهفته است.
  • راز شادمانی در انجام دادن کاری نیست که شخص دوست دارد، بلکه در دوست داشتن آن کاری است که انجام می‌دهد.
  • موضوع این نیست که چه اندازه داریم، بلکه این است که چه اندازه لذت می‌بریم و این امر، شادمانی را می‌سازد.
  • همه‌ی ما بر روی این کره‌ی خاکی آفریده شده‌ایم، تا راهمان را کشف کنیم و اگر بنا بر دیدگاه کس دیگری زندگی کنیم، هیچ گاه شاد نخواهیم بود.
  • از ضروریات بزرگ برای شاد بودن در زندگی، داشتن کاری برای انجام دادن، چیزی برای عشق ورزیدن و موردی برای امیدوار بودن است.
  • شاد بودن بهتر از خردمند بودن است.
  • شادمانی، پروانه‌ای است که هر زمان او را دنبال کنی، دور از دسترس تو است، ولی اگر آرام بنشینی، روی تو می‌نشیند.
  • به یاد داشته باش که شادمانی، راهی است برای سفر و نه یک هدف.
  • بسیاری از جست و جوها برای شادمانی، مانند جست و جو برای کلاهی است که سرمان است.
  • شما ناگزیرید شادی را باور داشته باشید، وگرنه شادی هیچ گاه از راه نمی‌رسد.
  • بهترین راه برای تضمین شادی آینده این است: تا حد ممکن که سزاوار امروز است، شاد باشیم.
  • چرا باید از شادمانی که زمان حال به ما می‌دهد، به این دلیل دوری کنیم که شاید در آینده از ما گرفته شود؟
  • شوخی، راهی بی‌گزند برای احساس “دور بودن” از دشواری است. راهی است برای کناری ایستادن و تماشا کردن دشواریهای خود با دیدی باز.
  • شوخی، نیرویی باشکوه برای درمان مسائل عاطفی است. شما نمی‌توانید زمانی که می‌خندید، خشمگین باشید، بترسید و یا آزرده باشید.
  • در برابر بخت ناسازوار، هیچ واکنشی کارسازتر از شوخ طبعی همیشگی نیست.
  • شوخی، روشی برای جانبداری از خود در برابر پوچی زندگی است و این کار با ساده اندیشیدن درباره‌ی آنها انجام می‌شود.
  • شوخی، این توانایی را به فرد می دهد که بدون آنکه تبدیل به چهره ای مصیب بار شود، در میانه ی رویدادهای مصیبت بار زندگی کند.
  • شادی‌های بخشیده شده، افزایش می‌یابند.
  • سادگی، روشنی و یکپارچگی، ویژگی‌هایی هستند که به زندگی ما نیرو، پویایی و شادی می‌بخشند.
  • شادی در چیزها نیست، در ماست.
  • شادی، احساس تبسم درون است.
  • شادی، اراده‌ای است که زحمت می‌کشد تا بر بازدارنده‌ها چیره شود و پیروزی را می‌شناسد.
  • زمانی که تنها، ناآرام، بد یا دلگیر هستید، بیاد بیاورید که خنده کجا پنهان شده… جایی در درون شما!
  • خنده‌ی عمیق، زندگی عمیق است.
  • همیشه به نظرم می رسد که خنده‌ی عمیق، راهی خوب برای دویدن درونی است، بدون آنکه ناگزیر باشی از خانه بیرون بروی.
  • کسی بهتر می‌خندد که بیشتر بخندد.
  • بخش کردن خنده با دیگران مانند آن است که دریچه‌های در اتاقی نیمه تاریک را ناگهان باز کنی و بگذاری هوای تازه و نور خورشید وارد آن شود.
  • خنده ای که با دیگران شریک می‌شوی، عشقی است که شنیده می‌شود.
  • خنده، بُرسی است که تار عنکبوت‌های قلب را می‌زداید.
  • خنده، هدیه‌ای است که باید آن را باز کنید.
  • بازی، ما را شادمان و زنده نگاه می‌دارد؛ به ما شور و شوق زندگی می‌بخشد که جانشینی ندارد؛ بدون آن، مزه‌ی زندگی خوب نیست.
  • با لبخندی زورکی، از تخت بیرون بیایید، زیرا اگر به زور، لبخند بزنید، شادمان خواهید شد… زیرا لبخند می‌زنید.
  • کسی که به جای خشمگین شدن، لبخند می‌زند، همیشه نیرومندتر است.
  • هر بار که مردی لبخند می‌زند و بسیار بیش از آن، زمانی که می‌خندد، چیزی به بخشی از زندگی‌اش افزوده می‌شود.
  • مهمترین پوشاک آن است که شخصیت تو را بروز دهد.
  • تنها یک شادمانی در زندگی وجود دارد، دوست بداری و دوستت بدارند.
  • بگذار کسی را که عشق نمی‌ورزد، برآشفته بنامیم. حتی عشق یک طرفه، رنگین کمان خود را دارد.
  • چقدر باشکوه است که دوستت بدارند و به مراتب، باشکوه‌تر است که دوست بداری!
  • سخن گفتن درباره‌ی آرامش بس نیست، باید آن را باور داشت. باور به آرامش بس نیست، باید روی آن کار کرد.
  • عشق را با گفتن این که زمان ندارم، از خود مَران، شتابنده‌ترین راه دریافت عشق، ابراز آن است، کوتاهترین راه از دست دادن عشق، پایدار نگه داشتن آن است، بهترین راه نگاهداری عشق، بال و پر دادن به آن است.
  • همه، امر بنیادی را فراموش می‌کنند، مردم شما را دوست ندارند، مگر آنکه شما دوستشان بدارید.
  • بردباری و ستایش تفاوتهای فردی، آتشی است که عشقی جاودان را تشدید می‌کند.
  • یک روز، هنگامی که ما دارنده‌ی بادها، موجها، جزر و مد و نیروی جاذبه شویم، انرژی‌های عشق را برای خدا مهار خواهیم کرد. در آن هنگام، انسان برای دومین بار در تاریخ جهان، آتش را کشف خواهد کرد.
  • عشق، حسی است که با آن به دنیا آمدیم و ترس، حسی است که اینجا آموختیم.
  • جوهره‌ی عشق، مهربانی است.
  • اسکیموها پنجاه و دو نام برای برف دارند، زیرا برف برایشان اهمیت دارد، ممکن است همین مسئله برای عشق هم وجود داشته باشد.
  • عشق، آن چیزی نیست که می‌شویم، آن است که از پیش هستیم.
  • کار دلخواهتان را بیایید، سپس هیچ‌گاه ناگزیر نیستید حتی یک روز در زندگیتان کار کنید.
  • زنده‌ترین زمانهای ما، زمانهایی هستند که عاشقیم.
  • در یک دنیای در حال دگرگونی، جویای کمال نباشید. بجای آن، عشق خود را کمال بخشید.
  • عشق، دنیا را به گردش در نمی‌آورد، بلکه بودن در آن دنیا را ارزشمند می‌سازد.
  • به پیش آیید و در برابر نور طبیعت قرار بگیرید، بگذارید طبیعت، آموزگار شما باشد.
  • اگر ببینید که طبیعت چگونه با دشواری‌ها روبرو می شود و پیوسته خود را بازسازی می‌کند، چاره‌ای جز آموختن از آن نخواهید داشت.
  • رودها و صخره‌ها و درختان همیشه با ما سخن گفته‌اند، ولی ما گوش سپردن به آنها را از یاد برده‌ایم.
  • هیچ کس یک گل را نمی‌بیند، به راستی آن قدر کوچک است که دیدنش نیاز به زمان دارد که ما نداریم. همان گونه که داشتن یک دوست، نیاز به زمان دارد و ما نداریم.
  • بوسه‌ی خورشید برای پوزش خواستن و آواز پرندگان برای خنده و شادی است. انسان در باغچه از هر جای دیگری بر روی زمین به قلب خداوند نزدیکتر است.
  • هوا را سرزنش نکنید، اگر هوا گهگاه دگرگون نمی‌شد، نود درصد مردم نمی‌توانستند سر سخن را باز کنند.
  • دیروز، از آنِ ما نیست که آن را بازستانیم. ولی فردا از آنِ ماست که آن را ببریم یا ببازیم.
  • گربه‌ها باهوش تر از سگها هستند. شما نمی‌توانید هشت گربه را وادار کنید تا سورتمه ای را در برف بکشند.
  • به نظر می رسد سرشت گربه ها این است که هیچ گاه با پیگیری چیزی که می خواهید، شما را آزار نمی دهند.
  • هر کس بگوید که نمی توانید شادمانی را بخرید، توله سگها را فراموش کرده است.
  • سگها تنها زندگی ما نیستند، ولی زندگی ما را کامل می کنند.
  • زندگی با یک سگ، راهی برای نگاهبانی از روحیه‌ی کودکانه است.
  • شما ناگزیر نیستید برای عشق به آرامش بجنگید.
  • جنگ، آفریده ی ذهن انسان است. ذهن انسان می تواند آرامش را بیافریند.
  • آرامش، روندی روزانه، هفتگی و ماهانه است که به تدریج، دیدگاهها را دگرگون می سازد. به آهستگی، بازدارنده های پیشین را می خورد، در سکوت، ساختارهایی تازه می سازد. هر چند دنبال کردن آرامش، هیجان انگیز نیست ولی باید آن را دنبال کرد.
  • گمان می‌کنم مردم به اندازه‌ای خواهان آرامش هستند که یکی از روزها دولتها ناگزیر می شوند روش خود را دگرگون ساخته و بگذارند مردم به آرامش برسند.
  • بیایید پیش از آنکه خیلی دیر شود و زمان بگذرد، باور خود را از زنجیره ی واکنش‌های اتمی انفجاری به زنجیره‌ی واکنش عشق خداوندی دگرگون سازیم. عشق، عشق به خدا و سایر انسانها؛ این فرمول خداوند برای آرامش است.
  • هر چه بیشتر برای به دست آوردن آرامش زحمت بکشیم، کمتر جنگ خون و خونریزی خواهیم داشت.
  • کسی که سنگ قیمتی برایش ارزشمند است باید هر جا می رود گنجینه ها او را در بر گیرند.
  • همه ی ما تنها نخ هایی ظریف هستیم، ولی چه می بافیم!
  • هنگامی که واژه های معنویت را بکار می گیرم، مرادم مذهب نیست! مرادم هر چیزی است که به شما کمک می کند تا احساس کنید به چیزی که بزرگتر از خودتان است پیوند می خورید.
  • زندگی معنوی، ما را از دنیا دور نمی کند، بلکه به ژرفای آن رهنمون می شود.
  • کسانی که تنها، مسائلی را که می شود کالبدشکافی کرد، درک می کنند، چیزهای کمی را درمی یابند.
  • با قوه ی درک کردن است که می توانیم آرامش داشته باشیم، هرگاه دیدگاه دیگر افراد را درک کنیم و آنها نیز دیدگاه ما را درک کنند، آنگاه می‌توانیم درباره ی تفاوتها سخن بگوییم.
  • محل آباد کردن دنیا ابتدا در قلب، سر و دستان ماست.
  • اگر در درون خود آرامش نداشته باشیم، جست و جوی آن در سرچشمه های خارجی بیهوده است.
  • آرامش، مانند امور خیریه از خانه آغاز می شود.
  • بادا که در خانه‌ی یخی خود، گرما، در چراغ خود، سوخت و در قلب خود، آرامش داشته باشید.
  • زندگی، یک آینه است و آنچه را شخص [به آن] می اندیشد، به سوی او باز می گرداند.
  • دیدگاهها و تصورات ما، محدودیت های راستین برای امکانات ما هستند.
  • بیشتر ما اگر اراده کنیم، می توانیم از این دنیا یک قصر یا یک زندان بسازیم.
  • هر یک از ما به گونه ای منحصر به فرد و مهم، موهبتی داریم، این هوشیاری و ماجراجویی ماست که نور ویژه ی خود را کشف کنیم.
  • میان مردم، تفاوت بسیار کوچکی وجود دارد که تفاوتی بزرگ ایجاد می کند. آن تفاوت کوچک، دیدگاه است. تفاوت بزرگ، مثبت یا منفی بودن آن است.
  • شرایط، مهم نیست، واکنش شما نسبت به شرایط، مهم است.
  • معجزه‌ها از درون دشواری‌ها رشد می‌کنند.
  • من از طوفان نمی ترسم، زیرا آموخته ام که چگونه قایقم را تکان دهم.
  • به من کمک کن تا همیشه باغبان امیدوار روحم باشم؛ باغبانی که می داند بدون تاریکی هیچ چیز زاده نمی شود؛ همان گونه که بدون نور، هیچ گیاهی گل نمی دهد.
  • بدبینی، در هیچ جنگی پیروز نمی شود.
  • خوش بین بودن آسیبی به شما نمی رساند، شما همیشه می توانید پس از آن گریه کنید.
  • خوش بین باش. اندازه‌ی مداد عادی، هفت اینچ است که تنها یک پاکن نیم اینچی دارد.
  • انسان به گونه‌ای آفریده شده که هر گاه آتش آرزومندی به جانش بیفتد، ناممکن ها ناپدید می شوند.
  • هیچ گاه چیزی چشمگیر و والا بدست نمی آید، مگر به وسیله ی کسانی که جرات باور داشتن به این امر را دارند که نیرویی در درون آنها برتر از شرایط است.
  • خود را باور داشته باشید. شما بیش از آنچه می اندیشید، می دانید.
  • میزان توان شما اهمیتی ندارد، نیروی بالقوه‌تان می تواند در مدت زندگی، رشد نموده و گسترش یابد.
  • برخی چیزها را باید باور کرد تا دیده شوند.
  • من یکی از کسانی هستم که ترجیح می دهم در ایمان غرق شوم تا اینکه بدون آن شنا کنم.
  • به امری باشکوه تر از خود، باور داشته باشید.
  • ایمان، آگاهی از آن است که اقیانوسی وجود دارد: زیرا شما یک نهر آب دیده‌اید.
  • ایمان، پیش از هر چیزی، پذیرا بودن است: باور به ناشناخته.
  • ایمان، دانستن راز جهان هستی نیست، بلکه باور پابرجا به این امر است: رازی وجود دارد که باشکوه تر از ما است.
  • ایمان یعنی رفتن بدون آنکه مطمئن باشی به کجا می روی.
  • نخست، ابزار موسیقی را درست کنید، سپس کنسرت ترتیب بدهید.
  • ما زاده شده ایم تا شکوه و بزرگی خداوندی را که در درونمان است، آشکار سازیم و این امر، همه ی انسانها را در بر می گیرد.
  • در دنیایی آکنده از نگرانی و آشفتگی… ما به آرامش خداوندی برای نگاهبانی از قلب ها و ذهن هایمان نیاز داریم.
  • یادتان باشد اثر انگشت خداوند روی همه چیز وجود دارد.
  • خداوند ما را همان گونه که هستیم دوست دارد، ولی آنقدر دوستمان دارد که نمی گذارد همین گونه باقی بمانیم.
  • بهترین سبب، قلب انسان است. بهترین آموزگار، زمان است. بهترین کتاب، جهان است، بهترین دوست، خداوند است.
  • من عاشق خداوند هستم، زمانی که خداوند را بشناسی، او را وجودی دوست داشتنی خواهی یافت.
  • خداوند زمانی می آید که او را دورتر از همیشه تصور می کنیم.
  • اگر زندگی را با جست و جوی خدایی آغاز کنید که در پیرامون شماست، هر دَم، یک عبادت می شود.
  • یک دیدگاه شاکرانه درباره ی خداوند، کامل‌ترین پرستش است.
  • شاید دعا چیزی را برای شما دگرگون نسازد، ولی بی گمان شما را برای امور، دگرگون می کند.
  • خداوند همه ی دعاهای ما را برآورده می کند. گاهی پاسخ آن، آری است، گاهی نه، گاهی پاسخ این است که نکند شوخی‌ات گرفته!
  • بسیار باشد که پریشانی گفتن سخت تر بود از پریشانی نهفتن.
  • سکوت، چنان موضوع جالبی است که ساعتها می توان درباره اش حرف زد.
  • هر وقت در مجلسی هستید که اشخاص مختلف از آشنا و ناشناس حضور دارند، گوش کنید و کم حرف بزنید؛ گوینده ماهر همان شنونده ماهر است.
  • من از فردای خود نمی ترسم، دیروز سپری شده، امروزم را دوست دارم.
  • آنها که غم کمتری دارند، با خودنمایی بیشتری می گریند.
  • کسی که از چیزهای کوچک خشنود نیست، از هیچ چیز خشنود نخواهد شد.
  • اندیشیدن یعنی اینکه آدمی گاهی هم با شجاعت بگوید نه.
  • جوهر شجاعت در این نیست که شما نترسید، بلکه در آن است که کسی نفهمد که ترسیده اید.
  • شجاعت در آن نیست که انسان خطر را نبیند، بلکه در این است که خطر را ببیند و بر آن غلبه کند.
  • نه در تعریف مردم شرکت کن و نه در تحقیر دیگران.
  • یکی را محترم شمردن و دیگری را تحقیر کردن، نشانه مردانگی نیست.
  • شاعر حقیقی می تواند معلم بشریت باشد.
  • شعر وقتی که از آهنگها دور می شود، می خشکد.
  • روح و جان با خدمت کردن بیدار می شوند.
  • هدف از زندگی کردن بر روی زمین این است که جان باید رشد کند، بنابراین رشد کنید! با انجام دادن کاری که درست است.
  • جان، زمانی که به او جا بدهیم پدیدار می شود.
  • داشتن چیزهایی که پول بتواند آنها را بخَرد، خوب است، ولی این هم خوب است که گاهی وارسی کنیم و از داشتن چیزهایی که پول نمی تواند آنها را بخرد مطمئن شویم.
  • دارایی عادی را می توان دزید، ولی دارایی حقیقی را نه، در جان شما، چیزهای بسیار ارزشمندی وجود دارد که نمی توان آنها را از شما گرفت.
  • اگر شادمانی، پس توانگری. شادمانی، نیازی به حساب بانکی ندارد.
  • دارایی… امری نسبی است، چون کسی که کم دارد و کم می خواهد، توانگرتر از کسی است که زیاد دارد و زیاد می خواهد.
  • زمانی که همه چیز داری، نمی توانی به راستی بگویی چه چیز اهمیت دارد.
  • تنها پرسشی که درباره ی دارایی به میان می آید، این است که با آن، چه می‌کنی.
  • مرد توانگر، کسی نیست که بسیار داشته باشد، بلکه کسی است که بسیار ببخشد.
  • نیک‌بختی، همین دور و بر است.
  • رنگها ناپدید می شوند، پرستشگاه‌ها فرو می ریزند، امپراطوریها از بین می‌روند، ولی واژه‌های خردمندانه جاودانه هستند.
  • هرچه بهتر باورها، کردارها، آرزوها و خواست های دیگران را درک کنید، این احتمال بیشتر می شود که واکنش درست نشان دهید.
  • اگر بنا بود همه ی آرزوها برآورده شود، دنیا به شکل دیگری در می آمد.
  • اگر با گذشت کردن، کسی کوچک می شد، خدا تا این اندازه بزرگ نبود!
  • دردناک ترین آرزوها، آرزوی مرگ است.
  • آرزویی که سبب آشفتگی دیگران شود، آرزو نیست، هوس است.
  • همه ی آرزوها دست یافتنی نیست، ولی این مسئله نباید ما را از تلاش و کوشش بازدارد.
  • اگر همه ی آرزوها برآورده می شد، هیچ اثر هنری و ادبی به وجود نمی آمد!
  • تا آسایشی وجود نداشته باشد، هیچ کس به آرامش نخواهد رسید.
  • هیچ آسمانی نیست که روزی ابری نشود.
  • هزار آسایش، به خوشی یک پیروزی پس از رنج و تلاش نمی ارزد.
  • آسایش باید راستین باشد، آسایش مصنوعی، بدتر، سبب رنج است.
  • هنگام کار، کار درست و هنگام آسایش، آسایش بی چون و چرا؛ زندگی درست همین است.
  • زمین و آسمان مکمل یکدیگرند و هر دو در خدمت بشر.
  • هرچه که از زمین به آسمان رود، دوباره بازخواهد گشت.
  • به آسمان و خدای آسمان بیندیشید تا بتوانید با زمینی ها زندگی کنید.
  • بشر نمی تواند در آسمان زندگی کند، وگرنه زمینی بوجود نمی آمد.
  • آسمانی بیندیش و زمینی زندگی کن، این یعنی نیک بختی!
  • آسمان، پدر و مادر طبیعت است و انسان، فرزند آن دو.
  • آسمان، هزارها میلیارد همچون زمین دارد، ولی زمین، یک آسمان بیشتر ندارد.
  • تا خود را نشناخته ای، نه زمین را می توانی بشناسی، نه آسمان را.
  • آن که به سازش می اندیشد، همیشه می خندد.
  • پیش از باز کردن دهانتان، مغزتان را به کار بیندازید.
  • چیزهایی را که به درد بخور یا زیبا نیستند، در خانه ی خود نگاه ندارید.
  • برای اینکه میزان توانایی ها را کشف کنیم، تنها راهش این است که آنها را پشت سر گذاریم و به گستره ی امور نشدنی وارد شویم.
  • پیری، انسان را محدود نمی کند، بلکه از محدودیت های او می کاهد.
  • جسم انسان، بهترین تصویر روح اوست.
  • هر یک از روزهای خود را به گونه ی شاهکاری درآور.
  • باید از هر دقیقه و هر روز زندگی خود، بیشترین بهره برداری را بکنیم.
  • کار ما در زندگی، پیشی گرفتن از دیگران نیست، بلکه پیشی گرفتن از خودمان است.
  • زیان را به ثروتی که از راه نادرست به دست آمده است، برتری دهید؛ زیرا اولی، شما را زمان کوتاهی می آزارد و دومی، شما را تا ابد پشیمان می کند.
  • افسوس، که همه ی ما مانند شرکت کنندگان در مسابقه ی اتومبیل رانی هستیم. هیجان اول شدن، باعث می شود که آسیب های وارده بر خود و دیگران را نبینیم.
  • کسی که خدمت نکرده، نمی تواند فرمانده شود.
  • با خوب بودنِ خودتان، می توانید دیگران را بهتر کنید.
  • با محدود کردن خواسته هایت، توانایی هایت را محدود خواهی کرد.
  • اگر با دیگران، با خوشرویی برخورد کنید، بیشترین نیکویی را در حق خود کرده اید.
  • ارزش ها یاد دادنی نیستند، بلکه گرفتنی اند.
  • هرکس که گمان می کند می تواند با نادرستی به رده های بالا برسد و در آنجا بماند، نادان است.
  • بی خردان، خوشبختی را در دور دستها جستجو می کنند و خردمندان، آن را زیر پای خود می پرورانند.
  • اگر همواره تلاش کنید، بدترین ها هرگز رخ نخواهند داد.
  • ما گواه بارز اندیشه ی خود هستیم.
  • هر کجا که اندیشه ی باز است، همواره کشفی هست.
  • هرجا قانون پایان می یابد، خودکامگی آغاز می شود.
  • واژه ها مانند عینک، اگر چیزی را روشن و شفاف نکنند، آن را تار می کنند.
  • برای من، سالخوردگی، پانزده سال پس از سنی است که در آن هستم.
  • هرکس گمان کند برای کارهای کوچک ساخته نشده است، بی گمان، کارهای بزرگ هم از عهده اش برنمی آید.
  • دیدگاه شما به هنگام شکست، تعیین کننده ی مدت زمان رسیدن به پیروزی است.
  • به رؤیاهایتان روی آورید و آنها را زنده نگاه دارید، زیرا اگر رؤیاهایتان بمیرند، زندگی به پرنده ی شکسته بالی تبدیل می شود که دیگر قدرت پرواز ندارد.
  • هدف آدمی باید فراتر از آنجا باشد که دست اش می رسد، وگرنه آسمان به چه کار می آید؟
  • کردار من، بیانگر منش من است.
  • شادی، خزیدن به زیر تمام پتوها در یک شب سرد است؛ خوشبختی یعنی شاد بودن.
  • تجربه نشان می دهد که کامیابی، بیشتر به اراده، بستگی دارد تا به شایستگی.
  • تنها کسانی شکست نمی خورند که تلاش نمی کنند.
  • چیزی که می بینیم، به گونه ی بنیادی، بستگی به چیزی دارد که جستجو می کنیم.
  • دوره ی دگرگونی، دوره ی ترس و دوره ی کسب فرصت است. اینکه کدام یک بهره ی شما می شود، بستگی به گرایش شما دارد.
  • اگر خودم در اندیشه ی خودم نباشم، چه کسی خواهد بود؟ ولی اگر تنها در اندیشه ی خودم باشم، چه هستم؟
  • شکست، چیزی جز یاد گرفتن و تجربه اندوختن نیست؛ گام نخست در راه بهتر انجام دادن کارها است.
  • مردم گرایش به این دارند که به گونه ای ژرف به نداشته ها بیندیشند. اگر مردم به آینده بنگرند و روی چیزهای خوب تمرکز کنند، حال و روز آنها بسیار بهتر می شود.
  • انسان به کمک خداوند و از خودگذشتگی، توانایی انجام هر کاری را دارد.
  • ای کاش می توانستیم خود را از دریچه ی چشم دیگران ببینیم.
  • منش انسان ها کم کم شکل می گیرد، ولی به یکباره بروز می کند.
  • هر روز، زندگی تازه ای را آغاز کنید.
  • آرزومندی، بزرگترین امتیاز در این جهان است. آرزومندی، سبب کسب پول، قدرت و نفوذ می شود.
  • کسی که “بزرگی” را هدف خود قرار داده است، نباید بپندارد که یک بدبیاری، همه چیز را از دست اش می گیرد.
  • کاری که باید بشود، ارزش انجام شدن را دارد، گرچه بد انجام شود.
  • برخورد درست و یک دست، همیشه بر برخورد نادرست و نابرابر پیروز است.
  • تفاوت بین خوب و عالی، تنها اندکی تلاش بیشتر است.
  • بهترین آمادگی برای فردا، انجام دادن کارهای امروز به بهترین شیوه است.
  • منش انسان ها در بحرانها ساخته نمی شود، بلکه نشان داده می شود.
  • ترس، همیشه وجود دارد. راهکار ترس، از بین بردن آن نیست، بلکه چیره شدن بر آن است.
  • خداوند، روزی دهنده ی همه ی پرندگان است، ولی روزی آنها را به درون لانه نمی ریزد.
  • آنها که بدترین بهره را از زمان خود می برند، نخستین کسانی هستند که از کم بودن آن گله دارند.
  • امید، نیروی پایداری است.
  • تلاش و کوشش، بسیار خوب است، زیرا اگر مردم کاری بکنند که درست باشد، از انجام آن لذت خواهند برد.
  • اگر ندانید کشتی زندگی را به کدام جهت برانید، باد موافق، هیچ معنایی [ =چَمی ] نخواهد داشت.
  • زندگی شما، بهتر از گفتار شما می تواند آموزنده باشد.
  • بسیاری از آدمها سهم شادمانی خود را از دست می دهند، نه به این دلیل که هرگز بدان نمی رسند، بلکه پایداری نمی کنند تا از آن بهره گیرند.
  • دوست، هدیه ای است که برای خود خریداری می کنید.
  • هیچ شغلی، آینده ای ندارد؛ آینده را فردِ دارای شغل می سازد.
  • مردان خردمند امروز، بدون ترس و نگرانی، با فردا روبرو می شوند.
  • گفته ی “من نمی توانم”، کاری از پیش نمی برد، اما گفته ی “تلاش می کنم”، شگفتی هایی به بار آورده است.
  • از روی جلد کتاب، نمی توان به درونمایه ی آن پی برد و داوری کرد.
  • به پیروزی بیندیشید و پیروز شوید.
  • دوستی را گسترش دهید و بدانید که ده برابر آن به خودتان باز می گردد.
  • این اندیشه را که بهتر از دیگران می توانی کار آنها را انجام دهی، کنار بگذار و کار خودت را بهتر انجام بده!
  • علفهای هرز به باغچه ی فراموش شده هجوم می برند، احساس های بد، عشق مراقبت نشده را به درون خود می کشند.
  • هنگامی که برنده می شوید، چیزی یاد نمی گیرید، لازم است باختن را بیاموزید.
  • برنده شدن، شایستگی می خواهد، که آن هم، خودشناسی است.
  • نخست باید خود را بشناسم، شناخت دیگران مهم نیست، زیرا می دانم اگر روش ام درست باشد، شکست نخواهم خورد.
  • خودباوری در دو دقیقه ی پایانی بازی، از روزها، هفته ها، ماهها و حتی سالها کار سخت سرچشمه می گیرد.
  • بدترین گونه ی ورشکستگی در جهان، از دست دادن اشتیاق است. اگر مردی تمام هستی خود را به جز اشتیاق از دست بدهد، می تواند دوباره به کامیابی دست یابد.
  • زندگی، همان چیزی است که هنگامی که سرگرم انجام آن هستید، رخ دهد.
  • درد، پیامی است برای جنبش، تلاش و به دست آوردن نیازهایتان.
  • افراد برای زندگی کردن، بنیان زندگی را فراموش کرده اند.
  • ثروت، همان چیزی است که بدون آن، توانایی ادامه ی زندگی را داشته باشی.
  • همیشه می خواستم کسی باشم که بیش از دیگران با نزدیکان اش تفاوت دارد.
  • برای رشد روحی، نباید بگذارید کنش هایی که آزارتان می دهد، ادامه یابد.
  • کسی که شعر می گوید، از لبان زهر آلود زندگی، عسل به دست می آورد.
  • زرنگی آن است که شما یک کیک را طوری تقسیم کنید که همه فکر کنند بزرگترین تکه به آنها رسیده است.
  • هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد محبت کسی هستم مثل این بوده است که دست خداوند عالم را بر شانه خویش احساس کرده ام.
  • عاشق محبوبش را مظهر تمام چیزهای برگزیده و نیکو می بیند و بتدریج، دایره عشق او از پرستش زیبایی در یک وجود تجاوز کرده، پرستش همه مظاهر طبیعت را آغاز می کند.
  • آن که از داشتن دشمن می ترسد، هرگز دوست حقیقی نخواهد داشت.
  • آنکه در دوستی تو ستایش کند بر چیزی که در تو نباشد، در دشمنی نیز بدگویی کند در چیزی که در تو نیست.
  • اگر می خواهید برای خویش دشمنی بتراشید، خود را برتر از دوستان نشان بدهید و اگر می خواهید دوستان شما زیاد شوند، بگذارید از شما برتر باشند.
  • تازه رسیده ای که ابراز صمیمیت کند، بعید نیست دشمن باشد.
  • خطرناکترین دوست ما عزیزترین دوست ماست؛ زیرا رازهای ما با اوست.
  • دوستی که از او به تو سودی نمی رسد، از دشمنی او نیز تو را زیانی نخواهد رسید.
  • هر ملتی دو نوع دشمن خونی دارد : دسته ای که به قانون پشت پا می زنند و دسته دیگر کسانی که با دقت بیش از حد آن را اجرا می کنند.
  • از دشمنی که دشمنی خود را در برابر تو ابراز می کند، زیاد نترس.
  • هشتاد و پنج درصد همه ی شکست ها در سیستم وجود دارد.
  • آن که سبک تر سفر می کند، بیشتر و بهتر سفر می کند.
  • عشق، پدیداری است کیهانی که جهان چهار بُعدی یا دنیای شگفتی ها را بر ادمی می گشاید.
  • دشواری بیشتر مردم این است که به شرایط معینی خو می گیرند و تخیل چندان نیرومندی ندارند که آنها را به پیش براند تا چاره ها و تدابیر تازه پیدا کنند.
  • پرندگان به این دلیل پرواز نمی کنند که بال دارند، بلکه از آن رو بال دارند که آرزومند پرواز بوده اند.
  • خواسته ای که از دل بیرون نرود، آن آرزوی نیرومند که خواسته ای است فرو ننشسته، بذری است که در ذهن ریشه دارد، زنده است و هرگز از روییدن باز نمی ماند!
  • ترس از پوچی و بی ارزشی، یکی از بزرگترین بازدارنده هایی است که بر سر راه انسان قرار می گیرد تا آدمی بتواند خواست خود را بیان کند.
  • تندبادها و امواج، همواره در کنار سزاوارترین دریانوردان هستند.
  • هر گونه با خود رفتار می کنید، به مردم یاد می دهید همان گونه با شما رفتار کنند.
  • زندگی با مرگ به پایان نمی رسد؛ زندگی، دقیقه به دقیقه و روز به روز است و با هزاران راه و روش بی اهمیت و جزیی، به پایان می رسد.
  • شک و تردید و ترس، بدترین دشمنان انسان هستند.
  • همواره آنچه را که خواستار آن هستید، نمی توانید به دست آورید، ولی آنچه را هم که خواهانش نیستید، به کف نخواهید آورد، مگر اینکه یک بیماری واگیردار باشد.
  • تنها راه کشف محدوده و مرز ممکن ها، وارد قلمرو ناممکن ها شدن است.
  • همه ی کسانی که به کامیابی های بزرگی دست یافته اند، هدفهای بزرگی نیز در سر می پرورده و نگاه خویش را به سوی هدفی که والاتر از همه بوده است، متمرکز کرده بودند؛ هدفی که در آغاز، دست نیافتنی به نظر می رسیده است.
  • تنها مرگ است که می تواند بدترین رویداد باشد. با هر رویداد دیگر می توان روبرو شد.
  • همه چیز زمانی دگرگون شد که من متوجه شدم تنها انسانی در روی این کره ی زمین نیستم که دچار وحشت و هراس شده ام.
  • ترس، تنها هنگامی به تو می چسبد که تو به آن آویزان شده باشی.
  • خودباوری ما برآمده از خطراتی است که از آنها جسته و رهایی یافته ایم.
  • مهم نیست که چه اندیشه ای در سر و چه ترسی در دل دارید؛ مهم آن است که بیکار ننشینید و دست به کاری بزنید و وارد میدان عمل بشوید.
  • اگر همیشه همان کاری را بکنی که بارها انجام داده ای، نباید امید داشته باشی که چیز تازه ای به دست می آوری.
  • دیوانگی، پیاپی شدن همان رفتار پیشین است و چشم داشت نتیجه ای دیگرگون.
  • اگر می خواهید اسکی باز خوبی بشوید، باید آسایش خود را با برآشفتگی جابه‌جا کنید و این را فدای آن نمایید.
  • برندگان، اشخاصی هستند که قادر به انجام کنش هایی می شوند که بازندگان در اجرای آنها با دشواری روبرو بوده اند.
  • شما هرگز قادر به آموختن کم و اندک نخواهید بود، تنها می توان بیشتر و بیشتر یاد گرفت.
  • اگر شکیبا باشی تا باد بیفتد و هوا کاملاً صاف شود، هرگز هیچ چیزی نخواهی کاشت و هیچ ثمره ای به دست نخواهی آورد.
  • اساساً بسیاری از مردم می خواهند بذل و بخشش کنند و گشاده دست و خَیر باشند و از ته دل می خواهند، کسی باشد که دست تمنای خود را به سوی ایشان دراز کند.
  • همیشه این اندیشه مرا به خود سرگرم کرده است که اگر دنیا کامل و بدون بدی و کاستی بود و ما ناگزیر از پرسش و خواهش نبودیم و اگر همه ی مردم در مورد برآوردن نیازهای ما حساس بودند، دنیا جای آرامتر و بهتری می شد؟
  • در اندیشه ی آسان تر شدن آرزوهایت مباش، آرزو کن خود بهتر باشی.
  • چشم براه یافتن هرچه باشیم، آن را پیدا خواهیم کرد و هر خواسته ای داشته باشیم، بدان خواهیم رسید.
  • همان راهی را دنبال کن که در دل، آن را می جویی.
  • ما معمولاً همان چیزی را بدست می آوریم که چشم داشت آن را داریم.
  • زندگی بر آن است تا به اندیشه های ما پاسخ شایسته ای بدهد و امید و آرزوهای ما را برآورده سازد.
  • همیشه راهی هست، به شرط آنکه در جستجوی پیدا کردن آن باشی و هرگز از خواستن و پرسیدن دست نکشی.
  • هر اندازه خوب باشید، می توانید خوبتر از این هم بشوید، به شرط آنکه از جان و دل، آن را بخواهید.
  • با چشمانی سراسر باز و شاد می توانیم به ژرفای هر چیزی دست یابیم.
  • اگر سرگرم کاری هستید که پیش تر هم به آن می پرداختید، بدانید خواسته هایی را به چنگ می آورید که پیش تر به دست آورده اید.
  • با درمان روحیه و برانگیختن تجربه هایی که به دست می آورید، زندگی تان را سرشار از امید سازید.
  • تاکنون، هیچ کس همان گونه که خود می خواهد نتوانسته است کسی را دوست داشته باشد.
  • بهترین تجربه های سازنده، همان برداشت های روزانه ی ما از زندگی است.
  • برای دستیابی به نیروی مفید و توانایی پیروزمندانه ی مهار احساسات، شما نیازمندید که با احساسات خود، برخورد تازه ای داشته باشید.
  • افرادی که “نه” گفتن برایشان دشوار باشد، زندگی شان را گم خواهند کرد و قربانی خواسته های کسانی می شوند که از آنها درخواستی داشته اند.
  • افرادی که “نه” گفتن برایشان دشوار باشد، از زندگی لذت زیادی نخواهند برد؛ زیرا منش خود را پیش نزدیکان شان از دست می دهند و در پایان، چیز دلپذیری برای خودشان نمی ماند.
  • در پایان، نتیجه ی کنش هایمان به خودمان باز می گردد.
  • درختان را دوست دارم، زیرا برای اینکه دیگران زندگی کنند، خود را به کنار راهی که همه از آن گذر می کنند، کشیده اند و آنجا ساکن شده اند.
  • من ترجیح می دهم گل رزی روی میزم داشته باشم، تا الماسی بر گردنم.
  • هر آنچه که پیرامون اندیشه ها بگنجد، یا حقیقت دارد، یا به حقیقت خواهد پیوست.
  • هیچ انسانی، مادام که در میان رویدادهای درهم و برهم زندگی در تکاپو است، بدون دشواری نخواهد بود.
  • من عاشق پروردگار هستم. زمانی که آغاز به شناخت خدا کنید، او را زیباترین و مهربان ترین خواهید یافت.
  • اگر به دوستی علاقه مندی، با خواهش و اصرار او را آزار نرسان که از چشم او می افتی.
  • اگر می خواهید شما را دوست بدارند، اشتباهات خود را بیش از نیکی های خود بگویید.
  • بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند؛ توانگران از دوستی چیزی نمی دانند.
  • دوست حقیقی مانند نهالی است که در کوهستان می روید و به محض اینکه ریشه های خود را به سنگهای صخره کوه متصل کرد، دیگر طوفانهای سخت و بادهای تند قادر به کندن آن نخواهند بود.
  • دوستی های ما نیز مانند خانه های ما، لباسهای ما و ماشینهای ما گاهی نیاز به تعمیر دارند.
  • دوستی کسانی که در هنگام برگشت روزگار با انسان همراهی کرده اند، فراموش شدنی نیست.
  • دوستان را در خلوت سرزنش کنید و در ملاء عام تحسین.
  • دوست همه کس، دوست هیچ کس نیست.
  • دوستی با اشخاصی که درستکار، وفادار و دانا هستند، سودمند است و دوستی با اشخاصی که خوش ظاهر و چاپلوس و چرب زبانند، زیان آور است.
  • دوستانت را در نظر خود خوار مدار و خود را نیز در نظر ایشان چنین مکن.
  • کسی که رفیق خوبی دارد، نیاز به آینه ندارد.
  • هر گاه می خواهی با کسی دوستی کنی، بیشتر از همه چیز ببین که فهم او چه اندازه است، نیک و بد را در چه می داند، افتخار و اهانت را چه می شمارد و نیک بختی و بدبختی او در چه چیز است؟
  • هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم، مگر اینکه از آن بویی برده باشیم.
  • هر شخص، ستاره ی درخشان اقبال [ =نیک بختی ] خویش است.
  • روحی که بتواند به گونه ای به کنش بپردازد که انسان کامل و راستگویی را به بشریت ارائه نماید، سزاوار تمام نیکی ها بوده و بر تمام قدرتها و سرنوشت ها فرمان می راند.
  • اشتباهات، دروازه ی ورود به جهان اکتشافات هستند.
  • تو نخست باید آن کسی که به راستی هستی، باشی، آنگاه برای به دست آوردن چیزهایی که می خواهی، دست به کار شوی.
  • بزرگترین خوشی و لذت در زندگی، انجام آن چیزی است که مردم باور دارند شما نمی توانید انجام دهید.
  • وارد چالشی شو که از نظر کیفیت و ارزش، به اندازه ی کافی بزرگ باشد و برای چیرگی و پیروز شدن، به اندازه ی کافی، کوچک.
  • یک شخص نباید امید و آرزوهایش را از دست بدهد. آنها مشوق ها و برانگیزاننده های نیرومندی برای آفرینش، عشق ورزیدن و زندگی پر شور و درازمدت هستند.
  • اگر می توانی، خردمندتر از بقیه ی مردم باش؛ ولی در این مورد، چیزی به آنها نگو.
  • یک دوست خوب، موهبتی است که به خودتان ارزانی می دارید.
  • برای من حتی یک دشمن سرسخت هم باقی نمانده است؛ همگی از سر راه من، کنار رفتند. دلم برایشان تنگ می شود، چرا که به من کمک کردند تا خودم را بهتر بشناسم.
  • هیچ چیز به بزرگی آنچه در ذهن و اندیشه تان است، نیست.
  • ارزش انسان به اندازه ی ارزش و جایگاهی است که برای خود قایل است.
  • گاهی هیچ چیز سودمندتر از عزت نفسی نیست که بر پایه ی برابری و درستی استوار شده باشد.
  • آرام ساختن ذهن و توان دور کردنِ پریشانی ها و نگرانی ها از آن، هنری است که چه بسا رمز انرژی بالای انسان های بزرگ بوده است.
  • نخست، سازش و آرامش را در خودتان ایجاد کنید، تا بتوانید آن را به دیگران بدهید.
  • به راستی، فرد خوشبخت، کسی است که به گونه ای دقیق، خویشتن را ارزیابی کرده و میان دانش و کنش خود، تعادل [ =ترازمندی ] برقرار سازد.
  • وظیفه ی اصلی انسان در زندگی، تلاش برای زایش دوباره ی خودش است، تا شایستگی های درونی خود را شکوفا سازد.
  • ما تنها مسئول کارهایی که انجام می دهیم نیستیم، بلکه مسئولیت کارهایی که انجام نمی دهیم نیز بر دوش ما است.
  • یا راهی پیدا می کنم، یا راهی برای خودم می سازم.
  • چگونگی برخورد شما با گرفتاری ها، دشواری ها و تصمیم گیری های روزانه تان، مسیر آینده ی زندگی تان را به وجود می آورد.
  • شما می توانید از جانبداری دیگران برخوردار باشید، ولی هر تصمیمی که بگیرید، خودتان مسئول هستید.
  • جانبداری خودتان از خودتان، مهمترین عامل خوشبختی و کامیابی شما است.
  • تنها با دگرگونی دیدگاه تان خواهید دید که تا چه اندازه وضعیت زندگی تان دگرگون می شود؛ از این دگرگونی، شگفت زده خواهید شد.
  • سحرخیز باش تا کامروا شوی.
  • زود خوابیدن و زود بیدار شدن، انسان را تندرست، ثروتمند و خردمند می کند.
  • ما می توانیم با دگرگونی دنیای درون مان، دنیای بیرون را هم دگرگون کنیم.
  • دور و درازترین راهها با کوچکترین گامها آغاز می شود.
  • انضباط [ =سامان گرفتن ]، چیزی نیست که از پشت سر به شما سوزن بزند تا ناچار شوید کاری را انجام دهید، بلکه انضباط در کنار شما قرار می گیرد و تشویق تان می کند تا با انگیزه، کارهایتان را انجام دهید.
  • بیشتر مردم، باورهای خودشان را با راستی و درستی اشتباه می گیرند.
  • شما همان چیزی را می بینید که باور دارید.
  • مراقب خودتان باشید؛ بخشی از وجودتان هنوز یادش هست که از سُر دادن سنگ ریزه روی آب و آواز خواندن دور آتش چقدر لذت می بردید؛ باز هم همین کارها را بکنید.
  • هنگامی که از قله ای بالا می روم، روح من پرواز می کند. هنگامی که از یک جا بالا می روم، چه یک صخره باشد و چه یک کوه، به هیچ جای دیگری دلبستگی ندارم. در این حالت، به درستی، همان جایی هستم که باید باشم.
  • کار کردن، مسئله ی مهمی است، ولی همه چیز ما نیست.
  • هنگامی که با خودباوری کم، کارتان را آغاز کنید، امکان اینکه چیزهای تازه ای را بیازمایید، کمتر است.
  • هنگامی که با باور به توانایی هایتان کاری انجام می دهید، امکان کامیابی شما بیشتر است.
  • مسئولیت پذیری کامل در زندگی، یعنی اینکه شما مسئول هر چیزی در زندگی تان هستید؛ آن هم تنها به این دلیل که این مسائل در زندگی شما وجود دارند. به راستی، می شود گفت که شما آفریننده ی همه ی جهان هستید.
  • هر دوران، دیدی جداگانه به دست می آورد.
  • هیچ چیز وحشتناک تر از این نیست که انسان مجبور باشد زندگی اش را در خانه ای به سر برد که با اثاثیه ای به مد بیست سال پیش تزیین یافته است.
  • زیبایی به تماشاگر لذت می بخشد.
  • نقاشی مقامی برتر از شعر دارد، زیرا با بیانی واقع بین تر از شعر از روی امور آشکار طبیعت شبیه سازی می کند.
  • نگران کننده ترین چیز در دنیا آن است که مغز آدمی پر از اندیشه ها و احساس ها باشد، اما نتواند آنها را با هم جفت و مرتبط سازد.
  • هیچ چیز زشت یا بدشکل در دنیا وجود ندارد، مگر به دلیل بی نظمی ذاتی اش؛ و باز به بیانی، اگر صورت منظم وجود نمی داشت، بی صورتی یا بدصورتی هم مفهومی پیدا نمی کرد.
  • هر آزمون و آزمایش یک هتک شرف و حیثیت روشن و پایدار است.
  • دیگر از بدیهیات است که بگوییم رنگ یک نوع احساس است.
  • ما تنها آن چیزی را می شناسیم که گرایش به آن داریم و قادر به آن هستیم.
  • تجربه و آزمون عبارت است از پیگیری روش منظم اندیشه ها و باورهای ما بر حسب تجربه و آزمایش در اعمال.
  • یک نفر مطالعه کننده، به دقت به طبیعت گوش می دهد، اما تجربه کننده، طبیعت را مورد پرسش قرار می دهد و تلاش می کند که از چهره ی طبیعت پرده برگیرد.
  • عمل باید مقدم بر میل و اراده باشد.
  • آنچه که اهمیت دارد، پیدا کردن نیست، بلکه افزودن و اضافه کردن آن چیزی است که پیدا می شود.
  • در هنر چیزی است که بشر به طبیعت افزوده است.
  • مرد برای جنگ آفریده شده است و زن برای فراهم کردن آسایش مرد جنگاور.
  • سرور روح در کار و عمل است.
  • در خوردن خوشه های انگور همیشه باید از دانه های بهتر آغاز کرد.
  • مسئله ی بزرگی و کوچکی در کارها اهمیت ندارد، چیزی که اهمیت دارد، کامل و تمام عیار و بی نقص بودن کار است، حال حجم و اندازه ی آن هرچه می خواهد باشد.
  • نخستین صفت و تنها ویژگی اساسی لازم برای یک نخست وزیر، صبر و بردیاری و شکیبایی است.
  • یک شعر، با تأثر و دررمندی و هیجان به وجود می آید، بلکه با کلمات و لغات است که شعری به نظم م آید.
  • بخش بزرگی از بدبختی های دوره ی ما و اجتماع ما زاده ی امر انتخابات است.
  • من متخصص اندیشه ها و باورهای ژنرال های خود هستم.
  • سر و راز، روح کارها است.
  • نباید چیزی گفت مگر آنچه را که لازم است و زمانی که لازم است.
  • برای کسی که بر مملکتی حکومت می کند لازم است گوش بدهد بیشتر از آنکه حرف بزند و گوش بدهد کمتر از آنکه عمل می کند.
  • اندک شمارند کسانی که به راه و رسم پیر شدن آگاهی داشته باشند.
  • سرور و مسرت کامل با شب فرا می رسد، برای کسی که راه و رسم بهره گیری از زور را بداند.
  • صنعت و هنر بسیار است و زندگی کوتاه.
  • پیری، ستمگر ستم پیشه ای است که وقتی با زندگانی مواجه گردید [ انسان را ] از تمام مسرت ها و خوشی های جوانی باز می دارد.
  • یگانه علت وجودی رمان کشف آن چیزی است که فقط رمان کشف تواند کرد.
  • من با تمام وجود آرزو دارم که در آسمان نیز بتوانم به نقاشی خود ادامه بدهم.
  • [ انسان ] موجودی است که در هر شرایطی، می تواند همنوع خود را به کام مرگ بفرستد.
  • شاعران شعر را نمی آفرینند، شعر جایی در آن پس و پشت ها است، از دیر زمان در آنجا است. شاعر کاری نمی کند مگر کشف آن!
  • درک هیچ چیز دشوارتر از درک طنز نیست، هیچ چیز کشف ناکردنی تر از طنز نیست.
  • ازدواج کتابی است که فصل اول آن به نظم است و بقیه فصول به نثر.
  • اگر یک روانپزشک ادعا کند که بیشتر اختلافات زناشویی بوجود آورنده ناکامی های جنسی نیست، خیلی نادان است. به طور کلی، اگر زن و مرد در زندگی جنسی از یکدیگر خشنود شوند، سایر اختلافات و ناراحتی های زندگی را نادیده خواهند گرفت.
  • انسان به دلیل نداشتن حوصله، کارش به طلاق می کشد و بر اثر نداشتن حافظه، دوباره ازدواج می کند.
  • با همسر خود نیز مثل یک کتاب رفتار کنید؛ فصل های خسته کننده [آن] را هرگز نخوانید.
  • بهترین نگهبان سعادت در یک خانواده، عشق زن و شوهر نسبت به یکدیگر است.
  • زندگی شیرین است، اما برای دختری که هنوز عروس نشده باشد و برای پسری که زن نگرفته باشد.
  • خردمند برای رسیدن به هدف، ممکن است حتی دشمن خود را بر شانه‌هایش سوار کند.
  • ندانستن برخی چیزها بخش بزرگی از خرد است.
  • خرد، توانایی بهره‌گیری درست از زمان و دانش است.
  • انسان می‌تواند خرد را حتی از دشمن بیاموزد.
  • در آنچه به راستی درک می‌کنیم، درنگ می‌کنیم، ولی کم.
  • برای سفر از جوانی به کهنسالی، توشه‌ای از خرد همراه ببرید؛ چرا که از هر تکیه‌گاه دیگر امن‌تر است.
  • هر جوانی باید انتقادپذیری را بیاموزد؛ چرا که ممکن است روزی در آینده پدر یا مادر شود.
  • زمانی فرا خواهد رسید که شما باید به فرزندان خویش بگویید چرا به دنیا آمده‌اند و چقدر خوب می‌شود اگر شما خود، سبب به دنیا آمدن آنها را بدانید.
  • بیشتر هنرمندان در ازدواج شکست می خورند، برای اینکه اول با هنر خود ازدواج کرده اند نه با شخصیت یکدیگر.
  • قبل از ازدواج شش نظریه درباره تربیت کودکان داشتم؛ حالا شش فرزند دارم، ولی دارای هیچ گونه نظریه ای نیستم.
  • مردانی که می کوشند زنها را درک کنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند.
  • یک زن بیشتر ترجیح می دهد همسر مردی شود که زندگی خوبی نداشته باشد، تا اینکه شنونده خوبی نباشد.
  • اگر می خواهی کسی را فقط یک روز سیر کنی به او ماهی بده، اما اگر می خواهی او را یک عمر سیر کنی به او ماهیگیری یاد بده.
  • درس مهمی که از سنجاب می آموزیم این است که در هنگام پرش، شاخه بالا را هدف می گیرد تا به راحتی روی شاخه پایینی بنشیند.
  • کوههای عظیم پر از چشمه اند و قلبهای بزرگ پر از اشک.
  • انسانها فقط در یک چیز مشترکند : متفاوت بودن.
  • مردها را شجاعت به جلو می راند و زنها را حسادت.
  • یقین داشته باش آن کسی که عیبهای تو را در خلوت باز گو می کند، دوست تو است. زیرا خود را باخشم و کینه تو روبرو می سازد و از این کار هیچ باک ندارد. انگشت شمارند کسانی که بتوانند چنین وضعی را تحمل کنند. بیشتر مردم خواستار شنیدن ستایشند و این ستایش دوستی یکی از بلاهایی است که بیشتر از هر چیز نوع بشر را می فریبد و جادو می کند.
  • ای کاش دوستان ما مانند دشمنان یکرنگ و ثابت قدم بودند.
  • اگر نمی توانی یار باشی، دست کم سربار نباش.
  • مشورت با هزار کس کن و راز خود به یکی مگو.
  • اگر خواهی رازت به جای خود ماند، راز نگهدار باش.
  • به دوست خود راز دل مگو که او نیز به دوست خود گوید.
  • راز تو برده توست، ولی وقتی که آن را فاش کردی تو برده رازت هستی.
  • رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون.
  • هر کس که به راز دیگران آگاه گشت، اگر آن راز را بگشاید مانند آن است که به خیانت و فساد آلوده شده است.
  • افراد نادرست معایب خویش را از خود و دیگران پنهان می دارند، ولی درستکاران به معایب خود واقف و بدان معترف هستند.
  • اگر دروغ می رهاند، راستی همیشه رهاننده است.
  • یا چنان نمای که هستی یا چنان باش که می نمایی.
  • نیمی از بدبختیهای جهان از آنجا می آید که ما شجاعت آن را نداریم که آشکارا و با روح محبت، راست بگوییم و راست بشنویم.
  • وای بر کسی که نشانه های خوبان را دارد، ولی خوب نیست.
  • زنان تحصیلکرده، همسران خوبی از آب در می آیند. زیرا برای اینکه توضیح بدهند که چرا غذا شور یا بیمزه شده است، کلمات بیشتری در اختیار دارند.
  • در میان آتش و زنها افتادن هر دو یکی است.
  • اگر قرار باشد من روزی از تجربه شخصی خود درباره حس همدردی کتابی بنویسم، کتاب خود را چنین شروع می کنم : در زنان حس همدردی مطلقا وجود ندارد.
  • رقابت و اختلاف بین زن و مرد همیشه وجود خواهد داشت. این مسئله مهمی نیست، فاجعه تنها زمانی به وجود می آید که یکی از این دو بر دیگری پیروز و حاکم شود.
  • زن پهلوانی است که دلیرترین مردان را در سخت ترین اوقات خشم، آرام می کند.
  • زن فرشته ای است که در ایام کودکی پرستار ما، در دوران جوانی مرادبخش ما و در روزگار پیری تسلیت ده ماست.
  • اگر داستانی خنده دار را با دقت به طول و تفضیل نگاه کنیم، داستان بیش از پیش حزن انگیز می شود.
  • کمتر چیزی یافت می شود که نفرت انگیز را از خنده دار، جدا کند.
  • من از فضولی در زندگی ارزشمند نویسندگان بزرگ، متنفرم و هیچ زندگینامه نویسی هرگز از زندگی خصوصی من پرده بر نخواهد داشت.
  • رمان نویس خانه ی زندگی اش را ویران می کند تا با سنگها، خانه ی رمان خود را بسازد.
  • آنچه به تحول تاریخی هنر، معنا و جهت می دهد، فقط فرض وجود ارزش زیبایی شناختی عینی است.
  • رمان نویس آن کسی است که می خواهد در پس اثر خود ناپدید شود.
  • هرچقدر هم بالا و پایین برویم هرگز از ادراک مان جدا نمی شویم.
  • من همه چیز بودم، هیچ یک از این ها [ که من بودم ] به زحمت اش نمی ارزد.
  • حتا نمی دانم که هیچ نمی دانم.
  • چشمان ما باریکه راهی هستند که به قلب می پیوندند و قلب، جای است که روح هست.
  • هنگامی که پرسش و خواستی با توانمندی پیگیری می شود، عشق هم با آن همراه می گردد.
  • اینکه چه پیشامدی برایتان رخ داده، مهم نیست، مهم این است که با آن چه کرده اید.
  • اگر به گونه ای ویژه، به تجربه های زندگی تان بنگرید، دریچه ی روح به روی شما باز می شود.
  • با قلب خود سخن بگو و نگران مباش که چه روی خواهد داد. با این نیت که بیشترین خیر و نیکی مردم را بخواهی، وارد عمل شو.
  • در صورتی می توانی به آرزوهایت برسی که آنها را از کُنه قلب بخواهی.
  • کسی که به زندگی چنگ می زند و بدان می آویزد، ممکن است بازنده شود؛ ولی اگر علت و انگیزه ای در دست داشته باشد، حتماً برنده خواهد شد.
  • عشق و احساس شورانگیز، جهانی را به جنبش وامی دارد.
  • زمانی که شور و عشق و روح، پشت یک خواسته ای باشد، کارها چه زود رو براه می شود.
  • هرگز در پی کسی نگردید که خلق و خویی خوش داشته باشد. شاید اصولاً این ویژگی ها را نداشته باشد؛ بکوشید دلبستگی شخصی او را بیابید و بر آن انگشت بگذارید.
  • ترس را لمس کرده و کاری بکنید.
  • اگر در مرتبه ی نخست، کامیاب نشدید، تلاش خود را بکنید و دست از هدف برندارید.
  • همیشه کسی در بیرون هست که اگر از وی چیزی بخواهید، به ندای شما پاسخ مثبت بدهد. پس می توان در هرجا نشانی از او یافت.
  • تنها کسانی مزه ی شکست را می چشند که دست از تلاش و کوشش می کشند.
  • در زندگی، هرگز تسلیم مشو، زیرا به هر حال، جزر و مد در زمان و مکان خودش باز خواهد گشت.
  • تاکنون هیچ مردی به هنگام شستن ظروف به دست همسرش به قتل نرسیده است!
  • کودکان به صورت علامت سوال وارد مدرسه می شوند و همچون “نقطه ی پایان” از آنجا بیرون می آیند.
  • بسیاری از نقاط روشن و درخشان زندگی ما در گرو تشویق هایی است که از ما به عمل آمده است.
  • کاری به این نداریم که یک فرد چه اندازه کامیاب، نام آور و بزرگ است، بلکه باید این را در نظر گرفت که هر که می خواهد باشد، تشنه ی تشویق و آفرین گویی است.
  • اگر تنها در طول هفته یک کتاب – در زمینه ی رشته ی مورد علاقه ی خود- بخوانیم، در مدت ده سال، پانصد جلد در آن زمینه خوانده ایم و همین امر، خواننده را در زمره ی یک شخصیت ممتاز، برجسته و آگاه قرار می دهد.
  • اگر از آن افرادی هستید که حتی یک گریزگاه و یک کوره راه هم ندارید، بی درنگ، دست به کار شوید و بیلی به دست بگیرید و به ساختن آن بپردازید.
  • راهی را هموار کنید که هم خودتان از آن بهره ببرید و هم کسانی که در پی شما می آیند و به دنبال تان هستند تا از آن بهره گیرند.
  • دیگران دیده اند: چیست و پرسیده اند چرا؟، من دیده ام چه می توانست باشد و پرسیده ام چرا نمی توانست.
  • همیشه قشنگ ترین پاسخ، از آن ِ قشنگ ترین پرسش است.
  • مهمترین کامیابی یی که به دست آوردم، پرسیدن و خواستن از خویشتن بود.
  • دست کم روزی یک کار نیک انجام بده و این کار را تا پایان زندگی ادامه بده.
  • هر بار که از کُنه قلب و با تمام وجود، آرزو و خواست خود را با خدا در میان گذاشته و هیچ شک و تردیدی در این باره نداشته باشیم، به مراد دل خود می رسیم.
  • شکرگزاری ما باید فرا پیش دارنده تر از درخواست های ما از خداوند باشد.
  • اندیشه ای که از سر حق شناسی باشد، بهترین دعا به شمار می رود.
  • باید به ما آموخته شود که برای آغاز کارها چشم براه الهام نمانیم. کنش خود شخص، الهام است و الهام به ندرت، کنش ایجاد می کند.
  • داشتن رویا برای رسیدن به هدف، امری است پسندیده، ولی رویا پروری برای هدفی که می گوییم آن را بایستی انجام دهیم، کاری است نابجا.
  • تنها روش آغاز کردن، خودِ آغاز کردن است.
  • هیچ کس نمی تواند کاری برای شما بکند؛ دستها را روی زانوان خود بگذارید و بلند شوید.
  • اندیشه و ذهنت را باز کن تا فرصت ها را ببینی.
  • انسان هم توانایی زحمت فراوان را دارد و هم توانایی بی تفاوتی بسیار. به همان اندازه ی توانایی در پرورانیدن اولی، قدرت چشم پوشی از دومی را دارد.
  • زن کودکی است که با اندک تبسم، خندان و با کمترین بی مهری، گریان می شود.
  • از ارسطو پرسیدند بهترین سخن کدام است؟ در پاسخ گفت : آنچه موافق عقل باشد، گفتند پس از آن چیست؟ گفت : سخنی که شنونده بپذیرد، گفتند بعد از آن چه؟ گفت : سخنی که از سرانجام آن اطمینان داشته باشیم که ضرری متوجه ما نخواهد ساخت، گفتند بعد از آن چیست؟ گفت : اگر سخن یکی از این سه شرط را نداشته باشد از صدای چهارپایان پست تر است.
  • از این امر به خود نبالید که دوستی به شما اجازه می دهد حرفهای ناپسند به دوستان صمیمی خود بگویید. هر چه روابط شما با کسی نزدیکتر باشد، متانت، احترام و مهربانی بیشتری ضرورت پیدا می کند.
  • اگر خواهی که بر دلت جراحت نرسد که هیچ مرهم نپذیرد، با هیچ نادان مناظره مکن.
  • انسان وقتی که بلند حرف بزند صدایش را می شنوند، اما وقتی آرام حرف بزند به گفته اش گوش می دهند.
  • یکی از ناشناخته ترین لذتهای زندگی، حرف زدن با خویشتن است.
  • با هر کس از خود او سخن به میان بیاورید؛ خواهید دید که چندین ساعت حرفهای شما را گوش می کند.
  • به درشتی با کسی سخن مگو تا سخن درشت از او نشنوی.
  • برخی از سخنوران نمی دانند هنگام سخن گفتن با دستهایشان چه کار بکنند؛ بهتر است آنها جلو دهانشان را بگیرند.
  • قدرت، توانایی نفوذ در رفتار دیگران است.
  • تغییر آنگاه شروع می شود که فردی پله بعدی را ببیند.
  • دگرگون پذیر را دگرگون کن، دگرگون ناپذیر را بپذیر و از آنچه غیر قابل قبول است دوری کن.
  • اگر سوار بر موج تغییر نباشی، خود را در زیر آن خواهی یافت.
  • تغییر را باید به عنوان یک قانون پذیرا باشی، نه به عنوان یک قانونگذار.
  • بدون داشتن یک آرزو، هیچ تغییری به وجود نمی آید.
  • فردای ما متفاوت خواهد بود، اگر امروزمان را تغییر دهیم.
  • کسی را که خوابیده است، می توان بیدار کرد، اما کسی که خودش را به خواب زده نمی توان بیدار کرد.
  • با دیگران همان رفتاری را داشته باش که می خواهی با تو داشته باشند.
  • خنده، نزدیکترین فاصله بین دو نفر است.
  • زندگی نمی خواهد که ما بهترین باشیم، زندگی می خواهد که بیشترین تلاش را بکنیم.
  • بردبار باشید. بردبار باشید تا ببینید که چه زمان باید از خواب برخیزید و به پیش بروید.
  • گردن نهادن، از توان ما نمی کاهد، به آن می افزاید.
  • هنگامی که از سنجش اینجا و اکنون، با آنچه دوست داشتیم می بود، دست برمی داریم، می توانیم از آنچه هست، لذت ببریم.
  • اگر درست بنگرید، در تاریک ترین شرایط هم پرتو روشنایی را می بینید.
  • برای افشاندن نور، دو راه بیشتر وجود ندارد؛ یا باید شمع بود، یا آینه ای که شمع را بازتاب می دهد.
  • دنیا مناسب شما و شما مناسب دنیا هستید.
  • باید پیامد کردار، گفتار و اندیشه مان را در دوره ی زندگی مان بپذیریم.
  • دلیری، بهایی است که زندگی برای بخشیدن آرامش، درخواست می کند.
  • در برابر هرچه پایداری می کنید، دوام می آورد.
  • در جریان زندگی روزانه، باید راهی برای شادی بخشیدن به روح آفریننده ی خود بیابیم.
  • بایستی اقدام به دگرگون ساختن خود کنیم، آن گونه دگرگونی که ما را به خویشتن ژرف و به دانش درون مان رهنمود می شود.
  • به هرچه که اراده کنیم، می توانیم آن را انجام دهیم و مهم نیست که در آغاز تا چه اندازه نشدنی به نظر می رسد.
  • در زندگی انسان، محدودیت وجود ندارد.
  • از کار خود آسوده باش و پیش برو.
  • هرگز کسی به دستاورد دلپذیری نرسیده است، مگر آنکه در گوشه ای از وجود خود به چیزی برتر از شرایط زمانه باور داشته باشد.
  • اگر ندانی به کجا می روی، پس به راستی هیچ اهمیتی نخواهد داشت که چگونه به آنجا می رسی!
  • همین که ذهن بشر به نظریه ی تازه ای رسید، دیگر هرگز به مقیاس های [ =پیمانه های ] پیشین خود باز نمی گردد.
  • دانشی را که در جهان است، تنها در جهان می توان به دست آورد، نه در کنج اتاق.
  • همیشه از خواندن هر مطلب [ =جستار ]، یک هدف داشته باشید.
  • شما بیشتر از آنچه می اندیشید، باهوش هستید.
  • تنها زمانی می فهمید از دشواری تان بزرگ تر هستید که از آن بیرون بیایید.
  • خشنودی راستین، زمانی فراهم می شود که زندگی را به گونه ای سر راست تجربه کنبد، نه از راه داوری در مورد کارهایی که انجام می دهید.
  • اندیشه های ما آفریننده ی زندگی مان هستند.
  • نوشتن جمله های بلند، نشانه ی بی تجربگی نویسنده است.
  • اگر پدیده های خارجی باعث رنج شما می شوند، گناهکار، آنها نیستند، بلکه داوری های شما در مورد آنها مایه ی رنجش تان می شود. هم اکنون می توانید آن داوری ها را از میان بردارید تا دیگر رنج نبرید.
  • کار کردن با کسانی که در راه یک هدف ویژه با شما دلبستگی های مشترک دارند، اوقات خوشی را برایتان فراهم می کند.
  • اگر می خواهید در زندگی تان دگرگونی ایجاد کنید، بخشش به دیگران را بخشی از برنامه ی رشد فردی تان قرار دهید.
  • همه چیز در زندگی تان یک موهبت است؛ یک موهبت والا که به رشد شما کمک می کند.
  • اگر پیوندی که میان مطالب [ =جستارهای ] گوناگون ایجاد می کنید، پیوند محکمی باشد، همان بار نخست، مطلب جدید را یاد می گیرید.
  • زندگی، فراز و نشیب های زیادی دارد. شما می توانید مرتکب صدها کار نادرست شوید و بزرگترین گناهکار تاریخ باشید، ولی باز هم به زندگی ادامه دهید و حتی کامیاب شوید.
  • میلیاردها نفر هستند که گونه ها و اقسام دروغ ها را باور می کنند، ولی هنوز حال شان خوب است و برخی افراد هم راستی را باور دارند، ولی درمانده و بدبخت اند.
  • اندیشه های ما به ما کمک می کنند تا از دنیای دور و برمان سر درآوریم. بنابراین، منطقی این است که اندیشه های درستی داشته باشیم.
  • عشق راستین، به طور رایج، زمانی به سراغ ما می آید که هرگز چشم داشت آن را نداریم.
  • هنگامی که زمان مناسب برسد، عشق راستین، خودش ما را پیدا خواهد کرد.
  • دیوانگی یعنی اینکه یک جور کار را پیوسته تکرار کنید و امید داشته باشید که نتیجه ی متفاوتی [ =دیگرگونی ] بگیرید.
  • هر چیزی که مردم درباره ی شما می گویند، بر پایه ی حقیقتی است که آنها به آن باور دارند، نه بر پایه ی باورهای شما.
  • هیچ چیز در دنیا نمی تواند جای پایداری را بگیرد.
  • همه ی ما از سرچشمه های لازم برای کامیاب شدن برخورداریم و شور و شوق ما، بزرگترین سرچشمه ای است که داریم؛ تنها کاری که لازم است انجام بدهیم، این است که به ارزش آنها پی ببریم و آنها را به کار گیریم.
  • هنگامی که با دیگران چشم و هم چشمی می کنیم، از خود و ارزش های درونی مان دور می شویم.
  • شما در زندگی، به آرزوهایی که دارید، نمی رسید، بلکه به آرزوهایی می رسید که سزاوارشان هستید.
  • پند خوب را بسیاری می شنوند، ولی شمار کمی، آن را به کار می برند.
  • چرخه ی گناه در زندگی هر کسی زود آغاز می شود و اگر از این چرخه جدا نشویم، تا ابد زندگی مان را تحت تاثیر قرار می دهد.
  • عادتهای ما در منش، تندرستی و کمابیش، همه ی جنبه های زندگی مان تاثیر می گذارند.
  • شاد بودن، رمز و رازی دارد و این راز، قدرشناسی [ =سپاسداری ] است؛ این راز، سپاسگزاری است؛ این راز، شمردن روزی هایتان است.
  • همه ی ما می توانیم زندگی مان را از نظر روحی، جسمی و مالی غنی کنیم و این کار با یک رویای ساده آغاز می شود.
  • اگر این زندگی هیچ پایان باشکوهی نداشته باشد و اگر هیچ کدام از کارهایی که ما انجام می دهیم، مهم نباشد، پس تنها مسئله ی مهمی که وجود دارد، کارهایی است که ما انجام می دهیم.
  • هیچ چیزی بهتر از این نیست که بتوانید دشواری های مردم را از بین ببرید.
  • خودتان باشید، تنها خودتان؛ جهان، بیشتر به وجود خود شما نیاز دارد.
  • خوش باشید و خودتان باشید؛ همین کارتان همه چیز را دگرگون خواهد کرد.
  • شادی از درون من سرچشمه می گیرد و هیچ کس به جز خود من نمی تواند من را شاد کند.
  • مرگ، هیچ نیست، مگر ناپدید شدنی مخفیانه و شتابناک.
  • نخستین بخشش خدا به انسان، زندگی ا‌ست. دومین، عشق مادری و سومین، فهم و شناخت است.
  • یک زندگی زیبا آن است که برای سپری کردن اش رنج زیادی را به دوش بکشیم.
  • شاید راستی، گرداگرد ما فرشتگانی گریان دارد. از آنجا که ما هیچ بخششی به راستی روا نمی داریم، به این جهت فرشتگان می گریند.
  • من خواهم مُرد، ولی همه چیز به خوبی می گذرد؛ چه خوب می بینم که چقدر شفافیت روح و نرمش ناپذیریِ احساس، یکی است.
  • می توان تبهکار بود و حس برتری داشت و یا مردی نیک و بدون حس برتری. بهتر این است که هیچ گمان واهی از تاریخ جوامع در سر نداشته باشیم.
  • هنگامی که وجودی نورانی را کشف می کنیم، بی آنکه هیچ رابطه ای با رؤیا و یا عشقی ساده داشته باشد، دیگر نخواهیم توانست به زندگی عادی و همیشگی خود ادامه دهیم.
  • شاعر باید در قلب خود بیندیشد.
  • اگر دمی به قلب خود گوش فرا دهی، سرآمد تمامی بزرگان خواهی شد.
  • شاید بتوانید با کودک بالغی ناسازواری کنید، ولی چگونه می‌توانید بازوان کوچک کودک خردسالی را که به سوی شما دراز شده تا او را در آغوش بگیرید، رد کنید؟
  • بهترین راه برای نگه‌داشتن کودکان در خانه این است که محیطی شاد و آرام به وجود آوریم و کاری کنیم که یکنواختی و سستی از فضای آن رخت بربندد.
  • در نخستین روزهای به ظاهر آسوده‌ی پس از زایش یک کودک، انسان دوباره آن حلقه‌ی جادویی بسته را در می‌یابد؛ آن حس معجزه‌آسا را که نشان‌دهنده‌ی زیستن دو فرد، تنها در پیوند با یکدیگر است.
  • زمانی که دارای فرزندی می‌شوید، مانند این است که انفجاری در گستره‌ی خانواده رخ داده باشد و آن هنگام که گرد و غبار فرو نشیند، پیوند زناشویی شما به گونه‌ای دیگر خواهد بود، البته نه الزاماً بهتر یا بدتر، ولی به هر روی، دیگرگون با آنچه در گذشته بوده است.
  • به‌راستی کیست که از تکان خوردن گهواره بیشتر لذت می‌برد، من یا کودک؟
  • به همان اندازه که به دنیا آوردن یک کودک دردناک است، در آغوش گرفتن او لذت‌بخش است.
  • زمانی که کودکی به دنیا می‌آورید، همه‌ی جنبه‌های روحی، روانی و حتی کار و کردار زندگی‌تان دگرگون می‌شود.
  • بازی‌ها و گفتگوهای ما با کودک دوساله‌مان، که پیراهن قرمزی به تن کرده، تأثیر زیادی بر ارزش‌هایی خواهد داشت که او در بزرگسالی بدانها پایبند می‌ماند.
  • در نظر من، پرورش کودک، کاری صرفاً از روی عشق و حس انجام وظیفه نیست؛ بلکه حس مسئولیتی‌ است که به اندازه‌ی سایر وظایف شایسته‌ی دنیا، گیرا و پُرچالش است و نیاز به کارگیری ارزنده‌ترین شایستگی‌هایم دارد.
  • دشواری بنیادی تمیز کردن خانه این است که به هر روی، فردا دوباره همچون روز نخست می‌شود. پس اگر ممکن است، یک هفته آن را به حال خود رها کنید؛ بچه‌ها از همه چیز مهمترند.
  • هرگاه بچه‌هایی که عشق عروسک‌اند، این دور و بر پرسه می‌زنند، نباید عروسکها را توی گنجه به حال خود رها کرد.
  • زمانی که به تو می نگرم که میان آن همه اردک و خرس و سگ پارچه‌ای آسوده خوابیده‌ای، مرا به این اندیشه می‌اندازد که فردایمان هر اندازه هم زیبا باشد، هرگز نمی‌تواند جای این لحظه‌ی ناب را بگیرد.
  • زنی که از پس [فرزند] دو قلوی شیطان برآید، می‌تواند از عهده‌ی هر کاری برآید.
  • شمار فرزندانم بیش از آن است که بتوانم از عهده‌ی مراقبت‌شان برآیم، ولی شمارشان به آن اندازه نیست که از توان عشق‌ ورزیدن من بیشتر باشد.
  • قدرت نفوذ هیچ‌کس بر ما به اندازه‌ی مادر نیست.
  • برای مادری که تنها فرزندش در کنارش نیست، دنیا با اشخاص مهربانش، ویرانه و بیابانی بیش نیست.
  • هنگامی که مادر می‌شوید، حتی در دنیای گمان‌تان هم تنها نیستید. با فرزندانتان و همه ی کسانی که در زندگی شما نقش دارند، ارتباط دارید. مادرها همیشه باید دوبار بیندیشند؛ یک‌بار برای خودشان و یک بار برای فرزندشان.
  • سخن گفتن با یک کودک و جلب توجه او، دشوارتر از پیروزی در انتخابات است، ولی نسبت به آن مزایای بیشتری دارد.
  • مادر، واسطه‌ای‌ است که از راه آن، کودک نورسیده وجود خود را به صورت یک انسان اجتماعی دیگرگون می‌کند.
  • دشواری بنیادی در برخورد با یک کودک پنج‌ساله این است که ما به هیچ‌وجه نمی‌توانیم مانند او رفتار کنیم.
  • هر مادری می‌تواند به راحتی از پس کار چند کارمند مسئول کنترل ترافیک هوایی برآید.
  • کاملاً روشن است که شمار فرزندانتان هیچ گاه نباید از میزان ظرفیت خودرو شما بیشتر باشد.
  • هیچ‌گاه در یک روز بارانی از فرزند خود نپرسید دوست دارد چکار کند. چون تماشای آنچه او دوست دارد انجام دهد، بی‌شک، برایتان جالب نخواهد بود.
  • شما دارای فرزند آرام و شایسته‌ای هستید. سپس زمانی که به سیزده سالگی می‌رسد، اجنه او را با خودشان می‌برند و به جایش موجود ناشناسی را برمی‌گردانند که برایتان یک دم، آرام و قرار باقی نمی‌گذارد.
  • تنها زمانی که دارای یک فرزند پسر شدم، حس مردها را شناختم.
  • اگر دلتان بچه می‌خواهد، به جای آنکه با فرزند بزرگ خود همچون کودک رفتار کنید، یک بچه‌ی دیگر به دنیا بیاورید.
  • اگر مادری، گونه ای پیشه باشد که برای جامعه دارای ارزش بسیار است، پس باید این نکته را بپذیریم که می‌بایست حق و حقوق مادران مورد توجه قرار گیرد.
  • زمانی که مردم از پیشه‌ام می‌پرسند، می‌گویم پیش از هر چیز من یک مادرم.
  • فرزندان شما نماینده‌ی دیدگاه‌هایتان هستند. آنها در حکم جملاتی هستند که باورهای شما را بیان می‌کنند.
  • بنا نیست فرزندان ما همیشه از آن ما باشند. آنها در آینده، شوهران و همسران اشخاص دیگر و پدر و مادر نوه‌هایمان خواهند بود.
  • مادر، گرانبهاترین دارایی یک ملت است و به اندازه ای ارزش دارد که می‌توان گفت، جامعه زمانی به اوج می‌رسد که بتواند از کار و کردارهای مادر پشتیبانی کند.
  • همیشه فرزندانمان به چشم ما بچه هستند، حتی اگر به سنی برسند که موهایشان سفید شود.
  • بهترین راهی که یک پدر یا مادر می‌تواند توجه فرزندش را جلب کند، این است که با آرامش به گفته هایش گوش دهد.
  • بچه‌ها بنا به خواست و آرزوی شما، بزرگ می‌شوند و شکل می‌گیرند.
  • زمانی که نگاه کودکانه‌ام را رها کردم، در چهره‌ی مادرم زنی را دیدم که مرا به دنیا آورده بود.
  • نخستین پیشه ی من این است که مادر خوبی باشم.
  • بیشتر مادرها به‌ گونه ی غریزی، فیلسوف هستند.
  • تمیز کردن خانه در شرایطی که فرزندانی در حال رشد دارید، مانند این است که پیش از بند آمدن برف، زمین را پارو کنید.
  • نقطه‌ی عطف، جایی است که دیگر از حالت مادر و دختر، خارج و به افرادی بالغ و دوست یکدیگر تبدیل می‌شوید.
  • دوست دارم فرزندان، همچون سرانجامی خوش بر داستان زندگی‌ام باشند.
  • پیش از اینکه به خودتان بیایید، جای دست‌هایشان [(فرزندانتان)] بر دیوار، بالا و بالاتر می‌رود و سپس، یکباره ناپدید می‌شود.
  • پادشاهی، گذراست، ولی خانواده، ماندنی ا‌ست.
  • من یک مادر عادی نبودم. البته هیچ‌گاه با فرستادن بچه‌هایم به مدارس شبانه‌روزی، آنها را از سر‌ِ خودم باز نکردم یا برای نمونه، هیچ‌گاه برایشان شیرینی نپختم. البته شیرینی را می‌شود خرید، ولی عشق را هرگز.
  • عشق به کودک، دُور زنجیرواری است… هرچه بیشتر ازخودگذشتگی کنید، بیشتر شیفته و شیدای او می‌شوید؛ عکس این امر نیز درست است.
  • زمان ما اندک است و مطالبی [ =جستارهایی ] که باید به کودکان خود بیاموزیم، بسیار.
  • امروزه بسیاری از افراد کامیاب دنیا می‌گویند که در زمان رکود اقتصادی بیش از زمان رونق اقتصادی پول درآورده‌اند.
  • در راه رسیدن به کامیابی، به کسی دل خوش کن که به او باور داری.
  • افرادی هستند که تنها بهره‌ای که از دارایی خود می‌برند، ترس از دست دادن آن است.
  • آفتاب به گیاهی حرارت می‌دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد؛ از پوست خود بیرون بیایید تا کامروا شوید.
  • مرد کامروا کسی است که بیش از آنکه زنش بتواند خرج کند، پول در بیاورد و زن کامروا کسی است که بتواند چنین شوهری پیدا کند.
  • کمتر غمی است، هر اندازه هم جانکاه، که درآمد خوب در آن کارساز نباشد.
  • پول به درد این می‌خورد که انسان به کمک آن، در تنگناهای زندگی به خودش رشوه بدهد.
  • از اسکناس چیزی بهتر نیست، نه خوراک می‌خواهد و نه می‌گندد، به آسانی توی جیب می‌رود و جای زیاد هم نمی‌خواهد.
  • برای رسیدن به چیزی که پیش‌تر به آن دست نیافته‌اید، باید تبدیل به کسی شوید که پیش‌تر نبوده‌اید.
  • به عنوان یک قاعده‌ی کلی، اشخاص به آنچه با آن به دنیا آمده اند، دِین چندانی ندارند؛ مهم این است که از خود چه می‌سازند.
  • زمانی کامیابی دست یافتنی است که خود را لبریز از عشق کنید.
  • پول، ابزار خوبی برای پرهیز از اندیشیدن به پوچی زندگی است.
  • ای انسان! خودت به یاری خود برخیز تا کامروا شوی.
  • پیش از پول قرض کردن از یک دوست، درست بیندیشید که به کدام بیشتر نیاز دارید! پول یا دوست؟
  • آنچه مهم است، غذا، پول و امکان تسویه‌ حساب با دشمنان است. اگر به هر کسی این سه را بدهی، دیگر غر و لُندی از او نخواهی شنید.
  • مردمی که برایتان آیه‌ی ناامیدی می‌خوانند، خودشان کمابیش همیشه افراد ناکامروایی هستند. آنها از لحاظ کارآیی بسیار عادی‌اند یا در سطح پایینی هستند.
  • همه‌ی انسانهای کامروا، تعصب کار دارند.
  • مردان کامروا همچنان به حرکت خود ادامه می‌دهند. آنها اشتباه می‌کنند، ولی دست از کار نمی‌کشند.
  • دارایی و مقام سبب به دست آوردن همه چیز است، ولی جای هیچ چیز را نمی‌گیرد.
  • تهیدستی، مایه‌ی ننگ آدمی نیست، ولی بی‌نهایت، دردسر ساز است.
  • دارایی، دارایی می‌آورد و تهیدستی، بچه.
  • بهترین راه کمک به تهیدستان، یکی از آنها نشدن است.
  • آ‌نچه ریشه‌ی همه‌ی بدیهاست، نفس پول نیست، بلکه عشق و علاقه‌ی جنون آمیز به پول است.
  • مهمترین چیز زندگی، داشتن پول نیست، بلکه پول داشتن دیگران است.
  • یکی از نخستین کارهایی که می‌توانید برای رسیدن به کامیابی انجام دهید، این است که از آنچه در زندگی نمی‌خواهید، رها شوید تا فضا برای آ‌نچه می‌خواهید داشته باشید فراهم آید.
  • عشق ممکن است به بقال و چقال بخندد، ولی برای خرپول‌ها ارزش زیادی قایل است.
  • اگر پول را خدای خود، نمایی، مانند یک اهریمن آزارت خواهد داد.
  • بهره وری ، یعنی انجام کارهایی که تا کنون قادر به انجام آن نبوده ایم.
  • تا زمانی که بهتر شدن بهترین است، برای کمتر از آن برنامه ریزی نکنید.
  • اگر فرصت بر در نمی کوبد، دری بساز.
  • انبوهی از برنامه های سازمانی را که من دیده ام همانند آیین های رقص بارانند، به هیچ وجه تأثیری بر هوای پس از آن ندارند، اما کسانی که در آن شرکت می کنند فکر می کنند دارد. افزون بر این، بسیاری از پیشنهادها و روش های مربوط به برنامه ریزی درباره بهتر کردن رقص است، نه تغییر هوا.
  • پیرو مرد باشید تا شما را بپرستد.
  • آینده اجتماع در دست مادران است. اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود، تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد.
  • مغرور بودن به دانش خود، بدترین نوع نادانی است.
  • شیرین ترین سخنان در زندگی، خوش آمد گویی بدون کینه زن به شوهر خویش است.
  • آرزوهای ما، امیدهای ما، عشقها و هوسها و حتی وفای ما هم موجی بیش نیستند که بر می خیزند و رشد می کنند و بالا می روند و بالاخره نقش زمین می شوند و در کرانه های زندگی لای شنها و ریگها فرو می روند.
  • هر که در سیرت و رفتار پیشینیان بنگرد، یادآور می شود که تا چه اندازه از همت مردان باز مانده است.
  • زمانی که شما به بدبینی خو بگیرید، بدبینی به اندازه خوشبینی مطلوب و دوست داشتنی است.
  • روزی را در آغاز صبح تقسیم می‌کنند.
  • تهیدستی، دبستان خوبی است؛ ولی دارایی، دانشگاهی عالی است.
  • بزرگترین لذت دارایی این است که سبب می‌شود از شنیدن سیل اندرزهای خوب رهایی یابید.
  • بدانید که به راستی چه می‌خواهید. این گونه ناچار نمی‌شوید پروانه‌ها را دنبال کنید. این گونه به دنبال کشف طلا می‌روید.
  • پولی را که با زحمت و تلاش به دست آورده‌اید، به آسانی به کسی هدیه نکنید.
  • انسان برای پیدا کردن آنچه نیاز دارد، به دور دنیا سفر می‌کند، ولی در پایان، آن را در خانه‌اش می‌یابد.
  • دوست شما کسی است که از دیدنتان شادمان می‌شود و از راه نرسیده، نقشه‌ی درست کردن شما را در سر نمی‌پروراند.
  • دوستی، درختی برای پناه گرفتن است.
  • یکی از خردمندانه‌ترین، مطمئن‌ترین [=آرامنده‌ترین] و سخاوتمندانه‌ترین لذت‌های زندگی، شادمان شدن بابت کامیابی دیگران است.
  • غریبه‌های امروز، دوستان فردای شما هستند.
  • داشتن یک دوست خوب، ناب‌ترین هدیه‌ی زندگی است؛ چرا که در دوستی، هیچ داد و ستد و دستمزدی در کار نیست.
  • برای کامیابی در نوآوری، باید بتوانید به آسودگی، ستاره‌های درون خود را بیرون بریزید. این به چَم آن است که اجازه بدهید، همه‌ی چیزهای درون شما، آزادانه بدرخشند.
  • باید به گونه‌ای ترانه بخوانی که دستمزد را از یاد ببری، به گونه‌ای دوست بداری که هرگز آسیب نبینی، چنان پایکوبی کنی که انگار کسی تو را تماشا نمی‌کند و از ته دل باید بخواهی تا به آنجا که دلت می‌خواهد برسی…
  • کار کردن، از شادمانی، شامانی آورنده‌تر است.
  • رویایی را در ذهن خود مجسم کنید و آن را به روشنی ببینید.
  • اگر شما بتوانید انسانی را بخندانید، بدانید که با هم می‌توانید هر کاری را انجام دهید.
  • در عشق راستین، شما خیر و نیکی دیگری را می‌خواهید، ولی در عشق رمانتیک، شما خود او را می‌خواهید.
  • آنان که آرزو دارند میان افراد نادان، خردمند به نظر برسند، میان خردمندان، نادان به نظر می‌رسند.
  • شناختن خود، خرد است؛ ولی شناختن دیگری، هوش سرشار.
  • به من بگو چه کسی به تو عشق می‌ورزد و تو را ستایش می‌کند تا من بگویم تو کیستی و چگونه انسانی هستی.
  • فرد خردمند، دانش خویش را برای خودش انباشته نمی‌کند. آن کس که دانش انباشته دارد، خردمند نیست. فرد خردمند، دانش را انباشته نمی‌کند، هرچه بیشتر دانش خود را به دیگران می‌بخشد، بیشتر کسب می‌کند.
  • خردمندان گشاده‌رویند. انگار آرامش آنان ریشه در گشاده‌رویی‌شان دارد یا گشاده‌رویی‌شان برآمده از آرامش است. آنان می‌توانند دیگران را که دچار پریشانی و نگرانی هستند، به داشتن آرامش و لبخند زدن برانگیزند.
  • همه‌ی خردها و مذاهب کهن، یک چیز به تو می‌گویند: “برای خودت به تنهایی زندگی نکن، بلکه برای دیگران زندگی کن. اسیر نفس خود نباش، چون به زندانی ابدی تبدیل می‌شود.”
  • عشق راستین یعنی اینکه شما کسی را به آسمان برسانید و زمانی که به پایین می‌افتد، برای گرفتن او، آنجا باشید.
  • عشق، کور نیست؛ عشق، توانایی‌ها را می‌بیند، نه ناتوانی‌ها را؛ و با دیدن توانایی‌ها، دیگر تمایلی به دیدن ناتوانی‌ها ندارد.
  • شما نمی‌توانید همدل و همدرد کسی باشید، اگر به دیده‌ی خواری به او بنگرید.
  • ایراد “برابری” این است که ما پیوسته آرزو می‌کنیم با انسان‌های بالاتر از خودمان برابر باشیم.
  • هنگامی که توهین بزرگی به ما می‌شود، تا زمانی که گذشت نکنیم، حالمان بهتر نمی‌شود.
  • تدبیر، هنر گام برداشتن بدون لگدمال کردن پای دیگران است.
  • از نظر من بسیار روشن است که تا با این کره‌ی خاکی ارتباط نزدیک برقرار نکنیم، هرگز سبب نگاهبانی از آن را درک نخواهیم کرد.
  • تنها محدودیت ما برای شناخت فردا، تردیدهای امروزمان است. بیایید با ایمانی نیرومند و باوری پویا به پیش رویم.
  • زمانی که نیروی ابتکار و آزادی انسانی را از او می‌گیرید، به راستی، منش و توانایی او را گرفته‌اید.
  • امید، ستون نگهدارنده‌ی جهان است و رویای انسانی بیدار.
  • اینکه زمانتان را صرف چه چیزی می‌کنید، بسیار مهم‌تر از آن است که پولتان را صرف چه چیزی می‌کنید؛ چرا که پول از دست رفته باز می‌گردد، ولی زمان بر باد رفته هرگز!
  • بدون وجود قهرمانان، انسان، موجود دردمندی است که نمی‌داند تا کجا می‌تواند پیش برود.
  • باید چنین وانمود کنید که توانایی‌های شما هیچ مرزی ندارد.
  • فیلم‌ها رویا هستند و رویاها غذای فیلم‌های گرسنه را می‌سازند.
  • سخن از چَم وهم و گمان نیست، سخن، این است که وهم و گمان با شما چه می‌کند.
  • همه چیز در یک اندیشه خلاصه [=کوتاه] می‌شود، ولی استادان روانشناس، آن را به شکل‌های گوناگون بیان می‌کنند. آنچه وجود دارد، تنها یک اندیشه است و بس! آن هم دو گونه بیشتر نیست؛ یا “روشن” است یا “خاموش”.
  • اگر چهار زانو بنشینیم، همه کس را بسیار بزرگ و بلندمرتبه می‌بینیم. پس بهتر است برخیزیم و آنگاه بنگریم.
  • تدارک پیروزی، از خود پیروزی مهم‌‌تر است.
  • آزاد بودن، چیز مهمی نیست، ولی رها شدن، یک بخشش الهی است.
  • ابراز محبت، بهترین هدیه است؛ هدیه‌ای که با هر شخصی و در هر سن و سالی، بسیار آسان، رد و بدل می‌شود.
  • خانواده‌ای که هم‌اکنون دارید، بسیار مهم‌تر از خانواده‌ای است که از آن می‌آیید.
  • ما هرگز نباید به خودمان اجازه‌ی انجام کارهایی را بدهیم که هیچ‌گاه دوست نداریم فرزندانمان انجام بدهند.
  • بچه‌ها هیچ‌گاه به خوبی از بزرگترهای خود حرف شنوی ندارند، ولی به خوبی از آنها الگوبرداری می‌کنند.
  • اراده برای بچه‌دار شدن، هدفی بسیار مهم و حیاتی است. با این هدف، قلب‌تان را از سینه بیرون می‌کشید و قلب شما تا ابد، از آنِ فرزندتان بوده و پیوسته دل نگران او خواهید بود.
  • رعایت اصول آداب همنشینی، بهتر از هر مدرک دانشگاهی برای تربیت فرزندانتان کارآمد خواهد بود و سبب پیشرفت آنها در زندگی خواهد شد.
  • برادر، همان دوستی است که طبیعت به شما ارزانی داشته است.
  • آن گونه از سپاسگزاری که با زبان ابراز نشود، به درد هیچ کسی نمی‌خورد.
  • خانه، جایی است که کسی در آنجا ما را دوست دارد.
  • غریبه‌ای از مسافری پرسید: “خانه‌ی تو کجاست؟” او به همسرش اشاره کرد و گفت: “هرجا که او باشد.”
  • اینکه شما بگویید همه‌ی گفته‌هایتان از زبان خودتان است، اشتباهی لُپی است. گاهی، گفته‌های شما، ناخودآگاه، همان گفته‌های مادرتان است.
  • این معجزه‌ای است که هر دم برای انسان‌های عاشق رخ می‌دهد: “آنها هرچه بیشتر ببخشند، بیشتر به دست می‌آورند.”
  • بیشترین نیاز انسان‌ها به عشق، زمانی است که زیاد سزاوار دریافت آن نیستند.
  • بهترین ترکیبی که هر پدر و مادری می‌توانند داشته باشند، پدری است که در پشت چهره‌ی قاطع خود، مهربان باشد و مادری که در پشت چهره‌ی مهربانش، قاطع باشد.
  • من آموخته‌ام که هرگاه کسی ناآرام و غمگین است یا پیشامد ناگواری برایش روی داده است، هیچ‌گاه از او نپرسم “چه شده؟” یا “مشکل چیست؟”، بلکه همیشه می‌گویم: “می‌خواهی درباره‌اش سخن بگویی؟ من برای تو اینجا هستم.”
  • دوستان راستین، انسان‌های کمیابی هستند که از ما می‌پرسند: “حالت چطور است؟” و سپس چشم براه می‌مانند تا پاسخ را بشنوند.
  • عشق زمانی ادامه می‌یابد و پایدار می‌ماند که دو انسان عاشق، همه چیز را با هم دوست داشته باشند، نه اینکه تنها یکدیگر را دوست بدارند.
  • عشق همانند نواختن پیانو است: در ابتدا شما باید قانون نواختن را بدانید و از روی اصول بنوازید، ولی سپس باید اصول را فراموش کنید و یاد بگیرید که با قلب‌تان بنوازید.
  • رودخانه به این دلیل به انسان‌ها آرامش می‌بخشد که بی‌هیج شک و تردیدی به سوی جایی که باید برود، در جریان است و مسیر خود را به هیچ سمت دیگری نمی‌برد.
  • هر احساسی که شما با به کار بردن مواد مخدر به دست می‌آورید، بدانید که اگر اراده کنید، بدون کاربرد آن موارد نیز به دست خواهید آورد.
  • عشق یعنی اینکه شما شصت درصد ببخشید و چهل درصد بگیرید و بگویید این دو با هم برابر هستند.
  • می‌دانید شما چه زمان به راستی عاشق یک نفر هستید؟ زمانی که هنوز شما را ترک نکرده، دلتان برای او تنگ می‌شود.
  • همیشه می‌بایست سه طرح و برنامه‌ریزی را از پیش، آماده داشته باشی.
  • همین که مسائل و دشواری‌ها به اندازه‌ای بزرگ شوند که دیگر نتوان آنها را تاب آورد، راهکاری برای آنها خواهید یافت.
  • همواره به یاد داشته باشید که نیاز، سبب آفرینش و نوآوری است.
  • ما فرشتگانی هستیم که تنها یک بال داریم و به همین سبب، پروازمان سبب آزار یکدیگر می‌شود.
  • دگرگونی، داروی همه‌ی دردهاست؛ کاری می‌کند که وجود آدمی، آرام و قرار بگیرد و شادمان و خرسند باشد.
  • خبر بد این است که زمان شما پرواز می‌کند و می‌رود. خبر خوب این است که خلبان، خود شما هستید.
  • هیچ‌گاه تلاش نکنید کس دیگری را به شکل خود درآورید؛ چرا که یک نسخه از خودتان بس است.
  • افرادی که شتابزده داوری می‌کنند، در بیشتر موارد، بهترین نتایج را از خودشان می‌رانند.
  • شوخ طبعی، یعنی خندیدن به آنچه باید داشته باشید، ولی ندارید.
  • انسان، زمانی که برای کمک به بچه‌ای زانو می‌زند، از هر زمان دیگری بلندقدتر است.
  • اگر چیزی در این دنیا دگرگون شونده نبود، هیچ‌گاه پروانه‌ای به وجود نمی‌آمد.
  • از راه منطق است که ثابت می‌کنیم، ولی با شم و شهود است که کشف می‌کنیم.
  • باسواد بودن، یعنی توانایی گوش دادن به هر چیزی، بدون اینکه خشمگین شویم.
  • شخصیت راستین ما همان کارهایی است که در نبود دیگران انجام می‌دهیم و با خود می‌گوییم هیچ کس که ما را زیر نظر ندارد.
  • هر کار کوچک روزانه‌ای، بخشی از هارمونی بزرگ این جهان است.
  • حتی علف‌های هرز هم می‌توانند به گل تبدیل شوند؛ اگر این فرصت را به آنها بدهید.
  • بخشش، گذشته را دگرگون نمی‌سازد، ولی سبب گشایش آینده می‌شود.
  • ما زندگی را در چهل سالگی بهتر از بیست سالگی درک نمی‌کنیم، ولی با رسیدن به این سن، به چنین بینشی دست می‌یابیم و به آن گردن می‌نهیم.
  • از رازهای زندگی طولانی و پربار این است که پیش از هر خواب شبانه، همه‌ی نزدیکانتان را بابت همه‌ی کارهای نادرست‌شان ببخشید.
  • انسان چیزی نمی‌آموزد، مگر با سفر از شناخته‌ها به ناشناخته‌ها.
  • انسان‌ها بیشتر ترجیح می‌دهند همچنان گرفتار یک دشواری شناخته شده بمانند، ولی دنبال راه‌کاری ناشناخته برای آن نروند.
  • رشک‌ورزی از کمبود خودباوری ریشه می‌گیرد؛ کمبودی که در درون خود انسان است، نه در دیگران.
  • شانس، تنها یک بار در خانه‌ی انسان را می‌زند، ولی وسوسه همیشه دست به روی زنگ خانه‌تان دارد.
  • کسی که دست روی دست گذاشته است تا کار و بارش سکه شود، در حال از دست دادن فرصت‌هایش است.
  • تنها راه دوست داشتن هر چیزی این است که درک کنیم هر دم امکان دارد آن را از دست بدهیم.
  • انسان‌های عاشق پریشان، تنها در چشمان کسانی ناامید هستند که به عشق باوری ندارند.
  • بدون عشق می‌توان بخشید، ولی بدون بخشش نمی‌توان عاشق بود.
  • هیچ چیزی بدون هوا و فضا به خوبی رشد نمی‌کند.
  • عشق همچون تعطیلات است: با لذت تدارک دیده می‌شود، با رنج تجربه می‌شود و از سر افسوس از آن یاد می‌شود.
  • با زور، برخی زمانها می‌شود به هدف رسید، ولی با مهربانی، همیشه.
  • عشق سبب جریان یافتن زندگی نمی‌شود، بلکه به این جریان ارزش می‌بخشد.
  • جاده‌ای که از چشم تا قلب کشیده شده است، از میان خرد گذر نمی‌کند.
  • همه می‌توانند دلباخته شوند، ولی تنها عاشق‌های راستین هستند که می‌توانند دیوانگی کنند.
  • تنها زمانی می توانید چیزی را که ریشه های ژرف در فرهنگ شما دارد به روشنی ببینید که آن چیز در حال دور شدن از شما و فرو رفتن در دور دست باشد.
  • چرا باید به امید بهشت موعود احتمالی باشیم؟ ما خود قادریم یک بهشت حقیقی در عرصه زمین به وجود آوریم.
  • کسی که راهی را با عشق می پیماید، هرگز راه را تنها نپیموده است.
  • نیکوست که ثروتمند باشی و پرتوان، اما نیکوتر آن است که دوستت بدارند.
  • هرکس قادر به تملک و اراده نفس خود باشد، آزادی حقیقی را به دست آورده است.
  • پذیرش حقیقت از بیان حقیقت سخت تر است.
  • میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد.
  • با زبان خوش و ملایمت می توانید فیلی را با یک تار مو به دنبال خود بکشانید.
  • کسی به حساب می آید که دیگران را به حساب آورد.
  • نخستین گام به سوی دانایی این است که بدانیم که نادانیم.
  • بی مصرف ترین روزها روزی است که در آن نخندیده باشید.
  • وقتی در دیگران خوبی بجویید، بهترین را در خودتان خواهید یافت.
  • برخی از مردم با سرشان احساس می کنند و با دلشان فکر می کنند.
  • خوشبختی، میان پرده بدبختی هاست.
  • عاشق بودن یعنی خوشبختی خود را با خوشبختی دیگری همراه ساختن.
  • مادام که کسی بتواند عشق بورزد و لذت ببرد، جوان خواهد ماند.
  • بعد از فعل عاشق شدن، یاری دادن زیباترین فعل جهان است.
  • بهترین پاره زندگی آن است که همواره رو به فراز دارد و در تکاپوی رسیدن به نیکوتر ها است.
  • بگذار هر روز رویایی باشد در دست، عشقی باشد در دل و دلیلی باشد برای زندگی.
  • بیش از آنکه برنده باشیم باید بازنده باشیم.
  • اگر پیوسته بکوشی و ایمان داشته باشی، سرانجام پیروزی از آن تو خواهد بود.
  • آنچه صادقانه باور داری، نادرست نخواهد بود.
  • کامیابی تنها در این است که بتوانی زندگی را به شیوه خود سپری کنی.
  • آنان که آفتاب را به زندگی دیگران ارزانی می کنند، خود نمی توانند از آن بی بهره باشند.
  • تا از قلب دشواریها گذر نکنی، هرگز توان و قدرت نیابی.
  • تنها تو می توانی آرامش را در اندرون خویش سکنا دهی.
  • هر آنچه را که داری غنیمت شمار، از زیاده خواهی درگذر.
  • غرور خود را نگهدار، اما برای آن زندگی نکن.
  • خود را از آنچه مانع می شود تا کسی شوی که می خواهی، رها ساز.
  • آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت هست.
  • شما نه با یافتن انسانی کامل، بلکه با کامل دیدن انسانی نه چندان کامل، عشق را تجربه می‌کنید.
  • عشق، تنها چیزی است که هرچه بیشتر ببخشید، بیشتر به دست می‌آورید.
  • عشق همچون راستی است؛ گاه پیروز می‌شود و گاه آسیب می‌رساند.
  • عشق راستین، بسیار آرام و بی‌هیچ پرچم و نشانی می‌آید. اگر شما بانگ زنگ‌ها را می‌شنوید، بدهید گوش‌هایتان را بررسی کنند.
  • دوست داشتن و به دست آوردن، بهترین چیز است و دوست داشتن و از دست دادن، یک درجه پایین‌تر.
  • عشق یعنی اینکه هر سپیده‌دم از خواب بیدار شوید و بدانید شخص بزرگی را کنارتان دارید.
  • ندانستن، بد است؛ ولی پافشاری برای ندانستن، بدتر است.
  • دانستن اینکه چگونه می‌توان آبدیده شد، کلید بنیادین خردمندی و یکی از دشوارترین بخش‌‌های هنر درست زیستن است.
  • وظیفه‌ی خرد، بازشناختن خوبی از بدی است.
  • اگر کسی در اندیشیدن بسیار تنبل، در انجام کاری بسیار مغرور و در اعتراف به این دو، بسیار بزدل باشد، هرگز به خردمندی دست نخواهد یافت.
  • درد، انسان را به اندیشه وامی‌دارد. اندیشیدن، انسان را خردمند می‌کند. خرد، سبب تاب آوردن زندگی می‌شود.
  • اوج خرد این است که از ذات بشر، چشم‌داشت زیادی نداشته باشیم و در عین حال، آن را با تنبلی و سستی، تباه نکنیم.
  • آنگاه که به جستجوی خرد روی، هوشمندی و آنگاه که گمان کنی آن را یافته‌ای، نادانی.
  • آنچه پس از کسب شناخت می‌آموزی، اهمیت دارد.
  • خرد، پاداش یک عمر گوش دادن است؛ در حالی که می‌توانسته‌اید سخن بگویید.
  • من همیشه در حال فراگیری هستم. سنگ قبرم، مدرک دانش‌آموختگی‌ام خواهد بود.
  • دانش و خرد، دو چیز مجزا هستند و هیچ ارتباطی با هم ندارند. دانش در سرها خانه می‌کند و آمیخته به دیدگاه‌های دیگران است؛ خرد در اذهان است و از آنِ خود فرد است.
  • برای خردمند، دانش بی‌ثمر وجود ندارد. یک دانش، به شما کمک می‌کند زندگی کنید و دیگری، به شما کمک می‌کند زندگی بسازید.
  • نیرومندترین سلاح روی کره‌ی زمین، روح انسان است که شلیک می‌کند.
  • اندک دانسته‌هایم را مدیون نادانی‌ام هستم.
  • ذهن انسان که به طرح تازه‌ای بازگردانیده می‌شود، هرگز به مسیر پیشین خودش بازنمی‌گردد.
  • خرد از لابه‌لای کتاب‌ها به دست نمی‌آید، بلکه از تجربه‌ی انسان در زندگی به دست می‌آید.
  • من باور ندارم که رنج تنها، آموزنده است. اگر رنج به تنهایی آموزنده بود، می‌بایست همه‌ی مردم دنیا خردمند می‌شدند؛ چون هر کسی به گونه‌ای رنج می‌کشد. باید غمخواری، همدلی، شکیبایی، عشق، همت والا و میل به حساس باقی ماندن را به رنج افزود.
  • مفهوم خردمندی این نیست که بدانی در نهایت چه کنی، بلکه این است که بدانی پس از این چه کنی.
  • خرد، نامیراست.
  • خرد یعنی دنبال کردن بهترین پایان‌ها با بهترین ابزارها.
  • خرد یعنی اینکه بدانی زین پس چه کنی؛ مهارت یعنی اینکه بدانی آن کار را چگونه انجام دهی و هنر این است که آن را انجام دهی.
  • راه رسیدن به خردمندی چیست؟ روشن است؛ به سادگی می‌توان آن را بیان کرد: خطا کردن و خطا کردن و دوباره خطا کردن، ولی کمتر و کمتر و کمتر.
  • همیشه عمر دراز دلیل بر خردمند بودن و داشتن تجربه‌ی زیاد نیست. کسی که بیست و پنج هزار مایل در پیست دوچرخه‌سواری پیموده، جهان را دور نزده است. او تنها مزه‌ی خستگی را چشیده است.
  • جایگاه دانش در مغز است و جایگاه خرد در جان. شکی نیست که اگر احساس درستی نداشته باشیم، به نادرست داوری می‌کنیم.
  • کسی که برایش پرسشی پیش می‌آید، خردمند است و کسی که با راستی و درستی می‌جنگد، نادان است.
  • کسانی که ژرفای زندگی را دریافته‌اند، از مرگ نمی‌هراسند.
  • مرگ، می‌تواند هیجان‌انگیزتر از زندگی باشد.
  • زمانی هوشمند خواهی بود که در گفته‌های رئیس خود اشتباهی پیدا کنی و زمانی خردمندی که از بیان آن بپرهیزی.
  • من تلویزیون را یک ابزار بسیار مهم فرهنگی می‌دانم، زیرا درست زمانی که کسی دکمه‌ی آن را می‌زند، بی‌درنگ به اتاق دیگری می‌روم و کتاب می‌خوانم.
  • او که آسان به دنیا می‌آید، چه دشوار از دنیا می‌رود.
  • ترس، کُشنده‌تر از مرگ است.
  • چشم، همان چیزی را می‌بیند که ذهن برای درک آن آماده کرده است.
  • کسی که به سوی خرد می‌رود، شتاب نمی‌کند، ولی درباره‌ی آنچه خرد حکم می‌کند، می‌اندیشد.
  • فرد هوشمند، همه‌ی پاسخ‌های درست را می‌داند؛ فرد خردمند، همه‌ی پرسش‌های درست را.
  • زمانی که وجود فرد پُر از پیشداوری باشد، فضای اندکی برای خرد می‌ماند.
  • کارهای نادرست، پلی طبیعی میان بی‌تجربگی و خرد است.
  • خرد، به کارگیری درست دانش است. دانستن، خردمند بودن نیست. بسیاری هستند که بسیار می‌دانند، ولی از هزاران نادان، نادان‌ترند. هیچ فرد دانایی نیست که به نادانی خود، آگاه باشد، ولی دانستن اینکه چگونه از دانش بهره‌گیری شود، نیازمند داشتن خرد است.
  • بهای خرد، اندیشیدن ابدی است.
  • کسانی که خودشان را می‌شناسند، دیگر نادان نیستند؛ آنان در آستانه‌ی خردمندی قرار دارند.
  • خردمندی که سازوار با اصول و قرارداد است، همیشه تماشا‌گر چیزی است که به راستی روی می‌دهد. شما باید به پشت سر خود بنگرید تا بتوانید پیش رویتان را هم ببینید.
  • دانش جستن، چیزی فراتر از آموختن است. دانش جستن، یعنی خردمند زیستن.
  • خرد، همیشه با گذر زمان به دست نمی‌آید. گاهی زمان همچنان می‌گذرد.
  • هنگامی که چهره‌ی شما کثیف است، تنها دوستان راستین هستند که این امر را به شما گوشزد می‌کنند.
  • دوست راستین کسی است که زمانی که باید جایی دیگر باشد، برای خاطر شما در کنارتان بماند.
  • دوست، هدیه‌ای است که شما به خودتان می‌دهید.
  • بسیاری از زمان‌ها، دوستی‌های بزرگ از آغازی بد شکل یافته است.
  • اگر دریابی امروز به اندازه‌ای که دیروز گمان می‌کردی، خردمند نیستی، امروز خردمندتری.
  • خرد، ویژه‌ی افرادی نیست که سال‌ها زندگی کرده‌اند.
  • زمانی که دانش ما با انسانیت و ظرافت طبع درهم آمیخته شود، می‌تواند خرد بیافریند.
  • دوستان ممکن است بیایند و بروند، ولی دشمنان به روی هم انباشته می‌شوند.
  • قلبی که توهینی را می‌بخشد، همچون پوسته‌ی شکافته شده‌ی صدفی است که زخم خویش را با مروارید بهبود می‌بخشد.
  • هر فرزندی، نشان دهنده‌ی باور خداوند است که زندگی باید همچنان جریان داشته باشد.
  • هر کاری را که می‌خواهید انجام دهید، همین اکنون انجام دهید. فرداهای زیادی وجود ندارند.
  • اگر میمونی، دزدکی به آینه نگاه کند، هیچ قدیسی را در آینه نخواهد دید.
  • زندگی باید بی‌اندازه سرشار از زمان‌های اشتیاق باشد که بدان اعتبار می‌بخشد و آن را دارای ارزش زیستن می‌کند، وگرنه، آرزوی مرگ برای کسانی که می‌خواهند با دردی پایان‌ناپذیر یا بیزاری زنده بمانند، چَم پیدا می‌کند.
  • خردمند شدن را به فردا موکول نکنید؛ شاید خورشید فردا هرگز برنیاید.
  • والاترین خردی که می‌توانم به شما بشناسانم، این است: هرگز به دیگران اجازه ندهید افق‌هایتان را به شما بشناسانند. آنچه را برایتان به چَم کامیابی است، بیابید و سپس، نگاهتان را به آن بدوزید.
  • تنها در جایی از سکوت است که می‌توانیم جرعه‌ای از خرد دورنی خود بنوشیم.
  • خردمندان از افراد نادان بیشتر می‌آموزند تا افراد نادان از خردمندان.
  • زمانی که زندگی‌تان به پایان می‌رسد، تازه به اندازه‌ای آموخته‌اید که بتوانید زندگی خوبی را دوباره آغاز کنید.
  • کسی که نمی‌تواند کمکی به خود بکند، هیچ بهره‌ای از خرد خود نخواهد برد.
  • ما بهایی گزاف برای خردمند بودن می‌پردازیم. خرد، آسیب‌زا نیز به شمار می‌آید.
  • بهتر است برخی از پرسش‌ها را بدانیم، تا اینکه همه‌ی پاسخ‌ها را.
  • راه میان‌بر و ایمن به نومیدی و تسلیم [=گردن نهادن] این است که باور داشته باشیم جایی، طرحی از چیزهایی وجود دارد که تعارض، مبارزه، نادانی، زیاده‌خواهی و آز و بدخواهی شخص را از میان می‌برد.
  • انسان نمی‌تواند واقعیت‌های بسیاری را بپذیرد.
  • یکی از هدف‌های پایانی آموزش و پرورش این است که تا حد امکان، به کامل شدن افراد کمک کند.
  • برای اینکه بتوانید پرنده رسم کنید، باید پرنده باشید.
  • خوشبختی یعنی رشد، یعنی زمانی که شما در حال رشد هستید؛ و یک چشم و هم‌چشمی خوب سبب این رشد شده است.
  • اگر یک هفت تیر، پشت سر افراد بدبین بگذارید، بی‌درنگ از این حس “ضد زندگی” بودن درمی‌آیند و ناگهان به میلیون‌ها بهانه برای زنده بودن می‌اندیشند.
  • دنیا به هر گونه‌ای که بخواهیم به آن بنگریم، برای دیدن ما آفریده می‌شود.
  • سفر به دورن، همان چیزی است که انسان‌ها، از زن و مرد، برای یافتن خویش باید انجام دهند و انجام آن، به مراتب مهم‌تر از کامیابی در آن است.
  • پیروزی یا شکست در جنگ‌ها، ابتدا در ذهن انسان رخ داد.
  • همه‌ی نوشته‌ها و آثار باارزش، همیشه با همان تلاش‌های بد نخستین آغاز می‌شوند.
  • هرگاه در نخستین گام‌های نوآوری هستید، به هیچ روی خود را سانسور نکنید.
  • دانش، ساخته و پرداخته‌ی بشر و دلبستگی‌ها و کار و کردارهای اوست.
  • دانش به خودی خود باید قانون اخلاق باشد، زیرا اگر آدمی، ارزش طبیعی راستی را بپذیرد، در این صورت، اگر خود در خدمت این ارزش طبیعی باشد، همه گونه نتایجی از آن به دست خواهد آمد.
  • هر پرسش خردمند، نیمی از پاسخ را در خود دارد.
  • یکی از دشوارترین آموزه‌های زندگی این است که دریابی از کدام پل بگذری و کدام یک را ویران کنی.
  • پیش‌اندیشی و برنامه‌ریزی می‌تواند دنیای انسان را زیر و رو کند و کنترل زندگی او را به دست خودش بسپارد.
  • خردمند، در آنچه نزدیک است، دورترین‌ها را درک می‌کند.
  • به راستی، امید است که دل بی‌آرام انسان را به آرامگاه آسایش هدایت می‌کند.
  • برابری و دادگری به این چَم است که شخص، دِینی را که به دیگران دارد ادا کند.
  • یک لیست از دوستانی که از دیگران، کامیاب‌تر، شادتر و خوش‌بین‌تر هستند، تهیه کنید و از میان آنها یک نفر را در همین هفته ببینید.
  • یک شادمانی ژرف، ته‌مانده‌ی هرگونه ناامیدی و دلسردی را از وجود انسان پاک خواهد کرد.
  • هنگامی که زندگی‌تان به خودی خود در روند نوآوری می‌افتد، دریچه‌ی تجربه‌های دیگرگونی به رویتان باز می‌شود و جوهر زندگی را در برابر خویش می‌بینید.
  • آن تو هستی، در قاب یکی از ناباورترین تصویرها، در حال انجام ناباورترین کارها، که به جز تو، کسی توان انجام آن را ندارد. اگر خودت را این گونه دوست می‌داری، آنچه را می‌بینی، همیشه ببین! تا آن شَوی و به آن شکل درآیی.
  • اگر بچه‌ای با تایید و ستایش پدر و مادر خود زندگی کند، خواهد آموخت که خود را دوست داشته باشد.
  • چهره‌ی اعضای خانواده مانند آیینه‌ای جادویی است. ما با نگاه کردن به چهره‌ی اعضای خانواده‌مان، گذشته و حال و آینده را می‌بینیم.
  • اگر پدران و مادران می‌فهمیدند که از پس هر دوره‌ی تلخی، دوره‌‌ای شیرین در راه است، شاید ازدواج‌ها پابرجاتر می‌بود.
  • ممکن است چیزهای دیگری سبب دگرگونی ما شوند، ولی دگرگونی ما از خانواده‌مان آغاز می‌شود و در همان‌جا به پایان می‌رسد.
  • مادر، آنچه را فرزندش به زبان نمی‌آورد، می‌فهمد.
  • شاید دانشمندان با از بر کردن آموخته باشند، ولی خردمندان نه.
  • از دست دادن یک پندار، تو را خردمندتر می‌سازد تا یافتن یک امر راستین.
  • خردمند است که می‌تواند خردمند دیگر را شناسایی کند.
  • کسی که در جستجوی گل‌های راستی است، باید باغ را برای رویش آماده سازد.
  • بیشتر زمانها خرد بسیار زود رخ نمی‌نماید و هیچ‌کس نباید آن را به دلیل دیر کردش، انکار کند.
  • سرنوشت، قوم و خویش ما را تعیین می‌کند و خودمان، دوستانمان را.
  • با نیک سرشتی می‌توانیم خردمند باشیم و با خردمندی، نیک سرشت.
  • سخنوری، کاری هنرمندانه است و گوش فرا دادن، کاری خردمندانه.
  • خردمندترین فرد کسی است که حتی یک دَم هم گمان نکرده خردمند است.
  • دانش، هنگامی که خرد از راهنمایی ناتوان باشد، چونان اسبی سرکش، سوار را این سو و آن سو می‌برد.
  • خرد را مانند دنیادیدگان جستجو کن، ولی از دریچه‌ی چشمان یک کودک به دنیا بنگر.
  • روشن‌بینی مانند یک عکس فوری، در یک آن ایجاد نمی‌شود؛ به زمان خودش و بسیار آهسته رخ می‌دهد و از جایی جز دورن ما نمی‌آید.
  • فردی که چیزی نمی‌داند، ولی می‌داند که هیچ نمی‌داند، دانش‌آموز است؛ به او بیاموزید. فردی که می‌داند، ولی نمی‌داند که می‌داند، در خواب است؛ بیدارش کنید. ولی فردی که می‌داند و می‌داند که می‌داند، خردمند است؛ از او پیروی کنید.
  • من بر این باورم که خرد یعنی اهمیت بسیار دادن به چیزهای مهمی که شمارشان اندک است و پشیزی اهمیت ندادن به دیگر چیزها.
  • نخستین گام در جهت خردمندی، پرسیدن درباره‌ی همه چیز است و آخرین گام، ارتباط برقرار کردن با همه چیز.
  • کسی که دریافته است خردمند نیست، گام در راه خردمندی نهاده است.
  • درصدد این نباشید که ردپای فرد خردمندی را بیابید و آن را دنبال کنید؛ آنچه را آنان جسته‌اند، بجویید.
  • خردمندانه‌ترین اندیشه‌های ما (اگر بتوان واژه‌ی خرد را به بشر نسبت داد)، آلوده به امیدها و ترس‌هایمان هستند.
  • برای درک خرد، خرد لازم است؛ برای فرد ناشنوا موسیقی هیچ چَمی ندارد.
  • هیچ نیرویی در دنیا مهم‌تر از شادمانی نیست.
  • با مشکلات می جنگیم که به آسایش برسیم، اما وقتی به آسایش رسیدیم، آن را غیر قابل تحمل می دانیم.
  • آدم شجاع یک بار می میرد، اما ترسو هزار بار.
  • تمام دنیای پهناور را هم که بگردید، دری بر روی آدم بی پول، گشاده نخواهید یافت.
  • آزادی، تلاش خردمندانه آدمی در جستجوی دلیل رخدادها است.
  • وقتی همه نیروهای جسمی و ذهنی متمرکز شوند، توانایی فرد برای حل مشکلات به طور حیرت انگیزی چند برابر می شود.
  • انسان بزرگتر از یک جهان و بزرگتر از مجموعه جهان هاست. در اتحاد جان با تن، رازی بیش از راز آفرینش جهان نهفته است.
  • مردان بزرگ تاریخ، سرنوشت ملتها را تعیین می کنند.
  • هیچ چیز به اندازه تمرکز انرژی روی تعداد محدودی از هدف ها به زندگی تان توان و نیروی بیشتر نمی دهد.
  • عشق، نخستین سبب وجود انسانیت است.
  • عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاری است.
  • عشق، هوس محبوب شدن نزد معشوق است.
  • عشق، نخستین بخش از کتاب مفصل بی وفایی است.
  • عشق شیرینی زندگی است.
  • عشق، مزیت دو فردی است که همواره سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند.
  • عشق گل کمیابی است.
  • عشق چیزی است که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد.
  • عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را می گشاید.
  • عشق نبوغ عقل است.
  • عشق، ستمگری است که به احدی رحم نمی کند.
  • انسان، تازه‌ترین آوازی را که از دهان آوازه‌خوان بشنود، بیشتر می‌پسندد.
  • افراد مثبت، همیشه در جهت توانمند کردن نیروهای از دست داده‌ی خود به پیش می‌روند. آنها می‌دانند که انرژی انسان به مرور زمان کاهش می‌یابد، ولی به موجب قانون فیزیک، با بهره‌گیری از یک انرژی تازه، اعضای ناتوان دوباره زنده خواهند شد.
  • اگر بگویید از مرگ می‌ترسید، این نشانگر آن است که هرگز با راست و درست زندگی برخورد بسزایی نکرده‌اید و از راستی، هراسان هستید. این ترس سبب شده است که در دنیای سکوت خود رنج ببرید.
  • بسیاری از افراد تا زمانی که به گور می‌روند، نوای یک موسیقی را در ذهن خود می‌شنوند.
  • اگر انسان همه‌ی تمرکز و اندیشه‌‌اش را در سمت چپ مغز خود بگذارد، خود را در یک زندگی ساکت پر از افسردگی، زندانی کرده است.
  • آنچه را می‌خواهید به دست بیاورید و خواهانش هستید، تلاش کنید مانند یک فیلم راستین در ذهن‌تان ببینید و بگذارید نور و تصاویر آن، ذهن‌تان را روشن کند.
  • ما همان کسی هستیم که نقش او را ایفا کرده‌ایم.
  • اگر هر کاری را آسان بگیرید، در زمان انجام، آسان‌تر هم می‌شود.
  • افراد خوش‌بین، هم تندرست‌ترند و هم داراتر.
  • در همه‌ی دوران زندگی خود، از زندگی سرشار باش.
  • پادشاه بهشت، در درون خودتان است.
  • اگر برای زمان نمی‌توانیم برنامه‌ریزی کنیم، برای خودمان که می‌توانیم.
  • در هر کاری که می‌کنید، هنرمند باشید. حتی اگر رفتگر خیابان هستید، پیکاسوی رفتگر باشید.
  • کم کاری مغز است که سبب کُند ذهنی انسان می‌شود، نه سن او.
  • بسیار پیش از آنکه آینده روی دهد، به درون ما وارد می‌شود و سپس، دگرگون می‌شود.
  • عشق، عشق می آفریند.
  • عشق، خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند.
  • بسیاری از ما در تلاش برای زندگی بهتر، زندگی را از یاد می بریم.
  • ساده ترین کار جهان این است که خود باشی و دشوارترین کار جهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند.
  • همه می میرند، اما به راستی همه زندگی نمی کنند.
  • شما ناخدای کشتی خودتان و نویسنده ی داستان زندگیتان هستید.
  • ما نمی توانیم بادها را هدایت کنیم اما می توانیم بادبانهای خود را تنظیم نماییم.
  • همان غاری که از وارد شدن به آن واهمه دارید، می تواند سرچشمه های آن گنجی باشد که به دنبالش می گشته اید.
  • موفقیت کلید شادی نیست، شادی کلید موفقیت است؛ اگر آن چه انجام می دهی دوست بداری، موفق خواهی بود.
  • یک دلقک خوشحال از بیست بار شتر دارو که به شهر برسد، در درمان مردم شهر کارا تر است.
  • برای رسیدن به شادی بزرگ باید از شادی های کوچک صرف نظر کرد.
  • راز شاد زیستن در دوست داشتن است.
  • راهی را که جاده نشان می دهد دنبال نخواهم کرد؛ از مسیری می روم که جاده ای ندارد تا از خود ردپایی بر جای گذارم.
  • در جاده ی برتری جویی، محدودیتی برای سرعت وجود ندارد.
  • برنده، هیچگاه میدان را خالی نمی کند؛ و کسی که میدان را خالی می کند، هیچ گاه برنده نمی شود.
  • می توانی از این که گل ها تیغ دارند، شکوه کنی، یا از اینکه تیغ ها گل دارند شادی کنی.
  • اگر شرایط افراد کوشا و سخت کوش بهتر از افراد کاهل و تنبل باشد، بنابر این دلیلی برای سخت کوشی وجود نخواهد داشت.
  • کسی که خوب کار می کند نباید نگران دستمزدش باشد.
  • آنقدر تشویق کنید که تشویق نشدن تنبیه باشد.
  • آنگاه که آدمی
  • زندگی خویش را می شناسد؛ آنگاه است که او از هر
  • یک سفر هزار مایلی را با برداشتن قدم اول می پیمایند.
  • اعتماد به تدریج می آید و یکجا می رود.
  • بزرگترین توانایی، قابل اعتماد بودن است.
  • خود را باور کنید، تا همه ی جهان هستی شما را باور کند.
  • توانگران پیش از آنکه به اهداف خود برسند، در آینه ی دل، خود را توانگر دیده اند.
  • فرق میان من و تو در شنیدن است؛ تو صدای بسته شدن در را می شنوی و من صدای باز شدن آن را.
  • برای پخش نور دو راه وجود دارد: یا باید شمع باشی، یا آینه که نور را بازتاب می کند.
  • معنای عشق در بخشیدن آن است، نه در گرفتن آن.
  • دوست داشتن بدین معنا است که خوشبختی خودمان را در خوشبختی دیگران بدانیم.
  • وقتی بجز عشق چیز دیگر برایمان باقی نمانده باشد، برای نخستین بار آگاه می شویم که فقط عشق کافی است.
  • راز شادی در مهر ورزیدن است.
  • هر جا که عشقی نمی یابید، عشق بورزید پس آن را خواهید یافت.
  • عفو هر کس به اندازه عشق اوست؛ بخشنده ها عاشقند.
  • آن هایی که عمیقا عشق می ورزند، هیچ گاه پیر نمی شوند. ممکن است بر اثر کهولت سن از دنیا بروند اما جوان می میرند.
  • بالاخره پس از سلطه بر بادها، امواج جزر و مد و جاذبه های زمین روزی می رسد که به سرچشمه بی پایان عشق الهی دست پیدا کنیم و بدین ترتیب برای دومین بار در تاریخ جهان، بشر آتش را کشف خواهد کرد.
  • گفته اند عشق از عشقه گرفته شده و آن گیاهی است که سبز شده و سپس باریک گردد زرد شود و چون بر درختی پیچد آن را خشک و زرد می کند؛ پس رونده عاشق است و مانده، عشق.
  • اگر می خواهید با آسودگی خاطر به رختخواب برگردید، با هدف از آن برخیزید.
  • حتی اگر در مسیر درستی هم باشی، چنان چه فقط آنجا بمانی تو را زیر خواهند گرفت.
  • هوشمندی در واقع رسیدن به انتها از کوتاهترین راه است.
  • کسی که غرق در وظایف خویش است باید مراقب باشد تا کارها بر اهدافش مسلط نشوند.
  • این عادت ما انسانها شده، که هرگاه گم شدیم، تندتر بدویم.
  • مهم نیست در کجای جهان ایستاده ایم، مهم این است که در چه راستایی گام بر می داریم.
  • راه ما چمن نرم نیست؛ مسیر کوهی است پر از تخته سنگ، که به بالا می رود، به جلو، به سمت خورشید.
  • اگر کسی نداند که به سوی کدام بندر کشتی می راند، هیچ بادی موافق او نیست.
  • رمز و اساس کار، دانستن تفاوت بین حرکت و جهت است.
  • دشمن دشمن من، دوست من است.
  • اگر ما کاری را خراب کنیم و خوب انجام ندهیم، کوتاهی از کسی نیست؛ کوتاهی از خود ماست.
  • از کی تاکنون، نابغه بودن، ستودنی شده است؟
  • بهترین راه پیشگویی آینده، به وجود آوردن آن است.
  • کسی که به راه بادیه می‌رود و مُراد نمی‌یابد، بسیار برتر از کسی‌‌ست که تلاش نکرده، کامیاب شود.
  • اگر زورقی روانه نکرده‌ای، بیهوده ننشین تا زورق نگاه‌دارنده‌ی عشقت از راه برسد.
  • تنها نیک‌بختی راستین، آن است که پایان و سرانجامی را گردن نهیم.
  • آنجا که نوری نیست، آدم خوشبین شاید پرتوی ببیند، ولی بدبین چرا همواره می‌خواهد آن را خاموش کند؟
  • معجزه‌ها به چشم بر هم زدنی روی می‌دهند. نمی‌توان آنها را فراخواند؛ خود به خود می‌آیند، آن هم بیشتر در زمانی که امیدشان نمی‌رود و برای کسی که کمتر از همه چشم‌براه‌شان است.
  • کسی که فرصت برآوردن نیاز دیگری را از دست می‌دهد، یکی از شایسته‌‌ترین تجربه‌هایی را که زندگی ارائه می‌کند، از دست داده است.
  • فکر و توجه من، در آینده است، چرا که باقی زندگیم را در آینده خواهم گذراند.
  • حقایق بسیاری هستند که نمی‌توان معنای [=چَم] کامل‌شان را دریافت، مگر آنکه از راه تجربه‌ی شخصی فراهم آید.
  • گفتن “دوستت دارم”، آسان است، ولی دلم در کار آن فرو می‌ماند. معنای [=چَم] این عبارت، آن چنان آهنگین و سرشار است که طنین نوای صور اسرافیل.
  • انسان می‌تواند بیست سال، پی کاری را بگیرد و به اندازه‌ی بیست سال، تجربه‌ی گرانبها بیندوزد؛ یا اینکه بیست بار، پی کاری را بگیرد و تنها به اندازه‌ی یک سال تجربه اندوخته باشد.
  • زندگی، همین است که اکنون می‌گذرد، همین دم که ما زمان گرانبهای خود را برای پی بردن به ماهیت آن هدر می‌دهیم.
  • ذهن مانند چتر نجات است؛ فقط زمانی به کنش می‌پردازد که باز شده باشد.
  • عشق‌ورزی همانند نیایش، هم گونه‌ای رفتار است، هم گونه‌ای نیروی شفابخش و آفریننده.
  • عشق، برانگیزنده‌ی والاترین ارزش‌های زندگی بشر است؛ برانگیزنده‌ی راستی، دانایی، زیبایی، آزادی، نیکی و خوشبختی.
  • دیگری را نخواهید شناخت، مگر اینکه مدت‌ها در چادرش بمانید.
  • اگر دلی را از شکستن بازدارم، بیهوده زنده نخواهم بود، اگر درد کسی را آرام کنم، یا مرهمی بر زخمی نهم، یا سینه سرخی بی‌تاب و توان را به آشیانه برسانم، بیهوده زنده نخواهم بود.
  • تک تک ما سرانجام، روزی داوری خواهیم شد. مهم این است که چقدر زندگی کرده‌ایم، نه چقدر زنده بوده‌ایم. چقدر بخشیده‌ایم، نه چقدر داشته‌ایم. چقدر خوب – صرفاً خوب – بوده‌ایم، نه چقدر بزرگ جلوه کرده‌ایم.
  • یک جو بینش، از نیم مَن دانش، ارزشمندتر است.
  • آنچه در بیشتر موارد، تیشه به ریشه‌ی ما می‌زند و خوشبختی‌مان را زهرآگین می‌کند، این است که احساس می‌کنیم رمق‌مان چندی نخواهد پایید و به زودی به پایان هرآنچه ما را به سوی خود کشیده، خواهیم رسید.
  • اگر پیوسته ورد زبانتان باشد که شرایط، بد است، هیچ بعید [=دور از ذهن] نیست که پیشگو شوید.
  • همان به که ماه را نشانه رویم و عقابی را به دست آوریم، تا اینکه عقاب را نشانه رویم و فقط صخره‌ای بهره‌ی ما شود.
  • اگر با آدم‌ها به گونه‌ای برخورد کنیم که گویی فقط همان‌اند که هستند، همان که هستند، خواهند ماند. ولی اگر با توجه به آنچه می‌توانند باشند و آنچه می‌توانند بشوند، با آنان برخورد کنیم، به خویشتن برتر خود دست خواهند یافت.
  • دانش و بزرگی انسان برآمده از سرسپردگی او به امر قدرشناسی است.
  • اگر کسی، دیگران را به سبب شکست‌های خود، گناهکار بشمرد، جای آن دارد که به سبب کامیابی‌هایش هم دیگران را ستود.
  • رفتار بزرگ‌منشانه جز این نیست که دیگران را آزاد بگذاریم تا خودشان باشند.
  • شواهد بسیار می‌گوید که اگر عشق را به خویشتن خود برتری دهیم، سود بی‌پایان خواهیم برد.
  • عشقی که در ازای خود، خواهان عشق است، از این داد و ستد، جز رنج بهره‌ای نخواهد بُرد.
  • عشقی که دار و ندار خود را ارزانی کند، آری، همان و بلکه بیش از آن دریافت خواهد کرد.
  • تفاوت انسان پیش و پس از عاشق شدن، همان تفاوت چراغ روشن با چراغ خاموش است. پیش از این هم، چراغ، درست و بی‌نقص آنجا بود، ولی اکنون نورافشانی هم می‌کند.
  • دل را به خودی خود، ثمری برای برداشت نیست. بذر عشق را باید همواره کِشت و باز کِشت.
  • عشق، به خودی خود می‌تواند موجودات زنده را، به گونه‌ای سرشار و کامل، همبستگی بخشد، چرا که فقط عشق است که می‌تواند در ژرف‌ترین لایه‌های درونی آنها، به سراغ‌شان برود.
  • عشق را اجبار می‌پژمرد؛ زیربنایش آزادی‌ست. با انقیاد [=گردن نهادن]، حسادت [=بدخواهی] و ترس، سازگار نیست. اگر رهروانش نیرومند، برابر و پُخته باشند، زلال، بی‌نیاز و بی‌پایان خواهد بود.
  • مهمترین چیز پس از پشت سر گذاردن یک مسأله، یافتن اندکی طنز در آن است.
  • آنگاه که چیزی جز عشق برایتان نمانده، تازه درمی‌یابید که دیگر به چیزی نیازمند نیستید.
  • عشق ورزیدن را فقط با عشق ورزیدن می‌توان آموخت.
  • دشواری در این نیست که راهکار را نمی‌شناسند، دشواری در این است که مسأله را نمی‌شناسند.
  • عشق، آتشی می‌افروزد که بیزاری، نمی‌تواند آن را خاموش کند.
  • هرچه را بخواهی، می‌توانی به دست آوری… اگر به اندازه‌ی کافی، خواهانش باشی.
  • ذهن متعصب [=خُشک سر] همانند مردمک چشم است؛ هرچه بیشتر نور بر آن بتابانید، تنگ‌تر خواهد شد.
  • عشق ما نباید واژگان و گفتار پسندیده، که باید پاکی باشد و کردار.
  • بهترین راه شناختن خدا، عشق ورزیدن به چیزهای بسیار است.
  • دشواری را بخش گریزناپذیر زندگی بدان و چشم‌براه آن باش؛ زمانی که سر رسید، سرت را بالا بگیر، در چشم‌هایش نگاه کن و بگو: “من از تو بزرگترم؛ نمی‌توانی شکستم دهی.”
  • غم‌انگیز است که کسی دوست‌مان نداشته باشد، ولی غم‌انگیزتر آن است که خود، نتوانیم دوست بداریم.
  • مرغ بهشتی فقط در دستان کسی می‌آرامد که در چنگش نگیرد.
  • یکدندگی به خرج دادن در برابر چیزی که برداشتنی نیست، رفتاری نابخردانه است.
  • برخورد خوب، درهایی را می گشاید که بالاترین تحصیلات نیز قادر به گشودن آن نیست.
  • نا همسویی به معنی بی احترامی نیست.
  • برای تقدیم گل به دیگران، به انتظار مراسم تدفین آنها نباشید.
  • رفتار شما، از هر موعظه ای مؤثرتر است.
  • هر کس دیگران را با معیارها و دیدگاه های خود داوری می کند.
  • وقتی کسی را با انگشت نشان می دهی، باید بدانی که سه انگشت دیگر به سوی خودت اشاره دارد.
  • تفاوت انسانها در داشتن و نداشتن استعدادها نیست بلکه در چگونگی استفاده از آن است.
  • تصمیم گرفتن آسان است ولی نگهداری آن بسیار دشوار است.
  • خطاهای دیگران را، چون خطاهای خود تحمل کن.
  • یک فرد خوب در یک سیستم بد، شانسی برای پیروزی ندارد.
  • سنگی که می غلتد، نمی تواند خزه ای گرد آورد.
  • وقتی به ریشه کلمه ” نظم ” می رسید، می بینید که تنها معنای آن، خوب و درست انجام دادن است.
  • داشتن ذهن خوب ومنظم کافی نیست، مهم استفاده درست از آن است.
  • کیفیت زمانی بدست می آید که مشتریان شما باز گردند، اما محصولات نه.
  • برای اینکه در صدر رقابت قرار گیریم باید در جستجوی شیوه های بهتر باشیم؛ کاری که امروز خوب انجام می دهیم، فردا باید بهتر انجام دهیم.
  • اگر شما از مشتریان خود مراقبت نکنید، دیگران این کار را انجام خواهند داد.
  • دانستن، قدرت است.
  • بسیاری از نتیجه گیری های نادرست به دلیل فقدان اطلاعات است، نه داوری غلط.
  • اگر برای قطع یک درخت هشت ساعت به من فرصت می دادند، شش ساعت آن را به تیز کردن تبرم اختصاص می دادم؛ کیفیت وابسته به انجام کار درست در اولین فرصت است.
  • فراگیری را از بهترینها آغاز کنید.
  • زیاد کار کردن مهم نیست، درست کار کردن مهم است.
  • دو نفر که عاشق یکدیگرند، اگر بگذارند کمترین شکافی میان‌شان بیفتد، ژرف‌تر خواهد شد؛ ماهی خواهد گذشت، سالی خواهد شد و سده‌ای؛ و دیگر بسیار دیر خواهد بود.
  • اندیشه‌ی آفریننده، ممکن است فقط برای دریافتن این امر باشد که دلیلی ندارد همان گونه رفتار کنیم که پیش از این، رفتار می‌شده است.
  • راستی و درستی، بسی مهم‌تر است از آنچه روی می‌دهد.
  • خوشبختی، در به دست آوردن آنچه نداریم نیست، بلکه در یافتن چیزهایی‌ست که داریم و از وجود آنها خرسندیم.
  • دوزخ، یعنی دگر عاشق نبودن.
  • راستی و درستی، به اندازه‌ای ساده است که آن را پیش پا افتاده‌ می‌پندارند.
  • امیدواری، آشکارترین نشان زندگی و چیزی‌ست که انسان را از اراده و توان آغاز کردن، برخوردار می‌کند.
  • در این جهان، هر فرد را جایگاهی ویژه است؛ جایگاهی که چه آن فرد بخواهد، چه نخواهد، اهمیت خودش را داراست.
  • میزان انسانیت انسان بسته به این است که چه اندازه می‌خواهد و می‌تواند انسان را دوست بدارد.
  • هرچه در زندگی به تجربه درآورده‌ایم، هر تماسی که در زندگی برقرار کرده‌ایم، تیشه‌ای بوده در کار تراشیدن پیکره‌ی زندگی‌مان، قابی برای شکل‌پذیری، پیرایش و سرشتن آن؛ ما بخشی هستیم از آنچه دیده‌ایم.
  • مانع [=بازدارنده]، همان چیز هراس‌‌آوری است که با چشم برداشتن از هدف، به نظرمان می‌رسد.
  • آدم‌ها دگرگون می‌شوند و به هم خبر نمی‌دهند.
  • راه عشق ورزیدن به چیزی، این است که بدانیم شاید از دست‌مان برود.
  • خود را از نظر عاطفی به دیگری سپردن، امری‌ست بسیار دشوار، ولی تنها ماندن، امری‌ست نشدنی.
  • زنده ماندن در دل‌ها، یعنی نمردن.
  • خرد، به هیچ رو، بر دل حکم نمی‌راند؛ فقط همدست او می‌شود.
  • نمی‌توانی چگونگی و زمان مرگ خود را برگزینی؛ فقط می‌توانی تصمیم بگیری هم‌اکنون چگونه زندگی کنی.
  • آنها که نمی‌توانند از ته دل گریه کنند، خنده کردن را هم نمی‌دانند.
  • جهان، همچون آینه است. هر که در آن بنگرد، چهره‌ی خود را خواهد دید.
  • مهربانی که به کلام درآید، پدیدآورنده‌ی اطمینان خواهد بود. مهربانی که به اندیشه درآید، پدیدآورنده‌ی ژرف‌نگری خواهد بود. مهربانی که به دهش درآید، پدیدآورنده‌ی عشق خواهد بود.
  • رویاهایت را از دست نده که اگر رویاها بمیرند، زندگی، مرغ پَرشکسته‌ای می‌شود که دیگر نمی‌تواند پرواز کند.
  • برنامه‌ریزی، یعنی حضور بخشیدن به آینده در اکنون، به گونه‌ای که بتوان بر آن اثر گذاشت.
  • سلامت [=تندرستی]، یعنی جنونی که درست به کار گرفته شده باشد.
  • فرومایگی و خواری، روش زندگی انسانی‌ست که از آنچه باید انجام می‌داده، سر باز زده است.
  • هر کسی نمی‌تواند شوخ طبع [=بذله‌گو] باشد. شوخ طبعی فقط از آنِ کسی است که بازیگوش باشد، از زندگی لذت ببرد و احساس زنده بودن کند.
  • تنها راه نگه داشتن عشق، بخش کردن آن است.
  • پیش‌داوری‌ها فقط زمانی به تعصب [=دشمنی] بدل می‌شوند که دررویارویی با دانسته‌های تازه، تغییرناپذیر بمانند.
  • زندگانی، بی‌بهره از بخشایش، محکوم [=گردن نهاده‌ی] چرخه‌ی بی‌پایان کیفر و رنجش است.
  • تسلط [=چیرگی] ما بر آنچه ممکن است پیش آید، بی‌اندازه است.
  • می‌توان برگزید، ولی نمی‌توان از رنج بوجود آمده از آن، در امان ماند.
  • آنچه مرا سزاوار خوشبخت بودن می‌کند، این است که خوشبختی را برای خود نیندوزم و با دیگران قسمت [=بخش] کنم.
  • پیشرفت کردن، همان فلسفه‌ی طبیعت است.
  • چیزهای خوب، آسان به دست نمی‌آیند.
  • اجتماع، بزرگترین کتاب است.
  • برای کامروا شدن در کاری، باید شایستگی داشته باشید، ولی تنها شایستگی کافی نیست، شما همچنین باید از انگیزه، تمرکز و سخت‌کوشی برخوردار باشید.
  • هر چیزی که امروز داریم، زمانی، دست نیافتنی بود.
  • اگر انسان به هر دلیل، فرصت هدایت زندگی بسیار خوبی را داشته باشد، حق دارد که آن فرصت‌ را برای خودش نگه دارد.
  • اکنون، زمان آن رسیده است که زندگی‌ رویایی خود را آغاز کنید.
  • نود و نه درصد همه‌ی شکست‌ها از آن کسانی است که به آوردن عذر و بهانه خو گرفته‌اند.
  • هر آنچه شما بخواهید، آن هم شما را می‌خواهد.
  • دشواری‌ها، فرصت‌هایی هستند که ما را به موارد بهتر می‌رسانند. آن‌ها موانعی بر سر راه گام‌های ما به سمت کسب تجربه‌ی بیشتر هستند.
  • هرگاه دری بسته می‌شود، همیشه در دیگری باز می‌شود! قانون طبیعت می‌گوید باید تعادل [=ترازمندی] برقرار شود.
  • بدانید که هر چیزی در زندگی، معنا و هدفی دارد.
  • نخستین گام گریزناپذیر برای کسب آنچه در زندگی می‌خواهید، این است که بدانید چه می‌خواهید.
  • هوش، ارزان‌تر از نمک خوردنی است. آنچه افراد باهوش را از افراد کامروا جدا می‌کند، انجام یک دنیا کار دشوار است.
  • هر کاری که ارزش خوب انجام دادن داشته باشد، ارزش آن را دارد که نخست، بد انجام شود.
  • اگر آرزویی نداشته و به خودتان باور نداشته نباشید که می‌توانید پس از اینکه به شما گفتند باید تسلیم شوید [=گردن نهید]، ادامه دهید، هرگز نمی‌توانید رویای خود را بسازید.
  • من شنیدن پاسخ را مانند شنیدن بانگ شیپور می‌دانم که از خواب بیدارم می‌کند و می‌گوید ادامه بده؛ عقب‌نشینی نکن.
  • کسی که از تلاش برای بهتر شدن، دست می‌کشد، حتی خوب بودنش را هم از دست می‌دهد.
  • اگر یک نفر به شما بگوید که اسب هستید، دیوانه است. اگر سه نفر به شما بگویند که اسب هستید، دسیسه‌ای در کار است و اگر ده نفر به شما بگویند که اسب هستید، زمان آن رسیده که برای خودتان زین بخرید.
  • همه‌ی ما دارای گرایشی درونی برای یادگیری، پیشرفت و رشد بی‌پایان هستیم. می‌خواهیم بیشتر از آنی که هستیم شویم. هنگامی که به این گرایش برای پیشرفت بی‌پایان و همیشگی گردن می‌نهیم، زندگی را به سمت خرسندی و کمال بی‌پایان هدایت می‌کنیم.
  • باید بسنجید و ببینید که بیشتر خواهان چه هستید.
  • بیشتر مردم درست زمانی که چند گامی بیشتر با کامیابی فاصله ندارند، دست از کار می‌کشند. آن‌ها در یک قدمی هدف، دست از آن برمی‌دارند. آن‌ها در آخرین دقیقه‌ی بازی دست از کار می‌کشند؛ یک گام مانده به پیروزی.
  • تاریخ نشان داده است که بیشتر برندگان و پیروزمندان نام‌آور، کمابیش با دشواری‌هایی روبرو شده‌اند که پیش از اینکه پیروز شوند، قلب‌شان را شکسته است. آنان پیروز شدند، چون از شکست‌ها دلسرد نگردیدند.
  • برای هر شکستی، راهکار عملی دیگری وجود دارد. شما فقط باید آن را پیدا کنید. هنگامی که به مانع رسیدید، مسیرتان را از آن منحرف کنید.
  • کامیابی، مجموعه‌ای از تلاش‌های کوچک است که هر روز تکرار می‌شود.
  • اگر هر روز به سراغ درختی تنومند بروی و با تبری تیز، پنج ضربه به آن بزنی، سرانجام، هر اندازه هم که بزرگ و تنومند باشد، به زمین می‌افتد.
  • اگر کشتی شما بازنگشت، آنقدر شنا کنید تا به آن برسید.
  • هیچ انسانی، تاکنون، خوب یا بزرگ نشده است، مگر با اشتباهات بزرگ و زیاد.
  • هنگامی که با مانعی برخورد کردید، آن را دور بزنید.
  • پیشرفت، همیشه به خطر کردن نیاز دارد. نمی‌توانید پایه‌ی دوم را بربایید و پای خود را روی پایه‌ی نخست نگاه دارید.
  • هیچ کس با برداشتن یک گام، راه رفتن نمی آموزد.
  • موفقیت بر روی ستونهای شکست شکل می گیرد.
  • اگر فرصتها پشت در خانه شما نمی آیند، در دیگری بسازید.
  • اگر باید از تپه بالا بروید، تصور نکنید که درنگ، تپه را کوچکتر می کند.
  • فانوسی کوچک می تواند کاری کند که خورشید با آن همه بزرگی هرگز نمی تواند انجام دهد؛ می تواند در شب بتابد.
  • پیروز نشدن را می توانم بپذیرم، ولی کوشش نکردن، پذیرفتنی نیست.
  • فقط دانستن کافی نیست، باید به کار گرفت، فقط خواستن کافی نیست، باید انجام داد.
  • کردار بالاتر از کلمات سخن می گویند و دروغهای کمتری می گویند.
  • مشکلات فرصتهایی هستند در لباس کار و تللاش.
  • نمی توانم فرمول موفقیت را برای شما بیان کنم؛ اما اگر فرمول شکست را می خواهید آن است که بکوشید همه را راضی نگه دارید.
  • نداشتن بردباری و شکیبایی در کارهای کوچک، نقشه های بزرگ را بر هم می زند.
  • شکست چیزی نیست جز دست کشیدن از تلاش.
  • آسمان تیره چیزی نیست، جز ابری گذرا.
  • هر قدر که می توانی از اشتباهات دیگران درس بیاموز؛به تنهایی، وقت برای انجام همه آنها نخواهی داشت.
  • تا به خود تکانی نداده اید، چشم داشت یاری از از دیگران نداشته باشید.
  • شکوه زندگی در دانش نیست، بلکه در کردار است.
  • دنباله رو کسی نباش، اما از همه بیاموز.
  • اندیشه چون باد است، دانش چون بادبان و انسان چون کشتی.
  • ارزش و آبرو، بیست درصد دادنی است و هشتاد درصد، گرفتنی… پس آن را بگیرید!
  • آیا می‌خواهی خوب و در امان باشی، یا می‌خواهی فرصتی پیش بیاید و آنگاه پیشرفت کنی؟
  • اگر می‌خواهید به هدفی والا برسید، باید از فرصت‌ها بهره بگیرید.
  • راز کامیابی من این است که کمی بیشتر از آنچه توان جویدن آن را دارم، گاز می‌زنم و تا جایی که می‌توانم، آن را تندتند می‌جوم.
  • اگر مردم می‌دانستند که برای کسب مهارتم چه اندازه سخت کار کرده‌ام، دیگر هرگز برایشان شگفت‌آور نبود.
  • این، گرایش به برنده شدن نیست که اهمیت دارد، چون همه آن را دارند. گرایش به آماده شدن برای برنده شدن مهم است.
  • هنگامی که در تیم المپیک با مایکل جردن بازی کردم، تفاوت بسیاری بین توانایی او و توانایی دیگر بازیکنان بزرگ آن تیم وجود داشت. ولی آنچه مرا دگرگون کرد، این بود که او همیشه نخستین کسی بود که وارد زمین می‌شد و آخرین کسی بود که آنجا را ترک می‌کرد.
  • آموخته‌ام که تنها راه رسیدن به هدف زندگی، به دشواری کار کردن در مورد آن است. حال می‌خواهید موسیقیدان، نویسنده، ورزشکار یا تاجر باشید، فرقی نمی‌کند. اگر به شدت کار کنید، برنده خواهید، وگرنه هرگز کامروا نمی‌شوید.
  • هیچ چیز بهتر و بالاتر از این نیست که سرانجام با تلاش خود به کامیابی برسید.
  • برای اینکه با افراد فوق‌العاده باشید، هر بهایی که نیاز است، بپردازید.
  • خودباوری، واگیردار است. باور نداشتن به خود نیز این گونه است.
  • اگر نخواهم با کسی باشم، مدتی با او همنشینی نمی‌کنم.
  • به گذشته‌ی خود همچون یک روز کاری خوب می‌نگرم؛ کاری که انجام شده و من از آن خرسندم.
  • من با کسانی که شاد هستند، همنشینی می‌کنم؛ کسانی که در حال پیشرفت هستند، کسانی که می‌خواهند یاد بگیرند، کسانی که اهمیتی به شنیدن متاسفم یا سپاسگزارم نمی‌دهند… و زمان‌های خوشی را سپری می‌کنند.
  • تا کاری نکنید، چیزی تغییر نمی‌کند.
  • شخص کامروا مسئولیت شخصی خود را برای انگیزه بخشیدن به خود می‌شناسد. از خودش آغاز می‌کند؛ چون می‌داند که چگونه در خود انگیزش ایجاد کند.
  • هیچ کدام از ما نمی‌تواند دیروزش را تغییر دهد، ولی همه‌ی ما می‌توانیم فردای خود را تغییر دهیم.
  • تا زمانی که نبخشیده‌اید، هر چیز و هر کس که باشد، ذهن شما را بدون پرداخت هیچ‌گونه هزینه‌ای به کار گمارده است.
  • زندگی ما فقط زمانی بهتر می‌شود که از فرصت‌ها بهره‌مند شویم و نخستین و دشوارترین خطر زندگی ما این است که با خودمان روراست باشیم.
  • به محض اینکه اندیشه‌ای به ذهن‌تان رسید، با شتاب، آن را جوهری کنید.
  • صد بار گوش دهید، هزار بار درباره‌اش بیندیشید، یک بار سخن بگویید.
  • نمی‌خواهم آدم‌ها بله قربان‌گو در کنار من باشند، ولی می‌خواهم همه راستش را بگویند، حتی اگر به بهای از دست دادن کارشان باشد.
  • هرگز بیشتر از توان خود، قول ندهید.
  • قوانین ویژه‌ای وجود دارد که بر روند کسب دارایی حاکم است و هرگاه کسی این قوانین را یاد بگیرد و از آن‌ها پیروی کند، برپایه‌ی ریاضیات، بی‌شک توانگر خواهد شد.
  • رازی روانشناسانه در مورد پول وجود دارد که بیشتر مردم چیزی از آن نمی‌دانند. از همین روست که بیشتر مردم هرگز از لحاظ مالی کامروا نمی‌شوند. پول نداشتن مسئله نیست؛ این فقط نشانه‌ای است از آنچه در درون شما می‌گذرد.
  • اگر از صمیم قلب بخواهید که نتایج زندگی خود را تغییر دهید و آن‌ها را در دنیای فیزیکی بهتر کنید، باید دیدگاه‌های خود را تغییر دهید و بی‌درنگ آن‌ها را تغییر دهید؛ هم اکنون.
  • اگر برای دارایی و توانگر شدن، ارزش زیادی قائل نیستید، به احتمال زیاد به آن نمی‌رسید. اگر به دنبال دارایی باشید، آن هم به دنبال شما خواهد آمد.
  • داشتن هدف روشن برای کسب دارایی امری ضروری [=بایسته] و پایه‌ای برای رسیدن به آن است.
  • مشکل درجه یک نسل امروز و اقتصاد روز، نداشتن سود مالی است.
  • فراوانی، حق خداوندی شماست و اگر چیزی کمتر از میلیونر باشید، سهم عادلانه‌ی خود را برنداشته‌اید.
  • هر آنچه در ستایش فقر گفته شود، این حقیقت باقی‌ست که بدون ثروت نمی‌توان زندگی کامل و کامروایی داشت.
  • پول همچون کود است؛ اگر آن را در اطراف پخش کنید، ثمره‌ی خوبی خواهید گرفت، ولی اگر آن را در یک جا انباشته کنید، همانند مرداب می‌گندد.
  • این میزان مطالعه و حفظ مطالب نیست که شما را در زندگی، کامروا می‌کند، بلکه فهم و به کارگیری افکار خردمندانه و حکیمانه است که نتیجه می‌دهد.
  • بسیاری از مردم می‌میرند، در حالی که هنوز ترنم زندگی در درون‌شان جاری است. چرا این گونه است؟ بیشتر به این سبب که همیشه در حال آماده شدن برای زندگی هستند. پیش از اینکه این را بفهمند، زمان آن‌ها به سر رسیده است.
  • هر کس به جایی رسیده که اکنون هست، حتماً از جایی آغاز کرده که پیش از آن، بوده است.
  • اگر کارهای شما میراثی را بیافریند که الهام‌بخش دیگران باشد تا رویاهای بیشتری داشته باشند، بیشتر یاد بگیرند، بیشتر انجام دهند و به فرد مهم‌تری تبدیل شوند، آنگاه شما رهبری فوق‌العاده هستید.
  • اگر چیزی را به طور کامل می‌دانید، آن را به دیگران بیاموزید.
  • اگر گمان می‌کنید آن‌قدر کوچک هستید که نمی‌توانید بر کسی تاثیرگذار باشید، بکوشید همراه با پشه‌ای که در اتاق است، به تخت‌خواب بروید.
  • بیشتر ما را از این می‌ترسیم که اگر هدف ما بسیار بزرگ باشد، به آن نمی‌رسیم، ولی اگر هدف ما بسیار کوچک باشد، به آن می‌رسیم.
  • همیشه رویای بزرگ داشته باش. رویاهای بزرگ، مردم بزرگ را به سوی خود می‌کِشد.
  • برای آفرینش رویای بزرگ، بیشتر از آفرینش رویای کوچک، به انرژی نیاز نداریم.
  • بیشتر مردم، شکست می‌خورند، نه برای اینکه مهارت یا گرایشی برای رسیدن به هدف خود ندارند، بلکه به سادگی، چون باور ندارند می‌توانند به آن برسند.
  • توانمندترین نیروی خنثی کننده‌ی روان بشر، عبارت “من نمی‌توانم” است.
  • هنگامی که کسی شما را باور ندارد، شما باید خودتان را باور کنید؛ همین، شما را برنده می‌کند.
  • همیشه مخالف بدبینی بودم. به گونه‌ای رفتار می‌کردم که گویی، همه بخشی از طرح افزایش نیک‌بختی و کامیابی من هستند.
  • اگر از زندگی خسته شده‌اید، اگر هر روز با یک آرزوی داغ برای انجام کاری از خواب بیدار نمی‌شوید، برای این است که به اندازه‌ی کافی هدف ندارید.
  • هرگز توپی پرتاب نکردم، حتی در عمل، مگر اینکه از پیش، تصویری درست و متمرکز از آن در سرم داشتم.
  • پندار و رفتار شما باید به گونه‌ای باشد که شکست را امری امکان‌ناپذیر بدانید.
  • دنباله‌روی، جز گام برداشتن بر روی آنچه دیگران از خود به جا می‌گذارند، فرجام دیگری ندارد.
  • هیچ‌کس، آنقدر نمی‌داند که بدبین شود.
  • هنگامی که درباره‌ی محدودیت، گفتگو می‌کنید، تنها چیزی که به دست می‌آورید، محدودیت است و دیگر هیچ.
  • شکست‌های زندگی، روح ما را روشنی می‌بخشد، استعدادهای نهفته‌مان را آشکار می‌سازد و سبب می‌شود که به سطوح بالاتر زندگی دست یابیم.
  • عشق، رشته‌ی نیرومندی‌ست که همه‌ی عناصر زندگی را به هم پیوند می‌دهد.
  • اگر گفتار من به دور از عشق باشد، ولو اینکه به زبان فرشتگان سخن بگویم، پژواکم فقط یک ناقوس و یا سِنج پر آوازه خواهد بود.
  • عشق را کنار گذارید؛ آنچه از سیاره‌ی خاک می‌ماند، یک گورستان است.
  • به مجرد اینکه انگشت تو حرکت کرد و چیزی نوشت و به نوشتن ادامه داد، نه پارسایی و پرهیزگاری و نه فهم و زیرکی تو می‌تواند نیم خط آن را از بین ببرد، و نه اشک‌های تو می‌تواند واژه‌‌ای از آن را بشوید و پاک کند.
  • شرایط زندگی، انسان را نمی‌سازد، بلکه توانایی‌های او را آشکار می‌کند.
  • تو رنج نمی‌بری، فقط فردی که تو خود را او تصور می‌کنی، رنج می‌برد؛ تو نمی‌توانی رنج ببری.
  • برای اینکه هیچ‌گاه دچار درد و رنج نشوی، به هیچ چیز به عنوان من و یا مال من نچسب.
  • شما باید بیاموزید که با درد و رنج، شادی کنید؛ زیرا همه‌ی کارهای خدا خیر است.
  • فرزانگان، سکوت در پیش می‌گیرند، بااستعدادها سخن می‌گویند و نابخردان کشمکش می‌کنند.
  • چه می‌شد اگر می‌خوابیدی و در رؤیا به بهشت می‌رفتی و یک گُل زیبا و شگفت‌انگیز را می‌کندی و هنگامی که بیدار می‌شدی، آن گُل را در دست خود می‌یافتی؟
  • پیش از رسیدن به مقام روشن‌بینی، هیزم بشکن و آب بیاور؛ پس از رسیدن به مقام روشن‌بینی، هیزم بشکن و آب بیاور.
  • اگر بخندی، دنیا با تو می‌خندد و اگر گریه کنی، تنها خود، گریه خواهی کرد؛ زیرا زمین پیر و اندوهگین باید شادمانی‌ات را امانت بگیرد، در حالی که به اندازه‌ی کافی، درگیر دشواری‌های خویش است.
  • شادی کن، مردم به سوی تو جذب می‌شوند؛ اندوهگین باش، برمی‌گردند و می‌روند. آنان شادی بی‌کم و کاست تو را می‌خواهند، ولی به غم و اندوه تو نیاز ندارند.
  • به مجرد اینکه به من برچسب می‌زنی، وجودم را نفی می‌کنی.
  • عاشق شدن و از دست دادن، بهتر از هرگز عاشق نشدن است.
  • وظیفه‌ی انسانی ما حکم می‌کند تا برای افرادی که پس از ما می‌آیند، زندگی بهتری تدارک دیده و یا دست کم، شرایط کنونی را برایشان پاس داریم.
  • با شکیبایی و گذشت زمان، برگ درخت توت به جامه‌ی ابریشمی مبدل می‌شود.
  • برای همه‌ی ما، امید، دور از چشمان فیزیکی‌مان، در گوری ژرف، مدفون است و چه بسا روزی فرشتگان، سنگ مزارش را بردارند.
  • با گذشت و بخشش، مشمول گذشت و بخشش می‌گردیم.
  • هیچ‌کس نمی‌تواند بدون خواست خودمان، ما را آشفته و پریشان کند.
  • شاخه‌های درخت، آنقدر نابخرد نیستند که به جان هم بیفتند و یکدیگر را از پای درآورند.
  • نگرانی درباره‌ی چیزهایی که در کنترل شما نیست، معنا ندارد، زیرا در چنین شرایطی، تلاش و نگرانی‌تان، چیزی را تغییر نمی‌دهد.
  • زمانی از هوش درجه یک برخوردارید که ضمن نگهداشتن دو اندیشه‌ی متضاد در ذهن، کارآیی خود را نیز پاس دارید.
  • هنگامی که روح لذت و دلخوشی، از خنده‌ی پاک و بی‌آلایش کودک موج می‌زند، همه‌ی ارواح انسانی با آن شاد می‌شوند.
  • مرگ هر انسان از وجود من می‌کاهد. زیرا در طرح طبیعت، هر چیزی با چیزهای دیگر متصل است. پس هیچ‌گاه گوش به زنگ نباش که زنگ‌ها برای چه کسی به صدا درمی‌آید؛ این زنگ برای تو به صدا درمی‌آید.
  • اگر بیندیشید که می‌توانید، پس می‌توانید.
  • زمانی که کار می‌کنید، به راستی کار کنید و زمانی که بازی می‌کنید، به راستی بازی کنید.
  • یک پوست کلفت، هدیه‌ای است از جانب خداوند.
  • همچنان که اندیشه زبان را فاسد می کند، زبان نیز اندیشه را فاسد می سازد.
  • به خلاقیت کاربردی، به جای اطاعت کورکورانه پاداش دهید.
  • هر نوآوری در میانه ی راه ناقص و نارساست.
  • باید چالشها را شناخت و با اندیشه آنها را به فرصت تبدیل نمود.
  • ابزار در دوران صنعتی به کمک ماهیچه ها آمدند، اما در روزگار فرا صنعتی ابزار به کمک مغز ها می آیند.
  • پول هرگز ایده ساز نیست؛ ایده است که پول می شود.
  • تنها با اندیشیدن درباره مسایل، چیزی اتفاق نمی افتد.
  • اندیشه خوب، معمار و آفریننده است.
  • رام کردن اندیشه های سرکش، آسانتر از پیدا کردن اندیشه های نو است.
  • ذهن، چتری است که تا باز نشود، فعال نخواهد شد.
  • صداقت، تنها آزمونی است که نمی توان در آن تقلب کرد.
  • اگر می خواهید کاری درست انجام گیرد آن را به کسی بدهید که سرش شلوغ است، زیرا افراد بیکار وقت انجام آن را ندارند.
  • این مهم نیست که شما چه نوشته اید، بلکه مهم این است که دیگران چه برداشتی از آن دارند.
  • آدم بی مغز و پر گو، مانند آدم ولخرج و بی سرمایه است.
  • قلم و رنگ در اختیار شماست؛بهشت را نقاشی کنید و بعد، وارد آن شوید.
  • دیگران با ما همان رفتاری را دارند که ما با خویشتن داریم.
  • منتظر بمان،اما معطل نشو. تامل کن، اما توقف مکن، قاطع باش،اما گستاخ مباش. بگو آری، اما نگو حتما.بگو نه، اما نگو ابدا.
  • بزرگی را به کسی نمی بخشند، خود باید آن را به دست آورید.
  • انسانیت مان «گل می کند» و از کشتن جوجه چشم پوشی می کنیم؛ خدمتگزار را به کشتن آن وا می داریم و از گوشت حیوان تغذیه می نماییم.
  • کاش می توانستم کلاه در دست در خیابانی شلوغ بایستم و از مردم، تمامی وقت های تلف شده ی آن ها را گدایی کنم.
  • پرهیزگار باش که هرگز هیچ پرهیزگاری از درستی نمی میرد.
  • کار سازنده، آرامش بخش است.
  • کار دشوار، هرگز کسی را نکشته است؛ ولی بیکاری زیاد، گاهی سبب مرگ می‌شود.
  • کامروا کسی ا‌ست که بتواند آنچه را که می‌خواهد، انجام دهد.
  • شما همان چیزی هستید که از صبح تا شب به آن می‌اندیشید.
  • جهان هستی یعنی تغییر؛ اندیشه‌های ما زندگی ما را می‌سازند.
  • اکنون از لحاظ علمی ثابت شده است که اندیشه‌ی مثبت، صدها بار نیرومندتر از اندیشه‌ی منفی‌ست.
  • هر بار کاری کردم که به نظرم می‌آمد درست نباشد، در پایان، روشن شد که آن کار، درست نبوده است.
  • چنانچه خود را برای چیزی نبخشیده‌اید، چگونه امید دارید که دیگران را ببخشید؟
  • هنگامی که اندیشه‌های مثبت را جایگزین اندیشه‌های منفی کنید، نتایج مثبت را دریافت خواهید کرد.
  • آنچه هستید، هدف‌تان نباشد، بلکه آنچه که می‌توانید بشوید را هدف قرار دهید.
  • هدف از زندگی، زندگی هدفمند است.
  • نخستین اصل کامیابی، اشتیاق است؛ یعنی بدانید که چه می‌خواهید. آرزومندی، یعنی کاشتن بذر کامیابی.
  • آغاز حرکت به سوی هدفی ارزشمند، خود کامیابی‌ست.
  • اگر گزینش‌های خود را تنها به آنچه که به نظر، ممکن یا منطقی می‌رسند، محدود کنید، بین خود و آنچه که به راستی می‌خواهید، فاصله می‌اندازید و همه‌ی آنچه که می‌ماند، سازشی بیش نیست.
  • به هرچه بیندیشیم، آینده‌ی ما را می‌آفریند.
  • چیزی که ذهن خود را به آن سرگرم می‌کنید، همان چیزی‌‌ست که سرانجام می‌شوید.
  • یک زندگی که با قدرشناسی همراه باشد، آرامش ویژه‌ای دارد؛ گونه‌ای لذت کامل.
  • ببینید که انرژی شما به کجا می‌خواهد برود، نه اینکه بیندیشید به کجا باید برود. کاری را از این رو انجام دهید که احساس می‌کنید درست است، نه به این سبب که معنی‌دار است.
  • اگر توانایی آغاز کاری را داشته باشید، توانایی کامیابی را هم دارید.
  • جاه‌طلبی‌های کوچک خود را کنار بگذارید؛ بیایید و دنیا را رهایی بخشید.
  • عشق بی‌چون و چرا، ترس را از بین می‌برد.
  • در برابر کسی که دشمنی در او به کلی مرده است، دیگران نیز نمی‌توانند دشمنی بورزند؛ چرا که او با کسی ستیزی ندارد.
  • مردم باید کمتر به آنچه می‌کنند، و بیشتر به آنچه که باید باشند، بیندیشند. اگر تنها زندگی آن‌ها خوب باشد، کردارشان نیز درخشان خواهد بود.
  • هر کسی گمان می‌کند فقط ساعت خودش، زمان درست را نشان می‌دهد.
  • مهم نیست که انسان چه اندازه می داند، چه چیز کسب کرده و چگونه پرورش یافته، مهم این است که دانسته خود را چگونه بکار می برد، خودش چیست و چه می تواند بکند.
  • مقام نیست که انسان را می سازد، بلکه انسان است که مقام را می سازد. برده می تواند مردی آزاد باشد، جبار و خود کامه [ هم ] می تواند برده باشد؛ این خود ماییم که مقام و موقعیت را پست یا عالی می سازیم.
  • بیشتر نگرانیهای مردم زاییده گمانها و تصورات شخصی آنهاست و با دنیای حقیقت ارتباطی ندارد.
  • آتشی که جسم و جان را می سوزاند، بیشتر وقتها به دست خودمان روشن شده است.
  • بدبینی نشانه ناتوانی است. زیرا کسی که شایستگی تسلط بر زندگی خود را ندارد، احساس بدبینی می کند.
  • جایی که در آن خوشبینی بیش از هر جای دیگر رواج و رونق دارد، تیمارستان است.
  • فرد خوشبین اظهار می دارد که ما در بهترین دنیای ممکنه بسر می بریم و شخص بدبین بیمناک است که نکند سخن او راست باشد.
  • کوههای عظیم پر از چشمه اند و قلبهای بزرگ پر از اشک.
  • همه مردم از خوشبختی حرف می زنند، اما کمتر کسی معنای آن رامی داند.
  • با محبت می توان دنیا را تسخیر کرد.
  • باید کنترل ترحم خود را به طور کامل در دست داشته باشی. وگرنه ترحمی که کنترلش از دست شخص خارج شود، بیشتر از بی رحمی زیان می رساند.
  • آدمی که پول ندارد مانند کمانی است که تیر ندارد.
  • حق همیشه با پیروز میدان جنگ است.
  • تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است.
  • شعر، حافظه آینده است.
  • جوانی، ستاره ای است که تنها یکبار در آسمان عمر طلوع می کند.
  • خشم، نابیناترین، شدیدترین و زشت ترین اندرزگویان است.
  • گذشت زمان آدمی را پیر نمی کند، بلکه ترک آرمانها و کمال مطلوبهاست که ما را پیر و افتاده می سازد.
  • یک مادر خوب به صد استاد و آموزگار می ارزد.
  • تنها زندگی کردن، بهتر از رفاقت با نارفیقان است.
  • ما در حقیقت هیچ چیز درباره انگیزه نمی دانیم؛ همه آنچه می دانیم، نگارش کتابهایی در این مورد است.
  • حاضرم به هر کاری دست بزنم. برای من رنج و ناراحتی گذرا به هیچ روی مسئله ای نیست، به شرط آنکه احساس کنم این تجربه تازه مرا به سطح جدیدی سوق می دهد. من شیفته ناشناخته ها هستم و تنها راه دستیابی به ناشناخته ها، شکستن موانع است.
  • هیچ گاه برای صلح و آرامش، تجربه یا باورهای خود را زیر پا نگذارید.
  • همه عیبهای ما بخشودنی هستند، مگر آنکه بکوشیم آنها را پنهان کنیم.
  • کارکنان لغزش های صادقانه را تحمل می کنند، اما اگر به اعتمادشان آسیب برسانید، دیگر به سختی می توانید اعتماد آنها را به دست آورید. می توان سر رئیس را شیره مالید، اما نمی توان سر همکاران و زیردستان را شیره مالید.
  • رهبری آمیزه ای از راهبرد و منش است، اما اگر قرار باشد یکی از این دو را نداشته باشیم، بهتر است قید راهبرد را بزنیم.
  • اگر انسان تنها در روزهایی کار کند که همه چیز بر وفق مراد است در عمرش کاری از پیش نمی برد.
  • هیچ انسانی نمی تواند از قلمرو شخصیت خود جلوتر برود.
  • انسان به گونه ای آفریده شده که اگر آتش جانش شعله ور شود، همه غیر ممکن ها را از سر راه برمی دارد.
  • موفقیت در این نیست که چه چیزی در پیش رو داریم، موفقیت در این است که چه چیزی در پشت سر به جا می گذاریم.
  • ) اکرام مکن کسی را به چیزی که بر او دشوار باشد.
  • اتفاق نظر یعنی اینکه همه باورها، اصول، ارزش و سیاستهای خود را رها کنیم و دنبال چیزی بگردیم که هیچ کس اعتقادی به آن ندارد.
  • کسی که در بند شخصیت خویش نباشد، نمی توان گفت که به خود تعلق دارد؛ او متعلق به هر کس و هر چیزی است که او را اسیر خود سازد.
  • معنای حیات دنیوی، بر خلاف آنچه به ما آموخته اند، در رفاه و رونق و آسایش تن نیست، در پرورش جان است.
  • کسانی که به قله های کامیابی پا می گذارند، اما شالوده شخصیتی لازم برای حفظ آن را ندارند، زیر فشار روحی به سوی فاجعه گام بر می دارند.
  • چگونه می توان جاذبه پیدا کرد؟ بیشتر سعی کنید دیگران خودشان را باور کنند تا شما را.
  • وقتی خود را آتش می زنید، دیگران می خواهند سوختنتان را تماشا کنند.
  • مطالعه ای که روی صد میلیونر خود ساخته انجام شد، تنها یک وجه مشترک را بین آنان نشان داد. همه این مردان و زنان بسیار موفق، تنها خوبیهای مردم را می دیدند.
  • بزرگترین نیکی شما در حق دیگران این نیست که بخشی از ثروت خود را به آنها ببخشید، بلکه این است که ثروتهای خودشان را بر آنان آشکار سازید.
  • تعهد و احساس مسئولیت، نیروی تازه ای به ما می بخشد. هر چه پیش آید، بیماری فقر یا مصیبت، از هدف خویش دست نخواهیم کشید.
  • قلب همان چیزی است که خوب را از عالی جدا می کند.
  • تعهد عامل پایداری است و باعث می شود که اگر زمین خوردید، برخیزید و ادامه دهید.
  • برای یک ثروتمند چقدر سخت است به ملکوت خدا داخل شود.
  • ای زرتشت! تو همواره دوست را از دشمن بدخواه، نگاهدار باش! روا مدار که دوست دچار گزند شود! مگذار که دوست، از آسیب به رنج افتد!
  • روان مردِ دُر وَند [= دروغ پرست، دیو پرست، گمراه، ناپاک] در نخستین گام به پایگاه اندیشه‌ی بد درآید. پس در دومین گام به پایگاه گفتار بد درآید. سپس در سومین گام به پایگاه کردار بد درآید.
  • ) ای مزداپرست زرتشتی! پاها و دست‌ها و هوش خویش را به نیک کرداریِ داد [و] درستی و پرهیز از کارهایِ زشتْ کرداریِ بیداد [و] نادرستی نگاه دار.
  • بدانید که اگر هنگام بازی همه توان خود را به کار نگیرید، کسی دیگر پیدا خواهد شد که این کار را بکند و روزی شما در میدان بازی با یکدیگر رو به رو خواهید شد و او از شما خواهد برد.
  • اگر رهبر نتواند پیامی را به روشنی برساند و دیگران را برانگیزد که بر اساس آن عمل کنند، بود و نبود پیامش یکسان است.
  • پیام ما پنج کلمه مانوس را در بر دارد. ما نه از نظریه های اقتصادی بزرگ سخن می گوییم و نه پند دهنده فلسفه سیاسی هستیم. برنامه ما تنها شامل پنج واژه ساده است : خانواده، کار، همسایگی، آزادی و صلح.
  • رهبران باید کارها را به دست دیگران انجام دهند، بنابراین باید بتوانند الهام بخشند، برانگیزانند، راهنمایی و هدایت کنند و گوش فرا دهند.
  • جامعه ای که مهارت در لوله کشی را تحقیر می کند، چون کاری پیش پا افتاده است و هر سخن مهمل فلسفی را بر می تابد، چون فلسفه مقام بالایی دارد، نه لوله کش خوبی خواهد داشت و نه فیلسوفی به درد خور، نه در لوله هایش آب بند می شود و نه در نظریه هایش.
  • کسی که منتظر می ماند به همه چیز می رسد.
  • کار خوب و کیفیت بالا امری تصادفی نیست، بلکه نتیجه اراده مصمم، تلاش صادقانه و اجرای ماهرانه است؛ نشانه انتخاب گزینه عاقلانه از بین گزینه های گوناگون است.
  • تضعیف نیاز انسان به اینکه از بزرگان جهان باشد و تقویت احساس انجام کار در حد توانایی برای برخی پیش می آید. ولش کنید، دست به کار می شویم تا ببینیم چه پیش می آید.
  • ما نسلی گمشده هستیم. صبح تا شب بدون هدف سگ دو می زنیم و همیشه به دلار چشم دوخته ایم که جهت را به ما بنماید. این تنها معیاری است که می شناسیم. نه در عمق وجود خویش باوری داریم و نه مرزهای اخلاقی خود را می شناسیم.
  • شجاعت، انجام کاری است که از آن بترسید. اگر ترس نباشد، شجاعت معنایی ندارد.
  • حیرت انگیز است که رهبران کارآمد و با کفایت، وجوه مشترک چندانی با یکدیگر ندارند. آنچه را که این یکی به آن قسم می خورد، آن یکی همه را از آن بر حذر می دارد. اما وجه مشترک همه این است که از خطر (ریسک) نمی ترسند.
  • نبردها در درون ما جریان دارد.
  • شجاعت به معنای نترسیدن نیست. شجاعت یعنی انجام کاری که از آن می ترسیم. شجاعت یعنی بیرون آمدن از فضای مانوس و گام نهادن به قلمروهای جدید.
  • کسی را نمی توان از موضع او در زمان آسایش و راحتی شناخت، بلکه معیار شناخت، موضع گیری او در گیر و دار چالش ها و جر و بحث ها است.
  • وقتی که مردی شجاع یا زنی دلیر موضع می گیرد، پشت دیگران گرم می شود.
  • میل وافر به امنیت، مانع انجام کارهای بزرگ است. شجاعت و شهامت تاثیر دیگری دارد و بزرگترین فایده ان گشودن درها است.
  • هیچ کس موفق نمی شود، مگر اینکه کار خود را دوست داشته باشد.
  • انسان موفق کسی است که با آجرهایی که به سوی او پرتاب کرده اند، بنای محکمی بسازد.
  • رحم و شفقت یکی از شریف ترین عواطف انسانی است که آه و ناله شاید از پست ترین آنها باشد… درماندگی است، بیماری عاطفی فلج کننده ای است درک ما را از حقیقت نارسا می سازد… ماده مخدری است که معتادان خود را تباه می سازد.
  • بیشتر ناملایمات زندگی ناشی از این است که به خودتان گوش می دهید به جای اینکه با خودتان حرف بزنید.
  • چیزی که بازیکن بزرگ را از بازیکن خوب جدا می کند، نگرش و حالتی ذهنی اوست. اگر ذهن قوی باشد تقریبا هر کاری را که بخواهید، می توانید انجام دهید.
  • معیار موفقیت این نیست که مشکل بزرگ را حل کنید، بلکه این است که آیا این هنوز همان مسئله سال گذشته شما است یا نه؟
  • هیچ گاه در آن واحد به حل همه مسایل نپردازید، بلکه مسایل را در نوبت بگذارید و هر بار به سراغ یکی از آنها بروید.
  • فکر شما بیش از هر چیز دیگری در زندگی تان معنا دارد. بیش از درآمدتان، بیش از جایی که زندگی می کنید، بیش از موقعیت اجتماعی شما و بیش از آنچه دیگران درباره شما فکر می کنند.
  • … ما پزشکان زمانی که با انسانهای فقیر و بیمار سر و کار پیدا می کنیم، انسانی را می بینیم که نقابی بر چهره ندارد و ضعیف و آسیب پذیر است. در اینجاست که باید قلبی رئوف و مهربان داشته باشیم که مبادا همنوعان خود را خوار و حقیر شماریم.
  • صحنه های صنعت آکنده از استخوان سازمانهایی است که رهبران آنها از درون خود پوسیدند؛ رهبرانی که به جای اینکه دست بده داشته باشند، دستشان دراز بود که بگیرند… .
  • ) … در تحلیل نهایی، صفت مشترک همه آدمهای موفق، توانایی آنها در پذیرش مسئولیت است.
  • … اگر تیر ما به خال هدف نمی خورد، نباید گناه را به گردن هدف بیندازیم، بلکه باید در درستی کار خود بکوشیم.
  • زنها باید بدانند که مردها چه زمانی به عادت بچگی خود باز می گردند.
  • تقریبا همه خطاهای ما بیشتر از راههایی که برای پوشاندن آنها پیدا می کنیم قابل بخشش هستند.
  • … با دیگران همان گونه رفتار کنیم که با خودمان؛ وقتی از خودمان بدمان می آید، از دیگران هم بدمان می آید. اگر خود را تحمل کنیم، دیگران را هم تحمل می کنیم. وقتی که خود را می بخشیم، دیگران را هم می بخشیم. این عشق به خویشتن نیست، بلکه نفرت از خویش است که منشا همه مشکلات و مفاسد دنیاست.
  • ده برابر زمانی که حرف می زنید، بخوانید و گوش دهید. به این ترتیب در مسیر آموختن و پیشرفت دایمی قرار می گیرید.
  • هر بار که در برابر ترس می ایستید، قدرت، شهامت و اعتماد به نفس پیدا می کنید. باید کاری را انجام دهید که فکر می کنید نمی توان انجام داد.
  • ابزار شجاعت غالبا نتایج مثبت دور از انتظاری به بار می آورد.
  • وقتی که در چاله افتادید از کندن آن دست بردارید.
  • هیچ گاه احساس درونی خود را نادیده نگیرید، اما هیچ زمان آن را کافی ندانید.
  • آنچه مردم می گویند، آنچه که به آن عمل می کنند و آنچه می گویند که می کنند، به کلی با یکدیگر متفاوتند.
  • پول، نوکری بسیار سر به زیر، اما اربابی بسیار چموش است. اگر سوارتان شود، بنده آن خوهید شد.
  • روزی را که بدون چشم داشت برای کسی کاری انجام نداده اید، جزیی از عمر به حساب نیاورید.
  • هر چه را که ندهید از دست داده اید.
  • تنها کسانی که دل و جرات شکست های بزرگ را دارند به توفیق های بزرگ دست می یابند.
  • حتی تصمیم درست اگر خیلی دیر گرفته شود، غلط از آب در می آید.
  • توجه ما بیشتر به این معطوف می شود که فلان کس چه می گوید، نه اینکه چه کسی می گوید.
  • به پچ پچ ها گوش دهید تا فریادها را نشنوید.
  • هر روز صبح به خود می گویم از حرفهای امروز خودم چیزی یاد نخواهم گرفت. بنابراین اگر می خواهم چیزی یاد بگیرم، راه آن گوش دادن است.
  • اگر رشد می خواهید، پیروان را رهبری کنید. اما اگر می خواهید کسب و کارتان چند برابر شود، رهبران را رهبری کنید.
  • به کاری بپردازید آن را خوب می دانید و بهتر از دیگران انجام می دهید.
  • مادام که سبزید، در حال رشد هستید. به محض اینکه رسیدید، آغاز پوسیدگی شما است.
  • کسی که اشتباه نکند، پیشرفت هم نمی کند.
  • اگر محصولی را که برداشت می کنید دوست ندارید، بذر آن را خود انتخاب کنید.
  • آینده از آن کسانی است که امکانات را پیش از آنکه آشکار شوند، می بینند.
  • بهترین زمان کاشت نهال ۲۵ سال پیش است … از آن که بگذریم همان امروز است.
  • شاعران درغگویانی بزرگ هستند.
  • فضیلت عبارت است از سلامت روح.
  • بدون علم، عمل هر انسانی فاقد تکیه گاه است؛ هر چند که علم، خود سرنوشت مبهم و متغیری دارد.
  • تو باید آن شوی که هستی.
  • شادی را از زندگی کنار مزن، چون برای انسان شادی از هر چیزی مهمتر است.
  • تجلیل، آخرین شوری است که حکما از آن صرفنظر می کنند.
  • بدترین همنشین هم به تو امکان می دهد که خود را انسانی در میان انسانهای دیگر احساس کنی.
  • در علم، همیشه خطا بر صواب مقدم است.
  • بهتر است انسان در مراحل اولیه زندگانی طعم شکست را بچشد. شکست های اولیه، انسان را از فشار تلاش برای شکست ناپذیر ماندن آزاد می کند.
  • هر تغییری در هر زمانی به هر دلیلی نکوهیدنی است.
  • هر کس خواهان موفقیت است باید یاد بگیرد که ناکامی جزء حتمی فرایند پیشرفت است.
  • قدرت فساد می آورد و قدرت مطلق مساوی است با فساد مطلق.
  • گذشته مرده است. اگر لاشه گذشته را به دنبال خویش بکشیم توان حرکت به سوی آینده را از دست می دهیم.
  • آینده مثل گذشته نیست.
  • ) علم را با نوشتن مهار کنید. (نشستن و شنیدن حرف عالم خوب است ولی به مرور زمان از یاد می‌رود پس بهتر است نوشته شود تا با مراجعه به آن، دوباره به یاد بیاوریم.)
  • همچون بید خم شو و چون بلوط مقاومت کن.
  • مهمترین عنصر فرمول موفقیت عبارت است از شیوه کنار آمدن با مردم.
  • من به توانایی کنار آمدن با مردم بیش از هر توانایی دیگر ارج می نهم.
  • اگر روحیه خود را از دست بدهیم بزرگترین قدرت دنیا هم نمی تواند ما را نجات دهد.
  • همیشه با دانشجویانی که الف و ب می گیرند مهربان باش؛ شاید یک روز یکی از آنها استاد شود و به دانشگاه برگردد. با دانشجویان جیمی هم مهربان باش؛ شاید یک روز یکی از آنها برگردد و یک آزمایشگاه دو میلیون دلاری برای دانشگاه بسازد!
  • چیزهای خوب به نتیجه خوب ختم می شوند.
  • فرصت و مانع با هم چه فرقی دارند؟ فرق آنها در دید ما است. هر فرصتی مشکلی دارد و هر مشکلی فرصتی.
  • در گورستان، امنیت فراوان است، من در به در دنبال حادثه و فرصت می گردم.
  • آینده پنج سال دیگر شما تابع خواندنی ها و همنشینی های شما است.
  • برای آدم عاقل هر روز شروع جدیدی برای زندگی است.
  • همه چیز را می توان تغییر داد و دگرگون کرد به جز گذشت زمان.
  • آرامش حقیقی زمانی به دست می آید که بتوانیم بدترین حادثه و نتیجه را بپذیریم.
  • هفتاد درصد از بیمارانی که به پزشکان مراجعه می کنند چنانچه خود را از هراس و اضطراب محفوظ نگاه دارند به صورت خودکار راه درمان را پیدا می کنند.
  • آن چیزهای که می خورید باعث به وجود آمدن زخم معده نمی شود، بلکه چیزی که شما را می خورد باعث به وجود آمدن این بیماری دردآور می شود.
  • برای تمام دردهای دنیا، یا مداوا و چاره ای هست یا نیست. اگر چاره ای هست، برای به دست آوردنش کوشش کن و اگر چاره ای نیست فراموشش کن و فکرش را نکن.
  • از آن زمان که متوجه عواقب نگرانی شده ام، اگر همه ثروتم را نیز از دست بدهم هرگز نگران نخواهم شد؛ آنچه را که می توانم انجام می دهم و بقیه را به خدا می سپارم.
  • حقیقت را بپذیر و نگرانی را از خود دور کن و به فکر چاره باش.
  • بیش از نیمی از نگرانیهای دنیا را کسانی به وجود می آورند که سعی دارند پیش از شناخت حقیقی مشکل و کسب دانستنیهای کافی نسبت به رفع آن با مشکل برخورد کرده و آن را حل نمایند.
  • نیمی از مشکلی که خوب تشریح و تحلیل شده باشد، حل شده است.
  • قانون، مسائل کوچک و پیش پا افتاده را مهم تلقی نمی کند.
  • زندگی کوتاهتر از آن است که آن را کوچک بشماریم.
  • به من آموخته اند که برای ماه گذشته و شیر ریخته شیون نکنم.
  • بهشت و دوزخ در وجود خود ما است.
  • سعی کن آنچه را که مقدر است و چاره ای برای آن نیست تحمل کنی.
  • الهی به کرم و دانش خود به من نیرو و شجاعتی هدیه کن که توانایی هر آنچه را که تغییر پذیر است داشته باشم و علم و دانشی برای فرق گذاشتن بین چیزهایی که تغییرپذیر و چیزهایی که غیر قابل تغییرند و باید آنها را به همان شکلی که هستند پذیرفت.
  • چنانچه شما بخواهید نگران گذشته شوید و در مورد آنچه که از بین رفته، ناراحت و غمگین باشید درست مثل این است که بخواهید خاک اره را دوباره اره کنید.
  • با آبی که از زیر چرخهای آسیاب گذشته است نمی توان گندم آرد کرد.
  • زندگی هر فردی توسط افکارش ساخته خواهد شد.
  • شما آن چیزی که فکر می کنید نیستید بلکه آنگونه هستید که فکر می کنید.
  • هر کس قادر باشد روح خود را به اختیار درآورد، قویتر از آن کسی است که شهری را به تصرف خود درآورده است.
  • هر شب همه چیز و همه کس را می بخشم.
  • هیچ کس قادر نیست ما را خوار و حقیر نماید و آسودگی و آرامش فکرمان را بر هم زند، مگر آنکه خودمان ابزار این کار را در اختیارشان قرار دهیم.
  • چوب و سنگ می تواند استخوانهایم را بشکند، اما کلمات و جملات هرگز موجبات ناراحتی ام را فراهم نمی کند.
  • من فهمیدم که وطن دوستی و میهن پرستی به تنهایی کافی نیست و من می بایست نسبت به هیچ کس بغض و کینه نداشته باشم.
  • به قدری به هدف و منظور خود فکر می کنم و در آن غرق هستم که دیگر زمانی برای کینه توزی ندارم!
  • هیچ کس توانایی آن را ندارد که مرا به درجه ای از حقارت برساند که نسبت به او کینه ای در دل داشته باشم!
  • امروز من مردمی را می بینم که وراج، خودخواه و ناسپاسند، اما از این موضوع ناراحت نیستم چون می توانم دنیا را بدون وجود چنین مردمی در نظر مجسم کنم.
  • غمگین بودم که چرا کفش ندارم، اما در خیابان مردی را دیدم که پا نداشت.
  • نیندیشید که چه پیش خواهد آمد و چه اتفاقی خواهد افتاد، بلکه همیشه همانی باشید که هستید.
  • خودشناسی دارای پیشینه دراز به اندازه تاریخ بشری است و با زندگی بهتر آغاز شده است. انسان بدون خودشناسی، انسانیت را نشناخته است.
  • بدبخت ترین افراد کسی است که بخواهد چه از لحاظ جسمانی و چه از لحاظ روحی و فکری خود را به گونه ای نشان دهد که در حقیقت نیست.
  • چنانچه نتوانم فرد را قانع کنم که باید خودش باشد، از کار کردن با او صرفنظر می کنم.
  • هیچ کس از افراد ریاکار و دروغگو خوشش نمی آید و هیچ فردی حاضر به گرفتن پول تقلبی نیست.
  • من نمی توانم کتابی همچون شکسپیر بنویسم، اما قادرم بر اساس دانسته ها و تواناییهای خود کتابی به رشته تحریر درآورم.
  • اگر لیمو ترش داری از آن یک لیموناد شیرین بساز.
  • برجسته ترین و تعجب انگیزترین خصوصیت بشری نیرویی است که می تواند با استفاده از آن منفی را تبدیل به مثبت کند.
  • شادی حقیقی از آن کسانی است که قلبی مالامال از محبت دارند.
  • هر چند سراب امید ما را می فریبد، اما دست کم دوره زندگی ما را با خوشی به پایان می رساند.
  • بیش از حد عاقل بودن کار عاقلانه ای نیست.
  • تنها کسی که می تواند شما را در رسیدن به رویاها و آرزوهایتان‏ کمک کند، خودتان هستید. وقتی این نکته را خوب بفهمید و آنرا بپذیرید، دیگر هیچ چیز و هیچ کس نمی‏تواند سد راه موفقیت شما بشود.
  • امید دارویی است که شفا نمی دهد، اما درد را قابل تحمل می کند.
  • بشر وقتی در خانه اش نشسته است، خواهان حادثه ای در زندگی و هنگامی که دچار حادثه ای می شود، خواهان زندگی آرام در خانه است.
  • زیاد زیستن کمابیش آرزوی همه است، اما خوب زیستن آرمان یک عده معدود.
  • کسی که به جلو نگاه نمی کند، عقب می ماند.
  • هرکس در جهان آرزویی دارد : یکی مال می خواهد، یکی افتخار و یکی زیبایی. اما به نظر من، یک دوست حقیقی از تمام اینها بهتر است.
  • همیشه باید با واقعیت زیست، نه با وهم و خیال.
  • امید سرابی است که اگر ناپدید شود همه از تشنگی خواهیم سوخت.
  • مهم نیست که شما سرنگون شوید، مهم آن است که دوباره به پاخیزید.
  • تنها بنایی که هر چه بیشتر بلرزد محکمتر می شود، دل آدمی است.
  • ایستاده مردن بهتر از زانو زده زیستن است.
  • یک متر یک متر سخت است، ولی یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است.
  • چون بید خم شو، چون بلوط مقاوم باش.
  • شادی و نشاط زیاد زمانی رخ می دهد که بتوانیم بر سختیها و شدائد غلبه کرده و پیروز شویم.
  • مهمترین چیز در زندگی این نیست که انسان قادر به بهره بردن از منابع خود باشد، زیرا این کار را هر فرد نادانی هم قادر به انجامش هست؛ آنچه مهم است این است که بتوان از زیانها سود برد.
  • زمانی که در زندگی یکی از سیم های سازتان پاره شد، آهنگ خود را با سه سیم دیگر تمام کنید.
  • سعی کنید که بیندیشید چطور می توانید هر روز یک نفر را خوشحال کنید.
  • من فهمیده ام که اگر خود را علاقه مند به امور دیگران نشان بدهیم آنها را سرشار از شادی و خوشی می کنیم.
  • تنها چیزی که دیگران از ما توقع دارند کمی توجه و ابراز علاقه است.
  • آدمی برای این خلق نشده که به رموز عالم حیات پی ببرد، بلکه برای زندگی کردن در آن خلق شده است.
  • به یاد داشته باشید که کسی به سگ مرده لگد نمی زند.
  • وقتی براستی ایمان داری که حق با تو است و درست می گویی، هرگز از حرفهای مردم نگران و ناراحت نشو!
  • هر چقدر بیشتر سعی می کنم منتقدان خود را مجاب کرده و آنها را راضی کنم بیشتر بر عده دشمنانم افزوده می شود.
  • اگر سرت را بالاتر از دیگران بگیری مورد انتقاد واقع می شوی؛ پس چرا به چنین وضعی عادت نمی کنی و با چنین افکاری خودت را وفق نمی دهی؟
  • عقاید و نظرهای دشمنانمان در مورد ما به حقیقت نزدیکتر است تا عقاید و نظرهای خودمان درباره خود.
  • هر چه بیشتر تلاش کنید، تسلیم شدن و دست کشیدن دشوارتر می شود.
  • آنجا که استراحت کامل حکمرانی می کند دیگر جایی برای نفوذ نیروهای مهاجم و کنشهای عصبی وجود ندارد.
  • قسمت اعظم خستگی های ما ناشی از افکار ما است و هرگز خستگی که صرفاً به جسم مربوط می شود وجود ندارد و بسیار نادر است. در حقیقت، خستگی از نحوه فکر و احساسات ما شروع می شود و به سرعت تکثیر می یابد.
  • به طور یقین و صد در صد خستگی اشخاص که به صورت نشسته کار می کنند و از لحاظ جسمانی سالم هستند ناشی از علل روانی یا همان احساسی است.
  • مردم از زیاد کار کردن نمی میرند، بلکه فشار و نگرانی که در مورد انجام دادن کارها به جسم شان وارد می شود سبب مرگشان است.
  • هیچ کاری جز دیوانگی نکن، زیرا این کار بس لذتبخش است.
  • فضیلت همان شور و شعف است.
  • خوشا به حال انعطاف پذیرها که هرگز از شکل و حالت نمی افتند.
  • خدمت نکردن به دیگران مایه بدبختی خود آدم است.
  • به نظر من در میدان نبرد، ارزش ناپلئون برابر چهل هزار مرد جنگی است.
  • پیشرفت حقیقی در هر زمینه ای زمانی به دست می آید که آن را نه مسابقه ای تک نفره، بلکه مسابقه ای امدادی تلقی کنیم.
  • آهن، آهن را تیز می کند و آدم، آدم را.
  • همیشه دلم می خواست به بشریت یا به تعبیری به عده زیادی از مردم و نه چند مورد به تنهایی، خدمت کنم.
  • نیازی به توانمندی بیشتر، قدرت بیشتر یا فرصت مناسب تر نیست. چیزی که به آن نیاز داریم آن است که از آنچه داریم استفاده کنیم.
  • کسی که بیشترین تلاش خود را می کند، هرگز پشیمان نمی شود.
  • اگر کسی نتواند به خوبی بنویسد و حرف بزند، به جایی نمی رسد. اما کسی که با ده درصد توانمندی شما می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند، از شما جلو می زند.
  • مانند خردمندان بیندیشید، اما به زبان مردم حرف بزنید.
  • کار، کار پیروزی بود؛ پیروزی همه چیز را حل می کند.
  • وحدت، قدرت آفرین است.
  • اشخاص فراموش می کنند که کار را به چه سرعتی انجام دادید، اما به یادشان می ماند که کیفیت کار شما چگونه بود.
  • از کسانی که بحث می کنند نترسید، از کسانی بترسید که از بحث و استدلال طفره می روند.
  • نظم و ترتیب، آتش پالایشگری است که استعداد را به قابلیت تبدیل می کند.
  • ممکن است حرکت بزرگی از شما سر نزند، اما هزاران کار کوچک است که می توانید انجام بدهید.
  • اینکه در موقعیت های خطیر چه می کنیم، بستگی به این دارد که در حال حاضر چگونه آدمی هستیم. اما اینکه چگونه آدمی هستیم، بستگی به نظم و ترتیب سالهای گذشته ما دارد.
  • هدف زندگی، پیروز شدن نیست. هدف این است که رشد کنیم و بالندگی خود را با دیگران سهیم شویم. وقتی به همه کارهایی که در گذشته انجام داده اید، نگاه می کنید، از رضایت و شادمانی که در دیگران ایجاد کرده اید، بیش از شکست دادن آنها لذت می برید.
  • بیشتر ما آدمها وقتی از شر تنش جایی که هستیم و جایی که فکر می کنیم باید باشیم، آسوده می شویم، دچار رکود می گردیم.
  • به حال کسانی که نمی توانند از کارشان به هیجان بیایند، تاسف می خورم. اینها نه تنها هرگز راضی نمی شوند، بلکه هرگز به چیز ارزشمندی دست پیدا نمی کنند.
  • اشتیاق واگیردار است. در حضور مشتاقان نمی توانید خنثی و بی تفاوت باقی بمانید.
  • بهترین تدارک کار خوب برای فردا این است که همین امروز کار خوبی انجام دهید.
  • در همان حال که سرگرم انجام کارهای کوچک هستید به کارهای بزرگ بیندیشید تا همه کارهای کوچک در مسیری درست قرار گیرند.
  • برخی هزاران دلیل می آورند که چرا نمی توانند کاری را که می خواهند، انجام بدهند و به تنها چیزی که نیاز دارند آن است که ببینند به کدام دلیل می توانند از پس این کار برآیند.
  • بدون توجه به اینکه در چه زمینه ای کار می کنم، دوست دارم آن کاری را که هنوز انجام نداده ام، انجام دهم.
  • وقتی ببینید که فرصت زندگی کردن در این دنیا کم و کمتر می شود، بیشتر به اولویتهای زندگی بها می دهید.
  • رهبری، توانایی تبدیل دورنما به واقعیت است.
  • دستاوردهای بزرگ نتیجه آمادگی های کوچک و پیش پا افتاده است.
  • هر کس به صلح و آرامش کمک کند، آمرزیده می شود.
  • اگر در باطن برای اشخاص ارج و قرب قایل نباشید، نمی توانید در حضورشان احساس مهم بودن به آنها ببخشید.
  • به آدم اعتماد کنند، بهتر از آن است که به آدم محبت کنند.
  • به گونه ای بیاموزید که گویی عمری جاویدان دارید و به گونه ای زندگی کنید که گویی همین فردا آخرین روز زندگی شما است.
  • امروزه چالش اصلی شرکتهای مبتنی بر تکنولوژی آن است که چگونه تکنولوژی خود را ارتقا دهند. عمر تکنولوژی بسیار کوتاه است. باید از آنچه به سود ما نیست، دست بکشیم و تکنولوژی از دور خارج شده را تبدیل به احسن کنیم.
  • کسانی که به دنبال راه حلهای سریع می گردند، وقتی فشار از روی آنها برداشته می شود، دست از فعالیت می کشند. اما کسانی که به تطابق بها می دهند، حتی وقتی فشارها برداشته می شود، راه خود را دنیال می کنند.
  • اگر زندگی اشخاص به راستی موفق را که بر دنیا تاثیر گذاشته اند، مرور کنید، خواهید دید که عملاً در تمام موارد، زمان قابل ملاحظه ای را به خلوت کردن با خود می گذرانند، به تعمق و تامل می پردازند، مراقبه می کنند و گوش می دهند.
  • زمانی می رسد که باید از انتظار تبدیل شدن به آدم ایده آل خود دست بردارید و به همان فرد ایده آل تبدیل شوید.
  • وقتی از بهتر شدن دست می کشید، خوب بودن را هم از دست می دهید.
  • زندگی را نباید تنها با پول سنجید. من از این که بکارم و دیگران درو کنند ناراحت نیستم. زمانی باید تاسف خورد که بکاریم و کسی درو نکند.
  • هنگامی که از دهش و بخشش به مردم باز می ایستید، زمان آن است که سرتان را بگذارید و بمیرید.
  • ما از آن جهت متولد شده ایم که کار نیکی برای دیگران بکنیم، اما اینکه دیگران برای چه متولد شده اند، از آن خبر ندارم.
  • اگر برای کسی که نتواند لطف شما را جبران کند کاری انجام ندهید، امروز را زندگی نکرده اید.
  • همه چیز بستگی به شما دارد؛ اگر شما بزرگ باشید مسئله کوچک و اگر کوچک باشید مسئله بزرگ است.
  • همیشه به افراد متخصص گوش بدهید. آنها به شما خواهند گفت که چه کاری را به چه دلیلی نمی توانید انجام دهید. نظرات آنها را بشنوید و بعد برای انجام آن کار اقدام کنید.
  • اکثریت مردم موانع و مشکلات را می بینند و تنها اقلیتی به هدفها توجه می کنند. تاریخ، موفقیت گروه اخیر را ثبت می کند، اما آن گروه اکثریت به فراموشی سپرده می شوند.
  • دور را دیدن یک چیز است و رفتن به آنجا چیزی دیگر.
  • برای اینکه قبل از همه کار را تمام کنید، به هر حال باید کارتان را تمام کنید.
  • موفقیت مانند کُشتی گرفتن با یک گوریل است. وقتی که خسته شدید، دست از مبارزه نمی کشید، بلکه هنگامی می توانید استراحت کنید که گوریل را از پای درآورده باشید.
  • ای مهر مادری که مقدس ترین محبتها هستی، زبان زمینی ما ناتوان از وصف عظمت آسمانی تو است.
  • سعادت را باید در بین راه پیدا کرد، نه انتهای جاده؛ چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است. زمانِ سعادتمند بودن امروز است نه فردا.
  • حافظه، پرونده تخیل و گنجینه عقل، دفتر ثبت وجدان و مخزن اندیشه است.
  • برتری همیشه منفور بوده است و هنگامیکه برتر از همه هستی، بیشتر منفوری.
  • آنچه را خود ایجاد می کنیم می توانیم تغییر دهیم.
  • نخستین قانون موفقیت، تمرکز است؛ یعنی همه نیروهای خود را روی یک نقطه متمرکز کنید، مستقیما به سراغ همان بروید و به چپ و راست منحرف نشوید.
  • هر جا که عشق بزرگی خانه کرده است خشم بزرگی هم مسکن دارد.
  • زبان شاعر، تنها برآیند یک کار نقد یا تحلیل نیست، [ بلکه ] سنتز واقعیت با خیال و افسانه است؛ سنتزی که توسط حواس – در رابطه ی متقابل با عقل – صورت می گیرد.
  • با این نگرش پیش بروید که همه چیز خدای گونه است و همه کس خدای گونه رفتار می کند، اگر شما همچون خدا با آنان رفتار کنید.
  • حقیقت می تواند مدتی در حجاب درنگ و تأخیر بماند، اما همیشه جوان بوده و خود را معرفی خواهد نمود.
  • آن که از دست روزگار به خشم می آید، هر آنچه آموخته بیهوده بوده است.
  • اگر تاکنون به نصف آرزوهایتان رسیده اید، بدون تردید زحمت شما دو برابر شده است.
  • هرگز نمی خواهم به واسطه محدودیت هایم محدود شوم.
  • تنها [ راه ] درمان عشق ، ازدواج است .
  • کسی که بر دیگران حکومت می کند باید نخست بر خود حاکم باشد.
  • از ویژگیهای زمان ما این است که متأسفانه فقط افراد پست و پلید، دارای اراده و پشتکار هستند.
  • روزنامه، شگفت انگیزترین عجایب جهان نوین است. خانواده ای که دست کم یک روزنامه را نخواند و در آن دقیق نشود در قرن نوزدهم زندگی نمی کند.
  • آنچه را تا دیروز گناه می خواندیم، امروز بیان شخصیت و احساسات خود می نامیم.
  • نیک زیستن امروز، دیروز را به خوابی شیرین و فردا را به رؤیای امید بدل می سازد.
  • روزنامه بزرگترین مربی قرن نوزدهم است؛ هیچ نیرویی با آن قابل مقایسه نیست؛ هم کتاب است، هم کرسی خطابه و هم سکوی سخنرانی در میدان عمومی شهر.
  • اگر تمام دنیا در یک کفه ترازو نهاده شود و مادرم در کفه دیگر، کفه دنیا بالاتر خواهد ایستاد.
  • به هر اندازه که زن، آرام و فرمانبردار و با عصمت و با عفت باشد، به همان اندازه قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است.
  • تنها ابزار موفقیت که به یقین به آن نیاز دارید، صرف نظر از اینکه کارتان چیست این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می رود کارآیی داشته باشید و به ارائه ی خدمات بپردازید.
  • اگر قدرت [ آن را ] ندارید که با نیروی خود سختیها را در هم شکنید، دست کم مرد باشید و در برابر حوادث بایستید.
  • اگر به انسان ها شخصیت و فرصت ابراز عقیده و پاداش و امکان مشارکت بدهید، رشد خواهند کرد و اندیشه های ناب خود را بیرون خواهند ریخت.
  • گناه افشا شدن یک راز به گردن کسی است که اولین بار آن را به دیگری سپرده است.
  • اگر می خواهید صلح و آرامش را حفظ کنید با داشتن برتری و مزایا حاضر به پیکار باشید؛ این نکته در کتابهای بسیاری به کار رفته، اما در عمل هنوز ناشناخته و مجهول است.
  • بهای عشق چیست جز عشق؟
  • کار خودتان را انجام دهید، اما نه فقط در حد وظیفه بلکه اندکی بیشتر و از روی سخاوت؛ همین مقدار اندک، به اندازه تمام کار ارزش دارد.
  • انسان برای برخورداری از شادی باید خودش را باور کند.
  • دعا اتحاد آگاهانه با شعور کیهانی است. دعا التماس و زاری نیست، بلکه همدلی و یگانگی با خدا است.
  • انسان هوشمندی که به هوشمندی خود می نازد، به زندانی می ماند که به بزرگی زندانش می بالد.
  • اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم بسیار سبک تر گردش می کردم. در بهار با پای برهنه زودتر به راه می افتادم و در خزان با همان پاها دیرتر برمی گشتم. بیشتر می رقصیدم، بانشاط بیشتر اسب سواری می کردم و داوودی های بیشتری می چیدم.
  • بسیاری از افراد خوب موفقیت را می بینند. برای من موفقیت با تکرار خطا و درون بینی آن به دست می آید. در حقیقت، موفقیت حاصل یک درصد کار است که خود از ۹۹ درصد خطا به دست آمده است.
  • نیایش ها همان گونه پاسخ می یابند که پرسیده شده اند.
  • زندگی به تناسب شهامت آدمی، گسترش یا فروکش می یابد.
  • برای کشتی ای که عازم هیچ بندری نیست، باد موافق معنا ندارد.
  • موانع چیزهای وحشتناکی هستند که هرگاه شما چشم هایتان را از هدف دور نگاه دارید، آنها را می بینید.
  • جامعه مثل آب نمک است؛ شنا کردن در آن بد نیست، اما بلعیدنش وحشتناک است.
  • حتی میمونها هم گاهی از درخت می افتند.
  • اگر می خواهید فرزندانتان روی پای خود بایستند، مسئولیت هایی روی دوش آنها بگذارید.
  • خواننده دقیق می تواند در یک سال از روزنامه ها بیش از آن چیزهای مفید بخواند و بیاموزد که دانشمندان از کتابخانه های بزرگ خود می آموزند.
  • جاه طلبی شهوتی است که هرگز فرو نمی نشیند، بلکه با لذتی که از آن فراهم می شود پیوسته مشتعل تر و جنون آمیز تر می گردد.
  • ذهن شما که آزاد باشد، همیشه برای هر چیزی آماده است و همه چیز را به گشادگی می پذیرد. در ذهنِ یک تازه کار امکانات بسیاری هست، اما در ذهن استاد کار، شدنی ها اندک اند.
  • اگر فقط طلب عشق کنی، نابالغ خواهی ماند، بچه خواهی ماند. تا زمانی که بالغ نشوی و نتوانی عشق را نثار کنی، هنوز از بچگی در نیامده ای …
  • من اندیشه خود را در معرض این فکر مسخره رندانه قرار نمی دهم که هرچه بر سر آدمی می آید خیر و صلاح اوست، بلکه بر آنم که هر کسی از پیشامد به بهترین وجه استفاده کند، مانند انسان خوب و فرزانه ای عمل کرده است.
  • وقتی “قدرت عشق” بر “عشق به قدرت” چیره شود، دنیا طعم صلح را می چشد.
  • شاید چالاک ترین انسان نباشم، شاید بالا بلندترین یا نیرومندترین نباشم، شاید بهترین و زیرک ترین نباشم، اما قادرم کاری را بهتر از دیگران انجام دهم و این کار، هنر خود بودن است.
  • مهمترین چیز بعد از حل یک مسئله، یافتن اندکی طنز در آن است.
  • مهم ترین نکته این است که در هر لحظه بتوانیم آنچه را که هستیم به خاطر آنچه می توانیم بشویم قربانی کنیم.
  • مردان بزرگ همچون کوه اند که هر چه از آنها دورتر می شویم عظمت آنها بیشتر آشکار می گردد.
  • دانش بدون تکامل اخلاقی خطرناک و نابود کننده است.
  • خوشبختی یعنی هماهنگی با پیشامدهای روزگار.
  • داشتن پشتکار، تفاوت ظریف بین شکست و کامیابی است.
  • وقتی آنچه را داریم می بخشیم، آنچه را نیازمند آن هستیم دریافت خواهیم کرد.
  • هر حقی یک مسئولیت، هر فرصتی یک اجبار و هر مالکیتی یک وظیفه به همراه دارد.
  • اگر خواهان تماشای ستاره ها هستی، تاریکی شرط ضروری دیدن آنها است.
  • کسانی که راه خدا را می شناسند، در تاریکی نیز آن را می یابند.
  • با گریه به دنیا می آیی، اما چنان زندگی کن که با خنده از دنیا بروی.
  • هنگامی که امید در کسی بمیرد، کینه و انتقام در او زنده می گردد؛ هرقدر امید کمتر باشد، عشق بزرگتر است.
  • هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی دیگران است؟!
  • زندگی خود را تبدیل به مدرسه ای برای یاد گرفتن کن.
  • هواخواه مرگ در راه سربلندی وطن، یا با قهرمانی به شهادت می رسد یا زندگی شرافتمندانه ای به دست می آورد.
  • لحظه ای به لاک پشت بنگرید! او تنها زمانی پیش می رود که گردنش را از زیر کاسه بیرون بیاورد.
  • زندگیت هرچه که باشد با آن روبرو شو و آن را در آغوش بگیر، از آن دوری مکن و به نامهای سخت و درشتش مخوان؛ زندگی آنقدر بد نیست که تو هستی.
  • هر عادتی در ابتدا مانند یک نخ نازک است، اما هربار که یک عمل را تکرار می کنیم این نخ را ضخیم تر کرده و با تکرار عمل، سرانجام این نخ تبدیل به طناب بلندی می شود که برای همیشه به دور فکر و عمل ما می پیچد.
  • افکار افراد متفکر خودبخود می اندیشد.
  • هیچ سرزمین سختی نمی تواند مانع جوشیدن چشمه هنر و دانش ایرانیان گردد.
  • ملتها احکام صحیح خود را از تاریخ دریافت می کنند.
  • انسان همان جایی است که تصمیم می گیرد باشد.
  • داروهای تلخ را با روپوش شیرین می پوشانیم، چرا حقیقت و اخلاق را نیز با لباسهای زیبا نپوشانیم؟
  • انسان نه آن گونه است که می پندارد، نه چنان است که او را می شناسند و نه آن است که می نماید.
  • می توانید انسانی را به کسب دانش رهنمون کنید، اما نمی توانید او را وادار به اندیشیدن کنید.
  • در تئوری، اگر به انسان در برابر اعمالش مسئولیت بدهید، در آن صورت حق انتخاب دارد که بپذیرد یا نپذیرد.
  • مسئولیت دوش به دوشِ قدرت و لیاقت [ظرفیت] حرکت می کند.
  • مردم از هیچ چیز به اندازه مسئولیت وحشت ندارند؛ با وجود این هیچ چیز به اندازه [ احساس ] مسئولیت در دنیا باعث پیشرفت انسان نمی شود.
  • نگذاریم تقویم و ساعت، این حقیقت را از یادمان ببرد که لحظه لحظه ی زندگی یک معجزه است و در پس آن، حقیقتی.
  • در دنیا تنها دو چیز زیباست: زن و گل.
  • مرد خسیس، گرانتر می پردازد.
  • برخی صلیب را روی گور خود می گذارند و برخی آن را لنگر کشتی می سازند.
  • هیات های مذهبی وقتی به سرزمین ما آمدند دارای آیین مقدس بودند و ما صاحب زمین بودیم. اکنون آنها مالک زمین هستند و ما دارای آیین مقدس.
  • آنکه به گله وحدت می بخشد، گوسفندی نیست که بع بع می کند، بلکه سگی است که گاز می گیرد.
  • اگر عموم افراد، یک به یک به آنچه مرتکب شده اند، اعتراف کنند، بی گناهی باقی نمی ماند که گناهکاران را مجازات نماید.
  • پاشیدن تخم نفاق در میان زیر دستان هنر نیست، زیرا هر مدیر تازه واردی قادر به انجام آن است.
  • بزرگترین مشکل حکومتهای امروزی این است که مردم را وادار به اطاعت کنند، بدون آنکه مجبور به فرمان دادن باشند.
  • بشر چون صالح و پاک بود نیاز به قانون نداشت و چون خلافکار و بدکردار شد، قانون نمی تواند جلویش را بگیرد.
  • به کسی رأی دهید که کمتر از همه وعده می دهد، زیرا کمتر از دیگران، خود و شما را ناامید خواهد کرد.
  • تنها قانونی که می تواند بر سعادت ما حاکم باشد، قانون اخلاق و اصول و موازین انسانیت است.
  • دیپلماسی یعنی اینکه در را ببندند و از پنجره رفت و آمد کنند.
  • ریاست و مقام مثل کوه است؛ بالا رفتن از آن دشوار، ولی پایین آمدن از آن بسیار آسان است.
  • اگر می خواهید احساسات حقیقی شنونده خود را دریابید، درست در صورت وی بنگرید، چون او می تواند کلمات را در فرمان خود داشته باشد، ولی قیافه و چهره به این آسانی در فرمان او قرار نمی گیرد.
  • مدیران اثر بخش در زمان حال زندگی می کنند اما همیشه به فکر آینده هستند.
  • درسهایی که بر زانوی مادر آموخته شده و آموزش هایی که پدر داده، همراه با داستانهای شیرینی که در کنار بخاری به گوش رسیده، یادگارهای شیرینی است که هرگز به طور کامل از یاد نمی رود.
  • مرد پر جربزه و کار آزموده، وقتی با بحران روبرو می شود، به تکیه گاه فکر نمی کند؛ روش خود را تحمیل می کند، مسئولیتش را می پذیرد و نتیجه کار را [پیروزی یا شکست] از آن خود می داند.
  • به یاد داشته باشید که امروز همان فردایی است که دیروز نگرانش بودید. از خود بپرسید دست کم این چیزی که برایش نگرانم به وقوع خواهد پیوست یا خیر؟
  • اگر در دل، شوق و عشق داری از زندگی خود بهره بسیار به دست آر، چون عشق همواره آدمی را به سوی کمال هدایت می کند.
  • روزنامه ها دایره المعارف های زندگی جهانند؛ همه چیز را از چهار گوشه جهان برای ما نقل می کنند.
  • تمام سرمایه های خود را یک جا جمع کنید، همه استعدادهای خود را گرد آورید، تمام نیروهای خود را آرایش دهید و همه توانایی های خود را برای تسلط روی حداقل یک زمینه کاری متمرکز کنید.
  • ما بنا به عادت فقط چیزهایی را “تاریخ” می خوانیم که به جنگ و صلح و سرکوب سیاسی یا سیاست حزبی مربوط شود.
  • افسانه ها جوهره تجربه ، رؤیاها، آرزوهای انسان و حس گمگشتگی ما در دنیا را به قالب می ریزند تا حقیقت را بازگو کنند و از این رو، حقیقی تر از بسیاری از واقعیت ها هستند.
  • ازدواج چیزی جز یک دوستی که به تصویب پلیس رسیده است، نمی باشد.
  • آینده متعلق به کسانی است که در آرزوی آن هستند و به آن ایمان دارند.
  • هرکس نبوغی دارد، اما در بیشتر موارد تنها برای چند دقیقه.
  • موسیقی ابتدا و انتهای زبان است، همان گونه که احساسات، ابتدا و انتهای عقل است. افسانه، آغاز و پایان تاریخ است و عشق، شروع و ختم شعر.
  • در موسیقی، نت ها مانند کلمات مفهوم مشخصی دارند، اما ترجمه و تفسیر آنها غیر ممکن است.
  • موسیقی، شاعرانه ترین، نیرومندترین و زنده ترین هنرهاست؛ باید آزادتر از هنرهای دیگر نیز باشید.
  • موسیقی به خودی خود پر محتواترین هنر های زیبا بوده، همه طبیعت را شامل می شود؛ اگر تنها آن را هنر بنامیم، از ارزش آن کاسته خواهد شد.
  • گمان می کنم تاثیر موسیقی در هر کس، وجود دومی را بیدار می کند که بسیار عالی تر از هستی معمولی همه روزه است.
  • من زندگی نمی کنم، مگر برای موسیقی که از زمان جوانی روحم را تسخیر کرده است.
  • من سادگی را شعار خود کرده ام؛ موسیقی نباید مانند دانش های اسرار آمیز باشد.
  • تصور آدمی هرگز در هنر گم نمی شود.
  • هیچ کس به تصویر نقاش اعتماد نمی کند، اما مردم عکس را باور می کنند.
  • سعی من بر آن است که رنگها را بر بوم همچون کلمات در شعر یا نت در موسیقی بکار گیرم.
  • من نباید آن کسی باشم که به غلط گمراهش می سازی، [ چرا که ] انسان به محض اینکه شروع به حرف زدن می کند گمراه کردن خود را نیز آغاز می کند.
  • حیاتمان بدون زنان، آغازش بی پناهی؛ شبابش عاری از لذت و پایانش بدون دلداری می بود.
  • آنچه در آن عقل و اعتدال راه ندارد، با عقل متوقف نمی گردد.
  • چیزهایی که یک مرد بسیار دانا می گوید اغلب آسان فهم و بسیار واضح اند و مردی که چیز چندانی نمی داند، هرچه مبهم تر خواهد نوشت.
  • زندگی به زحمتش نمی ارزد.
  • یک مثقال دانش خود انسان به یک خروار دانش دیگران می ارزد.
  • چهره نیست که فریب می دهد، ماییم که با خواندن آنچه آنجا نوشته شده فریب می خوریم.
  • عامه ی مردم روح خود را می فروشند تا با دستاوردهای آن عمری را با وجدان سپری کنند.
  • موسیقی، زبان راستین جهانی است. موسیقی، هنر عقل های گمراه و اسیر نیست، بلکه هنر آزاده ترین و پرکارترین عقل هاست. موسیقی وسیله ای برای اتفاق و تفاهم مشترک بین مردم است.
  • کسانی که موسیقی را تنها برای موسیقی کار می کنند از خودِ موسیقی نیز چیزی نخواهند فهمید.
  • زن خودش را خوشگل می کند چون خوب می داند که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست!
  • جامعه ی آزاد جامعه ای است که افراد منزوی در آن امنیت کامل داشته باشند.
  • بدون تو تحمل بهشت ممکن نیست و با تو دوزخ، دیگر مکانی جهنمی نیست.
  • انتهای راه، مرگ است؛ تکامل در انتهاست؛ هیچ چیز کامل نیست؛ یک معادله با سه مجهول.
  • خداوند بی نهایت است و بدون مکان و زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می گردد.
  • این یک اصل غیرقابل تردید است؛ کسانی که دائماً از شرافت حرف می زنند از آن بویی نبرده اند.
  • میان دانستن و دریافت کردن فاصله ی زیادی وجود دارد؛ دانستن دشوار نیست، اما دریافت کردن دشواراست.
  • اولین طلیعه عشق آخرین تابش عقل است.
  • ریاضیات عبارت است از اثبات بدیهی ترین چیز به نابدیهی ترین روش ممکن.
  • عشق برای مرد [ گونه ای ] از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست، بلکه قصد و عقیده است.
  • عشق حادثه ای است.
  • عشق تاریخچه زندگی است…. اما در زندگی مرد حادثه ای بیش نیست.
  • عشق دردی است که تنها سه دارو دارد: گرسنگی، انتظار و انتحار [= خودکشی ].
  • نمی دانم عشق چیست و چگونه سپری می شود.
  • عشق دردی شدیدتر از تمام دردهای دیگر است، زیرا در عین حال، روح و قلب و کالبد را می رنجاند.
  • افراد ضعیف در بهترین شرایط هم بهانه های فراوان برای انجام ندادن وظایف خویش دارند.
  • ذوق پرورش نمی یابد مگر با تماشای زیبایی.
  • شرم برای زن و زیبایی برای مرد، فضیلت است.
  • دانسته های ما اهمیتی ندارند، آنچه با دانسته هایمان انجام می دهیم مهم است.
  • ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود.
  • سست اراده کسی است که با هر شکستی بینش او نیز تغییر می یابد.
  • اشخاصی که از فرصت های مناسب زندگی کمال استفاده را می برند خود ساخته می شوند.
  • دنیا به همت جوانان و تجربه پیران اداره می شود.
  • راه حق یکی و راه باطل هزار.
  • اگر دریچه های ادراک پاک می شدند، انسان همه چیز را همان گونه که هست می دید: بی انتها.
  • برده یک ارباب دارد، اما جاه طلب به تعداد افرادی که به او کمک می کنند، برده دارد.
  • نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی، بلکه فقط باید سعی کنی کسل کننده نباشی.
  • هر قدر به طبیعت نزدیک شوی، زندگانی شایسته تری خواهی یافت.
  • دوست بدارید کسانی را که به شما پند می دهند نه مردمی که شما را ستایش می کنند.
  • کار و تلاش نوشداروی ناامیدی است.
  • قانون احتمالات یادتان نرود، شاید روزی کسی بگوید:
  • می توان یک میلیون حقیقت را در مغز انباشت، اما همچنان بی سواد بود.
  • فرق ما با دیوانه ها در این است که ما در اکثریت هستیم.
  • خوشبختی [ امری ] درونی است نه بیرونی و از این رو به آن چه هستیم بستگی دارد، نه آنچه داریم.
  • زندگی آنقدر کوتاه است که برخی فقط فرصت می کنند کارهای ضروری خود را انجام دهند.
  • خطا و خرافه هیچ گاه به آن اندازه که لباس دانش بر تن آن باشد خطرناک و زیان بخش نخواهد شد.
  • فضیلت شرط سعادت است و شرارت یا گناه نتیجه حساب نادرست است.
  • آنچه این دنیا را همواره به صورت جهنم درآورده، این است که انسان همیشه تلاش کرده تا آن را برای خودش به صورت بهشت درآورد.
  • هیچ آدم بدی نمی تواند شاعر خوبی باشد.
  • من دوست دارم که یک فیلم، آغازی داشته باشد و میانه ای و پایانی، اما نه لزوماً به همین ترتیب.
  • فرق بین درخت و تفنگ در سرعت آنهاست؛ درخت در هر بهار شلیک می کند!
  • من بر این باورم که معماران همانند شاعران باید [ نسبت ] به تصاویری که چیزها برمی انگیزند حساس باشند. ما باید نگریستن ِ بی تکلف را باز آموزیم.
  • هیچ شیوه یگانه ای در همه اوضاع کاربرد ندارد.
  • برای مدیر ” کامیابی ” یک سفر است نه یک مقصد.
  • مدیران اثربخش فرصت میآفرینند، و مدیران دنباله رو در انتظار فرصت می نیشینند.
  • تجربه نشان داده است شوق و حرارت مدیر بیش از شایستگی او مؤثر بوده است.
  • هنر مدیر، تبدیل مشکلات به فرصت هاست.
  • به من بگو چه اشخاصی را می پسندی تا بگویم خودت کیستی و از هوش و ذوق چه اندوخته ای [ در خود ] داری.
  • قضاوت فوری درباره چیزهایی که جنبه های مختلف دارند، دلیل کم عقلی و دیوانگی است.
  • اگر تاکنون چندین بار شکست خورده اید، نگویید که شکست خوردم، تنها بگویید تنبلی کردم. زیرا اگر شخص تنبل نباشد، هیچ گاه شکست نخواهد خورد.
  • اگر هر روز راه را عوض کنی هرگز به مقصد نمی رسی.
  • شکست خوردگان دیروز، فاتحان امروز را به وجود آورده اند.
  • شکست ها پله های نبردبان موفقیت هستند. کسی که از اولین شکست ناامید می شود، سزاوار کامیابی نیست.
  • فقط کسانی شکست می خورند که تلاش و مبارزه نکرده اند.
  • هر شکست دست کم این فایده را دارد که انسان یکی از راههایی را که به شکست منتهی می شود، می شناسد.
  • هیچ گاه تسلیم ناامیدی نشوید.
  • شما باید اهداف بلند مدت داشته باشید تا از شکستهای کوتاه مدت نرنجید.
  • مردی که ادعا می کند، دیگر اعتقادی به عشق ندارد؛ کسی است که دیگر عشق به او اعتمادی ندارد.
  • عشق یعنی هرگز پشیمان نشدن.
  • دیگران عشقی را که به خود دارم به من باز می گردانند.
  • خدا کاغذ را برای طراحی معماری آفرید؛ هرگونه استفاده ی دیگر ـ دست کم برای من ـ [ به معنی ] تباه کردن آن است.
  • هرگز به دوستانت کاستی هایشان را در جمع نگو، چون ممکن است عیبهای خود را برطرف کنند، اما به طور حتم هیچگاه تو را به خاطر این تذکر نمی بخشند.
  • برای بیشتر مردم مرگ در راه اصول و قوانین آسانتر از زندگی کردن بر اساس آن است.
  • تعریف من از ازدواج چنین است: قضیه با دو نفر آغاز می شود که زندگی را بدون وجود یکدیگر غیرقابل تحمل می بینند و بعد از مدتی به همان دو نفر ختم می شود که دیگر زندگی را در کنار هم غیرقابل تحمل می بینند.
  • همیشه دوست داشتم فرصتی دست می داد تا فروتنی را تمرین کنم، اما همواره به یاد می آوردم که من مهمتر از آن هستم که اوقاتم را صرف چنین اموری کنم.
  • در زندگی نه هدفی دارم نه مسیری، نه منظوری و نه حتی معنایی؛ اما شاد هستم و این نشان می دهد که یک جای کار ایراد دارد.
  • من مردانی را دوست دارم که مردانه رفتار کنند؛ قوی و کودکانه.
  • رویدادهایی مثل انقلاب، تنها شروع جذابی دارند.
  • راهنمای زندگی بشر عقل نیست بلکه عادت است.
  • قلب انسان برای سازگار نمودن تفاوتها ساخته شده است.
  • عجیب است که ما انسان ها از هر جهت تا به این حد هوشمند هستیم؛ فضا و ساختمان اتم را کشف می کنیم، اما از ماهیت خودمان آگاهی یا درک درستی نداریم.
  • یکی از مهمترین راههای خوشبختی، حقـیر شمردن مرگ است.
  • کسی که زیاد سفر می کند قصدش فرار از مبدأ است نه رسیدن به مقصود.
  • هرکس همان گونه است که فکر می کند؛ پس مراقب افکار خود باشید. ذهن، همچون ساعتی پیوسته در حال کار کردن است و باید هر روز با اندیشه های خوب آن را کوک کرد.
  • مهارت دریانورد در طوفان و شجاعت سرباز در میدان جنگ آشکار می گردد؛ باطن و سیرت مردم را در حین بدبختی و مصیبت آنها می توان شناخت.
  • با کودکان بازی کن؛ آنان بزرگترین آموزگاران تو هستند.
  • ما پذیرفته ایم که به بخش هایی از وجود خود اجازه بودن ندهیم و درنتیجه مجبور هستیم انرژی روانی بسیاری را صرف پنهان نگه داشتن آنها بکنیم.
  • پلی که خنده را به گریه می پیوندد زیاد دراز نیست.
  • انسان زمانی تمام عیار، وحدت یافته، آرام، بارور و شادمان می شود که فرآیند فردیت کامل گردد؛ زمانی که خودآگاه و ناخودآگاه او بیاموزند که در آرامش و یکرنگی با هم زندگی کنند و مکمل یکدیگر باشند.
  • مورد علاقه بودن قدرت می آورد و علاقمند شدن، جسارت.
  • اگر می خواهید به راستی زندگی کنید، ابتدا مردن را بیاموزید!
  • هر کاری که انجام دهیم، چه مثبت و چه منفی، نتیجه آن را خواهیم دید.
  • ذهن همچون ساعتی پیوسته در حال کار کردن است و باید هر روز با اندیشه های خوب آن را کوک کرد.
  • دهان و کیف پولت را با احتیاط باز کن، زیرا از این راه دست کم آبرو و پرستیژت دست نخورده باقی خواهد ماند.
  • هیچگاه بیانات و گفته های یک فرد خشمگین را در حین مشاجره فراموش نکن.
  • به راستی که شمار زیادی از مردم با یاوه گویی های خود نشان می دهند که میان تهی هستند، اما اندکی از آنان نیز با سکوت خود نشان می دهند که الهی هستند.
  • زندگی، بخت آزمایی بزرگی است که تنها برگ های برنده را می توان دید.
  • یاد بگیرید که زندگی کنید؛ برای زندگی کردن فقط یک دوره عمر دارید نه بیشتر.
  • اگر می خواهید دشمنانتان را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید.
  • کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد.
  • خداوند برای ما نیکی و شادی را پسندیده است؛ این ماییم که از میان هزاران شادی به دنبال حاشیه غمگین شادی ها می رویم.
  • شور و هیجان داشته باش، اما هرگز عقل و منطق را کنار مگذار.
  • مرگ یک نفر تراژدی است، مرگ یک میلیون نفر آمار!
  • زندگی رو زیاد جدی نگیر، چون هرگز از اون زنده بیرون نمیری.
  • زندگی لذتبخش است و مرگ آرامش بخش؛ در این میان، از جایی به جایی شدن رنج آور است.
  • دی رفت و باز نیامد، فردا را اعتماد نشاید، حال را غنیمت دان که دیر نپاید.
  • دنیا جای فراموشی است و انسان، این چند روزه ی عمر را خواه به یادِ گذشته و خواه به امید آینده می گذراند و سپس، مرگ بر او چیره می شود و پس از چندی، جزء فراموش شدگان ابدی به شمار خواهد رفت.
  • زمانی که انسان فراموش کند وجودش برای پیشرفت در زندگانی حال و آینده است، دیگر آنچه باید باشد، نیست.
  • هیچ شغل و مقامی برای کسی تضمین شده نیست. آینده و تضمین شغل و مقام به شخصیت شاغل وابسته است.
  • از آینده ناراحت نباشیم؛ بار روزانه را به منزل برسانیم!
  • وقتی امری را به آینده می سپارید، [ به این ] فکر نمی کنید که هر روز و هر ساعت، یک کار جدیدی را با خود به همراه می آورد؟
  • گذشته مکان یادگارها، آینده مقام امیدها و حال، جایگاه تکلیف است.
  • آنچه آینده به شما خواهد داد، بستگی به این دارد که شما خودتان، امروز چه سرنوشتی را برای فردایتان ذخیره می کنید.
  • اگر به آتیه ی خود نیندیشیده اید، آتیه ای نخواهید داشت.
  • آینده را از دریچه ی ترس و وحشت نگاه نکنید!
  • پایان نگر کسی است که آنچه را در دست دارد، نگاه داشته و کار امروز را به فردا نسپارد.
  • شادمانی در خانه ای است که مهر و محبت در آن مسکن دارد.
  • و این کریسمس برای سیاه است و برای سفید، برای زرد و برای سرخ؛ بگذار به هر گونه جنگی پایان دهیم.
  • اگر شعر را بشکافیم، از ذرات آن، اضطراب روح، هیجان خاطر، اشک چشم و خون دل به دست می آید؛ زیرا شعر سخن دل است؛ باید دل آن را بگوید و دل آن را درک کند و کسی که نمی تواند گفته خود را از این مواد حساس ظریف به دست آورد شاعر نیست.
  • جهان هنر، جهان دردها، یادها، ناکامی ها و امیدواری ها است. هر رنجی زخمی است که تارهای دل شاعر را به لرزه و ناله در می آورد و یادِ هر امید از دست رفته ای مایه ی اندیشه ی هنری شاعر است.
  • شاعر باید توانایی و ذوق شاعرانه را برای محبوب خود به کار برد.
  • شاعر، آفریننده است و مانند همه آفرینندگان دیگر به مایه ای نیازمند است؛ این مایه برای شاعر، تجربه های اوست.
  • اگر حداکثر تلاش خود را کرده اید، حتما به موفقیت هایی هم رسیده اید. قرار نیست همه به نهایت برسند. همه بهترین فروشنده یا بهترین بازیکن بسکتبال نخواهند شد، با وجود این شما هم می توانید یکی از بهترین ها باشید.
  • کسی که شهامت پذیرش خطر را نداشته باشد، در زندگی به مراد خود نخواهد رسید.
  • تنها کسانی تحقیر می شوند که بگذارند تحقیرشان کنند.
  • الماس، نتیجه ی فشار بیش از حد است. فشار کمتر، بلور و کمتر از آن، زغال سنگ پدید می آورد. اگر باز هم فشار کمتر شود، نتیجه، چیزی جز سنگواره برگها یا زنگار ساده نخواهد بود. فشار می تواند شما را به موجودی ارزشمند بدل کند؛ موجودی شگفت انگیز، به تمامی زیبا و بسیار محکم.
  • موفقیت خود را با موفقیت دیگران پیوند دهید تا آنان شما را به جلو برانند و موجب حداکثر پیشرفت شما شوند.
  • هر گاه دیدید کسی به موفقیتی دست یافته که شما به آن دست نیافته اید، بدانید او کارهایی کرده است که شما نکرده اید.
  • من براستی فرمول دقیقی برای موفقیت نمی شناسم، اما فرمول شکست را به خوبی می دانم: سعی کنید همه را خشنود نگه دارید!
  • در پشت همه موفقیت های کنونی من، قدرتی است که از درونم سرچشمه می گیرد؛ نیرویی است که در همه ما وجود دارد. من گمان دارم که در درون ما بخش کوچکی از خداوند هست که باید کشف شود.
  • موفقیت از آنِ کسانی نیست که هرگز دچار ناکامی نشده اند، بلکه متعلق به کسانی است که هرگز برای از سر گرفتن مبارزه، بیم و هراسی ندارند.
  • هر گاه دیدی گناه شخصی آنقدر بزرگ است که نمی توانی آن را ببخشی، بدان که مشکل از کوچکی قلب تو است نه بزرگی گناه.
  • دشمن، دوستی است که منتظر دوست شدن است. این تنها امید برای این دنیای پُر از جنگ و ناسازگاری است.
  • ما به وسیله ی اندیشه های خود پیشرفت می کنیم و از نردبان تصوری که از خویشتن داریم بالا می رویم.
  • خود را در بند این کنید که از حد انتظاری که دیگران از شما دارند فراتر بروید.
  • هر زمان که ارزشی به دنیا می آید، هستی، معنایی تازه پیدا می کند و چون ارزش می میرد، بخشی از آن معنا [ هم ] از بین می رود.
  • انسانِ خوشخوی و متمدن به راستی زیبا است.
  • بیشتر انسانها ترجیح می دهند که بمیرند، اما فکر نکنند. بسیاری هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح می دهند.
  • زندگی در بهترین شکل آن چیزی جز یک هتل نیست و ما مسافران آن.
  • ثروتمندان اکثرا چنین اند که بیشترین لذت را از نمایش دادن ثروتشان می برند.
  • اگر نیت یکصد ساله دارید انسان تربیت کنید.
  • پشیمانی برای کارهایی که انجام داده ایم، با مرور زمان کم می شود؛ اما برای کارهایی که انجام نداده ایم همیشگی است.
  • جوینده گوینده است و یابنده، خاموش.
  • در وجود هر یک از ما خائنی بنام خودخواهی وجود دارد که فقط در برابر تملق و چاپلوسی نرم می شود.
  • برای هر کس به اندازه لیاقتش خرج کن … نه کمتر و نه بیشتر! اولی کرامت از دستتان می رباید… و دومی شخصیت.
  • قدرت تسلط بر احساسات، تصورات و آرزوهای خویش از بزرگترین قدرتهایی است که هر فرد باید در خود به وجود بیاورد.
  • خوشبختی حقیقی در فرونشاندن همه هیجان ها است.
  • اولین قدم برای شاد کردن همسرتان و به سعادت رساندن وی، پذیرفتن او است.
  • احترام گذاشتن به دیگران، چیزی جز تحسین آنها و لذت بردن از حضور شان نیست.
  • وقتی آزادی از انسان سلب می شود، او ریاکار بار می آید.
  • احساسات، منطقی نیستند. مردی خطرناک است که احساساتش را با منطق توجیه کند.
  • چرا خودمان را به سر شاخه نرسانیم؟ مگر آنجا محل رویش میوه نیست؟
  • آیا شما موفق خواهید بود؟ بله حتما، بله حتما! با اطمینان نود و هشت درصد و هشت و سه چهارم درصد.
  • من هرگز در زندگی ام بازی را نباخته ام؛ فقط گاهی وقتها، با کمبود وقت مواجه شده ام.
  • علاقه، اندیشه و مطالعه چیز هایی هستند که شما را به سوی موفقیت سوق می دهند… .
  • یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش باش.
  • تا تو مرا بد خواهی و خود را نیک، نه مرا بد آید و نه تو را نیک.
  • از ابتدا حرفی در میان نبود؛ گفتن این حرف، حرفی به میان آورد.
  • کار ما گواه جاودان آزادی انسان است. اندیشه ها و گفتار و کردارمان تارهای پیله ای است که پیرامون خود تنیده ایم.
  • تنها نشان زندگی، رشد کردن است.
  • چاره ترس رو به رو شدن با امر وحشت آور و تماشای آن است.
  • دنیا چنان ساخته شده که اگر از شادکامی هایش بهره برید، بایست رنج هایش را هم تاب آورید. خوشتان بیاید یا نه، نمی توانید یکی از این دو را بدون دیگری داشته باشید.
  • … اگر عظمت فرد دیگری را تحسین می کنید، آنچه می بینید عظمت خودتان است؛ اگر این ویژگی را نداشتید توجه شما به آن جلب نمی شد.
  • شکست، تنها زمانی رخ می دهد که تلاشی در کار نباشد.
  • اگر کسی را دوست داری به او بگو، زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته می مانند می شکنند.
  • پیروزی از آن مردمانی است که همیشه تواناییِ [ ایستادگی ] در برابر سختی ها را داشته باشند.
  • من با دوستم سخن می گویم، او نیز پاسخ می دهد و من دوباره می گویم و او نیز دوباره به من؛ تا اینکه ما با این کلام پلی بین خود می سازیم تا بتوانیم بدون آنکه به چاله ای که در بین مان است سقوط کنیم، به چیزی که در قلب اوست برسیم.
  • کسی که هنری ندارد، دشمنی هم ندارد.
  • دونده ای که زمین می خورد، اما زود بلند می شود و به دویدنش ادامه می دهد، مثل کسی است که هیچ گاه زمین نخورده است.
  • یا سخنی داشته باش دلپذیر، یا دلی داشته باش سخن پذیر.
  • حقیقت مثل خورشید است؛ می توانی مدتی روی آن را بپوشانی، اما جایی نمی رود.
  • همه از حقیقت بهره نمی برند، تنها کسانی از آن بهره می برند که در جستجویش هستند.
  • اگر می خواهی حقیقت را به مردم بگویی، یا با مزاح بگو و یا آماده باش که تو را بکشند.
  • از این نترس که آهسته حرکت می کنی، از این بترس که هنوز حرکت نکرده ای.
  • مردم به ندرت از آزادیهای خود مثل آزادی فکر کردن استفاده می کنند، به جای آن، برای جبرانش از آزادی سخن گفتن بیشتر بهره می برند.
  • ناخدایی که نمی داند مقصدش کجاست، هر بادی برایش باد مخالف است.
  • اگر منتظر نشسته ای که فرصت پیش بیاید، تماشاچی خواهی ماند.
  • فرصت شکوفایی قدرتهای باشکوه در درون خود، زمانی از راه می رسد که دشواری زندگی از همیشه بیشتر است.
  • آماده فرصت باش؛ هر چند فرصت هرگز از راه نرسد، بهتر از آن است که فرصتی از راه برسد و آماده نباشی.
  • کریسمس، چتری رویایی بر فراز دنیا می گستراند و ناگهان همه چیز لطیف تر و زیباتر می گردد.
  • کریسمس یک فصل ویژه نیست، بلکه حس و حالی ویژه است.
  • عشق در کریسمس نازل شد؛ همه دوست داشتنی ها را دوست بدار و به همه چیزهای روحانی عشق بورز؛ عشق در کریسمس متولد شد و ستارگان و فرشته ها نیز تولد او را بشارت دادند.
  • رهبر ترکیبی از استراتژی و صفتهای اخلاقی است. اگر قرار است یکی از آنها را نداشته باشید بهتر است بدون استراتژی باشید.
  • هرگز مرتکب این اشتباه نمی شوم که با کسانی که برای نظرشان احترامی قایل نیستم، بحث کنم.
  • تعصب، چه زمانی را برای تو ذخیره می کند؟ زیرا باعث می شود بدون دستیابی به حقایق، نظرت را شکل دهی.
  • مرد برای آسایش، زن می گیرد و زن به دلیل کنجکاوی شوهر می کند.
  • دانش پژوه چندان به خوشیِ تن نمی پردازد.
  • توانایی خرد و اندیشه بر پایه ی دیدن، پژوهیدن و آزمودن استوار است، نه بر پندار بافی و پیش داوری های پوچ و نادرست و شنیده ها.
  • باید از چیزی کاست تا به چیزی افزود.
  • کسانی خوشبخت هستند که فکر و اندیشه شان بسوی چیزی غیر از خوشبختی خودشان است.
  • به یقین، خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید؛ اما گل سرخ نه خاک است و نه کود.
  • تغییر دهندگان اثر گذار در جهان، کسانی هستند که بر خلاف جریان شنا می کنند.
  • در جستجوی نور باش، نور را خواهی یافت.
  • برای آنکه کاری امکان پذیر گردد، دیدگان دیگری لازم است؛ دیدگانی نو.
  • شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم.
  • جوری دعا کن که انگار همه چیز به خدا وابسته است و جوری کار کن که انگار همه چیز به تو وابسته است.
  • کلمه ها حباب آبند و اعمال، قطره طلا.
  • نگارش اندیشه ها، سرمایه ی آینده است.
  • کسانی را خود ساخته می گویند که از فرصت های مناسب زندگی، کمال استفاده را می برند.
  • کسی که از مرگ می ترسد از زندگی لذت نتواند برد.
  • آنان که به علم خود عمل نکنند، مریض را مانند که دوا دارد و به کار نبرد.
  • کسی که حرف می زند می کارد و آن که گوش می دهد درو می کند.
  • تنبلی، آدمی را خیال پرست بار می آورد.
  • بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان، چیزی بزرگتر از فکر او.
  • زندگی دشمن شما نیست، اما طرز فکرتان می تواند دشمن شما باشد.
  • اگر تنها از امید انتظار معجزه داری، در اشتباهی؛ امید باید با حرکت همراه باشد.
  • انسان هرگز حتی به مرگ هم تسلیم نمی شود، مگر زمانی که اراده اش ضعیف باشد.
  • نه ترن و نه ریل ها اصل نیستند؛ اصل، حرکت است.
  • همت آن است که هیچ حادثه و پیش آمدی، مانع آن نگردد.
  • علت هر شکستی، عمل کردن بدون اندیشه است.
  • به نتیجه رسیدنِ امور مهم، اغلب به انجام یافتن یا نیافتن امری به ظاهر کوچک بستگی دارد.
  • زندگی بسیار فریب دهنده است؛ فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست.
  • زیبایی، در فرا رفتن از روزمرگی ها است.
  • عقلانیت باز، عقلانیتی است که فراموش نمی کند یکی در چند است و چند در یکی.
  • تو ارباب سخنانی هستی که نگفته ای، اما حرفهایی که زده ای ارباب تو هستند.
  • به کارهای زشت عادت مکن، زیرا ترک آن دشوار است.
  • مانند خردمندان بنویس و مانند توده ی مردم حرف بزن.
  • به من رفیقی بده که با من گریه کند؛ دوستی را که با من بخندد خودم پیدا می کنم.
  • تا وقتی که زبان زنده است ملت نمرده.
  • مرحله اول نادانی آن است که خود را عاقل بدانیم.
  • آگاه کردن بهتر از آگاه شدن است.
  • اگر می خواهی اندوهگین نباشی، حسود مباش.
  • دروغ در دوی سرعت شرکت می کند، اما راستی در دوی ماراتن.
  • شادترین افراد، لزوماً بهترین چیزها را ندارند، فقط از آنچه که دارند بهترین استفاده را می برند.
  • با نشستن در سایه، هیچ باغی آباد نمی شود.
  • این باغبان است که به باغ روح می بخشد.
  • برای به دست آوردن محصول خوب، خواسته هایت را کم و تلاش ات را بیشتر کن.
  • سیب، خیلی دورتر از درخت نمی افتد.
  • یک دوست کسی است که زمانی که دیگران تو را ترک می کنند، به سراغت بیاید.
  • دوستی، لطیف تر از عشق است.
  • دوستی به عشق ارزش می دهد.
  • برای پا گرفتن یک دوستی قدیمی نیاز به زمان زیادی نیست.
  • سعادت در این است که انسان برای شادی دیگران بکوشد.
  • آنچه که تفاوتها را در روابط انسانی ایجاد می کند، گفته هایتان نیست، بلکه چگونگی بیان شما است.
  • دوستان حقیقی، مشکلی با سکوت ندارند.
  • پیش از اینکه با یک نفر احساس راحتی بکنی، مجبوری بارها بخندی و گریه کنی.
  • یک رابطه ی حقیقی دوستانه، رابطه ای است که در آن، حدودی برای افراد وجود نداشته باشد.
  • یک دوست می تواند چیزهایی را که دوست نداری به خودت بگویی، به تو گوشزد کند.
  • گمان می کنم در بیشتر مراحل زندگی، خودم را پنهان نمودم و از خودم فرار کردم. اما تو… تو پوشش مرا کنار زدی! و من را به خودم نشان دادی.
  • جمعی در انتظارند که پیشوایی ظهور کند و آنان را به راه راست هدایت نماید. حال آنکه پیشوایی مهمتر از عقل و خرد نیست؛ خوب است همه از او پیروی کنیم.
  • مردی که نتواند عصبانی شود، احمق و مردی که نخواهد عصبانی شود، عاقل است.
  • اگر هر روز کلمه ای به دانش خود بیفزایی، پس از هر سال صدها کلمه خواهی دانست.
  • چگونه انتظار دارید که به اسرار جهان پی ببریم و چیزی بفهمیم، در صورتی که هنوز نتوانسته ایم دریابیم که فهمیدن یعنی چه؟
  • موفق ترین مدیران دارای نبوغ خاصی هستند که می توانند چکیده و جان کلام را از میان انبوهی از اطلاعات دریابند و آن را به سرعت به دیگران منتقل سازند.
  • فردا هرگز دیر نخواهد بود، اگر بدانید که در جستجوی دانش هستید.
  • ملتی که از علم و دانش بهره مند باشند، دیگر طعم گرسنگی را نچشیده و زندگی راحت و آسوده ای خواهند داشت.
  • دقایقی را که به عیب جویی دیگران می گذرانیم، اگر صرف اندیشیدن به عیبهای خود کنیم، فایده های زیادی می بریم که کوچکترین آن خودشناسی است.
  • وقتی مردم از کسی تعریف می کنند کمتر کسی باور می کند، ولی وقتی که از کسی بدگویی می کنند همه باورشان می شود.
  • موفق ترین مدیران کسانی هستند که تا وقتی ” کهنه ” خوب است از آن استفاده می کنند و به محض اینکه ” نو ” بهتر شد آن را در اختیار می گیرند.
  • هر دوست، دنیای جدیدی را به ما نشان می دهد؛ این دنیا پیش از آشنایی با دوستان شکل نمی گیرد و تنها از راه این آشنایی ها است که دنیای جدید متولد می شود.
  • تفکر در مورد دوستان و روابط دوستانه، ما را در زندگی به تکامل می رساند.
  • خنده، دیدگاه تان را تغییر می دهد، زمانی که احساس خوبی ندارید، روحیه تان را عوض می کند و هنگامی که احساس ضعف می کنید به شما نیرو می بخشد.
  • در ارتباطات ما شادی و آرامش یکسان هستند؛ ما سبب شادی یکدیگر می شویم. او پیش تر به داستان هایم می خندید، اما یک روز گریه کرد؛ و من با استفاده از صدایش، قلبش را آگاه نمودم.
  • از لحظه های گرم، خاص و شاد زندگی لذت ببر.
  • شادی زمانی فرا می رسد که دوستی، در زندگی وجود داشته باشد.
  • خودت را در دژ پنهان نکن؛ بهتر است به وسیله ی دوستانت از خود مراقبت کنی.
  • او پرسید: چرا این کار را برای من انجام دادی؟ من شایسته اش نبودم، هیچ وقت کاری برایت انجام ندادم. شارلوت جواب داد: تو دوست من هستی، این خودش فوق العاده است.
  • بهترین راه دستیابی به آرامش در زندگی، یافتن دوستی است که به ندرت از ما چیزی خارج از حد توان می خواهد.
  • داشتن ثروت و قدرت خوب است، اما اگر انسان مورد علاقه ی چندین دوست باشد، ارزشمندتر است.
  • دانه های برف جزء شکننده ترین پدیده های طبیعت هستند، اما بنگر زمانی که به هم می چسبند چه کارهایی می توانند انجام دهند.
  • تا زمانی که دیگران به ما عشق می ورزند مفید هستیم؛ و انسان تا زمانی که دوستی دارد، ارزشمند است.
  • دوستان مانند دارو هستند؛ در حقیقت، نمی دانیم چرا باعث می شوند یک فرد بیمار بهتر شود، اما آنها این کار را انجام می دهند.
  • انسان نادان در دوردست ها به دنبال شادی می گردد، اما انسان دانا آن را در زیر پاهای خود پرورش می دهد.
  • شادترین انسانها کسی است که به جذاب ترین مسایل می اندیشد.
  • پیدا کردن سعادت در وجود خودمان کار ساده ای نیست، با این وجود می توانیم آن را در هر جای دیگری پیدا کنیم.
  • سعادت، بیشتر به اثری که زندگی بر شما می گذارد بسته است تا آنچه که اتفاق می افتد.
  • رمز سعادت در انجام آرزوها نیست، بلکه در آرزو برای انجام چیزهایی است که باید صورت گیرد.
  • یکی از دلایل اصلی غم و اندوه، جستجو برای یافتن شادی است.
  • در شگفتم که چرا تمام خوشی ها جایگزین شادی نمی شوند.
  • برخی برای شوخی و خنده ارزش قایل نمی شوند؛ در صورتی که شوخی و خنده برای روح انسان بسیار سودمند است.
  • اگر همواره به لبخند فکر کنی، صورتت جوان و شاداب خواهد ماند.
  • خوشبختی مانند عطر است؛ نمی توانی بدون بهره بردن چند قطره، آن را به دیگری بدهی.
  • زمانی شاد هستیم که برای رویاهای درونمان مشابهی در دنیای خارج وجود داشته باشد.
  • آنچه که احساس می کنیم، بیشتر از آنچه که می دانیم اهمیت دارد.
  • زمانی که ظرفی را قطره قطره پر می کنی ، سرانجام قطره ای وجود دارد که ظرف را لبریز می سازد؛ به همین گونه در رشته ی محبت نیز بخشی وجود دارد که در نهایت، قلب را لبریز می کند.
  • انسان تا زمانی که تصمیم می گیرد شاد باشد، شاد خواهد بود و هیچ چیز نمی تواند او را باز دارد.
  • در حالی که قدم می زنم، به مسیر ژرف تری توجه می کنم. ناگهان تمام نیاکان خود را پشت سرم می یابم. آنها می گویند، آرام باش؛ تو در اثر عشق هزاران نفر به وجود آمده ای.
  • خوشبختی برای فخر فروشی نیست، بلکه باید از آن لذت برد. بنابراین، اگر بدانم و احساس کنم که شاد هستم، هر چند دیگران مرا غمگین و درمانده به حساب آورند، نظر ایشان را نخواهم پذیرفت.
  • جهت تحقق آرزو، خواه امیر باشی خواه گدا، در برابر طبیعت فرقی ندارد و برای همه یک بها معین شده است و آن، فداکاری و از خودگذشتگی است.
  • دست طبیعت، امیدهای انسان را در هیچ حدود و ثغوری دربند نکرده است و آرزوهای بشری هرگز حدی نمی شناسند.
  • آزادی همان آشوب است، تنها با نورپردازی بهتر.
  • آزادی یعنی آزادی دگراندیشان.
  • آزادی یعنی گشت و گذار در دنیای هستی، با آنچه که خداوند متعال امر فرموده!
  • دشمنی را با دشمنی درمان نتوان کرد، دشمنی را فقط دوستی نابود کند.
  • مردم به جبران آزادی فکر که به ندرت از آن بهره می برند، خواستار آزادی بیان هستند.
  • ملتی که آزادیش به ستم گرفته شده، هر اندازه هم که در ثروت و رفاه باشد، از نظر بشریت به اندازه یک پادو مغازه ارزش ندارد.
  • هیچ وقت درخت پرثمر استقلال و آزادی، بی آشامیدن خون، بارور و برومند نشده است و من هزاربار بیشتر ترجیح می دهم که در راه استقلال و آزادی و آسایش مردم کشته شوم تا مانند درماندگان در رخت خواب بیماری جان بسپارم.
  • دوست، شخصی است که صمیمانه به تو زیان می رساند.
  • دوستی با افراد بد مانند سایه ی بامدادی است که در هر ساعت رو به کاهش می گذارد؛ دوستی با افراد نیک مانند سایه عصر است که تا غروب آفتاب رو به افزایش می گذارد.
  • عشق تنها قدرتی است که دشمن را به دوست بدل می کند.
  • هنگام نیاز، دوستان حقیقی شناخته می شوند.
  • بسیاری از مردم خوشبختی را می جویند مانند کسی که کلاه خود را – که روی سرش است- می جوید.
  • انسان خوشبختی را در آغوش خوشبختی جستجو می کند.
  • خوشبختی و وسایل آن در سازش و هماهنگی با دیگران به دست می آید.
  • زندگی، چه کوتاه و چه بلند، کمال آن وابسته به چیزی است که برای آن صرف گشته است.
  • ماهی و مهمان دو روز اول خوب هستند، از روز سوم بو می گیرند.
  • با تقوی و خوبی می توان سعادت آفرید.
  • هر چه کمتر به زندگی وابسته شویم زنده تر خواهیم بود.
  • اگر ایلخانان به تاریخ بها می دادند و از آن عبرت می گرفتند، هیچ گاه به ایران نمی آمدند و به این سرنوشت شوم گرفتار نمی شدند.
  • در دوران زندگی ام، هیچ گاه از کسانی که با نظر من موافق بودند چیزی نیاموختم.
  • تو ثروتمند نیستی، مگر آنکه چیزی داشته باشی که با پول نتوان خرید.
  • زندگی تراژدی است برای آن کس که احساس می کند و کمدی است برای آن که می اندیشد.
  • نقیض یک قضیه ی صادق یک قضیه ی کاذب است، اما نقیض یک حقیقت ژرف گاهی حقیقت ژرف دیگری است.
  • هیچ کس بدبخت تراز کسی نیست که همیشه خوشبخت است.
  • برای یک زندگی خوب، مثل سگ کار کن، مثل اسب بخور، مثل روباه فکر کن و مثل خرگوش بازی کن.
  • مدام برای انجام وظایف و کارهای اصلی خود فرصت ایجاد کنید. هر روز برای انجام کارهای فردا برنامه ریزی کنید. چند کار کوچک را که باید حتما انجام شوند همان ابتدای صبح انجام دهید. سپس بلافاصله به سراغ وظایف اصلی و مهم بروید و کار را تا به پایان رساندن آنها ادامه دهید.
  • ممکن است شما از شکست خوردن ناامید و مأیوس شوید، اما اگر امتحان نکنید فنا خواهید شد.
  • اگر قادر نیستی خود را بالا ببری، همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری.
  • اگر از طبقه بالا زن بگیرید، به جای خویشاوند ارباب خواهید داشت.
  • دانشی که با تقوا و پرهیزگاری همراه نباشد پشیزی ارزش ندارد.
  • خط مستقیم نه تنها در هندسه، بلکه در اخلاقیات هم کوتاهترین راه است.
  • در حقیقت، موفقیت نتیجه ی یک درصد کار است که خود از ۹۹ درصد خطا به وجود آمده است.
  • اختلاف نظر وقتی خوشایند می گردد که دو طرف به منظور کشف حقیقت، دوستانه به جر و بحث بپردازند. مناظره وقتی شکنجه آور است که یک طرف سعی کند به زور حرف خود را به کرسی بنشاند.
  • ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن تنها یک اشتباه صورت بگیرد، جبرانش غیر ممکن خواهد بود.
  • با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش.
  • پیش از رفتن به جنگ، یکی یا دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری، سه بار برای خودت دعا کن.
  • زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست، برتابد.
  • وقتی برای عروسی خود بسیار هزینه کنی، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت!
  • ازدواج پدیده ای برای تکامل مرد است.
  • زمانی که همسرم با من است، حاضر نیستم فقر و تنگدستی خود را با ثروتمندی جا به جا کنم و او را از دست بدهم.
  • بله، در هر چهار یا پانصد سال یکبار، وحشیگری برای جامعه بشری از جمله امور واجب است، در غیر این صورت دنیا از بسیاریِ تمدن خواهد ترکید.
  • تنها با اشخاص موافق نشست و برخاست کنیم، چرا که هیچ کس نیاز به مخالف ندارد.
  • بهای عشق چیست به جز عشق ؟
  • غفلت بورزید تا سرگشته بمانید، بجویید تا بیابید!
  • خوش رفتار کسی است که بتواند با آدمهای بد رفتار سازش کند.
  • شما نمی توانید با تنفر داشتن از دیگری خودتان را به خدا نزدیکتر کنید، چه باور داشته باشید که این خشمی بجاست و یا نه. رابطه میان روح – که شما هستید – و خدا بر اساس عشق است و جایی که عشقی پاک هست، هیچ جایی برای هیچ نوع خشمی وجود ندارد.
  • گناهکاران همیشه در دادگاه وجدان خویش مبرا هستند!
  • هیچ چیزی برای یاد گرفتن، کوچک و هیچ چیزی برای انجام دادن، بزرگ نیست.
  • شاداب بودن بالاترین خوبی ها و فضیلت هایی است که بسیاری می توانند به آن دست پیدا کنند و بسیاری از نعمت آن، یا محروم هستند یا خود را محروم می کنند.
  • بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانوهایت زندگی کنی.
  • عشق چیزی است که بی خردان را خردمند و خردمندان را خردمندتر می کند و آنها را که بیش از اندازه خردمند هستند، کمی بی قید می سازد.
  • مشکل نویسندگان جوان این است که هنگام نوشتن داستان های خود، به موفقیت یا عدم موفقیت آن می اندیشند.
  • زمانی که نویسنده برای نوشتن می نشیند، اراده می کند که نویسنده ی خوبی شود یا نه.
  • غذا را سبک کن تا از بیماری ایمن شوی.
  • عشق چیزی است که نخست پر و بالتان می دهد تا آنگاه بهتر بتواند شما را به دام بیندازد.
  • عشق، عشق می آفریند. عشق، زندگی می بخشد. زندگی، رنج به همراه دارد. رنج، دلشوره می آفریند. دلشوره، جرات می بخشد. جرات، اعتماد می آورد. اعتماد، امید می آفریند. امید، زندگی می بخشد. زندگی، عشق به همراه دارد و عشق، عشق می آفریند.
  • مردها، قانون را بنا می نهند و زنها اخلاق را به وجود می آورند.
  • کشتن میل ستیزه جویی در بسیاری از زنان کاری بی اثر است و درست مانند آن است که تلاش کنی بادکنکی را با فشار در زیر آب نگه داری؛ دوباره بیرون می زند!
  • اندیشیدن درباره ی خویشتن خویش وحشتناک است، اما این تنها راه صمیمانه ی کار است؛ اندیشیدن درباره ی خویشتن خویش، آن گونه که هستم؛ اندیشیدن به جنبه های زشتم، اندیشیدن به جنبه های زیبایم و در شگفت شدن از آنها. چه آغازی می تواند محکمتر و استوارتر از این باشد؟ از چه چیزی می توانم رشد خود را آغاز کنم، جز از خویشتن خویشم؟
  • اینکه “عاشق چه باشیم”، اساسی ترین مسئله ی بشری است و اگر پاسخ این باشد که “به هر آنچه هست عشق بورز”، در می یابیم که جهان پیرامون به همین ترتیب عشق می ورزد و هیچ عشق ورزیدن دیگری نیست که جاودانه باشد یا جهان پیرامون آن را بشناسد.
  • برای کسی که شگفت زده ی خود نیست معجزه ای وجود ندارد.
  • آرامش، زن دل انگیزی است که در نزدیکی دانایی خانه دارد.
  • خداوند، روی خطوط کج و معوج، راست و مستقیم می نویسد.
  • کمابیش همه ی مردم بخشی از عمرشان را در تلاش برای نشان دادن ویژگی هایی که ندارند، هدر می دهند.
  • شخصی که امروز زیر سایه ای آرمیده، مدیون کسی است که مدتها پیش درختی کاشته است.
  • خودت باش؛ شاید بدترین پندی باشد که به برخی می توان داد.
  • عمری را هدر دادم تا بفهمم فهمیدن همه چیز لازم نیست.
  • دعا سخن روح است که حقیقت را به درستی بازگو می کند.
  • پاکدامنی و استفامت از تمام پیمانها و سوگندها محکمتر است.
  • دشوارترین کار آن است که وقتی روی زمین یخ زده افتادی، برخیزی و خدا رو شکر کنی.
  • بسیار نادر است، کلمه هایی که ارزششان بیشتر از سکوت باشد.
  • مدیری که تنها به سود می اندیشد، مانند تنیس بازی است که به جای توپ، چشم بر تابلوی امتیازها دوخته است.
  • ایمان، نیرویی فراتر از منطق است.
  • زندگی من همواره چون فاجعه ای بوده است که هرگز اتفاق نیفتاده بود!!!.
  • زندگی کردن همچون مجموعه ای از لایه های زیرین یک سازندگی عاشقانه است که دوباره و دوباره در طول زندگی بازسازی می شود. این را زمانی باور می کنی که آن را تجربه کرده باشی.
  • زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است.
  • زندگی کوتاه است، اما بلندترین چیزی است که در اختیار ما انسانها قرار دارد.
  • زندگی به چیزی نمی ارزد، اما ارزش هیچ چیزی به اندازه ی زندگی نیست.
  • زبان عضوی است که وزنش اندک، اما عبادت و گناهش بسیار بزرگ است.
  • یک شاخه گل به زنده ای دادن به هیچ روی قابل مقایسه با نثار کردن تاج گلی بر گور یک مرده نیست.
  • من به هیچ زنی بر نخورده ام که چیزی از بزرگی در او نباشد.
  • درمان غم و اندوه، سرگرم ساختن مغز به اندیشه های نشاط آور است.
  • هر کس گذشتش بیشتر است غنی تر است.
  • هنگامی که به راستی، خودمان را همان گونه که هستیم، دوست می داریم و می پذیریم و تایید می کنیم، همه چیزمان با کامیابی همراه است.
  • نادان ترین انسان کسی است که در حق دوست خود با دشمن مشورت و تدبیر کند.
  • یک انسان ناسپاسِ خوشبخت نشان بده.
  • زمان، استاد بزرگی است که بسیاری از مشکلات را حل می کند.
  • ثروتمند حقیقی کسی است که بخششی داشته باشد. کسی که از این عمل سر باز زند، مسکینی بیش نیست.
  • در زمان خرید پارچه حاشیه ی آن را خوب نگاه کن و در زمان ازدواج درباره ی مادر عروس تحقیق کن.
  • ازدواج، مقدس ترین قراردادها به شمار می رود.
  • جوان بودن مانند رها بودن در باد است که به سرعت نیز می گذرد.
  • هر انسان یک جزیره است در میان دریای عشق و محبت که انسانها را بهم می پیوندد.
  • پیدا کردن شیطان کاری بسیار ساده است؛ کافی است به اطراف خود بنگری، دیری نخواهد پایید که اثری از او پیدا خواهی کرد.
  • من خداوند را باور دارم، مشکل اینجا است که آیا او هم مرا باور دارد؟!
  • ای سالک، یکی یکی، قدم به قدم؛ راهی نیست، راه با پیمودن پدید می آید، با پیمودن است که راه را می سازی و اگر واپس بنگری، هر آن چه می بینی، تنها رد گام هایی است که روزی پاهایت دوباره آنها را می پیماید.
  • آنچه سبب امنیت روح می شود ایمان است.
  • سخن را زیوری جز راستی نیست.
  • به زیبایی بیندیش، نه برای انگیزش، که در جهت تعالی. زیبایی به هر جا آرامش می آورد، چه دست ساز انسان و چه طبیعی.
  • خنده، سختی ها و مشکلات زندگی را کوچک و رنجهای روحی را محو می کند.
  • ممکن است دروغ یک سال بدود، راستی در یک روز از او جلو می افتد.
  • در میان همه رنجها و مصیبت ها تنها یاد خداوند انسان را آرامش می بخشد.
  • انسان تنها یکبار زندکی می کند؛ درنتیجه، امکان آن بسیار کم خواهد بود که چیزی را دوبار تجربه کند که بیشترین شوق و هیجان را به او می داد.
  • من احساس می کنم همواره در پی چیزی هستم که هرگز نخواهم یافت.
  • بسیاری افراد زمان زیادی را صرف می کنند تا زندگی خود را بسازند، بی آنکه بدانند در این جستجو هر لحظه در حال زندگی کردن هستند.
  • برای من سفر مانند مجازاتی است که به خود می دهم؛ زمانی که زندگی در نگاهم بسیار آزار دهنده و تلخ می شود.
  • پول در تمامی دنیا مانند یک بیماری ویروسی است که مردم دنیا نمی توانند از شر آن رهایی یابند.
  • اگر قرار است قانونی برای شاد بودن داشته باشید، بگذارید این باشد: برای شاد بودن من لازم نیست حتماً چیزی در زندگی ام رخ دهد؛ من شادم برای این که زنده ام! زندگی موهبتی است که به من داده شده و من از آن لذت می برم.
  • مسلم است که در زندگی، بسیار ساده تر است که انسان به داخل شهر رفته، در رستورانی ساکت و آرام، آسوده بنشیند و نوشیدنی خود را به آرامی بنوشد؛ زمانی که اساس زندگی بر پایه ی تلاش و کوشش سازنده بنا شده است.
  • من فکر می کنم هیچ احساسی، رهایی و آزادی بیشتری را به کسی نخواهد داد، زمانی که جرأت کنی در زندگی مانند یک اتومبیل بچرخی و دور بزنی.
  • دانشمند شیمی که با مواد خطرناک به آزمایش می پردازد و پزشکی که در معرض ابتلا به بیماریهای واگیردار است، همه به دلیل وظیفه شغلی و احساس نبوغ خود فداکاری می کنند.
  • بدترین افراد کسی است که مردم از او بترسند.
  • همیشه باید مراقب سه چیز باشیم : وقتی تنها هستیم مراقب افکار خود، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و زمانی که در جامعه هستیم مراقب زبان خود.
  • جلوی زبان دیگران را نمی توان گرفت، ولی اگر خوب زندگی کنیم، این خود باعث شکست و تحقیر آنان می شود.
  • خوشا به حال کسانی که چیزی ندارند بگویند و همین را هم نگویند.
  • دو کلمه آری و نه که تلفظ شان آسان است، کلماتی هستند که برای ادای آنها اندیشه و مطالعه فراوان لازم است.
  • سخن را چو بسیار آرایش کنند، هدف فراموش می شود.
  • علت اینکه زنبورها اینقدر وز وز می کنند این است که بلد نیستند حرف بزنند.
  • مدیرانی که اهمیت نمی دهند؛ چیزی نمی شنوند، چیزی نمی بینند و چیزی هم به دیگران نمی گویند.
  • کلمه ای که خوب فهمیده شود، دهها بار بیشتر از تعداد زیادی کلمه توخالی اثر دارد.
  • مانند عده کمی از مردم فکر کن و مانند بیشتر مردم سخن بگو.
  • نگذارید زبان شما از افکارتان جلوتر برود.
  • هر سخن که از دل برآید بر دل نشیند و چون از زبان برآید از گوش تجاوز ننماید.
  • هر کسی تاب و توان شنیدن حقیقت را ندارد.
  • یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن.
  • یک بار پشیمان نشدم از اینکه چرا نگفتم، ولی بارها پشیمان شدم از آنچه گفتم.
  • مدیران بدانند، دگرگونی مانند مرگ پرهیز ناپذیر است.
  • رابطه ی من با پول، این گونه است که من هرگز اهمیتی به آن نمی دهم.
  • برای من بزرگترین مسئله دو جانبه در زندگی این است که عاشق کسی باشم که عاشقانه دوستم دارد.
  • داشتن یا به دست آوردن کسی آنقدر ها مهم نیست؛ آنچه مهم است این است که عاشقانه یکدیگر را دوست داشته باشند.
  • من فکر می کنم همه زندگی رویایی از عشق است.
  • من می دانم که زیباترین عشق خود را در یک کتابخانه دیدار خواهم کرد.
  • در زندگی هیج چیز مهمتر از این نیست که با قلب خود در آرامش باشی.
  • من هرگز اجازه نخواهم داد پول مانع کاری شود که می خواهم انجام دهم.
  • در کار یک سیاستمدار، عشق باید نقطه یا نشانه هر هدف باشد.
  • این کمکی نیست که تو مدام کاری را انجام دهی که از عهده ی آن بر می آیی. مهم این است کاری را بتوانی انجام دهی که تاکنون نمی توانستی و یاد نگرفته بودی.
  • تغییر، آن چیزی نیست که می آموزیم، بلکه چیزهایی است که از دست می دهیم.
  • دنیا پر از مشکل گشاهایی است که به دنبال مشکل ها می گردند.
  • انسان نمی تواند کیف پول خود را در قلب خود داشته باشد.
  • یک ریاضیدان کسی است که به تنهایی می نشیند و سعی می کند مشکلی را حل کند که حتی خودش هم نمی دانست چنین مشکلی وجود دارد.
  • غذایی را بخور که می پسندی، لباسی را پبوش که مردم می پسندند.
  • در تصور من زندگی مانند نقطه ای روشن در تاریکی است.
  • این نظر شخصی من است: شاد بودن مهمترین کاری است که یک انسان می تواند انجام دهد.
  • دانش اقتصادی چیز شیرینی است، اما برای اقتصاددانان در این مقوله هیچ دینامیت هیجان یا کششی پیدا نمی شود؛ بخصوص در برابر آنانی که به دنبال رویا و آرزوهای بزرگ می روند و تلاش می کنند آن را انجام داده و کنترل کنند.
  • اینکه کسی تبهکار اجتماعی باشد، مانند این است که هفت سال با کوشش و سختی در دانشگاه تحصیل کرده، اما هیچ چیز نیاموخته باشد.
  • در هر یک نفسی که می کِشی، هم آسمان موجود است و هم زمین.
  • تا زمانی که احساس می کنم نقاشی و نقش اصلی را نیافته ام، به کشیدن ادامه خواهم داد.
  • سخت ترین مأموریتی که گرفتم این بود که پرنده ای را شاد کنم؛ با وجود داشتن پرنده هایی در یخچال، این کار بسیار سخت بود.
  • بسیارند کسانی که قادر به انجام کاری هستند، اما نمی توانند بیشتر از این که هستند باشند.
  • هیچ دلیلی ندارد شاگردی را عصبانی و پریشان کنیم و سپس به تماشای او بنشینیم!
  • هدف زندگی باید براساس این باشد که: در پیری با سلامت از دنیا بروی، اما یک عمر قلبی جوان داشته باشی.
  • کلمه مانند آب روان است که به راحتی جاری می شود.
  • هرگز کسی که استعداد خوبی در تایپ کردن دارد پروفسور نخواهد شد.
  • اگر قرار است انسان روزی تعادل روحی خود را از دست بدهد و بشکند، بهتر آن است که این امر در جوانی صورت پذیرد؛ چرا که پس از آن محکم تر و قدرتمندتر زندگی خواهیم کرد.
  • هر چیزی که بیرون از محدوده ی آبرو باشد، جز شکست و تباهی نتیجه ای نخواهد داشت.
  • بهترین چیزهایی که همیشه هدف من بوده است، آرزو می کردم که مد نظرم نبود.
  • من از حماقت های خود در زندگی پخته شده ام.
  • مرد بلندهمت تا پایه ی بلند به دست نیاورد، از پای طلب ننشیند.
  • خدا دایره ای است به مرکز همه جا و محیط هیچ جا.
  • آدمی از بخت و اقبال، بت ساخته است تا بی قیدی و بی توجهی خود را توجیه کند.
  • در این هستی هیچ چیز وجود ندارد، مگر اتم و فضای خالی؛ هر چیز دیگری پندار آدمی است.
  • چیزی در جهان بهتر از دوست حقیقی نیست.
  • چیزی که همیشه پیرو چیز دیگر باشد، مرده است.
  • آسایش ما در فلسفه است.
  • اگر اشخاص تنبل وقت را می کُشند، مردان پر تلاش آن را زنده می کنند.
  • شاگردان متوسط هستند که جهان را تغییر داده اند، نه شاگردان برتر و زرنگ.
  • بزرگترین اشتباهی که کسی مرتکب می شود، ترسیدن همیشگی از اشتباه کردن است.
  • برگزیدن پدر و مادر، دست خود انسان نیست، اما برگزیدن مادرشوهر و مادر زن دست خود انسان است.
  • تلاش برای خشنود سازی تمامی انسانها، کلید همه شکست ها است.
  • اندیشیدن تا زمانی که با عمل همراه نباشد، خلاقانه نیست.
  • ما در بین کسانی که با ما هم عقیده اند، احساس آرامش داریم، اما زمانی بزرگ می شویم که در بین کسانی باشیم که با ما هم عقیده نباشند.
  • اگر مژده ای برای کسی داری، در دادن آن شتاب کن.
  • وظیفه اصلی و اساسی کلمه ی قدرت این است که در خوشبختی بشر بکوشد.
  • امید جزیی از خوشبختی است.
  • خوشبختی تنها در دانش نیست، بلکه در روش بهره گیری از آن است.
  • کسی که می کوشد به سوی هدف نهایی گام بردارد، مانند مسافری است که شباهنگام از کوه بالا می رود؛ زمانی که به قله آن رسید چندان به ستارگان نزدیک نیست، اما آنها را بهتر می بیند.
  • بزرگترین سعادت، فرار از بدبختی است.
  • خواستار سعادت دیگران بودن بزرگترین خوشبختی ها است.
  • قهرمان راستین کسی است که باعث خوشی دیگران می شود.
  • فرمانبری، بسیار کم خطرتر از فرمان راندن است.
  • سیاست، هنر به دست آوردن پول از ثروتمندان و رای از فقرا، به بهانه ی نگاهبانی هر کدام از این دو دسته از دیگری است.
  • محبت را به هیچ چیز تشبیه نتوان کرد، زیرا که هیچ چیز دقیق تر و لطیف تر از محبت نیست.
  • اگر شخصی باعث رنج شما می شود، به این دلیل است که خود در کُنه وجود خود رنج می کشد و رنج او لبریز می شود. بنابراین، او سزاوار مجازات نیست، بلکه نیازمند کمک است؛ این همان پیام او برای شما است.
  • کلمه ی “نه” در زبان یک زن به معنی پاسخ منفی نیست.
  • شاید ناپلئون اشتباه می کرد که می گفت کشور ما، کشور دکان دارها است؛ انگلستان امروز به کشور دروازه بان ها شباهت دارد.
  • برخی از مردم گمان می کنند فوتبال مسئله مرگ و زندگی است… مطمئن باشید موضوع جدی تر از این حرفها است.
  • عیب داورها این است که برایشان مهم نیست کدام گروه برنده می شود.
  • از پندهای همیشگی به بازیکنان خود: “هیچ وقت مطالب چاپی را نخوانید؛ چشم را برای دیدن توپ ضعیف می کند”.
  • من به همان شدت از ورزش بیزارم که دوستداران ورزش از عقل سلیم.
  • وقتی تئودور روزولت از دندان پزشکی که مشت زن شده بود پرسید: “چرا تغییر شغل دادی؟” در جواب گفت: “چون شکستن دندان درآمدش بیشتر از گذاشتن دندان است.”
  • مجردان بیشتر از متاهلین درباره ی زنان آگاهی دارند، چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج می کردند!
  • پیش از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هایی می اندیشد که شما گفته اید، اما پس از ازدواج، مرد قبل از این که شما حرف بزنید به خواب می رود!
  • ازدواج، سطل آشغال احساسات است.
  • اینکه دلشاد اید که زنده اید، گناه نیست.
  • تنها کاری که می توانیم بکنیم، این است که در زمان اکنون باشیم.
  • ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق می شویم.
  • از نشانه های جوانمردی این است که به دیگران احترام بگذاریم، حتی اگر فایده ای برایمان نداشته باشد.
  • از همان لحظه که به فکر کردن خو می گیرید در راه ترقی گام بر می دارید.
  • استراحت خوب بهتر از غذای خوب است.
  • من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت.
  • دوستت دارم نه به این دلیل که چه کسی هستی، به این دلیل که وقتی با تو هستم چه کسی می شوم.
  • در عشق راستین، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد.
  • عشق یعنی وقتی از یکدیگر دورید دلتنگ شوید، اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به یکدیگر نزدیکید.
  • اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود.
  • این عشق نیست که دنیا را می چرخاند؛ عشق چیزی است که چرخش آن را ارزشمند می کند.
  • می گن عشق یک معجزه است، می گن عاشق دنیا رو یه جور دیگه می بینه، زمان و مکان رو فراموش می کنه، انگار همون لحظه که عاشق می شه همون لحظه هم به دنیا می یاد و اگر عشقش رو از دست بده در اندک زمانی قلبش می ایسته و می میره چون هوای تنفس اش هوای عشق است؛ آره یه جور معجزه است.
  • عشق شهوانی، عشق به زیبایی و بدون منطق، عشق فیزیکی که به واسطه جذابیت و کشش های جسمانی و یا ابراز آن به گونه ی فیزیکی نمایان می گردد – همان عشق در نگاه اول – با شدت آغاز شده و به سرعت فروکش می کند.
  • عشق برادرانه – عشقی که مبتنی بر پیوند مشترک می باشد – عشقی است که بر پایه وحدت و همکاری بوده و هدف آن دستیابی به منافع مشترک است.
  • عشق دوستانه – وابسته به احترام و نگرانی نسبت به منافع متقابل – در این عشق همنشینی و همدمی بیشتر نمایان می باشد. صمیمانه و متعهد، رابطه ی دراز مدت، پایدار و بادوام و بدون شهوت است.
  • عشق منطقی؛ این ویژه ی کسانی است که نگران این مسئله هستند که آیا طرف مقابل شان در آینده پدر یا مادر خوبی برای فرزندانشان خواهد شد؟ عشقی که مبتنی بر منافع و دورنمای مشترک است؛ پایبند به اصول منطق و خردگرایی و همبستگی برای اهداف و منافع مشترک.
  • عشق الهی؛ عشق فداکارانه و از خودگذشته، عشق نوع دوستانه (تمایل انجام دادن کاری برای دیگران بدون چشم داشت)، عشق گرانقدر.
  • از محبت هدر رفته سخن مگو، محبت چیزی نیست که هدر رود.
  • عشق افراطی؛ انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگیز، شیفتگی شدید به معشوق، معمولاً فاقد عزت نفس، عدم رضایت از رابطه، مانند وسوسه می ماند و می تواند به احساسات افراطی منجر گردد؛ عشق دردسر ساز، عشق وسواس گونه.
  • از موفقیت دیگران همان اندازه خوشحال باش که از موفقیت خودت خشنود می شوی.
  • استفاده از موفقیت های کوچکی که پیش می آید سودمندتر از این است که بیهوده شانس بزرگتری را آرزو کنیم که شاید هرگز به دست نیاید.
  • اصل ایمان از پاکی روح و صفای باطن است.
  • ادب از زمانی که بشر خودش را شناخت با او همراه است.
  • ارتباطات نه تنها جوهره ی حیات انسانی است، بلکه دارایی حیاتی زندگی او به شمار می رود.
  • ارزش یک پیمان نامه ی خوب، بستگی به میزان اعتبار آن دارد.
  • از آنها که می فهمند، تنها عده ی اندکی قادر به شرح مسئله هستند.
  • از اندیشه ها و آرزوهای دیگران برای موفقیت خود، یاری بگیرید.
  • از تمام روزهای زندگی در کنار زنی که دوستش داری، لذت ببر؛ روزهایی که به تو هدیه شده اند.
  • ازدواج روی من همان تأثیری را دارد که یک قطره لیمو ترش روی یک صدف.
  • ازدواج، سقوطی است که به صعود شباهت دارد.
  • ازدواج عوام، آنها را از شخصیت تهی و از ویژگی های اخلاقی به دور می سازد.
  • ازدواج، ماجرای بسیار پر سود و بهره ای است. فقط به مخارج خانه فکر کنید. پیش تر هر کدام از دو طرف به یک ماهی تابه، تلویزیون و خدمتکار نیاز داشت. بعد از ازدواج و پس از این که به یک خانه نقل مکان می کنیم، از هر کدام یک مقدار برایمان کافی است.
  • ازدواج مکالمه ی دراز مدت دو انسان است که هر از چند گاه به مشاجره می انجامد.
  • آنها که فکر می کنند توانا هستند، به درستی توانمندند.
  • آیا متوجه شده اید که رؤسای شرکت ها همیشه هنگام بازنشستگی کارمندان به آنان می گویند که انسانهای فوق العاده ای بوده اند؟
  • آمال و آرزوهای پزشک این است که شما را زنده نگهدارد، اما تصمیم من بر این است که زنده بمانم.
  • آموزش توانسته است جمعیت فراوانی را باسواد کند، اما نتوانسته به آنها بگوید که بخوانند.
  • آنان که همیشه و مداوم از زندگی گله و شکایت دارند، کمتر از دیگران برای نبرد روزانه آماده هستند.
  • آزادی در کشورهایی امکان تحقق دارد که حس ادای وظیفه بر هواپرستی چیره باشد.
  • آگهی ازدواج مقدم بر فیلمی است که هنوز در مرحله ی تولید به سر می برد.
  • آن چه برخی مردم در یک پیاده روی کوتاه می بینند، بسیار بیشتر از کسانی است که به دور دنیا مسافرت می کنند.
  • آن کس که به کم خرسند است، بیش از دیگران دارد.
  • آن که از کردار خود خشنود باشد، شرمسار نخواهد بود.
  • من کاملاً طرفدار آزادی بیان هستم، به شرط آنکه شدیداً تحت کنترل باشد.
  • دوازده سال وقتم گرفته شد تا کشف کردم که در نویسندگی استعدادی ندارم، اما دیگر نتوانستم از این کار دست بکشم چون بیش از اندازه مشهور شده بودم.
  • زندگی سقوطی افقی است.
  • ذهن چیزی است که با آن می اندیشیم که می اندیشیم.
  • عقل سلیم و شوخ طبعی، هر دو یک چیزند که با سرعت های متفاوت حرکت می کنند. شوخ طبعی، همان عقل سلیم در حال رقص است.
  • اگه خدا تو رو لبه ی پرتگاه برد بهش اعتماد کن؛ یا تو رو از پشت می گیره، یا بهت قدرت پرواز می ده.
  • هر موقعیت جدید، مستلزم یک معماری جدید است.
  • معماری، یک ورزش در مسافت طولانی است. شما اندیشه تان را بر روی آن می گذارید و سالها با آن همراه می شوید، تا اینکه کم کم در این رشته راه می افتید.
  • درست بوده است، من به ریش همه می خندیدم به ریش خودم هم… نمی دانم به چه هزینه ای.
  • در نمایشهای معنا باختگی هرگز نمی توان به نتیجه یا راه حلی رسید، زیرا این نمایشنامه ها اساساً ماهیتی دورانی و تکراری دارند.
  • شما تنها به دو نفر در زندگی تان دروغ می گویید: نامزدتان و پلیس!
  • مصالح، دنیای خاص خود را دارند. با چگونگی قرار دادن آنها در کنار یکدیگر و نیز علایمی که از طریق بافت و رنگ آنها به دست می‎آید، زبانی حاصل می ‎شود که می‎تواند مکمل اندیشه و راهگشای معماری باشد.
  • من زمانی که روی حل یک مسأله کار می کنم، هرگز به زیبایی راه‎حل آن نمی اندیشم. من تنها به این می‎اندیشم که چگونه مسأله را حل کنم. اما بعد از حل مسأله، اگر راه حل به دست ‎آمده زیبا نباشد، متوجه می شوم که این راه حل اشتباه است.
  • مسابقه های معماری خوب نیستند، چون برای مسابقه باید سریع کار کرد. البته باید در مسابقه شرکت کنید تا بتوانید کار بگیرید، اما برای شرح و گسترش طرح معماری، این بهترین راه نیست.
  • من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح می دهم، زیرا ترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی می گذارد.
  • من از تعطیلات متنفرم؛ اگر شما می توانید ساختمانهایی را بسازید، چرا باید در کنار دریا بنشینید؟
  • من خجالتی ترین آدمی هستم که تابحال وجود داشته، اما شیری در درونم دارم که هیچ گاه خفه نمی شود.
  • از کارهایی که کرده ام پشیمان نیستم، تنها از کارهایی که انجام نداده ام پشیمانم.
  • مهم این است که بدانید از کجا آمده اید و به این شکل می توانید بفهمید که به کجا می روید.
  • خلاقیت حقیقی کل زندگی را در بر می گیرد و به وسیله ی ابزارهایی از شهود بیان می شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبانهای دیگر قادر به ابراز آن هستند.
  • هندسه، شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از راه هندسه به اثر خود دست می یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه های زاینده و مهم الهام هستند.
  • من بیشتر وقتم را صرف کارفرماها می کنم. زیرا بر این باورم که این کار ما را به پیش می برد و آنها هم به آنچه می خواهند می رسند و از کار، احساس رضایت می کنند. این روند باعث می شود آنها بدانند که شما مسائل شان را می شنوید. همچنین این تعامل موقعیت نوآوری را برای شما فراهم می آورد.
  • مدرنیست‎ها مدعی اند که مدینه ی فاضله را باید در آینده جستجو کرد، پست ‎مدرنیست‎ها نیز در جستجوی این مدینه ی فاضله در گذشته هستند؛ اما به نظر من، معماری کنونی باید این مدینه ی فاضله را در شرایط امروز پیدا کند؛ معماری امروز ما باید منعکس‎کننده ی شرایط ذهنی و زیستی جامعه ی کنونی باشد.
  • ساختمان ها صرفاً کالا نیستند؛ آنها مانند پرده ای پشت صحنه ی زندگی ما را در شهر می سازند. معماری هنر شکل دادن به آن چیزی است که ما همواره در آن به نمایش می پردازیم، چرا که دست به آفرینش محیطی می زند که تمامی جزئیات روزانه ی زندگی ما در آن رخ می دهد.
  • پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم.
  • معماری فعالیتی صرف در جهت پاسخگویی به نیاز کارفرماها نیست، بلکه فعالیتی است که دانش می آفریند.
  • فضا را فراموش کنید، همچنین سازه و اینگونه حرفها را؛ در پی ارتباط، تمثیل و تصویر سازی مفهومی باشید.
  • با حقیقت و با ایمان به آن چیزی که بر روی صحنه انجام می دهید در تماشاگر نفوذ کنید.
  • بازی زندگی یکی است، اما هر بار بازیگران جدیدی آن را بازی می کنند.
  • معماری ارگانیک نمی تواند نام شیوه ای خاص در معماری باشد، چرا که معماری نیز مانند زندگی ناچار است در حوزه ی ارگانهای موجود جلوه کند و اصولاً زندگی ارگانیک به معماری ارگانیک نیازمند است.
  • معماری، وجود خارجی ندارد. تنها اثر معماری است که وجود دارد… شخصی که یک کار معماری انجام می‎دهد، در حقیقت آن را به روح معماری عرضه می‎کند؛ روحی که سبک نمی‎شناسد، تکنیک نمی‎شناسد، متد نمی‎شناسد و تنها در پی آن است که خود را به معرض نمایش بگذارد. بدین ترتیب معماری تجسم واقعیت های غیر قابل سنجش است.
  • زمانی که ما با یک تپه و توده ی خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو می‎شویم که با استفاده از بیل به شکل یک هرم روی هم انباشته شده است، به فکر فرو می‎رویم و چیزی در درون ما می‎گوید: اینجا کسی دفن شده است. آن توده ی خاک معماری است.
  • معماری شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشری را در بر می گیرد و تا زمانی که عضوی از اجتماع متمدن هستیم، نمی‎توانیم از معماری خارج شویم، زیرا معماری عبارت است از مجموعه تغییرها و تبدیل های مثبتی که هماهنگ با نیازهای بشر بر روی سطح زمین ایجاد شده است و تنها صحراهای دست نخورده از آن مستثنی هستند.
  • وقتی ما در جستجوی ساختارها هستیم از متغیرها بی خبر می مانیم. فرهنگ و شیوه های قومی هر لحظه تغییر می کند، پس روش ساختارگراها نمی تواند درست باشد و یک متن هرگز مفهوم حقیقی خودش را آشکار نمی کند، زیرا مؤلف آن متن حضور ندارد و هر بیننده و یا هرکس که آن متن را قرائت کند، می تواند دریافتی متفاوت از قصد و هدف مؤلف داشته باشد.
  • من صحنه ی نمایشنامه ها را صرفاً بر اساس متن طراحی نمی کنم، بلکه متن را می خوانم و می گذارم صحنه ی آن در ذهن و اندیشه ام شکل گیرد، آنگاه آن را ترسیم می کنم.
  • بسیار شگفت انگیز خواهد بود که روزگاری معجزه ای رخ دهد و شخصیت های یونان و روم باستان زنده شده و به دنیای معاصر باز گردند. سؤال اینجاست که آنها دنیای جدید را چگونه خواهند یافت و در آن چه خواهند کرد!؟
  • این نکته را بدانید که گاه کارگردان می خواهد از وجود شما بهره برداری کند. باورهایش هر چه باشد فراموش نکنید که او شما را «برگزیده»، اما مسئولیت مراقبت از شما را ندارد. این شما هستید که با خلاقیت خودجوش خود باید او را خشنود کنید. در مقام بازیگر به عنوان یک خدمه در خدمت او باشید، اما حتی یک مستخدم نیز ارباب خود را محک می زند؛ بدانید با چه کسی کار می کنید.
  • ما در گونه ای زندان زندگی می کنیم، گونه ای جعبه. این جعبه در جعبه ای دیگر که خود در جعبه ای دیگر گذاشته شده و آن جعبه در جعبه ای دیگر گذاشته شده و همین طور تا بی نهایت و بی نهایت، من به شما می گفتم نمی توان آن را درک کرد.
  • به عنوان یک کارگردان خودم را در مقام بازیگر دوست ندارم و به عنوان بازیگر خودم را در مقام کارگردان دوست ندارم.
  • یکی از نکات بازیگری این است که به شما اجازه می دهد زندگی سایر مردم را تجربه کنید، بی آنکه بهایش را بپردازید.
  • یک بازیگر با احساساتش ورزش می کند، این پروسه ی رنج آوری است.
  • فراموش کرده اند که اولین نماد و سمبل تئاتر، صورتک بوده است. در صورتک، قانون و قراردادهایی وجود دارد که قانون خود تئاتر است. یعنی تخیل غیر حقیقی، یک حقیقت می شود.
  • هدف از بداهه [ =کلام نااندیشیده ] پردازی، کاوش در شخصیت، روابط و مناسبت ها و موقعیتها است، اما در ورای همه اینها هدف بداهه پردازی، کاوش در خود بازیگر، قلمرو شناخت ناخودآگاه، خاطره ها و عواطف او می باشد.
  • تخیل، گونه ای خواب دیدن فعال است که نشان از بازی کودکان، تبدیل تجربه به پندارها با انعطاف و رها کردن ذهن از سلطه واقعیت و ساختن ظرافت های شعری از میان آت و آشغالهای روزمره ی زندگی دارد.
  • تنها علتی که موجب می شود آنها به دیدن من بیایند این است که من می دانم زندگی، بزرگ است و آنها می دانند که من این قضیه را می دانم.
  • ) من مثل یک حرامزاده زحمت کشیدم تا چند حقه یاد بگیرم و مثل یک گاو جنگیدم تا به سمت نقش هایی که نمی توانم بازی کنم کشیده نشوم.
  • ) هیچ نقطه ای در اوج قدرت وجود ندارد که بتوانی بنشینی و آسوده استراحت کنی.
  • به گونه ای آرزو کنید که انگار همیشه زنده می مانید و به گونه ای زندگی کنید که انگار همین امروز می میرید.
  • من از خاکسپاری ها بیزارم؛ این مراسم برای شخص مرده نیست، بلکه برای کسانی است که زنده می مانند و از عزاداری لذت می برند.
  • بیش از هر چیزی دوست دارم یک پیرمرد با چهره ی پذیرفته شده باشم مثل هیچکاک یا پیکاسو.
  • سگها و کودکان تنها موجوداتی هستند که تا حدی رشد کرده اند که عشق حقیقی را بفهمند.
  • کارگردان ها باید مرا هل بدهند چون من هیچ وقت از بالا شروع نمی کنم که پس از آن لازم باشد مرا پایین بکشند. باید مرا به بالا هل بدهند، همیشه نه اما بیشتر وقتها لازم است.
  • مردم فکر می کنند که من عقل چندانی ندارم، پس چرا تصورشان را بر هم زنم؟
  • هر چقدر می توانید فیلم بسازید؛ از هر چهار تا یکی خوب می شود، یکی از ده تا خیلی خوب می شود و یکی از پانزده تا جایزه اسکار می گیرد.
  • یکی از ویژگی های موفق بودن این است که من دیگر از مرگ نمی ترسم. وقتی یک ستاره هستید انگار مرده اید؛ شما جاویدان شده اید.
  • دلم می خواهد در یادها بمانم، مثل مثل مکزیکی که می گوید: او زشت، قوی و بزرگ بود.
  • در تمام مدت زندگی تنها بوده ام، به همین دلیل کاملاً خودم را می شناسم. پس وقتی به خودم نگاه می کنم همه ی چیزی که می بینم خودم هستم و این ملال آور است.
  • یادتان باشد اگر به دستی برای کمک نیاز داشتید در انتهای بازویتان قرار دارد. همین جور که دارید پیرتر می شوید یادتان باشد که یک دست دیگر هم دارید: یکی برای اینکه به خودتان کمک کنید و دومی برای کمک به دیگران.
  • من خودم را یک سیاستمدار ویژه نمی دانم. فکر می کنم همان اندازه به عنوان یک بازیگر به کارم ادامه می دهم که در مقام یک انسان. نگرانی هایی که باعث شد در کار سیاست بیفتم مایه ی انسانی داشت.
  • بازیگری خیلی باشکوه به نظر می رسد. اما این کاری است که بیش از همه چیز باعث می شود به خدا شبیه شوم. من می کوشم یک انسان بسازم، او هم همین کار را می کند.
  • می خواهم پیر شوم بی آنکه پوست صورتم را بکشم. می خواهم این شجاعت را داشته باشم که به چهره ای که ساخته ام وفادار باشم.
  • اگر از من بخواهید که خودم را بازی کنم نمی دانم چه کار باید بکنم، نمی دانم که یا چه هستم، من نمی دانم پیتر سلرز کیست؛ این را می دانم که دستمزدم را به او می دهند.
  • به پایان خوش باور ندارم، اما به سفرهای خوش اعتقاد دارم. چون که سرانجام یا شما در جوانی خواهید مرد یا آنقدر زندگی خواهید کرد که ببینید دوستانتان می میرند. این چیز بی اهمیتی است: زندگی.
  • آفرینش تلویزیون باعث شد که بی سوادان هم عینکی شوند.
  • از راه چشم یک راست در شکم، بدون دخالت ذهن؛ این است تلویزیون.
  • افزایش برنامه های تلویزیونی از سه به سی و سه کانال ممکن است اشتهای آدمی را نسبت به دیدن تصویرها زیاد کند، اما می دانیم که چشم را فقط خاک گور پر می کند، پس باید در انتظار زخم معده و استفراغ هم باشیم.
  • انسان تلویزیون را آفرید چون شب ها از تنبلی، چشمانش را نمی توانست ببندد.
  • برای تسلی خاطر گناهکاران در بهشت تلویزیون نیست! در جهنم ممکن است.
  • تا وقتی که نتوان با تلویزیون یک مگس را کشت، جای روزنامه را نخواهد گرفت.
  • تلویزیون، آدامس چشم است.
  • تلویزیون به وسیله ی افرادی شما را در منزلتان سرگرم می کند که در حالت عادی [ آنها را ] به خانه ی خود راه نمی دادید.
  • تلویزیون، بیماری عفونی روح است.
  • تلویزیون تنها داروی خواب آوری است که از راه چشم باید خورد.
  • تلویزیون، تجسم دوران ما بوده و از اهمیت ویژه ای برخوردار است، اما غالبأ فضای گفتگو را از بین می برد، از طرفی کمبود گفتمان به توسعه ی زورگویی کمک می کند.
  • تنها برنامه ی متنوع تلویزیونی، برنامه ی گزارش وضعیت هوا است.
  • جنایتکاران فقط در تلویزیون شبیه جنایتکاران هستند.
  • من از تلویزیون بیزارم، همان گونه که از بادام زمینی؛ اما نمی توانم بادام زمینی نخورم.
  • نوع بشر با انتخاب ستمگرانه ای مواجه شده است: کارکردن یا تلویزیون دیدن در روز.
  • وقتی که به خانه باز می گردم بی درنگ روبروی تلویزیون می نشینم، آن وقت است که بچه ها متوجه حضور من در خانه می شوند.
  • آغاز و پایان جنگ از راه خون صورت می گیرد.
  • آنچه را که دشمن بر ضد آن می جنگد، باید مورد حمایت ما قرار گیرد و آنچه را که مورد حمایت دشمن است، باید بر ضد آن مبارزه کنیم.
  • اگر ما از زیاده خواهی چشم پوشی کنیم جنگ هم تکرار نخواهد شد.
  • زیبایی، توجه ما را به خود جلب می کند و شخصیت، قلب ما را به تصرف در می آورد.
  • اگر بخواهم ببینم، چشمانم را می بندم.
  • هر چه را دوست بداری، زیباست.
  • روشنفکر آن است که چیز ساده را پیچیده بیان می کند و هنرمند آن است که چیزی پیچیده را به سادگی بیان می کند.
  • در آن سوی غم و شادی، نه غم او را از پای در می آورد و نه شادی او را به هیجان وا می دارد؛ چنین کسی یک فرزانه است.
  • در حقیقت، عشق، نوعی قدردانی و درک ارزشهای طرف مقابل است.
  • اگر قلبی شکست، بهتر است با شکستگی هایش به راه عشق ادامه دهد.
  • در جوانی، دوست نداشتن، نشانه ی بدی است؛ روح سالم همیشه یک نفر دوست را که سزاوار باشد دیدار خواهد کرد.
  • در غرب، دلبستگی ما به موفقیت باعث سست شدن ما در خطر کردن می شود. آنچه از این خطر کردن می آموزیم به آن موفقیت می ارزد و این ترس از شکست است که تعیین می کند بیاموزیم یا نه؟
  • بهترین وسیله برای کاهش دشمنان افزایش دوستان است.
  • اگر می خواهی قدر پول را بدانی قرض کن.
  • از مخالفان نهراسید، زیرا بادبادک با باد مخالف بالا می رود.
  • دنیا گلی است که گلبرگ هایش خیالی و خارهایش حقیقی است.
  • آموزگار واقعی کسی است که بیش از آنچه در یک روز یاد می گیرد، به دیگران بیاموزد.
  • اساس آموزش و پرورش ساختن ماشین نیست، بلکه ساختن انسان است.
  • اولین قوه ی عاقله ی پیشرفت و تعالی مملکت، مدرسه است.
  • زن و فرزندان خود را از کسب دانش و پرورش باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نگردی.
  • مرد دانشمندی مانند ابن سینا در هیچ دانشگاهی درس نخوانده بود؛ پیش پدر و چند آموزگار گمنام تحصیل کرده بود، اما با ذوق و شوق و همتی که داشت در هجده سالگی همه دانشهای روزگارش را نیک می دانست.
  • هر که جور آموزگار نبیند، به جفای روزگار گرفتار آید.
  • هدف بزرگ آموزش و پرورش باید تربیت قوای ذهنی باشد نه انباشتن مغز با دانسته ها و اندوخته های دیگر.
  • ازدواج سرنوشتی است که جامعه ی سنتی به زن عرضه می کند. زن مجرد خواه محروم از پیوند، خواه طغیان کرده بر آن و یا حتی بی اعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف می شود… .
  • امیدوارم در تمام طول زندگی چنان همدیگر را دوست داشته باشیم که انگار هرگز ازدواج نکرده ایم.
  • در زندگی زناشویی، کارگردانی و فیلمنامه [ نویسی ] به عهده ی شوهر و صدابرداری و دیالوگ به عهده ی زن است.
  • عشق، نوعی جنون موقت است که با ازدواج یا خارج کردن بیمار از شرایطی که تحت آن به این نارسایی دچار شده، درمان می گردد.
  • محبت در ازدواج از احترام ایجاد می گردد.
  • در این کهکشان، دانش فنی هم بزرگترین دلیل بروز گرفتاری های دست و پاگیر برای بشریت است.
  • در ترویج دانش و هنر بکوشید تا مردم با استعداد تباه نشوند.
  • درست همان گونه که داروین قانون تکامل یا ماهیت موجود زنده را کشف کرد، مارکس نیز قانون تکامل تاریخ انسانی را کشف نمود.
  • جنگجویان و راهبان، هیچ کدام در تأمین معاش یک کشوری مورد ثمر قرار نمی گیرند.
  • نادانی هیچ کس به اندازه ای نیست که جنگ را به صلح ترجیح دهد.
  • در جنگ بعدی کسانی که زنده مانده اند به حال رفتگان رشک [ =حسادت ] خواهند برد.
  • صلح در کلبه ها، جنگ در کاخ ها.
  • من در جنگ شرکت کردم، تنها به این دلیل که پیوند عشق خود را به زندگی مستحکم تر نمایم.
  • آنچه مغز و قلب را از آلایش پاک می کند، فقط دانش است؛ آنچه برجای می ماند بی دانشی است.
  • آنقدر دانش آدمی را کفایت است که راه راست را از کج و نیکبختی را از بدبختی شناسد.
  • بشر، آینده ی بشر است.
  • روشنفکر پشت گوشش بنویسد! تنها دو راه وجود دارد که روشنفکر به رهبری حزب طبقه کارگر انتخاب شود، اول به شرط اینکه از دانش جامعه شناسی شناخت داشته باشد. شرط دوم این است که در راه آرمان و بر حق دانستن منافع طبقه کارگر از خودگذشتگی سیاسی داشته و فداکاری کند یا قربانی داده باشد.
  • هرکس بر دانش خود افزاید، بر اندوه خود افزوده است.
  • هرگاه دانشمندی برجسته، اما سالخورده بگوید چیزی ممکن است، به احتمال نزدیک به یقین درست گفته است. اما آنگاه که بگوید چیزی غیر ممکن است، به احتمال زیاد اشتباه می کند.
  • اگر عشق دارو بود، دستور کار ضمیمه ی آن کتاب پر حجمی می شد.
  • دارو، انسانها را بیمار؛ ریاضیات، بشر را افسرده و الهیات، مردم را به گناه آلوده می سازد.
  • زهر در دست دانایان، داروی شفابخش و داروی شفابخش در دست نادانها زهر کشنده است.
  • زیاد خوردن پدر ِدردها و کم خوردن پدر ِدرمانها است.
  • کتابخانه برای بسیاری از مردم حکم دارو را دارد، فقط برای استعمال [ =بکار بردن ] خارجی.
  • طبیعت بیماری را درمان می کند و دارو بیمار را سرگرم می سازد.
  • تنها حریفی که در برابر من پس از باخت، بهانه نمی آورد، کامپیوتر است.
  • سرعت عمل کامپیوتر به این دلیل است که در هنگام کار، فکر نمی کند.
  • کامپیوتر هر چقدر هم که باهوش باشد، باز هم یک تفاوت کلی با انسان دارد: او از عهده هرکاری بر می آید، اما از انجام آن شاد نمی شود. من می توانم یک کامپیوتر را به گونه ای تنظیم کنم که سمفونی بتهوون را اجرا کند، اما نمی توانم کاری کنم که در حین اجرا از آن لذت هم ببرد.
  • کامپیوتر همان انسان توسعه یافته است: هوشمند، اما بدون اخلاق.
  • کامپیوتر یک ماشین با روح است که فرد می تواند کمابیش به همان سرعتی که با آن کار می کند، فکر هم بکند.
  • من از رایانه ها نمی ترسم، از نبود آن ها می ترسم.
  • رقص به مثابه ی تلگرافی است که به زمین فرستاده می شود و درخواست خنثی کردن جاذبه ی زمین را دارد.
  • سه چیز برای سه کَس خسته کننده نیست: پسر بچه ای که در کوچه بازی می کند، دختری که سرگرم رقصیدن است و کشیشی که مراسم قربانی را به جای می آورد.
  • هنر در دسترس همگان قرار ندارد، اما رقص و موسیقی برای همگان هست.
  • ای امیدهای دوره ی زندگی اگر شما نبودید و به روی این حیات پر از مصیبت تبسم نمی زدید، بشر چگونه زنده می ماند؟
  • ایده ها در زندگی ما نقش اول را دارند، هرکس به اندازه ی ایده هایش می ارزد.
  • نوشتن شعر را هیچ گاه کنار نگذاشتم. من در شعر رابطه ام را با زمان و زندگی نوین مردمم یافتم.
  • هرکه دیر جنبید، زندگی می جنباندش.
  • هنر، تلخی های زندگی را افزون می سازد و این تلخی ها، زندگی را شیرین می کند.
  • سرمایه داری در یک جامعه دموکرات از این امتیاز برخوردار است که اگر مورد تهاجم قرار گیرد، دشمنانش ضعیف و پراکنده هستند و به سادگی می تواند نیمی از آنها را بر ضد نیمی دیگر مسلح سازد و از شر هر دو رهایی یابد.
  • شما نمی توانید سرمایه داری بدون نژادپرستی داشته باشید.
  • هرکس مایل نیست درباره ی سرمایه داری بحث کند باید در مورد فاشیسم هم سکوت نماید.
  • عشق، پرنده ی ترسویی نیست که با یک کیش دور شود.
  • نخستین فصل سیاست چیست؟ آموزش و پرورش؛ دومین، باز هم آموزش و پرورش و سرانجام سومین فصل آن هم آموزش و پرورش است.
  • سرگذشت اجتماعی بیشتر ملتها در بر گیرنده ی رخدادهایی است که به دلیل اهمیت سیاسی یا شدت تأثیر در اندیشه ها و احساسات عامه، فراموش شدنی نبوده و هیچ گاه از یادها محو نمی شود.
  • قدرت سیاسی از لوله ی تفنگ خارج می شود.
  • افسردگی تنها معشوقه ی باوفایی است که من می شناسم، بی جهت نیست اگر به عشق روی آورم.
  • تنها زمان، قادر به درک عظمت عشق است.
  • تنها عشق می تواند آدمی را از خانه و کاشانه اش آواره کند و تنها خاطره ی مرد ماهیگیری رعنا می تواند آبی دریای کوچکی را از دریا جدا کند، تا آنجا که روی زمین سنگلاخی خشک سر بخورد و درد و رنج زمین را نادیده بگیرد.
  • عشق، بهترین نغمه در موسیقی زندگی است. انسانِ بدون عشق، هرگز با همسُرایی باشکوه بشریت همنوا نخواهد شد.
  • عشق به هدف، پادزهر ترس و نگرانی است.
  • فیلم مثل زندگی حقیقی است؛ مثل یک جوان عاشق پیشه شروع می کنیم، بعد بازیگر نقش های بزرگ و سرانجام با نقش مضحک پیری به پایان می رسد.
  • مردم زمانی به رماتیسم و عشق حقیقی ایمان می آورند که به آن دچار شوند.
  • وقتی بخواهیم در مورد عشق منطقی فکر کنیم، عشق حقیقت خود را از دست می دهد.
  • هنرمند وابسته به آثارش است و آثارش وابسته به دیگران.
  • هنرور باید برای عده ای بی شمار ثمربخش باشد نه عده ای انگشت شمار.
  • اگر فیلمی موفقیت آمیز باشد می گویند کاسبی است؛ اگر ناموفق باشد، هنر خوانده می شود.
  • احتمال تحت تأثیر قرار دادن یک ملت از طریق یک فیلم، مانند خالی کردن آب اقیانوس با انگشتانه است.
  • بسیار مشکل است که از روی یک سناریوی بد، یک فیلم خوب ساخت، عکس آن خیلی راحت تر است.
  • مذهب، ریشه ی فلسفه ی وجودی انسان است.
  • فیلم فقط در تاریکی سالن سینما زنده است.
  • من مثل یک آشپز وقتی که فیلمی را تهیه کردم، می نشینم و دیگران را تماشا می کنم ببینم به آنها مزه می دهد؟
  • هیچ تماشاچی پس از ترک سالن سینما دچار دگرگونی روحی نشده است.
  • فیلمنامه ساختاری است که فرو می ریزد تا ساختار دیگری را بنا سازد.
  • فیلمنامه برای این نوشته نشده که زمان زیادی را زندگی کند، [ بلکه ] نوشته شده تا به سرعت از میان برود و چیز دیگری شود.
  • از بیشتر کتابها تنها چند نقل قول باقی می ماند؛ چرا از اول نقل قول ها را ننویسیم؟
  • قبل از تولید فیلم، تمام ریزه کاری هایش را در ذهنم مجسم می کنم، آنگاه به نظرم می رسد که فیلم را دیده ام، درست به همین دلیل از ساختن آن دست می کشم.
  • دشمن زرنگ و زیرک است و در برابر خشم و حسادت او هزاران سال همچون یک پلک زدن است.
  • غارت جهان طبیعی به دست بشر به سوزاندن کتابخانه های اروپا در قرون وسطی- حتی پیش از آنکه کسی دردسر فهرست برداری از محتویات آنها را به خود بدهد- تشبیه می شود.
  • هنر از نیاز زاده می شود و از ثروت می میرد.
  • هنر در طبیعت نهفته است و متعلق به کسی است که آن را از طبیعت استخراج کند.
  • هنر، دشمنی دارد به نام جهالت.
  • هنر، دیدنیها را بازگو نمی کند، بلکه آنچه را که دیدنی نیست، قابل دیدن می کند.
  • آنچه هنگام مردن بر اندوه می افزاید بی هنری فرزند و کارهای بیهوده و ناپسند اوست و هر آنچه از غم می کاهد، هنرمندی و اندوخته داشتن کردار نیک و پسندیده اش است.
  • در این دنیای پست و درمانده که کوچکترین شور و اشتیاق با ناامیدی مواجه می شود یگانه روزنه ی گریز، هنر است و بس.
  • سادگی، راستی و دوری از چیزهای ساختگی، در هر اثر هنری از بزرگترین اصول زیبایی است.
  • هنر زیور بشر است و بشر زیور کیهان.
  • یکی از والاترین هدفهای هنر موسیقی نشر مذهب و برانگیختن ارواح جاودان است.
  • انسان به لحاظ ساختار بدنی خود، یک حیوان مذهبی است.
  • انسان در مذهب، خشنودی نفس خویش را می جوید؛ مذهب بالاترین وجه نقد اوست.
  • جایی که آموزش پاکدامنی و ایمان به سادگی انجام پذیر نیست، آموزش مذهب به مراتب دشوارتر است.
  • مذهب بیمارستان روح است؛ روحی که دنیا آن را مجروح کرده است.
  • مذهب، تنها پدیده ماوراء الطبیعه ای است که توده ها قادر به درک و پذیرش آن هستند.
  • مراقب آنچه درخواست می کنید باشید چون ممکن است آن را به دست آورید.
  • کسی که آرزوهای خود را رها کند مرگ خود را آغاز کرده است.
  • آموزگار می تواند جهان را تغییر دهد.
  • چیزی را که با لذت بیاموزیم هیچ گاه فراموش نخواهیم کرد.
  • شخصیت خودِ آموزگار مهمتر از چیزی است که تدریس می کند.
  • به احساسات خود توجه کنید و هرگز آن را بی ارزش قلمداد نکنید.
  • نگه داشتن احساسات منفی به قدرت چندانی نیاز ندارد؛ قدرت در این است که دست بکشیم و رها کنیم.
  • برای داشتن احساس بهتر باید بهتر فکر کنیم.
  • کج خلقی، شامگاه آشفتگی است.
  • هر چه انسان، وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مؤدب و فروتن است.
  • کسی که اراده ای ضعیف دارد بینش او با هر شکست تغییر می کند.
  • موفقیت در ازدواج تنها این نیست که ما شخص مناسبی برای خود پیدا کنیم، بلکه بیشتر به این بستگی دارد که خود ما نیز شخص مناسبی برای دیگری باشیم.
  • ما اشتباهات جدیدی را مرتکب نمی شویم؛ تنها اشتباهات گذشته را تکرار می کنیم.
  • ناامید مباش؛ زیرا ممکن است آخرین کلیدی که در جیب داری قفل در را بگشاید.
  • کمابیش نیازمندترین افراد همیشه از سایرین بخشنده ترند.
  • بخشش، خوب است؛ خوبتر از آن، فراموش کردن بخشش است.
  • اگر این همه استاد برای پند دادن وجود نداشت، پند گرفتن کار آسانی بود.
  • کسی که ساده ترین کار را با اکراه و بی میلی انجام دهد، آن را تبدیل به دشوارترین مسأله خواهد کرد.
  • آنچه که هستی هدیه ی خداوند به توست و آنچه که می شوی هدیه ی تو به خداوند است؛ پس بی نظیر باش.
  • خداوند به هر پرنده ای دانه می دهد، اما آن دانه را داخل لانه اش نمی اندازد.
  • هر که هستیم و هر کجا هستیم، خودمان اینگونه خواسته ایم.
  • به همه احترام بگذار! اما این نکته را بدان که کسی سزاوار احترام است که احترام خود را نگه دارد.
  • چه کسی بهتر از تو می تواند خودت باشد.
  • مردم به همان اندازه احساس خوشبختی می کنند که تصمیم گرفته اند خوشبخت باشند.
  • از هزاران راه می توان به خوشبختی رسید، اگر یکی بسته شد راه دیگر را پیش گیر.
  • دشمنت را ببخش تا دارنده ی یک دوست شوی.
  • بزرگترین دشمن هر کسی خود اوست؛ زیرا این وجود اوست که دشمن می تراشد.
  • دیگران را ببخش، نه به این دلیل که آنها لیاقت بخشش تو را دارند، بلکه به این دلیل که تو سزاوار آرامش هستی.
  • زندگی ما زاییده ی اندیشه ی ماست.
  • زندگی مانند یک دوچرخه است؛ شما نمی افتید مگر آنکه از پا زدن باز ایستید.
  • نود و نه درصد پیروزیهای امروز بر [ پایه ی ] شکست های دیروز بنا شده اند.
  • اگر یکی از مشتاقان کتاب هستید بزرگترین خوشبختی جهان را دارا می باشید.
  • هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودال می ریزد، مروارید صید نمی کند.
  • هیچگاه ناامید نمی شوم، چون هر تلاشی که به ثمر نرسد گامی به سوی موفقیت است.
  • برای رسیدن به هدف، باید از مرز خستگی گذشت؛ باید نیرومندتر از توان خود بود.
  • هیچ مشکلی وجود ندارد که نتوان آن را با یکدیگر از بین برد. تنها تعداد کمی از مشکلات را می توانیم به تنهایی از بین ببریم.
  • اگر بخواهم همه چیز را از نو آغاز کنم، باز هم از کمک دیگران بهره خواهم گرفت.
  • مردم این گونه هستند که در همکاری با دیگران موفق ترند تا در ضدیت با آنها.
  • اگر بنا باشد تیمی به توان بالقوه ی خود دست یابد، هر بازیکنی باید خواهان این باشد که اهداف شخصی خود را به سود تیم کنار بگذارد.
  • همگان در یک تیم قهرمان شهرت به دست نمی آورند، اما هر کسی می تواند ادعا کند که یک قهرمان است.
  • اگر ندانید به کجا می روید، از جای دیگری سر در می آورید.
  • هیچ کدام از ما مهمتر از بقیه نیستیم.
  • هیچ میزان توانایی شخصی نمی تواند عدم اطمینان را جبران کند.
  • بدون یک رویا، پیشامد چندان مهمی روی نمی دهد. برای آنکه به راستی امر بزرگی روی دهد، باید یک رویای بزرگ داشته باشید.
  • به رویاها محکم بچسبید؛ چون اگر آنها بمیرند، زندگی، پرنده ای شکسته بال است که دیگر پر نمی گیرد.
  • هیچ پیروزی، ارزان به دست نمی آید.

نظر شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلدهای علامت گذاری شده *

*

طراحی سایت و سئو