خانه » سبک زندگی » سخنان بزرگان » سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله
دوره DBA مدیریت اجرایی کلاس زبان مشهد آزمون وکالت آزمون سردفتری

سخنان رسول خدا صلی الله علیه و آله

ـ در آنچه به علیّ سفارش کرده است ـ : ای علی! خواب دانشمند برتر ازعبادت عابد است .
آسمانها و زمین و فرشتگان و شب و روز برای سه کس آمرزش می طلبند :دانشمندان و دانشجویان و سخاوتمندان .
آسمانها و زمین و فرشتگان و شب و روزبرای سه کس آمرزش می طلبند : دانشمندان و دانشجویان و سخاوتمندان آفت دانش تکبّر است .
آفت دانش، فراموشی و تباهی اش، گزارش آن به نا اهل است .
آموزش دانش کفّاره گناهان بزرگ است
آموزش دانش کفّاره گناهان بزرگ است .
آن سنگ لغزنده ای که گامهای دانشمندان بر آن استوار نمی ماند، آز است .
آن کس که بی دانش دست به کاری زند بیش از آنکه اصلاح کند تباه می سازد
آن کس که بی دانش دست به کاری زند، بیش از آنکه اصلاح کند تباه می سازد .
آنکه با دانشمندان بنشیند، با من نشسته و هرکس با من بنشیند، گویی با پروردگارم نشسته است
آنکه به دنیا رغبت ورزد و آرزویش در آن دراز گردد، خداوند دلش را به اندازه رغبتش به آن کور می کند
آنکه دانش می جوید، خداوند روزیش را به عهده می گیرد .
آنکه دانش می جوید، خداوند روزیش رابه عهده می گیرد .
آنکه در پی دانش است، بهشت در پی اوست و آنکه در پی نافرمانی است، دوزخ در پی اوست .
آنکه در جستجوی دانش بیرون رود در راه خداست، تا آنگاه که برگردد .
آنکه در دین خدا تفقّه کند، خداوند همّ و غمش را کفایت می کند و از آنجاکه به حساب نمی آورد، روزیش دهد .
آنکه در دین خدا تفقّه کند، خداوند همّ وغمش را کفایت می کند و از جایی که به فکرش نمی رسد روزیش دهد .
آنکه در فراگیریش پرهیزگاری نورزد، خداوند به یکی از این سه چیزمبتلایش می کند : یا او را در جوانی بمیراند یا وی را در روستاها بیفکند و یا به خدمت پادشاه مبتلا گرداند .
آیا می دانی کدام یک از مردم داناترند؟ گفت : خدا
احترام دانشمند عمل کننده به علمش، مانند حرمت شهیدان و راستان است .
از جمله دشمن ترینِ آفریدگان نزد خدا، کسی است که ایمان آورده و سپس کفر ورزیده است .
از خداوند دانش سودمند بخواهید و ازدانشی که بهره نمی دهد به خدا پناه ببرید .
از خنده زیاد برحذر باش که دل را می میراند .
از دانشمندان پیروی کنید که آنان چراغ های دنیا و آخرت اند .
از دانشمندان سؤال و با حکیمان گفتگو و بافقیران همنشینی کنید .
از روی دوستی نگریستن به چهره دانشمند عبادت است .
از روی دوستی نگریستن به چهره دانشمندعبادت است .
از ستم بپرهیزید که دلهایتان را ویران می کند .
از سخن زشت و ناسزا بپرهیز که خداوندـ عزّوجلّ ـ، بد زبانِ ناسزاگوی را دشمن می دارد .
از شهوت پنهان بپرهیزید : دانشمند دوست دارد که کنارش بنشینند .
از ویژگیهای مؤمن آن است که از حرامها پاک باشد و در شبهه ها توقف کند .
از یکدیگر مَبُرید و به یکدیگر پشت مکنید و با یکدیگر دشمنی و کینه مَوَرزید و برادر هم باشید .
اساس حکمت ترس از خداونداست .
اساس عقل، پس از ایمان به خداوند ـ عزّوجلّ ـ، دوستی با مردم است .
اگر آلودگی دلهایتان یا پرگویی شما نبود، آنچه را من می شنوم، می شنیدید .
اگر از خدا چنانکه باید می ترسیدید، به دانشی بی نادانی دست می یافتید و اگر خدا را چنانکه باید می شناختید، با دعایتان کوهها از میان می رفتند .
اگر دوست داری که خداوند دوستت بدارد، به دنیا بی علاقه باش و اگر دوست داری مردم دوستت بدارند، هرگاه از مال دنیا چیزی به دستت افتاد، آن را به سوی آنان بیفکن
اگر شیطانها برگرد دلهای فرزندان آدم نمی چرخیدند، آنها به ملکوت نظر می کردند .
انسان با برادران مسلمانش [نیرومند و] افزونمی شود .
انسان مسلمان هدیه ای برتر از سخنی حکیمانه که خداوند بدان، هدایتش را افزون کند یا از نابودیش برهاند به برادرش نداده است .
انسان، به دین دوستش است . پس هریک از شمابنگرد که با چه کسی دوستی می کند .
ای ابن مسعود! هرکس دانش آموزد و بدان عمل نکند، خداوند روز قیامت او را کور محشور می گرداند .
ای انس! بر شمار دوستان بیفزا، که آنان شفیع یکدیگرند .
ای بندگان خدا، برادر باشید ! مسلمان، برادرمسلمان است، به او ستم نمی کند، او را وا نمی گذارد و او راتحقیر نمی کند .
ای عایشه ! فروتن باش که خداوند متعال، فروتنان را دوست می دارد و گردن کشان را دشمن می دارد.
ای علیّ! از ویژگیهای مؤمن آن است که حقیقت را از دشمنش می پذیرد و فرا نمی گیرد جز برای آنکه بداند و نمی داند جز برای آنکه عمل کند .
ایمان برهنه است و جامه آن تقوا و زیورش حیا و دارایی اش فقه و میوه اش دانش است .
ایمان برهنه است و جامه آن تقوا و زیورش حیا و دارایی اش فقه و میوه اشدانش است .
این دانش دین است، پس نیک بنگرید که از چه کسی دین خود رامی گیرید .
این دانش، دین است، پس نیک بنگریدکه از چه کسی دین خود را می گیرید .
این قرآن ریسمان خدا و نور روشن گر و درمانی سودبخش است .
این قرآن، ریسمان خدا و نور روشن گر ودرمانی سودبخش است .
با ذکر خدا دلها زنده می شود .
با کسی که به او می آموزید و نیز کسی که از او فرا می گیرید، نرمی کنید .
با همه دل، خدا را دوست بدارید .
بارالها ! دوستی ات را محبوب ترین چیزها نزدم گردان . ترس از خودت را ترس بارترین چیزها برایم قرار ده و با شوق دیدارت، نیازهای دنیا را از من ببُر و هر گاه چشمْ روشنی اهل دنیا را از دنیایشان قرار دادی، چشمم را با عبادتت روشن کن .
بارالها ! من از تو خشنودی به قضایت، برکت مرگِ پس از زندگی، خوشی زندگی پس از مرگ، لذّت نگریستن به رخسارت، شوق دیدار و دیدنت بی تنگنایی زیانبار و یا فتنه ای گمراه کننده را خواستارم .
بارالها! دوستی ات را محبوب ترین چیزها برایم قرار ده، ترس از خودت را ترس آورترین چیزها نزدم قرار ده وبا شوق به دیدارت، نیازهای دنیایی را از من بِبُر .
بامدادان به جستجوی دانش برخیزید که سحرخیزی مایه برکت و کامیابی است .
بخشنده نادان نزد خدا از پارسای بخیل، محبوب تر است.
بدترین مردم کسانی اند که از بدترین مسأله ها می پرسند تا دانشمندان را به اشتباه اندازند .
بدترین مردم کسانی اند که از بدترین مسأله ها، می پرسند، تا دانشمندان را به اشتباه اندازند .
بر [شمار] برادران خود بیفزایید ؛ زیرا هرمؤمنی را در روز قیامت، شفاعتی است .
برای نمازگزار، محبّت فرشتگان و هدایت و ایمان و نور معرفت است .
برتری دانشمند بر عابد، مانند برتری ماه شب چهارده بر دیگر ستارگان است .
برتری دانشمند بر غیر او، مانند برتری پیامبر بر امتش است .
برترینِ اعمال، دوستی در راه خدا و دشمنی درراه خداست .
برترین دانش لا اله إلاّ اللّه است .
برترین سخن، ذکر خداوند متعال است و اساس حکمت، فرمان برداری اوست .
برترین صدقه آن است که فرد مسلمان دانشی را فراگیرد، سپس آن را به برادر مسلمانش بیاموزد .
برترین مردم کسی است که دانش مردم را بر دانش خویش بیفزاید .
بزودی فتنه هایی می آید که انسان، صبح با ایمان برمی خیزد و شب بی ایمان می گردد؛ جز آنکه خداوند او را با دانش زنده کرده است .
بنده خدای خویشتن را چهل روز برای خدا خالص نکرد، مگر آنکه چشمه های حکمت از دلش بر زبانش
بنده گناه می کند، پس دانشی را که پیشتر می دانسته، از یاد می برد .
بنده گناه می کند، پس دانشی را که پیشترمی دانسته، از یاد می برد .
بنیاد اسلام، دوستی من و دوستی اهل بیتم است .
به نعمت پروردگارتان ـ عزّوجلّ ـ اعتراف کنید و از همه گناهانتان به سویش توبه نمایید که خداوند، بندگان سپاسگزارش را دوست دارد.
بهترینِ برادرانت، کسی است که تو را در پیروی از خدا یاری کند، از نافرمانی او بازدارد و به خشنود ساختن او فرمانت دهد .
بهترینِ برادرانتان، کسی است که عیب هایتان رابه شما هدیه کند .
بهترین دانش آن است که سود بخشد .
بهترین دستیار دانش بردباری است .
بهترین دستیار دانش، بردباری است .
بیم از خدا کلید هر حکمتی است .
بیم از خدا، کلید هر حکمتی است .
پر ارزش ترین مردم، دانشمندترین و کم ارزش ترین مردم، نادان ترینایشان اند .
پرخوری مایه دوری از خداوند است که به سرپیچی کردنها نیرو می بخشد؛ پس شکمهایتان را پر نکنید که نورحکمت در سینه هایتان خاموش می شود
پروردگارا! دستآورد روزه چیست؟ خداوند فرمود : روزه حکمت می آورد و حکمت، شناخت و شناخت، یقین .
تفکّر مایه زندگانی دل بیناست .
تنهاترین تنهایی، همنشین بد است .
تنهایی بهتر از همنشین بد است . همنشین درستکار، بهتر از تنهایی است .
جبرئیل همراه هفتاد هزار فرشته پس از نمازظهر نزدم آمد و گفت : . . . ای محمّد ! هرکس با جماعت بودن را دوست داشته باشد، خداوند و همه فرشتگان دوستش خواهند داشت .
جستجوی دانش برای خدای همراه با نشان نیکو و عمل شایسته، بخشی از پیامبری است .
جلای این دلها ذکر خدا و تلاوت قرآن است .
جلای این دلها ذکر خدا و تلاوت قرآناست .
جویای دانش در سایه عنایت خداوند است .
جویای دانش در کنف عنایت خداوند است .
جویای دانش را خداوند دوست می دارد و فرشتگان و پیامبران نیز دوستمی دارند .
جویای دانش میان نادانان، همچون زنده در میان مردگان است .
چون دانشمند بمیرد، همه چیز حتی ماهیان در دریا بر او بگریند .
چیزی برای ابلیس کمر شکن تر از این نیست که دانشمندی در قبیله ای ظهور کند .
حسادت و تملّق روا نیست، جز در جستجوی دانش .
حسادت و تملّق روا نیست، جز درجستجوی دانش .
حکمت به درون انباشته از خوراک وارد نمی شود .
حکمت، شرف بزرگوار را می افزاید و بنده مملوک را تا مجلس ملوک بالامی کشد .
حکمت، شرف بزرگوار را می افزاید وبنده مملوک را تا مجلس ملوک بالا می کشد .
حکیم نیست آنکه با کسی که از معاشرتش ناگزیر است پسندیده رفتار نمی کند، تا آن گاه که خداوند برایش راهی بگشاید .
خداوند ـ عزّوجلّ ـ می فرماید : «ای محمّد! اگر آفریدگان به ساخته های شگفت من می نگریستند، جزمرا نمی پرستیدند و اگر شیرینی یاد مرا در دل هایشان می چشیدند، ملازم درگاه من می شدند و اگر به ظرائف نیکی های من می نگریستند، به چیزی جز من نمی پرداختند» .
خداوند ـ عزّوجلّ ـ، آزرمگین و پوشیده رادوست دارد . پس هرکس از شما غسل کرد، خود را بپوشاند .
خداوند ـ عزّوجلّ ـ، پایبندی به برادریِ دیرین را دوست می دارد . پس بر آن، مداومت کنید .
خداوند ـ عزّوجلّ ـ، کسی را که برای برادرانشروی در هم می کشد، دشمن می دارد .
خداوند به ابراهیم علیه السلام وحی کرد : ای ابراهیم! من دانایم و هر دانایی را دوست دارم .
خداوند به سه تن نمی نگرد و با آنان سخن نمی گوید : پیشوای ستمکار، پیرِ زناکار و عابد متکبّر .
خداوند جویای دانش را دوست می دارد ونیز فرشتگان و پیامبران او.
خداوند در روز قیامت، بی سوادان را ازچیزهایی معاف می دارد که دانشمندان را از آنها معاف نمی کند .
خداوند رحمت کند مؤمنی را که سخن گوید و غنیمت یابد یا خاموش باشد و سلامت ماند . من برایتان قیل و قال و تباه کردن مال و فراوانی سؤال را بد می دارم .
خداوند سبحان، سه چیز را دوست می دارد :به جا آوردن حقوقش، فروتنی برای خلقش، و نیکوکاری به بندگانش .
خداوند متعال می فرماید : « … همچنان بنده ام با کارهای مستحب به من نزدیک می شود، تا آنجا که دوستشمی دارم . در نتیجه، گوش شنوایش، چشم بینایش، زبان گویایشو قلب دریابنده اش می شوم . اگر مرا بخواند، پاسخش دهم و اگراز من درخواست کند، به او ببخشم» .
خداوند متعال، بنده ای را دوست دارد که چون بفروشد، آسانگیر باشد ؛ چون بخرد، آسانگیر باشد ؛چون قضاوت کند، آسانگیر باشد ؛ و چون قضاوت بخواهد، آسانگیر باشد .
خداوند متعال، دوست دارد که بنده اش را درجستجوی مال حلال، خسته ببیند .
خداوند متعال، دوست دارد که میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید.
خداوند متعال، کسی را که در زندگی اش بخیل است و به هنگام مرگش بخشنده می شود، دشمن می دارد .
خداوند متعال، هرگاه بنده ای را دوست بدارد، روزی اش را به اندازه قرار می دهد .
خداوند مرا سخت گیر و آزار دهنده برنینگیخت؛ بلکه مرا آموزگاری آسان گیر برانگیخت .
خداوند مرا سخت گیر و آزاردهنده برنینگیخت؛ بلکه مرا آموزگاری آسان گیر برانگیخت .
خداوند می فرماید : گفتگوی علمی در میان بندگانم دلهای مرده را حیات می بخشد؛ آن گاه که در آن به امر من برسند
خداوند می فرماید : گفتگوی علمی در میان بندگانم دلهای مرده راحیات می بخشد؛ آن گاه که در آن به امر من برسند .
خداوند، آدم هفتاد ساله ای را که در رفتار و جلوه، چون جوان بیست ساله است، دشمن می دارد .
خداوند، اصرارکنندگان و پیگیران در دعا رادوست دارد .
خداوند، بخشایشگر است و بخشش رادوست دارد .
خداوند، بخشش را دوست می دارد وناخنْ خشکی را دشمن می دارد .
خداوند، بخشندگان را دوست می دارد؛ پس دوستشان بدارید و بخیلان را دشمن می دارد؛ پس دشمنشان بدارید
خداوند، بنده مؤمنِ درویشِ آزرمگین و عیالوارخود را دوست دارد.
خداوند، پاک است و پاکان را دوست دارد ؛پاکیزه است و پاکیزگان را دوست دارد .
خداوند، پیرِ زناکار، دولتمندِ ستمکار، فقیرِمتکبّر و گدای سِمِج را دشمن می دارد و پاداشِ بخشنده منّت گذار را از میان می برَد و متکبّرِ گستاخِ دروغگو را سخت دشمن می دارد .
خداوند، تباه کردن مال، پرسش بسیار، و قیل و قال را دوست ندارد .
خداوند، جوان توبه کار را دوست دارد .
خداوند، چرکی و ژولیدگی را دشمن می دارد .
خداوند، خونخواهِ [بحقّ] است و خونخواهی [بحق] را دوست دارد .
خداوند، دنیا را به کسی که دوست داردو کسی که دوست ندارد، می دهد؛ امّا دین را جز به کسی که دوست دارد، نمی دهد . پس خداوند به هرکه دین داده، دوستش داشته است .
خداوند، دوست دارد به کارهای مباح عمل شود، همان گونه که دوست دارد به واجباتش عمل کنند .خداوند، مرا با دین راحت و آسان برانگیخت : دین ابراهیم .
خداوند، روز قیامت به سه تن لبخند می زند :کسی که شبانه برمی خیزد و نماز می خواند، مردمی که برای نماز، صف می بندند ؛ و مردمی که برای پیکار با دشمن صف می بندند.
خداوند، زیباست و زیبایی را دوست داردو خوش دارد که اثر نعمت خود را در بنده اش ببیند .
خداوند، سکوت را در سه جا دوست دارد :به هنگام خوانده شدن قرآن، به هنگام پیش رفتن به سوی دشمن، و به هنگام تشییع جنازه .
خداوند، سه تن را دشمن می دارد : کسی که منّت گذارانه صدقه می دهد ؛ آن که در عین دارایی، در خرجی دادنْ سخت می گیرد ؛ و فقیر ولخرج .
خداوند، سه چیز را دوست می دارد : کم گویی، کم خوابی و کم خوری ؛ و سه چیز را خداوند دشمن می دارد :پُرگویی، پُرخوابی و پُرخوری .
خداوند، شخصِ آزرمگینِ بردبارِ عفیفِ خودْ نگهدار را دوست دارد.
خداوند، عبادت پیشه پاکیزه را دوست دارد.
خداوند، کارهای والا و ارجمند را دوستمی دارد و کارهای حقیر و خُرد را ناخوش می دارد
خداوند، کریم است و کَرَم را دوست می دارد، خوهای والا را دوست می دارد و خوهای پست را ناخوش می دارد .
خداوند، کسی را که به خانه اش یورش بَرَندو او [در دفاع از خانواده اش [نجنگد، دشمن می دارد .
خداوند، مؤمنِ پیشه ور را دوست دارد .
خداوند، نرمش و ملایمت در همه چیز را دوست دارد.
خداوند، هر بدعت گذاری را دشمن می دارد .
خداوند، هر دانای به دنیا و نادان نسبت به آخرت را دشمن می دارد .
خدایا ! از تو دانش سودمند و روزی فراخ می خواهم .
خدایا ! حقایق را چنانکه هست به ما بنمای .
خدایا ! حقایق را چنانکه هست به مابنمای .
خدایا! آموزگاران را ببخشای ـ سه بار فرمود ـ و عمرشان را طولانی کن وکسب و کارشان را رونق بخش .
خدایا! به تو پناه می برم از دانشی که بهره نمی دهد و از دلی که فروتن نمی گردد .
خلق، نانخور خدایند . لذا محبوب ترینِ خلق نزد خدا، کسی است که به نانخوران خدا سودی رساند وخانواده ای را شادمان کند .
خوردن از سرِ سیری، خواب بی شب زنده داری، خنده بی [مایه] شگفتی، ناله و مویه بلند به هنگام مصیبت، و بانگ نای در نعمت و شادمانی، نزد خدا سخت ناپسند است .
خوی ها، بخشش های خداوند ـ عزّوجلّ ـ است . لذا هرگاه خداوند بنده ای را دوست بدارد، به او خویی خوش می بخشد .
خیری در زندگانی نیست مگر برای دو کس : دانشمندی پیروی شده یا شنونده ای فراگیرنده .
دانش به آموزش است .
دانش بیش از آن است که به شمار در آید، پس از هر چیز نیکوترینش را برگیر .
دانش بیش از آن است که به شماره آید .
دانش دو گونه است : دانش در دل که دانشی سودمند است و دانش بر زبان که حجّت خدا بر بندگانش است .
دانش دو گونه است : دین شناسی و کالبد شناسی .
دانش را بجویید که آن رشته میان شما و خداوند است .
دانش را بجویید که آن رشته میان شما وخداوند است .
دانش را بجویید؛ هرچند در چین باشد .
دانش را بجویید؛ هرچند در چین باشد . جستجوی دانش بر هر مسلمانیواجب است .
دانش را فراگیرید که فرا گرفتنش، حسنه است .
دانش را فراگیرید که فرا گرفتنش، حسنه است.
دانش سه گونه است: کتابی گویا و سنّتی دیرینه و«نمی دانم»[=اقراربه نادانی] .
دانش فقط سه گونه است : آیه ای استوار یا قانونی عادلانه و یا سنّتی پایدار و جز آن تنها فضیلت است .
دانش نور و پرتوی است که خداوند در دلهای دوستانش می تاباند و بدان بر زبان آنان سخن می راند .
دانش و دارایی، هر عیبی را می پوشانند و تنگدستی و نادانی، هرگونه عیبی را آشکار می سازند .
دانش، زندگانی اسلام و ستون ایمان است .
دانش، زندگیِ دلهاست و روشنایی دیدگان از نابینایی و توانایی پیکرها ازناتوانی .
دانش، گنجینه و کلید آن پرسش است . پس خدا رحمتتان کند بپرسید که به چهارکس پاداش داده می شود : پرسشگر و گوینده و شنونده و دوستدار آنها .
دانش، منشأ هرگونه خیری است .
دانش، وزیر نیکویی برای ایمان است .
دانشجویی، بر هر مسلمانی واجب است . هان ! خداوند، جویندگان دانش را دوست دارد .
دانشمند از دانش سیر نمی شود، تا سرانجام به بهشت درآید .
دانشمند باش، یا دانشجو، یا شنونده، و یا دوستدار آنان . پنجمین مباش که هلاک می شوی .
دانشمند بر عابد هفتاد درجه برتری داده شده است که میان هر دو درجه به اندازه میان آسمان و زمین است .
دانشمند بی کردار، مانند چراغی است که خود را می سوزاند و به مردم روشنی می دهد .
دانشمند سلطان خدا در زمین است، پس هرکه با وی در افتد بر افتد .
دانشمند، سلطان خدا در زمین است، پس هرکه با وی در افتد بر افتد .
دانشمندان امّت من، مانند پیامبران بنی اسرائیل اند .
دانشمندان را اکرام کنید که آنان نزد خداکریم اند .
دانشمندان، امنای امّت من هستند .
دانشمندان، پیشوا و پرهیزگاران، سروراند و همنشینی آنها، مایه فزونی است .
دانشمندی که از دانشش استفاده می شود، از هزار عابد بهتر است .
دانشی که بدان عمل نمی شود، مانند گنجی است که از آن خرج نمی شود . صاحبش در گردآوریش خود را به رنج می اندازد و به بهره اش نمی رسد .
داوود در دعاهای خود می گفت : «بارالها !من دوستی تو و دوستی آن که دوستت دارد و کرداری که مرا به دوستی ات می رساند، از تو درخواست می کنم . بارالها !دوستی ات را نزدم محبوب تر از خودم، خانواده ام و آب خُنکْ قرار ده» .
در اسلام، هیچ کاری نزد خداوند ـ عزّوجلّ ـمحبوب تر و ارجمندتر از تشکیل خانواده نیست .
در دوزخ آسیابی است که دانشمندان فاسد را کاملاً آسیاب می کند .
در کتاب نخستین نوشته شده است : ای پسر آدم! رایگان یاد ده؛ همان گونه که رایگان یاد گرفتی .
در کتاب نخستین نوشته شده است : ای پسرآدم! رایگان یاد ده؛ همان گونه که رایگان یاد گرفتی .
در هر یک از امّت من که نه دانشمند است و نه دانشجو، خیری نیست .
دشمن ترینِ بندگان نزد خداوند ـ عزّوجلّ ـ، کسی است که نسبت به خانواده اش بخل ورزد .
دشمن ترینِ سخنان نزد خداوند ـ عزّوجلّ ـ، آن است که چون کسی به دیگری بگوید : «از خدا بترس»، آن شخص پاسخ دهد : «تو خودت را بپای» [و پندش را گوشنکند] .
دشمن ترینِ کسانْ نزد خدا، دشمنِ کینه توزِ ستیزه گر است .
دشمن ترینِ مردم نزد خدا و دورترینشان درمنزلت نزد او، پیشوای ستمکار است .
دشمن ترینِ مردم نزد خداوند ـ عزّوجلّ ـ، کسی است که به ناحق، پشت مسلمانی را برهنه کند [و بر آن تازیانه زند] و کسی است که به ناحق، کسی را که وی را نزده است، بزند یا آن را که قتلی مرتکب نشده است را بکشد .
دشمن ترینِ مردم نزد خداوند ـ عزّوجلّ ـ، کسی است که لباسش از کردارش بهتر باشد ؛ لباسش لباسِ پیامبران باشد و کردارش کردارِ جبّاران .
دشمن ترینِ مردم نزد خداوند متعال، کسی است که کار بد مؤمن را سرمشق قرار می دهد؛ امّا کار نیکش راسرمشق قرار نمی دهد .
دشمن ترینِ مردم نزد خداوند، کسی است که مردم از زبانش بترسند .
دل ها بر دوستی آن که به آنها نیکی کند و دشمنی آن که بدان ها بدی کند، سرشته شده است .
دل هنگام پری شکم، حکمت را بیرون می اندازد .
دوست داشتن چیزی، [نسبت به کاستی های آن] کور و کَرَت می سازد .
دوستی [با مردم]، نیمی از دین است .
دوستی با مردم، نیمی از عقل است.
دوستی خدا برای آن که چون خشمگین شود، بردباری کند، قطعی است
دید و بازدید، دوستی را استوار می کند .
راسخان در دانش کسانی اند که دست نیکی و زبان راست و دل صاف وعفّت شکم و فرج دارند .
راسخان در دانش کسانی اند که دست نیکیو زبان راست و دل صاف و عفّت شکم و فرج دارند .
رحمت خدا، حاملان قرآن را فرا گرفته استو آنان به نور خداوند ـ عزّوجلّ ـ پوشیده شده اند. ای حاملان قرآن ! با بزرگداشتِ کتابش با خدا دوستی کنید، تا شما را بیشتردوست بدارد و شما را محبوب خلقش گرداند.
روز قیامت سه تن شفاعت می کنند : پیامبران، سپس دانشمندان و پس از آن شهیدان .
روز قیامت، نخستین کسانی که بر حوض [کوثر] وارد می شوند، دوستان در راه خداوند ـ عزّوجلّ ـ هستند .
زیور دانش احسان است .
زیور دانش، احسان است .
سالمند از اینکه نزد جوان بنشیند و از او دانش آموزد، خجالت نکشد .
سپارنده دانش نزد غیر اهل آن، مانند آویزنده گوهر و مروارید و طلا برگردن خوکان است .
سپارنده دانش نزد غیر اهل آن، مانندآویزنده گوهر و مروارید و طلا بر گردن خوکان است .
سخنی از سخنان حکمت که مرد مؤمن می شنودـ و به آن عمل کند یا آن را بیاموزد ـ بهتر از عبادت یک سال است .
سلیمان میان پادشاهی و مال و دانش مخیّر شد، پس دانش را برگزید و با این انتخابش ، دانش و مال و پادشاهی به او بخشیده شد .
سوگند به آنکه جانم در دست اوست، برتر از بردباری با دانش چیزی باچیز دیگر گرد نیامد .
صبح و شب در فراگیری دانش بودن، نزد خدا برتر از جهاد در راه خدای است .
طابع ـ مهر زننده بر دلها ـ به پایه ای از پایه های عرش آویخته است، پس هرگاه حرمتی شکسته شد و خطایی جاری گشت
طمع حکمت را از دلهای دانایان می برد .
طمع، حکمت را از دلهای دانایان می برد .
علم باطن رازی از رازهای خدای وحکمتی از حکمت های الهی است که در دلهای هر یک از اولیای خود که بخواهد می نهد
عمل اندک همراه با دانش، بهتر از عمل بسیار همراه با نادانی است .
فرشتگان با خشنودی بالهایشان را برای جویای دانش می گسترانند .
کسانی را که به آنها دانش می آموزید، بزرگ شمارید .
کسی جز نیک بخت، دانش را دوست ندارد .
کسی که دانشش بر هوایش چیره شود، آن دانش سودمند است .
کسی که دانشمند را حقیر شمرد، مرا حقیر شمرده است و هرکس مرا حقیر بشمرد، کافر است
کسی که در حال جستجوی دانش مرگش در رسد، در حالی خدا را ملاقات می کند که میان او و پیامبران جز درجه پیامبری فاصله ای نباشد .
کسی که در خردسالی دانش آموزد، مانند نقش بر سنگ است و کسی که دربزرگسالی دانش آموزد، مانند کسی است که بر آب می نگارد .
کسی که ساعتی بر خواری فراگرفتن شکیبایی نورزد، همواره در خواری نادانی باقی بماند .
کسی که ساعتی بر خواری فراگرفتن شکیبایی نورزد، همواره در خوارینادانی باقی بماند .
کم ترین چیزی که در آخر الزمان یافت می شود، برادر قابل اعتماد است، یا درهمی از حلال .
مؤمن نسبت به لغزش برادرش، مهربان و آسانگیر است و [حقّ ] دوستی دیرین را رعایت می کند .
مؤمن، برادرِ مؤمن است ؛ در هیچ حالی ازنیک خواهی برای او دست نمی کشد .
مازاد دانشت را که به برادر بی بهره از دانشت می رسانی، صدقه تو بر او به شمار می آید .
مثل کسی که دانش می آموزد ولی آن را بازگو نمی کند، مثل کسی است که گنج می اندوزد ولی از آن خرج نمی کند .
مجلس های دانش عبادت است .
محبّت مؤمن به مؤمن در راه خدا، از بزرگ ترین شاخه های ایمان است .
محبّتت به چیزی، کور و کر می کند .
محبتت به چیزی، کور و کر می کند .
محبوب ترینِ بندگان نزد خداوند ـ تبارک وتعالی ـ، پرهیزگارانِ پنهان (ناشناخته) هستند .
محبوب ترین بندگان نـزد خداوند، سودمندترینشان نسبت به بندگان است و پایبندترینشان نسبت به گزاردن حقّش ؛ کسانی که خداوند، کار نیک و به جا آوردنش را محبوبشان ساخته است .
محبوب ترینِ شما نزد خداوند، خوش خوترین های شما هستند ؛ آنان که فروتنی می کنند و با دیگران الفت می گیرند و دیگران با آنان، الفت می گیرند
محبوب ترینِ شما نزد خداوند، نیکْ کردارترینِ شماست .
محبوب ترینِ کارها نزد خدا، شادمان ساختن مؤمن است، از طریق برطرف ساختن گرسنگی اش و یا زدودن اندوهش .
محبوب ترین کارها نزد خداوند، شتاب دربه جا آوردن نماز در اوّلِ وقتش است .
محبوب ترینِ مؤمنان نزد خداوند متعال، کسی است که در راه فرمانبری خدا بکوشد، خیرخواه امّت پیامبرش باشد، در عیب هایش بیندیشد و آگاه گردد، خِرد ورزد و عمل کند .
محبوب ترینِ مردم نزد خداوند در روز قیامت و آن که [از دیگران] به خدا نزدیکتر است ، پیشوای دادگر است.
محبوب ترینِ مردم نزد خداوند در روز قیامت، فرمان برترینِ آنها نسبت به او و پرهیزگارترینِ آنان است .
مرکّب دانشمندان با خون شهیدان سنجیده شد، پس بر آن برتری یافت .
مسلمان، برادرِ مسلمان است .
مسلمان، برادرِ مسلمان است، به او خیانت نمی کند، او را وا نمی گذارد، بر او خرده نمی گیرد، او رامحروم نمی سازد و غیبتش را نمی کند .
من از آنچه نمی دانید نمی ترسم؛ اما بنگرید در آنچه می دانید چگونه عمل می کنید .
من از آنچه نمی دانید نمی ترسم؛ ولی بنگرید در آنچه می دانید چگونه عمل می کنید .
من از هنگام بعثتم تا روز قیامت، شفیع هر آن دوتنی هستم که در راه خدا با یکدیگر، دوستی و برادری می کنند.
منع دانش روا نیست .
نزدیک است که حکیم، پیامبر گردد .
نزدیکترین مردم به درجه پیامبری، اهل دانش و جهادند .
نشانه دوستی خدا، دوست داشتن یاد خداستو نشانه دشمنی با خدا، دشمنی با یاد کردن خداست .
نمازگزار محبّت فرشتگان و هدایت وایمان و نور معرفت دارد .
نیکویی پرسش، نیمی از دانش است .
هان ! دشمنی با یکدیگر، زداینده است .مقصودم زداینده مو نیست، که زداینده دین است .
هر کس از حلال خورد، دلش صاف و نازک و چشمانش اشک آلود شود و برای دعایش حجابی نباشد .
هر کس جویای حکمت است، باید خاندان مرا دوست بدارد
هر کس جویای حکمت است، باید خاندان مرا دوست بدارد .
هر کس دانش خود را به رخ مردم کشد، خداوند او را روز قیامت انگشت نما کند .
هر کس دانشش را افزود ولی زهدش را نیفزود، جز دوری از خدا نیفزوده است .
هر کس مردمی را دوست بدارد [ در روز قیامت ] با آنان محشور خواهد شد.
هر که بگوید من دانشمندم، نادان است .
هر که به آنچه می داند عمل کند، خداوند دانش آنچه را نمی داند به او ارزانی می دارد .
هر که ما را دوست بدارد، در روز قیامت همراه ماخواهد بود.
هر گاه خداوند خیر بنده ای بخواهد، او را در دین آگاه می کند و راه راست را به او نشان می دهد .
هر گاه روزی بیاید که در آن بر دانشم نیفزایم، پس در آمدن خورشید آن روز بر من خجسته مباد .
هر گاه مؤمن را ساکت دیدید، بدو نزدیک شوید که القای حکمت می کند .
هر گاه مؤمن را ساکت دیدید، بدو نزدیک شوید که حکمت القا می کند .
هر نو رسته ای که در جستجوی دانش و عبادت رشد کند تا بزرگ شود، خداوند روز قیامت پاداش هفتاد و دو صدیق را به او می دهد .
هرچیز راهی دارد و راه بهشت، دانش است .
هرکس برای خدا، بابی از دانش را فرا گیرد تا به مردم بیاموزد، خداوند پاداش هفتاد پیامبر به او بدهد .
هرکس به جستجوی دانش برخیزد، فرشتگان بر وی سایه اندازند و در معیشتش برکت حاصل می شود و از روزی او کم نمی گردد .
هرکس به شخصی مسأله ای بیاموزد، مالکش می گردد . گفته شد : آیا وی را خرید و فروش هم می کند؟ فرمود : نه، بلکه امر و نهیش می کند .
هرکس چیزی را دوست بدارد، از آنْ بسیاریاد می کند .
هرکس دانش اندوزد و به آن عمل نکند، خداوند روز قیامت وی را نابینا برانگیزد .
هرکس دانش را بجوید، [کوشش او [کفّاره گذشته اش باشد .
هرکس دانش را برای غیر خدا فرا گیرد یا با آن غیر خدا را اراده کند، جایگاهش را در آتش تدارک کند .
هرکس دانش را بطلبد برای اینکه با دانشمندان همراه شود یا با نادانان بستیزد یا مردم را متوجه خود کند، خداوند او را داخل آتش گرداند .
هرکس دانشی را که خداوند آن را برای امور دینی مردم سودمند قرار دادهاست پنهان کند، خداوند روز قیامت او را با لگامی از آتش لگام زند .
هرکس در دلش، دانه خردلی از تعصّب باشد، خداوند او را روز قیامت با اعراب جاهلی برانگیزد
هرکس در راه اسلام، برادری تازه را به دوستی بگیرد، خداوند در بهشت، برایش بُرجی از گوهر می سازد .
هرکس راهی را در جستجوی دانش بپیماید، خداوند راهی به سوی بهشت برایش بگشاید .
هرکس راهی را در جستجوی دانش بپیماید، خداوند راهی را به سوی بهشت برایش هموار گرداند .
هرکس که در آسمان و زمین است ـ حتی ماهیان دریا ـ برای جویای دانش آمرزش می طلبند .
هرکس که در آسمان و زمین است، حتی ماهیان دریا، برای جویای دانش آمرزش می طلبند .
هرکه بسیار یاد خداوند ـ عزّوجلّ ـ کند، خداوند، دوستش خواهد داشت، و هرکه بسیار یاد خدا کند، برایش دو برائت نامه نوشته خواهد شد : برائتی از دوزخ و برائتی از نفاق .
هرکه بسیار یاد مرگ کند، خداوند دوستش خواهد داشت .
هرکه خدا دوستی را بر خودْ دوستی مقدّم بدارد، در برابر سختی و دشواری مردم، خداوند او را بسنده باشد .بنده ام پیروی ام کن تا تو را مانند خود گردانم .
هرکه در راه خدا با کسی برادری کند، خداوند در بهشت، او را به چنان منزلت والایی برمی کشد که با دیگر اعمالش بدان دست نمی یابد .
هرکه دوست دارد بداند نزد خدا چه موقعیتی دارد، به موقعیت خدا نزد خودش توجّه کند ؛ زیرا خدا بنده را در همان جایگاهی می نهد که او خدا را نزد او، در چنان جایگاه نهاده است.
هرکه عاشق شود و [عشق خود را] پنهان دارد و پاکدامنی ورزد، خداوند، او را بیامرزد و به بهشت درآورد.
هرگاه آدمی خوراکش را کم کند، درون شپر نور گردد
هرگاه بنده ای از امّت من برادرش را در راه خدابه لطفی بنوازد، خداوند، خدمتگزاران بهشت را به خدمتش در خواهد آورد .
هرگاه بنده در دل شب با مولای خود خلوت کند و به مناجات پردازد،
هرگاه خدا بنده ای را دوست بدارد، او را ازدنیا می پرهیزاند، همان گونه که یکی از شما بیمار خود را ازآب می پرهیزاند .
هرگاه خداوند بنده ای را دوست بدارد، او رابه بلایی بزرگ مبتلا می کند . پس اگر آن بنده راضی گشت، بهره اش نزد خداوند، رضایت است و اگر ناخشنود گشت، بهره اش نزد خداوند، ناخشنودی است
هرگاه خداوند بنده ای را دوست بدارد، بلا را به او می پیوندد ؛ زیرا خداوند ـ عزّوجلّ ـ، می خواهد او راخالص سازد .
هرگاه خداوند متعال بنده ای را دوست بدارد، مویه گری از اندوه را در قلبش قرار می دهد ؛ زیرا خداوند، هرقلب اندوهگین را دوست دارد
هرگاه خداوند متعال، بنده ای را دوست بدارد، نقطه ای سپید در قلبش پدید می آورد، گوش های قلبش را می گشاید و فرشته ای بر او می گمارد، تا بر راه راستْ استوارش دارد .
هرگاه خداوند، بنده ای از امّتم را دوست بدارد، محبّتش را در دل های برگزیدگانش، در جان های فرشتگانش و ساکنان عرشش می افکند، تا دوستش بدارند . به حقیقتْ چنین کسی، دوستدار خدا است . خوشا به حالش! و اورا در روز قیامتْ نزد خداوند، حقّ شفاعت است .
هرگاه دو مسلمان یکدیگر را ببینند و یکی از آنان به دیگری سلام کند و با او دست دهد، محبوب ترین آنان نزد خداوند، خوش روترین آنان نسبت به دیگری است .
هرگاه کسی را دیدید که به وی زهد در دنیا و کم گویی عطا شده، بدو نزدیک شوید که القای حکمت می کند .
هرگاه کسی را دیدید که به وی زهد دردنیا و کم گویی عطا شده، بدو نزدیک شوید که حکمت القامی کند .
هرگاه یکی از شما با برادری در راه خدا برادری کرد، با او معارضه نکند، او را خشمگین نکند و با او مخالفت ننماید .
هرگاه یکی از شما برادرش را در راه خدا دوست داشت، او را [از این دوستی [باخبر کند، که این کار، الفت راپایدارتر می سازد و دوستی را استوارتر می کند .
همنشینی دانشمندان عبادت است .
هنگامی که نزد آموزگار یا در مجلس های دانش نشستید، نزدیک هم شوید و برخی پشت برخی دیگربنشیند . مانند دوران جاهلیت پراکنده منشینید .
هیچ بنده ای در پی دانش جویی نعلین به پا نکرد و کفش نپوشید و جامه برتن ننمود، جز آنکه خداوند گناهانش را در همان درگاه خانه اش آمرزید .
هیچ چیز نزد خداوند ـ عزّوجلّ ـ، منفورتر ازبخل و بدخویی نیست که این یک، همان گونه که سرکه عسل را تباه می کند، ایمان را تباه می کند .
هیچ سخنی نزد خداوند، محبوب تر از گفتار«لا اله الا اللّه» نیست .
هیچ صدقه ای نزد خدا، محبوب تر از حقگویی نیست .
هیچ قطره ای نزد خداوند، محبوب تر از دوقطره نیست : قطره خونی در راه خدا، و قطره اشکی در سیاهی
هیچ مسلمانی، پس از بهره اسلام آوردن، بهره ای همچون برادری خدایی به دست نیاورده است .
هیچ هزینه کردنی نزد خدا محبوب تر از هزینه کردن به اعتدال نیست .
ورع زیباست ولی در دانشمندان زیباتر است .
یا دانشمند باش و یا دانشجو و مبادا که بازیگوش و لذت جو باشی .
یا دانشمند باش یا دانشجو یا شنونده و یا دوستدار و پنجمی مباش که هلاک می گردی .
یا دانشمند باش یا دانشجو یا شنونده و یادوستدار و پنجمی مباش که هلاک می گردی .
یک ساعت که دانشمند بر پشتی خود تکیه می زند و در دانشش می نگرد، بهتر از هفتاد سال عبادت عابد است .
) هیچ امتی به پاکی و قداست نخواهد رسید، اگر حق ضعیفِ آن امت، از قدرتمندش بدون گرفتگی زبان [و بدون نقص] گرفته نشود.
) ایمان هیچ بنده‌ای تکمیل نمی‌شود، جز این‌که قلب او در مسیر حق استقامت داشته باشد و قلب او از استقامت محروم است، تا زبانش در مسیر حق استوار شود.
) ای فرزند آدم! عمل به خیر کن و از شرّ بپرهیز. با عمل به این دستور است که تو انسانی با کرامت و مقتصد (معتدل در تکاپو) خواهی بود.
) هر کس از روی عمد به من دروغی را نسبت بدهد، جایگاه او آتش دوزخ باد.
) اصلاح میان مردم، از عموم نماز و روزه برتر است.
) به بندگان خود بخورانید از آنچه خود می‌خورید و به ایشان بپوشانید آنچه خود می‌پوشید.
) هر که صبح کند و اهتمام به امور مسلمانان نداشته باشد او مسلمان نیست.
) کسی که به فریاد برادر مؤمن خود برسد که او را از ورطه‌ای یا غمی یا اندوهی بیرون آورد حق تعالی برای او ده حسنه بنویسد و ده درجه از برای او بلند کند و ثواب ده بنده آزاد کردن به او کرامت فرماید و عذاب را از او بردارد و ده شفاعت از برای او در قیامت مهیا کند.
) هر که تشییع جنازه بکند به هر قدمی که بردارد صد هزار حسنه برای او نوشته شود و صد هزار گناه از او محو شود و صد هزار درجه برای او بلند شود.
) هر که بر جنازه‌ی میّتی نماز کند هفتاد هزار ملک بر او نماز کنند و گناهان گذشته‌اش آمرزیده شود پس اگر همراهی کند تا او را دفن کنند به هر قدمی که بردارد قیراطی از ثواب به او بدهند که آن قیراط مانند کوه احد باشد.
) هر مؤمنی که بر جنازه‌ای نماز کند بهشت او را واجب گردد مگر آنکه منافق یا عاق پدر و مادر باشد.
) هر که به سخن گفتن ابتدا کند پیش از سلام جوابش مگویید و کسی را به طعام خود مطلبید پیش از آنکه سلام کند.
) عاجزترین مردم کسی است که از دعا عاجز باشد و بخیل‌ترین مردم کسی است که به سلام کردن بخل کند.
) هر که به ده نفر از مسلمانان برخورد و بر ایشان سلام کند ثواب یک بنده آزاد کردن در نامه‌ی عملش نوشته شود.
) سلام کردن سنّت است و جواب سلام دادن واجب است.
) کسی که داخل خانه‌ی خود شود سلام بکند که سبب برکت می‌شود و ملائکه در آن خانه انس می‌گیرند.
) از علامات تواضع و فروتنی آن است که آدمی راضی باشد به مجلسی که پست‌تر باشد از مجلسی که سزاوار اوست و به هر که برسد سلام کند و ترک مجادله کند هر چند که حق با او باشد و نخواهد که او را به پرهیزکاری ستایش کنند.
) هر که حرمت پیری را بشناسد پس او را تعظیم کند برای سنّش خدا او را ایمن گرداند از ترس روز قیامت.
) از ما نیست کسی که خردان ما را رحم نکند و پیران ما را تعظیم نکند.
) هر که کفایت کند برای کوری حاجتی از حاجات دنیا را و برای او در آن حاجت راه رود و سعی کند تا خدا آن را برآورد حق تعالی او را از نفاق و آتش جهنم بیزاری دهد و هفتاد حاجت از حاجات دنیای او را برآورد و پیوسته در رحمت الهی باشد تا برگردد.
) هر که مسلمانی را غیبت کند ثواب روزه و وضویش برطرف می‌شود و در روز قیامت بویی گنده‌تر از بوی مردار آید که اهل محشر همه در آزار باشند و اگر پیش از توبه بمیرد حلال کرده باشد چیزی را که خدا حرام کرده است.
) غیبت از زنا بدتر است زیرا که زناکار توبه می‌کند و خدا توبه‌اش را قبول می‌کند و غیبت کننده توبه‌اش قبول نیست تا آن شخص را حلال کند.
) هر که تفحص عیب‌های مردم کند خدا او را رسوا کند اگرچه گناه را در میان خانه‌ی خود کرده باشد.
) هر که احسان کند با برادر مؤمن در مجلسی که او را غیبت کنند حق تعالی هزار نوع بدی را در دنیا و آخرت از او رد کند و اگر رد نکند و قدرت بر رد غیبت او داشته باشد مثل گناه آن غیبت کننده هفتاد برابر داشته باشد.
) هر که کسی را در گناهی رسوا کند چنان است که آن گناه را خود کرده است و هر که مؤمنی را به چیزی سرزنش کند از دنیا نرود تا آن را خود بکند.
) بدترین دروغ‌ها گمان بد به مردم بردن است.
) هر دو مسلمان که از هم دوری کنند و سه روز بگذرد که صلح نکنند از اسلام بدر می‌روند و در میان ایشان دوستی ایمانی برطرف می‌شود پس هر یک زودتر با دیگری سخن بگوید در قیامت زودتر به بهشت خواهد رفت.
) خدا رحمت کند کسی را که یاری کند پادشاه خود را بر نیکی کردن به او.
) هر که پادشاه ظالمی را مدح کند و نزد او شکستگی و تذلل کند برای طمع دنیا در جهنم قرین با او باشد.
) سه چیز است که دل را فاسد می‌کند و نفاق را در دل می‌رویاند چنان که آب درخت را می‌رویاند: شنیدن سازها و خوانندگی‌ها و فحش گفتن، و به در خانه‌ی پادشاه رفتن، و از پی شکار رفتن.
) هر که پادشاه را بر خدا اختیار کند خدا پرهیزکاری را از او بردارد و او را حیران گرداند.
) دو صنفند از امت من که صلاح ایشان موجب صلاح تمام امت است و فساد ایشان موجب فساد امت (فقیهان و پادشاهان).
) بی‌وفاتر و کم دوست‌تر از همه کس پادشاهانند.
) آدمی بر دین دوست و مصاحب خود می‌باشد.
) حکیم‌ترین مردم کسی است که از صحبت جاهلان بگریزد.
) هر که حکومت مردم اختیار کند و عدالت کند و در خانه‌ی خود را بگشاید و پرده بردارد که همه کس راه به او داشته باشند و به احوال همه‌ی مردم برسد بر خدا لازم است که ترس او را در قیامت به ایمنی مبدل گرداند و او را داخل بهشت کند.
) بهترین جهادها آن است که چون کسی صبح کند ظلم بر کسی در خاطر نداشته باشد.
) اهل کتاب را به سلام ابتدا مکنید و چون ایشان بر شما سلام کنند علیکم بگویید و در جواب ایشان با ایشان مصافحه مکنید و ایشان را به کنیت نام مبرید مگر آنکه به این‌‌ها مضطر شوید.
) چون کسی به خانه‌ی شخصی بیاید هر جا که صاحبخانه می‌فرماید بنشیند که صاحبخانه نیک و بد خانه‌ی خود را بهتر می‌داند.
) حق کسی که داخل خانه می‌شود بر اهل آن خانه آن است که در وقت داخل شدن و بیرون رفتن پاره‌ای با او راه روند.
) کسی را که اکرام می‌کنند و او را گرامی دارند باید که او قبول کند و رد نکند که کرامت را رد نمی‌کند مگر خر.
) هر که خدمت کند گروهی از مسلمانان را حق تعالی مثل عدد ایشان خدمتکاران دربهشت به او کرامت فرماید.
) هر ملاطفتی که کسی با برادر مؤمن خود بکند حق تعالی او را از خدمه‌ی بهشت کرامت فرماید.
) سزاوارترین مردم به تهمت کسی است که با اهل تهمت همنشین باشد.
) هر که اکرام کند برادر مؤمنش را به یک کلمه که از روی لطف به او بگوید و غمی از او بردارد پیوسته در سایه‌ی رحمت الهی باشد تا مشغول این اکرام باشد.
) نظر کنید که با که سخن می‌گویید و مصاحبت می‌کنید که هر که هست در وقت مرگ مصاحبانش را به او می‌نمایند اگر حال‌شان نیک است از مصاحبت ایشان شاد می‌شود و اگر حال‌شان بد است غمگین می‌شود.
) سه کس‌اند که همنشینی ایشان دل را می‌میراند: نشستن با مردم دنی، و سخن گفتن با زنان، و نشستن با توانگران.
) با اهل دین نشستن شرف دنیا و آخرت است.
) چون کسی عطسه کند او را دعا کنید اگرچه دریا در میان فاصله باشد.
عطسه کردن بیمار علامت عافیت اوست و راحت بدن است.
) هر که در میان سخن برادر مسلمان خود سخن بگوید چنان است که خدشه و خراشی در روی او کرده است.
) احدی را نیست که سخنی را که صاحبش پنهان دارد او نقل کند مگر آنکه علمی باشد که اظهار آن لازم یا ذکر نیکی‌های آن شخص باشد.
) عجب دارم از کسی که ایمان به جهنم دارد چرا می‌خندد.
) همین عیب آدمی را بس است که از عیب مردم چیزی بیند که از خود چشم پوشد و مردم را سرزنش کند بر چیزی که خود ترک آن نتوان کرد و آزار کند همنشین خود را به چبزی که نفعی به او ندهد.
) مهربانی کن با مردم تا تو را دوست دارند.
) سه چیز است که محبت آدمی را برای برادر مسلمانش صاف و خالص می‌گرداند: اول آنکه چون با او برخورد با خوشرویی و خوشحالی او را ملاقات کند، دوم آنکه چون نزد او نشیند جا برای او بگشاید، سوم آنکه به هر نامی که دوست‌تر می‌دارد او را بخواند.
) اظهار دوستی و مهربانی با مردم کردن نصف عقل است.
) بدترین امت من جماعتی‌اند که مردم ایشان را گرامی می‌دارند از ترس بدی ایشان به درستی که از من نیست هر که چنین باشد.
) زینهار که منازعه با مردم نکنید که کرامت را می‌برد و مروّت را برطرف می‌کند.
) یاد کننده‌ی خدا در میان غافلان کسی است که جهاد کند در راه خدا در هنگام گریختن دیگران و چنین کسی ثواب او بهشت است.
) هر گروهی که در مجلسی جمع شوند و در آن مجلس یاد خدا نکنند و صلوات بر پیغمبر خود نفرستند آن مجلس حسرت و وبال است بر ایشان در روز قیامت.
) زینت دهید مجالس خود را به ذکر فضایل علی بن ابیطالب (ع) که در او هفتاد خصلت از خصلت‌های پیغمبران هست.
) اُف باد بر مردی که در هر جمعه خود را از کارهای دنیا فارغ نسازد برای یاد گرفتن مسائل دین خود.
) با یکدیگر مذاکره کنید و ملاقات کنید و حدیث نقل کنید که حدیث دلها را جلا می‌دهد و به درستی که دلها زنگ می‌گیرند چنان که شمشیر زنگ می‌گیرد و جلای دلها به حدیث است.
) با بخیل که مانع می‌شود تو را از رسیدن به غایت مقصود خود مشورت مکن، با کسی که حرص دنیا داشته باشد که زینت می‌دهد برای تو هر رأی را که بدتر است مشورت مکن.
) کسی که از خدا طلب خیر می‌کند حیران نمی‌شود و کسی که در کارها با مردم مشورت می‌کند پشیمان نمی‌شود.
) از سعادت آدمی آن است که فرزندش به او شبیه باشد و زن خوشروی دیندار داشته باشد و چهارپای راهوار داشته باشد و خانه‌ی گشاده داشته باشد.
) شومی خانه در تنگی ساحت و بدی همسایگان و بسیاری عیب‌های آن است.
) چهار چیز است که از سعادت است: زن صالحه، و خانه‌ی فراخ، و همسایه‌ی شایسته، و مرکب نیکو.
) چهار چیز است که از شقاوت است: همسایه‌ی بد، و زن بد، و خانه‌ی تنگ، و مرکب بد.
) هر که خانه‌ای از برای ریا و سمعه بنا کند که مردم ببینند و بشنوند در روز قیامت آن خانه را تا هفتم طبقه‌ی زمین آتشی کنند افروخته و در گردن او اندازند پس او را در جهنم اندازند و هیچ چیز او را نگاه ندارد تا قهر جهنم مگر آنکه توبه کند.
) خانه‌های خود را به تلاوت قرآن منوّر گردانید.
) به درستی که خانه‌ای که در آن تلاوت قرآن بسیار شود خیر آن خانه بسیار می‌شود و اهلش به رفاهیّت و نعمت می‌باشند و آن خانه اهل زمین را روشنی می‌دهد.
) حیوانات در خانه بسیار نگاه دارید که شیاطین به آنها مشغول شوند و طفلان شما را ضرر نرسانند.
) خروس را دشنام مدهید که مردم را از برای نماز بیدار می‌کند.
) هر که در خانه‌ی او گوسفند شیر ده یا بز شیر ده یا گاو شیر ده باشد باعث برکت خانه‌ی او می‌شود.
) حق تعالی سه برکت فرستاده است: آب، و آتش و گوسفند.
) هر که مار را برای این نکشد که کشتن آن گناه است از من نیست اما اگر برای این نکشی که حیوانی است و به تو آزاری نمی‌رساند باکی نیست.
) سگ‌ها از ضعیفان جن‌اند هرگاه طعام خورید و سگی حاضر باشد یا طعامش بدهید یا دورش کنید که نفس‌های بد دارند.
) چون صدای خر و فریاد سگ را بشنوید به خدا پناه ببرید از شر شیطان رجیم زیرا که آنها می‌بینند چیزی را که شما نمی‌بینید.
) هر که خانه‌ای بخرد سنّت است که ولیمه و مهمانی بکند.
) خیر و نیکی بر پیشانی اسب بسته است تا روز قیامت.
) زنان باید در کنار راه بروند و در میان راه نروند.
) هر که بر زمین از روی خیلا و تکبر راه رود زمین او را لعنت کند و آنچه در زیر زمین است و آنچه در بالای زمین است.
) کسی که بار عیال خود را بر مردم بیندازد ملعون است.
) عبادت هفتاد جزء است بهترین آنها طلب حلال است.
) هر که شب بخوابد وامانده از طلب حلال چون شب به سر آید آمرزیده شده باشد.
هیچ صاحب جانی نمی‌میرد مگر آنکه روزی مقرّر خود را تمام می‌خورد. پس از خدا بترسید و در طلب روزی مبالغه مکنید و دیر رسیدن روزی، شما را بر آن ندارد که طلب چیزی از روزی را به معصیت خدا بکنید زیرا که حق تعالی روزی را در میان خلق خود حلال قسمت کرده است و حرام قسمت نکرده است.
) کسی که از معصیت خدا بپرهیزد و صبر کند روزی او از حلال می‌رسد و هر که پرده‌ دری کند و تعجیل نماید و از حرام بگیرد از روزی حلال او همان مقدار کم می‌شود و در قیامت بر آن روزی حرام حساب او خواهند کرد.
) محبوب‌ترین مردم کسی است که زودتر به مسجد می‌رود و دیرتر بیرون می‌آید.
) دشمن‌ترین مردم در نزد خدا کسی است که زودتر به بازار رود و دیرتر بیرون آید.
) هر که خرید و فروش کند از پنج چیز اجتناب کند: از سود خوردن، و قسم خوردن، و عیب متاع را پوشانیدن، و مدح کردن چیزی که فروشد، و مذمّت کردن چیزی که خرد.
) کسی که می‌فروشد و می‌خرد روزی می‌یابد و کسی که نگاه می‌دارد برای آنکه گران شود ملعون است.
) از شرف آدمی آن است که هرگاه به سفری رود توشه‌ی خود را نیکو گرداند.
) بهترین خرج کردن‌ها نزد خدا میانه‌روی است و خدا اسراف را دشمن می‌دارد مگر در راه حج یا عمره.
) شخصی که تنها به سفر می‌رود گمراه است و دو کس که می‌روند دو گمراهند و سه کس مسافرانند.
) دو کس با هم رفیق نمی‌شوند مگر آنکه محبوب‌ترین ایشان نزد خدا و آنکه ثوابش بیشتر است آن است که با رفیقش مدارا بیشتر می‌کند.
) سنّت است که رفیقان هم توشه، اوّل خرجی‌های خود را به در آورند و بر روی یکدیگر بگذارند که این بیشتر باعث خشنودی خاطر و نیکی اخلاق ایشان می‌شود.
) هر که میافر مؤمن را اعانت کند حق تعالی از او هفتاد و سه شدت از شدت‌های دنیا را بردارد و او را امان دهد از غم و اندوه و هفتاد غم و شدت در آخرت از او بردارد در وقتی که از شدت اهوال [=ترس] قیامت نفس‌های مردم گرفته باشد.
) سواری بکنید و تیراندازی بکنید و تیراندازی کردن را دوست‌تر می‌دارم از سواری کردن.
) تمام خیرات در شمشیر و زیر سایه‌ی شمشیر است و شمشیر اهل حق کلید بهشت است و شمشیر اهل باطل کلید جهنم است.
) بهشت را دری هست که آن را درگاه جهاد کنندگان می‌گویند آنها که در راه خدا جهاد کرده‌اند به سوی آن در می‌روند و می‌بینند که برای ایشان گشوده‌اند و ملائکه به ایشان مرحبا می‌گویند.
) هر که پیغام جهاد کننده را به اهلش برساند چنان است که بنده‌ای آزاد کرده باشد و در ثواب جهاد او شریک باشد.
) شکم کسی پر از چرک و ریم باشد بهتر است از آنکه پر از شعر باشد.
) هر که به سوره‌ای از قرآن قسم یاد کند به هر آیه‌ای از آن یک کفّاره لازم است خواه راست قسم خورده باشد و خواه دروغ.
) هر که مزد یک مزدوری را ظلم کند و به او ندهد حق تعالی ثواب اعمالش را خط کشد و بوی بهشت را بر او حرام گرداند.
) هر که قرآن را یاد گیرد و از روی بی‌اعتنایی فراموش کند در قیامت دست‌هایش در گردنش بسته باشد و حق تعالی به هر آیه ماری بر او مسلّط گرداند مگر خدا او را بیامرزد.
) هر که قرآن را بیاموزد سپس بعد از آن حرامی بخورد یا محبّت دنیا و زینت دنیا را بر عمل کردن به قرآن اختیار کند مستوجب غضب الهی گردد مگر آنکه توبه کند و اگر بی‌توبه بمیرد قرآن با او خصمی کند.
) هر که در خانه‌ی مؤمنی نظر کند که بر امر مستور او مطلع شود خدا او را محشور کند با منافقانی که عیب‌های مسلمانان را تفحّص می‌کردند و از دنیا بیرون نرود تا خدا او را رسوا کند مگر آنکه توبه کند.
) هر که راضی نباشد به آنچه خدا روزی او گردانیده است و شکایت کند از برای خدا و صبر بر تنگی روزی نکند هیچ حسنه‌ای از او بالا نرود و در قیامت خدا از او در خشم باشد مگر آنکه توبه کند.
) هر که مسلمان فقیری را سبک شمارد حق خدا را سبک شمرده است و حق تعالی او را در قیامت سبک شمارد مگر آنکه توبه کند.
) هر که مسلمان بی‌چیزی را گرامی دارد در قیامت خدا از او راضی و خشنود باشد.
) هر که گناهی و خواهش حرامی او را پیش آید و از ترس خدا آن را ترک نماید حق تعالی جهنم را بر او حرام گرداند و او را از ترس بزرگ قیامت ایمن گرداند.
) هر که در میان دنیا و آخرت متردد شود پس دنیا را بر آخرت اختیار کند در قیامت او را حسنه نباشد که به سبب آن از جهنم نجات یابد و هر که آخرت را اختیار کند بر دنیا خدا از او خشنود گردد و گناهانش را بیامرزد.
) هر که چشمش را پر کند از نظر کردن به سوی کسی که بر او حرام باشد دیدن او، حق تعالی در قیامت دیده‌ی او را از آتش پر کند.
) هر که فریب دهد مسلمانی را در خرید و فروش از ما نیست و در روز قیامت با یهودان محشور شود.
) زاهدترین مردم کسی است که آنچه خدا حرام کرده است ترک نماید.
) پرهیزکارترین مردم کسی است که در همه جا حق بگوید خواه برای او نفع داشته باشد و خواه ضرر داشته باشد.
) عادل‌ترین مردم کسی است که از برای مردم بپسندد آنچه از برای خود می‌پسندد و از برای مردم نخواهد آنچه از برای خود نخواهد.
) زیرک‌ترین مردم کسی است که یاد مرگ بیشتر کند.
) محسودترین مردم کسی است که به زیر خاک رفته باشد و از عقاب الهی ایمن شده باشد و امید ثواب خدا داشته باشد.
) هر زنی که شوهر خود را بر زبان آزار دهد حق تعالی هیچ حسنه‌ی او را قبول نفرماید تا او را از خود راضی گرداند هر چند روزها به روزه باشد و شب‌ها به نماز بایستد و بنده‌ها آزاد کند و مردان را بر اسبان سوار کرده به جهاد بفرستد.
) هر که خشمی از کسی فرو خورد که تواند از او انتقام بکشد حق تعالی به او ثواب شهیدی کرامت فرماید.
) هر که خیانت کند امانتی را در دنیا و به اهلش پس ندهد تا مرگ او را دریابد بر غیر ملت من مرده باشد و حق تعالی در قیامت از او در خشم باشد.
) هر که شهادت ناحقی بر احدی از مردم بدهد حق تعالی او را بر زبانش درآویزد در درک اسفل جهنم با منافقان.
) هر که مال خیانتی را بخرد دانسته چنان است که خود خیانت کرده باشد.
) هر که حق برادر مؤمن را حبس کند حق تعالی برکت روزی را بر او حرام گرداند.
) هر که گناهی از کسی بشنود و آن را فاش کند چنان است که خود کرده باشد.
) هر که برادر مسلمانش به او محتاج شود در قرضی و قادر باشد و ندهد حق تعالی بوی بهشت را بر او حرام گرداند.
) هر که صبر کند از برای خدا بر کج خلقی زن خود حق تعالی ثواب شکر کنندگان او را کرامت فرماید.
) هر که برادر مسلمان خود را گرامی دارد چنان است که خدا را گرامی داشته است.
) هر که پیش نمازی گروهی به امام رضا (ع)ی ایشان بکند و در وقت مناسب حاضر شود و نماز را نیکو به جا آورد مثل ثواب آن گروه داشته باشد بی‌آنکه از ثواب آنها کم شود.
) هر که از برای کوری حاجتی از حوائج دنیای او را برآورد و از برای او در آن حاجت راه رود تا آن حاجت برآورده شود حق تعالی بیزاری از نفاق و بیزاری از آتش جهنم به او عطا فرماید و هفتاد حاجت از حاجات دنیای او را برآورد و پیوسته در رحمت الهی باشد تا برگردد.
) هر که از مؤمنی شدّتی و غمی از غم‌های دنیا بردارد حق تعالی هفتاد و دو غم از غم‌های آخرت را از او بردارد و هفتاد و دو بلا از بلاهای دنیا را از او دفع کند.
) هر که احسانی بر برادر مؤمن خود بکند و بر او منّت گذارد حق تعالی عملش را خبط کند و او را ثواب ندهد.
) هر که تصدّقی ببرد برای محتاجی مثل ثواب آن کس داشته باشد که آن تصدّق را داده است بی‌آنکه از ثواب او چیزی کم شود.
) هر که از ترس خدا آب از دیده‌های او جاری شود به هر قطره که از دیده‌ی او بیرون آید حق تعالی قصری در بهشت به او عطا فرماید که مزیّن باشد به مروارید و سایر جواهرات و در آن قصر باشد آنچه چشمی ندیده و گوشی نشنیده و خاطری خطور نکرده باشد.
) هر که به سوی مسجد برود برای نماز جماعت به هر گامی که بردارد هفتاد هزار حسنه برای او نوشته شود و هفتاد هزار درجه برای او بلند شود.
بهشت بر هر فحش گوینده‌ی کم حیایی که پروا نکند از آنچه خود گوید و از آنچه به او گویند حرام است.
) عابدترین مردم کسی است که آنچه خدا بر او واجب کرده است به جا آورد و سخی‌ترین مردم کسی است که زکات مال خود را بدهد.
) غافل‌ترین مردم کسی است که از گردیدن‌های دنیا از حالی به حالی پند نگیرد.
) هر که اذان بگوید از برای خدا حق تعالی به او ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار صدیق کرامت فرماید و به شفاعت او چهل هزار گناهکار داخل بهشت شوند.
) هیچ بدی را حقیر مشمارید هر چند در نظر شما کوچک نماید به درستی که گناه کبیره با استغفار نمی‌ماند و گناه صغیره با اصرار نمی‌باشد بلکه چون بر گناه صغیره اصرار کردی و توبه نکردی کبیره می‌شود.
) صاحب قدرترین مردم کسی است که دنیا را نزد او قدری نباشد.
) داناترین مردم کسی است که علم مردم را با علم خود جمع کند.
) شجاع‌ترین مردم کسی است که بر خواهش‌های نفسانی خود غالب شود.
) گرانبهاترین مردم کسی است که عملش فراوان‌تر باشد و کم‌بهاترین مردم کسی است که عملش کمتر باشد.
) کم لذت‌ترین مردم کسی است که رشک بر مردم برد.
) کم راحت‌ترین مردم کسی است که بخیل است.
) بخیل‌ترین مردم کسی است که بُخل ورزد در چیزی که خدا بر او واجب گردانیده است.
) اولای مردم به حق کسی است که عمل به حق بیشتر کند.
) بی‌حرمت‌ترین مردم فاسق است و فاسق‌ترین مردم پادشاه است و کم دوست‌ترین مردم پادشاه است.
) فقیرترین مردم صاحب طمع است و بی‌نیازترین مردم کسی است که اسیر حرص نباشد.
) کسی که ایمانش بهتر است خُلقش نیکوتر باشد و گرامی‌ترین ایشان پرهیزکارترین ایشان است.
) کسی قدرش عظیم‌تر است که به چیزها که فایده‌ای به او نداشته باشد متعرّض نشود.
) پرهیزکارترین مردم کسی است که مجادله و منازعه نکند هر چند حق با او باشد.
) بی‌مروّت‌ترین مردم دروغگوست.
) شقی‌ترین مردم پادشاهانند.
) دشمن‌ترین مردم نزد خدا و خلق خدا متکبّرانند.
) کسی در طاعت الهی سعی بیشتر کرده است که ترک گناهان کرده باشد.
) داناترین مردم کسی است که با نیکان خطله نماید.
) عاقل‌ترین مردم کسی است که با مردم مدارا بیشتر کند.
) سزاوارترین مردم به تهمت کسی است که با اهل تهمت همنشینی کند.
) طاغی‌ترین مردم کسی است که کسی را بکشد که قصد کشتن او ندارد و کسی را بزند که او را نزند.
) سزاوارترین مردم به عفو کردن کسی است که قدرت بر عقوبت بیشتر داشته باشد.
) سزاوارترین مردم به گناهکاری کسی است که در حضور مردم سفاهت کند و در غایبانه غیبت کند.
) ذلیل‌ترین مردم کسی است که مردم را خوار کند.
) دوراندیش‌ترین مردم کسی است که خشم خود را بیشتر فرو خورد.
) شایسته‌ترین مردم کسی است که برای مردم شایسته‌تر باشد.
) بهترین مردم کسی است که مردم از او منتفع شوند.
) پنچ چیز است که تا مردن ترک نمی‌کنم بر روی زمین، با غلامان چیز خوردن و بر الاغ جل‌دار سوار شدن و بز را به دست خود دوشیدن و سلام بر اطفال کردن و جامه‌ی پشمینه پوشیدن.
) جامه‌ی سفید بپوشید که آن نیکوتر و پاکیزه‌ترین رنگ‌هاست و مرده‌های خود را در آن کفن کنید.
) عمّامه تاج عربان است. هرگاه که عمّامه را بطرف کنند خدا عزّت‌شان را برطرف خواهد کرد.
) هر که انگشتر عقیق در دست داشته باشد حاجتش برآورده است.
) انگشتر عقیق در دست کنید. مادام که آدمی آن انگشتر را با خود دارد اندوهی به او نمی‌رسد.
) هر که در دنیا از ظرف طلا و نقره آب خورد در آخرت از ظروف طلا و نقره‌ی بهشت محروم باشد.
) هر که در دنیا سیرتر است در قیامت گرسنه‌تر است.
) هیچ چیز را خدا مانند شکم پر از طعام دشمن نمی‌دارد.
) خداوند عالمیان واجب می‌گرداند بهشت را از برای جوانی که در آیینه بسیار نظر کند و حمد خدا بسیار گوید بر آنکه خدا او را به صورت نیکو آفرید و او را معیوب نگردانیده است.
) هرگاه کسی طعام خورد و انگشتان خود را بلیسد و بمکد خداوند عالمیان فرماید که خدا تو را برکت دهد.
) هر که ایمان به خدا و روز قیامت دارد پس نخورد چیزی بر سفره‌ای که در آن شراب خورند.
) هر که در طعام افتتاح و اختتام به نمک کند خدای تعالی از او هفتاد نوع از انواع بلا را دفع کند.
) هر که اطاعت زن خود بکند خدا او را سرنگون در جهنم اندازد.
) حق تعالی بر دختران مهربان‌تر است از پسران و هر مردی که شادی برساند به زنی که با او خویشی داشته باشد و محرم او باشد خدا او را در قیامت شاد گرداند.
) هر که سه دختر یا سه خواهر را نفقه دهد او را بهشت واجب می‌شود.
) حق فرزند بر پدر آن است که او را به نام نیکو بخواند و نیکو تأدیب کند و او را به کسب نیکو بدارد.
) به فرزندان خود شنا کردن و تیراندازی بیاموزید.
) دوست دارید اطفال خود را و رحم کنید به ایشان و اگر وعده کنید به آن وفا کنید.
) هر که با وضو بخوابد چنان است که تمام شب را به عبادت احیا کرده باشد.
) هر که فرزند خود را ببوسد خدا حسنه‌ای برای او بنویسد و هر که فرزند خود را شاد کند خدا او را در قیامت شاد کند و هر که قرآن بیاموزاند به فرزند خود در قیامت پدر و مادر او را بطلبند و دو حلّه به ایشان بپوشانند که از نور آن دو حلّه روی اهل بهشت روشن شود.
) بهتر آن است که در میان فرزندان زیادتی قرار ندهد مگر آنکه یکی عالم‌تر و صالح‌تر باشد و به این سبب او را زیادتی دهد.
) هر که به بازار رود و تحفه‌ای بخرد و بردارد و برای عیال خود به خانه آورد چنان است که تصدّقی برای جمعی از فقرا برداشته و به ایشان رسانیده است.
) در بهشت درجه‌ای هست که به آن درجه نمی‌رسد مگر سه کس: امام عادل و کسی که به خویشان احسان کند و صاحب عیالی که بر خرج عیال و آزار ایشان صبر کند.
) جهاد کن در راه خدا که اگر کشته شوی نزد خدا زنده خواهی بود و روزی در بهشت خواهی یافت و اگر بمیری مزدت با خداست و اگر زنده برگردی از گناهان به در می‌آیی مانند روزی که از مادر متولد شده‌ای.
) هر فرزند نیکوکاری که از روی شفقت و مهربانی به سوی پدر و مادر نظر کند هر نگاه کردنی ثواب یک حج مقبول برای او نوشته شود.
) نگاه کردن بر روی عالم عبادت است و نظر کردن به سوی پدر و مادر از روی ترحم و مهربانی عبادت است.
) سه چیز است که حافظه را زیاد می‌کند و دردهای بدن را می‌برد: کُندر خوائیدن و مسواک کردن و قرآن خواندن.
) هر که ماه رجب را دریابد و غسل کند در اول ماه و میان ماه و آخر ماه از گناهان بدر آید مثل روزی که از مادر متولد شده است.
) خواب مؤمن در میان زمین و آسمان بر بالای سرش پرواز می‌کند تا آنکه خود آن برای خود تعبیر کند یا دیگری برای او تعبیر کند پس به آن نحو که تعبیر کردند واقع می‌شود پس خواب خود را نقل مکنید مگر برای شخصی که عاقل باشد.
) چون بر مؤمن ضعف پیری غالب شود حق‌ تعالی امر فرماید که آنچه در جوانی و قوت می‌کرده است برای او بنویسند و همچنین ملکی را موکل می‌گرداند که برای مؤمن بیمار بنویسد آنچه در حال صحت از کارهای خیر می‌کرده است و از برای کافر بیمار بنویسد آنچه در حال صحت می‌کرده است از کارهای بد.
) هر که یک شب بیماری بکشد و قبول کند او را آنچه شرط قبول کردن است به آنکه کسی را خبر ندهد از آنچه کشیده و چون صبح شود خدا را شکرکند حق تعالی به فضل خود ثواب عبادت شصت ساله به او عطا فرماید.
) تب، رسول مرگ است و زندان خداست در زمین و گرمی‌اش از جهنم است و بهره‌ی مؤمن از جهنم همین است.
) هر که نقصانی به او نرسد امید خیر در او نیست.
) خدا مؤمن را به هر بلایی مبتلا می‌کند و به هر مرگی او را می‌میراند اما عقلش را برطرف نمی‌کند.
) شفای هر درد در قرآن است. پس بیماران خود را به تصدّق مداوا کنید و طلب شفا کنید به قرآن که هر که را قرآن شفا ندهد هیچ چیز سبب شفای او نیست.
) بر هر یک از برگ و دانه درخت اسفند ملکی موکل است که با آنها هست تا آنکه بپوسد و ریشه‌اش و شاخش غم و سحر را برطرف می‌کند و در دانه‌اش شفای هفتاد و دو درد هست.
) دو طرف صراط، امانت و صله‌ی رحم است. پس کسی که در امانت مردم خیانت نکرده است و با خویشان خود نیکی کرده از صراط به آسانی می‌گذرد زود به بهشت می‌رود و کسی که خیانت در امانت‌ها کرده و قطع صله‌ی رحم کرده است عمل دیگر او را نفع نمی‌دهد و صراط او را در آتش می‌افکند.
) هیچ عملی صوابش زودتر از صله‌ی رحم نمی‌رسد.
) هر که به پای خود برود به خانه‌ی خویشان به دیدن ایشان یا برای آنکه مالی به ایشان برساند حق تعالی ثواب صد شهید او را کرامت فرماید و به عدد هر گامی که بردارد چهل هزار حسنه در نامه‌ی اعمالش نوشته شود و چهل هزار گناه محو شود و چهل هزار درجه برای او در بهشت بلند شود و چنان باشد که صد سال عبادت خدا به اخلاص کرده باشد.
سه کس‌اند که داخل بهشت نمی‌شوند: کسی که همیشه شراب بخورد یا همیشه سحر کند یا قطع صله‌ی رحم کند.
) هر که رعایت حق خویشان کند حق تعالی در بهشت به او هزار درجه کرامت کند که از هر درجه‌ای تا درجه‌ی دیگر صد ساله راه باشد.
) من ضامنم برای کسی که صله‌ی رحم کند آن که خدا را دوست دارد و روزیش را فراخ کند و عمرش را زیاد کند و او را داخل بهشت کند.
) بدترین مردم کسی است که تنها سفر کند و عطای خود را از مردم منع کند و غلام خود را بزند.
) سه کس‌اند که اگر بر ایشان ظلم کنی حاکم بر تو ظلم می‌کند: دونان و زن تو و خادمان تو.
) بندگان خود را به قدر عقل ایشان مورد عتاب قرار دهید.
) اول کسی که داخل بهشت می‌شود شهید است و غلامی که نیکو عبادت پروردگارش را به جای آورد و خیرخواه آقای خود باشد و مرد عیال باری که از حرام و شبهه غفلت ورزد.
) هر که بنده‌ای آزاد کند حق تعالی به هر عضوی از آن بنده عضوی از او را از آتش جهنم آزاد گرداند.
) هر که آزار همسایه کند برای طمع در خانه‌ی او خدا خانه‌ی او را به همسایه برساند.
) به درستی که ایمان به من ندارد کسی که شب سیر می‌خوابد و همسایه‌ی مسلمانش گرسنه است.
) هر که یتیمی را در عیال خود داخل کند و خرج او را بدهد تا او مستغنی شود از او، خدا بهشت را بر او واجب گرداند چنان که برای خورنده‌ی مال یتیم جهنم را واجب گردانیده است.
) هر که ایمان به خدا و روز قیامت دارد باید که به وعده‌ی خود وفا کند.
) کسی بشنود که کسی فریاد می‌کند که ای مسلمانان به فریاد من برسید و یاری او نکند او مسلمان نیست.
) هر که از سنگینی دل خود آزرده باشد و خواهد دلش نرم گردد یتیمی را نزدیک خود بخواند و با او مهربانی کند و بر سر خوان خود بنشاند و از روی شفقت دست بر سرش بمالد به درستی که یتیم را بر مردم حق عظیم هست.
) نظر کردن به روی امام عادل عبادت است و نظر کردن به روی عالم عبادت است و نظر کردن به روی پدر و مادر از روی مهربانی و شفقت عبادت است و نظر کردن به روی برادری که او را برای خدا دوست داری عبادت است.
) مؤمن را بر مؤمن هفت حق واجب است: اول آنکه در حضور، او را تعظیم نماید و محبتش در سینه‌ی او باشد و مال خود را با او صرف نماید و غیبت او را بر خود حرام داند و چون بیمار شود به عیادت او رود و چون بمیرد به جنازه‌اش حاضر شود و بعد از مرگش به غیر از نیکی او چیزی نگوید.
) محبوب‌ترین مردم کسی است که نفعش به مردم بیشتر می‌رسد.
) هر که از گروهی از مسلمانان ضرر آبی یا آتشی را دفع کند بهشت او را واجب می‌شود.
) هر که مؤمنی را شاد گرداند مرا شاد گردانیده است و هر که مرا شاد گرداند خدا را خشنود گردانیده است.
) هر مسلمانی که به دیدن مسلمانی برود چنان است که به زیارت من آمده است و ثوابش بر من بهشت است.
) هر که به دیدن برادر مؤمن خود به خانه‌ی او برود حق تعالی او را خطاب فرماید که تو مهمان منی و به زیارت من آمده‌ای و مهمان‌داری تو بر من است و بهشت را بر تو واجب گردانیدم به سبب آنکه برادر مؤمن خود را دوست داشتی.
) خوشا به حال آنان که برای خدا با یکدیگر دوستی می‌کنند.
) طعام خورنده‌ی شکر کننده، بهتر از روزه‌دار خاموش است.
) هر که پاره‌ی نانی بیابد بردارد بخورد، یک حسنه از برای او باشد و هر که پاره‌ی نانی در میان جای کثیفی یا نجسی بیابد پس بشوید آن را و بردارد برای او هفتاد حسنه بوده باشد.
) نعمت‌های خدا را گرامی دار بر خود که نعمت خدا از جماعتی که گریخت دیگر به سوی ایشان برنمی‌گردد.
) حد ضیافت سه روز است و بعد از سه روز تصدّق و تبرعی است که نسبت به او می‌کنی.
) از جمله‌ی گرامی داشتن آدمی برادر مؤمنش را آن است که تحفه‌ی او را قبول کند و آنچه حاضر داشته باشد برای او به تحفه بیاورد و چیزی که نداشته باشد برای او تکلیف نکند.
) از جمله‌ی حق مهمان آن است که همراه او تا در خانه بروی.
) کسی که به جماعتی آب دهد باید که خودش بعد از همه آب بخورد.
هر خانه‌ای که مهمان به آن خانه نمی‌رود ملائکه داخل آن خانه نمی‌شوند.
) بدترین عجزها آن است که شخصی برادرش او را به طعامی بخواند و او قبول نکند.
) هر که زنی به عقد خود درمی‌آورد نصف دین خود را حفظ کرده است از خدا بپرهیزد در نصف دیگر.
) دختر به کفو و مثل خود بدهید و از کفو و مانند خود دختر بخواهید.
) بهترین زنان امّت من آن است که خوشروتر و مَهرش کمتر باشد.
) حصیری که در ناحیه‌ی خانه افتاده باشد بهتر است از زنی که فرزند از او به وجود نمی‌آید.
) گفتن مرد با زن خود که من تو را دوست می‌دارم هرگز از دل او به در نمی‌رود.
) اگر امر می‌کردم که کسی برای غیر خدا سجده کند هر آینه می‌گفتم که زنان بر شوهران سجده کنند.
) بهترین شما آن کسی است که با زنان بهتر سلوک کند.
) عیال مرد اسیران اویند و محبوب‌ترین بندگان نزد خدا کسی است که احسان به اسیران خود بیشتر بکند.
) هر که مؤمنی را ذلیل کند خدا او را ذلیل کند.
) در نیکی اطاعت زنان مکنید تا آنکه به طمع نیفتند در امر کردن شما به بدی‌ها. به خدا پناه ببرید از بد ایشان و از نیکان‌شان در حذر باشید.
) هر که شربت آبی به مسلمان بدهد در جایی که آب به هم رسد حق تعالی به هر شربتی هفتاد هزار حسنه به او عطا فرماید و اگر او را آب دهد در جایی که آب کمیاب باشد چنان باشد که ده بند از فرزندان اسماعیل آزاد کرده باشد.
) هر که برادر مؤمن خود را طعام دهد از برای خدا چنان است که صد هزار کس از دیگران را طعام داده باشد.
) یک لقمه‌ای که برادر مسلمان نزد من بخورد نزد من از یک بنده آزاد کردن بهتر است.
) هر که مؤمن مال‌داری را طعام بدهد برابر است با یک بنده از فرزندان اسماعیل که او را از کشتن آزاد کند و هر که مؤمن محتاجی را طعام بخوراند برابر است با صد بنده از فرزندان اسماعیل که از کشتن آزاد کند.
) چهار چیز است که هر که یکی از آنها را به جا آورد داخل بهشت شود: کسی که تشنه‌ای را سیراب گرداند، یا گرسنه‌ای را سیر کند، یا عریانی را بپوشاند، یا بنده‌ای را که در مشقت باشد آزاد کند.
) بهترین اعمال نزد حق تعالی سه چیز است: سیر کردن مسلمان گرسنه، یا قرض مسلمان را ادا کردن، یا غمی را از دل او برداشتن.
) خیر و برکت به خانه‌ای که در آن طعام داده می‌شود از فرو رفتن کارد به کوهان شتر زودتر می‌رود.
) به من ایمان نیاورده است کسی که سیر بخوابد و برادر مسلمانش گرسنه باشد.
) بنده‌ای داخل بهشت شد به یک خاری که از سر راه مسلمانان برداشت.
) ذلیل‌ترین مردم کسی است که مردم را خوار گرداند.
) هر که دور کند از راه مسلمانان چیزی را که باعث آزار ایشان باشد حق تعالی ثواب خواندن چهارصد آیه برای او بنویسد که به هر حرفی ده حسنه برای او بنویسد.
) هر که گرامی دارد برادر مؤمن خود را به یک کلمه از روی لطف یا حاجت او را برآورد یا غمی را از او بردارد پیوسته رحمت الهی بر سر او سایه انداخته باشد تا در کارسازی و مهربانی برادر مؤمن باشد.
) هیچ چیز نزد خدا بهتر از نرمی و آهستگی نیست.
) دشنام دادن مؤمن گناه بزرگ است و با او جنگ کردن کفر است و غیبت او کردن نافرمانی خداست.
) به حق خداوندی که جانم در قبضه‌ی قدرت اوست که اگر اهل انسان‌ها و زمین همه جمع شوند بر کشتن مؤمنی یا راضی شوند به کشته شدن او حق تعالی همه را داخل جهنم کند.
) به حق آن پروردگاری که جانم به دست قدرت اوست که هیچ‌کس کسی را به ناحق تازیانه نمی‌زند مگر آنکه در جهنم مثل آن تازیانه را می‌خورد.
حقیقتاً خداوند بزرگ با شخص بدگو و بد زبان دشمن است.
) بر تو لازم است که (با دیگران) مهربان باشی و از خشونت و دشنام دوری کن.
) اگر دشنام، شبیه خلقی (از مخلوقات خداوند بود) از مخلوقات بد خداوند (به شمار می¬رفت.)
) حقیقتاً ‌آن چه در رحم مادر مقدّر شده است، به زودی محقق می-شود.
) سلامتی و فراغت (ذهن از تشویش) دو نعمتی هستند (که تا وقتی آنها را از دست نداده¬اند)‌ کفران نمایند.
هیچ پیشوایی نیست که موقع خشم (نسبت به زیردستان) گذشت می‌کند، مگر این که خداوند (نیز) روز قیامت، او را می¬بخشد.
داخل شدن به بهشت بر هر کسی که بد زبان است، حرام می-باشد.
همانا خداوند بزرگ، نهی می¬کند شما را که به (جان) پدرتان قسم بخورید.
) همانا خداوند بزرگ با نیکی به پدر و مادر، عمر افراد را زیاد می¬کند.
) نیکی با پدر و مادر، عمر را زیاد می¬کند و دروغ، روزی را کم می¬کند و دعا، پیشآمدهای بد را دفع می¬نماید.
حقیقتاً درجه‌ی مردی را در بهشت بالا می¬برند، پس می¬گوید: این درجه از کجا به من رسیده است؟ پس (به او) گفته می¬شود: فرزندت برای تو طلب بخشش کرده است.
) از خدا بترسید و میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنید همان طوری که دوست دارید با شما به نیکی رفتار کنند.
) میان فرزندان خود با محبّت به عدالت رفتار کنید همان¬طوری که دوست دارید میان شما به نیکی و مهربانی رفتار شود.
حقیقتاً بدترین (فرد از میان) مردم در روز قیامت کسی است که مردم از ترس بد دهانی او، از او فاصله بگیرند.
) خداوند، بهشت را بر هر (شخص) بد دهانی که به هر چه بگوید و هر چه بشنود اهمیت نمی¬¬دهد، حرام کرده است.
از حقوق فرزند بر پدرش این است که نوشتن را به او بیاموزد و نام نیک بر او بگذارد و زمانی که بالغ شد، او را زن بدهد (بساط ازدواجش را فراهم سازد.)
) کسی که خطایی کند یا گناهی را مرتکب شود، سپس پشیمان شود، همین پشیمانی، کفاره‌ی گناهان او می¬شود.
) تو و آنچه داری، متعلّق به پدر توست. (زیرا اگر پسری یا دختری به جایی از نظر علمی با مقامی برسد، همگی، با زحمت پدر بوده است.)‌
) بزرگ¬ترین گناهان عبارتند از شرک به خدا (کسی یا چیزی شریک خداوند قرار داده شود) ‌و عاقّ پدر و مادر و شهادت دروغ دادن.
) اوّل به مادرت، مادرت و سپس هم به مادرت نیکی کن (تا سه بار نام مادر را فرمود) و بعد از آن به پدرت نیکی کن و سپس به نزدیکان خود به ترتیب خوش رفتاری نما.
) دو جا وجود دارد که خداوند عقاب آن دو جا را به سرعت در همین دنیا می¬دهد: طغیانگری (تجاوز بیش از حدّ به حقوق دیگران) و عاقّ پدر و مادر.
) نیکی به پدر و مادر جای جهاد را می‌گیرد. (یعنی از نظر ثواب با هم، هم رتبه هستند زمانی که فرزند شوق رفتن به جبهه‌های جنگ را دارد ولی پدر و مادرش راضی نیستند.)
) ‌رضایت خداوند،‌ در رضایت پدر و مادر است و خشم او در خشم آنهاست.
) بنده¬ای که مطیع پدر و مادر و پروردگار خود است، در بهشت در مکان‌های بالا به سر می¬برد.
) خدا لعنت کند کسی را که به پدر و مادر خود لعن بفرستد.
) کسی که به پدر یا مادر خود، ناسزا بگوید، ملعون است.
) ‌چاپلوسی کردن (خودشیرینی) ‌جایز نیست مگر در مقابل پدر و مادر و پیشوای عادل و انجام کار نیک جز در مقابل انسان شرافت‌مند و دیندار، جایز نمی¬باشد (زیرا دیگران قدر کار خوب را نمی¬دانند.)
این که مردی فرزندش را تربیت (صحیح) نماید، برای او بهتر است از این که یک پیمانه صدقه دهد.
) کسی که سه فرزند خود را (بعد از مرگ) دفن نماید، خداوند آتش جهنّم را بر او حرام می¬کند.
) فرزند هر مردی، جزء درآمد پاک او (به شمار می¬رود) پس از ثروت فرزندان خود استفاده کرده (و بخورید.)
) هیچ مردی نیست که به صورت پدر و مادر خود، مهربانانه نگاه کند مگر این که خداوند به خاطر همین نگاه، برای او یکی مقبول و نیکو (در حساب اعمالش) می‌نویسد.
) کسی که پدر و مادر خود را راضی کند، حقیقتاً‌ خداوند را نیز راضی کرده است و کسی که پدر و مادر خود را خشمگین سازد، حقیقتاً خدا را خشمگین کرده است.
) ‌بهشت، زیر پای مادران است، (پس با نیکی به پدر و مادر می¬توان بهشت را به دست آورد.)‌
) پرخوری، قلب را سخت می¬کند (باعث می¬شود، تمام توجّه آن شخص به خودش بوده و از حال دیگران غافل باشد.)
) علاقه و شوق نسبت به دنیا، غم و اندوه را زیاد می‌کند و پرخوری، قلب را سخت می‌کند.
) کسی که به زیاد خوردن و زیاد نوشیدن عادت کند، قلبش سخت می-شود. (هم نسبت به دیگران بی‌اعتنا می¬شود و هم توفیقات خود را از دست می¬دهد.)
) کسی که غذایش کم باشد، بدنش سالم است و کسی که غذایش زیاد باشد، بدنش بیمار و قلبش، سخت است.
) به وسیله‌ی کتمان و پنهان‌کاری، بر انجام کارهای خود، کمک بگیرید، زیرا هر کسی که دارای نعمتی (از طرف خدا) باشد،‌ مورد حسادت قرار می‌گیرد.
) کسی که (خطاهای) برادر (ایمانی)‌خود را (از دیگران) بپوشاند، خداوند (نیز)‌ در دنیا و آخرت؛ (گناه او را از دیگران)‌ می¬پوشاند.
) کسانی که در یک مجلس با یکدیگر هم¬نشینی می¬کنند، برایشان جایز نیست که آنچه (‌از گفتنش) ترسیده می¬شود، (‌و در مجلس به صورت مخفیانه گفته شده است) آشکار سازند.
) کسی که (راز و خطاهای) برادر مسلمان خود را در دنیا بپوشاند، و او را رسوا نکند، خداوند (نیز) در روز قیامت، خطاهای او را می¬پوشاند.
) چه بد گروهی هستند، آن قومی که مؤمن، در حال تقیّه و پنهان‌کاری میان آنها، راه می¬رود.
) کسی که از او دانشی سؤال شود (و او نیز می¬داند ولی) پنهان می¬کند (روز قیامت) با لگامی از آتش (بر دهان او) لگام می¬زنند.
) علاج نادانی، فقط سؤال است.
) خوب پرسیدن (‌این که دانش‌آموز بعد از مطالعه، به سؤالاتی برسد) نصف علم است (معلوم می¬شود که فهمیده تا به چنین سؤال رسیده¬ است.)
) هم‌نشینان خدا در روز قیامت، اهل پرهیزگاری و بی‌اعتنایی در دنیا هستند.
) ‌بهترین (صفت) در دین شما، پرهیزگاری است. (ترس از خدا و انجام ندادن گناه به خاطر آن ترس.)
) پرهیزگاری، اساس دین است (دین، بدون تقوی و بدون کسی که به دستورات آن عمل نکند، بی‌معنا خواهد بود.)‌
) پرهیزگاری، سرور و سرآمد عمل است.
) ترس از خدا،‌ ابتدای هر حکمتی است و پرهیزگاری، سرآمد و سرور هر علمی است.
) ملاک (اعتبار) ‌دین، پرهیزگاری است. (زیرا با گناه، دین نیز نزد دیگران به مسخره گرفته می¬شود.)
) دو رکعت نمازی که مرد پرهیزگار به جای می¬آورد از هزار رکعت نماز شخص لاابالی (که بدون ترس از خدا گناه می¬کند) ‌بهتر است.
) کسی که تقوایی ندارد تا موقع خلوت، او را از نافرمانی خدا، باز دارد، خداوند، به عمل او هیچ اعتنایی نمی¬کند. (زیرا عمل بدون تقوا، پایدار نیست.)
) هیچ کسی نیست که بمیرد و پشیمان نباشد (زیرا) اگر نیکوکار بوده، پشیمان است از این جهت که چرا بیشتر انجام نداده و اگر گنهکار بوده، پشیمان است که چرا (‌کار نیک) انجام نداده است.
) همانا پایبندی به عهد، جزء ایمان است.
) سه چیز است که در هر کسی وجود داشته باشد، (در نهایت) به صاحبش برمی¬گردد: ظلم و حیله و پیمان شکنی.
) تاجری که (‌در تجارت خود) امانت‌دار، راستگو و مسلمان باشد، روز قیامت با شهداء است (محشور می¬شود.)
) ‌تاجری که راستگو و امانت‌دار باشد (روز قیامت) با پیامبران و راستگویان و شهداست.
) پشیمانی، کفاره‌ی گناه است و اگر شما، گناه نمی¬کردید، خداوند گروهی را می¬آورد تا گناه کرده و آنها را ببخشند. (یعنی بخشش گناهان توسط خداوند، حتمی است و جای هیچ شکی نیست که اگر کسی توبه کند، بخشیده خواهد شد.)
) پیمان خداوند بزرگ، سزاوارتر به ادا کردن آن است. (کسی که با خدا پیمان ببندد یا در پیمان خود، خداوند را در نظر بگیرد و به او قسم بخورد، باید آن وعده را عملی سازد.)
) تاجر راستگو از دخول به بهشت منع نمی‌شود (چیزی بین او و بهشت حائل نمی‌شود.)
) تاجری که راستگوست، (هیچ وقت) فقیر نمی¬شود.
) کسی که صبوری کند، آن چه آرزویش است را درک می¬کند.(به آرزویش می¬رسد.)
) صبر، (کار) خدا و شتاب و عجله (کار) شیطان است.
) صبوری از طرف خدا و عجله از طرف شیطان است.
) صبوری در تمام چیزها (و کارها) خیر است به جز در عمل نسبت به آخرت. (در عباداتی که مربوط به جهان پس از مرگ است، صبوری، معنایی ندارد. مثل نماز، روزه، خمس، زکات و…. یعنی نمی¬توان برای ادای نماز، صبر کرد و امروز فردا نمود.)
) هر کس (‌در کاری) صبوری کند، به آن می¬رسد و یا به آن نزدیک می¬شود و کسی که در کاری عجله کند، به خطا رفته و یا نزدیک به خطا می-شود.
) اگر کوهی نسبت به کوهی دیگر تجاوز نماید (حقّش را پایمال کند)‌ خداوند هر کدام از آن دو که متجاوز باشد را در هم می¬کوبد.
) سه گروه هستند که هر کس، حقّ آنها را نادیده گرفته و سبک بشمارد، منافق است: ریش سفید در اسلام (کسی که موی خود را در راه اسلام سپیده کرده¬است) و صاحب علم (عالم دینی) و پیشوای عادل.
) (هیچ) مسلمانی را نترسانید زیرا ترساندن مسلمان، ظلم بزرگی است.
) کسی که با تازیانه به ظلم، دیگری را بزند، خداوند روز قیامت از او انتقام می¬گیرد.
) همانا زمانی که خداوند پیشامدی را بر بنده‌ای، رقم بزند، آن پیشامد، برگشتنی (و تغییرپذیری) ندارد.
) آنچه به تو می¬رسد (در دنیا و آخرت) همگی بر قلم رفته است.(یعنی نوشته شده است.)
) کسی که (از چیزی یا کسی) بترسد، شبانه راه می¬رود (یعنی نمی-تواند بخوابد زیرا ترس مانع خواب است) و کسی که شبانه راه برود، به منزل (هدف و آروزی خود) می¬رسد. (یکی از راه¬های رسیدن به هدف، ترس از نرسیدن است و اهدافی وجود دارد که خواب را از چشم انسان می‌رباید.)
) کسی که به خدا و روز آخرت ایمان دارد، نباید (هیچ) مسلمانی را بترساند.
) کسی که مؤمنی را بترساند، بر خداوند لازم است که او را در روز قیامت ایمن نسازد.
) کسی که (فقط) از خدا بترسد، خداوند (نیز)، کاری می¬کند که همه‌ی مردم، از او بترسند.
کسی که به مصیبت‌زده‌ای، تعزیت و تسلیّت بگوید، مانند مصیبت‌زده، پاداش دارد. (زیرا مصیبت‌زده¬ای که در مصیبت خود صبور باشد، از طرف خداوند،‌ به او پاداش داده می¬شود.)
) کسی که زمینی را آباد کند و در آنجا چاهی حفر شود تا از آن، تشنه-ای بنوشد، خداوند برای او به واسطه‌ی آباد کردن زمین، پاداش می-دهد.
) ‌زمانی که خواستی، کاری انجام دهی، به عاقبت آن، (خوب) بیندیش اگر آخر این کار خوب باشد، آن را انجام بده و اگر، بد باشد، آن را رها کن.
) (خود را از نظر ایمان و عمل) قوی کنید تا (به خداوند) نزدیک شوید.
) ‌هیچ بنده¬ای به واسطه‌ی‌ چیزی بهتر از سجده‌ی پنهانی (برای خداوند)‌ به خدا، نزدیک نمی¬شود.
) حکایت کسی که علم و دانش می¬آموزد (ولی) از آن سخن نمی¬گوید (به دیگران نمی¬آموزد)‌ مانند کسی است که گنجی داشته باشد و از آن به دیگران انفاق نکند.
) بهترین شما کسی است که قرائت و تفسیر قرآن را یاد بگیرد و به دیگران بیاموزد.
) ‌به دیگران علم بیاموزید و (با شاگردان خود) ‌با خشونت رفتار نکنید زیرا آموزگار با اخلاق بهتر از آموزگار خشن است.
) شبانه‌روز (صبح و شب)‌ در یادگیری علم، نزد خدا از جهاد بهتر است. (زیرا اگر علم‌آموزی در مکتب اسلام نبود، کسی به حقیقت جهاد نمی-رسید.)
) یکی از صدقات این است که مرد، علمی بیاموزد و به آن عمل کند و (به دیگری) یاد بدهد.
) آفت شرافت، فخر فروشی است (یعنی داشتن مقامات بالا و جایگاه علمی داشتن خوب است ولی آن هم آفتی دارد که عبارت است از فخر فروشی به وسیله‌ی داشتن این مقامات.)
) کسی که بین مادر و فرزندش، جدایی بیفکند، خداوند (نیز) بین او و دوستانش در روز قیامت، جدایی می¬اندازد. (شرح این حدیث گذشت)
) به تفریح رفته و بازی کنید زیرا من دوست ندارم که در دین شما سختی (خشک مقدسی) دیده شود.
) زمانی که اهل گرسنگی و اندیشه را دیدید به آنها نزدیک شوید زیرا حکمت و دانش، بر زبان آنها جاری می¬شود.
) در نعمت¬های خدا بیندیشید ولی در خدا نیندیشید (زیرا ذهن ما ظرفیت و گنجایش محدودی دارد و تا مرز مشخصی می¬فهمد و از آن بالاتر، قدرتی ندارد.)
) درباره‌ی هر چیزی بیندیشید ولی در ذات خداوند، تفکر نکنید.
) کسی که بنده و زیردست خود را با ظلم بزند، خداوند روز قیامت او را به زنجیر می¬کشد.
) دل¬های خود را به انتظار (و صبر برای به دست آوردن و رسیدن به آرزوهای خوب) عادت دهید و زیاد (در مورد خود و گذشته و آینده‌ی خود) اندیشه کنید.
) در مخلوقات (آفریده¬های) خداوند بیندیشید (ولی) در خداوند، تفکر نکنید زیرا نابود خواهید شد. (‌زیرا جز رسیدن به بن‌بست بعد از بن‌بست، به چیز دیگری دسترسی پیدا نمی¬کنید.)
) ‌بدان که قلم به هر چیزی که بودنی و محقق شدنی¬ است، جاری می‌شود. (یعنی با قلم می¬توان بر روی کاغذ همه‌ی‌ آرزوهای خود را نوشت و بین نوشتن و رسیدن راه بسیار است.)
) سه گروه هستند که خداوند،‌ روز قیامت از آنها عوض و بدلی قبول نمی‌کند (یعنی این کارها، قابل جبران نیست) ‌عاقّ (‌پدر و مادر)‌ و منت‌گذار و کسی که قضا و قدر (خداوند) را دروغ محسوب کند.
) (سرنوشت) انسان بدبخت و خوشبخت به قلم رفته است. (یعنی نوشته شده است.)‌
) احتیاط، سرنوشت را بی‌نیاز نمی¬کند. (یعنی احتیاط کردن در دنیا سبب نمی¬شود آن چه خداوند مقدر کرده است، به وجود نیاید.)
) خداوند بزرگ سرنوشت مخلوقات خود را پنجاه هزار سال قبل از آفرینش آسمان‌ها و زمین و در حالی که هنوز عرش خدا بر آب بود، نوشته است.
) اگر روزی بر من برود (روزی را پشت سر بگذارم) و علمی که مرا به خداوند نزدیک می¬کند، در آن روز نیاموزم، (می¬خواهم که) طلوع خورشید آن روز، برای من مبارک نباشد.
) با دشمنی با گنهکاران خود را به خدا نزدیک کنید و با آنها با چهره¬های خشن برخورد کنید و با خشم آنها، رضایت خداوند را به دست بیاورید و با دوری از آنها به خداوند نزدیک شوید.
) ‌کسی که با مسلمانی (در معامله و فروش کالا به او) تقلب نماید (‌و جنس قلابی به او بدهد) ‌یا به او ضرر بزند و یا با او نیرنگ و حیله کند، از ما (مسلمانان) نیست.
) محبوب¬ترین بندگان نزد خدا، پرهیزکارانی هستند که کارهای نیک خود را مخفیانه انجام می¬دهند.
) (خوب) نگاه کن و (بدان)‌ که تو از سرخ¬پوست و سیاه‌پوست بهتر نیستی مگر این که با تقوی و نیکوکاری از او بهتر باشی.
) ‌آگاه باشید که همانا مردم (همگی) از حضرت آدم علیه¬السلام به وجود آمده¬اند و ایشان نیز از خاک است و گرامی¬ترین مردم نزد خدا، پرهیزکارترین آن‌هاست.
) همانا خداوند بزرگ عبد پرهیزکاری که ثروتمند و مهربان است را دوست دارد.
) همانا خداوند (‌بنده‌ی‌) نیکوکاری که گمنام و پرهیزکار است را دوست دارد.
) بهترین توشه (‌برای انسان در بعد از مرگ) تقوی است و بهترین چیزی که در قلب القاء‌ شده، (به قلب داده شده و در آن نهادینه شده است) یقین است. (‌زیرا با یقین، قلب انسان دچار تزلزل نمی¬شود.)
) کسی که دوست دارد، گرامی‌ترین مردم باشد، پس باید از خدا بترسد (‌و نیکوکار باشد.)
) نشستن با فقراء (برای غذا خوردن و صحبت کردن) نوعی فروتنی است.
) تا (نسبت به دیگران) متواضع و فروتن نباشی، زاهد (پارسا و بی‌اعتنا به دنیا) نخواهی بود.
) وای به حال ثروتمندان، نسبت به فقراء. (که اگر از حال آنها، غافل شوند، به عذاب دردناکی دچار خواهند شد.)
) کسی که خوب، تیراندازی کند، سپس آن را رها نماید، نعمتی از نعمت‌ها را رها کرده است.
) کسی که صبح کند در حالی که تمام فکر و تلاش او، پرهیزگاری باشد، سپس در میان روز، گناهی از او سر بزند، خداوند، گناهش را می¬¬آمرزد.
) کسی که از خدا بترسد، خداوند، تمام چیزها را از او می¬ترساند و کسی که از خدا نترسد، خداوند او را از تمام چیزها می¬ترساند.
) برای هر چیزی، سرچشمه و مبدأیی وجود دارد و سرچمشه و مبدأ تقوی، دل خداشناسان (‌عارفان) است (‌تقوی در آنجا نهادینه می¬شود.)
) خداوند، تقوی را توشه‌ی تو قرار دهد و گناهت را ببخشد و هر کجا که هستی، کارهای خیر را برای تو آسان کند (که بتوانی به آسانی و با سلامتی آنها را انجام دهی.)
) بر تو باد (‌لازم است)‌ به تقوی زیرا تقوی محل تجمع تمام خوبی‌هاست.
) کسی که از خدا بترسد، زبانش، کُند می¬شود (کم حرف می¬شود و قبل از هر حرفی، ابتدا فکر می¬کند) و خشمش را بروز نمی¬دهد.
) کسی که از خدا بترسد، خداوند (نیز) او را از هر چیزی (‌که باعث ترس او می¬شود) محفوظ می¬کند.
) به کسی که تقوی روزی شده است (‌اهل تقوی و پرهیز از گناه است) خوبی دنیا و آخرت را به او داده¬اند.
) خود را از سه خصلت، باز دارید: حسادت، حرص و غرور.
) کسی که دو درهم دارد، حسابش از کسی که صاحب یک درهم است، بیشتر و کسی که دو دینار دارد، حسابش از کسی که صاحب یک دینار است، بیشتر است.
) چیزی که کم باشد و کفایت کند بهتر است از چیزی که زیاد باشد (ولی)‌ سرگرمی و غفلت بیاورد.
) ثروت، (نوعی) برتری است. (در میان مردم انسان ثروتمند را برتر می‌دانند.)
(با دیگران) فروتنی کنید و با فقراء، نشست و برخاست نمایید (و به واسطه‌ی‌ این اعمال) ‌از بزرگان نزد خدا باشید و خود را از غرور خارج کنید.
همانا کسی که از خداوند (نیازهای خود را) نخواهد، بر او خشم می‌گیرد.
همانا خداوند گدایی که (برای بیچارگی و گرفتن چیزی از دیگران)‌ قسم می¬خورد را دشمن می¬دارد.
) ‌کسی که خود را به فقیری بزند،‌ فقیر می¬شود. (چون مجبور است برای خود اسباب و ابزار فقر را فراهم کند.)‌
) یکی از شما (مسلمانان) ‌پیوسته به دنبال سؤال نمی¬رود مگر این زمان ملاقات با خدا در صورتش گوشت کمی وجود دارد. (‌یعنی چنین شخصی نزد خدا بی‌آبرو می¬¬باشد.)
) ‌مردی برای خودش درب سؤال (و گدایی و از دیگران درخواست کردن) باز نمی¬کند، مگر این که،‌ خداوند (نیز) درب فقر را بر روی آن باز می¬کند.
) ‌به خاطر مهمان، (برای خود)‌ سخت نگیرید (یعنی برای تهیه وسایل پذیرایی، خود را به زحمت نیندازید، بلکه آن چه در توان دارید، انجام دهید.)
) هیچ کس از شما به خاطر مهمان خود را به بیشتر از توان خود، به زحمت نیندازد.
) چاپلوسی کردن از اخلاق مؤمن نیست.
) ‌مسافرت کنید تا سالم مانده و روزی به دست بیاوری. (‌با مسافرت، و تغییر آب و هوا، سلامتی حاصل می¬شود و برای تاجر، روزی فراهم می‌گردد.)
) کسی که کار نیک، بکارد، سود و سرمایه‌ی زیاد درو می¬کند و کسی که کار بد، بکارد، پشیمانی درو می¬کند.
) ‌پشیمانی (از گناه) توبه کردن است و کسی که از گناهی توبه کند،‌ مثل آن است که اصلاً گناهی انجام نداده است.
) چهار چیز را قبل از چهار چیز غنیمت بشمار: جوانی خود را، قبل از پیری و سلامتی خود را قبل از بیماری و بی‌نیازی خود را قبل از فقر و زندگی خود را قبل از مرگ.
) ‌ای فرزند آدم! زمانی که صبح کردی در حالی که تن تو در سلامت و خود در آرامش هستی و غذای آن روز خود را (نیز) داری، از دنیا چشم‌پوشی کن (‌چشم خود را به دنیا مدوز یعنی زیادی‌خواه مباش.)‌
) من برای به کمال رساندن فضائل اخلاقی، مبعوث شده‌ام. (مردم را به انجام کارهای نیک و دین ثمره‌ی آن در دنیا و آخرت آمده¬ام.)
) من مثل (دیگر) بندگان (غذا)‌ می¬خورم و مثل نشستن دیگران، می‌نشینم.
) پروردگارم، مرا ادب آموخت و نیک هم مرا ادب کرد. (تربیت من را خداوند بر عهده گرفت.)
) من (‌در میان عرب¬ها برای حرف زدن صحیح عربی) از همه فصیح‌ترم.
) من، (از عذاب الهی به شما)‌ بیم می¬دهم و می¬ترسانم و مرگ، یغماگر است (وقتی آمد همه چیز انسان را می¬گیرد و چیزی از انسان را باقی نمی¬گذارد) و ساعت قیامت، وعده¬ای است (که خداوند داده است.)
) ‌همانا، دروغ بستن به من مانند دروغ بستن بر کسی (دیگر) نیست (زیرا) کسی که به من عمداً دروغ ببندد، مقعدش (نشیمنگاه) در آتش (جهنم)‌ گذاشته می¬شود.
) من به راه یافتن در قلوب و مردم، و شکافتن باطن‌شان (برای فهمیدن این که چه چیزی در آن است)‌ مأمور نیستم.
) به من کلمات جامع،‌ داده شده است. (هر چیزی که یک پیامبر برای هدایت، امت خود و بشریت لازم دارد،‌ توسط خداوند به او داده شده است.)
) ای مردم! کلامی که از من به شما رسید و موافق با کتاب خدا (‌قرآن) است، (‌بدانید) که من گفته¬ام و (ولی اگر) کلامی از من به شما رسید که مخالف کتاب خدا (قرآن) است، (بدانید) که من آن را نگفته¬ام.
) من، برای آوردن دین آسان، مبعوث شده¬ام و کسی که با سنت من (آسانی در دین)‌ مخالفت کند (و سخت گیری نماید)‌ از من نیست.
) دو چشمان من به خواب می¬روند ولی قلب من به خواب نمی¬رود. (همیشه آماده‌ی‌ دریافت وحی از طرف خداوند است.)
) حقیقتاً مردی را دیدم که در بهشت، مشغول گشت و گذر بود به خاطر قطع کردن درختی از سد راه که مردم را آزار می¬داد. (با وجود آن درخت، امکان رفت و آمد برای مردم، وجود نداشت.)
) کسی که خودش را به غیر ما (مسلمانان)‌ شبیه سازد، از ما نیست. (مسلمانان باید گفتار و اعمالشان، مطابق دستورات رسول گرامی اسلام و ائمه معصومین باشد نه اینکه اعمال خود را از دیگران مثلاً فیلسوفان غربی بگیرند.)
) کسی به اندازه من در راه خدا، مورد اذیت قرار نگرفته است، آن گونه که من اذیت و آزار کشیدم.
) کسی که به عمد، بر من دروغ ببندد، مقعد (‌نشیمنگاه‌اش) از آتش پر می¬شود.
) کسی که با مردی از خاندان عبدالمطلب در دنیا نیکی کند و او قادر به جبران این کار خوب نباشد،‌ من روز قیامت، جبران می¬کنم. (‌او را شفاعت کرده و باعث می¬شوم وارد بهشت شود.)
) به خدا قسم، بعد از من کسی را پیدا نمی¬کنید که برای شما از من عادل¬تر باشد.
) ‌حکایت اهل بیت من، حکایت کشتی نوح است، کسی که سوار آن شود نجات پیدا می¬کند و کسی که (از سوار شدن) بازماند، (در سیل جهل نسبت به اسلام) غرق می¬شود.
) غذا خوردن همراه با خدمتکار (خادم) ‌یک نوع از فروتنی است.
) به سوی خداوند بزرگ، بازگشت نمایید (توبه کنید)‌ زیرا من هر روز، صد بار به سوی خدا توبه می¬کنم. (در اینجا منظور، توبه‌ی زبانی است که همان گفتن اَسْتَغْفِرُاللهَ ربّی و اَتُوبُ اِلَیْه است.)
) ‌چهار گروه هستند که خداوند با آنها دشمن است: فروشنده¬ای که قسم می¬¬خورد و فقیری که مغرور است و پیرمردی که زنا می¬کند و پیشوای ستمگر (که حاکم بر مردم است و ظلم می¬کند.)
) همانا خداوند بزرگ، ثروتمندِ ظالم و پیرمرد نادان (سالیان سال است که عمر کرده ولی از اعتقادات و احکام اسلامی بی‌اطلاع است) و عیال‌مند (فقیر) مغرور را دشمن می‌دارد.
) همانا خداوند بزرگ شخص هفتاد ساله¬ای که در راه رفتن و رفتارش مثل شخص بیست ساله باشد را دشمن می¬دارد. (مثلاً لباس پوشیدن او نیز مثل آنها باشد.)
) ‌همانا خداوند دردی را نفرستاده که شفا و درمان نداشته باشد، به جز پیری. (که در جان انسان رسوخ پیدا می¬کند و قابل جدا کردن نیست.)
) همان خداوند با پیرمرد زناکار و ثروتمند ظالم و فقیر مغرور دشمن است.
) ‌پیرمرد در میان خانواده¬اش مانند پیامبر در میان امتش است. (از نظر دلسوزی و علمی که از راه تجربه به دست آورده است.)
) قلب (انسان) پیر، نسبت به دو چیز جوان است: دوستی زندگی و دوستی ثروت.
) فرزند آدم (هر انسانی) پیر می¬شود ولی دو چیز با او باقی می¬ماند: حرص (حریص بودن نسبت به جمع‌آوری مال) ‌و آرزو داشتن.
) هر پیرمردی، در دوستی دو چیز جوان است: دوست داشتن عمر دراز (زندگی طولانی) و دوست داشتن زیادی ثروت.
) هر پیرمردی، جسم‌اش ضعیف می¬شود ولی قلبش نسبت به دوستی دو چیز، جوان می¬ماند: داشتن عمر (زندگی) طولانی و دوست داشتن ثروت.
) هیچ جوانی، پیرمردی را به خاطر سنش محترم نمی‌شمارد مگر این که خداوند او را به سن پیری می‌رساند، و کسی را قرار می‌دهد که او را، احترام کند.
) شام بخورید (شب¬ها شام بخورید و بدون آن نخوابید) اگر چه تعدادی خرمای بی‌مصرف باشد، زیرا ترک شام، باعث پیری و ناتوانی می¬شود.
) چیزی نزد خدا محبوب‌تر نیست از جوانی که (از گناهانش) توبه می‌کند و چیزی نزد خداوند بزرگ، مغبوض‌تر نیست از پیرمردی که بر گناهان خویش مشغول است. (گویا در نزدیکی مرگ قرار نگرفته است.)
) سخت‌ترین عذاب به مردم در روز قیامت مربوط به پیشوای ظالم است.
) زمانی که بر جایی ولایت یافتید (تا حکومت کنید) نیکی نمایید و (از خطای) زیردستان خود، گذشت کنید.
) هر کس که با زیردستان خود با مهربانی رفتار نکند، خداوند بهشت را بر او حرام می¬کند.
دو نعمت است که بسیاری از مردم نسبت به آن دو، سست هستند: (ارزش آن را زمانی که از دست دادند، می¬دانند) سلامتی و فراغت (ذهنی)‌
) کسی که به انسان تنگدستی آسان بگیرد، (تا او قرض خود را بدهد) خداوند در دنیا و آخرت بر او آسان می¬گیرد.
) کسی که به انسان تنگدستی مهلت دهد یا (مقداری از قرض او را کم دهد تا قرض)‌ او سبک شود، ‌خداوند در روزی که سایه¬ای جز سایه‌ی او نیست آن شخص را در زیر سایه‌ی عرش خود قرار می‌دهد.
) تنهایی بهتر از همنشینی با انسان بد است و داشتن همنشین خوب، بهتر از تنهایی است و کلام (سخن گفتن) نیکو، بهتر از سکوت و سکوت، بهتر از سخن شر (بد و فتنه‌انگیز و زشت) است.
) ‌همانا خداوند به من وحی فرستاد که (نسبت به همدیگر)‌ فروتنی نمایید تا کسی نسبت به کسی فخر فروشی نکند و کسی (به حقوق) کسی تجاوز ننماید.
) ‌فروتنی (نسبت به دیگران) بر شما لازم است زیرا فروتنی در قلب (‌انسان) ‌است (نشان دهنده‌ی‌ پاکی و صفای دل است)‌ و هیچ مسلمانی نباید، مسلمان دیگری را آزار دهد.
) هر صاحب نعمتی (کسی که خداوند به او نعمت داده است)‌ مورد حسد (دیگران)‌ است مگر کسی که فروتنی می¬کند. (هیچ کسی نسبت به تواضع کسی حسادت نمی¬ورزد، بلکه آن را دوست می¬¬دارند.)
) ‌اگر (آن چنان) ‌گناه کردید، تا جایی که گناهان‌تان به آسمان برسد (ولی) بعد از آن توبه (حقیقی)‌ نمایید، قطعاً‌ خداوند، توبه‌ی شما را می-پذیرد.
) همانا خداوند بزرگ تا قبل از مرگ (لحظه‌ی‌ جان دادن) ‌توبه‌ی بنده را قبول می¬کند.
) برای توبه دری به مغرب است (و این نشان دهنده‌ی وسیع بودن بخشندگی و مغفرت خداوند است)‌ که طول آن (به اندازه‌ی) هفتاد سال است هفتاد سال راه رفتن، چه اندازه است؟ به همان اندازه.
) زمانی که کار بدی انجام دادی، از آن توبه کن، (توبه‌ی‌ پنهانی) برای گناه پنهانی و توبه‌ی آشکار برای گناه آشکار است.
) ‌حقیقتاً‌، بنده¬ای (هست) که گناه انجام می‌دهد، (ولی باز) به بهشت می‌رود‌ (زیرا) ‌گناه او، همیشه در مقابل چشمان اوست (یادش می¬آید) و پیوسته (به محض به یاد آمدنش) از آن توبه می¬کند و گریزان است (دیگر انجام نمی¬دهد)‌ تا این که (بعد از مرگ) وارد بهشت می¬شود.
) همانا برای توبه، دری هست که وسعت دو لنگه‌ی آن، (به اندازه‌ی وسعت) بین مشرق و مغرب است که تا خورشید از مغرب طلوع نکند (یعنی تا قیامت نشده است، در توبه) ‌بسته نمی¬شود.
) همانا یکی از سعادت‌های هر شخصی این است که عمرش، طولانی شود و خداوند، توبه کردن را، روزیش نماید.
) توبه‌ی خالص، پشیمانی از گناه است و (آن توبه خالص)‌ هنگامی است که وقتی از تو،‌ گناهی سر می¬زند، از خداوند، طلب بخشش کرده سپس به آن گناه اصلا ً‌بر نگردی.
) توبه از گناه این است که دیگر به آن گناه برنگردی.
) همانا خداوند از توبه‌ی بنده‌ی‌ خود، بیشتر از زن نازایی که فرزند بزاید و از گم کرده¬ای که گمشده‌ی خود را پیدا کند و از تشنه¬ای که به آب برسد، خوشحال می¬شود.
) فرزندان خود را گرامی داشته و به آنها اخلاق پسندیده بیاموزید.
) حقیقتاً خداوند دوست دارد که شما حتّی در بوسیدن میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید.
) حقیقتاً فرزند، (موجب) بخل، ترس، نادانی و غم است. (پس اولیاء وظیفه دارند این صفات را از او دور سازند.)
) حقیقتاً درهم و دینار، امّت‌های قبل از شما را نابود کرد و شما را (نیز) به هلاکت می¬رساند.
) هر کسی که از شما می¬تواند دین و آبروی خود را به وسیله‌ی مالش حفظ کند، باید چنین کند. (زیرا ارزش دین و آبرو از ثروت بالاتر است.)
) ‌برای هر گناهی،‌ توبه هست به جز بداخلاقی. (زیرا گفتیم، توبه آن است که دیگر به آن گناه برنگردد ولی بداخلاقی برای برطرف کردنش نیاز به زمان دارد از آن جهت که در بند بند اعضاء و جوارح او رسوخ می-کند و در زبان و چهره‌ی افراد، پدیدار می¬شود.)
) ‌اگر گناه کنید تا جایی که گناهان‌تان به آسمان برسد (ولی)‌ سپس (‌از آنها)‌ توبه کنید، حتماً‌ خداوند توبه‌ی شما را می¬پذیرد.
) پس از مرگ (دیگر) عذرخواهی (و طلب رضایت در کار) نیست. (زیرا با مرگ پرونده‌ی اعمال دنیوی انسان بسته می¬شود.)
) ‌برای هر چیزی کلیدی هست و کلید آسمان¬ها، سخن (لا اله الا الله) ‌است.
) شتر را ببند و به خداوند توکّل کن. (قبلاً در این باره صحبت کردیم.)‌
) کسی که دوست دارد، قوی‌ترین مردم باشد، باید به خداوند توکّل کند. (زیرا توکّل کردن او نشان می‌دهد تا چه اندازه از نظر ایمانی قوی است.)
) کسی که دوست دارد، قوی¬ترین مردم باشد، باید به خداوند توکّل کند.
) ای فرزندان اسماعیل! (مسلمانان) ‌تیراندازی کنید زیرا پدر شما (‌حضرت ابراهیم) تیرانداز بود (یعنی در مقابل کفر و شرک می¬ایستاد و لحظه¬ای عقب نشینی نکرد.)‌
) بهترین چیزی که با آن سرگرم می¬شوید، تیراندازی است.
) به فرزندان خود، تیراندازی بیاموزید زیرا تیراندازی باعث سرشکستگی دشمن است.
) تیراندازی بر شما (مسلمانان) لازم است زیرا این کار،‌ بهترین نوع تلاش شما است. (‌چون دین اسلام به وسیله‌ی این کار، مستحکم می¬شود.)
) کسی که با اهل تهمت (گنهکاران و کسانی که به واسطه‌ی‌ کارهایشان مورد اتّهام دیگران هستند) همنشینی داشته باشد، بهترین فردی است که به تهمت سزاوار است (‌اگر چه خودش مانند آنها نباشد.)
) پنج گناه هستند که برای آنها کفّاره¬ای (جهت آمرزش) وجود ندارد: شریک قرار دادن به خداوند و بدون حق، شخصی را به قتل رساندن و تهمت زدن به مؤمن و فرار از میدان نبرد (با باطل) و قسمی که با آن مال شخصی بدون حق، از او گرفته می¬شود.
) کسی که چیزی را که در شخصی وجود ندارد بگوید تا عیبش را بیان کند، خداوند، او را در آتش جهنّم حبس می¬کند تا جایی که توجیهی برای گفته خود بیاورد (و بگوید که چرا و از کجا چنین حرفی را زده است؟‌)
) کسی که تیراندازی را یاد بگیرد و بعد از یادگیری، رها کند، نعمتی را کفران کرده است. (زیرا روزی تیراندازی به کار او خواهد آمد ولی او چنین نعمتی را از دست داده ¬است.)‌
) ‌همانا شیطان بزرگ (ابلیس)، محکم¬ترین و نیرومندترین یاران خود را به سوی کسی که با ثروت خود، کار نیک می¬سازد، می¬فرستد. (مثل ساختن مسجد، مدرسه و تأسیس مراکز توانبخشی و امور محرومین.)
) برای هر امّتی، فتنه و بلایی وجود دارد (که به وسیله‌ی آن امتحان می‌شوند و به وسیله‌ی آن سعادتمند شده و به وسیله‌ی آن نابود می‌شود) و فتنه‌ی امّت من (اسلام) ثروت است.
) با تلاش هر یک از شما (زنان مسلمان) در خانه‌ی خود، به ثواب جهاد مجاهدین (در راه خدا ) می¬رسید. اگر خدا بخواهد.
) حدّ جادوگر (از نظر شرعی حدّی که باید برای جادوگر اجرا شود) یک ضربه‌ی شمشیر (و کشتن او) است.
) آیا به شما از جهنّم‌یان خبر ندهم؟ (یا می‌خواهید به شما بگویم که اهل جهنّم چه کسانی هستند؟‌) هرکسی که بداخلاق،‌ پرخور، متکبّر، حریص و منّت‌گذار است.
) بر عزیزی (که اینک) ‌ذلیل شده و ثروتمندی (‌که حالا) فقیر شده و عالمی که میان جاهلان، ‌گمنام شده است، ترحّم کنید (‌یعنی با دید احترام به آنها نگاه کرده و‌ آنها را مورد سرزنش قرار ندهید زیرا در وضعیّت روحی بسیار شدیدی به سر می¬برند.)
) سه گروه، داخل بهشت نمی¬شوند: کسی که همیشه، شراب می‌نوشد (‌دائم‌ الخمر‌) و کسی که پیوند با خویشاوندان را قطع کرده است و کسی که جادوگری را راست (‌و حقیقت) بداند.
) سه چیز از درهای نیکی است (که با باز کردن این سه درب، باغی از اعمال نیک به روی انسان باز می¬شود) ‌از خود گذشتن (ایثار و فداکاری برای دیگران) و خوب، سخن گفتن و صبر بر اذیّت و آزار.
) ‌پاداش حجّی که (‌نزد خداوند)‌ قبول شود، بهشت است.
) همانا کسی که حلالی را حرام می‌کند مانند کسی است که حرام را حلال نماید.
) دو گرگ گرسنه در آغل گوسفند نیست که خطرناک‌تر (و زود پاره کننده-تر) از دوستی بزرگ شدن (‌ریاست‌طلبی برای دنیا و رسیدن به ثروت) و ثروت نسبت به دین فرد مسلمان باشد.
) کسی که از جماعت (مسلمین) جدا شود، به مرگ جاهلیت می‌میرد. (یعنی با کلام و رفتار خود اعمال کفّار و مشرکین را ترویج کند.)
) کسی که در دعوایی، بدون علم، (با دیگری) مجادله کند، تا از جدل دست نکشیده باشد، همیشه، در خشم خدا به سر می‌برد.
با مشرکین به وسیله‌ی مال و جان و زبان‌تان، جهاد کنید.
) قلّه‌ی بلند اسلام، جهاد در راه خداست که به آن به جز مسلمانان بلند‌مرتبه، نمی‌رسند.
) از کسی که (بیماری) جذام دارد، دوری کنید همان طوری که از (حیوان) ‌درّنده دوری می¬کنید. به طوری که اگر آن حیوان به درّه‌¬ای وار شود، شما به درّه‌ی دیگری وارد می¬شوید.
) دو نفر، بهتر از یک نفر و سه نفر بهتر از دو نفر و چهار نفر، بهتر از سه نفر می¬باشد، پس بر شما (مسلمانان) ‌لازم است که با جماعت باشید.
) ‌کسی که دوست دارد در وسط بهشت، ساکن شود، باید با جماعت باشد. (تا با مشورت، به انحراف کشیده نشود.)‌
) دست خدا (یاری خدا) همراه با جماعت است.
) جماعت (با هم بودن) رحمت و جدایی (‌دور از جماعت و تنها بودن)‌ عذاب است (انسانِ تنها بیشتر در تندباد حوادث قرار می¬گیرد.)
) کسی که (چیزی را) از مردم بپوشاند (علم، ثروت و … خداوند (نیز او را) از آتش جهنّم نمی¬پوشاند. (دور نمی¬کند.)
) زیبایی، راستی گفتار طبق حقّ است و بزرگی به عمل خوب همراه با راستی است.
) همانا خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. (زیبایی عمل، سخن و… .)
) زیبایی مرد به فصاحت زبان او است (نه به صورت آن، زیرا زیبایی صورت، به مرور زمان، از بین می‌رود.)
) عمل کمی که با علم همراه باشد، سودمند است و عمل زیادی که با نادانی همراه باشد، سودی ندارد.
) کسی که علمش به او سودی ندهد، جهلش به او ضرر می‌زند.
) خواب همراه علم از نماز با جهل بهتر است.
) ‌آسان‌ترین عذاب در روز قیامت برای جهنّم‌یان، عذاب مردی است که در کف دو پایش، آتش گداخته‌‌ای می‌گذارند که از حرارت آن،‌ مغزش به جوش می‌آید.
) همانا درهای بهشت، زیر سایه‌ی شمشیرهاست (یکی از راه‌های دخول به بهشت، جهاد در راه خدا می‌باشد که خداوند، پاداش آن را ورود در بهشت و استفاده از نعمت‌های آن معرّفی کرده است.)
) سه عمل است که با آن‌ها، هیچ عمل دیگری (برای از بین بردن آن‌ها) سودمند نیست: شریک قرار دادن برای خدا و عاقّ پدر و مادر شدن و فرار از جنگ.
) یک شب نگهبانی در راه خداوند عزیز و بزرگ، از هزار شب به نماز ایستادن و روزش روزه گرفتن، بهتر است.
) دو چشم است که رسیدن آتش به آن دو، حرام است: چشمی که از ترس خداوند، گریه کرده و چشمی که از شب تا صبح بیداری کشیده تا از اسلام و مسلمین در برابر کفر نگهبانی کند.
) ‌جنگ (نوعی) نیرنگ است. (یعنی در جنگ مقابل کفر، نباید رحم به دل راه داد بلکه باید با خشم تمام با آنها مبارزه کرد و برای نشان دادن این خشم و پیروزی بر دشمن از هر راهی مثل نیرنگ نیز می‌توان استفاده کرد.)
) دو چشم است که هرگز آتش جهنّم به آن دو نمی‌رسد: چشمی که از ترس خداوند گریه کرده و چشمی که در راه خدا، برای پاسداری (از اسلام مسلمین) تا صبح، بیداری کشیده است.
) شمشیرها (که برای جهاد در راه خداوند کشیده می‌شود) کلید بهشت هستند.
) محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند،‌ نماز اوّل وقت، سپس نیکی به پدر و مادر و سپس جهاد در راه خداوند است.
) بالاترین جهاد این است که کسی صبح کند (و هر روز خود را آغاز نماید) در حالی که فکر ظلم به کسی نباشد.
) بالاترین جهاد آن است که در برابر پادشاه ظالم، سخن حقّی گفته شود.
) بالاترین جهاد آن است که یک مرد با نفس و هوس خود، مبارزه کند.
) جهاد را واجب بشمارید تا (‌از تجاوز دشمن به خاک و ناموس) سالم مانده و از (محتاج شدن به بیگانگان)‌ بی‌نیاز شوید.
) همانا بالاترین عمل (انسان) مؤمن،‌ جهاد در راه خداست (‌زیرا با جهاد است که دیگر عبادات اسلامی، معنای عملی پیدا می‌کند.)
) همانا مؤمن (‌هم) با شمشیر و (هم)‌ با زبان خود (در برابر دشمنان اسلام) ‌می‌جنگد.
) نزدیک‌ترین کارها، نزد خداوند،‌ جهاد در راه خداست که چیزی (‌در اهمیّت و ثواب)‌ به آن نمی‌رسد.
) بهشت، زیر سایه‌ی شمشیرهاست. (با جهاد در راه خدا می‌توان به بهشت خداوند رسید.)
) ای فرزند آدم! (‌انسان)‌ مطیع پروردگار خود باش تا عاقل نامیده شوی و نافرمانی او مکن (‌که در این صورت) تو را نادان می‌‌نامند.
) چه بسیارند، عابدانی که جاهل و عالمانی که بدکار هستند. پس از عبادت کنندگان جاهل و عالمان بدکار، دوری کنید.
) مردم،‌ دو گروه‌اند: عالم و دانش‌آموز و در غیر این دو گروه، خیری نیست. (‌چون هیچ سودی به دیگران ندارند.)
) خوشا به حال کسی که نادانی را (با تلاش جهت یادگیری) رها کند و کارهای ثواب به جا بیاورد و به عدالت رفتار نماید.
) وای به حال کسی که نمی‌داند (‌چون باید، به دنبال علم برود)‌ و وای به حال کسی که می‌داند و عمل نمی‌کند.
) ‌خوبی دنیا و آخرت با علم، و بدی دنیا و آخرت با نادانی،‌ همراه است.
) ‌از نادانی تو (‌همین اندازه) کافی است که هرچه می‌‌دانی، (برای همه) آشکار کنی (تا در نهایت منجرّ به غرور شود و مورد حسادت دیگران قرار بگیرد.)
) ‌ستمگران و یاران‌شان، در آتش جهنّم هستند.
) ‌بیشتر اهل جهنّم، زنان هستند. (قبلاً گفتیم با توجّه به جمعیّت‌‌شان نسبت به مردان است.)‌
) اگر یک دلو از نوشیدنی‌های جهنّم،‌ در دنیا سرازیر کنند، بوی گند، تمام اهل دنیا را می‌گیرد.
) ‌اگر یک شعله از شعله‌های جهنّم در مشرق باشد‌،‌ کسی که در مغرب است، حرارت آن را احساس می‌کند.
) ‌زنی داخل جهنّم شد به خاطر این که گربه‌ای را بسته و غذایی به او نداده بود و او را رها نکرده بود تا از خوراکی‌های روی زمین چیزی بخورد تا این که مرده بود.
) همانا خداوند بزرگ از جوانی که در جوانی نادانی نکند (‌نادانی جوانی او را به هلاکت نکشاند) خوشحال می‌شود.
) همانا خداوند بزرگ به وسیله‌ی جوانی که عبادت می‌کند با فرشتگان مباهات می‌نماید (افتخار می‌کند) و می‌فرماید: (ای فرشتگان) به بنده‌ی من نگاه کنید که شهوت (جوانی) خود را به خاطر من، رها کرده است.
) همانا خداوند بزرگ جوانی که (از ‌گناهان خود) توبه می‌کند، دوست دارد.
) ‌همانا خداوند، جوانی را که، جوانی خود را در اطاعت خداوند فنا کرده است، دوست دارد.
) خداوند،‌ جوانی را که نادانی جوانی در او نیست، دوست دارد.
) از عقوبت جوانمردان،‌ دست بردارید مگر زمانی که (به گناه او)‌ حدّی از حدود خداوند لازم شده باشد.
) ‌برتری جوان عبادت کننده‌ای که از ابتدای جوانی، خداوند را می‌پرستد،‌ بر پیرمردی که بعد از آن که پیر شد، عبادت می‌کند مانند برتری پیامبران بر سایر مردم است.
کسی که به دنبال طلب چیزی باشد و تلاش نماید (‌به آن)‌ می‌رسد.
) ‌کسی که پیوسته (‌پشت سر هم) در بزند، (‌عاقبت) آن در برای او باز می‌شود.
) ‌جواب سلام را بدهید و چشم خود را (از محارم خداوند) ببندید و سخن خوب بگویید.
) ‌هیچ مسلمانی نیست که (وقتی) ‌بار اول چشمش به زنی افتاد، سپس (برای بار دوم) چشمش را ببندد، مگر این که خداوند بزرگ، برای او عبادتی به وجود می‌آورد که شیرینی آن را در قلب خود احساس می‌کند.
) بنده‌ای که بینایی (دو چشم) او برود و او (نیز) صبر کند و (به رضای خداوند) قانع (‌و راضی) شود،‌ داخل بهشت می‌شود.
) نگاه کردن به سبزه، بینایی را زیاد می‌کند.
) نگاه کردن به زن زیبا (که همسر او باشد) و سبزه، بینایی (چشم) ‌را زیاد می‌کند.
) ‌کسی که از مردم شرم نکند (‌و گناهان را در مقابل چشم آن‌ها به جای بیاورد)‌ از خداوند (نیز) شرم نمی‌کند.
) ‌زمانی که شرم نداری،‌ هر کاری می‌خواهی، انجام بده (زیرا انسان بی‌حیا، آبرویی ندارد تا بخواهد از آن محافظت کند.)
) (انسان)‌ حیله‌گر و بخیل به بهشت داخل نمی‌شود.
) برای هر (انسان)‌ خیانت‌کاری در روز قیامت پرچمی (برافراشته می‌شود) که به وسیله‌ی آن (‌میان مردم ) ‌شناخته می‌گردد.
) چشم (زخم) حقّ است (‌واقعیّت دارد)‌ و اگر قرار بود، چیزی قبل از تقدیر (الهی) باشد، چشم (زخم)‌مقدّم می‌شد (‌یعنی چشم زخم می‌تواند، جریاناتی برخلاف کارهای طبیعی که برای انسان‌ها رخ می‌دهد، به وجود آورد.)
) ‌از چشم (زخم و بد) به خداوند پناه ببرید زیرا چشم (‌زخم و بد) حق است (‌و واقعیّت دارد.)
) همانا چشم (زخم) مرد را داخل قبر می‌کند (یعنی ممکن است سبب مرگ کسی شود) و شتر را داخل دیگ می‌کند (یعنی آن را از پا در می‌آورد و صاحب آن مجبور می‌شود، هرچه سریع‌‌تر آن را نحر کند.)‌
) اگر چیزی از تقدیر (الهی)‌ مقدّم می‌شد، آن چیز، (با) چشم (بد) سبقت می‌گرفت. (توضیح این حدیث قبلاً گذشت.)
) نگاه (به نامحرم) تیری از تیرهای مسموم ابلیس است. (‌که به هر کسی بخورد، آن را از نظر ایمانی از پا در می‌آورد.)
) زنای دو چشم، نگاه (به نامحرم) است.
) زمانی که خداوند، خوبی بنده‌ای را بخواهد، نیازهای مردم را به (دست او) قرار می‌دهد.
) ‌زمانی که یکی از شما، از برادر (ایمانی) خود،‌ حاجتی می‌خواهد، ابتداء او را ستایش نکند تا پشت او قطع نشود. (کنایه‌ از این که او شما را چاپلوس نخواند و در نتیجه اعتمادش از شما سلب نشود.)
) همانا خداوند بزرگ، بندگانی دارد که آنها را مخصوص برطرف کردن نیازهای مردم، قرار داده است، مردم در نیازهای خود به او پناه آورده و آن‌ها کسانی هستند که از عذاب الهی در امانند.
) کسی که در (‌راه برآورده کردن)‌ نیاز برادر (ایمانی) ‌خود باشد، خداوند (‌نیز در پس برآورده شدن) نیاز او می‌باشد.
) ‌کسی که چیزی را از امور (کارهای) مسلمانان بر عهده بگیرد، تا به نیاز مردم متوجّه نشود (و آن را انجام ندهد) خداوند، حاجت او را مورد توجّه قرار نمی‌دهد.
) کسی که نیاز برادر مسلمان خود را به جا بیاورد، پاداش کسی را خواهد داشت که یک حجّ و عمره به جا آورده ‌است.
) کسی که نیاز برادر مسلمان خود را به جا بیاورد، پاداش کسی را خواهد داشت که تمام عمرش را در راه خدمت به خداوند، سپری کرده‌است.
) کسی که به او چیزی روزی داده شد، باید آن را لازم بدارد. (یعنی در حفظ او کوشا باشد.)
) همانا هر صاحب حقّ،‌ گفتاری دارد (یعنی حق‌دار باید از حقّ خود دفاع کند.)‌
) خداوند، نیاز و حاجت مردی را که زیاد درباره‌ی آن (و برای برآورده شدن آن نزد خدا) دعا می‌کند را مبارک قرار داده است، چه آن حاجت، برآورده شود و چه برآورده نشود.
) (ای گروه فقیران!) اگر بدانید که نزد خداوند برای شما (به خاطر فقر و حاجت و تحمّل و صبر بر آن) چه چیزهایی وجود دارد. دوست داشتید که فقر و نیاز شما بیشتر شود.
) از بالاترین اعمال (نزد خداوند) این است که خوشحالی بر (قلب) مؤمن داخل کنی (با این کارها که)‌ قرض او را بپردازی، ‌نیاز او را برآورده کنی، غمی را از او برطرف ‌کنی.
) ‌مؤمن (کسی است که) هزینه و مخارج او کم است.(‌نه این که پر هزینه باشد به طوری که توقّع او زیاد و در سختی قرار بگیرد.)‌
) حجّ، جهاد هر (شخص) ضعیفی است و جهاد زن، خوب شوهرداری او می‌باشد.
) همانا،‌ حجامت،‌ نوعی شفا (‌برای بیماری) است.
) ‌خداوند رحمت کند کسی را از ما حدیثی بشنود و حفظ کند و به کسی که از او بهتر حفظ می‌کند،‌ برساند. (تا به همین صورت، از تعریف،‌ محافظت شود.)
) هدیّه دادن (‌یا هدیّه گرفتن) ‌به هنگام نیاز،‌ خوب (پسندیده)‌ است (‌زمانی که شخصی نیاز مالی داشته باشد با گرفتن یک هدیّه‌ی ارزشمند، بسیار خوشحال شده و از غم و اندوه نجات پیدا می‌کند.)
) ‌کسی که خداوند به او شصت سال عمر دهد، نسبت به عمر، معذور است. (حجّت بر او تمام می‌باشد و هر گناهی انجام داد، سریعاً‌ نوشته می‌شود.)
) از سنگ حرام در (بکار بردن آن) در ساختمان، دوری کنید زیرا این کار، باعث ویرانی (ساختمان) است.
) ‌از کارهای حرام دوری کن تا عابدترین مردم باشی و به قسمت (‌و روزی) خود که خداوند آن را تقسیم کرده،‌ راضی باش تا بی‌نیاز‌ترین مردم باشی.
) ‌کارهای حرام، روشن است (‌و باید آن‌ها را ترک کرد) و کارهای حلال (‌هم)‌ روشن است (باید آن‌ها را انجام داد ولی) ‌کارهایی که (نسبت به آن) شک داری (که حلال است یا حرام) ‌رها کن و کارهایی که شک نداری را انجام بده.
) این که یکی از شما (مسلمانان) خاک در دهان خود قرار دهند بهتر است از این که آن چه خداوند حرام کرده است را در دهان خود قرار دهند.
) ‌هیچ بنده‌ای نیست که از حلال (الهی) شرم می‌کند (‌و آن را از روی ربا یا غرور رها می‌کند) مگر این که خداوند او را به کار حرام مبتلا می‌سازد. (باید هر انسانی چیزی که خداوند حلال کرده است را به جا بیاورد نه این که بی‌هدف آن را ترک کند.)
) همانا انسان، (‌موجودی است که) بر هر چیزی که منع شده است، حریص است. (‌اگر به انسان بگویند، حقّ‌ نداری داخل فلان صندوق را ببینی تمام تلاش خود را می‌کند که بفهمد داخل آن صندوق چیست.)
) حریص کسی است که به دنبال سود از راه غیر حلال می‌باشد. (یعنی به او فرقی نمی‌کند که پول از چه راهی به دست می‌آید و فقط به دنبال سود است.)
) ‌حرمت (احترام و ارزش) ثروت مسلمان مانند ارزش خون اوست (و هر دو باید حفظ شوند و کسی حقّ تجاوز به آن‌ها را ندارد.)
) کمترین مردمی که لذّت می‌برند، حسود است. (زیرا بیشتر عمر خود را در حسرت چیزهایی می‌گذراند که دیگران دارند ولی او ندارد.)
) همانا حسد،‌ کارهای نیک را می‌خورد (‌از بین می‌برد) همان طوری که آتش، هیزم را می‌خورد. (و تبدیل به خاکستر می‌کند.)
) کینه و حسد، کارهای نیک (انسان) را نابود می‌کنند،‌ همان طوری که آتش، هیزم را از بین می‌برد.
) انسان، پیر می‌شود (ولی)‌ دو چیز در او جوان می‌‌ماند:‌ حرص بر ثروت (و جمع‌آوری آن) و حرص بر عمر (دوست دارد زیاد عمر کند.)
) ساعت (روز قیامت) ‌نزدیک است و فقط حرص مردم به دنیا (‌و مال و ثروت آن) زیاد می‌شود در حالی که‌ آن‌ها از دنیا (‌روز به روز) دورتر می‌شوند.
) ‌حسد،‌ ایمان را فاسد می‌کند همان طوری که ماده‌ی تلخ،‌ عسل را فاسد می‌کند. (همان طوری که عسل بسیار شیرین است، ایمان نیز چنین است و تلخی، شیرینی را از بین می‌برد و همین طور، حسد، ایمان را محو می‌کند‌.)
) ‌تمام دین، شرم ‌(از خدا نسبت به گناهان) است. (اگر ترک گناه نباشد، دین معنا پیدا نمی‌کند.)
شرم و ایمان، (همیشه) در کنار یکدیگرند (و از هم جدا نمی‌شوند) پس زمانی که یکی از آن دو از بین برود، دیگری هم از بین خواهد رفت.
) اگر شرم، (شبیه) مردی می‌شد (یعنی به صورت انسان در می‌آمد) حتماً مرد، صالحی می‌گشت.
) نزدیک است که حسد، بر تقدیر (‌الهی) چیره شود. (‌یعنی انسان حسود تا وقتی حسادت خود را بر طرف مقابل عملی نسازد، آرام نمی‌نشیند.)
) تمام انسان‌ها، حسودند (یعنی قوّه‌ی حسادت در تمام انسان‌ها وجود دارد) و حسد به انسان حسود ضرر نمی‌زند مادامی که با زبان، جاری نسازد و (آن را) با دست خود عملی نکند.
) با تقواترین انسان کسی است که حق را بگوید چه به نفع و چه به ضرر او باشد. (منظور از ضرر، ضرری است که به خطر کردنش می‌ارزد نه ضرری که جان او و خانواده‌اش به واسطه‌ی آن در خطر باشد.)
) همانا من شما را از (پایمال کردن) حقّ‌ دو (شخص) ضعیف باز می‌دارم (‌زیرا رسیدن به ناله‌ی‌ ضعفاء‌، کار خدا می‌باشد): ‌یتیم و زن.
) (سخن) ‌حقّ را بگویید، اگر چه تلخ باشد (و دیگران آن را نپسندند.)
) مبادا ترس مردم سبب شود حقّی را که می‌دانی (‌متعلّق به چه کسی است) از بین ببری.
) ‌با کسی که پیوندش را با تو قطع کرده است، ارتباط برقرار کن و با کسی که به تو بدی کرده است، نیکی کن و (سخن) حقّ‌ را بگو، اگر چه به ضرر تو باشد.
) وای به حال کسی که مسلمانی را معطّل کند (بی‌جهت او را نگه دارد) تا حقّش از بین برود.
) هیچ حقّی را به فردا، موکول مکن زیرا هر روزی، برای خودش (برنامه‌‌ای جداگانه) دارد.
) حکمت و دانش، بزرگی انسان شریف را زیاد می‌کند.
) همانا خداوند، قلوب مرده را با نور دانش، روشن می‌کند همان‌طوری که زمین را با باران آسمان، زنده می‌کند.
) دانش، گمشده‌ی مؤمن است و از هر کسی که بشنود، آن را فرا می‌گیرد و ترسی ندارد که (‌آن دانش)‌ از کدام ظرف خارج شده است. (یعنی معلّم چه مسلمان باشد چه غیر مسلمان فرقی نمی‌کند.)‌
) پایه‌ی دانش، ترس از خداست.
) ‌پایه‌ی دانش، خدا‌شناسی است.
) ‌گفتار دانش (حقیقت دانش) گمشده‌ی هر انسان خردمندی است (و به دنبال آن می‌گردد تا پیدا کند.)
) گفتار حکمت (‌حقیقت دانش) گمشده‌ی مؤمن است، پس هر کجا آن را پیدا کند، به آن (از دیگران) سزاوارتر است.
) قسم خوردن (‌در معامله) جنس را تلف کرده و برکت (‌آن را) ‌می‌برد.
) کسی که به غیر خدا، قسم بخورد، مشرک است. (زیرا غیر خدا را در برآورده شدن نیازش مؤثّر دانسته است.)‌
) قسم دروغ، کالا را تلف کرده و کسب (‌و کار را) ‌از بین می‌برد. (زیرا دیگر کسی به او اعتماد ندارد و از او چیزی نمی‌خرند.)
) قسم (با توجّه)‌ به نیّت کسی است که قسم می‌خورد. (‌اگر قسم راست باشد و آن را انجام دهد، مفید است وگرنه گناه و حرام می‌باشد.)
) همان‌طوری که شما رفتار می‌کنید، بر شما حکوت می‌کنند. (اگر مطیع حاکمان باشید با شما کاری ندارند وگرنه مورد آزار آن‌ها قرار می‌گیرید.)
) ‌شرم (نسبت به گناه از خدا) سراسر نیکی است.
) شرم (‌از خدا نسبت به گناهان) ‌شعبه‌ای از ایمان است (‌قوّت ایمان افراد را نشان می‌دهد.)
) حکمت (دانش) را نزد غیر اهلش مگذارید (که در این صورت) به دانش ظلم کرده‌اید و از اهلش نیز منع نکنید که (در این صورت) به آن‌ها ظلم کرده‌اید.
) هیچ بنده‌ای نیست که از کار حلال حیاء‌ و شرم کند (و به دلیل غرور و ریا، کار حلال را بر خود منع کند) مگر این که خداوند او را به حرام مبتلا سازد.
) شرم، جز با نیکی نمی‌آید. (یعنی شرم از خدا و انجام ندادن گناه سراسر برای انسان خیر و برکت است و کسی از این شرم پشیمان نمی‌شود.)
) حیاء‌، جزء ایمان است (‌بدون حیاء ایمان ناقص می‌باشد) و (انسان با)‌ ایمان در بهشت می‌رود و بدزبانی جز ستم است و (انسان) ستم (گر) در آتش (جهنّم) است.
) در هیچ‌ چیزی بد زبانی نیست مگر این که (موجب) خواری او می‌شود (بد زبانی منجر به ذلیلی افراد می‌گردد) و در هیچ چیزی (انسانی) شرم وجود ندارد، مگر این که موجب زینتش می‌شود.
) گناه دو شخصی (که به همدیگر، دشنام می¬دهند بر کسی است که گناه (ابتدا) فحش را آغاز کرده است مگر این که مظلوم (نفر دومی) تجاوز نکند (یعنی با فحش دهنده درگیر نشود و او را کتک نزند.)
) حقّ فرزند بر پدر این است که (پدر باید) نام نیک بر او بگذارد و مکانش را نیکو گرداند (یعنی برای راحتی او تلاش کند تا در فضا و محیطی امن و دور از گناه و زشتی بزرگ شود) و تربیت او نیکو گرادند.
) به فرزندان خود شنا و تیراندازی بیاموزید، و نخ ریسی، سرگرمی خوبی برای زن باایمان است و وقتی که پدر و مادر (هر دو) تو را صدا زدند، جواب مادر را بده.
) هیچ مسلمانی نیست که سه فرزند نابالغ او (که هنوز عقل‌شان کامل نشده است) بمیرد مگر این که (آن سه فرزند) بر هشت در بهشت با او ملاقات می¬کنند که از هر کدام که می¬خواهد، وارد بهشت شود.
) فرزند، میوه‌ی دل است (یعنی بسیار عزیز است) و مایه‌ی ترس و بخل و غم است (که پدر و مادر باید این صفات را از او دور کنند.)
) فرزند، ریحان بهشت است. (یعنی بسیار دوست داشتنی و خوش¬بو برای انسان است.)
) حقیقتاً خداوند، در زمین فرشتگانی دارد که به زبان انسان‌ها سخن گفته و خوبی یا بدی هر شخصی را (خبر می¬دهند) (این فرشتگان می¬توانند انسان¬های خوبی باشند که دیگران را از کارهای خوب و بد، می¬ترسانند.)
) کسی که در خیر بر روی او باز شد، باید آن را غنیمت بشمارد (و از فرصت به وجود آمده نهایت استفاده را بنماید) زیرا نمی¬داند که این در، چه موقع بسته خواهد شد.
) کسی که (جنس) معیوبی را بدون اعلام (عیبش) بفروشد، همیشه در خشم خدا بوده و فرشتگان او را نفرین می¬کنند.
) کسی که از معامله پشیمان است و آن را اقاله کند (یعنی به خاطر عیبی، آن معامله را فسخ کرده و به هم بزند)، خداوند بزرگ (نیز) لغزش‌های او را به هم می¬زند (و می¬بخشد.)
) هیچ بنده¬ای نیست که (جنس) فاسد به مردم بفروشد مگر این که خداوند، تلف کننده¬ای را بر او مسلّط می¬کند. (تا او را ورشکسته نماید.)
) مؤمن، عزیز و جوانمرد است (ولی) انسان بدکار، حیله‌گر و پَست می‌باشد.
) به وسیله‌ی ملایمت (با دیگران) زیادی و برکت می¬آید و کسی که از مدارا، محروم شود، از خوبی (نیز) محروم خواهد شد.
) کسی که قبل از سلام، سخن (‌خود‌)‌ شروع کند، به او جواب ندهید.
) بالاترین (اعمال) با فضیلت، آن است که با کسی که از تو قطع رابطه کرده است، ارتباط برقرار کنی و به کسی که تو را محروم کرده است، ببخشی و از کسی که بر تو ظلم کرده است، گذشت نمایی.
) حقیقتاً فضیلت نیکوکاران را (فقط) صاحب آنها می¬شناسند. (کسانی که از روی علم و معرفت، کارهای شایسته انجام می¬دهند، ارزش و جایگاه چنین اعمالی را می¬دانند.)
) فقراء را، دوستان خود بگیرید زیرا آنها در روز قیامت، جایگاه (مخصوصی) دارند.
) از فقر و عیال‌مندی (پر جمعیّت بودن از نظر فرزند) و از ظلم کردن و ظلم دیدن به خدا پناه ببرید.
) فقر، امانت (خداوند به انسان) است پس کسی که او را بپوشاند، عبادت کرده است.
) نزدیک است که فقر، به کفر برسد. (یعنی انسان فقیر ممکن است به خاطر فقرش دست به هر کاری بزند.)
آن (غذایی) که خودتان نمی¬خورید، به فقراء ندهید.
) رساندن (چیزهای مورد نیاز) به فقرا، (او را) از مرگ بد، نگه می¬دارد.
) دو بار قرض دادن بهتر از یک بار صدقه دادن است. (یعنی تا جایی که امکان دارد، قرض بدهید زیرا قرض با شناخت نیازمندان همراه است.)
) فقر نزد مردم موجب خواری است (ولی) نزد خداوند در روز قیامت (نوعی) زینت است. (که چون در دنیا سختی کشیده است در آن جا به آسایش ابدی می¬رسد.)
) به افراد مؤمن فقیر بشارت بده که پانصد سال از ثروتمندان در روز قیامت (از حساب، زودتر) فارغ می¬شوند، این گروه (مؤمنان فقیر) در بهشت، مشغول (استفاده کردن) از نعمت¬ها هستند (ولی) ثروتمندان (هنوز) در محاسبه‌ی اعمال خود به سر می¬برند.
) پاداش کسی که در حال گشایش (و نداشتن مشکل) بخشش می-کند، از کسی که در حال نیاز، آن را می¬پذیرد، بیشتر نیست. (فقیر نیز در صورت نیاز و رعایت جوانمردی، ثواب زیادی می¬برد.)
) زمانی که یکی از شما (می‌خواهد) کاری انجام بدهد، باید آن را محکم به جا بیاورد (و نیمه کاره رها نسازد.)
) کسی که لباس خود را از روی غرور (به زمین) بکشد (و با این کار می‌خواهد نظر دیگران را جلب نماید) خداوند در روز قیامت به او نگاه نمی‌کند.
) کسی که از مدارا (و مهربانی با دیگران) محروم است، از تمام خوبی¬ها بی‌نصیب می¬باشد.
) چه بسا شخص مو پریشان و کثیف که دو لباس کهنه بیشتر ندارد و در چشمان مردم مورد نفرت است (مردم از او بدشان می¬آید) اگر خدا را قسم دهند، آن را برای او انجام می¬دهد.
) برای هر چیزی ستونی هست و ستون این دین (اسلام) دانایی (در دین) می¬باشد.
) (فریب دادن و به دام انداختن) یک فقیه برای شیطان از هزار عابد، سخت‌تر است.
) خداوند به چیزی بالاتر از علم در دین پرستش نشده است. (یعنی هر کسی که با آگاهی نسبت به دین، عبادت خدا کند، جایگاهش رفیع می‌شود.)
) کسی که خداوند، خیر او را می¬خواهد، او را در علم دین، فقیه می‌کند.
) کسی که بدون علم (به احکام و اعتقادات و اخلاق اسلامی) عبادت کند، مانند الاغی است (که سنگ) آسیاب را می¬چرخاند.
) زمانی که انسان‌های گرسنه و متفکّری را دیدید، خود را به آنها نزدیک کنید زیرا حکمت بر زبان آنها جاری می‌شود.
) یکی از دانش (های) مرد این است که معیشت (وضع زندگی) خود را اصلاح کند و جست و جو کردن چیزی که تو را اصلاح می‌کند (و از سختی و گرفتاری) بیرون می¬آورد، دنیا پرستی نیست.
) فکر بد، تا زمانی که به آن عمل نشود و به سخن در نیاید، صاحبش، بخشیده شده است.
) در قبرها (و عاقبت انسان که سرازیر قبر می¬شود) بیندیش و از قیامت، پند بگیر (که انسان باید پاسخ¬گوی تمام اعمال بد خود باشد.)
) قبر، اوّلین منزل از منزلگاه‌های آخرت است. (انسان، سفر اخروی خود را از عالَم قبر یا برزخ شروع می¬کند.)
) خداوند از پذیرفتن توبه‌ی کسی که مؤمنی را به قتل رسانده است، امتناع کرده است. (یعنی قاتل را نمی¬بخشد.)
) خداوند، سه بار خواسته‌ی مرا نسبت به کسی که مؤمنی را به قتل برساند، رد کرد. (که آنها را نمی¬بخشم)
) از بین رفتن دنیا نزد خداوند از کشتن مرد مسلمان، آسان¬تر است.
) خداوند، قحطی را بر گروهی مسلّط نکرده است مگر به خاطر نافرمانی‌هایی که از خداوند داشته‌اند.
) قدرت خداوند بر تو از قدرت تو بر او بیشتر است. (پس انسان نباید در مقابل خداوند، نافرمانی کند.)
) قرآن بخوانید و به آن عمل کرده و از آن دور نشوید و در آن غُلُوّ (هم) نکنید (که مثلاً چیزی که مربوط به قرآن نیست، به آن عمل کرده و دیگران را نیز تشویق نمایید.)
) قرآن را تلاوت کنید زیرا خداوند بزرگ قلبی که قرآن را درک کرده است، (روز قیامت) عذاب نمی¬کند.
) هر جا که قرآن (حضور دارد)، با او باشید.
) بر شما (عمل بر طبق قرآن) لازم است پس او را پیشوای خود قرار دهید زیرا سخن پروردگار جهانیانی است که (قرآن) از اوست و به سوی او برمی¬گردد، پس به آیات متشابه (که نیاز به تفسیر دارند) ایمان آورده و از مثال‌های او عبرت بگیرید.
) چهار چیز در دنیا غریبند: قرآن در نزد ظالم (زیرا تمام کارهایش بر خلاف قرآنی است که خوانده است) و مسجدی که در منطقه¬ای قرار دارد که در آن نماز نمی¬خوانند و قرآن در خانه¬ای که خوانده نشود و مرد شایسته¬ای که (در میان) گروه بد باشد.
) قرآن شفای (بیماری‌های جسمی و روحی) است.
) برای هر چیزی زینتی هست و زینت قرآن، صدای نیکوست.
) بنده¬¬ای که قرآن می¬خواند، فقیر نمی¬شود و بعد از قرآن، هیچ بی-نیازی وجود ندارد.
) حکایت قرآن مانند شتری است که (دست و پایش) بسته است به طوری که اگر صاحب آن، او را ببندد، می¬تواند حفظش کند (ولی) اگر او را باز کند، می¬رود. (قرآن را نیز باید همیشه در وجود خودمان قرار داده و به آن عمل نماییم.)
) طلبکار بر بدهکار تسلّط دارد تا زمانی که (بدهکار ) قرض خود را بپردازد.
) کمتر قرض بگیر تا آزاد زندگی کنی. (زیرا طلبکاران همیشه به دنبال بدهکاران می¬باشند و زندگی برای انسان بدهکار تنگ می¬شود.)
) جان مرد به قرض او آویزان است تا زمانی که قرض خود را ادا کند. (تا مرد، قرض خود را ندهد، آرامش نمی¬بیند.)
) هیچ بنده¬ای نیست که نیّت پرداخت قرض خود را داشته باشد مگر این که از طرف خدا، یاری می¬شود.
) کسی که میان مسلمانان به قضاوت دچار شود، نباید صدای خود را بر یکی از دو متّهم بلند نماید، مگر این که بر دیگری (نیز) صدای خود را بلند کند.
) حقیقتاً خداوند بزرگ بنده‌ی مؤمنی که کارگر است را دوست دارد.
) اگر به اندازه‌ی کوه اُحُد، طلا داشتم، دوست داشتم که سه روز بر من نگذشته باشد که چیزی از آن (طلاها) نزد من نباشد مگر این که مقداری از آن را برای پرداخت قرض، ذخیره کنم.
) بزرگ¬ترین گناه نزد خداوند، که بنده باید خود را از آن نگه دارد – بعد از گناهانی که خداوند از آن نهی فرموده است – این است که مردی بمیرد و قرض داشته باشد و چیزی برای پرداخت آن (از خود) نگذاشته است.
) حقیقتاً خداوند بزرگ همراه بدهکار است تا زمانی که بتواند قرض خود را بدهد، به شرط آن که قرض او بر خلاف رضای خداوند نباشد. (مثلاً ربا نگرفته باشد.)
) بهترین شما کسی است که قرض خود را بهتر ادا کند.
) قرض، (موجب) اندوه شب (به خاطر فکر کردن بر آن) و خواری روز (به خاطر روبرو شد با بدهکار) می¬شود.
) قرض گرفتن، دین و بزرگی (انسان) را کم می¬کند.
) بدهکار (اگر بمیرد) در قبرش در غل و زنجیر است به طوری که جز پرداخت قرض او، (چیزی دیگر) غل و زنجیر او را باز نمی‌کند.
) قرض، باعث خواری دین است. (یعنی یک شخص دیندار، نزد طلبکار سبک می¬شود.)
) چیزی را قرض (بدهی) بهتر است از این که آن را صدقه بدهی.
) هر قرضی (که داده شود) صدقه است. (ثواب صدقه و بالاتر از آن را دارد.)
هیچ غمی مانند غم قرض گرفتن و هیچ دردی مانند درد چشم نیست.
) قرض، پرچم خدا در زمین است پس زمانی که بخواهد بنده¬ای را ذلیل کند، آن را به گردنش می¬اندازد تا به همان حال بمیرد. (البته بارها گفته‌ایم که منظور از خواستن خدا، همراه با حکمت و رفتار بندگان است.)
) کسی که قرضی بر عهده بگیرد و نیّت پرداخت آن را داشته باشد، خداوند، روز قیامت، قرض او را ادا می¬کند (یعنی به گونه¬ای طلبکار را راضی می‌کند.)
) کسی که اموال مردم را گرفته و نیّت پرداختش را داشته باشد، خداوند، قرض او را می¬¬پردازد (یعنی راهی برای پرداخت را برای او فراهم می‌سازد.)
) تأخیر در قرض (امروز و فردا کردن) بخشی از ظلم است.
) زمانی که یکی از شما به قضاوت کردن میان مسلمانان دچار شدید، در حال خشم نباید قضاوت کنید و در بین آنها در نگاه کردن و محل نشستن و اشاره کردن، مساوات را رعایت نمایید.
) خداوند، همراه (و یاری دهنده‌ی) قاضی است تا زمانی که ستم نکرده باشد و زمانی که ستم نمود، خداوند او را رها کرده و با شیطان همنشین‌اش می‌کند.
) قاضی عادل را روز قیامت می¬آورند و (زمانی که) با شدّت حساب (با عادل بودنش) روبرو می¬شود، آرزو می¬کند (که ای کاش) میان دو نفر در مورد یک خرما قضاوت نکرده بود.
) حقیقتاً خداوند بزرگ، همراه (و یاری دهنده‌ی) قاضی است تا زمانی که قاضی از روی عمد (به کسی) ظلم نکند.
) زبان قاضی (که می¬خواهد حکم را بگوید) بین دو راه است، یا به طرف بهشت است (اگر حقّ را بگوید) و یا به طرف جهنّم است (اگر ناحق قضاوت کند.)
) کسی که میان دو نفری که از او خواسته¬اند، میانشان قضاوت کند، قضاوت نماید و بین آن دو به حقّ (و عدالت) قضاوت نکند، لعنت خدا بر او باد.)
) کسی که بین مسلمانان به قضاوت دچار شود، پس باید بین آن دو در نگاه کردن و اشاره نمودن و مکان نشستن، عادلانه برخورد نماید.
) نابودی (ملّت¬های) قبل از شما به این دلیل بود که وقتی دزد سرشناسی، دزدی می¬کرد، او را رها می¬کردند و زمانی که شخص ضعیفی دزدی می¬کرد، بر او حدّ (سرقت) می¬زدند.
) کسی که به قضاوت منصوب شود، مثل آن است که بدون چاقو، سرش را ببرّند. (یعنی مسؤولیت بسیار سنگینی را بر دوش او گذاشته‌اند.)
) حقیقتاً قلب انسان از دیگی که بسیار جوش آمده باشد، (که تمام آب¬ها یک جا جمع می¬شوند) سریع¬تر، دگرگون می¬شود.
) کسی که قلب تو را انکار می¬کند (سخن و حرفی را که با اخلاص به جا می¬آوری، نمی¬پذیرد) رها کن.
) حقیقتاً خداوند هر قلب اندوهگینی را دوست دارد. (زیرا وقتی گناهان خود را یاد بیاورد، اشکش جاری می¬گردد و تضرّع او در مقابل خداوند زیاد می‌شود.)
) همانا قلب انسان، مانند گنجشک است که روزی هفت بار دگرگون می‌شود.
) ارزش هر کاری به تمام کردن آن است. (زیرا افراد زیادی هستند که می‌توانند عملی را شروع کنند.)
) خداوند دوست دارد که کسی که کاری انجام می¬دهد، آن را به خوبی به جا بیاورد.
) یکی از ارزش‌های مؤمن نزد خداوند این است که لباسش پاکیزه باشد و به کم راضی شود.
) حکایت قلب (انسان) مانند ریشه¬ای در بیابان است که به درختی آویزان شده (یعنی گیاهی که کنار درختی روییده باشد) که به وسیله‌ی باد، دگرگون و زیر و رو می¬شود.
) قلوب (انسان) به طرف این کشیده شده است که کسی که با او نیکی کند، دوست داشته و کسی که با او بدی کند، دشمن می¬دارد.
) قلوب (خود را) ساعت به ساعت استراحت دهید. (و استراحت قلب به این است که به چیزی که شما را اندوهگین می¬سازد، فکر نکنید.)
) کوری قلب (به این است که) بعد از هدایت، گمراه شود. (قلبی که مشتاق به خدا و عبادت او بود، به یکباره از تمام آنها دل می¬کند.)
) حکایت قلب، مانند ریشه¬ای در زمین است که باد آن را زیر و رو می-کند.
) کسی که قلب پاکی داشته باشد، خداوند به او اشتیاق پیدا می-کند.
) زمانی که یکی از شما به کسی که به او ثروت و زیبایی داده شده است، نگاه می‌کند (و حسرت آنها را می‌خورد اگرچه نیازی به حسرت بردن بر این چیزها نیست) پس باید به کسانی که از او پایین‌تر هستند (نیز) نگاه کند (تا از این طریق خدا را شکر گوید.)
) قناعت کردن بر شما لازم است زیرا قناعت، مالی است که تمام نمی‌شود.
) قناعت، مالی است که تمام نمی¬شود. (با قناعت می‌توان کاری کرد که محتاج به دیگران نشد ولی اسراف سبب می¬شود که انسان، نیازمند دیگران شود.)
) وقتی کار (حکومت بر مردم در سراسر جهان) به نااهل سپرده شود، منتظر قیامت باش. (زیرا یکی از نشانه¬های قیامت، همین است.)
) مردم، طبق نیّت¬های خودشان محشور می¬شوند. (پس اگر نیّت انجام کار خوبی داشته باشند ولی به هر دلیلی آن را انجام ندهند، مثل این است که آن کار را انجام داده‌اند.)
) قبل از آمدن قیامت، روزگاری آشفته وجود دارد.
) هر چیزی که آمدنی است، نزدیک است (یعنی هر چیزی که آمدن آن حتمی می¬باشد، بالاخره می¬آید.)
) چیزی (جنسی) که قیمت (خرید آن را) ندارم، نمی‌خرم.
) قیامت برپا نمی¬شود مگر زمانی که مردان، کم و زنان زیاد ¬شوند. (کم بودن مردان به این صورت نیست که آنها می‌میرند، بلکه ممکن است زاد و ولدها به صورتی باشد که دختران، بیشتر از پسران باشند.)
) قیامت برپا نمی¬شود مگر این که خوشبخت‌ترین (افراد از میان) مردم در دنیا، پست فرزند پست است. (یعنی افراد پستی که سابقه‌ی بسیار بدی دارند، تمام امکانات رفاهی را برداشته و فقرا را در بیچارگی قرار می‌دهند.)
) زمانی که خواستی کاری انجام دهی، (درباره‌ی آن خوب) فکر کن تا خداوند راهی را نسبت به آن کار، برای تو نشان دهد.
) زمانی که نسبت به چیزی در درونت، نگران (و مضطرب) شدی، آن چیز را رها کن.
) تمام کردن (و به اتمام رساندن) کار خیر از آغاز آن بهتر است. (زیرا کار خوب به گونه¬ای است که هر چه جلوتر می¬رود، زیباتر و مؤثرتر می-شود.)
) از هر کاری که (بعد از آن) باید عذر خواهی کنی، دوری کن. (زیرا شأن انسان را از بین می¬برد.)
) بهترین کارها آن است که معتدل باشد.
) هر کار خیری که انجام دهی، (نوعی) صدقه است چه در حقّ انسان فقیر باشد و چه در حقّ ثروتمند.
) آن کاری که دوست نداری مردم از تو ببینند پس در خلوت خودت (نیز) آن را انجام مده.
) حقیقتاً خداوند دوست دارد که کارهایی را که اجازه داده است، به جا آورده شود همان طوری که دوست دارد، کارهایی که گناه است، ترک شود.
) منفورترین خلق نزد خداوند کسی است که (به خدا) ایمان آورده و بعد از آن کافر شده است. (زیرا باعث می¬شود که دین و ارزش¬های آن را به مسخره بگیرد.)
) بالاترین درآمدها، فروش (اجناس) به صورت سالم (شرعی و نیکو و بدون دروغ و نیرنگ) است و آن کاری است که هر مردی، به دست خودش انجام می¬دهد.
) بهترین درآمدها آن کاری است که هر مردی، به دست خودش انجام می‌دهد.
) بهترین کاسبی، کاسبی کارگری است که با دست خودش انجام می¬دهد به شرط آن که با دقّت صورت بگیرد. (و از نیرنگ و فرار از زیر کار، به دور باشد.)
) کسی که با دست خودش، کسب و کار می¬کند. دوست خداست.
حقیقتاً لغزش در کار حلال، نزد خدا از یک سال کامل، شمشیر زدن بالاتر است. (کسی که برای به دست آوردن نان حلال تلاش می¬کند، اگرچه در بعضی مواقع دچار لغزش هم شود، باز به کار و ثواب او ضربه-ای وارد نمی‌کند.)
) کار سختی که نوجوانی در سنّ کوچک خود انجام می¬دهد، موجب زیادی عقل او در بزرگسالی می¬شود.
) کسی که طفلی را تربیت کند تا بگوید: (لا اله الا الله) خداوند، از او حساب نمی¬کشد. (چون تا این اندازه مقیّد بوده که از اعتقاد فرزندان صغیر خود هم غافل نیست.)
) حقیقتاً خداوند بزرگ، کوشش (و تلاش) را بر شما مقرّر کرده است (که برای رسیدن به جایگاه بالا، باید تلاش کرد) پس (تا می¬توانید) تلاش کنید.
) بهترین (فرد از میان) مردم کسی است که (تمام) تلاشش را (برای رسیدن به مقصود مشروع خود) به کار ببندد.
) کینه¬ها را (در میان خود) دور کنید.
) دو گرسنه هستند که سیر نمی¬شوند: طالب دانش و طالب ثروت (هر چه به این دو بدهی سیر نمی¬شوند و باز هم می¬خواهند.)
) این که یکی از شما لباسی را که وصله¬های پراکنده (و زیادی که کهنه هم هست) دارد، بپوشد، بهتر است از این که چون لباسی ندارد، از دیگری بگیرد.
) سه چیز جزء گنجینه‌های نیکی (و خوبی) است: پنهان نگه داشتن درد، گرفتاری و مصیبت¬ها و کسی که این‌ها را آشکار کند (و به همه بگوید) نمی¬تواند صبور باشد.
) بعضی از گناهان هستند که نماز و روزه و حج و عمره، نمی¬توانند کفّاره‌ی آن باشند (و آنها را نابود کنند و تنها چیزی که) می¬تواند، کفّاره‌ی آنها به شمار رفته و (نابودشان کند) گرفتاری در جست و جوی معیشت (برای خود و خانواده¬اش) است.
) زمانی که کارهای زشت بنده¬ای به اتمام رسید (و متوجّه گناهان خود شده و با توبه به سوی خداوند بازگشت نمود) مالِک چشمان خود می‌شود و هر زمانی که بخواهد با دو چشم خود گریه می¬کند.
) گریه از رحمت (الهی) و فریاد از طرف شیطان است (به همین دلیل، گریه، کارهای زیادی به نفع انسان انجام می¬دهد ولی فریاد، انسان را در مقابل دیگران کوچک می¬کند.)
) خوش به حال کسی که مالک زبان خود بوده و بر گناهان خود، گریه کند.
) کمتر گناه کن تا مرگ برای تو آسان شود. (یکی از عوامل سخت جان دادن گناه است که هر چه سنگین‌تر باشد، جان دادن هم سخت می‌شود.)
) از گناهان کوچک دوری کنید زیرا خداوند از آنها (نیز) بازخواست می-کند.
) کسی که تصمیم بر انجام گناهی داشته باشد سپس آن را ترک کند، برای او یک حسنه (و کار نیک) نوشته می¬شود.
) گناه برای غیر گنهکار (هم) شوم و بد است (زیرا) اگر (از گنهکار بخاطر این گناه) عیب بگیرد، به همان گناه مبتلا می¬شود و اگر غیبت او نماید، (خودش هم) گنهکار می¬گردد و اگر راضی به آن گناه شود، شریک او می‌باشد.
) کسی که با نافرمانی خداوند، از مردم ستایش کند (مثلاً برای عزیزشان نزد کسی، چاپلوسی نماید) مردمی که از او تعریف می¬کردند، سرزنشش می¬کنند.
) زمانی که سختی و مصیبتی به مؤمن برسد، (آن سختی و مصیبت) او را از گناهانش پاک می¬سازد همان طوری که کوره‌ی آهنگری، پلیدی و نجاست آهن را پاک می¬کند.
) برای لغزش¬های افراد جوانمرد، عفو بتراشید (یعنی به طوری گناهان آنها را توجیه کنید و این دفاع از شخص او نیست بلکه دفاع از حریم جوانمردی می¬باشد.)
) کسی که گناهی انجام دهد و خداوند آن را از (دید مردم) پنهان کرده و در دنیا (هم) او را ببخشد، دیگر گرامی‌تر از آن است که در مورد گناهی که بخشیده است، دوباره بازخواست کند.
) کسی که گناهی انجام دهد و بداند که خدایی دارد که اگر بخواهد، آن گناه را بخشیده و اگر (هم) بخواهد، می¬تواند او را عذاب کند، (در این صورت) بر خداوند لازم است که او را ببخشد.
) از هر (سخنی) که گوش، آن را بد می¬شمارد، دوری کنید. (مؤمن کسی است که واقعاً با شنیدن غیبت، در گوش خود احساس بدی پیدا می¬کند.)
) کسی که از شما می¬تواند برادر مؤمن خود را با لباسی بپوشاند، باید این کار را انجام دهد.
) لباس نو بپوش و با نام نیک، زندگی کن (که این‌ها باعث بزرگی انسان می‌شود.)
) لباس خود را پاکیزه نگه دارید و پارچه¬های خود را مرتّب کنید تا جایی که مثل خالی در میان مردم باشید. (یعنی در پاکیزگی و نظم الگو باشید.)
) خداوند مردی را که مانند لباس زنان، لباس پوشیده و زنی را که مثل مردان، لباس می¬پوشد را لعنت کند.
) هیچ کس نیست که لباسی پوشیده و با آن افتخار کرده تا مردم به او نگاه کنند مگر این که خداوند به او نگاه (و توجّهی) نمی‌کند تا زمانی که (آن لباس را) از تن خود بیرون بیاورد.
) از رنگ قرمز بپرهیزید زیرا قرمز، محبوب‌ترین زینت نزد شیطان است. (درباره‌ی این حدیث قبلاً توضیح دادیم.)
) (ای مسلمانان!) آگاه باشید که یک ساعت شهوترانی، غم درازی را به همراه دارد.
) کسی که بنده‌ی درهم و دینار باشد، مورد لعن (خداوند) قرار می-گیرد.
) خداوند، مردانی را که مفعول واقع شوند (و مورد عمل لواط قرار می-گیرند و زنانی که خود را شبیه مردان می¬کنند) را لعنت کند.
) از لغزش عالِم بترسید و منتظر بازگشت وی باشید. (زیرا لغزش عالِم به ضرر تمام مردم آن منطقه تمام می¬شود.)
) از لغزش عالِم دوری کنید زیرا لغزش عالِم، او را در آتش سرنگون می‌سازد. (از آن جهت که بسیاری از مردم به خاطر این لغزش ضرر می‌بینند.)
) از لغزش شخص بخشنده بگذرید زیرا خداوند هر جا که او لغزش کند، دستش را می¬گیرد (و نمی¬گذارد که رسوا شود.)
) حقیقتاً بیشتر از هر چیز بر امّت خود از عمل قوم لوط می‌ترسم. (که عمل لواط میان‌شان رایج شود.)
) حقیقتاً ثروت، باعث افتخار اهل دنیا می¬باشد که به طرف آن می-روند. (هر انسانی را نگاه کنیم تمایلی به جمع‌آوری پول دارد.)
) (هر کسی نسبت به) مال (خود) حقّی دارد. (و می¬تواند آن طور که می‌خواهد استفاده کند) مگر زکات (که حقّ خدا برای رساندن به اهلش می¬باشد.)
) هر صاحب مالی نسبت به مال خودش سزاوارتر است که هر طور می‌خواهد (می¬تواند) از آن استفاده کند.
) کسی که خداوند به او نعمتی دهد، باید اثرش در او نمایان شود. (مثل نعمت سلامتی که اثرش این است که کار کند و خداوند را عبادت نماید.)
) کسی که در مال یا بدنش بلایی برسد و آن را پنهان کرده و نزد مردم (از آنها) شکایت نکند، بر خداوند لازم است که او را ببخشد (و بلا را از او دور نماید.)
) هر مردی از (بین) شما باید به اندازه‌ی توشه‌ی یک مسافر، اکتفا کند. (دنیا محلّی برای گذر است و باید به اندازه‌ی نیاز در این محل، جمع کرد و استفاده نمود.)
) مال شایسته برای مرد شایسته خوب است. (زیرا می‌داند که آن مال را در چه راهی صرف کند.)
) ثروت، برای ترس از خداوند، یاور نیکویی است. (انسان با انفاق مال می‌تواند رضایت خداوند را جلب کند.)
) بهترین مجالس آن است که وسیع‌تر باشد. (باید گفت که منظور از مجالس مکانی است که انسان می¬خواهد در آنجا بنشیند.)
) مهربانی در چیزی نمی¬آید مگر این که آن را زینت می¬دهد و از چیزی جدا نمی¬شود، مگر این که آن را خوار می¬کند.
) زمانی که خداوند برای اهل خانه‌ای خوبی بخواهد، مهربانی را میان آنها داخل می‌کند.
) حقیقتاًً خداوند همان طوری که به من دستور ادای واجبات را داده، همین طور (هم) به من دستور مدارا کردن با مردم را داده است.
) من برای مدارا با مردم، (از طرف خداوند) فرستاده شدم (تا بگویم هیچ فرقی انسان‌ها با یکدیگر ندارند مگر این که تقوا داشته باشند.)
) خشونت، بد و ملایمت (با دیگران)، مبارک است.
اساس عقل، نرم‌خویی است.
) مدارا کردن با مردم، نصف ایمان و رفتار ملایم کردن با آنها، نصف زندگی کردن است. (یعنی با ملایمت نسبت به دیگران، زندگی برای انسان شیرین می¬شود.)
) مدارا کردن با مردم، صدقه است. (زیرا انسان مهربانی را به دیگران بذل می¬کند.)
) مدارا کردن در معیشت (و مخارج زندگی زن و فرزند)، جزء دانش مرد است. (و آگاهی او را می¬رساند)
) حقیقتاً خداوند بزرگ، اهل مدارا است و مدارا کردن را (نیز) دوست دارد و به وسیله‌ی آن چیزهایی (از طرف خداوند) داده می¬شود که با خشونت، داده نمی¬شود.
) همانا خداوند بزرگ، مدارا کردن با دیگران را در هر کاری دوست دارد.
) مدارا کردن به هیچ خانواده¬ای داده نمی¬شود مگر این که به آنها سود می¬رسد. (زیرا میان آنها لطف و مهربانی برقرار می¬شود.)
) کسی که به آن بهره¬ای از مدارا کردن (با دیگران) داده شده است، بهره‌ای از خیر برده است و کسی که از مدارا، محروم شود، بهره¬ای از خیر، نصیبش نشده¬ است.
) (از میان) مردم شدیدترین عذاب در روز قیامت، متعلّق به کسی است که مردم گمان می¬کنند که در او خیری هست، ولی (در واقع) خیری در او نیست.
) مدارا کردن (با دیگران) بر تو لازم است زیرا مدارا کردن در هیچ چیزی وجود ندارد، مگر این که آن را زینت می¬دهد و از هیچ چیزی جدا نمی-شود، مگر این که آن را ذلیل می¬کند.
) مردم را با همنشینان‌شان امتحان کنید (و بشناسید) زیرا مرد با کسی رفاقت می¬کند که او را دوست داشته ¬باشد (پس دو دوست با یکدیگر هم عقیده هستند و اگر یکی از آن دو شناخته شود، نفر دوم نیز شناخته خواهد شد.)
) شایسته¬ترین (فرد از میان) مردم کسی است که برای مردم شایسته باشد. (و به آنها سود برساند.)
) بزرگ¬ترین (فرد از میان) مردم از نظر جایگاه، متعلّق به کسی است که چیزی را که به او مربوط نیست، رها سازد.
) جایگاه مردم را از روی خوبی و بدی، بشناسید. (یعنی ببینید که چه جایگاهی دارند و مردم درباره‌ی آنها چگونه قضاوت می‌کنند.)
) حقیقتاً بدترین (فرد از میان) مردم از نظر جایگاه، نزد خداوند در روز قیامت، متعلّق به کسی است که مردم از بدی او، بترسند.
) همانا خداوند، نزد گروهی (از مردم) نعمت‌هایی دارد که نزد آنها باقی است تا زمانی که در پی نیازهای مردم باشند و زمانی که از این کار بازماندند، آن کار (رسیدگی به امور مردم را) به کسی دیگر واگذار می‌کند.
) تا مردم از طرف خودشان معذور نباشند (یعنی یکی از آنها به عنوان حجّت زمان، بر آنها از طرف خدا، منصوب نشود)، هلاک نمی¬شوند.
) مردم (هر روزگار) به روزگار خود شبیه هستند. (پس نمی¬توان مردم امروز را با مردم هزار سال پیش مقایسه کرد.)
) ‌دست انفاق کننده از دست انفاق گیرنده، بهتر است و (این انفاق را) ابتداء از کسی که سرپرستی آن را بر عهده داری (همسر و فرزندان) آغاز کن.
) امروز و فردا کردن، شعار شیطان است؛ که آن را در قلوب مومنین می‌افکند.
) بهترین (نوع) ‌ایمان آن است که بدانی، هر چه باشی، خداوند با تو است.
) بهترین (‌نوع) ایمان، صبر و گذشت است.
) ‌بهترین (افراد) مؤمن از نظر ایمان کسی است که وقتی از او چیزی خواسته شد، بدهد (‌بخیل نباشد) و زمانی که به او چیزی ندهند، بی‌نیاز باشد (حریص و طمّاع نسبت به آن چه در دست مردم است، نباشد.)
) همانا ایمان در درون شما، کهنه می‌شود همان طوری که لباس کهنه می‌شود. پس از خداوند بزرگ بخواهید که ایمان را در قلوب شما، تازه نگه دارد (و به وسیله‌ی گناهان بسیار، کهنه نشود.)
) همانا حیاء و ایمان (همیشه) با یکدیگرند پس زمانی که یکی از آن دو، از بین رفت، دیگری نیز به پیروی از آن، از بین می‌رود.
) نشانه‌ی کمال ایمان مرد این است که در هر سختی‌ای که می‌گوید، استثناء بیاورد. (یعنی همیشه ان شاء الله بگوید.)
) ایمان، عبارت است از صبر و گذشت.
) ایمان دو نصفه است، نصف آن صبر و نصف (دیگر) آن، شکر (به درگاه خدا با حرف و عمل) است.
) ایمان و عمل (همیشه) در کنار یکدیگر هستند (‌زیرا عمل بدون ایمان، معنایی ندارد) هریک از این دو، بدن دیگری صلاحیّت (آمدن و محققّ شدن را) ندارند.
) ایمان خود را با (ذکر) لا اله الا الله همیشه تازه کنید (با زبان، اقرار به وحدانیّت و یگانی خدا داشته باشید.)
) ‌خداوند،‌ حضرت یحیی پسر ‌زکریّاء را در شکم مادرش مؤمن و فرعون را (‌نیز) در شکم مادرش کافر آفرید. (یعنی خداوند از همان اوّل می‌دانست که یحیی، مؤمن و فرعون، کافر است امّا آنها از روی اختیار به آن جایگاه رسیدند.)
) ‌بدبخت‌ترین افراد کسانی هستند که فقر دنیا و عذاب آخرت بر آنها جمع شده است. (یعنی در دنیا و آخرت بدبخت باشند.)
) برای خوشبختی هر فرد، این اندازه کفایت می‌کند که در کار دین و دنیا به او اعتماد کنند.
) قبل از خریدن خانه به دنبال همسایه‌ی خوب باشید (و بعد از آن که از همسایه‌ی خود مطمئن شدید، اقدام به خریدن خانه کنید) و قبل از رفتن به راهی (سفر)، دوست پیدا کنید.
) ‌همسایه‌، قبل از (خرید)‌ خانه و رفیق، قبل از راه (سفر) و توشه، قبل از کوچ کردن است. (‌باید به هر کدام قبل از رسیدن دیگری عمل کرد.)
) با افراد پیر و افراد ثروتمند، مسافرت کنید. (زیرا از تجربه‌ی افراد پیر استفاده می‌کنید و غصه‌ی کمبود پول را نخواهید خورد چون می‌توانید از فرد ثروتمند تا رسیدن به شهر خود، قرض بگیرید.)
) سفر، بخشی از عذاب است. (زیرا با امکانات آن روز و زمین ناهموارش، مردم به سختی مسافرت می‌کردند، اگرچه الان نیز با بعضی از وسائل، مسافرت کردن، مشکل است.)
) سفری که در راه خدا باشد، (مثل رسیدگی به امور فقراء و کمک رساندن به آنها) ‌از پنجاه بار به حج رفتن، (ثوابش) بهتر است.
) ‌سلام (و جواب آن را) آشکار کنید (یعنی شنیده شود)‌ تا بین شما دوستی برقرار شود.
) ‌سلام (و جواب آن را) آشکار کنید تا سالم بمانید. (زیرا سلام کردن، دوستان را زیاد می‌کند و در نتیجه از خطرات نجات پیدا می‌کند.)
) ‌سلام قبل از سؤال است پس کسی که قبل از سلام، سؤال خود را آغاز کند، به او جواب ندهید.
) ‌سلام کردن، مستحب ولی جوابش واجب است.
) سلام‌،‌ درود ملّت (‌مسلمان)‌ و حافظ ذمّه ما است. (سلام هم ادب اسلامی ما را نشان می‌دهد و هم این که به همه ثابت می‌کند که اهل درگیری و اختلاف نیستیم.)
) ‌کسی که اوّل سلام کند، از غرور به دور است. (پس اگر می‌شود با ابتدای به سلام، غرور را که گناه بزرگی است از بین برد، باید چنین کرد.)
) ‌بهترین مردم کسانی هستند که به دیگران بیشتر سود برسانند.
) مؤمن، سرمایه است که اگر با او همراه شوی یا مشورت نمایی یا شریکش باشی به تو سود می‌رساند و تمام کارهای او سودآور است.
) بهترین مردم کسانی هستند که مردم به وسیله‌ی او سود ببرند.
) بر تو (ای فروشنده)‌ لازم است که اوّلین (مشتری) را بپذیری (و جنس را به او بفروشی) زیرا سود با آسان گرفتن،‌ همراه است.
) بر چیزی می‌توانی قسم بخوری که دوست تو، آن را تصدیق کند. (و بگوید که رفیق من راست می‌گوید.)
) نتیجه و نهایت قسم یا این است که آن را می‌شکنی و یا پشیمانی می‌آورد (که چرا قسم خوردی، پس با رعایت تمام جوانب آن، باید قسم خورد.)
کسی که می‌خواهد (‌برای کار مهمّی) قسم بخورد، به غیر از خدا قسم نخورد.
) هر کدام از شما که نسبت به قسم خوردن جدی‌تر است (و به راحتی قسم خورده و به راحتی هم می‌شکند و گاهی نیز قسم دروغ می‌خورد) به جهنّم نزدیک‌تر است.
) به خداوند،‌ قسم دروغ و (حتّی)‌ راست در صورتی که ضرورتی نداری، مخور و خداوند را وسیله برای قسم خود قرار مده زیرا خداوند با کسی که به دروغ به نام او قسم بخورد، مهربانی نکرده و مراعات او را هم نمی‌کند.
) حقیقتاً‌ کسانی که در این دنیا سیرند (‌و به فکر دیگران نیستند) در آخرت گرسنه می‌باشند.
) همانا کسی که در دنیا از همه سیرتر است (‌و به فکر دیگران نیست) در روز قیامت از همه گرسنه‌تر است.
) کسی که می‌خواهد خلق و خوی (ذاتی) خود را تغییر دهد مثل این است که می‌خواهد صورت (خود را)‌ تغییر دهد زیرا تو قدرت نداری که خلق و خوی خود را تغییر دهی همان طوری که نمی‌توانی صورت خود را عوض کنی.
) ‌بد زبانی، باعث شومی و بدی و بد ذات بودن،‌ باعث پستی است.
) کسی که سیرت (و ذات)‌ خوب یا بد داشته باشد، ‌خداوند بر او نشانه‌ای می‌گذارد که همه به وسیله‌ی آن شناخته شوند. (‌منظور از بدذاتی یا بدسیرتی این است که به گونه‌ای عمل کرده است گه گناهان در درون او جا گرفته و از حالت انسانی خارج شده است.)
) همانا حاضر، چیزهایی را می‌بیند که (انسان)‌ غائب نمی‌بیند (اگر کسی در جایی غائب باشد از منفعت آن‌جا بی‌بهره می‌شود مثلاً‌ غیبت در کلاس درس البته غیبت در مجالس گناه‌، چیز خوبی است.)
) شاهد دروغگو، قدم خود را بر نمی‌دارد. مگر این که به واسطه‌ی شهادت دروغ، جهنّم بر او واجب می‌شود. (بدون حساب وارد جهنّم می‌گردد.)
) هرگز شاهد دروغگو، قدم بر نمی‌دارد، ‌مگر این که جهنّم بر او واجب می‌شود.
) شاهد دروغگو، روز قیامت در حالی که زبانش، آویزان است، محشور می‌شود. (‌و همه او را به این شکل می‌شناسند.)
) بهترین شهادت دادن آن است که صاحب آن (کسی که می‌خواهد شهادت دهد) قبل از این که از او سؤال شود (و بخواهند) شهادت دهد. (یعنی خودش احساس مسئولیت کند.)
) همانا خداوند، کارهای بزرگ و شرافتمندانه را دوست دارد و از امور پست، بیزار است.
) مؤمن، چهار دشمن دارد: مؤمن (دیگری) که بر او حسادت ورزد و منافقی که دشمنش می‌باشد و شیطانی که او را گمراه می‌کند و کافری که با او می‌جنگد.
) ‌شاهدان (راستگو) را گرامی بدارید،‌ زیرا خداوند به وسیله‌ی آنها حقوق (‌دیگران را که پایمال شده است) می‌گیرد و با آنها،‌ ظلم را دفع می‌کند.
) ‌زمانی که به دنبال کار نیک هستید، نزد کسانی که صورت زیبایی دارند، طلب کنید. (یعنی کسانی که با عبادت، صورت آنها زیبا می‌باشد.)
) بهترین شاهدان کسانی هستند که قبل از این که از آنها خواسته شود، (به نفع مظلوم) شهادت دهند.
) کسی که شهادت خود را پنهان کند زمانی که از او بخواهند (و می‌داند که حقّ با چه کسی می‌باشد) مانند کسی است که شهادت زور داده است.
) ‌هر مسلمانی که چهار نفر ‌(‌انسان مؤمن) به خوبی او شهادت دهند، خداوند بزرگ، او را داخل بهشت می‌کند.
) کسی که شهادتی بدهد که به واسطه‌ی آن،‌ مال شخص مسلمانی مباح شده (و از او بگیرند) یا خون او ریخته شود،‌ جهنّم بر او واجب می‌شود.
) پرهیزگار کسی است که در شبهات (‌عملی که نمی‌داند واجب است یا حرام) توقّف کند.
) کسی که خود را به گروهی شبیه کند، جزء‌ آنها می‌شود (‌زیرا برای همراهی آنها،‌ اعمال بدشان را نیز انجام می‌دهد.)
) ‌شجاع‌ترین مردم کسانی هستند که بر هوای نفسانی خود، غلبه کنند.
) عملی که شبهه ناک است را رها کرده و عملی که شبهه ناک نیست را به جا آورید پس کسی که گوسفندان خود را برای چرا به منطقه‌ی ممنوعه ببرد، ممکن است (‌که گوسفندان) ‌در آن بیفتند (و طعمه‌ی‌ دست نگهبانان آن منطقه شوند.)
عملی که شبهه ناک است را رها کرده و عملی که شبهه ناک نیست را به جا بیاورید زیرا هرگز فقدان (‌و نبود)‌ چیزی را که به خاطر خداوند ترکش کرده‌ای، نمی‌یابی.
) ستم (‌و طغیان) آفت شجاعت است.
) ‌از (‌نوشیدن) شراب، دوری کنید زیرا آن،‌ کلید هر بدی است (از آن جهت که انسان مست، هر کاری که بخواهد و یا از او بخواهند انجام می‌دهد ولو کشتن دیگران باشد.)
) از هر (چیزی که) مست کننده است، دوری کنید. (و آن را استفاده ننمایید.)
) شما را از کم چیزی که زیادش مست‌‌کننده‌ است، منع می‌کنم. (مثلاً شراب اگر زیاد خورده شود، انسان را مست می‌کند و اگرچه کم خوردنش، باعث مستی نمی‌شود، ولی باز نجس و حرام است.)
) خداوند، شراب را حرام کرده و هر (چیزی که)‌ مست‌کننده‌ای حرام است.
) تجارت (‌خرید و فروش) شراب، حرام شده است.
) شراب،‌ مادر پلیدی‌ها است پس کسی که شراب می‌نوشد، تا چهل روز نمازش قبول نمی‌شود و اگر در صورتی که شراب در شکمش باشد، بمیرد،‌ به مرگ جاهلیّت مرده ‌است.
) ‌شراب،‌ مجموعه‌‌ای (از)‌ گناهان است. (یعنی با این گناه،‌ گناهان زیاد دیگری به وجود می‌آید.)
) ‌اولین چیزی که خداوند بعد از پرستش بت‌ها، مرا از آن نهی کرده ‌است، نوشیدن شراب و بدگویی مردان (نسبت به همدیگر) است.
) این که درون (باطن) مردی پر از چرک (و کثافت) شود، برای او بهتر است از این که پر از شعر (بیهوده و چاپلوسانه در وصف دیگران) باشد.
) شفاعت من، مخصوص افراد گنهکار از امّت من می‌باشد.
) کسی که شفاعت را دروغ بداند، روز قیامت شفاعت به او نمی‌رسد.
) قرآن شفاعت کننده‌ی خوبی برای رفیق خود است. (یعنی کسی که همیشه قرآن خوانده و در معنای آن تدبّر می‌کند.)
) ‌زمانی که خداوند، خیر مردی را در دست مرد دیگری انجام دهد،‌ (ولی) او سپاسگزاری ننماید،‌ نسبت به خداوند (نیز) شکرگزار نخواهد بود.
) سه گروه هستند که از آتش جهنّم باز داشته نمی‌شوند (یعنی قطعاً‌ اهل جهنّم‌اند) منّت‌گذار (‌وقتی انفاق می‌کند،‌ منّت می‌گذارد)‌ و عاقّ‌ پدر و مادر (کسی که پدر و مادرش از او چنان ناراضی هستند که نفرینش می‌کنند) و کسی که همیشه شراب می‌نوشد.
) ‌تمام گناهان در خانه‌ای قرار داده شده است که نوشیدن شراب، کلید آن است. (کسی که شراب می‌نوشد، ممکن است تمام گناهان یا اکثر آنها را مرتکب شود.)
) ‌کسی که شراب می‌نوشد،‌ مانند کسی است که بت می‌پرستد (زیرا شراب‌خوار مانند بت‌پرست در حال مستی، خداوند را به کلّی فراموش می‌کند همان‌طوری که بت‌پرست در حال پرستش بت‌ها، توجّهی به خداوند ندارد.)
) ‌از هیچ فتنه‌ای بیشتر از زنان و شراب بر امّت خودم نمی‌ترسم. (مردان بی‌اراده و سست ایمان به وسیله‌ی زنان آرایش کننده به گمراهی کشیده می‌شوند.)
) کسی که (‌در دنیا) شراب بنوشد، ‌روز قیامت،‌ با تشنگی (به صحرای محشر) ‌آورده می‌شود.
) ‌کسی که شراب بنوشد، نور ایمان از درون او خارج می‌شود.
) همانا بدترین مردم نزد خداوند از نظر جایگاه (رتبه‌ و درجه) کسانی هستند که مردم از شرّ (بدی و زبان او) بترسند.
) بدترین مردم در روز قیامت از نظر جایگاه کسانی هستند که (دیگران) از زبان یا از شرّش بترسند.
) قیامت به جز بر مردم شرّ (و بد)‌ برپا نمی‌شود. (یعنی این گروه هستند که قیامت بر ایشان سخت است زیرا به حساب آنها رسیدگی شده و به جهنّم می‌روند.)
) ‌بدترین مردم، علمای بد هستند. (‌که مردم را به نیکی و خوش اخلاقی دعوت می‌کنند ولی خودشان را فراموش کرده‌اند.)
کسی که شکر مردم را به جا نیاورد، شکر خدا را نمی‌کند.
بدترین شما (مسلمانان) افراد مجرّد هستند‌ (که بیشتر در معرض گناه قرار دارند)‌ و بدترین مرده‌های شما، مجرّدان شما می‌باشند. (که در حال مجرّدی مرده‌اند که ثواب بسیاری را از دست داده‌اند در صورتی که به سنّ ازدواج رسیده باشند.)
) ‌بدترین مردم کسانی هستند که مردم به خاطر دوری از شر‌ّش، او را گرامی داشته (‌و به او احترام می‌گذارند.)
) شرّ خود را از مردم کوتاه کرده (‌و نگه‌دار) زیرا نگه‌داری بدی (نسبت به مردم) صدقه‌ای است که به خودت داده‌ای. (یعنی نفعش به خودت می‌رسد.)‌
) ‌برای بدی هر شخصی، این مقدار کفایت می‌کند که با انگشت به سوی او اشاره شود. (یعنی در بدی انگشت نمای دیگران باشد.)
) مسلمانان (باید) به شرطی که (به دیگری) دادند، (عمل کنند) به شرط آن که موافق با حقّ (قرآن و روایات) باشد.
) شرط بندی کردن در سوارکاری (اسب‌دوانی) آزاد است (یعنی مباح می‌باشد.)
) ‌هرگز بنده‌ای به شدیدتر از شرک،‌ مبتلا نشده و (نیز) هرگز به چیزی بعد از شرک به کوری، مبتلا نشده است و هرگز بنده‌ای به کوری مبتلا نمی‌شود که بر آن صبر نماید‌،‌ مگر این که خداوند، او را می‌بخشد.
) شاید خداوند، هر گناهی را ببخشد،‌ مگر کسی که در حال شرک بمیرد یا مؤمنی را به عمد بکشد.
شرک پنهانی آن است که مردی به خاطر حضور مردی دیگر، عملی انجام دهد. (یعنی از روی ریا عملی به جا بیاورد.)
شعر، مانند سخن گفتن است، اگر خوب باشد،‌ سخن خوب و اگر بد باشد،‌ سخن بد، محسوب می‌شود.
) علم را از شرافتمندان، بپرسید و اگر نزد آنها بود، بنویسید که آنها دروغ نمی‌گویند. (زیرا انسان شرافت‌مند اگر آگاهی نسبت به آن سؤال نداشته باشد، می‌گوید نمی‌دانم نه این که با جواب خود، سؤال کننده را سرگردان کند.)
) ‌هیچ کاری به نتیجه نمی‌رسد مگر این که نزد انسان شرافتمند و دیندار باشد. (زیرا آنها ارزش کار خوب را می‌‌دانند و تا آن را به اتمام نرسانند، آرام و قرار نمی‌گیرند.)
) پول شراب و مهریّه زناکار و پول سگ (ولگرد یا سگ بی‌مصرف و فقط برای زیبایی) ‌و شطرنج، حرام است و اگر صاحب سگ به نزد تو آمد و پول آن را درخواست کرد، دستانش را پر از خاک کن،‌ شراب و قمار و هر چیز مست کننده‌ای حرام است.
) حقیقتاً‌ بعضی از گفته‌ها، شرک و بعضی از شعرها (‌که سروده می‌شود) حکمت و بعضی از سخن‌ها‌، نامفهوم (‌و بی‌معنا)‌ و بعضی از دانش‌ها،‌ نادانی است.
) بهترین شعری که عرب‌ها به آن تکلّم کرده‌اند، سخن لبید است (که آن عبارت است از این که) آگاه باشید! که همه چیز به غیر از خدا، باطل است.
) (نعمت)‌ کمی که بتوان شکر آن را به جا آورد، از (نعمت) ‌زیادی که طاقت شکرش نمی‌باشد، بهتر است.
) هر مردی که شفاعت او (در حقّ ‌دیگری)‌ جلوی حدّ (‌الهی را بگیرد که امروزه به آن پارتی بازی می‌گویند) ‌تا از کار خود، دست برندارد، در خشم خداوند، می‌باشد.
) حقیقتاً‌ پاداش کسی که غذا (نعمت الهی) را خورده و شکر به جا می‌آورد، مانند (پاداش) کسی است که روزه‌دار و صبور است. (بر سختی‌های روزه صبر می‌کند.)
) کسی که غذا خورده و شکر (‌الهی) ‌را به جا می‌آورد مانند روزه‌داری است که صبور است. (‌با سختی‌های روزه، روزه‌های خود را کامل به جا می‌آورد.)
) از (‌کار) مسلمانی خوشحال و شگفت‌زده می‌شوم که وقتی مصیبتی به او رسید، صبر کرده و وقتی خیری (از طرف خدا) ‌به او برسد،‌ شکر خدا را به جا می‌آورد.
) حقیقتاً من بر شما از نعمت‌ها بیشتر از گناهان می‌ترسم (زیرا ممکن است نعمت، انسان را مغرور کند) بدانید! شکری که سپاس آن به جا آورده نشود، پیشامد بدی به همراه دارد.
) کسی که نعمتی به شخص دیگری داده و او تشکّر نکند، بر او نفرین نماید (که)‌ نفرینش مستجاب می‌شود.
) ‌کسی که (به گرفتاری) مبتلا شده و صبر نماید و (نعمتی) ‌به او داده شده و تشکّر کند و مورد ستم قرار گرفته و بخشش نماید و (یا) ستم کند (‌ولی)‌ طلب آمرزش نماید، (این‌ها)‌ گروهی (هستند) که در امان بوده و از هدایت شوندگان می‌باشند.
) کسی که نعمتی به او برسد، باید شکر آن را (نیز) به جا بیاورد.
) کسی که (از نعمت)‌ کم شکرگزاری نمی‌کند، (از نعمت) ‌زیاد (نیز)‌ شگرگزاری نخواهد کرد.
) شکر نعمت به این است که آن نعمت را آشکار کنی (یعنی خداوند، اثر نعمت را دیده و تشکر لفظی و عملی را هم از انسان مشاهده کند.)
) حقیقتاً ‌صدقه مال را زیاد می‌کند. (زیرا خداوند به آن برکت خواهد داد.)
حقیقتاً‌ بنده،‌ تکّه‌ای نان صدقه می‌دهد و نزد خداوند به اندازه‌ی کوه احد می‌شود.
حقیقتاً‌ خداوند به وسیله‌ی یک صدقه،‌ هفتاد‌ (‌نوع)‌ مرگ بد را دفع می‌کند.
صبح‌گاه، ‌طلب روزی و نیاز نمایید زیرا صبح برخاستن، باعث برکت و رستگاری است.
) ‌حقیقتاً‌ خداوند،‌ افراد شوخی را که در شوخی خود،‌ راستگو هستند، مورد بازخواست قرار نمی‌دهد. (یعنی از شوخی خود سوء‌ استفاده نکرده و الفاظ زشت و حرف زدن با نامحرم را در قالب شوخی قرار نمی‌دهد.)
) (زیاد) شوخی مکن زیرا ارزش تو از بین می‌رود و دروغ مگو، زیرا نور (‌ایمان) تو را نابود می‌کند.
) ‌کسی که از روی شهرت (‌و مشهوریّت خود)‌ علمش را به گوش دیگران برساند (‌یعنی چون مشهور است، از این فرصت سوء‌ استفاده کند) خداوند در روز قیامت رسوایی او را در گوش مردم جا می‌دهد و او را بی‌ارزش و کوچک می‌کند.
) مرگ (‌انسان) غریب، شهادت محسوب می‌شود. (زیرا با سختی همراه بوده و دیگران، بسیار مـتأثّر می‌شوند.)
) زمانی که طالب علم بمیرد، در حالت شهید خواهد مرد.
) ‌کسی که در راه (‌دفاع) از مال خود (هم) بمیرد، شهید است. (زیرا از حقّ دفاع کرده است.)
) ‌کسی که غریبانه بمیرد، شهید مُرده است.
) ‌از شهوت پنهانی دوری کنید (منظور از شهوت پنهانی این است که) عالمی دوست داشته باشد که دیگران در محضر او بنشینند. (و او را مورد ستایش قرار دهند.)
) ‌هر صبح شیاطین با پرچم‌های (‌گمراه کننده)‌ به بازار می‌آیند پس با اوّلین نفر وارد بازار شده و با آخرین نفری که خارج می‌شود، از بازار، بیرون می‌آیند.
) ‌حقیقتاً شیطان مانند خون در درون انسان، جریان دارد.
) ‌گریه از رحمت (‌خدا)‌ می‌باشد و فریاد از طرف شیطان است.
) سرخی، ‌(رنگ) ‌زینت شیطان است.
) صدقه دادن به فقیر (که غریبه و ناآشنا است)‌ یک صدقه به حساب می‌آید (ولی) ‌صدقه دادن به خویشاوند فقیر، دو چیز محسوب می‌شود:‌ یکی صدقه و دیگری پیوند با خویشاوندان.
) ‌شیطان با یک نفر و دو نفر کار دارد (زیرا یک نفر تنهاست و دو نفر هم ممکن است با هم اختلاف کنند) و زمانی که سه نفر شدند،‌ نمی‌تواند قصد بدی نسبت به آنها داشته باشد.
) یک فقیه (عالم دینی که عامل باشد) از هزار عابد برای شیطان سخت‌تر است. (‌هم از لحاظ به دام انداختن و هم از لحاظ این که عمل او قابل مقایسه با عمل دیگران نیست.)
) ‌صبر، باعث خشنودی (‌خدا و بنده‌ی صبور) می‌شود.
به هیچ بنده‌ای روزیی‌ای وسیع‌تر از صبر داده نشده ‌است.
) ‌اگر صبر، شبیه یک مرد بود،‌ مرد بزرگواری بود. (‌همه او را به بزرگواری می‌شناختند.)
کسی که بر مصیبت بزرگ صبر کند، خداوند (در مقابل آن) ‌به او عوض می‌دهد و کسی که خشم خود را فرو ببرد، خداوند به او پاداش خواهد داد.
‌کسی که در بیابان سکونت کند، خشن می‌شود. (‌زیرا از اجتماع دور بوده و فرهنگ بیابان نشینی دارد،‌ و از صید حیوانات زندگی خود را می‌گذراند.)
) صدقه دادن به خویشاوندان، (هم)‌ صدقه است و هم صله رحم. (‌پیوند با خویشاوندان و در این صورت دو ثواب برای او آماده می‌شود.)
) صدقه دادن را از آن چه خداوند آغاز کرده است، آغاز کنید. (و آن طور که خداوند دستور داده است رفتار نمایید که اوّل از خویشان نزدیک خود شروع نمایید.)
) حقیقتاً ‌‌صدقه، خشم خدا را فرو می‌نشاند و از مرگ بد،‌ جلوگیری می‌کند.
) صدقه دادن پنهانی، خشم خداوند را فرو می‌نشاند و همانا پیوند با خویشاوندان،‌ عمر را زیاد می‌کند و انجام کارهای خوب انسان را از حوادث بد،‌ محفوظ می‌دارد.
) (به فقرا) صدقه دهید زیرا صدقه،‌ شما را از آتش جهنّّم جدا می‌کند.
) (به فقراء) ‌صدقه بدهید اگرچه یک خرما باشد زیرا صدقه،‌ مانع از گرسنگی (در روز قیامت) می‌شود و (‌آتش) گناهان را خاموش می‌کند. همان‌طوری که آب،‌ آتش را خاموش می‌کند.
) بهترین صدقه‌ها آن است که بی‌نیازی را باقی بگذارد (یعنی این گونه نباشد که تمام ثروت خود را صدقه دهد و خودش فقیر شود) و دست بالاتر (که صدقه می‌دهد) بهتر از دست پایین‌تر (که صدقه می‌گیرد) می‌باشد و صدقه را از خانواده‌ی خود (همسر و فرزندانت) شروع کن.
) بهترین صدقه‌‌ آن است که از روی بی‌نیازی باشد.
) بهترین دروازه‌ی نیکی،‌ صدقه دادن است.
) بهترین چیزی که انسان بعد از مرگش به جای می‌گذارد، سه چیز است: فرزند خوبی که (در دنیا) برای او دعا کند و صدقه‌ی جاریه‌ای که پاداش آن به او برسد و دانشی که (دیگران) بعد از او از آن سود ببرند.
) پیوند با خویشاوندان عمر را زیاد می‌کند و صدقه‌ی‌ پنهانی،‌ خشم خداوند را فرو می‌نشاند.
صدقه دادن گناهان را فرو می‌نشاند،‌ همان‌‌طوری که آب، آتش را خاموش می‌کند.
صدقه دادن، از مرگ بد، جلوگیری می‌کند.
) صدقه دادن،‌ هفتاد در از مرگ بد را می‌بندد. (و نمی‌گذارد به انسان برسد.)
) ‌هر صبح صدقه دادن، بیماری‌ها را از بین می‌برد.
) مؤمن در روز قیامت، زیر سایه‌ی صدقه‌ی خود است. (‌و مانع از رسیدن آتش به او است.)
) هر کار خوبی، صدقه است.
) انجام کار خوب بر شما لازم است زیرا از حوادث بد جلوگیری می‌کند و صدقه دادن پنهانی بر شما لازم می‌باشد، زیرا خشم خدای عزیز و بزرگ را فرو می‌نشاند.
) هر کار خیری که نسبت به انسان پولدار یا فقیر انجام دهی، صدقه است.
) این که شخصی در زمان حیات خود یک درهم صدقه بدهد،‌ برای او بهتر است از این که موقع مرگش،‌ صد درهم صدقه دهد.
) صدقه گرفتن بر انسان بی‌نیاز و کسی که صاحب طبیعت نیرومند می‌باشد، (‌که قادر است کار کرده و پول به دست آورد)‌ جایز نیست.
) ‌صدقه دادن (به کسی) جایز نیست در حالی که خویشاوندان (‌تو) نیازمند باشند.
) ‌صدقه با مالی مخلوط نمی‌شود مگر این که آن را نابود می‌کند. (یعنی کسی که بی‌نیاز باشد و در این حال پول صدقه هم بگیرد، باعث نابودی پول‌هایش خواهد شد.)
) هیچ مالی با صدقه دادن کم نمی‌شود و هیچ کس از ظلمی که به او شده است، گذشت نمی‌کند مگر این که خداوند عزّت او را زیاد می‌کند.
) ‌هیچ بنده‌ای صدقه را نیکو نمی‌دهد مگر این که خداوند، ارث او را نیکو قرار می‌دهد.
) ‌هیچ صدقه‌ای بالاتر از دانشی که میان مردم منتشر شود، نیست.
) هیچ صدقه‌ای نزد خداوند از سخن حق‌ّ‌‌،‌ محبوب‌تر نیست.
) پیوند با خویشاوندان و خوش اخلاقی و خوب همسایگی کردن،‌ شهرها را آباد و عمرها را زیاد می‌کند.
) با کسی که (رابطه‌ی‌ خود را) با تو قطع کرده است، پیوند برقرار کن و به کسی که تو را (‌از چیزی) محروم کرده است، عطا کن و کسی را که به تو ظلم کرده است، ببخش.
) ‌حقیقتاً کار خوب و پیوند با خویشاوندان،‌ عمر انسان را زیاد و شهرها را آباد و ثروت‌ها را زیاد می‌کند اگرچه انجام دهندگان آنها، انسان بدی باشند.
) پیوند با خویشاوندان عمر را زیاد کرده و از مرگ بد، جلوگیری می‌کند.
) ‌پیوند با خویشاوندان (‌باعث می‌شود)‌ ثروت زیاد شده و در میان خانواده، محبت برقرار شده و أجل (‌زمان مرگ)‌ به تأخیر بیفتد.
) (از خطای دیگران)‌ بگذر و اگر می‌خواهی (‌کسی را به خاطر گناهش)‌ مجازات کنی به اندازه‌ی‌ گناهش مجازات کن و از (مجازات کردن و زدن) به صورت او دوری کن.
) همانا خداوند بزرگ (برای ثواب دادن) به صورت و ثروت شما نگاه نمی‌کند بلکه به قلوب (نیّات) و اعمال شما، نگاه می‌کند.
) خداوند کسی را که در صورت خود نشانه بگذارد را لعنت کند. (یعنی صورت خود را با آزار و اذیّت خالکوبی نماید.)
) همانا خداوند بزرگ ملّتی را که حقّ‌ افراد ضعیف را نمی‌دهند، مقدّس (و مبارک) قرار نمی‌دهد.
) خداوند چگونه ملّتی را که حقّ افراد ضعیف را از افراد قوی (و ظالم) نمی‌گیرند، مقدّس (و مبارک) قرار دهد؟
) آیا شما به جز دعا و راحتی افراد ضعیف یاری داده می‌شوید. (پس خداوند به خاطر کمک کردن به افراد ناتوان و دعای آنها، به شما یاری می‌رساند.)
) ‌سه کس (نباید) ‌از سه کس (‌دیگر) انتقام بگیرد:‌ شخص آزاد از بنده و شخص عالِم از نادان و شخص قوی از ضعیف.
) کسی که بدون شناخت گمشده‌ای به او پناه دهد،‌ گمراه است. (باید از هویّت افراد گمشده مطمئن بود وگرنه بدون شناخت آنها، باعث می‌شود مشکلاتی برای انسان به وجود آید.)
) ‌انسان گمراه را به جز انسان گمراه (‌دیگر) دوست ندارد. (‌هر طبقه‌ای را فقط افراد همان طبقه‌ دوست دارند.)
) بهترین شما کسی است که از طایفه (و قبیله‌ی)‌ خود تا زمانی که به گناه نینجامد، دفاع کند.
) منفورترین حلال نزد خداوند، طلاق است.
) ایمان (همان) شناخت با قلب و گفتن با زبان و عمل به وسیله‌ی اعضای بدن است. (یعنی اوّل باید معتقد بود، سپس به زبان جاری ساخت و در نهایت آنها را به عمل بیاورد و تنها اعتقاد و گفتن کافی نیست.)
) سه چیز از اخلاق ایمانی (سرچشمه گرفته) است: انفاق در حال تنگدستی و سلام کردن به عالم و رعایت عدالت در هر حال اگرچه به ضرر تو باشد.
) ‌حیاء و ایمان (‌همیشه) در کنار یکدیگرند و اگر یکی از آن دو (در وجود کسی) از بین رفت، دیگری هم از بین می‌رود.
) حیاء و ایمان در کنار یکدیگرند و از هم جدا نمی‌شوند، مگر این که با هم از بین بروند. (یکی از آن دو از دست رفته و به پیروی از آن دیگری نیز از دست می‌رود.)
) ایمان با آرزو کردن نیست (و به دست نمی‌آید) بلکه ایمان در قلب جای می‌گیرد و با عمل به حقیقت می‌رسد
) ‌کسی که بلا (امتحان الهی) را نعمت و آسایش و آرامش (‌در دنیا) را مصیبت و گرفتاری نداند، مؤمنی که ایمانش کامل است،‌ نیست.
کسی که چیزی بخورد و شخص نیز به او نگاه کند (از فقر و گرسنگی) ولی او به آن مرد، غذا ندهد، به بلائی دچار خواهد شد که هیچ درمانی ندارد.
) بیماران خود را با صدقه درمان کنید زیرا صدقه بیماری‌ها و (هر چیزی که به شما) عارض (شده است و از آن رنج می‌برید) را از شما دور می‌کند.
) ‌هیچ یک از شما حقیقت ایمان را (‌درون خود) کامل نمی‌کند مگر زمانی که از زبانش محافظت کند (زیرا نصف گناهان به وسیله‌ی زبان صورت می‌‌پذیرد.)
) ایمان، بدون عمل و عمل، بدون ایمان، مورد قبول (‌خداوند) قرار نمی‌گیرد.
) کسی که دوست دارد مزه‌ی ایمان را بچشد (به آن دست پیدا کند) باید هر فردی را به خاطر خداوند بزرگ، دوست داشته باشد. (زیرا دوستی‌هایی که رضایت خدا در آن راه نداشته باشد، هوس است.)
) کسی که به خاطر خدا کسی را دوست داشته باشد و از کسی تنفّر داشته باشد و به خاطر خدا بخشش کند و منع نماید (‌به هر کس که خدا راضی نیست،‌ کمک نکند) حقیقتاً ایمانش کامل است.
) اگر ایمان، در آسمان هم باشد، مردانی از فارس (ایران) به آن می‌رسند. (در روایت دیگر به جای ایمان، علم است، و منظور از ایمان نیز عقائد و فهم نکات دقیقی پیرامون مسئله‌ی خداشناسی است.)
) همانا زمانی که خداوند بر امّتی، خشم بگیرد، بر آنها عذاب رانش زمین و تبدیل شدن به حیوان را نازل نمی‌کند (بلکه) مواد غذایی را کم می‌کند تا قیمت‌های کالا،‌ گران شود و باران را از آنها قطع می‌کند و افراد بد را سرپرست آنها قرار می‌دهد.
) کسی که بار خودش را بر دوش مردم بیفکند ملعون است.
) ‌همانا خداوند بزرگ، آسانی را برای امّت اسلام پسندیده و سختی و فشار را برای آنها، نپسندیده است.
) ‌زیاد غمگین مباش (زیرا) آنچه مقدّر است می‌شود و آن چه روزی تو است، می‌رسد‌. (این همان اعتقاد به قضا و قدر الهی است.)
) کسی که به بدعت‌گذار (شخصی که در دین نوآوری می‌کند و به میل خود وارد دین می‌کند)‌ احترام می‌گذارد، حقیقتاً به نابودی اسلام کمک کرده است.
) کسی که کالای خود را بر دوش بکشد، قطعاً از غرور دور می‌شود (یکی از راه‌های از بین بردن غرور، این است که وسائل خودش را، به دوش گرفته و در مقابل چشمان مردم جا به جا کند.)
) همانا شیاطین با پرچم‌های خود به سوی بازار روانه می‌شوند و با اوّلین نفر که وارد بازار می‌شود، داخل شده و با آخرین نفر خارج می‌شوند.
) بدترین جای هر شهری، بازار آن جاست.
) بدترین جا برای نشستن، بازارها و در راه عبور و مرور مردم است. (زیرا راه را بر مردم بسته و رفت و آمد را برای زنان نامحرم سخت می‌کند.)
) ‌دوست داشتنی‌ترین بازی نزد خدا، اسب‌ سواری و تیراندازی‌است (‌چون قدرت جنگ را بالا می‌برد، البتّه الآن جنگ با اسب، از بین رفته است.)‌
) فرشتگان در بازی‌های شما حاضر نمی‌شوند مگر در اسب سواری و کشتی.
) بهترین بازی برای مؤمن، شنا کردن است و بهترین بازی برای زن، نخ ‌ریسی است (منظور خیّاطی کردن و لباس دوختن است.)
) ‌به فرزندان خود شنا و تیراندازی و به زنان، نخ ریسی ‌(خیّاطی) یاد بدهید.
) کسی که در مقابل حقّ خود را ذلیل کند به عزّت نزدیک‌تر است از کسی که با باطل، خود را عزیز می‌کند.
) ‌کسی که به ظالمی کمک کند تا به وسیله‌ی کار باطل خویش، حقّی را از بین ببرد، از حمایت خود و رسولش، دور می‌ماند.
) با صدقه، صبح خود را شروع کنید زیرا بلا از صدقه، عبور نمی‌کند (صدقه، بلاء را دفع می‌کند.)
) حقّ برادر بزرگ بر برادرهای کوچک مانند حق پدر بر فرزند است. (باید از آنها در نبود پدر مراقبت کند و به خواسته‌های آنها رسیدگی نماید.)
) کسی که با نرد، بازی کند مثل کسی است که دست خود را در گوشت و خون خوک فرو برده است، (نرد یا همان تخته نرد، نوعی بازی است که معمولاً‌ با آن قمار می‌کردند.)‌
) کسی که رابطه‌ی بین خود و خدایش را نیکو گرداند، خداوند نیز رابطه‌ی بین او و مردم را کفایت (‌و اصلاح) می‌کند؛‌ و کسی که باطن خود را اصلاح نماید، خداوند ظواهر او را اصلاح می‌کند.
) به دیگران بخشش نما و سخت مگیر (زیرا در غیر این صورت) بر تو سخت گرفته می‌شود.
) باید صورت خود را از آتش جهنّم، سالم نگه داری اگرچه با نصف خرما باشد. (از این روایت نتیجه می‌گیریم که بخشش کردن در راه رضای خدا، آتش جهنّم را بر انسان، حرام می‌کند.)
) همانا خداوند بزرگ دشمن کسی است که در زندگی خود، بخیل، (ولی) در موقع مرگ، سخاوتمند می‌شود.
) خداوند بخشنده است و بخشش را دوست دارد.
) ناتوان‌ترین مردم کسی است که در دنیا (برای رسیدن به کار و مال آن) ناتوان شود و بخیل‌ترین مردم کسی است که از سلام کردن هم بخل بورزد.
) دو خصلت وجود دارد که در مؤمن جمع نمی‌شود: بخل و بد اخلاقی (پس کسی که بخیل یا بد اخلاق است، مؤمن نیست.)
) دو خصلت وجود دارد که در مؤمن جمع نمی‌شود: بخل و دروغ.
) چیزی مثل بخل، (خسیسی) اسلام را نابود نمی‌کند. (چون وقتی مسلمان نمازگزاری دیده شود که بخیل است، قطعاً نسبت به دین بدبین می‌شود.)
) ‌خود را از آتش جهنّم برهانید اگر چه با بخشیدن نصف خرما باشد و اگر این مقدار را هم پیدا نکردید، حرف نیکی بزنید (تا بلکه همین حرف، شما را از آتش جهنّم نجات دهد.)
) از بخیل پرهیز کنید؛ زیرا اقوام قبل از شما را نابود کرد و آن‌ها را وادار کرد به این که خون یکدیگر را می‌ریختند و محارم خود را حلال می‌شمردند (و با آنها عمل زشت انجام می‌دادند و اینها همه به خاطر بخل بود.)
) هیچ دردی، بدتر (پر دردتر) از بخل نیست. (زیرا نه خودش استفاده می‌کند و نه به دیگران می‌دهد و در واقع هم خودش بیمار است و هم فقیران در بیماری نگه می‌دارد.)
) برای (اثبات) بخیل بودن هر شخصی، کافی است که بگوید: تمام حقّ خود را می‌گیرم و چیزی از آن را باقی نمی‌گذارم. (یا در دادن بخیل است و یا اینکه وقتی قرض داد، در فکر پس گرفتن است.)
) بدترین چیزی که در مرد وجود دارد، بخل زیاد (زیاده‌روی در بخل تا جایی که از فرزندان خود هم دریغ نماید) و ترس شدید (که در شب حتّی نمی‌تواند به حیاط خانه‌ی خود برود.)
) آرامش بخیل از تمام مردم کمتر است. (زیرا همیشه در فکر جمع‌آوری مال است و ترس از کم شدن آن را دارد.)
) حقیقتاً هر انسان سروری (شرافتمندانه و با وجدان) ‌بخیل نمی‌باشد. (‌زیرا گرفتاری دیگران را گرفتاری خودش می‌داند.)
) کسی که زکات مال خود را بدهد و مهمان را محترم بشمارد و در هنگام سختی (‌هم)‌ بخشش نماید، از بخل ‌ (و خسیسی) به دور است.
) ‌بخیل کسی است که وقتی نام مرا (حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله) نزد او ببرند، بر من درود نفرستد.
) سَرور هر قومی خدمت‌گذار آن قوم است و (ساقی کسی که آب تقسیم می‌کند) ‌آخر از همه می‌نوشد.
) مؤمن، (‌با دیگران)‌ مأنوس می‌شود و در کسی که با دیگران مأنوس نمی‌شود و انس دیگران را نیز قبول نمی‌کند، خیری نیست.
) انسان بخیل وارد بهشت نمی‌شود (زیرا مشکلات بسیاری از مردم را می‌توانست برطرف کند ولی این کار را نکرد و چه بسا افرادی به خاطر خسیسی یک شخص،‌ جان خود را از دست داده‌‌اند و یا در فشار شدید قرار گرفته‌اند.)
) غذای سخاوتمند و بخشنده دارو و غذای بخیل، درد است. ‌(‌زیرا بخشنده با گشاده‌رویی پذیرایی می‌کند و غذا برای انسان دلچسب می‌شود ولی بخیل، غذا را با منّت و نارضایتی به انسان می‌دهد و از این طریق، غذا برای انسان دردآور می‌شود.)
) این قسم از طرف خداوند بزرگ است که بخیل وارد بهشت نمی‌شود.
) سه چیز است که در هر کسی باشد، از بخل دور می‌شود: کسی که زکات خود را می‌پردازد و به مهمان احترام می‌کند و در سختی بخشش می‌نماید.
) از سختی بلا و گرفتاری و از نابودی بدبختی و از پیش آمد بد و از سرزنش دشمنان، به خدا پناه ببرید.
کسی که چیزی در امر ما (قرآن و سنّت از خودش) ایجاد کند در صورتی که در دین نباشد مردود است. (یعنی آن چیز از قرآن و سنّت نیست.)
) همانا خداوند، توبه را بر هر کسی که بدعت‌گذار باشد منع ساخته است. (توبه‌ی‌ او قبول نمی‌شود مگر این که تمام افرادی که به بدعت او عمل کرده‌اند را از بی‌اساس بودن گفته‌های خود، مطلّع سازد.)‌
) زمانی که کار بدی انجام دادی، (‌بلافاصله بعد از آن) ‌کار نیک انجام بده (تا از بین ببرد)
) زمانی که کار بدی انجام دادی، (بعد از آن) کار نیک انجام بده زیرا کارهای خوب، بدی‌‌ها را از بین می‌برد.
) خداوند هرگز کسی را به وسیله‌ی نادانی، عزیز نمی‌کند و هرگز کسی را به وسیله‌ی بردباری خوار نمی‌سازد.
) بردبار (هم)‌ در دنیا و (هم) در آخرت سرور (دیگران) است.
) نیکی، آن است که قلب انسان با انجام دادن آن، آرام بگیرد و روح با آن اطمینان پیدا کند و (ولی) بدی آن است که در روح اثر می‌گذارد و در سینه دگرگونی ایجاد می‌کند اگرچه مردم، خبردار شوند.
) ‌حضرت داوود علیه‌ السلام فرمود: ای کسی که بدی می‌کاری، (بدان)‌ که خار بدی را درو می‌کنی.
) هر شخصی از دست خودش بدی می‌بیند. (هیچ‌کس نمی‌تواند انجام گناه خود را به گردن دیگری بیندازد.)
) کسی که کار بدی انجام دهد، سزای آن را در همین دنیا می‌بیند.
) مرد خوب با خبر خوب و مرد بد با خبر بد می‌آید (افراد خوب، کلام‌شان نیز خوب است برخلاف افراد بد که از دهان‌شان توهین و غیبت و تهمت خارج می‌شود.)‌
) با یکدیگر برابری کنید تا دلهایتان (نیز) با یکدیگر برابر شود و با هم در ارتباط باشید (تا با دیدن مشکلات) به داد هم برسید.
) بهترین کارها این است که برادر مومن خود را خوشحال سازی یا قرض او را بپردازی.
) خداوند تا زمانی که بنده‌ای، به یاری برادر ایمانی خود بشتابد، به یاری او می‌آید.
) به برادر (ایمانی) خود یاری برسان چه ظالم باشد و چه مظلوم (زیرا) اگر ظالم باشد، او را از ظلم‌اش ممانعت کن و اگر مظلوم باشد به یاری او بشتاب.
) برادر بزرگ مانند پدر است (در راهنمایی‌ها و تجربه‌هایی که دارد باید استفاده شود.)
) ‌یاری رساندن بنده به برادر (ایمانی) خود در یک روز از اعتکاف او در یک ماه، بهتر است.
) بهترین برادران (ایمانی) شما کسانی هستند که عیوب‌تان را به صورت هدیه به شما بدهد. (همان‌طور که هدیه از روی شوق و محبّت است و طرف مقابل نیز آن را می‌پذیرد و تشکّر هم می‌کند، گفتن عیوب نیز باید چنین باشند.)
) چرا شما برادر خود را می‌کشید؟ (و زمانی برادر ایمانی خود را می‌کشید که)‌ یکی از شما از برادر خود، چیز خوبی ببیند که مایه‌ی تعجّب اوست (و به حال او غبطه می‌خورد) پس (در این صورت) باید برای او از خدا برکت بخواهد (نه این که حسادت بورزد و در پس ضربه زدن به او باشد.)
) جنگیدن با مسلمان کفر و دشنام دادن به او فسق و گناه است و برای هیچ مسلمانی دور ماندن و قهر از برادر خود بیشتر از سه روز جایز نیست.
) ‌از جوانمردی به دور است که کسی از برادران ایمانی خود سود ببرد. (یعنی آنها را برای رسیدن به منافع خود بخواهد.)
) مرد باید به برادر خود یاری برساند چه برادرش ظالم باشد و چه ستمگر (زیرا) اگر ظالم باشد، او را ظلم باز می‌دارد؛‌ پس (در واقع)‌ به او یاری رسانده است و اگر مظلوم باشد به یاریش بشتابد.
) با برادر خود مجادله و دشمنی و حیله‌گری مکن (چون در واقع به خود ضرر می‌زنی و اعتبار خود را از دست می‌دهی.)
) ‌با برادر خود، حیله و مکر مکن و شوخی‌های بی‌جا (‌با او) انجام نده و اگر به او وعده ‌دادی، خلف وعده مکن.
) ‌چیزی که برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران نیز مپسند و چیزی که برای خود می‌پسندی برای دیگران نیز بپسند.
) ‌کسی که بیشتر از سه روز با برادر ایمانی خود قهر کند و (با این حال) بمیرد، وارد جهنّم می‌شود (یعنی عذاب می‌بیند.)
) کسی که از شما (مسلمانان) ‌قدرت این را دارد که به برادر مسلمان خود منفعت (مالی و غیره) برساند باید به او نفع بدهد.
) ‌هر شخصی با برادر ایمانی خود، زیاد می‌شود. (یعنی در مواقع سختی خود را تنها نمی‌بیند.)
) کسی که در غیاب برادر (ایمانی)‌ خود، او را یاری دهد (اگر به ضرر او حرفی زده شد، از او طرفداری کند) خداوند در دنیا و آخرت او را یاری می‌کند.
) قدرتمندترین شما کسی که موقع خشم، بر نفس خود مسلّط شود و بردبارترین و صبورترین شما کسی که با داشتن قدرت، (از خطای دیگران) ‌گذشت نماید.
) چیزی با چیزی در کنار هم جمع نشده است که بالاتر از علم با بردباری باشد (زیرا علم با بردباری به دست می‌آید یعنی باید سال‌های سال تلاش کرد و جدّیت به خرج داد تا تبدیل به یک عالم موفّق شد.)
) نزدیک است که شخص بردبار، پیامبر شود. (‌زیرا یکی از برجسته‌‌ترین صفات پیامبران، بردباری بود.)
) ‌جز با سختی و فشار، بردباری به دست نمی‌آید و با تجربه، حکمت و دانش حاصل نمی‌شود.
) ‌خانه‌ای که در آن فرزند نباشد، هیچ برکتی نیست (زیرا فرزند، پدر و مادر را به جنب و جوش و تلاش وادار می‌کند.)
) برکت همراه با بزرگان شما است. (بزرگان دینی و بزرگانی که سنّ زیای از آنها گذشته است.)
) ‌گوسفند (حیوانی است که) مایه‌ی برکت است. (زیرا از همه چیز آن استفاده می‌شود.)
) ‌گروهی که در یک مجلس با هم بنشینند و به سخنان یکدیگر گوش ندهند، برکت، از آن مجلس گرفته می‌شود.
) ‌مجازات کردن را در صورت بروز شبهات دفع کنید و از لغزش‌‌های بزرگان خود، بگذرید مگر آن لغزش‌هایی که مستوجب حد (الهی) است.
) بزرگواری را نزد مهربانان امّت من جستجو کنید و در پناه آنها زندگی کنید (چون با تجربه‌ی خود راه و رسم زندگی را به شما می‌آموزند) و بزرگواری را از سنگدلان نخواهید.
) ‌همانا خداوند بزرگ بخشنده و بزرگوار است و بخشندگی و بزرگواری را دوست دارد.
) گرامی‌ترین مردم (نزد خدا) با تقواترین‌شان هستند.
) ‌گشاده‌رویی (برخورد با دیگران با صورت باز) کینه‌ها را (از دل) می‌برد.
) ‌مو‌ی زیبا و صورت زیبا و زبان زیبا (خوب حرف زدن، همگی) مال هستند و ثروت، ثروت است از (هر راه حلالی که به دست بیاید زیرا مو، صورت و زبان زیبا در جاهایی به درد انسان می‌خورد.)
) یکی از انواع صدقات این است که با صورت گشاده و خندان با مردم سلام کنی.
) همانا خداوند بزرگ با کسی که در مقابل برادرش،‌ ترشرویی کند دشمن می‌باشد.
) ‌اوج و نهایت بلا،‌ کم صبری را به همراه دارد. (‌اگر بلا و گرفتاری و مصیبت پشت سر هم برای انسان حاصل شود، او را کم صبر و طاقت می‌کند.)
) اوج و نهایت بلا و مصیبت، زیادی زن و فرزند در صورت تنگ دست بودن است (که سختی‌های روحی و جسمی فراوانی را بر انسان وارد می‌سازد.)
) اگر خودپسندی، (شبیه)‌ مردی در می‌آمد، مرد (بسیار)‌ بدی بود.
) ‌چقدر برای مؤمن عجیب است که به خدا قسم، خداوند برای مؤمن، پیشامدی نمی‌آورد مگر این که باعث خیر او ‌می‌باشد.
) ‌با برادر (ایمانی) ‌خود، حیله‌گری مکن و او را مورد مسخره قرار نده و (اگر) ‌به او وعده‌ای دادی، تخلّف مکن.
اموال و دارایی‌های خود را به وسیله‌ی زکات حفظ کنید (چون خداوند به آنها برکت می‌دهد) و بیماران خود را با صدقه درمان کنید و بلا را با دعا رفع کنید.
) همانا خداوند بزرگ به خاطر یک مسلمان نیکوکار و شایسته در یک محلّه بلا را از صد خانواده‌ی همسایه‌ی او دفع می‌کند.
) از دنیا، فقط بلاء و فتنه باقی مانده است. (سراسر دنیا بلا و فتنه است که گریبانگیر انسان می‌شود، پس باید نیکوکار بود و از این بلاها و فتنه‌ها گذر کرد.)
) دعا، بلا را (هم) دفع می‌کند. (زیرا دعا از خدا خواستن است و او نیز قادر به انجام هر کاری است.)
) کسی که دوستی خدا را بر دوستی مردم ترجیح دهد خداوند نیز گرفتاری‌های از طرف مردم (به او) را کفایت می‌کند (دفع می‌نماید.)
) محبوب‌ترین بندگان خدا، نزد او خوش خلق ترین‌شان هستند.
) زمانی که دوست دارید جایگاه بنده‌ای را نزد خداوند بدانید (که چه اندازه است) نگاه کنید که تا چه اندازه حرف‌های خوب پشت سر او می‌زنند.
) همانا خداوند بندگانی را آفریده است که مشکلات مردم را برطرف سازند.
) حقیقتاً بعضی از بندگان خدا چنین هستند که اگر (برای انجام کاری) به خدا قسم بخورند آن کار نیک را انجام خواهند داد.
) همانا محبوب‌ترین بندگان خدا نزد او کسانی هستند که نسبت به بندگانش دلسوزتر باشد.
) همانا بهترین بندگان خدا کسانی هستند که به وعده‌ی خود وفا کرده و خود را خوش بو و پاک می‌کنند.
) ‌همانا محبوب‌ترین بندگان نزد خدا کسانی هستند که خداوند، آنها را دوستدار کار نیک و انجام دادن آن قرار داده است (بندگانی هستند که شوق عجیبی به کار نیک و انجام دادن آن دارند.)
) با یکدیگر دشمنی نکنید و پشت (هم) به یکدیگر نکنید و چشم و هم‌چشمی ننمایید و ای بندگان خدا با هم برادر باشید.
) هیچ بنده‌ای پرهیزگار نمی‌شود مگر این که آن چه مباح است از ترس اینکه مبادا مباح نباشد رها کند (یعنی در شبهات توقّف نماید و چیزی از آن را استعمال نکند.)
) ‌سه چیز است که در هر کسی باشد، خداوند بزرگ او را در پناه خودش جای می‌دهد و به بهشت‌اش داخل می‌کند: مدارا کردن با افراد ضعیف و مهربانی کردن با پدر و مادر و نیکی با افراد زیر دست.
) زیردستان خود را به اندازه‌ی عقل‌شان مجازات کنید (زیرا کارهایی که توسّط آنها انجام می‌شود با توجه به اندازه‌ی درک و شعورشان است.)
) ‌خوش‌بو‌ترین بوها بوی مشک است.
) سه چیز است که بر هر مسلمانی لازم است (مستحبّ مؤکّد می‌باشد:) غسل جمعه و مسواک و بوی خوش.
) بهترین عطر، برای مردان آن است که بویش، ظاهر و رنگش مخفی باشد (ولی) بهترین عطر برای زنان آن است که رنگش، ظاهر ولی بوی آن مخفی باشد.
) از بول دوری کنید زیرا عذاب قبر بیشتر از اجتناب کردن از بول است.
) بهشت، صد جایگاه و مرتبه دارد که فاصله‌ی دو درجه‌ی آن مانند فاصله‌‌ی زمین تا آسمان است.
) بهشت، صد مرتبه دارد که فاصله‌ی دو درجه‌ی آن به اندازه‌ی پانصد سال راه است.
) جهنّم در شهوات (‌خواهش‌های نفسانی و در نهایت آرامش و لذّت حرام دنیایی) و بهشت در سختی‌ها، پنهان شده است.
) همانا بیشتر اهل بهشت ابلهان هستند (یعنی کسانی که نسبت به گناه ابله و نادان هستند مثل پیرمردان و پیر‌زنان روستایی که اسم بعضی از گناهان نیز هنوز به گوش‌شان نرسیده است.)
) همانا در بهشت صد جایگاه وجود دارد که اگر تمام عالمیان (انسان و جنّّ) در یکی از آنها جمع شوند جای می‌گیرند. (و هنوز هم جای خالی بسیار دیده می‌شود.)
) بهشت با سختی‌ها و جهنّم با خواهش‌های نفسانی، همراه است.
) در (شب معراج) داخل بهشت شدم و ناگهان دیدم بیشتر بهشت‌یان ابلهان هستند (قبلاً‌ گفتیم که منظور از ابله، ‌نادان نسبت به گناه است.)
) در بهشت چیزهایی هست که هیچ چشمی (آن را) ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ بشری نگذشته است.
) برای هر مشکلی،‌ کلیدی (جهت رفع آن) وجود دارد و کلید بهشت، دوستی با بیچارگان و فقرا است.
) اگر زنی از زنان بهشت به روی زمین خود را نشان دهد زمین پر از بوی مشک می‌شود و نور خورشید و ماه را از بین می‌برد.
) در بهشت به جز نام‌ها چیزی نیست که در دنیا باشد. (یعنی نعمت‌های بهشتی در دنیا وجود ندارد و فقط اسمش هست مثلاً ‌می‌گویند: سیب بهشتی یا انار بهشتی.)
) بی‌نیاز‌ترین مردم کسی است که اسیر حرص نباشد.
) شرافت مؤمن، شبانه به پا خاستن او (برای عبادت) و عزّت او در بی‌نیازیش از مردم است.
) ‌هر اندازه از کارهای خادم خود (که برای تو کار می‌کند) سبک نمایی، ‌همین سبک کردن،‌ پاداشی روز قیامت در میزان عمل تو خواهد بود.
) ‌اوّلین کسانی که به سوی بهشت خوانده می‌شوند، حمّادون هستند همان کسانی که بسیار خداوند را (با زبان و عمل) شکر و سپاس می‌گویند.
) خداوند آتش را بر چشمی که از ترس خدا، گریه کرده و بر چشمی که در راه خدا بیدار بوده و بر چشمی که از محرّمات الهی پوشیده یا بر چشمی که در راه خدا باز شده است (برای دیدن نشانه‌های خدا، برای عبرت‌آموزی) حرام کرده است.
) ‌خداوند، رحمت کند چشمی را که از ترس خدا گریه کرده است و رحمت کند چشمی را که در راه خدا، بیداری کشیده است.
) خوردن در صورت گرسنه نبودن و خواب، بدون خستگی و خنده بدون تعجّب، نزد خداوند به شدّت منفور است.
) پروردگارا! برای امّت من، سحرخیزی را مبارک ساز. (هر مسلمانی که سحرخیز باشد، هم برکت عبادت و هم برکت روزی حلال، شامل حال او می‌شود.)
) بدانید که هیچ مردی نباشد به خاطر ترس از مردم،‌ حرفی را که می‌داند، حقّ است، (از گفتن) منع کند.
) ‌هر امری (کاری را) با تدبیر بگیر (یعنی قبل از انجام هر کاری خوب فکر کن) که اگر دیدی عاقبت این کار خوب است انجام بده ولی اگر ترسیدی که بد باشد، دست نگه‌دار (آن را انجام نده.)
) زمانی که دیدید، خداوند، فقر و بیماری را بر بنده‌ای فرو آورد، (بدانید که) می‌خواهد او را از گناه پاک نماید.
) ‌بیماری مؤمن، کفّاره‌ی گناهان (او) است.
) اوقات بیماری (که شخص بیمار آن را تحمّل می‌کند) اوقاتی است که گناهان را از بین می‌برد.
) تب،‌ گناهان را می‌ریزد همان‌طوری که درخت، برگ‌ها را (روی زمین) می‌ریزد.
) حقّ خداوند بر هر مسلمانی این است که هر هفت روز، یک بار، سر و بدن خود را بشوید.
) اسلام، پاکیزه است پس (شما نیز) ‌پاکیزه، باشید زیرا کسی به جز پاکیزه داخل بهشت نمی‌شود.
) پاکیزگی از ایمان است. (ایمان هر شخصی را نشان می‌دهد.)
) همانا خداوند بزرگ دشمن کثیفی و ژولیدگی است.
) کسی که رستگاری روزی او شده است، رستگار است.
برای هر دردی، دارویی هست، پس زمانی که داروها به درد برسند (به هر دردی همان داروی خودش پیدا شود و استفاده گردد) با اجازه و خواست خداوند بزرگ (آن بیماری) از بین می‌رود.
) از بیماران خود، عیادت کنید و به آنها امر کنید (یعنی با اصرار بخواهید) که برای شما دعا کنند زیرا دعای شخص بیمار مستجاب و گناهش بخشیده شده است.
) از بیمار خود، عیادت کنید و جنازه‌های (برادران ایمانی) را مشایعت نمایید تا آخرت را به یاد شما بیندازد.
) ای بندگان خدا! بیماری‌های خود را درمان کنید زیرا خداوند بزرگ هیچ دردی را قرار نداده است مگر اینکه برای آن دارویی گذاشته است به جز یک درد (که دارویی ندارد و آن،) پیری است.
) کسی که چشمش کور است، نابینا (حقیقی) ‌نیست بلکه نابینا (حقیقی) کسی است که بینش (درون او) کور باشد.
) کرامت و بزرگی به تقوی و شرف به فروتنی و بی‌نیازی به یقین است.
) از مردم بی‌نیاز شوید،‌ اگر چه به اندازه‌ی ‌چوب مسواک باشد. (یعنی همین مقدار هم از دیگران نخواهید.)
) کسی که نسبت به دنیا بی‌اعتنا باشد، (زرق و برق دنیا او را به طرف انحراف نکشاند) خداوند بدون شاگردی به او علم می‌آموزد (سختی‌های مسائل علمی را برای او روشن می‌کند) و او را (نسبت به موضوعات مختلف) آگاهی می‌دهد.
) هیچ پاداشی (به بنده) نمی‌رسد مگر اینکه عمل او از روی اخلاص باشد و هیچ عملی (نزد خداوند پذیرفته نمی‌شود) مگر این که همراه با نیّت (قصد قربت به سوی خدا) باشد.
) ‌کسی که بر کار خیری (نسبت به شخص دیگر) راهنمایی کند، مثل پاداش (همان کسی را دارد) که آن فعل را انجام داده است.
) خشم خداوند بر کسی که گمان می‌کند، پادشاه تمام سرزمین‌هاست، (بسیار) سخت است (زیرا)‌ هیچ پادشاهی به جز خدا نیست.
) از گناه بخشنده و لغزش علم و سخت‌گیری پادشاه عادل، بگذرید (و گذشت نمایید) زیرا خداوند بزرگ دست‌های این سه گروه‌ را به هنگام لغزیدن پایشان می‌گیرد.
) پادشاه عادل سایه‌ی خدا در زمین است پس اگر یکی از شما به شهری داخل شد که سلطان عادل ندارد اصلاً آنجا اقامت نکند. (چون امنیت جانی و مالی و اعتقادی نخواهد داشت.)
) با پدران‌تان نیکی کنید تا فرزندان‌تان نیز به شما نیکی کنند و پاکدامن باشید تا زنان شما نیز پاکدامن باشند.
) همانا خداوند بزرگ بنده‌ی مؤمن فقیری که عفیف و عیال‌مند است را دوست دارد.
) عفت زینت زنان است.
) همانا اسلام، پاکیزه است پس (شما نیز) پاکیزه باشید زیرا فقط افراد پاکیزه (از گناه) وارد بهشت می‌شوند.
) دندان‌های خود را خلال کنید زیرا این کار باعث تمیزی دندان می‌شود و پاکیزگی انسان را به ایمان دعوت می‌کند و ایمان همراه با صاحب خود، در بهشت است.
) پادشاه عادلی که متواضع است، سایه‌ی خدا و نیزه‌ی او در زمین است و برای او (‌به اندازه‌ی‌) عمل هفتاد راستگو (درستکار) بالا برده می‌شود. (هر عملی که انجام می‌دهد، هفتاد برابر می‌شود.)
) پادشاه عادلی که فروتن است سایه‌ی‌ خدا در زمین است (زیرا)‌ فرد ضعیف به او پناهنده می‌شود و مظلوم (هم) به وسیله‌ی او یاری می‌شود.
) هیچ بنده‌ای نیست که خداوند، رعیتی (خدمتکاری) را زیر دست او قرار دهد و سپس بمیرد در حالی که خدمتکار خود را فریب داده است، خداوند بهشت را برای او حرام می‌کند.
) ‌کسی که طلب عفّت کند (‌به دنبال پاکدامنی باشد) خداوند او را عفیف قرار می‌‌دهد و کسی که به دنبال بی‌نیازی از راه حلال باشد خداوند او را بی‌نیاز می‌کند.
) همانا خداوند بزرگ زیباست و زیبایی را دوست دارد و نیز او سخاوت‌مند است و بخشش و سخاوت‌مندی را دوست دارد و پاکیزه است و پاکیزگی را (نیز) ‌دوست دارد.
) شخصی که (در امور معیشت خود)‌ میانه روی کند، ‌فقیر نمی‌شود.
) ‌هیچ قومی جز‌، با امانت (با قوم دیگر) همنشینی نمی‌کند. (یعنی تا اعتماد متقابلانه نباشد، ارتباطی هم نیست.)
) ‌هر عملی بین دو چیز است (افراط و تفریط) و بهترین کارها آن است که در وسط باشد.
) از افراط در دین بپرهیزید، زیرا کسانی که قبل از شما بودند به خاطر افراط در دین نابود شدند.
) به هر چه (به هر اندازه) که قدرت دارید، پاکیزه باشید زیرا خداوند اسلام را بر پاکیزگی بنا نهاده ‌است و هرگز کسی وارد بهشت نمی‌شود مگر این که پاکیزه (از گناه) ‌باشد.
) ‌ریش‌های خود را شانه کنید و ناخن‌های خود را کوتاه کنید زیرا شیطان بین ریش و ناخن شما می‌آید. (منظور از شیطان در این جا،‌ میکروب است زیرا مثل شیطان ضرر می‌زند و بیمار می‌کند.)
) شستن ظرف‌ها و پاکیزگی حیاط (منزل – محوطه‌ی‌ آن) بی‌نیازی را از خود به جای می‌گذارد. (چون با رعایت این نکات ظرفی شکسته نمی‌شود تا مجبور شود، بخرد یا خانه، احتیاج به تعمیر پیدا نمی‌کند.)
) زمانی که خداوند می‌خواهد، بنده‌ای را باز دارد، ‌‌(‌و از انجام هر کاری منع نماید) ‌راه‌های (چاره) ‌را بر او می‌بندد (‌تا نسبت به آن راه‌ها نابینا شود.)
) ‌همانا برای (انسان)‌ خیانت‌کار روز قیامت پرچمی نصب می‌گردد و گفته می‌شود: (ای مردم!) آگاه باشید که این (شخص) خیانت‌کار، فلانی پسر فلانی است.
) ‌کسی که با ما، بدرفتاری کند (در حقّ ما عمل ناشایست انجام داده و رعایت حقوق ما نکند) از ما (مسلمانان) نیست، (و کسی که اهل) نیرنگ و فریب است،‌ در آتش (‌جهنّم) قرار می‌گیرد.
) ‌کسی که با خدا مبارزه کند (‌با انجام ندادن دستور الهی به جنگ خداوند برود) ‌خداوند (نیز)‌ به جنگ او خواهد آمد و کسی که با خداوند (از در) ‌فریب (‌داخل شود)‌ خداوند (نیز) به جنگ او می‌آید.
) (انسانی که اهل) نیرنگ و فریب و خیانت است، در آتش (جهنّم) قرار می‌گیرد.
) کسی که گنجشکی را بدون حقّ‌ (و فقط برای تفریح و سرگرمی) بکشد، روز قیامت از او (‌در این مورد) ‌سؤال خواهد شد.
) ‌کسی که رحم کند اگرچه نسبت به سر بریدن گنجشکی باشد (‌و از روی ترحّم او را رها کند)‌ خداوند (نیز) در روز قیامت او را مورد رحمت خود قرار می‌دهد.
) ‌کسی که از خداوند به خاطر روزی کم راضی باشد، خداوند (نیز)‌ از او به عمل کم، راضی می‌شود.
) ‌خواب مؤمن، یک جزء از چهل و شش جزء پیامبر است. (‌پیامبران اولوالعزم چهل و شش خصوصیّت دارند که یکی از آنها این که خواب‌شان همیشه راست می‌باشد.)‌
خواب مؤمن،‌ سخنی است که خداوند با بنده‌اش در خواب می‌گوید.
) ‌از پیامبری چیزی به جز، بشارت دهنده‌ها باقی نمانده است‌ (‌که آن)‌ خواب نیک می‌باشد (که ‌مؤمن می‌بیند.)‌
) سه چیز است که جدّی گرفتن یا شوخی گرفتن آن، جدّی به شمار می‌رود: ازدواج و طلاق و رجوع به زن (منظور از رجوع به زن، طلاق رجعی است که تا مدّت مشخّصی مرد می‌تواند به زن خود بدون اجرای صیغه‌ی عقد رجوع کند.)
) یکی از زیبایی‌های اسلام شخص، (مسلمان) این است که چیزی که به او مربوط نیست، رها کند، (مثل تجسّس در کار مردم،‌ ورود به حریم خصوصی دیگران و سر در آوردن از حرفهای دیگران.)
) ‌بهترین نوع صدقه، آشتی‌ دادن میان دو نفر است.
) از خدا بترسید و در میان خودتان آشتی و صلح برقرار کنید.
) ۲- زمانی که میان مردم می‌خواهید آشتی دهید.)
) ‌کسی که میان دو نفر، سخن‌چینی کند تا میان‌شان آشتی شود، (آن سخن) دروغ نیست.
) آیا به شما به عملی بالاتر از ثواب روزه و نماز و صدقه خبر ندهم؟ ‌و آن عمل، اصلاح میان (دیگران) است،‌ زیرا فساد در میان افراد جامعه باعث نابودی است.
) کسی که قصد اصلاح میان دو نفر را داشته باشد و به دروغ، یا با سخن‌چینی، کلام خیری بگوید، دروغگو نیست.
) هیچ عملی را فرزند آدم (انسان)‌ انجام نداده است که بهتر از نماز و آشتی دادن میان افراد و خوش خلقی باشد.
مانا خداوند از امّت من، اشتباه و فراموشی و کاری که به آن مجبور شده است را گذشت کرده است. (اگر مسلمانی به اشتباه یا از روی فراموشی یا به اجبار، گناهی مرتکب شد،‌ برای او گناه نوشته نمی‌شود.)
) همانا خداوند از امّت من، اشتباه و فراموشی و کاری که به آن مجبور شده‌اند را برداشته است.
) ‌از امّت من، اشتباه و فراموشی و کاری که به آن مجبور شده‌اند، برداشته شده است.
) برای کسی، در معصیت و گناه، اطاعت نیست (کسی نمی‌تواند با گناه کردن بگوید طاعت خدا می‌کنم) و اطاعت فقط در انجام دادن کار نیک است.
) ‌برای مخلوق (انسان و جنّ) در نافرمانی خالق (خداوند) هیچ اطاعتی نیست.(با گناه، فرمانبرداری حاصل نمی‌شود.)
) مجاهد کسی است که با نفس خود در راه اطاعت از خدا، مبارزه می‌کند.
) بهترین اعمال نزد خدا آن است که کسی گرسنه‌ای را سیر کند یا از طرف شخصی قرضش را پرداخت کند و یا از‌ آن، غمی را برطرف سازد.
) غذای خود را به پرهیزکاران، بخورانید و اعمال نیک خود را در حقّ مؤمنان انجام دهید.
) ‌بهترین اعمال این است که شکم گرسنه‌ای را سیر کنی.
) بر تو (ای مرد و زن مسلمان) لازم است که خوب سخن گفته و غذا بخشش کنی.
) هیچ عملی بالاتر از سیر کردن شکم گرسنه‌ نیست.
) کسی که به مسلمان گرسنه‌ای غذا دهد، خداوند به او از میوه‌های بهشتی می‌خوراند.
) هیچ عقلی مثل تدبیر و هیچ تقوایی مثل نگهداری نفس و هیچ شرافتی مثل خوش خلقی نیست.
) ‌خوش خلقی، یکی از خوشبختی‌های شخص (مسلمان) است.
) ‌بزرگ‌ترین افراد امّت من کسانی هستند که ثروتمند نیستند تا بتوانند به دیگران انفاق کنند و فقیر هم نیستند تا دست نیاز به طرف دیگران دراز کنند. (با میانه روی، روزگار خود را سپری می‌کنند.)
) ‌مهربانان امّت من (کسانی هستند) ‌که در کارها وسط را می‌گیرند. (میانه‌رو هستند و اهل افراط و تفریط نمی‌باشند.)
) ‌میانه‌روی در مخارج زندگی، نیمی از معیشت است و دوستی با مردم نیمی از عقل و خوب پرسیدن نیمی از علم است.
) کسی که در کارها مشورت کند، پشیمان نمی‌شود و کسی که در (امور زندگی)‌ میانه رو باشد، فقیر نمی‌گردد.
) ‌چقدر میانه‌روی به هنگام بی‌نیازی، میانه‌روی به هنگام فقر و اعتدال در عبادت، زیباست.
) مهربانی با دیگران و میانه‌روی و نام نیک یک جزء از بیست و چهار جزء پیامبری است. (توضیح این مسئله گذشت.)‌
) ‌کسی نزد خدا، از رهبری بهتر نیست که اگر حرف بزند، راست بگوید و اگر قضاوت نماید، عدل را رعایت می‌کند.
) ‌هیچ مرد مسلمانی نیست که پاداشش بهتر باشد از وزیر شایسته‌ای که با حاکم بوده و از او اطاعت کند و دیگران را به طرف خدا، فرمان دهد.
) به کسی که تو را مورد اطمینان خود می‌داند، امانت (او) را بده و با کسی که به تو خیانت هم کرده است. خیانت مکن.
) زمانی که مردی سخنی گفت سپس متوجّه (اطراف) خود شد، پس، (بدان که با این کاری که انجام داده است) ‌آن سخن، امانت است. (و او نمی‌خواهد کسی بفهمد.)
) اولین چیزی که از (میان) این امت برداشته می‌شود، حیاء‌ و امانت است.
) کسی که امانت در او نباشد،‌ ایمان ندارد و کسی که وفا به عهد ندارد، دین ندارد.
) کسی که امانت ندارد، (در امانت خیانت می‌کند) ‌ایمانی برای او نیست.
) ‌هر کسی که چیزی از کسی گرفت، باید از آن خوب نگه‌داری کند تا به صاحب اصلی‌اش برساند
) ‌همانا بر امّت خودم از چیزی که خیلی می‌ترسم، رهبران گمراهی است (که بر آنها حکومت می‌کنند.)
) همانا من بعد از خود بر امّتم (نسبت به اعمال‌شان) ‌از سه چیز می‌ترسم: لغزش مسلمان دانا و سلطنت ستمگر و پیروی از هوی و هوس.
) ‌خوش خلقی گناهان را از بین می‌برد، همان طوری که خورشید، یخ را ذوب می‌کند.
) بهترین مردم کسی است که در خلق و خو، نیکو‌ترین آنها باشد.
) ‌در میزان اعمال (روز قیامت) از خوش خلقی، سنگین‌تر نیست.
) بهترین شما کسی است که عمرش طولانی‌تر باشد (عمر خود را در راه عبادت خداوند سپری کرده است و به سنّ کهنسالی رسیده است) و در اخلاق (هم) نیکوتر باشد.
) بهترین شما در اسلام کسی است که در اخلاق نیکوتر باشد، اگر بفهمند. (به شرطی یک مسلمان می‌تواند به وسیله‌‌ی خوش خلقی به این درجات برسد که درک کند.)
) هیچ فقری سخت‌تر از نادانی و هیچ ثروتی سودمند‌تر از عقل و هیچ تنهایی، وحشتناک‌تر از غرور و هیچ شرافتی مثل خوش خلقی و هیچ عبادتی مثل تفکّر (در خودشناسی و خداشناسی) نیست.
) خوش خلقی، بهترین چیزی است که به مردم داده شده است. (اگر مردم قدر این عمل خوب را بدانند، بهتر و راحت‌تر می‌توانند زندگی کنند.)
) اساس عقل (اوج عقل برای نشان دادن فهم اشخاص) بعد از ایمان به خدا، حیاء و خوش خلقی است.
) بر خوش خلقی و سکوت طولانی ملازمت کن. پس قسم به کسی که جانم به دست اوست، مردم به مثل این دو مزیّن نشده‌اند.
) کرامت شخص، به دین او و جوانمردی او به عقلش و شرافتش به خلق و خوی اوست.
) (در دین) استقامت کن و باید خلقت را برای مردم نیکو سازی.
) نیک سرشتی، برکت و بداخلاقی، شوم است.
) بد اخلاقی عمل را از بین می‌برد همان طور که سرکه، عسل را فاسد می‌کند.
) کسی که به او صورت زیبا و خوش خلقی و زن شایسته و سخاوتمندی روزی شده است، بهره از دنیا و آخرت به او داده شده است.
) خداوند، نوع آفرینش و خلق و خوی بنده‌اش را نیکو نمی‌سازد مگر این که از طعمه‌‌ی آتش کردن گوشت او، حیاء می‌کند. (خداوند، انسان را طوری آفریده که تمام ظرفیت‌ها، برای پیمودن پلّه‌های ترقّی را دارا باشد و چنان که از این ظرفیت‌ها استفاده کند، قطعاً در دنیا و آخرت سعادتمند می‌شود.)
) خوش باطنی و نیک سرشتی، سرمایه و بد خلقی، شوم و نیکی در طول عمر (سپری کردن عمر از جوانی تا پیری در اطاعت از خدا) و صدقه از مرگ بد جلوگیری می‌کند.
) جوان سخاوتمندی که خوش خلق باشد نزد خداوند از پیر مرد بخیلی که عابد (ولی ) بد اخلاق باشد، دوست داشتنی‌تر است.
) از سعادت یک شخص، خوش خلقی و از شقاوت او، بد اخلاقی اوست.
) (کسی که) بد سرشت باشد، به بهشت نمی‌رود.
) بد اخلاقی، شوم است و بدترین شما، بد اخلاق‌ترین‌تان است.
بداخلاقی، شوم و پیروی از زنان، موجب پشیمانی و نیک سرشتی، سرمایه است.
) بد صحبتی، (عبارت است از) بخل (کسی که از زبان خود در غیر مسیر صحیح او استفاده کند، بخیل شمرده می‌شود.) و دشنام و بد اخلاقی است.
) پنج چیز از روش پیامبران است: حیاء و بردباری و حجامت و مسواک و عطر زدن (خوش بو کردن بدن)
) خداوند بزرگ، هر پیامبری را با زبان قومش فرستاد.
) خداوند، روزی بنده‌ی مؤمن خود را نمی‌دهد، مگر از جایی که فکرش را (هم) نمی‌کند.
) خداوند، بنده‌ای را خوار نکرد مگر این که او را از ذاتش و ادب پایین آورد. (کسی که ادب و دانش ندارد، قطعاً خوار و ذلیل می‌شود.)
) پدری به فرزندش بهتر از ادب نیکو نداده است. (ادب فرزند باعث اعتبار و آبروی پدرش می‌باشد و حتّی بعد از مرگ پدرش نیز تأثیر گذار است.)
) خداوند، بنده‌ای را ذلیل نکرده است مگر (این که) او را از دانش و ادب عقب افتاده می‌کند.
) کسی که ادب ندارد، عقلی برایش نیست (ادب هر کسی نشانگر عقلش است.)
) بیماری، ‌تازیانه‌‌ی خدا در روی زمین است که به وسیله‌ی آن، بندگان خود را ادب می‌کند. (کفّاره گناهان بعضی از افراد مؤمن، بیماری است.)
) ارزشمند‌ترین مردم از نظر قیمت کسانی هستند که عملشان بیشتر است.
) همانا گرانی و ارزانی قیمت‌های کالایتان به دست خداست.
) همانا مردم چیزی را بالا نمی‌برند مگر این که خداوند بزرگ آن را پایین می‌آورد. (هر چیزی که نزد مردم بالا باشد، در برابر خداوند ناچیز است.)
) استقامت کنید و (بدانید) ‌اگر استقامت کنید، (برای شما) بهتر است (و سود خواهید برد).
) ‌کسی که دستور دهنده به کار نیک باشد پس باید عملش نیز به نیکی باشد (یعنی به هر چیزی دستور می‌دهد باید،‌ عمل کند سپس دستورش را بدهد.)‌
) کسی که خشم خود را فرو خورد، در صورتی که قادر به آشکار کردن آن است،‌ خداوند او را سرشار از امنیّت و ایمانی می‌سازد.
) زمانی که شخصی (برای ازدواج) به نزد شما می‌آید که از اخلاق و دینش رضایت دارید پس با او ازدواج کنید (زیرا) اگر چنین نکنید، در روی زمین فتنه و فساد بسیار، واقع می‌شود.
) بهترین (نوع) ازدواج، ساده‌ترین آن است.
) زمانی که خداوند در قلب شخصی، مهر زنی (برای ازدواج و خواستگاری) قرار داد، پس (در این صورت) نگاه کردن به آن زن اشکالی ندارد.
) ازدواج را شدّت ببخشید و آن را علنی سازید. (اثرات این کار بعدها روشن می‌شود که مورد تهمت قرار نمی‌گیرند و منظور از شدّت ازدواج، ثبت عقد ازدواج است.)
) به وسیله‌‌ی ازدواج (از خدا) روزی طلب کنید. (زیرا با ازدواج یک جوان به ناچار برای امرار معاش خود و زن و فرزندانش تلاش می‌کند.)
) ازدواج کنید، زیرا من به واسطه‌ی (ازدواج شما و فرزندانی که از این ازدواج به دنیا می‌آیند)‌ افتخار می‌کنم.
) ازدواج کنید تا (تعدادتان) زیاد شود زیرا روز قیامت بر امّت‌های دیگر به خاطر زیادی شما، مباهات (افتخار) می‌کنم.
) همانا، خداوند بزرگ، مردانی که پشت سر هم ازدواج می‌کنند (پایبند به حفظ خانواده نیستند و زنان خود را با اندک بهانه‌ای طلاق می‌دهند) و زنانی که پشت سر هم، ازدواج می‌کنند را دوست ندارد.
) سه چیز است که شوخی و به بازی گرفتن در آنها جایز نمی‌باشد: طلاق و ازدواج و آزاد کردن بنده (با کسی ازدواج کند یا طلاق دهد ولی بعد بگوید من شوخی کردم.)
) کسی که می‌خواهد با ازدواج، خود را از محرّمات الهی نگه دارد، یاری دادن او بر خدا لازم است. (اسباب و مقدّمات ازدواج را آماده می‌کند و در زندگی پشت و پناه آنها خواهد بود.)
) (با) زن مهربان ازدواج کنید تا فرزندان خوبی (نصیب‌تان شود) زیرا من به خاطر (کثرت شما مسلمانان) نزد پیامبران مباهات (افتخار) می‌کنم.
) با پیرزن و نازا، ازدواج نکنید (چون‌ آنها نمی‌توانند بچّه بیاورند.) زیرا من به وسیله‌‌ی شما بر امّت‌های دیگر مباهات می‌کنم.
) (دختران و پسران خود را) به هم شأن خودشان تزویج کنید و با هم شأن خود ازدواج کرده و برای نطفه‌های خود (همسر مناسب) انتخاب کنید.
) بهترین شفاعت‌ها و میانجیگری‌ها، این است که میان دو نفر (پسر و دختر) برای ازدواج شفاعت کنی (تا آن دو نفر به هم برسند.)
) ازدواج کنید و طلاق ندهید، زیرا خداوند، مردانی که پشت سر هم (ازدواج کرده) و طلاق می‌دهند و زنانی که پشت هم (ازدواج کرده) و طلاق می‌دهند را دوست ندارد.
) با زن به خاطر چهار چیز ازدواج می‌کنند: ثروت، مقام، زیبایی و دینش. پس تو (ای مسلمان) به خاطر دین زنی را انتخاب کن زیرا دستان تو زیاد می‌شوند. (کنایه از این که چون به خاطر دین ازدواج کردی، فرزندان صالحی نصیبت خواهند شد.)
) با زنان ازدواج کنید، زیرا آنها مال و ثروت (به خاطر شوهر) می‌آورند. (مرد برای امرار معاش خود و همسرش، مجبور به کار کردن و پول درآوردن است و این کار و تلاش با ورود زن به خانه‌ی او صورت گرفته است.)
) بهترین زنان امّت من، کسانی هستند که صورت‌شان روشن‌‌تر (زیبا‌تر)‌ و مهرشان (نیز)‌ کم‌تر باشد.
) برکت اسب در رنگ بور آن است (اسبی که رنگش سفید متمایل به قرمز باشد.)
) برکت در پیشانی (جلوی سر) اسب‌هاست (چابکی اسب از پیشانی او فهمید می‌شود.)
) کسی که ازدواج کند، نصف ایمان (و دین خود را) کامل کرده است، پس باید در نصف باقی مانده (دیگر)، از خدا بترسد (و کارهای شایسته انجام دهد.)
) کسی که خداوند به او زن شایسته‌ای را روزی کند، پس در قسمتی از دینش، او را یاری کرده است (ولی) در قسمت بعدی آن باید (خودش) تقوی الهی در پیش بگیرد.
) جوانی که در ابتدای جوانی خود، ازدواج کند، شیطان فریاد می‌زند: وای بر او که دینش را از من دور نگه داشت (و از آن محافظت کرد ولی باید مواظب بود که زندگی به خاطر دعواهای خانوادگی تلخ نکند.)
) سه دسته‌اند که یاری آنها بر خدا لازم است:‌ آن که در راه خدا جهاد کند و بنده‌ای را برای آزادی خود قرارداد بسته و می‌خواهد قیمت آن را بپردازد و کسی که به منظور عفّت، زن می‌گیرد.
) خَیْر، تا روز قیامت بر پیشانی اسب است که پاداش و غنیمت با آن به دست می‌‌آید (استفاده کردن از اسب در جهاد، پاداش به همراه دارد و در جنگ غنیمت به دست می‌آید و چابکی اسب از پیشانی آن فهمیده می‌شود.)
) خَیْر، در پیشانی اسب‌ها منعقد شده است و تا روز قیامت ادامه دارد و صاحبان اسب با آن یاری داده می‌شوند و کسی که به اسب‌ها انفاق می‌کند (مخارج آن‌ها را بر عهده می‌گیرد) مثل کسی که در صدقه دادن (به نیازمندان) بذل و بخشش می‌کند.
) خَیْر، تا روز قیامت در پیشانی اسب‌ها منعقد شده است و صاحبان اسب با آن یاری داده می‌شوند. پس پیشانی اسب‌ها را مسح کنید. (دست بکشید) و برای آن (اسب) برکت بخواهید و چیزی به آن آویزان کنید ولی کمان را بر آن نیاویزید.
) کسی که از خدا طلب خیر کند، ناامید نمی‌شود و کسی که مشورت کند، پشیمان نمی‌گردد و کسی که حرام قرآن را حلال می‌شمارد به قرآن ایمان نیاورده است.
) کسی که جسم‌اش سالم است و در میان قوم خود،‌ در امان است و مخارج شبانه‌روز خود را دارد، گویا این که خیر تمام دنیا به او داده شده است.
) هیچ کاسبی، مثل برتری علم که صاحبش را به هدایت، رهنمون ساخته یا از خطرات رهانیده است، کسب و کار نکرده است و دین شخص قوّت نمی‌گیرد مگر این که عقلش استحکام یابد.
) شیطان گفت:‌ ای پرودگار من! به عزّت و بزرگی تو سوگند می‌خورم که همیشه بندگان تو را (برای انجام گناه) وسوسه می‌کنم تا زمانی که روح در جسم‌شان باشد. پس خداوند فرمود:‌ و من، (نیز) به عزّت و بزرگی خودم قسم می‌خورم هر زمان از من طلب بخشش کردند، آنها را می‌بخشم.
) استغفار، وسیله‌ای برای از بین بردن گناهان است. (که خداوند آن را برای بندگان خود قرار داده است.)
) هیچ گناه کبیره‌ای با استغفار کبیره نمی‌ماند و گناهی که با اصرار انجام شود، صغیره نیست. (استغفار گناه کبیره را نیز از بین می‌برد ولی اگر کسی گناه صغیره را به خاطر صغیره بودنش زیاد انجام دهد، تبدیل به کبیره خواهد شد.)
) بندگان، بندگان خدا هستند و سرزمین‌ها، سرزمین‌های خدا هستند پس هر کسی که چیزی (مقداری) از زمین مرده را، آباد کند، متعلّق به خود اوست.
به کمک ثروت‌تان، از آبروی خود محافظت کنید.
) هرکسی که از آبروی برادر (ایمانی) خود،‌ دفاع کند، خداوند (نیز) آتش را از صورت او دفع می‌کند.
) کسی که در غیاب برادر (مسلمان)‌ خود از آبروی او دفاع کند، بر خداوند لازم است که او را از آتش جهنّم محافظت کند.
) کسی که زبان خود را از (ریختن) آبروی مردم، نگه دارد، خداوند در روز قیامت، لغزش‌های او را می‌بخشد.
) کسی که فراوان استغفار کند،‌ خداوند برای او هم غم و غصّه‌ای، راه گشایش قرار می‌دهد و از هر تنگنایی، راه خروج می‌گذارد و از جایی که فکرش را هم نمی‌کند، به او روزی می‌رساند.
) برای هر دردی، دارویی است و داروی گناه، استغفار است.(از این حدیث نتیجه می‌گیریم که گناه، بیماری و درد و مرض است و چنان که فوری به درمان آن نپردازیم. کشنده خواهد بود.)
) ‌همانا یکی از اقسام اسراف این است که هر چه به آن میل پیدا کردی بخوری.
) بخورید و بنوشید و صدفه دهید و بپوشید بدون آن که اسراف و یا تکبّر نمایید (بعضی به خاطر ثروت زیاد، مغرور می‌شوند و می‌خواهند غرور خود را به دیگران نشان دهند.)
) ‌کسی که به اندازه مصرف کند، خدا به او (همیشه)‌ روزی می‌رساند و کسی که اسراف کند، خداوند او را روزی،‌ محروم می‌کند.
) خوش به حال کسی که برای (رسیدن به) اسلام هدایت شده است و معیشت او به اندازه‌ی کفاف (زندگی او ) باشد و (در زندگی) قناعت کند.
) اسلام (دین) برتر است و دینی برتر از آن نیست.
) کسی که جوانی خود را در اسلام به پیری رساند، روز قیامت نوری همراه او خواهد بود.
) ‌همیشه گروهی از امّت من هستند که بر حقّ و دفاع از (آن)‌ مستحکم می‌باشند تا این که امر الهی (ظهور حضرت مهدی علیه السلام) بیاید.
) ‌حکایت امّت من،‌ مثل باران است که دانسته نمی‌شود، اوّل آن بهتر است یا آخرش (مسلمان واقعی که پیرو خدا و رسول او باشد.)
) ‌عمر (افراد)‌ امّت من بین شصت تا هفتاد سال است. (غالباً عمر طبیعی آنها این است اگرچه ممکن است با پیشرفت علم پزشکی، ‌این عمر افزایش پیدا کند.)
) کسی که برای امّت من یک روز آرزوی گرانی کند، خداوند، عمل چهل سال او را باطل می‌کند.
) ‌علمای (اسلام) ‌بهترین افراد امّت من هستند و بهترین علما نیز بردباران‌شان (صبوران‌شان) هستند.
) ‌کسی که با امّت من مهربانی کند، ‌خداوند نیز به او مهربانی می‌کند.
) ‌کسی که فرمان به کار نیک می‌دهد، مثل کسی است که آن را انجام داده است (زیرا اگر امر کننده خود عامل به آن فرمان باشد، تأثیرش بیشتر است.)
) دنیا و آن چه در آن است،‌ ملعون لعن شده است، مگر (در آن‌)‌ فرمان به عمل نیک و نهی از عمل بد و ذکر خدا شود.
) بهترین افراد امّت من، کسانی هستند که دیگران را به سوی خداوند بزرگ دعوت می‌کنند و بندگان خدا را دوستدار خدا می‌کنند (به گونه‌ای از خداوند حرف می‌زنند که همه مشتاق رسیدن به او می‌شوند.)
) بهترین افراد امّت،‌ خشم‌گیرندگانی هستند که وقتی عصبانی و خشمگین می‌شوند، (به همان حالت طبیعی خود) برمی‌گردند (‌و خشم آنها باعث نمی‌شود، کنترل خود را از دست بدهند و اعمال و گفتار زشت از آنها صادر شود.)‌
) بهترین عبادت، انتظار فرج و گشایش است.
) انتظار فرج و گشایشی که با صبر (همراه باشد) عبادت است.
) خداوند زنانی که خود را شبیه به مردان و مردانی که خود را شبیه زنان می‌کنند را لعن می‌کند.
) زنان، دام‌های شیطان (برای از ایمان خارج کردن مردان) هستند. (پس زنان باید بسیار احتیاط کنند.)
) بدترین افراد از امت من پرگویان، چانه زنان (کسانی که سمج هستند) ‌و از ادّعا کنندگان هستند (‌در حالی که قدرت و علمی هم ندارند)‌ و بهترین افراد از امّت من، خوش خلق‌ترین‌شان می‌باشند.
) جهاد بر چهار نوع است:‌ فرمان به کار خوب و نهی از کار بد و راستی در موقع صبر (سختی و فشار باعث دروغ نشود) و انزجار از شخص فاسق.
) ‌هر سخنی که فرزند آدم (انسان) ‌می‌زند به ضرر اوست ‌(چون در مقابل آن مسئول است) ‌مگر آن سخن دستور به انجام کار خوب یا نهی از کار بد یا ذکر خداوند بزرگ باشد.
) زمانی که شخصی ببیند (در جامعه)‌ عمل زشتی رایج است ولی او قدرت تغییر (آن وضع)‌ را ندارد،‌ همین قدر برای او کافی است که خداوند بزرگ بداند آن عمل نزد او زشت است.
) ‌زمانی که دیدید نسبت به تغییر عمل زشتی قدرت ندارید، پس، صبر کنید تا خداوند آن عمل زشت را تغییر دهد.
) ‌امنیّت و سلامتی دو نعمتی هستند که بسیاری از مردم در آن فریب خورده‌اند. (یعنی این دو نعمت مهم را رها کرده و چیزهای دیگری را نعمت می‌پندارند و ارزش این دو نعمت زمانی فهمیده می‌شود که از دست برود.)
) امیدواری، (امید داشتن)‌ رحمتی از طرف خداوند برای امّت من است، اگر امیدواری نبود، مادری فرزند خود را شیر نمی‌داد، و کشاورزی درختی نمی‌کاشت.
) ‌امیدواری من به آفریننده‌ام (خداوند) ‌مرا کافی است که کارهای خوب انجام دهم و امید به بهشت داشته باشم و کارهای بد را ترک کنم و از جهنّم دور بمانم) و ترس من از دنیا (‌برای نجاتم)‌ کافی است (تا مغرور به دنیا نشوم.)
) در قلب مؤمن امید و ترس،‌ (یک جا) جمع نمی‌شود مگر این که خداوند عزیز و بزرگ (‌در دنیا)‌ به مؤمن امیدواری می‌دهد و (در آخرت) از ترس در امانش می‌دارد.
) ‌انتظار گشایش از طرف خدا، عبادت است؛ (این که انسان منتظر گشایش کارهایش از طرف خدا به وسیله‌ی توکّل به او باشد) و کسی که راضی به روزی کم باشد، خداوند از عمل کم او راضی می‌شود.
) بیشتر زنان، مغلوب می‌شوند. (طبیعت زن به گونه‌ای است که اگر مواظب رفتار خود نباشد، مغلوب شیطان خواهد شد.)
) مطمئن‌ترین سلاح شیطان (برای از پا درآوردن مردان) زنان هستند.
) حیاء‌، زینت، ترس (از خدا و نگهداری نفس از گناه) بزرگی و صبر، بهترین وسیله (برای رسیدن به مراد) و انتظار گشایش کارها از طرف خداوند عزیز و بزرگ عبادت است.
) کسی که مشتاق به (رسیدن به) بهشت است به سوی کارهای نیک، می‌شتابد و کسی که از آتش (جهنّم) می‌‌ترسد، از شهوات می‌گذرد و کسی که منتظر مرگ است، از لذّت‌های (حرام) دست می‌کشد و کسی که در دنیا زاهد است، مصیبت‌ها بر او آسان می‌شود.
) مسلمان، آیینه‌‌ی مسلمان است، پس وقتی چیزی (عیبی) در او دید باید آن را محو کند.
) آب، بسیار پاک کننده است و چیزی آن را نجس نمی‌کند.
) سه چیز است که چشم را تیزبین می‌کند:‌ نگاه کردن به سبزه و آب جاری و صورت زیبا.
) زمین، زمین خداست (ملک شخصی کسی نیست) و بندگان، بندگان او هستند،‌ کسی که زمین مرده‌ای را آباد کند،‌ متعلّق به خود اوست.
) از فضل خدا، (نزد) ‌او سؤال کنید زیرا خداوند دوست دارد که از او سؤال شود (چیزی خواسته شود) و بهترین عبادت، انتظار گشایش است (تا خداوند آن را برای انسان‌ها بگشاید.)
) مصیبت‌ها و بیماری‌ها و اندوه‌ها در دنیا، کیفر (گناهان) است.
) همانا در بهشت درجه‌ای هست که فقط غمدیدگان به آن می‌رسند.
) از قرض بپرهیزید زیرا (در تنهایی) در شب غم می‌آورد و در روز (با دیدن طلبکار) ذلّت می‌آورد.
) تدبیر (مدیریّت در امور زندگی داشتن)‌ نصف مخارج زندگی است و دوستی (ارتباط) با مردم، نصف عقل و غم، نصف پیری و کمی زن و فرزند، نصف آسایش است.
) ‌هر نعمتی به جز نعمت اهل بهشت از بین می‌رود و هر غمی به جز غم اهل جهنّم، منقطع (و نابود) می‌شود.
کسی که می‌خواهد دعایش مستجاب شود و غم او از بین برود، تنگدستی را از سختی رهایی بخشد.
) غم، نصف پیری است (پیری زودرس می‌آورد، انسان را خسته، خمیده و موها را سفید می‌کند.)
) به دست خود انگشتری کن، اگر چه از جنس آهن باشد.
) هر شخصی، (مسؤول) حساب (و اعمال) خودش می‌باشد.
) ‌کسی که می‌خواهد، بداند که نزد خدا چه دارد (جایگاه او نزد خدا چیست) باید ببیند، خدا نزد او چه دارد (جایگاه خدا نزد او چه اندازه است.)
) ایمان بنده‌ای کامل نمی‌شود تا این که سه خصلت در او باشد: انفاق در حال تنگدستی و انصاف از طرف خود (در هر حالی) و سلام کردن (ابتداء‌ کردن به سلام.)
) انفاق کن (ولی) شماره نکن (که چه اندازه انفاق کرده و منّت بگذاری زیرا) خداوند آن را می‌شمارد و با مردم بخل‌ورزی مکن (زیرا)‌ خداوند (نیز) بر تو بخل می‌روزد.
) سه چیز از حقائق ایمان است: انفاق در حال تنگدستی و انصاف داشتن (در هر حالی ولو به ضرر باشد) و یاد دادن علم به کسی که به دنبال علم است.
) ‌یک درهم که مرد سالم (‌در حال حیات) خود، انفاق می‌کند، از برده‌ای که یک شخص، موقع مرگش انفاق می‌کند، بهتر است.
) خداوند رحمت کند شخصی را که زیادی حرف خود را نگه دارد و زیادی مال خود را انفاق کند.
) ‌چیزی در دست شخص فقیر بگذار، (که نزد تو اظهار بیچارگی کرده و از تو درخواست کمک دارد) اگر چه سُم سوخته شده‌ی حیوانی باشد.
) ذلیل‌ترین مردم کسانی هستند که به مردم توهین می‌کنند.
) زمانی که خداوند به یکی از شما خیری (مالی) داد، ابتداء باید از خود و خانواده‌اش، شروع کند.
) ‌بهترین دینارها، آن دیناری است که مرد برای زن و فرزند خود انفاق می‌کند. (مخارج زندگی خود و خانواده‌اش را با آن تأمین می‌کند.)
) بدترین مردم کسی است که (از لحاظ مخارج زندگی) بر خانواده‌اش سخت بگیرد.
) ‌مخارج زندگی که مرد برای خانواده‌اش تأمین می‌کند، نوعی صدقه است.
) از بدترین مردم کسی است که آخرتش را به دنیای غیر خودش از بین ببرد.
) (بر دیگران) آسان بگیر تا به تو (نیز) آسان گرفته شود.
) چه خوب عطیّه و هدیّه‌ای است، سخن حقّی که آن را بشنوی سپس آن را به سوی برادر مسلمان خود بفرستی.
) ‌کسی که به صاحب بدعت (کسی که در دین، نوآوری می‌آورد) ‌اهانت و لعن بفرستد، خداوند، او را در روز وحشت بزرگ (قیامت) در امان می‌دارد.
) ‌کسی که در هنگام حضور مردم که او را می‌بینند، نماز خوب بخواند (ولی) سپس در هنگام خلوت، آن را بد به جا بیاورد، این کار (نوعی) توهین است و (‌در واقع) به خداوند خود،‌ توهین کرده است.
) ‌کسی که خداوند، ‌(از نظر مالی) به او وسعت داده است (ولی) او بر خانواده‌اش سخت می‌گیرد (بخیل است و یا در راه‌های گناه صرف می‌کند) از ما (مسلمانان) نیست.
) هریک از شما (مسلمانان) آیینه‌ی برادر (ایمانی) خود است، پس وقتی آزار و سختی در او دید، باید آن را از او (برادر ایمانی خود) برطرف کند.
) هنگامی که پروردگارم، مرا به معراج برد، به گروهی برخورد کردم که پنجه‌های مسی داشتند و (با آن)، صورت و سینه‌هایشان را می‌خراشیدند. پس (به جبرئیل) گفتم: ای جبرئیل! این گروه چه کسانی هستند؟ جبرئیل (در جواب) گفت: این‌ها کسانی هستند که گوشت‌های مردم را (با غیبت کردن) می‌خورند و درباره‌ی آبروی آن‌ها سخن می‌گویند.
) پرده‌ی (آبروی) کسی را پاره مکن.
) به کمک ثروت‌های خود از آبرویتان دفاع کنید.
) ‌بدترین مردم کسی است که آخرت خود را به دنیایش بفروشد و از او بدتر کسی است که آخرت خود را به دنیای غیر خودش بفروشد.
) ‌این که در سختی باشم و بعد از آن منتظر آسایش باشم برای من محبوب‌تر است از این که در آسایشی باشم که بعد از آن سختی است.
) کسی که بر او دلتنگی چیره شود، آسایش از او رخت برمی‌بندد (و می‌رود)
) زمانی که یکی از خادمین شما، غذایی آورد که او پخته و دودش به او رسیده است، پس باید با او (در سر آن سفره) بنشیند و اگر با او ننشست، یک یا دو لقمه به او بخوراند.
) ‌هیچ حیوان پرنده‌ای یا غیر آن (مثل حیوانات خزنده و چرنده‌) بدون حقّ (توسط انسانی) کشته نمی‌شوند مگر این که روز قیامت با قاتل خود، درگیری (و بازخواست) خواهند داشت.
) بالاترین عبادت، سکوت است. (زیرا با سکوت از زبان و گناهان آن جلوگیری می‌شود.)
) ‌سکوت، ‌(شخص) عالم را زینت می‌دهد و برای (انسان) جاهل، پرده‌ای (بر جهل او) ‌می‌باشد.
) سکوت، سرور (تمام)‌ اخلاق (‌خلق و خوهای انسان) است و کسی که (زیاد)‌ شوخی کند، مورد سبکی (دیگران) قرار می‌گیرد.
) (سخن) خوب بگویید تا (‌از آن)‌ سود ببرید و نسبت به سخن بد‌، سکوت کنید تا (‌در دنیا و آخرت)‌ سالم بمایند.
) کسی که سکوت (اختیار) کند،‌ نجات می‌یابد (‌منظور از سکوت، در صورت ندانستن و بی‌اثر بودن است وگرنه در غیر این صورت‌ها، سخن گفتن لازم می‌باشد.)
) کسی که دوست دارد (در دنیا و آخرت)‌ سالم بماند، باید سکوت را بر خود لازم بداند.
) بوی بهشت از مسیر پانصد سال یافت می‌شود (و به مشام می‌رسد ولی) کسی که با عمل نسبت به آخرت، دنیا را طلب نماید، آن بوی بهشت را نمی‌یابد.
) رسوایی در دنیا آسان‌تر از رسوایی در آخرت است.
) هر کس با عمل آخرت، دنیا را طلب نماید، در آخرت هیچ نفعی برای او نیست.
) قبل از آمدن مرگ، آماده‌ی آن باش. (تا با دست پر از این دنیا سفر کنی زیرا کسی که خود را برای سفری آماده می‌کند، وسائل مورد نیاز را هم به دنبال خود می‌برد.)
) اولین (‌مرحله‌ی) عبادت، سکوت است. (یعنی فقط باید از عالمان دینی درس بیاموزد و تا نرسیدن به آن مرحله‌،‌ سکوت اختیار کند.)
) ‌کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید سخن نیک بگوید (در غیر این صورت) باید ساکت باشد.
) کار زنان به دست پدران‌شان است (تا مورد سوء‌ استفاده‌ی دیگران به خاطر مهربانی قلب زنان، قرار نگیرند) و رضایت آن‌ها (در امر ازدواج و غیره) سکوت است. (سکوت، نشانه‌ی‌ رضایت برای زن است.)
) خداوند، رحمت کند، بنده‌ای که سخن نیک گفته و از آن بهره ببرد یا (در غیر این صورت) ساکت مانده تا سالم بماند.
) ‌سکوت، بهتر از گفتن حرف بد است. (حرفی که بعد، پشیمانی بیاورد.)
) ‌خاموشی زبان، سبب سلامتی انسان است. (‌دیگران در مورد او قضاوت بد نمی‌کنند و مورد غیبت و تهمت هم قرار نمی‌گیرد.)
) ‌سخن نیک بگویید (‌تا خود نیز) بهره‌مند شوید و (‌در غیر این صورت) ساکت مانده تا سالم بمانید.
) سه چیز از نعمت‌های دنیاست اگرچه دنیا، نعمتی ندارد (‌در مقابل نعمت‌های بهشتی) وسیله‌ی سواری که خوب راه برود و زن شایسته و خانه‌ی‌ وسیع.
) همسایه‌ی خانه، ‌سزاوار به خانه‌ی همسایه (خود) است. (اگر مشکلی برای همسایه پیش آمد و یا نیاز به چیزی داشت، ابتدا باید همسایه‌ی نزدیک او قبل از همه‌ کس به فریاد او برسد.)
شستن ظرف‌ها و پاکیزه کردن خانه‌، بی‌نیازی را به همراه دارد.
) ‌برای هر چیزی، زکاتی وجود دارد و زکات خانه‌، (ساختن و آماده کردن) اتاق برای مهمان است.
) کسی که خانه‌ای را بفروشد، و با پول آن خانه‌ای (دیگر‌) نخرد،‌ هیچ برکتی برای او نمی‌باشد.
) کسی که خانه‌ی (‌خود را)‌ بدون ضرورت بفروشد،‌ خداوند،‌ کسی را بر پول او (که از فروش خانه به دست آورده است) ‌مسلّط می‌کند،‌ تا آن را از بین ببرد.
) مسجد، خانه‌ی هر انسان متّقی (و پرهیزگار) ‌است.
) ‌زمانی که یکی از شما می‌خواهد، خانه‌ی خود را بفروشد، (ابتدا)‌ به همسایه‌ی خود پیشنهاد فروش را بدهد.
) هیچ بنده‌ای، کار (‌زشتی)‌ را به خاطر خداوند ترک نمی‌کند، مگر اینکه خداوند، آنچه که برای دین و دنیایش بهتر باشد، به او می‌دهد.
) خبر خوب، به وسیله‌ی مرد خوب آورده می‌شود و خبر بد را مرد بد، می‌‌آورد. (منظور این است که اگر انسان خوب هم قاصد خبر بد باشد، آن را به صورت منطقی و بدون نگرانی می‌رساند.)
) ‌هر کاری چه خوب و چه بد، از طرف خداوند است. (یعنی انسان کارهای خوب و بد را با اعضای بدن خود انجام می‌هد که خداوند آنها را داده است.)‌
) خداوند را بزرگ بشمارید، تا شما را بیامرزد. (‌و کسی که خداوند را بزرگ بشمارد، به دستورات او عمل می‌کند.)
) ‌خداوند را نگه دار (‌همیشه با انجام کار نیک، خداوند، همراه انسان است) تا در این صورت (همیشه)‌ او را در مقابل خود بیابی.
) زمانی که خداوند به تو ثروتی داد، ‌باید اثر آن نعمت و بخشش خداوند، دیده ‌شود. (که انفاق کنی و دست محرومین را بگیری.)
) عقل، (هم نسبت به چیزها) انس دهنده‌ و (‌هم) الفت‌‌پذیر است. (انسان با عقل خود، با دیگران مأنوس می‌شود خود را نیز با عقل مأنوس می‌کند.)
) زمانی که خداوند برای بنده‌ی خود، خوبی بخواهد، نسبت به کیفر (گناهانش را) در (‌همین)‌ دنیا، تعجیل می‌کند و زمانی که برای بنده‌ی خود (به واسطه‌ی گناهان بسیار زشتی که انجام داده است) بدی بخواهد، گناهان او را نگه می‌دارد تا روز قیامت به آن رسیدگی کند.
) زمانی که خداوند، برای قومی (‌به خاطر گناهان‌شان) بدی بخواهد، ‌کارهایشان را به دست افراد اسراف کننده قرار می‌دهد. (تا در راه خواسته‌های خود، مصرف کنند و توجّهی به افراد نیازمند و مشکل‌دار نداشته باشند.)‌
) بردباری (‌بدست نمی‌آید) مگر کسی که لغزش کرده و حکمتی نیست مگر در سایه‌ی تجربه. (‌انسان‌ها برای به دست آوردن صبر و بردباری و همین طور رسیدن به حکمت و دانش سودمند، باید سرد و گرم زندگی را بچشند و از امتحانات زیادی سربلند بیرون بیایند.)
) از شخص عاقل، درخواست راهنمایی کنید تا راهنمایی شوید و از او نافرمانی ‌نکنید که پشیمان می‌شوید.
) برای جهنّم، دری وجود دارد که از آن وارد نمی‌شود مگر کسی که خشم خود را با نارضایتی خداوند بزرگ فرو نشاند. (بعضی از افراد هستند که موقع عصبانیت با چیزهایی آرام می‌شوند که نارضایتی خدا در آن است مثلاً ‌اگر موقع خشم به آنها رشوه دهند، خوشحال می‌‌شوند.)
) ‌آیا گمان می‌کنید که قدرت، به برداشتی سنگ (بزرگ و سنگین) است (نه چنین نیست بلکه) قدرت به این است که وقتی خشمگین شدید، بر خشم خود چیره شوید.
) از خشمگین ‌شدن، دوری کنید.
) دوراندیش‌ترین افراد، کسانی هستند که خشم خود را فرو می‌نشانند.
) زمانی که خشمگین شدی، ساکت باش (تا حرف‌هایی از دهان تو خارج نشود که بعد از آن پشیمان شوی.)
) (اگر) کسی، به شخصی که غیر از خدا یاوری ندارد‌، ظلم کند، خداوند خشم خود را بر او تشدید می‌کند.
) خواب عالم، از عبادت عابد بالاتر است. (زیرا عالم می‌‌داند چه موقع بخوابد و چه موقع عبادت کند.)
) همانا خودپسندی،‌ عمل هفتاد سال (انسان) را،‌ نابود می‌کند. (زیرا اعمالش با اخلاص همراه نبوده است.)
) بدترین مردم کسی است که از او به خاطر خداوند چیزی بخواهند ولی او ندهد. (بدون این که به قسم خداوند، توجّهی داشته باشد.)
) آیا شما را به نیرومندترین‌تان، راهنمایی نکنم؟ (آیا نگویم چه کسی از شما از همه قدرتمندتر است؟) کسی که موقع خشم، مالک خود باشد. (نفس خود را تحت کنترل قرار دهد.)
) همانا خشم از (طرف) شیطان است و شیطان (‌نیز) از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش می‌شود پس وقتی یکی از شما خشمگین شود، (با آب ) وضو بگیرد (زیرا خشم هم نوعی آتش درونی است و با آب خاموش می‌شود.)
) همان طوری که خداوند به تو نعمت داده است، از آن برای خودت، بهره گیر. (و سود ببر نه که این آن را تلف کرده و در راه غیر شرعی استفاده کنی.)
) دو خصلت است که چیزی از نیکی، بالاتر از آن‌ها نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به بندگان خدا.
) طوری خدا را پرستش کن که گویا او را می‌بینی (زیرا)‌ اگر تو او را نمی‌بینی، خداوند تو را می‌بیند.
) ‌چه در سختی و چه در آسایش از خداوند بترس. (و گناه مکن)‌
) خشم (از طرف) شیطان است و شیطان از آتش است و آتش با آب خاموش می‌شود پس شما (نیز) موقعی که عصبانی شدید، (با آب) غسل کنید. (زیرا خشم نیز نوعی آتش است.)
) ‌قدرت، با کشتی گرفتن نیست (بلکه)‌ قدرتمند کسی است که موقع خشم بر نفسش، چیره شود.
) کسی که بر مصیبت بزرگ، صبر کند، خداوند به او عوض (‌پاداش زیاد) ‌می‌دهد و کسی که خشم خود را فرو نشاند، خداوند به او پاداش می‌دهد.
) ‌کسی که خشم خود را دفع کند (و از آن جلوگیری کند) خداوند (نیز) عذاب خود را از او دفع می‌کند و کسی که زبان خود را (از کلام ناپسند) حفظ کند، خداوند، زشتی‌هایِ او را می‌پوشاند.
) هیچ بنده‌ای جرعه‌ای نمی‌نوشد، که نزد خدا از جرعه‌ی خشمی که برای او، فرو برده شود، بهتر و بالاتر باشد.
) هیچ جرعه‌ای نزد خدا محبوب‌تر از جرعه‌ی خشمی نیست که بنده‌ای آن را فرو برده است. (و) هیچ بنده‌‌ای خشم خود را فرو نمی‌برد، مگر این که خداوند، درونش را پر از ایمان می‌کند.
) ‌محبّت خداوند لازم است بر کسی که خشمگین شده و سپس بردباری (و صبر)‌ کند. (و خشم خود را فرو نشاند.)‌
) هیچ جرعه‌ای نزد خداوند محبوب‌تر از جرعه‌ی خشمی نیست که مردی آن را فرو نشانده باشد یا جرعه‌ی صبری که بر مصیبت، نوشیده باشد و هیچ قطره‌ای نزد خداوند از قطره‌ی‌ اشکی که از ترس خداوند ریخته و قطره‌ی‌ خونی که در راه خداوند، ریخته شده است، محبوب‌تر نیست‌.
) خشمگین مباش زیرا خشم، باعث فسد انسان است. (انسان را در فساد می‌اندازد.)
) همانا خداوند، راضی می‌شود از بنده‌ای که وقتی غذایی می‌خورد، او را سپاس می‌گوید و زمانی که نوشیدنی می‌نوشد، او را مورد ستایش قرار دهد.
) پیری خود را تغییر دهید (موی سفید خود را رنگ کنید) و خود را مانند یهودیان نکنید (موها و محاسن خود را رها می‌کردند تا به صورت سفید، بلند شود.)
) ‌خط خوب، (سخن) ‌حقّ را به طور روشن،‌ زیاد می‌کند.
) خلف وعده آن نیست که مردی وعده دهد در حالی که نیّت وفا به آن وعده را دارد (امّا به سبب مشکلاتی نمی‌تواند به وعده‌ی خود عمل کند) بلکه خلف وعده آن است که مردی وعده دهد در حالی که نیّت وفا به آن را (هم) ندارد.
) هیچ کار نیکی را کوچک مشمار و با برادر خود وعده‌ای مگذار که از آن تخلّف کنی.
) وعده دادن مؤمن، حقّی واجب است. (‌که مؤمن باید آن را ادا کند.)
) زیاد خنده مکن زیرا خنده‌ی زیاد دل را می‌میراند و (او نسبت به کارهای مهم بی‌تفاوت می‌شود.)
) خنده‌ی زیاد، قلب را می‌میراند.
) ‌کسی گناه کند (و در عین گناه)‌ خندان باشد، با حالت گریان، وارد جهنّم می‌شود.
صبح خوابیدن، مانع از روزی می‌شود. (زیرا صبح‌ها کار و کسب شروع می‌شود و هر کسی دیر برسد،‌ از آن روز،‌ سودی نخواهد برد.)
) خداوند راستگوست، پس او را تصدیق کن. (‌و با او راستگو باش.)
) کسی که خداوند برای او خیری بخواهد، ‌او را در دین‌، فقیه کرده و راه رشد (و تعالی)‌ را به او الهام می‌کند.
) از خداوند (نسبت به گناهان خود) شرم کن،‌ همان طوری که از دو مرد که در خویشان تو،‌ از شایستگان‌اند، شرم می‌کنی.
) وعده دادن (نوعی) بدهکاری است (که انسان باید آن را ادا کند) وای به حال کسی که وعده داده و سپس تخلّف کند! وای به حال کسی که وعده داده و سپس تخلّف کند! وای به حال کسی که وعده داده و سپس تخلّف کند! (حضرت سه بار این جمله را تکرار فرمودند.)
) ‌وعده دادن مؤمن (نوعی) بدهکاری است و وعده دادن مؤمن مانند گرفتن با دست است (یعنی آن چنان شخص مؤمن مورد اطمینان است که وعده دهد مثل این است که انجام داده است.)
) ‌برای بدهکاری، جایگزینی نیست مگر برگرداندن و وفا و تشکّر. (یعنی شخص بدهکار باید بدهی خود را به طلبکار بدهد و وفا به آن نماید و از او به خاطر دادن قرض و مهلت، تشکّر کند.)
) خواب روزه‌دار،‌ عبادت و سکوت او تسبیح (خدا)‌ و عملش، (‌از نظر پاداش)‌ چند برابر و دعای او، مستجاب و گناهش آمرزیده است.
) ‌زمانی که خداوند بخواهد، بنده‌ای را در سرزمینی (‌دور از منطقه‌ی خودش)‌ قبض روح کند، برای او در آن سرزمین، نیازی قرار می‌دهد. (تا مجبور به رفتن آنجا شود.)
) از جبرئیل پرسیدم که آیا پروردگار خود را دیده‌ای؟ او گفت: همانا بین من و او (خدا)‌ هفتاد حجاب از نور وجود دارد که اگر به نزدیک‌ترین آن حجاب‌ها نگاه کنم، می‌سوزم.
) ‌بدترین مردم کسی است که خداوند را در پیشامد او، متّهم کند. (به خدا اعتراض کرده و بگوید این همه گرفتاری را خداوند برای من به بوجود آورده است در صورتی که آن انسان به مصلحت خود آگاه نیست.)‌
) کسی که قدرت خداوند را کوچک بشمارد،‌ خداوند (نیز)‌ او را ذلیل می‌کند و کسی که قدرت خداوند را گرامی بدارد، (و به آن اعتراف کند)‌ خداوند او را گرامی می‌دارد.
) کسی که صبح کند در حالی که به غیر خدا توجّه نماید (‌و به غیر خدا، توکّل کند)‌ کاری با خدا ندارد و کسی که صبح کند در صورتی که توجّه به امور مسلمین نداشته باشد، مسلمان نیست.
) ‌از خداوند بزرگ، شرم کنید آن گونه که حقّ شرم از خداست زیرا خداوند، اخلاق‌تان را مانند روزی، بین شما تقسیم کرده است (منظور توفیق الهی برای انجام کارهای نیک است.)
) کسی که گرسنگی از راه مردم بردارد، برای او نیکی نوشته می‌شود.‌
) هر (‌اندازه) از کار (‌و زحمت) خدمت‌گزار خود، کمتر کنی،‌ برای تو در میزان و حسابت، روز قیامت، پاداش محسوب می‌شود.
) ‌دوست داشتنی‌ترین بندگان خدا، نزد او کسانی هستند که به بندگان خدا، سود برسانند.
) زمانی که مرد به صورت همسر خود، نگاه کرده و همسرش نیز به او نگاه کند، خداوند بزرگ مهربانانه به آن دو نگاه می‌کند.
) هر کجا که هستی (‌و در هر مقامی قرار داری)‌ از خدا بترس و بعد از هر گناهی، (بلافاصله) ‌نیکی کن تا آن گناه محو شود و با مردم به صورت خوش، برخورد کن.
) زمانی که بنده‌ای از خدا بترسد، خداوند همه چیز را از او می‌ترساند (به او عظمت می‌دهد)‌ و زمانی که بنده‌ای از خدا نمی‌ترسد، خداوند او را از همه چیز می‌ترساند.
) ‌حقیقتاً تو به خاطر ترس از خدا چیزی (‌گناهی) را رها نمی‌کنی مگر این که خداوند بهتر از آن را به تو می‌دهد.
) همه چیز را از خداوند بخواهید حتّی بند نعلین خود را، زیرا اگر خداوند بدست آوردن آن را برای انسان، میسّر نکند ‌(به هیچ وجه) میسّر نخواهد شد.
) بهترین شما کسی است که آخرت خود را برای دنیا و دنیای خود را برای آخرت از دست ندهد (بلکه از هر دو دنیا استفاده کند) و سربار مردم نباشد.
) ‌همانا خداوند بزرگ هیچ بنده‌ای را عذاب نمی‌کند مگر بنده‌ی‌ بی‌دین و مغروری که بر خداوند طغیان کرده است (اطاعت او نمی‌کند) ‌و از گفتن (لا اله الا الله) امتناع می‌کند. (‌در وحدانیّت خداوند شک دارد.)
) همانا بخشش خداوند نسبت به بنده‌ی خود در دنیا این است که گناهانش را (از دیگران) پنهان کند.
) خداوند، گناه بنده‌ای را در دنیا پنهان نمی‌کند مگر این که روز قیامت (نیز) ‌آن بنده را (بخاطر گناهش) سرزنش نمی‌نماید.
) دوست داشتنی‌ترین اعمال نزد خدا،‌ این است که به خاطر خدا (‌چیزی یا کسی را) دوست و به خاطر آن دشمن داشته باشی.
) بهترین (و بالاترین) ‌اعمال، دوست داشتن (چیزی یا کسی) برای خدا و دشمنی (آنها) برای خدا است.
) کسی که دیدار خدا را (در نماز و مرگ و …) ‌دوست داشته باشد، خداوند (‌تیز) دیدار او را دوست دارد و کسی که دیدار خداوند را دوست نداشته باشد، خداوند (نیز) دیدار او را دوست نخواهد داشت.
) ‌کسی که به خاطر خدا (کسی یا چیزی را) دوست یا دشمن داشته باشد و به خاطر خدا ببخشد و منع کند (‌از دادن چیزی جلوگیری به عمل آورد) ایمانش کامل است.
) تمام مردم (‌روی زمین) به خداوند تعلّق دارند (چون خداوند آن‌ها را آفریده است و همه چیزشان به دست خداست) و خداوند کسانی که متعلّق به او هستند، دوست داشته و برای آن‌ها سود می‌رساند.
) زمانی که خداوند، بنده‌ای را دوست داشته ‌باشد، او را از دنیا دور نگه می‌دارد همان طوری که شما، انسان بیمار را از آب (در صورت مضرّ بودن) ‌باز می‌دارید.
) همانا کسانی که یکدیگر را (به خاطر خداوند و) در راه او دوست داشته باشند، در سایه‌ی خداوند (جای) می‌گیرند.
) هیچ بنده‌ای،‌ بنده‌ی دیگر را دوست ندارد، مگر این که خداوند او را گرامی می‌دارد.
) کسی که دوست دارد، مزه‌ی ایمان را بیابد (و بچشد)‌ پس باید کسی را که دوست دارد، به خاطر خداوند دوست داشته باشد.
) ‌دوست داشتنی‌ترین اعمال، نزد خداوند آن است که کسی به گرسنه‌ای غذا دهد یا قرض او را پرداخت نماید یا غصّه‌ای را از او برطرف کند.
) خدمتی که به همسر خود می‌کنی‌،‌ صدقه است. (‌چون همسر انسان نیاز به محبّت دارد و یکی از راه‌های محبّت در خدمت او بودن است.)
) مردی را دیدم که در بهشت به این طرف و آن طرف می‌رود (و علّت ورودش به بهشت این بود که) درختی را که در راه مردم بود و آن‌ها را اذیّت می‌کرد، قطع کرده بود.
) ‌اگر گناه نمی‌کردید، بر شما از بدتر از آن، می‌ترسیدم (‌و آن) ‌خودپسندی، خودپسندی است. ‌‌(‌یعنی انسان به خاطر گناه نکردن هم ممکن است خودپسند شود.)‌
) ‌هیچ مردی نیست که خود را بزرگ شمرده و در راه رفتن، مغرورانه می‌رود مگر این که خداوند موقع ملاقات با او، خشمگین است.
) ‌خوردن (‌چیزی) در بازار (در مقابل مردم، باعث)‌ پستی (‌انسان) ‌است (نزد مردم، سبک شمرده می‌شود.)‌
) ‌دل‌های خود را با زیاد خوردن و نوشیدن نمیرانید زیرا دل مانند زراعت است که وقتی آبش زیاد شد می‌میرد.
) ‌معده،‌ خانه‌ی بیماری است و پرهیز ‌(‌و رژیم غذایی مناسب)، سرآمد تمام داروهاست.
) ‌نخستین چیزی که روز قیامت،‌ میان مردم به آن رسیدگی می‌شود، در مورد خون است. (‌کسانی که قاتل بوده و به ناحق کسی یا کسانی را کشته و حقّ حیات را از آنها گرفته‌اند.)
) ‌مؤمن، غافلگیرانه حمله نمی‌کند و خون دیگری را نمی‌ریزد و به اصطلاح امروز مؤمن، ترور نمی‌کند.
) مرکّب علماء با خون شهیدان،‌ سنجیده شد (‌ولی)‌ مرکب علماء، سنگین‌تر شد. (زیرا علماء با قلم خود، شهید و شهادت را معنا کرده و در اذهان قرار می‌دهند.)
) ‌سریع‌ترین ثواب به نیکوکاری و پیوند خویشاوندی می‌رسد و سریع‌ترین عذاب به ستم (‌نسبت به مردم ) و بریدن از خویشاوندان می‌رسد.
) ‌بالاترین صدقه،‌ صدقه دادن به خویشاوندی است که (‌با تو) ‌دشمن است. (‌اگر به خویشاوند نیازمندی که حتّی دشمن ما باشد، صدقه بدهیم،‌ بهتر از صدقه دادن به دیگران است.)
) ‌اگرچه (با یک)‌ سلام هم باشد به خویشاوندان خود، نزدیک شوید.
) ‌همانا ثواب صدقه‌ای که بر خویشاوندان داده شود،‌ دو برابر خواهد شد.
بهترین شما کسی است که برای خانواده‌ی خود بهتر باشد. (زیرا کسی که با خانواده‌ی خود مهربان نباشد،‌ مهربانی با دیگران ریایی می‌شود.)
) صدقه (معنا ندارد) در حالی که خویشاوند، محتاج باشد. (اول باید به خویشاوندان فقیر رسیدگی کرد.)
) ‌کسی که پیوند با خویشاوندان را قطع کرده یا قسم به دروغ (و ناحق)‌ بخورد، قبل از مرگ آثار آن را می‌بیند.
) کسی که دوست دارد،‌ روزی او وسیع (و زیاد)‌ شود و عمرش، طولانی گردد، باید با خویشاوندان خود، ارتباط برقرار کند.
) ‌دو گروه هستند که خداوند در روز قیامت، به آن‌ها نگاه نمی‌کند:‌ کسی که پیوند خویشاوندی را قطع کرده و همسایه بد.
) همانا رحمت (‌و برکت) خداوند بر قومی که در بین‌شان، قطع‌کننده‌ی پیوند خویشاوندی باشد، نازل نمی‌شود.
) کسی که پیوند خویشاوندی را قطع می‌کند (‌و به آن‌ها رسیدگی نمی‌کند)‌ داخل بهشت نمی‌شود.
) ‌بهترین شما کسی است که خداوند او را برای (چیره شدن) بر نفسش یاری رسانده و (‌او نیز)‌ مالک نفس خود شده است،
) ‌خیانت بزرگ (آن) است که تو،‌ به برادر (‌ایمانی)‌ خود حرفی بزنی که او گمان می‌کند، راست است ولی به او آن را دروغ گفته‌ای.
) خیانت، فقر را به همراه دارد.
) طبیعت مؤمن هر صفتی را ‌(ممکن است)‌ داشته باشد، مگر خیانت و دروغ. (یعنی مؤمن کسی است که به این دو صفت اصلاً فکر نمی‌کند.)
) ‌طبیعت مؤمن، بر هر اخلاقی (‌ممکن است) ‌باشد (ولی) در مؤمن، خیانت و دروغ نیست (‌راه ندارد.)
) ‌شدیدترین عذاب در روز قیامت (متعلّق) ‌به کسی است که مردم گمان می‌کردند،‌ خیری در او هست ولی (‌دیده می‌شود) که هیچ خیری ندارد.
) ‌همانا، مرد تا زمانی که با مشورت‌کنندگان همراه است، نظرش همیشه درست است ولی زمانی که با مشورت‌کنندگان خیانت کند، خداوند بزرگ صحیح بودن نظر را از بین می‌برد.
) گفتن حرف خوب (‌و مفید و سازنده) ‌بهتر از سکوت و سکوت بهتر از حرف بد است.
) همانا خداوند بزرگ پرده‌ی بنده‌ای که ذرّه‌ای در آن نیکی باشد را پاره‌ نمی‌کند.
) خوبی (کارهای خوب) زیاد است (ولی) ‌عمل کننده به آن کم است.
) ‌خوبی،‌ همراه بزرگان شما است. (‌خوبی و کارهای شایسته را باید از بزرگان دین آموخت.)
) همانا خداوند بزرگ‌ می‌فرماید: تا زمانی که دو شریک (‌نسبت به هم) ‌خیانت نکرده‌اند، من سومین نفر هستم ولی زمانی که خیانت شد،‌ من از بین آن دو شریک می‌روم.
) ‌امانت‌داری،‌ روزی را و خیانت، فقر را فراهم می‌سازد. (‌زیرا به انسان امانت‌دار، اعتماد زیادی می‌شود و کارهای مهمّ و اساسی و پردرآمد به او سپرده می‌شود ولی انسان خائن در هیچ جایی،‌ اعتبار ندارد.)
) ‌علم فقط با یادگیری و بردباری فقط با آشکار کردن صبر، (به دست می‌آید) و کسی که به دنبال خوبی باشد به او داده می‌شود و کسی که از بدی بپرهیزد، او را نگه می‌دارند.
) کسی که به خوبی (‌کار نیک دیگری را)‌ راهنمایی کند، مثل این که (خودش) آن کار را انجام داده است.
) ‌عالِم و دانش‌آموز، هر دو در خوبی شریک هستند و در دیگر مردم، (که نه عالم و نه دانش‌آموز می‌باشند) خیری وجود ندارد.
) خزینه‌های خوبی و بدی نزد خداست و کلید آن‌ها مردان هستند. پس خوش به حال کسی که خداوند کلید خوبی و قفل بدی را (‌در دست او) قرار داده است و وای به حال کسی که خداوند، کلید بدی و قفل خوبی را (‌در دست او) قرار داده است.
) ‌هرگز (انسان) مؤمن از شنیدن (‌سخن) ‌نیک (‌و پسندیده) ‌سیر نمی‌شود تا این که سرانجام، به بهشت برود.
) ‌به کسی که بهره از مدارا (‌با مردم)‌ داده شده است، بهره‌ای از دنیا و آخرت نصیبش شده است.
) ‌در کسی که مهمان نپذیرد (‌به خاطر بخیلی)‌، خیری نیست.‌
) ‌زمانی که خداوند، خیری را برای بنده‌اش بخواهد،‌ او را در دین،‌ فقیه می‌کند و او را در دنیا (نسبت به امکانات دنیایی)‌ بی‌اعتنا می‌گرداند و به عیب‌هایش، آگاه می‌کند. (‌تا در رفع آن‌ها بکوشد.)‌
) (سراسر) ‌دین، نصیحت (‌پند و موعظه)‌ است.
) ‌اساس دین (‌عبارت است از:‌)‌ خیرخواهی (‌نسبت به دیگران)‌ به خاطر خداوند و دین و پیامبر و کتاب او و برای پیشوایان دین اسلام و برای تمام مسلمین. (یعنی نصیحت او با در نظر گرفتن این موارد است.)
) مؤمن برادر مؤمن است و نصیحت و خیرخواهی را در حقّ او،‌ در هر صورتی، رها نمی‌کند.
) برای دروغ‌گو بودن یک شخص، همین مقدار کافی است که هر (سخنی) که بشنود، بگوید.
) حقیقتاً مردی که از روش و عمل مردی (دیگر)‌ راضی شود، مثل اوست.
) (روزی) کمی که کفایت کند بهتر است از (‌روزی)‌ که زیاد باشد. (‌ولی) ‌به سرگرمی (تلف) شود.
) ‌خداوند رحمت کند کسی را که زبان خود را (از سخن زشت مثل تهمت و غیبت و دشنام و سخن‌چینی) حفظ کند.
) ‌در روز قیامت، بیشترین گناه، مربوط به مردمانی است که در مورد چیزهایی سخن می‌گویند که ربطی به آن‌ها ندارد. (به قول ضرب‌المثل فارسی، خود را نخود هر آشی می‌کنند.)
) با زنان (خود)‌ درباره‌ی دختران‌تان مشورت کنید. (زیرا زنان بهتر از خصوصیّات رفتاری و مزاجی دختران اطّلاع دارند.) ‌
) بهترین شما کسی است که به زنان و دختران خود، بهتر باشد.
) دنیای خود را (به واسطه‌ی کارهای نیک) اصلاح کنید و برای آخرت خود، کار نیک انجام دهید مثل این که فردا می‌میرید.
) بهترین شما کسی است که نسبت به دنیا، زاهد و بی اعتناء و نسبت به آخرت مشتاق است.
) هیچ‌کس از امّت من (اسلام) ‌نیست که سرپرستی سه دختر یا سه خواهر (خود را) بر عهده دارد و به آن‌ها به نیکی رفتار می‌کند،‌ مگر این که (‌خداوند) برای او، حجابی از آتش (جهنّم) قرار می‌دهد. (تا به او نرسد.)
) ‌دختران (خود را)‌ ناراحت مکنید زیرا آن‌ها، باعث اُنس (با شما) ‌هستند.
) هیچ مسلمانی نیست که دو دختر داشته باشد و با آن‌ها نیکی کرده و همراهی نماید، مگر این که (‌مهربانی)‌ آن دو دختر،‌ او را به بهشت داخل می‌کند.
) بر خداوند سخت است که از بنده‌ی مسلمان خود دو دختر را بگیرد (‌یا به واسطه‌ی دوری یا مرگ) و سپس او را داخل جهنّم کند.
) کسی که دارای سه دختر بوده و آن‌ها را تربیت کرده و شوهرشان دهد و با آن‌ها با خوبی رفتار نماید، پاداش او، بهشت است.
) چه نیکو ثروتی است (‌درخت) نخلی که در گل و لای محکم، شده است. (‌و همیشه می‌ماند و از محصولات و چوب آن استفاده می‌‌کند.)
) مردی نیست که درختی بکارد، مگر این که خداوند، برای او به اندازه‌ی‌ میوه‌هایی که از آن درخت درو می‌شود، پاداش می‌دهد.
) همانا خداوند بزرگ (همان‌طور) ‌که درد آفریده، ‌درمان را نیز خلق کرده است، پس (‌دردهای خود را با داروی خاصّ خودش) ‌درمان کنید.
) همانا خداوند، دردی قرار نداده مگر این که برای آن درد، شفائی قرار داده ‌است.
) ‌خداوند،‌ دردی نفرستاده مگر (‌این که) با آن،‌ شفاء (‌نیز) ‌نازل کرده است.
از گنجینه‌های خوبی، کتمان کردن مصیبت‌ها و (پنهان کردن) بیماری و (مخفی نگه داشتن) صدقه است.
) درمان، جزء تقدیر (الهی)‌ است و به فرمان خداوند، سودمند است. (پس دارو‌،‌ وسیله‌ای است که اگر خداوند بخواهد، اثر می‌کند.)
) راستگویی باعث آرامش و دروغ باعث اضطراب است. (‌کسی که راستگو باشد در زندگی خود، احساس آرامش می‌کند و از چیزی ترس ندارد برخلاف دروغ که آسایش را از انسان می‌گیرد و همیشه منتظر اثرات بد او می‌باشد.)
) همانا خداوند عزیز و بزرگ دروغ را در (صورت)‌ اصلاح (‌میان دو نفر) دوست دارد و راستگویی را در صورت (فسادآور بودن و اختلاف به وجود آوردن)‌ دشمن می‌دارد.
) ‌حقیقتاً در سخنان کنایه‌ای، گشایشی از دروغ وجود دارد. (‌می‌توان برای رهایی از دروغ به طور کنایه‌ای حرف زد تا دروغ نباشد و او به خطر هم نیفتد.)
) شما را از قسم دروغ خوردن، نهی می‌کنم.
) از دروغ بپرهیز زیرا دروغ با ایمان بیگانه است.
) از دروغ گفتن همین اندازه کافی است که هر چه شنیدی، بگویی. (به این صورت هم دروغ‌گو خواهی شد.)
) ‌بر شما لازم است که راست بگویید زیرا راستی، دری از درهای بهشت است و از دروغ دوری کنید زیرا دری از درهای جهنّم است.
) ‌رباترین رباها (بدترین آن) دشنام (نسبت به) آبروی دیگران است و سخت‌ترین دشنام‌ها، فحش است و کسی که ناقل فحش باشد یکی از دشنام دهندگان است.
) چهار چیز است که کم آن (هم) زیاد است: فقر، درد، دشمن و آتش.
) زمانی که زن برای غیر شوهرش، بوی خوش به کار ببرد، پس این کار،‌ آتش و ننگ است. (به همراه دارد)
) هر حسنه‌ای، صدقه است و هر چیزی که مرد مسلمان از ثروت خود برای خود و خانواده‌اش انفاق کند، برای او صدقه (نزد خدا) نوشته می‌شود و هر چیزی که شخص مسلمان به وسیله‌ی آن،‌ آبروی خود را حفظ کند، برای او به خاطر حفظ کردنش، صدقه نوشته می‌شود.
) (برای بزرگی گناه) ربا، هفتاد و سه باب وجود دارد که آسان‌ترین آن مثل این است که کسی با مادرش ازدواج کند و رباترین رباها، (ریختن) آبروی مردم مسلمان است.
) آسان‌ترین (نوع) ربا مثل کسی است که با مادر خود ازدواج کند و حقیقتاً‌ رباترین رباها (از نظر بدی) زبان‌درازی شخصی نسبت به آبروی برادر (مسلمان) خود است.
) سخت‌گیری شخص واجد (با دارایی و مال) آبرو و عقوبتش را آسان می‌کند. (یعنی همه جا نباید پول خود را خرج کند تا هم آبروی او ریخته شود و هم به خاطر صرف آن پول‌ها در گناه، عقوبت شود)
) سه گروه هستند که (ریختن) آبروی آنها برای تو، حرام نیست:‌ کسی که به فسق و فساد تجاهر می‌کند (یعنی گناه را بدون هیچ ترسی آشکار انجام می‌دهد) و پیشوا و رهبری ستمگر و بدعت‌گذار.
) حقیقتاً این آتش که شما (استخاره می‌کنید)، یک جزء از هفتاد جزء‌ آتش جهنّم است و اگر آتش جهنم، دوباره به وسیله‌ی آب (توسّط خداوند) خاموش نشده بود، هیچ نفعی برای شما نداشت و آتش جهنّم دنیا از خدایم خواهد که او را به آتش جهنم برنگرداند.
) بهترین شما کسی نیست که دنیا را به خاطر آخرت خود، رها کند و آخرت خود را برای دنیا رها کند (بلکه کسی است که از هر دو دنیا و آخرت) بهره‌مند گردد. زیرا دنیا (آدمی را) به آخر می‌رساند و سربار مردم نباشید.
) سخت‌‌ترین مردم از جهت پشیمانی در روز قیامت، مردمی است که آخرت خود را به دنیای غیر خودش فروخته است. (یعنی حتّی نفع دنیایی هم به او نرسیده‌ است و افراد دیگر بهره مند شده‌اند)
) خداوند دشمن کسی است که نسبت به دنیا، آگاه ولی نسبت به آخرت نادان است. (یعنی برای رسیدن به دنیا حاضر به انجام هر کاری و شناخت هر راهی است ولی برای امور اخروی تنبل است)
) حقیقتاً از جمله بدترین مردم از جهت اعتبار و ارزش نزد خداوند در روز قیامت، عبدی است که آخرت خود را به خاطر دنیایی غیر خودش از بین برده است.
) دنیا برای اهل آخرت حرام و آخرت برای اهل دنیا حرام است و دنیا و آخرت (هر دو) بر اهل خدا حرام است. (زیرا مقصود او خداست پس نه دنیا را می‌خواهد و نه آخرت را)
) سه چیز است که در هر کس باشد، ایمانش کامل است: مردی که در راه خدا از سرزنش ملامت کننده ترسی ندارد و در چیزی از عملش، ریا نمی‌کند و زمانی که دو کار بر او پیش آمد که یکی برای دنیا و دیگری برای آخرت باشد، کار مربوط به آخرت را بر دنیا اختیار می‌کند.
) هر کسی دنیا را دوست داشته باشد، به آخرت خود ضرر می‌زند و کسی که آخرت را دوست دارد، به دنیای خود ضرر می‌زند، پس چیزی که باقی است را بر چیزی که فانی است، ترجیح دهید.
) اگر به مرگ و راه او نگاه کنید، آرزو کردن و خوشحالی نسبت به او را دشمن خواهید داشت. (یعنی آروز می‌کردید که اصلاً نمی‌‌مُردید.)
) (هرگز) آرزوی مرگ نکنید (زیرا از آن خبر ندارید و اگر از آن مطلّع بودید، قطعاً آرزو می‌کردید که همیشه در دنیا بمانید.)
) مرگ برای هر مرد و زن مسلمان، کفّاره است. (فشار و سختی مرگ، کفّاره‌ی گناهان مؤمن است.)
) همانا خداوند به وسیله‌ی حکمت و برتری خود، آسایش و شادی را در یقین و رضا (به رضای خدا) قرارداده است و غم و غصّه را در شک و غضب، قرار داده است.
) در زمان آسایش به سوی خدا، توجّه کن و او را بشناس تا او نیز تو را در سختی بشناسد (و در آن موقع که کاری از کسی برنمی‌آید، به کمک تو برسد)
) سه چیز آفت دین است: عالم بدکار، رهبر ستمگر و مجتهد نادان.
) فراموشی، آفت علم است و ضایع کردن دانش به این است که آن را به غیر اهلش بگویی. (زیرا او نمی‌فهمد و در نتیجه آن علم را به تمسخر می‌گیرد)
) برای هر چیزی آفتی وجود دارد که او را فاسد می‌کند (و از بین می‌برد) و پیشوایان بد، آفت دین (اسلام) هستند.
) زمانی که خداوند بخواهد چیزی را بیافریند، چیزی نمی‌تواند مانع او شود.
) همانا خداوند بزرگ، خلق خود را در تاریکی آفرید و از نور خود بر آنها تاباند، پس کسی که در آن روز، از آن نور به او رسیده است، هدایت یافته و کسی که از آن نور دور شده است، گمراه گشته است.
) درباره‌ی خلق (خدا) فکر کنید و درباره‌‌ی آفریننده‌ی (آنها) نیندیشید زیرا شما قادر به شناخت اندازه‌ی او نیستید.
) در خلق خدا، بیندیشید ولی درباره‌ی خداوند فکر نکنید زیرا نابود خواهید شد. (چون ما چیزی را که دیده‌ایم و یا در اندازه‌ی ذهن ماست، می‌توانیم درک کنیم و نسبت به بالاتر از آن ناتوانیم. فکر کردن در مورد خدایی که بسیار بالاتر از ماست نه تنها به شناخت ما نسبت به ذات او کمک نمی‌کند بلکه در جهل قرار می‌گیریم و بعد از مدّتی می‌بینیم تار عنکبوت جهل، ما را اسیر خود کرده است)
) خداوند بزرگ فرمود: و کیست ستمکارتر از آن کسی که می‌خواهد مانند خلق من بیافریند؟ (اگر می‌توانند) پس دانه‌ای بسازند یا مورچه‌ای و یا دانه‌ جو، بسازید.
) از جمله چیزهایی که بخشش (خداوند) را به همراه دارد، ادای سلام و زیبایی سخن است.
) از جمله چیزهایی که بخشش (خداوند) را به همراه دارد، داخل کردن خوشحالی، (در درون قلب) برادر ایمانی تو است.
) بر هر شخصی حقّ و خوب است که در جای خلوتی بنشیند و گناهانش را به یاد آورده و از خداوند به خاطر آن گناهان، آمرزش بخواهد.
) بپرهیز از این که آثار نیکوکاران در تو دیده شود، (ولی) تو خالی از نیکوکاری باشی که در این صورت با ریاکاران (روز قیامت) محشور می‌شوی.
) خداوند، زنانی که خود را شبیه مردان می‌کنند، لعنت نماید.
) خداوند بزرگ فرمود: کسی که می‌داند، من قدرت بر بخشش گناهان او را دارم، او را می‌بخشم (به خاطر یقین و اعتقادش به مغفرت خداوند) و از این کار باکی ندارم مادامی که برای من چیزی را شریک قرار ندهد.
) کسی که از گناهش، بدش بیاید، بخشیده خواهد شد، اگر چه استغفار هم نکرده باشد.
) ‌کسی که (دیگری را) عفو کند، خداوند (نیز) او را مورد عفو قرار می‌دهد و کسی که (دیگری را) ببخشد، خداوند (نیز) او را می‌بخشد.
) ‌خداوند جلیل و باشکوه گناهان قبلی و بعدی مردی را که شاخه‌ی تیغی را از مسیر راه (مردم) بردارد، آمرزید.
) اگر بندگان (خدا بر روی زمین) گناه نمی‌کردند، حقیقتاً، خداوند خلقی را می‌آفرید که گناه کنند سپس آنها را مورد عفو قرار می‌داد و او آمرزنده‌ی مهربان است.
) اگر خداوند، پشیمانی بنده‌ی خود را بر گناه ببیند، او را می‌بخشد، قبل از آن که از خدا (به خاطر گناهش) استغفار بطلبد.
) ‌همانا خداوند بزرگ مرا نفرستاده است در حالی که اشکال‌گیر و اشکال‌تراش باشم ولی مرا آموزگاری آسان‌گیر (برای هدایت بشریّت) فرستاده است.
دانش بیاموزید و به خاطر آن، آرامش و سنگینی (نیز) یاد بگیرید و برای کسی که از او علم می‌آموزید، تواضع کنید.
) عالمی که علمش مورد استفاده (دیگران) قرار می‌گیرد، از هزار عابد بهتر است.
) ‌برای کسی که از او علم یاد گرفته‌اید، فروتنی کنید و (حتّی) برای کسی که به آن علم می‌آموزید، تواضع نمایید و (مانند)‌ علمای متکبّر نباشید.
) کسی که از او، علم یاد می‌گیرد و کسی که به او علم یاد می‌دهید را احترام بگذارید.
) مثل و حکایت کسی که به مردم، نیکی یاد می‌دهد و خودش را فراموش می‌کند، مثل فتیله‌ای (در چراغ) است که به مردم روشنایی می‌دهد و خودش را می‌سوزاند.
) ‌زمانی که خداوند، بنده‌ای را دوست داشته باشد، او را آزمایش می‌کند تا صدای ناله و زاری او را بشنود.
) زمانی که بنده‌ای در عمل خود، کوتاهی کند، خداوند او را به غم و غصّه مبتلا می‌سازد.
) همانا وقتی خداوند، خوبی قومی را بخواهد، آنها را (به سختی و فشار) مبتلا می سازد.
) همانا خداوند، بنده‌ی مؤمن خود را به بیماری دچار می‌سازد تا هر گناهی از او برطرف شود.
) هیچ بنده‌ای نیست که در دنیا به بلا مبتلا شود مگر به خاطر گناهان اوست و خداوند بخشنده‌تر و بزرگ‌تر نسبت به بخشش است تا این که (او بخواهد) در روز قیامت از گناهش سؤال کند.
) کسی که خداوند، خیرش را می‌خواهد، از او (چیزهایی را) می‌گیرد. (انسان‌ها به مصلحت خود آگاه نیستند و نمی‌دانند خوبی و بدی آنها در چیست؟ به همین دلیل، مؤمن راضی به رضای خداست و تمام امور خود را به او می‌سپارد.)
) برای مردان امّت من (اسلام)، پوشیدن لباس ابریشم و (بکار بردن) طلا، حرام و بر زنان امّت من، حلال است.
) (استعمال) طلا و لباس ابریشمی برای زنان امّت من حلال و بر مردان امّت، حرام است.
) خداوند کسی را که چیزی از ما بشنود و عین آن را که شنیده است، به دیگران برساند، یاری کند.
) کسی که به مؤمنی ضرر برساند و یا به او نیرنگ و حیله وارد کند، ملعون است.
) نیازمندی که بر در خانه‌ی مؤمن می‌آید، هدیه‌ی خداوند به سوی اوست (زیرا با انفاق به فقیر، به درجات مؤمن افزوده می‌شود.)
) زمانی که فقیری به نزد شما آمد، چیزی در دست او بگذارید اگرچه یک سُم سوخته (حیوان) باشد (که مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. البته در صورتی که چیزی در خانه نداشته باشد.)
) از گدایی بپرهیزید زیرا این کار، ذلّتی است که همراه اوست و نیازی است که در آن تعجیل می‌کنی.
) ‌به سوی اعمال نیک شتاب کنید از آن جهت که فتنه‌ها مثل پاره‌های شب تاریک است. مرد مؤمن در حال مؤمن بودن، صبح می‌کند و در حال کفر، شام می‌کند و هر کدام از این افراد، دین خود را به چیزهای اندک دنیا می‌فروشند.
) ‌به زودی این دین (اسلام) به وسیله‌ی ‌مردانی که نزد خداوند بی‌بهره‌اند، محکم می‌شود و به زودی در آخر زمان خَسْف (سبکی و خواری) و قَذْف (فحش و ترس) و مسخ (تغییر قیافه) می‌باشد زمانی که آلات موسیقی و زنان آرایشگر ظاهر شوند و شراب، حلال شود.
) حقیقتاً در مقابل ساعت (قبل از قیامت) دروغ ‌گویان (به خدا و رسول خدا) می‌آیند، پس از آن‌ها دوری کنید.
) حقیقتاً دستاویزهای اسلام یکی پس از دیگری شکسته می‌شود. پس هر زمان که دستاویزی شکسته شود، مردم به دستاویز بعدی روی می‌آورند. اولین دستاویزی که شکسته می‌شود، حکومت و حاکمیت (اسلام) و آخرین آن نماز است.
) حقیقتاً بر مردم زمانی می‌آید که افراد باکی ندارند به این که ثروت خود را از حلال به دست آورند و یا از حرام.
) حقیقتاً بر مردم زمانی می‌آید که از آنها کسی باقی نمی‌ماند مگر این که رباخوار است و اگر رباخوار نباشد، غباری از ربا به او می‌‌رسد. (با رفت و آمد میان آنها به ناچار از غذای آنها می‌خورد)
) ‌زمانی بر مردم می‌آید که افراد صابر در دین، مانند کسی هستند که آتش شعله‌ور به دست می‌گیرد. (یعنی در آخر الزّمان استقامت دین آن چنان سخت است گویا آتش شعله‌ور در دست گرفته است)
) زمانی بر مردم می‌آید که در آن مؤمن از گوسفندش ذلیل‌تر است. (آن چنان که به گوسفند و گوشت و شیر و خرید و فروش آن اهمیت می‌دهند و به آن می رسند، به مؤمن اهمیت نمی‌دهند)
) از شرائط ساعت (نشانه‌های قیامت) آن است که علم و دانش از بین می‌رود و نادانی ظاهر می‌شود و زنا، رایج می‌شود و شراب نوشیده می‌شود و مردان رفته و زنان باقی می‌مانند تا جایی که برای پنجاه زن یک سرپرست می‌باشد.
) از شرائط ساعت (نشانه‌های قیامت) دشنام و سخن زشت گفتن و قطع کردن پیوند خویشاوندی و خائن دانستن امین و امین دانستن خائن است.
) اگر برای فرزند آدم، دو وادی و درّه از طلا باشد، علاوه بر آن دو، وادی سوم را (نیز) می‌خواهد و شکم فرزند آدم را جز خاک (چیز دیگری) ‌پر نمی‌کند و هر کس توبه کند، خداوند توبه‌پذیر است.
) اگر برای فرزند آدم، درّه‌ای از (بوستان) نخل بود، آروزی (بوستان دیگری را) مثل آن می‌کرد سپس (دوباره) مثل آن را آرزو می‌کرد و همین‌طور درّه‌های زیادی را (نیز) آرزو می‌کرد و شکم فرزند آدم را به جز خاک (چیز دیگری) پر نمی‌کند.
) لباس‌های خود را بشویید و موهای خود را برگیرید ‌(نگذارید زیاد بلند شود) و مسواک بزنید و آراسته شوید و (خود را) نظافت کنید. زیرا (قوم) بنی اسرائیل این کار را انجام نمی دادند پس در نتیجه زنان‌شان زنا دادند.
) آرامش نوعی امنیّت و رها کردن آن نوعی زیان است.
) نیکی و خوبی به زیبایی لباس و (آراستگی) ظاهر نیست بلکه خوبی (عبارت است از) آرامش و سنگینی.
) ترسناک‌ترین چیزی که نسبت به امّتم از آن می ترسم (پیروی از) هوس و (داشتن) آرزوی دراز است.
) از امروز و فردا کردن (نسبت به کارهای خوب) و آرزوی دراز بپرهیز زیرا (این دو) سبب نابودی امّت‌ها شد.
) ‌هیچ ثروتمندی نیست مگر این که روز قیامت دوست دارد (و‌ آرزو می کند) که (ای کاش) در دنیا فقط، غذا به اندازه‌ی نیاز به او داده می‌شد.
) زیان‌کارترین مردم در معامله، مردمی هستند که خود را در آروزهایشان پیر کردند و روزگار (نیز) آنها را از رسیدن به مرادشان یاری نکرد. پس بدون توشه از دنیا خارج می‌شده و بدون دلیل بر خداوند بزرگ وارد می شوند.
) ‌کسی که سخت‌ترین شکنجه‌ها را در دنیا به مردم می‌داد، در روز قیامت نزد خدا مورد سخت‌ترین شکنجه‌ها واقع شود.
) اوقات آزار در دنیا، اوقات آزار در آخرت را از بین می‌برد. (کسی که در دنیا مورد اذیّت و آزار قرار بگیرد، در قیامت از عذابش کاسته می شود)
) ‌شاخه‌ی درختی در راه (عبور مردم) بود که مردم را اذیّت می‌کرد، سپس مردی آن شاخه را دور کرد و (به همین دلیل) داخل بهشت شد.
) هر آزار دهنده‌ای (به مردم) در آتش (جهنّم) ‌است.
) کسی که مسلمانی را اذیّت کند، مرا آزار داده و کسی که مرا آزار دهد، خدا را آزار داده است.
) اذیّت و آزار را از راه (و مسیر) مسلمانان صاف و هموار کن.
) برای مؤمن جایز نیست که کسی طوری با شدّت به او نگاه کند که او را اذیّت نماید.
) کسی که مسلمانان را در راه (عبورشان) اذیّت کند، بر مسلمین لازم است که او را لعن کنند.
) خداوند، بنده‌ای را که زمان فروش و زمان خرید و موقع پرداختن و موقع گرفتن،‌ آسان می گیرد، دوست دارد.
) آیا به شما نسبت به کسی که فردا (روز قیامت) آتش (جهنّم) بر او حرام است، خبر ندهم؟ (او کسی است که) ملایم نرم خویی است که زود سهل (آسان گیر) می باشد.
) همانا خداوند بزرگ بنده‌ای که آسان گیر آزاده است را دوست دارد.
) ‌آتش جهنّم بر کسی که ملایم آسان‌گیر و نزدیک به مردم است، حرام می‌باشد.
) خداوند، بنده‌ای را رحمت کند که زمان فروش و زمان خرید و موقع پرداختن و موقع گرفتن سهل بگیرد.
هیچ آسانی نیست مگر چیزی که آسان قرار دادی (سادگی، سادگی می‌آورد، اگر در امری آسان بگیریم، آسان خواهد شد و آسان هم می‌گذرد)
) (از علم خود) بیاموزید و آسان بگیرید و سخت مگیرید و بشّاش‌رو باشید و خشم نگیرید و زمانی که یکی از شما عصبانی شد، پس سکوت کند.
) کسی که همیشه ساده‌گیر، ملایم و نرم‌خو باشد خداوند، او را بر آتش جهنّم حرام می‌کند (نمی‌گذارد آتش جهنم او را بسوزاند، آتش فرمان می‌دهد که او را در بر نگیرد)
) به سؤال کننده (نیازمند) چیزی عطا کن، اگر چه سوار بر اسب به نزد تو بیاید (نگو که چون سوار بر اسب است، پس دروغ می‌گوید که محتاج است) و حقّ کارگر را قبل از آن که عرق بدنش، خشک شود، عطا کن.
) زمانی که بزرگ قبیله‌ای به نزد شما آمد، او را مورد احترام قرار دهید.
) تاجر در انتظار روزی و محتکر در انتظار لعنت است. (تاجر با تجارت حلال خود، منتظر به دست آوردن روزی حلال است ولی محتکر باید انتظار لعنت خدا و مؤمنین را داشته باشد.)
) به کسی که (مواد مورد نیاز مردم را به بازار) وارد می‌کند، روزی داده می‌شود و به شخص احتکار کننده، لعن فرستاده می‌شود.
) کسی که مواد غذایی (مورد نیاز را) بر مسلمانان احتکار کند، خدا او را به بیماری جزام، مبتلا می‌سازد.
) ‌همانا خداوند بزرگ، رزق را به اندازه‌ی‌ نیاز آن (به مردم) فرستاده است و صبر را (نیز) به اندازه و (نوع) بلا می‌فرستد.
) اوج بلا (و سختی و فشار و عذاب) این است که به آن چه در دستان مردم است، نیازمند شوید (ولی) از (دادن به) شما، منع کنند.
) ‌زمانی که (میان مردم) داوری می‌کنید، عادلانه قضاوت کنید و زمانی که سخن می‌گویید، نیکو سخن بگویید زیرا خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
) نیکی کردن آن است که خداوند را عبادت کنی مثل این که او را می‌بینی، (زیرا) اگر تو او را نمی‌بینی، او تو را می‌بیند.
) از همراهی با احمق بپرهیز، زیرا او می‌خواهد به تو سود برساند ولی به تو ضرر می‌زند. (زیرا راههای سود و زیان را نمی‌داند.)
) مؤمن، ملایم نرم‌خویی است تا جایی که از نرم‌خویی او گمان می‌کنی، احمق است.
) در مقابل بی‌خردی‌های خود (کارهای نسنجیده و بعدها موجب پشیمان شدن)‌ بایستید (بی‌خردی‌های خود را برگیرید و نگذارید موجب اذیّت شما شود.)
) با احمق، قطع رابطه کن. (زیرا به تو در هر صورت ضرر می‌زند.)
) دین خود را خالص کن تا عمل کم (نیز) تو را کفایت کند. (زیرا مقدار ثواب به عمل، با توجّه به نوع اخلاص است.)
) همانا خداوند بزرگ از عمل (شخص مسلمان) چیزی را قبول نمی‌کند مگر آن اندازه از عمل که خالص باشد و به خاطر ذات او (خداوند) صورت گرفته باشد.
) خداوند بزرگ فرمود: محبوب‌ترین چیزی که بنده‌ی من به واسطه‌ی آن مرا عبادت می‌کند، اخلاص (در کارها) برای من است.
) اعمال (نیک) خود را برای خداوند، خالص گردانید زیرا خداوند به جز عملی که خالص برای او باشد، قبول نمی‌کند.
) برترین شما از نظر ایمان، خوش خلق‌ترین شما هستند. (همین است که گفته می‌شود حسن خلق، نصف دین است.)
) همانا خوش خلقی، گناه را از بین می‌برد، همان طوری که آفتاب، یخ را ذوب می‌کند.
) ‌برترین مؤمن در اسلام کسی است که مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند و برترین مؤمن در ایمان، خوش خلق‌ترین شما است.
) همانا مردم چیزی بهتر از خوش خلقی دریافت نکرد‌ه‌اند (زیرا آسایش و رحمت الهی را به همراه دارد و میان انسان‌ها محبوب می‌شود.)
) همانا کامل‌ترین مؤمن در ایمان، خوش خلق‌ترین شما است و آن کسی است که به خانواده‌اش مهربان‌تر باشد.
) همانا خداوند بزرگ بخشنده است (به همین دلیل) بخشش را دوست دارد و اخلاق خوب و والا را دوست دارد و اخلاق پست را ناپسند می دارد.
) دشنام و سخن زشت در هیچ موردی (از صفات اسلامی روا) نیستند و همانا نیکوترین از مردم در اسلام، خوش خلق‌ترین‌شان است.
) سه چیز نزد خدا از فضائل اخلاقی است: این که از کسی که به تو ظلم کرده است، گذشت کنی و به کسی که به تو تحریم کرده است، عطا کنی و با کسی که از تو بریده است (قطع رابطه کرده است) ارتباط و اتّصال برقرار کنی.
) بهترین شما، نیکوترین‌تان در اخلاق است همان کسانی که (خود با مردم) سر سازش دارند و (مردم بریده از هم را به یکدیگر) سازش می‌دهند.
) ‌همانا محبوب‌ترین شما نزد من، خوش خلق ترین‌تان است.
) همانا بهترین (کارهای) خوب، خوش خلقی است.
) همانا تقوی و خوش خلقی، بیشترین عملی است (که به خاطر آنها) مردم وارد بهشت می شوند.
) همانا بنده به وسیله‌ی خوش خلقی درجه‌ی روزه‌دار شب زنده‌دار را درک می‌کند.
) ‌بهترین چیزی که به مرد مؤمن داده شده است، خوش خلقی است و بدترین چیزی که به مرد داده شده است، بد دلی است در حالی که صورت نیکویی دارد. (بد سیرتی در خوش سیرتی)
) ‌در هر جایی که می‌باشی (و حضور داری) از خدا بترس و گناه را با نیکی بعد از آن، از بین ببر و با مردم به واسط‌ه‌ی خوش خلق، سازگار باش.
) اخلاق خوب از اعمال بهشت است. (در بهشت به جز کار خوب، عملی دیده نمی‌شود، پس عمل خوب در دنیا، انسان را به یاد بهشت می اندازد.)
) آیا به شما به ساده‌ترین عبادت خبر ندهم که آسان‌ترین عبادت بر بدن است؟ (نه تنها بدن خسته نمی‌شود، بلکه به نفع روح و جسم انسان است آن عبادات عبارتند از:) سکوت و خوش خلقی.
) کامل‌ترین مؤمن در ایمان، خوش خلق‌ترین آنها است و بهترین شما (کسی است) که به زنان‌شان بهتر باشد.
) نخستین چیزی که (روز قیامت) در ترازوی (سنجش اعمال) برای وزن گذاشته می‌شود، خوش خلقی است.
) خوش خلقی، خلق و خوی (روش ذات) خداوند بزرگ است.
) خوش خلقی، نصف دین است.
) بیشتر حقّ متعلّق به شوهر نسبت به همسر خود و مادر نسبت به فرزند خود است (پس حقّ‌ شوهر و مادر از تمام حقوق بالاتر است و در صورت رعایت نکردن آن،‌ خداوند نمی‌گذرد.)
من زنی که از خانه‌اش، دامن کشان برای شکایت از شوهرش بیرون برود را دشمن می‌دارم. (یعنی زن و شوهر تا جایی که امکان دارد اختلافات خود را خودشان حلّ کنند.)‌
هر زنی که خود را خوشبو کرده و سپس بر گروهی (از مردان نامحرم) عبور کند تا بوی آن را احساس کنند، (‌چنین زنی)‌ زناکار است و هر چشمی (با نگاه به نامحرم)‌ زناکار می‌شود.
هر زنی که بدون اجازه‌ی شوهرش از خانه، خارج شود، مورد خشم خداوند است تا به خانه برگردد یا شوهرش از او راضی شود.
) هر زنی که بمیرد و شوهرش از او راضی شود، داخل بهشت می‌شود.
) هر زنی که لباسش را در غیر خانه‌ی خود بیرون بیاورد (‌و حجاب خود را رعایت نکند) خداوند، پرده‌ی خود را از او پاره می‌کند (و در دنیا و آخرت رسوایش می‌سازد.)‌
) ‌هر زنی که لباسش را در غیر خانه‌ی شوهرش بیرون بیاورد (‌و به او خیانت کند)‌ پرده‌ی میان خود و خدا را پاره کرده است. (‌و در دنیا و ‌آخرت رسوا می‌شود.)‌
) ‌برای نطفه‌های خود (رحم پاکی) انتخاب کنید و با هم شأن خود ازدواج کرده و به چنین کسانی هم زن بدهید.
) زمانی که مردی دو زن داشته باشد، و میان آنها به عدالت رفتار نکند، روز قیامت، یک بخش آن افتاده است. (یعنی دین او ناقص خواهد بود.)
سه گروه هستند که نماز آنها قبول نشده و اعمال خوب آنها، بالا نمی‌رود: برده‌ای که فرار کرده است تا زمانی که به نزد سرور خود برگردد و زنی که شوهرش از او ناراضی است تا زمانی که راضی شود و انسان مست تا زمانی که به هوش بیاید.
) بهترین شما کسی است که نسبت به زنان و دخترانش بهتر باشد. (زیرا آنها روح لطیفی دارند و با مسائل به صورت احساسی و عاطفی برخورد می‌کنند.)
) بهترین مسجد، برای زنان، گوشه‌ی اتاق‌شان است. (مگر این که رفتن به مسجد به منظور آگاهی از احکام و عقاید اسلامی ‌باشد.)
) سه گروه هستند که خداوند در روز قیامت نگاهی به آنها نمی‌کند:‌ کسی که عاقّ پدر و مادرش شده است (‌یعنی از او راضی نیستند) ‌و زنی که خود را شبیه مردان می‌کند (مثل آنها لباس پوشیده و حرف می‌زند و عمل می‌کند) و بی‌غیرت.
) ‌زنِ آزاد باعث اصلاح خانه و کنیز باعث فساد خانه است. (‌زیرا زن، خود را ملزم به اطاعت از شوهر می‌داند و دیگران نیز به او منظور بد ندارند ولی به کنیز با منظور خاصّی نگاه کرده و ممکن است آن کنیز لغزش کند.)
) پنج چیز از مصیبت‌‌های دنیا است: مرگ دوست و از بین رفتن ثروت و سرزنش دشمنان و رها کردن علم و زن بد.
) نماز فُرادای زن بیست و پنج درجه از نماز جماعت او بهتر است (مگر این که با رفتن به نماز جماعت احکام دینی خود را می‌آموزد که در این صورت رفتن او لازم است.)
) برای گناه یک فرد، همین مقدار کافی است که حقوق (همسر خود را) پایمال کند.
) اگر زن، حقّ شوهر (نسبت به خود) را می‌دانست صبح و شام موقع غذا از نزد او بلند نمی‌شد تا زمانی که (غذایش) را تمام کند. (یعنی بی‌چون و چرا در خدمت او بود.)
) زن حقّ ندارد، (حتّی) از ثروت خود، بدون اجازه‌ی شوهرش به کسی بدهد. (به شرط آن که حقّ شوهرش با این کار ضایع شود و شوهرش به آن مال نیاز داشته باشد.)
) نمازی که زن، در تاریک‌ترین قسمت اتاق، به جا می‌آورد نزد خداوند از تمام نمازها، محبوب‌تر است.
) بابرکت‌ترین زنان، کسانی هستند که مخارج‌شان کمتر باشد. (توقّعات بی‌جا از شوهر خود نداشته باشند.)
) اگر (قرار بود) به کسی دستور می‌دادم که بر شخصی دیگر سجده کند، به زنان امر می‌کردم که بر شوهران خود سجده کنند زیرا خداوند حقّ (بزرگی) را به گردن زنان قرار داده است.
) حقیقتاً شوهر نزد همسر خود جایگاهی دارد که برای چیز (دیگری) چنین جایگاهی وجود ندارد.
) کار زنان به دست پدران‌شان است و رضایت آنها، با سکوت است. (آن سکوتی که از روی شرم نسبت به گفتن باشد نه از روی ترس که اگر بگوید، پدرش بر او سخت می‌گیرد.)
) کمترین ساکنان اهل بهشت، زنان هستند. (با توجّه به مقایسه‌ی آنها با مردان که البته زن بیشتر از مرد در معرض گناه است.)
) از برهنگی زنان (برای نگهداری‌شان) استفاده کنید زیرا زمانی که زنان دارای لباس فراوان شدند و زینت‌شان، نیکو شد، مایل به بیرون رفتن از خانه هستند. (برهنگی زنان یعنی زن نباید تمام فکر خود را برای خرید لباس بگذارد.)
) کامل‌ترین مؤمن از نظر ایمانی کسی است که خوش‌ خلق‌تر باشد و بهترین شما کسانی هستند که به زنان‌شان بهتر باشند.
) زنان را برهنه بگذارید (یعنی مگذارید بیشتر از حدّ نیازشان، لباس و زیور آلات بخرند) تا خانه‌نشین شوند. (و میل به نشان دادن لباس و زیور آلات خود به مردان نامحرم نداشته باشند.)
) سه گروه هستند که هرگز داخل بهشت نمی‌شوند: (مرد) بی‌غیرت و زنی که خود را شبیه مردان می‌کند و کسی که همیشه شراب می‌نوشد.
) بهترین زنان کسانی هستند که فرزندآور و مهربان باشند.
) سپاس و تشکر بر نعمت (نزد خداوند) آن را از نابودی در امان می‌دارد.
) در بهشت خانه‌ای وجود دارد که به آن، خانه‌ی سخاوتمندان (و بخشندگان به دیگران) گفته می‌شود.
) حقیقتاً خداوند بزرگ به شما سفارش می‌کند که با زنان به نیکی رفتار کنید زیرا زن‌ها، مادران و خواهران و خاله‌های شما هستند (و احترام به آنها واجب است.)
) از گفت و گو با زنان (نامحرم) دوری کنید زیرا مردی با زنی (در یک جا) خلوت نمی‌کند مگر این که قصد او می‌کند. (میل به او پیدا می‌کند.)
) سه گروه داخل بهشت نمی‌شوند: عاقّ پدر و مادر (کسی که پدر و مادرش از او راضی نباشند) و (مرد) بی‌غیرت و زنانی که خود را (شبیه) مردان می‌کنند.
) زنان بارداری که دارای فرزند و شیرده‌ بوده و نسبت به فرزندانش مهربان هستند، اگر رفتاری که با شوهران‌شان می‌کنند نبود، نمازگزاران‌شان به بهشت می‌رفتند. (یعنی رفتار زن و شوهر در اخلاق آنها تأثیر مستقیم می‌گذارد.)
) بهترین زنان کسانی هستند که زمانی که شوهرشان به آنها نگاه می‌کنند، خوشحال می‌شوند و زمانی که به آنها دستور دادند، اطاعت می‌کنند و در جان و مال شوهرشان به چیزی که راضی نیستند، مخالفت نمی‌کنند. (یعنی در مال و جان شوهران‌شان به آنها خیانت نمی‌کنند.)
) بهترین زنان کسانی هستند که وقتی به آنها نگاه کنی (یعنی شوهرشان نگاه‌شان می‌کند) خوشحال می‌شوند و زمانی که به آنها دستور دادی، اطاعت می‌کنند و در غیاب شما، از جان و مال شما، محافظت می‌کنند.
) بهترین شما کسی است که نسبت به خانواده‌اش (زن و فرزندش) بهتر باشد و من از شما نسبت به خانواده‌ام بهتر هستم و فقط انسان‌های بزرگ، زنان را گرامی ‌داشته و انسان‌های پست، آنها را ذلیل می‌کنند.
) اگر زنان نبودند (که خود را زینت کرده و مردان را به کارهای زشت ترغیب می‌کنند) خداوند آن‌گونه که شایسته‌ی پرستش او بود، عبادت می‌شد.
) بعد از من هیچ فتنه‌ای بر مردان زیان‌آورتر از زنان (بد و فاسد) نیست. (که آنها را به طرف گناه دعوت می‌کنند برخلاف زنان خوب که مردان را به سوی هدایت فرا می‌خوانند.)
) وای به حال زنان از دو چیز رنگین (که آنها را به فساد می‌کشاند) طلا و لباس زیبا.
) حکایت زنی که دامن‌کشان، زینت خود را به غیر از شوهرش (نشان می‌دهد) مانند تاریکی در روز قیامت است که هیچ نوری ندارد.
) کسی که علمش زیاد ولی نسبت به دنیا بی‌اعتنا نباشد، دوری او از خدا بیشتر می‌شود.
) نسبت به دنیا بی‌اعتنا باش تا خداوند تو را دوست داشته باشد و نسبت به آنچه در دست مردم است، (نیز) بی‌اعتنا باش، تا مردم تو را دوست داشته باشند.
) بی‌نیازترین مردم کسانی هستند که خانواده (همسر و فرزند) و همسایه‌ی عالِم باشند (به شرط آنکه از آن عالِم استفاده کنند.)
) هم‌نشینان خدا در روز قیامت اهل تقوی و بی‌اعتنایان نسبت به دنیا هستند.
) وای به حال کسی نسبت به (کار) مسلمانی، طول دهد (و او را سرگردان و بلاتکلیف نماید) و حقّش را کم بدهد.
) اگر بر دشمن خود، قدرت یافتی (که به راحتی می‌توانی او را شکست بدهی) گذشت را شکرانه‌ی قدرت یافتن بر او قرار بده.
) دعا، همان (نوعی) عبادت است.
بی‌اعتنایی در دنیا به قلب و جان آرامش می‌دهد و علاقه به دنیا قلب و جان را خسته می‌کند.
) تا زمانی که بی‌اعتنایی (به دنیا) و تقوای (الهی به واسطه‌‌ی پرهیز از گناه) ساختگی (و با ریا باشد) قیامت برپا نمی‌شود. (زیرا برپایی قیامت، نشانه‌هایی دارد که اخلاص افراد مؤمن یکی از آنهاست.)
) کسی که (به دیگران) ضرر بزند، خداوند به او ضرر می‌رساند و کسی که (بر دیگری) سخت بگیرد (و فشار بیاورد) خداوند (نیز) بر او سخت می‌گیرد.
) بنده‌ای که خداوند بزرگ در قلبش، مهربانی نسبت به انسان‌ها را قرار نداده است (و او به واسطه‌ی اعمال بد خود مثل بداخلاقی و بخل این توفیق را از دست داده باشد) پشیمان و زیان‌کار می‌باشد.
) برای کسی که گدایی می‌کند، حقّی وجود دارد (که باید به او داده شود) اگرچه بر اسب سوار شده و به نزد تو بیاید. (و تو نباید بگویی پس چون سوار بر اسب است، دروغ می‌گوید.)
) چنان که یکی از شما ریسمانی را به دور هیزم بسته و به پشت خود حمل کند آسان است از این که به نزد مردی برود که خداوند از بخشش خود به او داده است (و ثروتمند شده است) و تو از او چیزی بخواهی که (ممکن است) به تو بدهد یا ندهد.
) اگر می‌دانستید که در گدایی کردن چه (ذلّّت و گرفتاری) وجود دارد، هیچ‌کدام از شما چیزی را از کسی درخواست نمی‌کرد.
) اگر افراد نیازمند دروغ نمی‌گفتند (در حالی که بی‌نیاز می‌باشند امّا به دروغ می‌گویند، ما فقیر هستیم) کسانی که آنها را رد کرده (و چیزی نمی‌دادند) تأیید نمی‌شدند. (پس کسی که نیازمند دروغ‌گو را از در خانه‌ی خود بیرون کند مورد سرزنش قرار نمی‌گیرد.)
) گفتن حرف‌های دیگران و حرف‌های خود و زیاد پرسیدن (درباره‌ی هر چیزی) و از بین بردن ثروت خود (با حالت اسراف) را رها کن.
(جایگاه) کسی که در حال بی‌نیازی، گدایی می‌کند، آتش جهنّم است.
) در چهره‌ی کسی که با حالت بی‌نیازی گدایی می‌کند، در روز قیامت، عیبی وجود دارد (که همه را به خود متوجّه می‌کند.)
) کیست آن کسی که گدایی نکردن از مردم (و خوردن از بازوی خودش) را برای من ضمانت کند، تا من (نیز) بهشت را به او ضمانت دهم.
) این که یکی از شما ریسمانی را گرفته و به سوی کوه بالا برود و هیزم جمع کند سپس فروخته و (از پول آن) بخورد و صدقه دهد، بهتر است از این که از مردم درخواست کند.
) گروهی (دست خود را برای نیاز) به سوی خداوند بالا نمی‌برند مگر این که بر خدا لازم است که چیزی را که می‌خواهد، در دستش بگذارد.
) گدای (نیازمند) را رد نکنید اگرچه به نصف خرما باشد (اگر چیزی ندارید.)
) کسی که به خاطر زیادی ثروت، از مردم چیزی درخواست کند، (آن چیز) آتش است (که اگر کم بخواهد) کم بوده و (اگر زیاد بخواهد) آن آتش زیاد می‌باشد.
) حقیقتاً سپاس‌گزارترین مردم کسانی هستند که نسبت به مردم سپاس‌گزارتر می‌باشند.
) چیزی را از مردم نخواهید و اگر تازیانه‌ی تو (از دستت) افتاد (و تو سواره هستی) پایین بیا و آن را بردار. (یعنی انسان در هیچ کاری نباید به دیگران تکیه کند.)
) حقیقتاً قبض روح کردن فرشته‌ی مرگ از هزار ضربه‌ی شمشیر سخت‌تر است.
) خداوند، مخلوقات خود را آفرید و زمان مرگ‌شان و اعمال‌شان (که خوب یا بد است) و روزی آنها را (با توجّه به اختیاری که انسان دارد) رقم زد.
) آسان‌ترین لحظات مرگ، مانند صد ضربه‌ی شمشیر است.
) زمانی که بنده‌ای بمیرد، مردم می‌گویند: از خود (در دنیا) چه بر جا گذاشته و فرشتگان می‌گویند: با خود چه آورده (و چه چیزی از قبل فرستاده) است.
) کسی که بدون نیاز (از دیگران) چیزی بخواهد، گویا شراب خورده است. (یعنی همان‌طوری که شراب حرام و گناه بزرگی است، گدایی کردن در صورت بی‌نیازی نیز چنین است.)
) هیچ‌کس مانند خداوند، ستایش را دوست ندارد (زیرا او شایسته‌ترین موجود برای ستایش است) و هیچ کس مانند خدا، عذر را نمی‌پذیرد.
) دوست داشتن ستایش از طرف مردم (انسان را) کور و کر می‌کند (یعنی باعث غرور شده و رذائل اخلاقی دیگر را به همراه دارد.)
) خداوند به بنده‌ای که شکرگذار نعمت است، نعمتی نمی‌دهد مگر این که ستایش او بالاتر از نعمت است اگرچه (خود) نعمت (هم) بزرگ است.
) کسی که با نافرمانی خداوند، بخواهد از مردم تشکر کند، مردم ستایش‌گر او را مذمّت می‌کنند. (مثلاً در مقابل کسی که چیزی به ما می‌دهد، با گناه از او تشکر کنیم، مثل این که به او رشوه بدهیم.)
) مؤمن همیشه (و در هر حالی) خوب است، جانش از دو پهلوی او کنده می‌شود (ولی باز) خداوند را سپاس می‌گوید.
) خدا را بزرگ بشمارید تا او شما را ببخشد (و از گناهان شما درگذرد.)
) بدانید! که پروردگار تو، ستایش را دوست دارد (زیرا استحقاق پرستش و ستایش را دارد.)
) حقیقتاً پروردگار تو، ستایش کنندگان (به او را) دوست دارد.
) از ستایش (دیگران) بپرهیز زیرا (این کار) مانند سر بریدن است (یعنی ممکن است دشمنانی از روی حسادت پیدا کند و جان او به خطر بیفتد.)
) سر بریدن مرد، این است که روبروی او، ستایشش کنی. (و او مغرور شده و دیگران نیز نسبت به او حسودی کنند.)
) بر چهره‌ی ستایش‌گران، خاک بریزید (زیرا در مقابل شما، ستایش کرده ولی پشت سرتان توهین می‌کنند.)
) مبغو‌ض‌ترین بندگان نزد خداوند کسانی هستند که لباسش از عملش بهتر باشد (یعنی) لباسش مانند لباس پیامبران و عملش مانند عمل ظالمان است.
) از ظلم کردن (به دیگران) بپرهیزید زیرا ستم کردن، تاریکی در روز قیامت را (به همراه دارد.)
) از ظلم دوری کنید زیرا هیچ عذابی مانند عذاب ظلم، آماده‌تر نیست.
) کسی که بر شخصی که به جز خدا، یاوری ندارد، ستم کند، عذاب خداوند بر او (بسیار) شدید است.
) زمانی که مردم ستم را (با چشم خود) مشاهده کردند، امّا با دو دستان خود (جلوی ظلم را نگرفتند، نزدیک است که عذاب خداوند، همه را شامل شود.)
) بر خداوند لازم است که دعای مظلومی که قبل از خود نسبت به کسی، همان ظلم به خودش را کرده ‌است، مستجاب نکند. (بعضی از انسان‌‌ها مورد ظلم قرار می‌گیرند در صورتی که خودشان چنین ظلمی را بر سر دیگری آورده‌اند، چنین شخصی دعایش پذیرفته نمی‌شود.)
) ظلم، تاریکی در روز قیامت را (به همراه دارد.)
) افراد ستمگر و یاران‌شان، در آتش جهنّم هستند.
) عذابی، از عذاب ستم، سریع‌تر نیست.
) ‌دعا نسبت به چیزهایی که فرستاده شده و یا فرستاده نشده‌ است،‌ مفید است، پس ای بندگان خدا! دعا کردن بر شما لازم است.
کسی که صبح کند در صورتی که نیّت ظلم نسبت به کسی نداشته باشد، گناهانش بخشیده می‌شود.
) هیچ بنده‌ای نیست که به بنده‌ای دیگر ظلم کند که (مظلوم) قصاص (از ظالم) نکند، خداوند، روز قیامت او را قصاص خواهد کرد.
) به جز زنازاده و کسی که رگی از آن را دارد، (کسی دیگر) به مردم ظلم نمی‌کند. (منظور این نیست که هر کسی ظلم می‌کند، زنازاده است بلکه منظور این است که اگر انسانی با وجدان باشد و تعصّب بشری داشته باشد، ظلم نمی‌کند پس منظور از زنازاده و کسی که رگی از آن دارد، انسان بی‌تعصّب و بی‌وجدان است.)
) کسی که به ظالمی، یاری برساند، خداوند، آن ظالم را بر خود او، مسلّط می‌کند. (تا به او هم ستم کند.)
) کسی که با ظالم، (حتی) را ه برود، حقیقتاً گنهکار است. (زیرا اگر گنهکار نباشد، با ظالم رفت و آمد نمی‌کند.)
) کسی که به ظالمی یاری برساند تا حقّی را به واسطه‌ی باطل خود، پایمال کند، از حمایت خداوند و رسولش، خارج می‌گردد.
) کسی که به وسیله‌ی ظلم بر دعوایی (به جانب باطل) کمک برساند، تا از آن کار، دست برنداشته است، در خشم خداوند می‌باشد.
) کسی که بر ظالم خود (که به او ستم کرده است) نفرین کند، بر او پیروز شده است (زیرا دعای مظلوم رد نمی‌شود.)
) امروز و فردا کردن انسان ثروتمند (برای رفع نیاز فقرا) ظلم است.
) مبغوض‌ترین (مورد تنفّرترین) مردان نزد خداوند (کسانی هستند) که بسیار لجوج و ستیزه‌گر (کسی که با همه سر جنگ دارند) باشد.
) از لجاجت دوری کنید زیرا ابتدای آن، نادانی و انتهایش، پشیمانی است.
) روز دوشنبه و پنج‌شنبه، اعمال انسان‌ها بر خداوند عرضه می‌شود و او نیز گناهان (توبه‌کنندگان و کسانی که پشیمان هستند) را می‌بخشد مگر کسانی که اهل ستیزه و جنگ و پیوند خویش را با خویشاوندان خود، بریده باشند.
) سجده (در برابر خدا) بر شما لازم است زیرا برای خداوند، سجده نمی‌کنی مگر این که خداوند، با آن، انسان را یک درجه بالا برده و از آن یک گناه محو می‌کند.
) آتش جهنّم، انسان را می‌سوزاند مگر جای سجده را که خداوند بر آتش، سوزاندن آن جا را حرام کرده است.
) سحرخیز باشید زیرا سحرخیزی باعث برکت است. (چه از نظر عبادی که با خداوند راز و نیاز می‌کند و چه از نظر رزق و روزی.)
در طلب و جست و جوی دانش، سحرخیز باشید زیرا بیداری در صبح، برکت و رستگاری را به همراه دارد.
) خواب صبحگاهی، قسمتی از روزی را منع می‌کند (باعث از دست رفتن روزی می‌شود.)
) هر سحر، چراغ روشن کنید، زیرا پاداش شما بیشتر می‌شود. (از آن جهت که هم خودش برای عبادت بیدار می‌شود و هم دیگران را بیدار می‌کند.)
) بهشت، خانه‌ی سخاوتمندان است.
) سخاوتمند نادان نزد خدا از عالِم بخیل محبوب‌‌تر است.
) از لغزش (انسان) سخاوتمند بگذرید زیرا هر وقت، (در اعمال خود) بلغزد (و خطا کند) خداوند دست او را می‌گیرد.
) گناه (انسان) سخاوتمند را نادیده بگیرید، زیرا خداوند هر وقت که او لغزش پیدا کرد، دستش را می‌گیرد.
) کار که به نهایت سختی رسید، راه چاره پیدا می‌شود (چون در آن صورت، انسان مجبور است، خود را از سختی نجات دهد.)
) ‌بشارت (‌خداوند در دنیا برای انسان مؤمن)‌ خواب نیک می‌باشد.
) ‌منفورترین بندگان نزد خدا کسی است که لباسش از عملش بهتر باشد (‌یعنی) این که لباسش، لباس انبیاء ‌(بسیار ساده و تمیز ولی) عملش، مانند ستمگران است.
) بدان که پیروزی با صبر کردن و گشایش (در کارها) با رنج و گرفتاری به دست می‌آید و بعد از (هر سختی آرامش وجود دارد.)
) هرگز یک سختی با دو آسانی، نمی‌آید (زیرا) همراه هر سختی، یک آسانی و حقیقتاً سختی با آرامش همراه است. (پس به دنبال هر سختی، یک آسانی هست.)
) اگر سختی آمده و وارد سوراخی (هم) شود، آسانی می‌آید و داخل آن جا شده و سختی را بیرون می‌کند. (پس هیچ سختی وجود ندارد مگر این که یک آسانی را به همراه خود دارد.)
) پیروزی با صبر و گشایش (رهایی) با رنج همراه است و به دنبال هر سختی، یک آسانی وجود دارد.
) سهل و آسان گرفتن (نسبت به کارها بر دیگران) باعث سود و نفع کردن و سخت گرفتن، شوم و بد است. (زیرا یاران انسان را پراکنده می‌کند.)
) جزء کسانی مباش که بر مردم سخت گرفته و بر خودش آسان می‌گیرد.
) ‌آیا می‌دانید، سخن‌چینی چیست؟ (سخن‌چینی یعنی) سخنی را از میان تعدادی از مردم به دیگران رسانده تا بین آنها به هم خورده و فساد به وجود آید.)
) سه گروه هستند که روز قیامت با خداوند، صحبت می‌کنند: کسی که هرگز میان دو نفر برای جدایی بین آنها رفت و آمد نکند و مردی که هرگز به زنا فکر نکرده است و مردی که هرگز درآمدش با ربا مخلوط نشده است.
) از سخن‌چینی و سخنان مردم را (به همدیگر رساندن) ‌دوری کنید.
) دروغ،‌ چهره‌ی ‌(‌انسان)‌ را سیاه می‌‌‌کند (‌یعنی عاقبت رسوا شده و دروغش آشکار می‌گردد)‌ و سخن‌چینی باعث عذاب قبر می‌شود.
) کسی که مؤمنی را بترساند،‌ خداوند او را از ترس روز قیامت، ایمن نمی‌کند و کسی که از مؤمنی بدگویی کند،‌ خداوند در روز قیامت او را در جایگاه ذلّت و خواری می‌گذارد.
) ‌کسی که از مردم بدگویی می‌کند، به رشد عقلی نرسیده یا چیزی (‌عیبی) در او وجود دارد.
) ‌سرکه،‌ نان خورش خوبی است. (‌یعنی با هر غذایی مخلوط شود، طعم آن را بهتر می‌کند.)
) ‌کسی که از تو سرزنش (‌و انتقاد)‌ می‌کند، تو را ایمن قرار می‌دهد. (باید از کسی ترسید که روبرو از تو ستایش و پشت سر،‌ توهین می‌کند.)
) نسبت به برادر (ایمانی) ‌خود، سرزنش مکن زیرا خداوند او را از آن خطا، سالم کرده و تو را به آن، مبتلا می‌کند. (در صورتی که گفتن تو، برای انتقاد سازنده نباشد.)
) ‌کسی که برادر (مسلمان)‌ خود را به گناهی سرزنش کند (و قصد دلسوزی و انتقاد سازنده نداشته باشد)‌ تا آن عمل را انجام ندهد، نمی‌میرد.
) ‌زمانی که خداوند،‌ انجام کاری را دوست داشته باشد‌،‌ عقل (انسان‌های)‌ خردمند را می‌گیرد. (کارهای خداوند، در آن موقع انجام می‌شود، پس تقدیر الهی یا اختیار انسان در ارتباط است.)‌
) ‌حقیقتاً تمام سعادت (‌انسان) این است که عمر دراز خود را در اطاعت (و فرمان)‌ خداوند سپری کند.
) حقیقتاً ‌(انسان)‌ خوشبخت کسی است که از فتنه‌ها کناره گرفته و کسی است که اگر (به گرفتاری و رنج) مبتلا شود، صبر کند.
) راست‌ترین خواب، خواب دیدن در سحرگاه است.
) ‌زمانی که خداوند، خوبی بنده‌ای را بخواهد، او را در خواب، آگاه می‌کند (‌او را از غفلت نجات می‌دهد.)
) سه چیز در این دنیا، از سعادت فرد مسلمان است: ‌همسایه خوب (‌که در سختی‌ها به درد تو بخورد) و خانه‌ی بزرگ و سواری خوش رفتار (‌و حرف گوش کن.)
) چهار چیز از سعادت هر شخص است: این که زن خوبی داشته باشد و فرزندانش، نیکوکار و دوستانش،‌ خوب باشند و روزی خود را در شهر خودش بیابد (و مجبور شود به شهر غربت برود.)
) یکی از خوشبختی‌های هر فرد این است که به پدرش شباهت داشته باشد. (به شرط آن که پدرش به نیکوکاری معروف باشد و مردم با دیدن او به یاد پدر مهربانش می‌افتند.)‌
چهار خصلت، جزء‌ بدبختی است: خشکی اشک چشم و سختی دل و آرزوی دراز و دوست داشتن به این که همیشه در دنیا بماند (یعنی از مرگ بیزار باشد.)
تمام و نهایت بدبختی این است که مردی قیامت را در صورتی که زنده است،‌ درک کند. (این روایت اشاره به‌ آرزوی طولانی دارد که انسان آرزو کند، برای همیشه زنده باشد.)
) نبوّت (و پیامبری) رفت (به پایان رسید یعنی) بعد از من پیامبری نیست ولی بشارت دهنده‌هایی هستند (که به جای وحی است و آن) خواب نیکویی است که مرد می‌بیند و یا برای او (کس دیگری) می‌بیند.
) پروردگارا! از فقر، تنگدستی، خواری، مورد ظلم قرار گرفتن و ظلم کردن به تو پناه می‌برم.
) دنیا، زندان مؤمن و بهشت کافر است. (همان طوری که آخرت بهشت مؤمن و زندان کافر است.)
هر (عمل سخت و)‌ مشکلی حرام است (‌زیرا) در دین (اسلام)‌ مشکل وجود ندارد. (پس کارهای مشکل و متحجّرانه‌ای که انجام داده می‌شود، از اسلام نیست.)
) سرتاسر دروغ،‌ گناه است مگر آن دروغی که به نفع مسلمانی باشد. (مثلاً باعث نجات یا اصلاح میان آنها شود.)‌
) ‌کسی که میان دو نفر سخنی گوید که صلح و آشتی برقرار کند، دروغگو نیست (اگرچه دروغ هم بگوید.)
) وای به هر کسی که (‌وقتی) سخنی می‌گوید، به دروغ حرف می‌زند تا دیگران به حرف او بخندند. وای بر او،‌ وای بر او.
) بزرگ‌ترین گناهان، زبانی است که دروغ می‌گوید. (همیشه در حال دروغ گفتن است.)
) از همنشینی با دروغ‌گو بپرهیز زیرا او مانند سراب است (یعنی)‌ دور را به تو نزدیک و (چیزهای)‌ نزدیک را به تو دور می‌‌کند.
) (انسان) سخن‌چین (که به دنبال شنیدن حرف دیگران است)‌ به بهشت نمی‌رود.
) کسی که (‌جنس) دزدی بخرد در صورتی که می‌داند آن (‌جنس) دزدی است‌‌،‌ در ننگ و گناه (با سارق) شریک است.
) ‌هر مردی که قرضی، بر عهده داشته باشد و در این فکر است که آن را به صاحبش نپردازد، (به صورت انسان)‌ دزد، خداوند را (بعد از مرگ) ‌ملاقات می‌کند.
) دست خود را (‌از دزدی و کارهای ناشایست) نگه دار. (‌و بر دستان خود تسلّط داشته باشد.)
) دست خود را به لباس کسی که آن را نمی‌پوشی (‌متعلّق به تو نیست)‌ مسح نکن (دست خیس خود را با آن خشک مکن.)
دست گرفتن (با دیگری)‌ اکمال و اتمام سلام است. ‌
) مسلمان کسی است که با مسلمانان (‌دیگر)‌ با زبان و دست خود، سلام کند.
) با یکدیگر مصافحه کنید (دست به هم بدهید) تا کینه از دل‌های شما برود.
) زمانی که روز قیامت بیاید، منادی، صدا می‌زند: کسی که عمل خود را برای غیر خدا انجام داده است ثوابش را (نیز)‌ از همان کس، بخواهد.
) ‌کمال (نهایت) ‌کار نیک این است که همان کاری را که در خلوت (و پنهانی) انجام می‌دهی در آشکارا نیز همان را به عمل آوری.
) (عملی که) پنهانی باشد از (عملی که)‌ آشکارا انجام گیرد بهتر است (ولی عملی که) در آشکارا صورت پذیرد، برای کسی که می‌خواهد از آن الگو بگیرد، بهتر است.
) شرک خفی (‌و پنهانی) آن است که مردی به خاطر حضور مرد دیگر، عمل (‌خوب) انجام دهد (به طوری که اگر آن مرد نبود، چنین عملی انجام نمی‌داد و این همان ریا است.)
) کسی که (‌در کارهای) الهی غیر خدا را ببیند (یعنی برای غیر خدا انجام دهد) از خداوند بیزاری جسته ‌است.
) ‌خداوند، بهشت را برای هر انسان ریا کاری‌،‌ حرام کرده است.
) وقتی کسی به ملاقات و (‌زیارت) شما آمد، او را گرامی بدارید.
) کمتر به زیارت (دیگران) بروید، تا محبوب باشید (‌منظور این است که ملاقات و رفت و آمد با دیگران کردن، حدّ و مرز دارد نه این که طوری برود که دیگران از او احساس خستگی نمایند.)
) قبرها را زیارت کنید زیرا آخرت را به یاد شما می‌آورد.
) خشم خداوند بر زناکار، شدید است.
) حقیقتاً ‌چهره‌ی افراد زناکار از آتش روشن می‌شود. (‌یعنی روز قیامت گروهی دیده می‌شوند که صورت‌شان با آتش روشن شده است.)
) حقیقتاً‌ آسمان‌ها و زمین‌های هفت طبقه و کوه‌ها، پیرمرد زناکار را لعن می‌کنند.
) ‌زنای زبان، سخن (زشت) است.
) ‌کسی که با زن همسایه‌ی (‌خود) زنا کند، خداوند، روز قیامت به او نگاهی نکرده و از این گناه، او را پاک نمی‌کند و به او می‌فرماید: با (دیگر) اهل جهنّم،‌ داخل آتش برو.
) ‌زنا، فقر را به ارث می‌گذارد (یعنی باعث فقر می‌شود زیرا انسان را بی‌آبرو کرده و موجب می‌شود، خداوند، روزی او را قطع نماید.)
) هر چشمی زناکار است و زنی که خود را خوش‌بو کرده و در مجلسی (که گروهی مرد نامحرم نشسته‌اند) عبور کند، زناکار است (زیرا قلب آنها را به سوی گناه و هوس کشانده است.)
) این که به سر یکی از شما سوزن آهنی بزنند، بهتر است از این که به زنی که حلال او نیست، دست بزند.
) کسی که زنا کند، از ایمان خارج می‌شود و اگر توبه کند، خداوند، توبه‌ی او را می‌پذیرد.
) چهار چیز است که یکی از آنها در خانه‌ای داخل نمی‌شود مگر این که آن را خراب کرده و با برکت، ساخته نمی‌شود:‌ خیانت و دزدی و نوشیدن شراب و زنا.
) زبان خود را (‌از حرف زشت)‌ حفظ کن.
) زمانی که خداوند خوبی گروهی را می‌خواهد، عمر آنها را طولانی و شکر را بر زبان‌شان جاری می‌کند.
) زبان خود را (از بدگویی)‌ نسبت به مسلمانان،‌ باز دارید و زمانی که یکی از مسلمانان از دنیا رفت، درباره‌ی او خوب بگویید.
) بهترین صدقه‌، حفظ زبان (از کلمات زشت) ‌است.
) ‌بیشترین گناهان انسان‌، در زبانش وجود دارد.
) زبان خود را تحت سلطه‌ی خودت قرا بده. (نه اینکه بدون توجّه تو، ‌به حرکت در بیابید.)
) کسی که زنا کند یا شراب بنوشد، خداوند، ایمان (به خود را) از او می‌گیرد همان طوری که مردی،‌ پیراهن را از سر خود، بیرون می‌آورد. (با بیرون آوردن پیراهن، بدن انسان برهنه می‌گردد و با نوشیدن شراب و عمل زنا، ‌نیز از ایمان برهنه می‌شود.)‌
) کسی که زنا کند، (‌ناموسش نیز) مورد زنا قرار می‌گیرد. (زیرا انسان زناکار،‌ بی‌غیرت است و پایبند به اصول شرعی در خانواده‌ی خود نیست.)
) ‌کسی که با کنیزی که زنا دادن او را ندیده است (‌یعنی مرد گمان می‌کند که آن کنیز زنا داده است در حالی که خود با چشم ندیده است) خداوند، روز قیامت با تازیانه‌ای از آتش به او شلّاق می‌زند.
) آگاه باشید! که هیچ مردی با زنی خلوت نمی‌کند مگر این که سومین نفر، شیطان است (یعنی آنها را به ارتباط نامشروع تشویق می‌کند.)
) ‌همانا خداوند بزرگ، مراقب و ناظر زبان هر کسی است که حرف می‌زند پس بنده‌ی خدا باید از او بترسد و نگاه کند که چه می‌گوید.
‌محبوب‌ترین عمل نزد خداوند، حفظ زبان (از سخنان زشت) است.
) نشانه‌ی دوستی با خداوند بزرگ، دوستی ذکر (و یاد) او و نشانه‌ی دشمنی با خداوند، دشمنی با ذکر او می‌باشد. (کسی که موجودی را دوست داشته باشد، ذکرش را هم دوست دارد که یاد او شود.)
) شایسته (و سزاوار) یک مؤمن نیست که خودش را ذلیل کند.
) کسی که بوسیله‌ی بردگان خودش، عزیز شود، خداوند او را ذلیل می‌کند. (زیرا ممکن است بردگان، این کار را موجب انجام ندادن دستورات بعدی از طرف صاحب خودشان قرار ندهند.)
) کار خدا را عزیز بشمار تا خداوند به تو عزّت بدهد.
) (ای مردم مسلمان!) آگاه باشید! چه بسیارند افرادی که خود را عزیز و گرامی می‌دارند ولی در حقیقت ذلیل‌اند و چه بسیاری که خود را ذلیل می‌دانند ولی در حقیقت، عزیز هستند.
) دوست داشتنی‌ترین سخن نزد من آن است که راست‌تر باشد. (و بدون ذرّه‌‌ای دروغ بیان شود.)
) چیزی را که تو را به شک می‌اندازد رها کن و آن چیزی را که تو را به شک نمی‌اندازد (بگیر) زیرا راستی (باعث) نجات است. (انسان باید چیزهای مشکوک و شبهه‌‌ناک را رها کند.)
) زمانی که در منطقه‌ای، زنا و ربا رایج شد، عذاب الهی را برای خود حلال کرده‌اند.
) کسی که ربا می‌گیرد و کسی که ربا می‌دهد، (در گناه) برابرند.
) (انسان‌‌های) مظلوم در روز قیامت،‌ رستگارند.
) رشوه دهنده و رشوه گیرنده هر دو در آتش جهنّم هستند.
) لعنت خدا بر رشوه دهنده و رشوه گیرنده باد.
) خداوند رشوه دهنده و رشوه گیرنده و واسطه‌ی‌ میان آن دو را لعنت کند.
) ‌کسی که عمل خوب یا بد گروهی را دوست داشته باشد‌،‌ مثل این است که خودش آن را انجام داده است.
) شیر خوردن، طبیعت‌ها را تغییر می‌دهد (‌یعنی شیر در اخلاق تأثیر می‌گذارد. البته تأثیرش آن گونه نیست که خوب یا بد بودن شخص را به آن نسبت دهیم.)
) (تمام) مردم فرزندان حضرت آدم هستند و ایشان (نیز) از خاک است.
مردم چون دندانه‌های شانه (مساوی و برابر) هستند (و فقط فرق‌شان به تقوی می‌باشد.)
) یک درهم که مردی با آگاهی بخورد، نزد خداوند از سی و شش زنا شدیدتر است. (عدد سی و شش برای مبالغه و شدّت عمل است.)
) ربا، اگرچه زیاد (هم) باشد، در نهایت به سوی کمی می‌رود. (عدّه‌ای گمان می‌کنند با ربا پول‌شان بیشتر می‌شود و شاید هم در ظاهر این گونه باشد ولی به مرور زمان چنین پول‌هایی در راه‌هایی که انسان دوست ندارد، مصرف می‌شود.)
) خداوند، خورنده‌ی ربا و دهند‌ه‌ی آن و نویسنده‌ی آن و کسی که صدقه‌ی خود را منع می‌کند (خمس و زکات واجب خود را نمی‌دهد) لعنت نماید.
) کسی که واسطه‌ی رباخوار باشد، مورد لعن قرار می‌گیرد. (ناجش به کسی می‌گویند که افراد را برای خرید جنسی با تبلیغات خود، تشویق می‌کنند و به قول امروزی‌های بازار گرم‌کن هستند.)
) همانا خداوند بزرگ زمانی که خلق خود را آفرید، بر خویش عهد کرده است که رحمت من بر خشمم، غلبه دارد.
) همانا خداوند بزرگ زمانی که خلق خود را آفریده، بر خویش عده کرده است که رحمت من بر خشمم،‌ غلبه دارد
) خداوند، مهربانی را صد جزء خلق کرده و یک جزء آن را میان مخلوقاتِ خود گذاشته که به واسطه‌ی همان یک جزء، با یکدیگر مهربانی می‌کنند و خداوند، نود و نه جزء دیگر را به جزء (همان) یک جزء، نزد خودش نگه داشته است.
مهربانی نزد خداوند،‌ صد جزء‌ دارد و (فقط) یک جزء را‌ میان مخلوقات،‌ تقسیم کرده و نود و نه جزء‌ دیگر را تا روز قیامت به تأخیر انداخته است.
) خداوند رحمت کند بنده‌ای را که حرف خوب بزند و (خودش نیز) بهرمند شود یا از حرف،‌ سکوت کرده تا (‌از گناه و سرزنش دیگران) سالم بماند.
) اگر مقدار مهربانی خداوند را می‌دانستید بر آن تکیه می‌کردید.
) هیچ چیزی را خداوند نیافریده ‌است مگر این که چیزی دیگر را بوجود آورده که بر آن غلبه دارد و مهربانی خود را ایجاد کرده تا بر خشم خودش چیره کند.
) ‌همانا خداوند، فقط به بندگان مهربان، مهربانی می‌کند. (‌کسی که با دیگران مهربان است، خداوند نیز با او مهربان خواهد بود.)‌
) به جز انسان مهربان،‌ کسی وارد بهشت نمی‌شود. (زیرا عبادت خداوند، مهربانی به همراه دارد.)
) (به دیگران)‌ رحم کنید تا به شما (‌نیز) مهربانی کنند و از (خطای)‌ دیگران بگذرید تا از (‌خطای)‌ شما بگذرند.
) خداوند فقط بر بندگان مهربانش،‌ مهربانی می‌کند. (‌و آنها را مورد بخشش خود قرار می‌دهد.)
) ‌بنده‌ای که خداوند در قلبش مهربانی نسبت به انسان‌ها را قرار نداده است، ناکام و زیان‌کار خواهد بود.
) خداوند مهربان، بندگان مهربان خود را مورد رحمت قرار می‌دهد. پس با انسان‌هایی که روی زمین هستند، مهربانی کنید تا آن کسی که در آسمان است (یعنی خداوند) به شما رحم کند.
) خداوند به کسی که به مردم مهربانی نکند، مهربانی نمی‌کند.
) کسی که به دیگران رحم نکند‌،‌ او نیز مورد رحم قرار نمی‌گیرد و کسی که از (‌خطای) دیگران نگذرد،‌ از خطای او نیز نمی‌گذرند.
) اگر به گوسفندی (هم)‌ مهربانی کنید، خداوند با شما مهربانی می‌کند.
) ‌به هر کسی، خردمندی‌،‌ روزی داده شده‌ است، رستگار می‌باشد.
) کسی که به سوی اسلام هدایت شده است (یعنی مسلمان واقعی باشد) و به اندازه‌ی نیاز زندگی خود (‌نیز امکانات) دارد و به همان اندازه نیز، قناعت می‌ورزد، رستگار است.
) خداوند بزرگ فرمود: گذشت من گرامی‌تر و بزرگ‌تر از این است که (گناه) بنده‌ای را در دنیا بپوشانم (ولی) بعد از آنکه پوشاندم، (روز قیامت) او را رسوا نمایم و تا زمانی که بنده‌ام از من بخشش (نسبت به گناهانش) می‌خواهد، او را می‌آمرزم.
) از محارم خدا (کارهایی که خداوند حرام کرده است)‌ دوری کن تا (‌جزء) عابدترین مردم باشی و به آن چه خداوند برای تو تقسیم کرده است، راضی باشی، تا بی‌نیاز‌ترین مردم باشی.
) ‌سه چیز است که بنده، به واسطه‌ی‌ آنها،‌ آرزوهای دنیایی و آخرتی خود را درک می‌کند: ‌صبر بر بلا و رضایت بر پیشامد (هایی که خداوند می‌آورد) و دعا در موقع آرامش (و راحتی)
) رعد، فرشته‌ای از فرشتگان خداوند است که نگهبان ابرها بوده که تازیانه‌هایی از آتش به همراه دارد که ابرها را هر جا خداوند می‌خواهد، می‌برد.
) همه‌ی‌ شما (‌نسبت به خود) مسئول هستید و همه‌ی شما نسبت به زیردستان خود (نیز) مسئولید.
) ‌خداوند (‌امور مربوط به) رعیّت را بر عهده‌ی کسی نمی‌گذارد و او نیز به مصلحت رعیّت عمل نمی‌‌کند مگر این که خداوند، بهشت را بر او حرام می‌کند.
) ‌خداوند بزرگ فرمود: انسان مرا اذیّت می‌کند که به روزگار دشنام می‌دهد (زیرا)‌ من روزگار هستم و شب و روز به دست من دگرگون می‌شود. (و به جای همدیگر می‌آیند.)
) ‌برای موعظه (و پند دادن به انسان)‌ ‌روزگار کافی ‌است (که می‌رود و می‌آید و عدّه‌ای به دنیا آمده و عدّه‌ای دیگر می‌میرند)‌ و برای جدایی،‌ مرگ کافی می‌باشد.
) به روزگار دشنام ندهید زیرا روزگار همان خداست (از آن جهت که تدبیر این مربوط به زندگی در دست خدا می‌باشد ولی ممکن است عدّه‌‌ای وقتی در مسئله‌ای با شکست روبرو‌ شوند، روزها را نحس دانسته و به آنها ناسزا بگویند.)
) خداوند رحمت کند کسی را که زبانش را (از گناه) باز دارد و به زمان خویش آگاه باشد و در راه (راست) خود، ثابت قدم بماند.
) همانا خداوند بزرگ می‌فرماید: حقیقتاً ‌روزه برای من است و من (نیز خود)‌ پاداش آن را می‌دهم و روزه‌دار،‌ دو (بار)‌ خوشحال می‌شود: (یکی) ‌زمانی که افطار می‌کند و (‌دیگری)‌ زمانی که خداوند را ملاقات کرده و به او پاداش می‌دهد.
) روزه بگیرید،‌ تا سالم بمانید. (و ‌امروزه از نظر علم پزشکی سلامتی جسمی انسان به واسطه‌ی روزه به اثبات رسیده است.)
) ‌روزه‌دار از هنگام صبح تا شب،‌ در عبادت است مگر این که (در این مدّت‌)‌ غیبت کند،‌ پس زمانی که غیبت کرد، روزه‌اش (از نظر ثواب) شکسته و پاره می‌شود (یعنی ارزش و ثواب روزه نصف می‌شود.)
) روزه، سپری (در مقابل) عذاب الهی است.
) روزه گرفتن در زمستان، با بهره‌مندی‌ از سردی است (یعنی هم لذّت روزه و هم لذّت هوای سرد را می‌برد و از این جهت فشار بر روزه‌دار از نظر جسمی وارد نمی‌شود.)
) هر مسلمانی که چهار نفر به خوبی او شهادت دهند، خداوند بزرگ او را وارد بهشت می‌کند.
) بهترین مسلمان کسی است که مسلمانان (دیگر) از دست و زبان او در امان باشند.
) حقیقتاً از بین بردن دنیا برای خداوند از کشتن یک مرد مسلمان، آسان‌تر است.
) ‌روزه گرفتن،‌ نصف صبر است. (‌صبر، اقسام متعدّدی دارد که روزه گرفتن هم نوعی صبر است زیرا انسان بر گرسنگی و تشنگی و همین طور بر هواهای نفسانی صبر می‌کند و آنها را به خاطر خداوند کنار می‌زند.)
) روزه، سپر (در مقابل عذاب الهی) است،‌ تا زمانی که با دروغ یا غیبت دریده نشود. (یعنی پراکنده و بی‌تأثیر نشود.)
) روزه گرفتن نیمی از صبر است (صبر بر گرسنگی و تشنگی و کنار زدن شهوات)‌ و بر هر چیزی، زکاتی وجود دارد و زکات بدن، روزه گرفتن است.
) ‌کسی که دائماً روزه باشد، روزه و افطار او صحیح نیست (زیرا اسلام دین سختی و فشار نیست و کسی که بخواهد همیشه روزه بگیرد، به خودش ضرر می‌زند و حقّ خانواده‌ی خود را نیز ضایع می‌کند.)
) سکوت روزه‌دار،‌ تسبیح و خوابش عبادت و دعایش مستجاب و عملش چند برابر (از نظر پاداش) است.
) دعای روزه‌دار، رد نمی‌شود.
) ‌کسی که به روزه‌داری افطاری دهد، مانند ثواب او دارد.
) برای هر چیزی زکاتی وجود دارد و زکات بدن، روزه گرفتن است.
) ای انسان! آن (مقدار)‌ که تو را کفایت می‌کند، در اختیار داری (ولی)‌ چیزی که تو را به طغیان (‌و ستم) می‌رساند، طلب می‌کنی. ای انسان! نه به کم راضی می‌شوی و نه به زیاد، سیر می‌شوی. (‌در این روایت، طبیعت انسان، توسط پیامبر تشریح شده است.)
زمانی که آن مقدار که تو را کفایت می‌کند، در اختیار تو می‌باشد، پس (دیگر) چیزی که تو را به طغیان می‌کشاند،‌ طلب مکن.
) روزی را در زیر زمین طلب کنید. (‌زمین و خاک آن یکی از مهم‌ترین مکان‌های بدست آوردن روزی حلال است از زراعت و کشاورزی گرفته تا استخراج معادن و فلزات گران قیمت که همگی در امر معاش انسان مؤثر است.)
) ‌همانا پاک‌ترین (حلال‌ترین) چیزی که می‌خورید، از کسب شماست (یعنی با بازوی خودش به دست می‌آورد)‌ و فرزندان شما (نیز) ‌جزء‌ کسب و کار شما هستند. (‌فرزندان نیز نقش مهمّی در کمک به پدر و مادر در خانه و بیرون از آن ایفاء‌ می‌کنند.)
) حقیقتاً‌ روزی، بنده را بیشتر از أجل (‌و زمان مرگ) دنبال می‌کند. (‌روزی و أجل از مواردی است که یقینی و قطعی می‌باشد ولی روزی از أجل با سرعت بیشتر به انسان می‌رسد چون از نیازهای دنیوی است.)
) همانا خوابیدن در صبح، قسمتی از روزی را منع می‌کند. (زیرا ممکن است عدّه‌‌ای، کسب و کارشان صبح نباشد به هیمن دلیل، قسمتی از روزی منع می‌شود.)‌
) حقیقتاً زمانی که خداوند بزرگ، بنده‌ای را دوست داشته باشد، روزی او را به مقدار کفایت او، قرار می‌دهد. (تا نیازمند به دیگران نباشد.)
) ‌بهترین روزی آن است که هر روز به اندازه‌ی نیاز برسد.
) مردم را رها کنید تا بعضی از آنها نسبت به بعضی دیگر، روزی برسانند. (بعضی از روزی‌ها توسّط مردم به افراد دیگر می‌رسد پس کسی نباید جلوی روزی کسی را بگیرد.)
روزی بیشتر از أجل (‌مرگ) به بنده می‌رسد. (توضحیش قبلاً گذشت.)
) خوش به حال کسی که مسلمان (واقعی) است و به اندازه‌ی نیاز، معیشت (‌مواد مورد نیاز) دارد.
) خوشا به حال کسی که روزی او به مقدار نیاز و کفایت می‌رسد و (اگر هم دیر یا به تدریج برسد) صبر می‌کند.
) ‌سلامت انسان (‌از جهت معنوی)، خاموشی زبان (اوست).
) هیچ بنده‌ای به حقیقت ایمان نمی‌رسد مگر این که زبان خود را (‌از گناه)‌ نگه دارد.
) ‌اگر انسان از روزی خود فرار کند مثل (‌همان) انسانی که از مرگ فرار می‌کند، روزی او را می‌گیرد همان طوری که مرگ به او می‌رسد. (همان طوری که مرگ حتمی است، روزی نیز حتمی می‌باشد.)
) هیچ چیزی سزاوارتر از زبان نیست که زندانی شود. (‌چون اگر او زندانی شود، تمام اعضاء‌ بدن راحت می‌شوند.)
) ‌همانا خداوند بزرگ انسان دشنام دهنده و بد زبان و کسی که در بازار فریاد می‌زند (و باعث ترس دیگران می‌شود) را دوست ندارد.
) بدترین جایگاه در روز قیامت، مربوط به کسی است که مردم از زبانش و شرّش بترسند.
) خوشا به حال کسی که مالک زبان خودش است و بر گناهانش گریه می‌کند.
) آن (عیب‌هایی‌ که) از خودت می‌دانی، باید مانع از گفتن عیوب مردم شود و زبان خود را‌ (‌از گناه) نگه‌دار مگر سخن خیر که با آن، شیطان (از انسان) شکست می‌خورد.
) هیچ عضوی در بدن (انسان) نیست مگر این که از دست زبان، شکایت دارد. (چون به خاطر گناه عضو کوچکی مثل زبان، تمام اعضاء باید در سختی باشند.)
) هیچ چیزی باعث نابودی مردم نمی‌شود مگر آن چیزهایی که زبان‌شان درو می‌کند. (یعنی زبان مردم باعث اختلاف و نابودی‌شان می‌شود زیرا ممکن است یک تهمت، جنگی به راه اندازد.)
) کسی که در دنیا دو زبان داشته باشد (سخن‌چین باشد) روز قیامت (نیز) برای او دو زبان آتشین، قرار داده می‌شود.
) ‌کسی که مردم از زبانش می‌ترسند از اهل جهنّم است.
) انسان دورو (و ‌منافق)‌ و انسان سخن‌چین، مورد لعن (‌خداوند) قرار گرفته‌اند.
) حقیقتاً‌ خداوند، عمل بنده‌ای را قبول نمی‌کند مگر این که از حرفش راضی باشد. (رضایت در سخن، رضایت عمل را به همراه دارد.)
) کسی که سخنش زیاد شود، اشتباهش نیز زیاد می‌شود و کسی که اشتباهش زیاد ‌شود، گناهش فراوان می‌گردد و کسی که گناهش فراوان شود، آتش (‌جهنّم) سزاوار اوست.
) حقیقتاً بیشترین گناه در روز قیامت، مربوط به کسی است که بیشتر از همه در سخنان باطل بوده است. (فراوان حرف بیهوده زده باشد.)‌
همانا خداوند، شما را از نقل حرف دیگران و گفتن حرف‌های خودتان، نهی کرده است.
) نقل سخن دیگران و گفتن سخن خود و زیاد سؤال کردن و تلف کردن ثروت خود را رها کن،
) محبوب‌ترین سخن نزد من آن است که راست‌تر باشد.
) زیادی سخن خود را رها کن و سخنی که نیاز تو را می‌سازد، برای تو کافی است. (و به بیشتر از آن نیازی نداری.)
) زمانی که مسلمانی به روی برادر مسلمان خود، اسلحه‌ای بکشد، تا زمانی که آن را غلاف نکرده باشد، فرشتگان خدا، او را لعنت می‌کنند.
) چیزی که در راه مسلمانان، اذیّت و آزار به وجود می‌آورد (مثل سنگ بزرگ، خار و …) را بر کنار کن.
) چیزی که در راه مسلمانان، اذیّت و آزار به وجود می‌آورد را دور کن تا کارهای نیک تو زیاد شود.
) حقیقتاً خداوند برای مسلمانان، غیرت (در دین و ناموس و مملکت اسلامی) آورده است، پس مسلمانان (نیز) باید غیرت داشته باشند.
) (سخن) حقّ‌ را که از طرف کوچک و بزرگ به تو رسیده است، بپذیر، اگرچه دشمن دوری باشد (‌که او را نمی‌شناسی)‌ و (‌سخن)‌ باطل را که از طرف کوچک و بزرگ به تو رسیده است، نپذیر، اگرچه دوست نزدیک تو باشد.
) (جواب) سلام را بدهید و چشم خود را (از نگاه به نامحرم) بپوشانید و سخن نیکو بگویید.
) (گفتن) سخن خوب، صدقه است. (زیرا صدقه‌ی زبان‌، گفتن کلام نیک است.)‌
) هیچ صدقه‌ای بالاتر از کلام (نیکو) نیست. (زیرا تأثیرگذار است).
) بر شما لازم است (به خاطر سلامتی خودتان از گناه هم که شده) ‌کم سخن بگویید و (مواظب باشید) که شیطان شما را به سوی هوس‌ها نبرد.)
) برای گناه هر شخصی، ‌این مقدار کافی است که هرچه می‌شنود، بگوید.
) خداوند رحمت کند مردی را که زیادی سخن خود را نگه می‌دارد و زیادی ثروت خود را انفاق می‌کند.
) خداوندم به من دستور داده است که کلامم، ذکر او و نگاهم، عبرت باشد.
) هر کسی کشاورزی کند (و چیزی بکارد) و پرنده‌ای از آن بخورد، برای او صدقه محسوب می‌شود.
) ‌زکات، پُل اسلام است. (‌یعنی باعث می‌شود انسان،‌ به مدارج بالای عملی برسد.)
) کسی که به حکومت برسد و (با مردم) مهربانانه برخورد کند، خداوند (نیز) روز قیامت با او مهربانانه برخورد می‌کند.
) دو گروه از مردم هستند که اگر اصلاح شوند، مردم (نیز) اصلاح می‌شوند و اگر فاسد باشند، مردم نیز فاسد می‌شوند: (یکی) علماء و (‌دیگری) حاکمان.
) گروهی که زن، حاکم آنها باشد، هرگز رستگار نمی‌شوند. (قبلاً‌ گفتیم که نوع آفرینش زن با توجّه به عواطف و احساسات مادرانه‌ی او، نمی‌‌تواند جوابگوی نیازهای یک اداره کننده‌ی جامعه باشد. به آن جا مراجعه کنید.)
) هر کسی که چیزی را از کار مسلمانان به دست بگیرد و در کار آنها مانند کار خودش، دلسوزی نکند، بوی بهشت به او نمی‌رسد.
) ‌زمستان، بهار مؤمن است (‌زیرا شب‌های زمستان طولانی است و مؤمن بهتر می‌تواند عبادت کند و روزهای آن هم کوتاه است و هم سرد و برای روزه گرفتن بسیار مناسب می‌باشد.)
از زمین محافظت کنید زیرا مانند مادر شماست چون کسی کاری از خوب یا بد روی زمین انجام نمی‌دهد مگر این که (روز قیامت) خبر می‌دهد.
) زمین را مسح کنید (دست بکشید و سعی در نابودی و خسارت آن نداشته باشید) زیرا نسبت به شما نیکی می‌کند (‌و اگر زمین قابلیّت پذیرش نداشت، هیچ خانه‌ای روی آن ساخته نمی‌شد و هیچ میوه‌ای به عمل نمی‌آمد.)
) دنیا، کالاست و بهترین کالای آن، زن شایسته است. (کالا در این جا به معنای به دست آوردن است یعنی بهترین چیزی که انسان در دنیا به دست می‌‌آورد، زن خوب است.)
) درباره‌ی زنان از خدا بترسید (و حقوق‌شان را رعایت کنید)‌ زیرا آنها زیر دست شما هستند.
) زنان زیبای نازا را رها کنید و زنان سیاه فرزندآور را بگیرید.
) هر انسانی، سرور است پس مرد سرور خانواده‌ی خود و زن سرور خانه‌ی خود است. (یعنی امور مربوط به خانه را انجام می‌دهد.)
) زن دو پرده دارد: قبر و ازدواج (یعنی فقط زمین و فقط شوهرش می‌تواند اعضاء‌ بدن او را ببیند.) ‌
) زمانی که زنی دور از بستر شوهرش بخوابد، فرشتگان تا صبح او را لعنت می‌کنند.
) ‌حقّ‌ شوهر بر گردن همسرش این است که از بستر او دور نشود و قسم شوهرش را انجام داده و دستورش را اطاعت کند و بدون اجازه‌ی او (از خانه) بیرون نرود و کسی که شوهرش دوست ندارد، به خانه نیاورد.
) همانا زن از پهلویی خلق شده است (‌یعنی خصلت‌های فطری منحصر به فرد دارد) و اگر بخواهی آن پهلو را راست کنی،‌ می‌شکنی پس با او مدارا کن تا (‌بتوانی)‌ با آن زندگی کنی.
این که زن در اتاق خود بنشیند برای او بهتر است که در ایوان (‌اتاقی که دیده می‌شود) بنشیند و نشستن در ایوان بهتر از نشستن در حیاط خانه است و این که زن، نماز خود را در خانه‌ی خود بخواند، بهتر است از این که در مسجد به جا آورد.
) مردم، معادنی مثل معدن طلا و نقره هستند. (گروهی انسان‌های خوب و مفید که بین این گروه نیز مراتبی وجود دارد و گروهی بد و مضّر که آن‌ها نیز درجات و مراتب خاص خودشان را دارند.)
) اگر اجل (سر آمدن زندگی در دنیا) و مسیر او (که یک انسان باید برود را) ببینی، آرزو و خوشحالی (نسبت به او را) دشمن خواهی داشت (یعنی اصلاً آرزوی پایان عمر خود را نمی‌کنی.)
) زیاد یاد مرگ کنید زیرا یاد مرگ، (دردها و سختی‌های) غیر از آن را تسلیت می‌دهد. (و تسکین دردهای دیگر است زیرا انسانی که مرگ در پیش دارد، تمام سختی‌ها برای او آسان می‌شود.)
) نابود کننده‌ی لذت‌ها (یعنی مرگ) را زیاد به یاد بیاورید زیرا اگر در چیز زیاد باشد، آن را کم و اگر در چیز کم باشد، آن را کافی می‌کند. (پس یاد مرگ، زیاد را کم و کم را زیاد می‌کند.)
) اگر حیوانات از مرگ مانند انسان‌ها آگاهی داشتند، (شما انسان‌ها) گوشت چاق و چربی‌دار نمی‌خوردید. (زیرا یاد مرگ، حیوانات را نیز لاغر و ضعیف می‌کرد.)
) همانا خداوند زمانی که بلایی را از آسمان بر اهل زمین بفرستد، (آن را) از سازندگان مسجد، باز می‌دارد (که آن بلا به آنها نرسد.)
) کسی که مسجدی بسازد اگر چه به اندازه‌ی محلّ تخم گذاشتن شتر مرغ باشد، خداوند در بهشت، خانه‌ای برای او می‌سازد.
) محبوب‌ترین کارها نزد خداوند بعد از انجام واجبات، خوشحال کردن فرد مسلمان است.
) حقیقتاً‌ دوستی و دشمنی به ارث برده می‌شود (اگر پدری با شخصی دوست یا دشمن باشد، فرزندان او نیز با آن شخص چنین خواهند بود.)
) در گناه برای تو (‌همین اندازه)‌ کافی است که پیوسته در حال دشمنی (با دیگران)‌ باشی.
) ‌برای پیروزی هر فردی،‌ کافی است که دشمن خود را در حال نافرمانی (دستورات)‌ خداوند، ببیند.
) بدترین مردمان، کسانی هستند که با مردم دشمن بوده و مردم نیز با او دشمن می‌باشند.
) به شیطان (نیز) دشنام ندهید (زیرا شایسته‌ی یک مسلمان این نیست که فحش از دهان او خارج شود حتّی برای شیطان هم باشد) و از شرّ‌ شیطان به خداوند پناه ببرید.
) به مرده‌ها، دشنام ندهید زیرا آن‌ها حقیقتاً‌ به چیزی که (از قبل) فرستاده‌اند، ‌رسیده‌اند (و سزای کارهای خود را می‌بینند.)
) به مرده‌ها،‌ فحش ندهید (زیرا) زنده‌ها،‌ اذیّت می‌شوند. (همیشه به این فکر می‌روند که شاید روزی که ما مردیم هم به ما دشنام داده شود.)
) دشنام دادن به (فرد) مسلمان،‌ گناه زشت و جنگیدن با او، کفر است و احترام (و ارزش) به ثروت او مانند ارزش به خون او می‌باشد.
) خدا را بخوانید و (‌دعا کنید)‌ و به اجابت آن دعا،‌ ایمان داشته باشید و بدانید که حقیقتاً‌ خداوند،‌ دعایی را که از قلب غافل (برمی‌خیزد)‌، مستجاب نمی‌کند.
) ‌از نفرین مظلوم،‌ بپرهیزید (به مظلوم ظلمی نکنید که شما را نفرین کند) زیرا او حقّ ‌خود را از خداوند درخواست می‌کند و خداوند (نیز)‌ حقّ هیچ صاحب حقّی را رد‌ نمی‌نماید.
) سریع‌ترین دعایی که به اجابت می‌رسد، دعای غائب در حقّ‌ (شخص) غائب است. (کسی که خودش در سفر یا به دور از دیگران است برای کسی که نزد او نیست دعا کند.)
) ‌موقع رقّت (قلب و لرزان شدن او) دعا را غنیمت بشمارید، زیرا این موقع، رحمت (خداوند) را به همراه دارد.
) ‌دعای مؤمنی که به (چیزی مثل بیماری یا گرفتاری) مبتلا شده است را غنیمت بشمارید.
) ‌بالاترین دعا،‌ دعای شخص، در حق خودش می‌باشد. (زیرا هر فردی ضامن کارهای خودش می‌باشد.)‌
زیاد دعا کنید زیرا دعا، پیشامد بد را دفع می‌کند.
) ‌حقیقتاً‌ مرد، به واسطه‌ی گناه،‌ از روزیی که می‌خواهد به او برسد، محروم می‌شود و تقدیر (الهی)‌ جز با دعا، برنمی‌گردد و عمر،‌ جز با انجام کارهای نیک، زیاد نمی‌شود.
همانا خداوند بنده‌ای را که در دعا (‌و برآورده شدن حاجتی از خود نزد خداوند)‌ اصرار می‌کند، دوست دارد.
دعای برادر (مسلمان) نسبت به برادر (دینی)‌ خود در پشت سر او،‌ رد نمی‌شود.
) دعای کسی که به او نیکی شده ‌است در حقّ‌ (آن شخص)‌ نیکوکار، رد نمی‌شود. (مثلاً انسانی که به فقیری صدقه دهد، دعای آن فقیر در حقّ‌ آن شخص مستجاب است.)
) یک دعا به طور پنهانی، با هفتاد دعا در آشکار (جمع دیگران) برابری می‌کند. (زیرا دعای پنهانی به اخلاص نزدیک‌تر است.)
) دعایی که بین اذان و اقامه شود،‌ رد نمی‌گردد.
) دعا، سپاهی از سپاهیان آماده‌ی خداوند است و پیشامد (بدی) که حتمی است، ‌رد می‌کند (‌و نمی‌گذارد به او برسد.)
) ‌دعاء، سلاح مؤمن است.
) دعا، کلید رحمت (خداوند)‌ و وضوء،‌ کلید نماز و نماز کلید بهشت است.
) دعا، پیشامد (‌بد)‌ را بر می‌گرداند و انجام کار نیک، روزی را زیاد می‌کند و حقیقتاً‌ به خاطره گناه از روزیی که می‌‌خواهد به او برسد، محروم می‌شود.
) دعای مظلوم (‌چه به صورت نفرین و چه به صورت دعا)‌ مستجاب است اگرچه انسان بدکاری باشد (زیرا) بدکاری او، به خودش مربوط است (‌و از آن ضرر می‌بیند ولی در این جا حقّش پایمال شده است.)
) سه گروه هستند که بر خدا لازم است، دعایشان را رد نکند: دعای روزه‌دار تا زمانی که افطار می‌‌کند و دعای مظلوم تا زمانی که مورد یاری قرار بگیرد و دعای مسافر تا زمانی که برگردد.
) همانا خداوند بزرگ، باحیاء‌ و بخشنده است و حیاء می‌کند زمانی که مردی دستان خود را به طرف او دراز کند و او خالی و ناامید برگرداند.
) سه گروه هستند که دعایشان رد نمی‌شود: کسی که فراوان، خدا را یاد می‌کند و مظلوم و پیشوای عادل.
) تمام کار خوب‌،‌ نصف عبادت است و دعا، نصف دیگر آن است. پس زمانی که خداوند،‌ خیر بنده‌‌ای را بخواهد،‌ قلبش را به طرف دعا می‌کشاند.
) خداوند بزرگ فرمود:‌ کسی که مرا نخواند (دعا نکند)‌ من بر او خشم می‌گیرم.
چیزی نزد خدا،‌ از دعا، گرامی‌تر نیست.
) (در) دو وقت است که درهای آسمان در آن دو وقت باز است و کم‌تر امکان دارد که دعای، دعاکننده‌ای،‌ رد شود: به هنگام نماز و به هنگام صف‌آرایی (در جبهه‌ی جنگ) ‌در راه خداوند.
) پیشامد (بد)‌ به جز دعا، (با چیزی دیگری) رفع و عمر (انسان)‌ جز با کار نیک،‌ زیاد نمی‌شود.
) ‌کسی که دوست دارد،‌ خداوند موقع سختی و گرفتاری، دعای او را مستجاب کند، باید در موقع آسایش (و راحتی) زیاد دعا کند.
) اگر آن‌چنان که حقّ ترس از خداوند است‌،‌ از او بترسید، به شما علمی می‌آموزد که نادانی با آن نمی‌باشد (هرگز فراموش نمی‌کنید) و اگر ‌آن‌چنان که حقّّ‌ شناخت خداوند است، از او بترسید‌،‌ کوه‌‌ها با دعای شما جابه جا می‌شود.
) کسی که در حقّ‌ شما، کار نیکی انجام داد شما نیز با کار نیک در حقّ او، پاداشش دهید و اگر کار نیکی پیدا نکردید، برای او دعا کنید.
) صبر و دعا، سلاح خوبی برای مؤمن است.
) از نفرین‌های (شخص)‌ مظلوم،‌ بترسید (زیرا) بین نفرین او و خداوند، هیچ حجابی نیست (سریعاً‌ نفرین او اثر خواهد کرد.)
از نفرین مظلوم بترسید زیرا نفرین او مانند پاره‌های آتش به طرف آسمان بالا می‌رود.
) از دعای مظلوم بترسید، اگرچه (‌آن مظلوم) کافر باشد زیرا بین او و خداوند، هیچ حجابی نیست (از آن جهت که حقّ‌ انسانی او پایمال شده است.)
) ‌از نفرین مظلوم بترسید اگرچه کافر باشد زیرا بین نفرین او و خداوند، حجابی نیست.
) خدایا! مرا شکرگزار (‌نعمت‌های خود) و صبور (در مقابل مصیبت‌ها) قرار بده و خودم را در چشمم، کوچک و در چشم مردم،‌ بزرگ نما.
) ‌خدایا! گناه مرا ببخش و خانه‌ام را وسیع گردان و روزی را برای من مبارک کن.
) خدایا! کارهای ما را ختم به خیر کن و از ذلّت دنیا و عذاب آخرت، نجات‌مان ده.
پروردگارا! مرا بر سختی‌ها و رنج‌های مرگ، یاری بده.
) خدایا! من از تو هدایت،‌ پرهیزگاری و عفّت و بی‌نیازی از تو می‌خواهم.
) پروردگارا! روزی خود را بر من موقع بالا رفتن سنّ‌ (‌و پیری)‌ و (آخرین سال‌های)‌ تمام شدن عمرم،‌ وسیع‌تر کن. (چون در آن زمان بیشتر از هر زمان نیازمندم.)‌
) ‌پروردگارا! مرا از کسانی قرار بده که زمانی که کار نیک انجام می‌دهند خوشحال هستند و زمانی که کار بد انجام می‌دهند، از خداوند آمرزش می‌خواهند.
) خدایا! دو چشم اشک‌بار به من‌‌،‌ روزی گردان که قلب را به واسطه‌ی اشک‌هایی که از ترس تو می‌ریزد،‌ شفا دهد، قبل از آن که (بمیرم) و چشم‌هایم،‌ خون و دندان‌هایم (در دهانم) پر از آتش شود.
) پروردگارا! گناه مرا ببخش و خانه‌ام را وسیع‌ گردان (‌چون همیشه باید در آن زندگی کنم و زندگی به من سخت و تلخ نشود)‌ و روزی را برای من مبارک گردان. (تا به طور صحیح از آن استفاده کنم.)
) ‌دعوت (‌دیگران)‌ را پذیرفته و هدیه را برنگردانید و به مسلمان ضربه وارد نسازید.
) کسی که از دنیا توشه (کافی) ‌فراهم کند، در آخرت از آن سود می‌برد.
) همانا بر خدا لازم است که چیزی از امور دنیا بالا نبرد مگر این که در (آن را روز به روز)‌ پایین‌تر ببرد.
) مرا با دنیا کاری نیست،‌ حکایت من و دنیا مانند سواره‌ای است که زیر سایه‌ی‌ درختی نشسته و استراحت کرده و آن جا را ترک می‌کند.‌
) خدایا‌ به وسیله‌ی چیزهایی که به من یاد داده‌ای، بهره‌مند کن (تا از علم خود استفاده کنم) و از چیزهایی که برای من مفید است، آگاهم کن و به علم من (روز به روز) اضافه نما.
) خدایا! من از تو سلامتی در ایمان می‌خواهم، (آن) ایمانی که همراهش، خوش اخلاقی باشد و توفیقی می‌خواهم که مرا به رستگاری برساند.
) ‌پروردگارا! در دنیا و آخرت به ما نیکی عطا کن و ما را از عذاب جهنّم محافظت نما.
) ‌خدایا! (روز به روز به توفیقات ما) ‌اضافه کن و از ما کم مکن و ما را (‌در دنیا و آخرت)‌ گرامی بدار و ذلیل مکن و (‌از نعمت‌های خود) ‌به ما بده و از ما محروم مکن و ما را تأثیرگذار (‌کارهای نیک) قرار داده و تأثیر‌پذیر (کارهای زشت دیگران) قرار مده و ما را خشنود ساخته و از ما نیز راضی باش.
) ‌پروردگارا! به بدن،‌ گوش، چشم من سلامتی بده. خدایا! از کفر و فقر و عذاب قبر، به تو پناه می‌برم (‌زیرا) خدایی به جز تو نیست.
) ‌خدایا! همان‌طوری که صورت مرا زیبا آفریدی، اخلاق مرا (‌نیز)‌ خوب گردان.
) ‌پروردگارا! به (اندازه‌ی)‌ یک چشم به هم زدن مرا به خود وامگذار و چیزهای خوبی که به من داده‌ای از من مگیر.
) خدایا! کسی که کاری از امّت من را بر عهده بگیرد و بر آن‌ها سخت بگیرد، (تو نیز) بر او سخت بگیر و کسی که کاری از امّت مرا به دست گرفته و با آن‌ها مدارا کند، (تو نیز) با آن‌ها مدارا کن و از تمام بدی‌ها به تو پناه می‌برم.
) ‌پروردگارا! تمام خوبی‌هایی را که می‌دانم و یا نمی‌دانم‌،‌ از تو می‌‌خواهم و از تمام بدی‌هایی که می‌دانم و یا نمی‌دانم به تو پناه می‌برم.
) ‌پروردگارا! از پیسی، دیوانگی و جذام (خوره) و بیماری‌‌های بد، به تو پناه می‌برم.
) خدایا! از ناتوانی، تنبلی، ترس‌، بخل، پیری (که زمین‌گیر شود)، عذاب قبر، عذاب جهنّم و رسوایی در دنیا و آخرت به تو پناه می‌برم.
) پروردگارا! از همسایه‌ی بد در خانه‌ی ثابت، به تو پناه می‌برم زیرا همسایه‌‌ای که کوچ‌نشین (غیر ثابت) است، تغییر می‌کند ( و همیشه همسایه‌ی انسان نیست.)
) پروردگارا! از دوست حیله‌گری که چشمانش مرا می‌بیند و دلش مراقب من است (به طوری که) اگر خوبی ببیند، پنهان کرده و اگر بدیی ببیند، آن را اعلام می‌کند، به تو پناه می‌برم.
) برای شما در دنیا فقط به اندازه‌ی‌ توشه یک مسافر کافی است (‌که برای خود فراهم کنید.)
) دوستی دنیا (‌و دلبسته بودن به آن)‌ سرآمد هر گناهی است.
) دنیا ملعون و هر چه در آن است مورد لعن می‌باشد مگر چیزی که به خاطر خداوند عزیز و بزرگ انجام بگیرد.
) خدایا! از نابودی نعمتی که (به من) داده‌ای و تغییر سلامتی (نسبت به من به خاطر گناهان) و خشمِ ناگهانی و تمام خشم تو، به تو پناه می‌برم.
) پروردگارا! از علمی که سودی ندارد و دعایی که بالا نمی‌رود (مستجاب نمی‌گردد) و از دعایی که (به واسطه‌ی گناهان) شنیده نمی‌شود (خداوند به آن اثری نمی‌بخشد) به تو پناه می‌برم.
) پروردگارا! از چیرگی بدهکاری و غلبه‌ی دشمن و سرزنش دشمنان به تو پناه می‌برم.
) پروردگارا! از اخلاق و اعمال و هوس‌ها و بیماری‌های بد به تو پناه می‌برم.
) خدایا! از روز، شب، ساعت، رفیق و همسایه‌ی بد در خانه‌ی ثابت به تو پناه می‌برم.
) وقتی (‌به جایی) دعوت شدید، آن را بپذیرید. (مگر بدانید حرامی در آن جا صورت می‌گیرد.)
) خدایا! از دانشی که سودی ندارد و از قلبی که سوزی ندارد و از دعایی که شنیده نمی‌شود و از نفسی که (از گناه) سیر نمی‌شود و از شرّ این چهار (چیز که گذشت) به تو پناه می‌برم.
) پروردگارا! از فتنه زنان (که می‌‌‌توانند با بد بودن جامعه‌ای را خراب کرده و با خوب بودن، مؤثرترین افراد باشند) و از عذاب قبر به تو پناه می‌برم.
) ‌زمانی که دو نفر (‌هم‌زمان) تو را دعوت کردند، دعوت کسی که خانه‌‌اش به تو نزدیک‌تر است را قبول کن زیرا او همسایه تو (نیز)‌ هست و اگر کسی زودتر دعوت کرد، دعوت او را قبول کن.
) ‌کسی که بدون این که او را دعوت کنند (‌به خانه‌ای) برود، (به صورت) دزد،‌ داخل شده و به رسوایی خارج می‌شود. (یعنی ممکن است آمادگی برای پذیرایی و کسی هم برای گفتگو نباشد و با شرمندگی خارج شود.)
حقیقتاً‌ خداوند بزرگ مخلوقی را نیافریده که نزد او از دنیا مبغوض‌تر باشد و از زمانی که او را آفریده، به خاطر دشمنی با او، نگاهش نکرده است.
) ‌دنیا شیرین و سرسبز است،‌ کسی که (‌به صورت) حقّ از او استفاده کرده و بهره‌ گیرد،‌ دنیا،‌ برایش مبارک می‌شود و چه بسا (افرادی)‌ که در خواهش‌های نفسانی فرو می‌رود و در روز قیامت چیزی جز آتش به او نمی‌رسد.
) همانا خداوند بزرگ چیزی که از انسان خارج می‌شود،‌ مثال دنیا قرار داده است. (تمام کارهای انسانی مربوط به دنیاست و به درد دنیای او می‌خورد مگر این که عمل به دستورات خداوند باشد.)
از دنیا دوری کنید (به آن دل نبندید) قسم به کسی که جانم در دست اوست،‌ دنیا از هاروت و ماروت،‌ ساحرتر است.
) ‌در طلب دنیا، معتدل باشید زیرا هر چیزی که برای او نوشته شده‌ است،‌ به سادگی به او می‌رسد.
) ‌بزرگ‌ترین شخص در دنیا از نظر مقام و ارزش، کسی است که دنیا برای او ارزشی نداشته باشد.
) ‌حقیقتاً دنیا شیرین و سرسبز است و خدا شما را در آن جا داده است تا ببیند، چگونه عمل می‌کنید.
) ‌زمانی که خداوند بزرگ دنیا را آفرید، روی از او برگردانید و به خاطر پستی آن نزد خداوند، به او نگاه نکرد. (به همین دلیل دنیا را محدود قرار داده است.)
) ‌مثل کسی کار (‌خوب) انجام بده که گمان می‌کند هرگز نمی‌میرد (پیوسته در حال انجام کار نیک باش) و مانند کسی بترس که می‌ترسد فردا بمیرد (پس هر فرصتی را برای انجام کار نیک غنیمت بشمار.)
) غذای انسان مانند دنیا قرار داده شده ‌است. (یعنی مزه‌ی آن زود از بین رفته و اثری از آن نمی‌ماند) و اگر به غذای خود، ادویه و نمک بزند،‌ (آن وقت) نگاه کن که (‌آن غذا)‌ چگونه می‌شود. (‌در صورتی که طعم‌دهنده به آن اضافه شود،‌ مزه می‌گیرد و دنیا نیز چنین است یعنی ذاتاً‌ بی‌مزه است مگر اعمال خوبی در آن صورت بگیرد.)‌
‌ترک دنیا (‌از امکانات دنیایی گذشتن) از صبر،‌ تلخ‌تر و از شکستن شمشیرها (به خاطر زیاد جنگیدن در جنگ) در راه خدا، سخت‌تر است.
) حقیقتاً طمع،‌ سنگ صافی است که پای علماء‌ بر آن ثابت نمی‌ماند. (‌همان طوری که نمی‌توان روی سنگ صاف ایستاد، نمی‌توان از طمع نیز جان سالم به در برد.)
) طمع‌کار،‌ فقیرترین انسان است.
) بهترین افراد مؤمن،‌ کسانی هستند که قانع بوده و بدترین آنها،‌ طمع‌کارترین‌شان می‌باشد.
) بر تو لازم است که از آن چه در دست مردم می‌باشد،‌ ناامید شوی.
) بسیار تعجّب است از کسی که نسبت به خانه آخرت و جاودانه بودن آن،‌ معتقد است ولی برای خانه غرور (که انسان را فریب می‌دهد)‌ تلاش می‌کند.
) ‌آیا کسی هست که روی آب راه برود ولی پاهای او تر نشود؟ همین طور است کسی که اهل دنیا می‌باشد که از گناه سالم نمی‌ماند. (‌یعنی آیا کسی هست که به دنیا دل ببندد و گناه نکند؟‌)‌
دنیا خودش مورد لعن است و آن چه در دنیا (‌و متعلّق به آن است نیز) ملعون می‌باشد مگر آن چیزهایی که متعلّق به خدا در دنیاست (‌قرآن انبیاء، اولیاء و مؤمنین و مؤمنات.)
در دنیا به گونه‌ای زندگی کن،‌ که گویا غریب یا رهگذر هستی و خود را از اهل قبور (یعنی مرده) به حساب بیاور. (تا توجّه تو به خداوند و حیات پس از مرگ بیشتر باشد.)
) (عمر)‌ دنیا هفت روز از روزهای آخرت است. (زیرا جهان پس از مرگ زمانی مانند دنیا ندارد.)
) اگر دنیا نزد خداوند به اندازه‌ی بالِ پشه‌ای ارزش داشت (و برابر می‌کرد) کافر شربت آبی از آن نمی‌نوشید.
) بهره‌ی هر کلام از شما در این دنیا باید (به اندازه‌ی) ‌توشه‌ی یک مسافر است.
) دل‌های خود را با یاد (توجّه به)‌ دنیا مشغول نسازید.
) دنیا از کسی گرفته نشده است مگر این که (این گرفتن) برای او خیر (به همراه) دارد. (دوری از دنیا و دل نبستن به آن، برای انسان خیر است.)
) کسی که شوق (رسیدن به) بزرگی آخرت را دارد، (باید) زینت دنیا را رها کند.
دوراندیشی (به)‌ بدگمانی است. (یعنی انسان باید نسبت به آینده‌، بدگمان باشد از آن جهت که ممکن است هر لحظه گناه به طرف او بیاید، پس همیشه در ترس، قرار می‌گیرد.)
دوراندیش‌ترین شخص، آن است که از دیگران خشم خود را بیشتر فرو می‌برد. (زیرا این خشم در آینده به ضرر او تمام خواهد شد. هم از چشم مردم می‌افتد و هم آخرت خود را از بین می‌برد.)
نسبت به کسی که با تو، ‌(اظهار) دوستی می‌کند، دوستی کن زیرا این نوع دوستی (که دو طرفه باشد) پایدار‌تر است.
) ‌بهترین دوستان شما کسانی هستند که وقتی او را یاد کنی، به یاری تو می‌‌آید و زمانی که او را فراموش کردی‌،‌ او تو را یاد می‌کند.
) همانا خداوند بزرگ می‌فرماید: من نزد گمان بنده‌ام نسبت به خودم هستم،‌ اگر (‌گمانش) خوب باشد، خوبی می‌بیند و اگر (گمانش) ‌بد باشد،‌ بدی خواهد دید.
) کسی که دانش (خود را) از اهلش پنهان کند به (دهان آن) در روز قیامت، لگامی از آتش می‌زنند.
) رفیق را با رفیقش می‌سنجند. (یعنی کسی که دوستش مؤمن باشد، خودش را نیز مؤمن حساب می‌کنند ولی کسی که دوستش، ‌انسان فاسدی باشد خودش را نیز شخص بدی به شمار می‌آورند.)
بالاترین عمل، بعد از ایمان به خدا، دوستی با مردم است.
بهترین (نوع) نیکی آن است که مردی بعد از جانشینی پدر خود، (که پدرش فوت کرد) با دوستانش، دوستی کند.
) از همنشین بد، دوری کن زیرا تو به وسیله‌ی او شناخته می‌شوی.
) ‌بهترین رفیق آن رفیقی است که وقتی خدا را یاری کردی، به یاری تو می‌آید و وقتی او را فراموش کردی، ‌خدا را به یاد تو می‌آورد.
) برادران (دینی) زیادی داشته باشید زیرا خداوند شما شرم می‌کند از این که بنده‌ی خود را در روز قیامت، میان برادرانش، عذاب کند.
) بهترین دوست نزد خداوند کسی است که برای رفیقش بهتر باشد (بیشتر به درد او بخورد) و بهترین همسایه نزد خداوند آن است که به همسایه‌ی خود بهتر باشد. (‌و در سختی‌ها او را یاری نماید.)
) ‌بهترین دوستان (تا)‌ چهار نفر و بهترین فرماندهان، تا چهارصد هزار نفر است.
) ‌در همراهی کردن کسی که تو را مانند خود نمی‌بیند،‌ خیری نیست. (‌هر دوستی باید دوست خود را مانند خودش نه پایین‌تر ببیند.)
) در همراهی کردن کسی که حقّی برای تو نمی‌بیند در حالی تو حقّ او را به جا می‌آوری، خیری نیست.
) یک جا نشستن برای دو دوست،‌ تنگ نیست. (‌هر دوستی می‌خواهد دوستش نزد او بنشیند اگرچه با آمدن او، جایش تنگ شود.)
) ‌کسی که در دین و دنیایش برای تو خیری نیست،‌ همنشینی با او نفعی ندارد.
) کسی که گروهی را دوست داشته باشد، خداوند او را با آنها (روز قیامت) محشور می‌کند.
) یکی از خوبی‌ها این است که با دوستِ پدر خود، دوستی کنی (با او ارتباط برقرار نمایی.)
) همانا خداوند بزرگ تداوم (‌و استقامت)‌ در دوستی‌های قدیم (‌که سالیان سال از آن گذشته است) ‌را دوست دارد،‌ پس دوستی خود را تداوم ببخشید.
) سه چیز محبّت تو را در مورد برادر (مسلمانت)‌ خالص می‌کند: زمانی که او را ملاقات کردی، سلام کن و زمانی که وارد مجلس شد، به او جا بده و او را به بهترین اسمی که دوست دارد،‌ صدا بزن.
) ‌هر چیزی که دوست داشته باشی، تو را کور و کر می‌کند (‌یعنی همیشه خوبی‌های او را می‌بینی و عیب‌های او به چشم نمی‌آید.)
) ‌خداوند را نزد بندگانش محبوب کنید تا خداوند شما را دوست داشته باشد.
) بنده‌‌،‌ همراه کسی است که او را دوست دارد. (یعنی با دوستش از نظر اخلاقی شناخته می‌شود.)
کسی که چیزی را دوست داشته باشد، زیاد از او یاد می‌کند.
) ‌اساس عقل بعد از ایمان به خدا، دوستی با مردم است و انجام کار نیک با هر انسان خوب و بدکاری که باشد.
) هر شخصی بر طبق دین دوستش است. (اگر دوستش دیندار و معتقد باشد، او نیز دیندار خواهد بود وگرنه بی‌دین می‌شود.)
) مرد، تابع دین دوستش است پس باید هر کدام شما نگاه کند که با چه کسی دوست می‌شود.
) مؤمنین در مهربانی و دوستی و ارتباط با یکدیگر،‌ مانند یک جسم (و پیکر هستند)‌ زمانی که یک عضو به درد آید، سایر اعضا نیز به بی‌خوابی و تب دچار می‌شوند. (‌یکی از صفات آشکار مؤمن،‌ دلسوزی اوست.)
) کسی که خداوند،‌ برای او خیر، می‌‌خواهد، دوست خوب و شایسته، روزیش می‌‌کند.
) بهترین شما کسی است که دیدنش، شما را به یاد خداوند بیندازد و سخنش، به علم شما اضافه کند و عملش‌،‌ شما را به سوی آخرت، تشویق نماید.
) هر زنی که از شوهر خود بدون هیچ مسأله‌ای (و اشکالی) درخواست طلاق کند، بوی بهشت بر او حرام است.
) از طمع دوری کنید زیرا طمع، فقر آماده است. (یعنی طمع، نشان دهنده‌ی فقر آدمی می‌باشد.)
) دین جز با جوانمردی نیست. (دین اسلام بر پایه‌ی‌ جوانمردی استوار است و اگر این خصوصیت نباشد، پایه‌ی‌ دین از بین رفته و فرو می‌ریزد.)
) ‌از عمیق شدن در کار دین بپرهیزید زیرا خداوند بزرگ، دین را‌ آسان قرار داده است پس (شما نیز) از دین تا اندزه‌ای که قدرت دارید، برگرفته (‌و انجام دهید) زیرا خداوند کار خوبی که همیشگی باشد را دوست دارد اگرچه کم باشد.
) بهترین (‌عمل)‌ دین شما آن است که ساده‌تر باشد. (‌دین اسلام، دین سخت نیست تا احکامش نیز مشکل باشد.)
) علم،‌ از عمل بهتر است (زیرا علم، عمل را می‌سازد ولی عمل، علم‌ساز نیست)‌ و (علم‌)‌ ملاک و اساس تقوی است و عالم کسی است که عمل می‌کند.
) ‌این دین (اسلام) هرگز از بین نمی‌رود (‌بلکه همواره) استوار (‌و باقی) ‌می‌ماند و گروهی از مسلمانان برای حفظ آن، جهاد می‌کنند تا قیامت برپا شود (‌و آن موقع خداوند به حساب کسانی که سعی در نابودی اسلام داشتند، می‌رسد.)‌
هیچ کسی بر فرد دیگر برتری ندارد مگر با دین یا عمل شایسته.
کسی که نزد دین (‌برای حفظ آن) کشته شود، شهید است.
) ‌همانا خداوند این دین (‌اسلام) را به وسیله‌ی‌ مرد بدکار (‌هم که شده) یاری می‌کند. (گاهی انسان‌های بدکار نیز به واسطه‌ی‌ کارهایی که می‌کنند، در حفظ دین می‌کوشند اگرچه بدکار هستند ولی راضی نمی‌شوند، مقدّسات از بین برود، البته تعداد محدودی از افراد بدکار‌،‌ این گونه هستند.)‌
) ‌حقیقتاً هر چیزی ستون و پایه‌ای دارد و پایه‌ی این دین،‌ دانش اسلامی (‌علم فقه) است و یک فقیه برای شیطان از هزار عابد،‌ سخت‌تر است (‌زیرا نقشه‌های شیطان را به هم می‌زند.)
) همانا برای هر دینی، خُلق و خویی وجود دارد و خُلق و خوی این دین (اسلام)‌ حیاء (شرم از خدا نسبت به گناهان) ‌است.
) هیچ صدقه‌ای بالاتر از ذکر خداوند بزرگ نیست. (زیرا تمام وجود انسان در حال بذل و بخشش در راه خداوند هستند.)
) اگر مردی در خانه‌‌ی خودش، درهم‌هایش را تقسیم کند و (مرد) دیگر، ذکر خدا کند، کسی که یاد خدا می‌کند، بالاتر است. (منظور از یاد خدا این است که در مواجه شدن با گناه، یاد خدا باعث شود آن گناه انجام نگیرد.)
) حقیقتاً خداوند بزرگ می‌فرماید: من تا زمانی که بنده‌ام، مرا یاد می‌کند و لب‌هایش برای (ذکر نام من) به حرکت در می‌آید، با او هستم.
) سه گروه هستند که دعایشان رد نمی‌شود (و قطعاً مستجاب می‌گردد): کسی که زیاد یاد خدا کند و مظلوم و پیشوای عادل.
) یاد خدا، از صدقه بهتر است. (زیرا یاد خدا باعث می‌شود، گناهی صورت نگیرد.)
) بهترین ذکرها آن است که مخفیانه باشد و بهترین روزی‌ها آن است که کفاف (مخارج یک خانواده) را بکند.
) همانا خداوند بزرگ، طلاق را دشمن می‌دارد.
) هیچ حلالی مانند طلاق نزد خداوند، منفور نیست.
) خداوند چیزی را حلال نکرده است که از طلاق نزد او، منفورتر باشد.
) یاد خدا (باعث) شفاء (درد) دل و درون می‌شود. (زیرا برای درد دل و ناراحتی روحی و روانی، دارویی خاص وجود ندارد بلکه با ذکر خدا درمان می‌شود.)
) همانا برای هر راهی، پایانی هست و پایان (زندگی) انسان (در این دنیا) مرگ است پس بر شما لازم است، ذکر خدا بگویید: زیرا (کارها را) بر شما آسان کرده و به آخرت تشویق‌تان می‌کند.
) قلبی که شکرگزار (نعمت‌های الهی) و زبانی که خداوند را یاد می‌کند و زن شایسته‌ای که در دنیا و آخرت به تو کمک می‌نماید، بهترین گنجی است که مردم ذخیره کرده‌اند.
) کسی که در میان افراد غافل (نسبت به خداوند) خداوند را به یاد بیاورد (ذکر خدا بگوید) مانند کسی است که در میان فراریان از جنگ، استوار و ثابت قدم بماند.
) ‌ازدواج کنید و طلاق ندهید ‌زیرا طلاق، عرش (الهی) را به لرزه در می‌آورد. (این نشان دهنده‌ی سختی‌های بعد از طلاق برای مرد و به خصوص برای زن است.)
) ‌بر تو لازم است که از آن چه در دستان مردم می‌باشد، مأیوس شوی (‌و فقط به خدا توکّل کرده و تلاش نمایی)‌ و از طمع بپرهیز زیرا طمع،‌ فقر آماده است. (فقر،‌ دنبال طمع است.)
) طمع،‌ دانش را از قلب علماء‌ می‌برد. (زیرا به دنبال طمع خود بوده و به جز طمع به آن چیزی که دوست دارند،‌ فکری در سر نمی‌پرورانند.)
) ‌کسی که از شما به سوی طمع (نسبت به چیزی)‌ می‌رود،‌ باید آهسته راه برود.
) حقیقتاً‌ کسی که در ظرف نقره و طلا (‌غذا)‌ خورده یا (آب) ‌بنوشد،‌ آتش جهنّم را در شکم خود فرو می‌برد.
) ‌کنیزان خود را به خاطر شکستن ظرف‌هایتان نزنید زیرا ظروف مانند مرگ مردم،‌ زمان دارد. (‌که وقتی زمانش به سر آمد،‌ می‌شکند.)
) کسی نمی‌میرد، مگر این که (باید) ‌به خداوند، گمان خوب داشته باشد. (یعنی خداوند در بعد از مرگ، با عدالت کامل، رفتار می‌کند.)
) یکی از عبادات خوب هر شخصی این است که (‌به خداوند) خوش گمان باشد.
) حقیقتاً‌ گمان خوب به خداوند از خوب عبادت کردن او،‌ ناشی می‌شود.
) بزرگ‌ترین گناه، بدگمانی نسبت به خداوند است. (‌که مثلاً در عدالت و بزرگی و قدرت و …. خداوند بدگمان باشد.)
) ‌زمین از ظلم و دشمنی پر می‌شود و سپس مردی از خاندان من خارج شده و زمین را از عدل و انصاف پر می‌کند همان طوری که از ظلم و دشمنی پر شده بود.
) عادل‌ترین (از بین) مردم کسی است که آنچه برای مردم دوست دارد همان چیزی باشد که برای خود دوست دارد و آنچه برای مردم نمی‌پسندد، چیزی باشد که برای خودش (نیز) نمی‌پسندد.
) یک ساعت عدالت، از یک سال عبادت بهتر است. (زیرا بی‌عدالتی، فضای نا امنی را به وجود می‌آورد به طوری که تعدادی از مردم نسبت به تمام چیزها حتّی عبادت خداوند هم به شک می‌افتند.)
) عدالت خوب است ولی (اگر) در فرمانداران (و حاکمان) باشد، نیکوتر است. (زیرا عدالت از طرف حاکمان برجسته است و مورد توجّه مردم می‌باشد.)
) چه افراد خوبی هستند کسانی که از امّت من موقع وضوء و غذا خوردن، مسواک می‌زنند.
) حکایت مؤمن و ایمان مانند حکایت اسب و محدوده‌ی افسار خودش است که به آن اطراف رفته سپس دوباره (به جای خود) برمی‌گردد. (مؤمن نیز از خط مستقیم جدا نمی‌شود.)
) خوش به حال کسی که نادانی را رها کرده (به دنبال) برتری (به واسطه‌ی کسب علم است) و به عدالت رفتار می‌کند.
) زمانی که اهل بلا را دیدید (‌یعنی کسی را مشاهده کردید که به بلایی دچار شده است) از خداوند،‌ سلامتی بخواهید.
سلامتی را برای دیگران (‌از خدا بخواه)‌ تا (‌خداوند)‌ آن را به تو (هم) ‌روزی نماید.
) ‌بعد از کلمه‌ی ‌اخلاص (‌وحدانیّت خداوند و ایمان)‌ چیزی بهتر از سلامتی داده نشده است (چون اگر سلامتی نباشد،‌ عبادت هم به معنای واقعی انجام نمی‌شود) پس از خداوند، سلامتی بخواهید.
) بین عالم و عابد،‌ هفتاد درجه (فاصله از نظر ثواب و ارزش) است.
) بهترین عبادت، پنهان‌ترین آن می‌باشد. (تا انسان از ریا دور شده و به اخلاص نزدیک‌تر باشد.)
) ‌بر شما لازم است که از اعمال، آن مقدار که قدرت دارید، انجام دهید زیرا خداوند خسته نمی‌شود، مگر این که شما خسته شوید.
) بالاترین عبادت از نظر پاداش،‌ آن عبادتی است که مخفی‌تر باشد.
) حقیقتاً بخیل‌ترین (‌فرد از میان) مردم، کسی است که از سلام کردن (هم) بخل بورزد و ناتوان‌ترین مردم، کسی است که از دعا کردن (‌هم)‌ ناتوان باشد.
) همانا خداوند بزرگ،‌ روز قیامت کسانی را که مردم را در دنیا،‌ عذاب داده‌اند، عذاب می‌کند.
) ‌هر کسی که مورد حساب قرار گیرد، عذاب می‌شود. (‌ترازوی عدالت خداوند الهی به گونه‌ای است که ریزترین اعمال را هم حساب می‌کند، پس افراد کمی هستند که در حساب قرار گرفته و بدون عذاب خارج شوند.)
) کسی که عذر شخص عذرخواهی که راست یا (حتّی) دروغ (‌هم)‌ می‌گوید،‌ نپذیرد، به شفاعت من نمی‌رسد.
) خداوند، عذر هر کسی را که زمان عمرش را به شصت سالگی رسانده است، می‌پذیرد. (‌بعد از شصت سال،‌ حجّت بر انسان تمام می‌شود.)
) ‌سزاوارترین مردم به بخشش، کسانی هستند که بر عقوبت، بیشتر قدرت دارند.
) ‌زمانی که به حکومت رسیدید (و ولایت جایی را به دست گرفتید)‌ به نیکی رفتار کنید و زیردستان خود را ببخشید.
) ‌همدیگر را ببخشید (و از خطاهای هم درگذرید تا کینه‌ها از میان شما برود.)
) حقیقتاًً نهایت سعادت، عمر دراز در اطاعت از خداوند است.
) کسی که به دنبال علم باشد، خداوند، روزی او را می‌رساند. (زیرا عالِم به خاطر خدا و هدایت مردم به سوی او تلاش می‌کند و خداوند نیز، تأمین کننده‌ی نیازهای او می‌باشد.)
) کسی که (موادّ) غذایی می‌فروشد، یا نفروشد و (یا اگر می‌خواهد بفروشد) به طور کامل بفروشد (یعنی چیزی با آن مخلوط نکند.)
) ‌گذشت خداوند از گناهان تو بالاتر است. (به همین دلیل تمام گناهان را می‌بخشد و حتّی می‌تواند آنها را تبدیل به خوبی کند.)
) عاقل‌ترین مردم، کسی است که در مهربانی با مردم، شدیدتر باشد.
) ‌دین (‌هر) شخصی، عقل اوست و کسی که عقل ندارد،‌ دین (‌هم) ندارد.
) ارزش (هر) شخصی با عقل او می‌باشد و کسی که عقل ندارد، دین (هم) ‌ندارد.
) اسلام مردی (عبادات او)‌ شما را شگفت‌زده نکند، تا به عمق عقل او برسید. (و ببینید که آیا اعمال او با توجّه به عقل است یا خیر؟)
) ‌گذشت (‌از خطای دیگران) ‌سزاوارترین چیزی است که به آن عمل شده است. (چیزی بالاتر از گذشت برای انسان لذّت بخش نیست.)‌
) کسی که در حال قدرت، (از خطای دیگران) گذشت کند،‌ خداوند (‌نیز)‌ در روز سخت (قیامت) ‌او را می‌بخشد.
) اگر گناه نمی‌کردی، خداوند قومی را می‌آفرید که گناه کنند و آنها را بخشیده و به بهشت داخل‌شان نماید. (این روایت نشان دهنده‌ی حتمی بودن بخشش خداوند نسبت به گناهان انسان است.)
خداوند، چیزی را در زمین کمتر از عقل، نیافریده است (‌یعنی عقلی که تمام انسان‌ها را حیران کرده است، نزد خداوند چیز کوچکی است)‌ و حقیقتاً‌ عقل در زمین از کبریت (‌گوگرد) ‌سرخ، کمتر است. (یعنی مردم،‌ ارزش عقل را نمی‌دانند.)
) ‌تمام خوبی‌ها با عقل درک می‌شود (‌عقل جایگاه همه‌ی خوبی‌ها را می‌داند) ‌و کسی که عقلی ندارد، دین (‌هم) ندارد. (زیرا دین را به بهای اندکی می‌فروشد.)
) ‌اساس عقل، مهربانی (با مردم)‌ است و کسانی که در دنیا کار نیک انجام می‌هند،‌ در آخرت نیز، اهل کار نیک هستند. (یعنی وارد بهشتی می‌شوند که فقط کار نیک در آن صورت می‌پذیرد.)
) مردم،‌ کارهای نیک (زیادی)‌ انجام می‌دهند،‌ (‌ولی) روز قیامت به اندازه‌ی عقل‌شان به آنها، پاداش داده می‌شود.
) کسی که در دنیا گناهی کند و عقوبت آن را (نیز) ببیند،‌ پس (دیگر)‌ خداوند عادل‌تر از آن است که بنده‌اش را برای بار دوم (نسبت به آن گناه) ‌عذاب دهد.
) ‌اگر عالِمی، ‌بداند (ولی)‌ به علم خود، عمل نکند، مانند چراغی است که به مردم روشنایی می‌دهد (امّا)‌ خودش را می‌سوزاند.
) سخت‌ترین عذاب در روز قیامت، مربوط به عالِمی است که از علم خود، سودی نمی‌برد. (یعنی به آن عمل نمی‌کند.)
) منع کردن از علم (توسّط پدر و مادر نسبت فرزندان یا دیگران) جایز نیست.
) فضیلت علم از فضیلت عبادت، بالاتر است.
) عمل کم که با علم همراه باشد، زیاد و عمل زیادی که با نادانی همراه باشد، کم است.
) هر علمی برای انسان موجب خواری می‌گردد، مگر آن علمی که به آن عمل شود.
) عالم‌‌ترین (فرد از میان)‌ مردم کسی است که دانش مردم را به دانش خود اضافه می‌کند. (زیرا علم با توجه به سخن مردم است که از این و آن شنیده می‌شود.)
) ‌حقیقتاً خداوند بزرگ، روز قیامت کارهایی را از بی‌سوادان مورد بخشش قرار می‌دهد، ولی (‌همان کار را) از علماء‌ نمی‌بخشد.
) هر صاحب علمی، نسبت به علم دیگر گرسنه است. (می‌خواهد تمام علوم را یاد بگیرد.)
) اگر علم به آسمان‌ها هم آویزان باشد، گروهی از فرزندان فارس (ایرانیان) به آن دست پیدا می‌کنند.
) دانشی که از آن سود برده نمی‌شود، مانند گنجی است که از آن (به فقرا) انفاق نمی‌شود. (یعنی هیچ برکتی ندارد.)
) کار اندکی که با آگاهی همراه باشد، زیاد است و کار زیادی که با نادانی همراه باشد، کم است.
) ‌برای عالِم، هر چیزی حتّی ماهی در دریا، (از خداوند)‌ طلب آمرزش می‌کند. (زیرا بیان اعتقادات و احکام توسّط علماء، به دریاها هم می‌رسد و عالِم می‌گوید به دریا هم نباید آسیب رساند زیرا موجودات زنده در آن زندگی می‌کنند.)
) اگر عالِم به واسطه‌ی علم خود، رضایت خداوند بزرگ را بخواهد، همه چیز از او می‌ترسند و اگر بخواهد به وسیله‌ی‌ دانش خود، به ثروت برسد،‌ از همه چیز فرار می‌کند. (با احساس خطری ولو کم، می‌ترسد.)
) ‌برتری عالِم بر عابد مانند برتری من بر امّتم می‌باشد.
) حکایت عالِمی که مردم را به کار خیر، تعلیم می‌دهد (ولی) خودش را فراموش می‌کند حکایت چراغی است که به مردم روشنایی می‌دهد (ولی) خودش را می‌سوزاند.
) ‌کسی که به دنبال علم برود، تا به وسیله‌ی آن،‌ با علماء (دیگر)‌ هم‌چشمی کرده یا نسبت به سفیهان (‌که از علم بهره‌ای ندارند) ‌مجادله کند و یا توجّه مردم را به طرف خود جلب نماید، خداوند،‌ او را در آتش جهنّم داخل می‌کند.
) کسی که دانش‌ او زیاد شود ولی بی‌اعتنایی او به دنیا، بسیار نگردد، دوری او از خدا (روز به روز)‌ بیشتر می‌شود.
) برتری عالِم بر غیر خودش، مانند برتری من بر امّتم می‌باشد.
) ‌برتری عالِم بر عابد، (به فاصله‌ی) هفتاد درجه است که فاصله‌ی هر دو درجه‌ی آن، بین آسمان و زمین است. (با محاسبه‌ی هفتاد درجه و فاصله‌ی دو درجه به دست می‌آید که فاصله‌ی بین عالِم و عابد سی و پنج برابر فاصله‌ی‌ بین زمین تا آسمان است.)
برتری عالِم بر عابد مانند برتری ماه شب چهارده بر دیگر ستارگان است.
) وای بر امّت من،‌ از علمای بد. (‌که نسبت به وقایع و حوادث جاری در مملکت اسلامی و تهاجم دشمنان و شیاطین به اسلام و مسلمین، بی‌تفاوت هستند.)
) دو رکعت (نماز) که عالِم (به جا می‌آورد) از هفتاد رکعت (نمازی که) غیر عالِم (می‌خواند) برتر است.
) ‌یک رکعت (‌نماز) کسی که نسبت به خداوند، معرفت دارد، از هزار رکعت (نماز) کسی که نسبت به خداوند جاهل است، برتر می‌باشد.
) ‌هیچ‌کس از من نیست مگر عالِم یا دانش‌آموز. (یعنی هر مسلمانی یا باید خودش عالِم بوده و یا اهل علم و به دنبال آن باشد وگرنه مسلمانیّت او کامل نیست.)
هیچ عالِمی از دانش خودش سیر نمی‌شود تا این که در نهایت به بهشت برود.
خداوند به هیچ عالِمی، علم نداده است،‌ مگر این که از او عهد و پیمان گرفته است که علم خود را (برای یاد دادن به دیگران)‌ پنهان نسازد.
) جوینده‌ی علم در میان افراد نادان، مانند (انسان) زنده در میان مردگان است. (یعنی در مقابل او حرکتی ندارند.)
) کسی که در جست و جوی علم است، به دنبال رحمت است و طالب علم، ستون اسلام می‌باشد و پاداش او را به همراه پیامبران (در روز قیامت) می‌دهند.
) جست و جوی علم بر هر مسلمانی واجب است و برای طالب علم، همه چیز حتّی ماهی‌های در دریا، (از خداوند) طلب آمرزش می‌کنند.
) یک ساعت، در جست و جوی علم بودن، از ایستادن در شب (برای عبادت) بهتر است و یک روز به دنبال علم بودن از سه ماه روزه گرفتن برتر است.
) طلب علم بر هر مرد و زن مسلمان واجب است (تا حداقل نسبت به واجبات خودش مثل اعتقادات و احکام، علم داشته باشد.)
) هیچ مردی به خاطر علم از خانه‌ی خودش خارج نمی‌شود مگر این که خداوند راه بهشت را برای او آسان (و هموار) می‌کند.
) طلب علم نزد خداوند از نماز و روزه و حجّ و جهاد در راه خداوند عزیز و بزرگ‌، برتر است. (زیرا حقیقت عبادات، با علم عالِمان معنا پیدا می‌کند و مردم به آن می‌رسند.)
) هیچ کسی به خاطر طلب علم از خانه‌ی خود خارج نمی‌شود مگر این که فرشتگان بال‌های خود را برای آنها پهن می‌کنند، تا وقتی که (به خانه) بر می‌گردند زیرا به آن چه می‌کنند (یعنی طلب علم) راضی هستند.
) گرسنه‌ترین مردم (فرد از میان) کسی است که به دنبال علم باشد (زیرا عالِم، از علم سیر نمی‌شود) و سیرترین مردم کسی است که به دنبال علم نباشد. (زیرا خود را از هر چیزی بی‌نیاز می‌داند و این به خاطر جهل او می‌باشد.)
) به دنبال علم حتّی تا چین بروید زیرا طلب علم بر هر مسلمانی واجب است و حقیقتاً فرشتگان، بالهای خود را برای طالب علم پهن می‌کنند به خاطر این که از آنچه دنبال می‌کنند (یعنی علم) راضی هستند.
) علم را از گهواره تا گور دنبال کنید. (پس علم، کاری به سنّ و سال ندارد و برای همه تکلیف است که تا اندازه‌ی توان خود به دنبال آن باشند.)
) همانا خداوند بزرگ، از بنده‌ی خود نسبت به زیادی علم می‌پرسد (که کجا صرف کردی) همان‌طوری که از او درباره‌ی زیادی ثروت سؤال می‌کند (که در چه راه آن را مصرف نمودی.)
) هر علمی را که می‌خواهید، یاد بگیرید (زیرا) هرگز خداوند به وسیله‌ی علم (به کسی) سود نمی‌دهد مگر این که به آنچه می‌دانند، عمل کنند.
) در طلب علم، شتاب کنید. پس (شنیدن) یک سخن راست (از شخص عالم) از دنیا و آن چه در آن است یعنی طلا و نقره بهتر است. (زیرا سخن او، راه سعادت را به انسان می‌آموزد.)
) یک ساعت (وقت) عالِمی که بر بستر خود تکیه زده و در دانش خود نگاه می‌کند (یعنی مطالعه می‌نماید) از هفتاد سال عبادت عابد، بهتر است.
) از خدا، علم سودمند بخواهید و از علمی که (به دیگران و به خود) سودی ندارد، به خدا پناه ‌ببرید.
) علمی که به (دیگران) گفته نشود مانند گنجی است که از آن (به فقرا) انفاق نشود.
) علم از عمل بهتر است و بهترین عمل آن است که معتدل‌تر باشد. (اگر عمل با علم همراه باشد، کم آن هم زیاد است.)
) علم، میراث من و میراث تمام پیامبران قبل از من است. (یعنی علم به خداوند منتهی می‌شود.)
) علم، گمشده‌ی مؤمن است، هر زمان که حدیثی بیاموزد، به دنبال حدیث دیگری می‌رود. (یعنی مؤمن اوّلاً: علم را گمشده‌ی خود دانسته و همیشه به دنبال آن می‌گردد و ثانیاً: از طلب علم، سیر نمی‌شود.)
) کسی که به دنبال علم است، کفّاره‌ی گناهان او به شما می‌رود
) (از طرف خدا) به مسواک زدن امر شدم تا جایی که ترسیدم، بر من واجب شود. (و نباید در هیچ صورتی ترک کنم.)
) (از طرف خداوند) به مسواک زدن امر شدم تا جایی که بر دندان‌های خود ترسیدم. (که مسواک زدن بر آنها واجب باشد.)
) زمانی که مسواک می‌زنید، از بالا به پایین (به صورت عرضی) مسواک بکنید.
) حقیقتاً دهان شما راهی برای (بیان و فهماندن) قرآن است پس با مسواک زدن، دهان‌های خود را پاکیزه کنید.
) کسی که علمی را بیاموزد، پاداش کسی که به آن عمل می‌کند (هم) برای او، (نوشته می‌شود) به طوری که از پاداش عمل کننده (نیز) کم نمی‌شود. (یعنی هر دو به آن ثواب می‌رسند، چه آن کسی که عمل کرده و چه آن کسی که یاد داده است.)
) کسی که برای جست و جوی علم، راهی برود، خداوند، راه بهشت را برای او هموار (و آسان) می‌سازد.
) کسی که بدون علم، عمل کند، فسادش از اصلاحش بیشتر است. (چون هم خودش به نتیجه نمی‌رسد و هم دیگران را نسبت به دین بدبین می‌کند.)
) به علماء احترام بگذارید زیرا آنها وارث پیامبران هستند پس کسی که به آنها احترام بگذارد، (در حقیقت) به خدا و رسول خدا، احترام گذاشته است.
) حقیقتاً علماء، وارث پیامبران هستند که علم را از آنها به ارث برده‌اند، پس کسی که به دنبال دانش بوده و آن را یاد بگیرد، بهره‌ی زیادی (از علمی که میراث پیامبران است) می‌برد.
) علماء، افراد امینی هستند که حجّت خدا بر خلق او می‌باشند. (با بیان و شرح دستورات الهی، مردم را نسبت به تکالیف خود، آشنا می‌کنند.)
) علماء، پیشوای (دین) و پرهیزکاران، سرور (دیگر مردم) و همنشینی با علماء و پرهیزکاران، (علم و معرفت مردم را) زیاد می‌کند.
) روز قیامت مداد علما و خون شهیدان (با یکدیگر) سنجیده می‌شود و مداد علما (که به صورت کتاب در آمده است) از خون شهیدان سنگین‌تر می‌شود.
) خوش به حال کسی که عمرش دراز و عملش، نیک و عاقبت به خیر شود، زیرا پروردگارش از او راضی می‌باشد و وای به حال کسی که عمرش دراز ولی عملش بد و عاقبتش نیز بد باشد زیرا پروردگارش بر او خشم می‌گیرد.
) (متوسّط) عمر (افراد) امّت من بین شصت تا هفتاد سال است.
) حقیقتاً خداوند بزرگ به وسیله‌ی نیکی به پدر و مادر، عمر انسان را زیاد می‌کند.
) خوی خوش، سرمایه و بداخلاقی، شوم است و نیکی (به دیگران) عمر را زیاد می‌کند و صدقه از مرگ بد جلوگیری می‌کند.
) بهترین شما کسانی هستند که عمرشان دراز و در عین حال کارهای‌شان خوب است.
) هر چه عمر انسان مسلمان بیشتر باشد، برای او خیر است (زیرا بیشتر، خداوند را اطاعت کرده و می‌تواند بهتر جبران کارهای بد را بکند.)
) چه بسیار روزهایی که می‌آید ولی آن را تمام نمی‌کند (یعنی به شب نرسیده می‌میرد) و چه بسیار (افرادی که) انتظار فردا می‌کشند ولی به فردا نمی‌رسند (و همان شب می‌میرند.)
) کسی که فردا را از عمر خودش بشمارد، همنشینی با مرگ را بد می‌داند. (یعنی نسبت به مرگ متنفّر است.)
) بهترین (فرد از میان) مردم کسی است که عمرش، طولانی و عملش، نیک باشد و بدترین (فرد از میان) مردم کسی است که عمرش، دراز (ولی) عملش بد باشد. (زیرا با کوله‌باری از گناه خدا را ملاقات می‌کند.)
بهترین کارها، سه کار است: فروتنی به هنگام چیره شدن (و تسلّط یافتن بر کسی) و گذشت به هنگام قدرت و بخشش بدون منّت.
) محبوب‌ترین کارها نزد خدا، بادوام‌ترین آنهاست اگر چه کم باشد.
) محبوب‌ترین اعمال نزد خداوند، بعد از واجبات، داخل کردن شادی در قلب فرد مسلمان است. (یعنی کار مشروعی انجام دهد که او شاد گردد.)
) شش چیز، اعمال (خوب را) از بین می‌برد: مشغول بودن به عیب مردم و سنگ‌دلی و دوستی دنیا و بی‌حیایی و آرزوی دراز و ظالمی که ظلمش تمام نشود.
) محبوب‌ترین کارها نزد خدا (آن است) که به خاطر خدا (کسی را) دوست داشته و به خاطر او (با کسی) دشمن باشد.
) بهترین عمل، آن است که بادوام‌تر باشد، اگرچه کم است.
) حقیقتاً خداوند بزرگ دوست دارد زمانی که یکی از شما کار (خوبی) انجام می‌دهد آن را محکم سازد (و به تمام برساند و نیمه کاره رها نکند.)
) از کار (خوب یا بد) کسی که آن را انجام می‌دهد، شگفت زده نباشید تا این که ببینید به چه (و کجا) ختم می‌شود. (عاقبت کار و استقامت در آن مهمّ است نه انجام دادن آن.)
) کسی که از شما قدرت دارد به این که عمل خوب را پنهان کند، باید چنین کاری انجام دهد. (زیرا از ریا دور و به اخلاص نزدیک است.)
) کسی که عملش او را به جایی نرساند (و نسبت به فضائل اخلاقی پیشرفت نکند) نسبش، او را در کارها، سرعت نمی‌بخشد. (زیرا فرزند کسی بودن، هیچ فضیلتی برای انسان ندارد.)
) کسی که کار بدی انجام دهد، در (همین) دنیا سزای آن را می‌بیند.
) کسی که عمل بدی را شایع کند، مانند کسی است که آن را انجام داده است و کسی که مؤمنی را به چیزی، نسبت دهد (و عیب او را همه جا اعلام کند) تا مثل او را مرتکب نشده است (و به همان عیب که مؤمن داشت، مبتلا نگردد) نمی‌میرد.
) بالاترین عبادت از نظر پاداش آن است که هر چه زودتر از نزد شخص بیمار برخیزی. (یعنی به عیادت او رفته و بلافاصله بگردد تا به استراحت بپردازد.)
) حقیقتاً هر شخص مسلمانی که برادر (مسلمان و بیمار) خود را عیادت می‌‌کند، تا زمانی که بر می‌گردد، در نخلستان‌های بهشت قدم می‌زند. (و این ثواب عمل را می‌رساند.)
) حقیقتاً یکی از بزرگ‌ترین گناهان، گناه کسی است که مال شخص مسلمانی را بدون حقّ (و با زور) بگیرد و حقیقتاً یکی از کارهای خوب، عیادت کردن از بیمار است.
) کسی که از بیماری عیادت می‌کند تا زمانی که بر می‌گردد (مثل این است که) در راه بهشت قدم می‌زند. (چنین ثوابی نباید از دست برود.)
) کسی که به عیادت تو نمی‌آید، به عیادت او برو و کسی که به تو هدیه نمی‌دهد، به او هدیه بده.
) یکی از دو راحتی، کمی زن و فرزند است. (اگر دو نوع راحتی و آسایش وجود داشته باشد، یکی از آن دو تا، کمی فرزند می‌باشد.)
) برای گناهکار بودن یک فرد، همین اندازه کافی است که حقّ کسانی که مخارج آنها بر عهده‌ی اوست را تباه کند.
) زمانی که می‌خواهی عیوب غیر خود را به یاد بیاوری، (ابتدا) عیوب خودت را به یاد بیاور.
) وای به حال کسی که خوبی را برای زن و فرزندان خود گذاشته و با بدی به طرف پروردگار خود قدم بردارد. (یعنی ثروت و دارایی که جمع کرده بود را بدون این که خمس و زکات آنها را داده باشد و به فقرا انفاق کند را رها ساخته و زن و فرزندش از آن استفاده کنند و خودش در سختی پس از مرگ به سر برد.)
) هر (کلامی که) دوست نداری در مقابل برادر (ایمانی) خود بزنی (و در نتیجه پشت سر او می‌گویی غیبت محسوب می‌شود.)
) مسواک کردن سنّت (مستحب) است پس هر وقت خواستید، مسواک کنید (یعنی مسواک زدن در شرع، زمان خاصیّ ندارد.)
) کسی که عیبی را که در شخص دیگری نیست یاد کند، خداوند او را در آتش جهنّم زندانی می‌کند تا زمانی که علتی برای گفته‌ی خود بیاورد. (یعنی بگوید چرا و از کجا این حرف را زده است.)
) محبوب‌ترین غذاها نزد خداوند آن است که دست‌های زیادی بر آن دراز شود (یعنی کسی که بی‌نیاز است به فکر نیازمندان هم باشد.)
) حقیقتاً پاک‌‌ترین غذای شما آن است که با آتش پخته شود. (زیرا به سلامتی ضرر نمی‌زند و تأثیر بسیار خوبی در سوخت و ساز بدن دارد.)
) غذای (گرم) خود را سرد کنید تا برای شما در آن برکت باشد. (یعنی بتوانید بهتر خورده و از آن لذّت ببرید.)
) چه بسا (شخصی) غذا خورده و شکر (خدا را) می‌کند و ثوابش از روزه‌دار صبور (هم) بیشتر است.
) غذای پاک، طعام، دین و روزی را زیاد می‌کند (زیرا نان حلال خوردن در همه چیز تأثیر می‌‌گذارد.)
) روغن زیتون بخورید و با آن به خود روغن بمالید زیرا از درخت مبارکی (گرفته شده) است.
) جز با (انسان) مؤمن همنشینی مکن و جز با (انسان) پرهیزکار، غذا مخور. (زیرا همنشینی با مؤمن، به ایمان تو اضافه می‌شود و خوردن غذا با مؤمن به این خاطر است که او آداب غذا خوردن را می‌داند.)
) کسی که غذای مورد پسند بیماری را به او بدهد، خداوند از میوه‌‌های بهشتی به او می‌خوراند.
) بزرگ‌ترین ظلم آن است که شخصی، یک ذراع (به اندازه‌ی آرنج تا انگشتان) از زمین برادر (مسلمان) خود بردارد، چیزی از آن زمین را نمی‌گیرد، مگر این که خداوند در روز قیامت، به صورت طوقی در گردن او می‌اندازد.
) برده‌های شما، برادران شما هستند (همه‌ی شما انسان می‌باشید) پس با آنها نیکی کرده و از آنها در کارهایی که بر شما سخت است، یاری بگیرید و به آنها (نیز) در کارهایی که بر ایشان سخت است، کمک کنید.
) خدا را خدا را درباره‌ی (کنیزان و بردگان در نظر بگیرید)، جسم آنها را پوشانده و شکم‌شان را سیر کرده و با آنها به آرامی سخن بگویید.
) برای زیر دست خود (برده و کنیز) عذا و لباس مناسب بدهید و کاری که توان آن را ندارند، بر آنها تکلیف نکنید. (مجبورشان نکنید که آن کار را انجام دهند.)
) کسی که زن یا کنیز کس دیگری را فریب دهد (و به آنها نگاه بد داشته باشد) از ما نیست. (یعنی از مسلمانی خارج است.)
) (غلام و کنیز) بر سرور خودش، سه حقّ دارد: (کاری نکند) که او نسبت به نمازش عجله کند و او را از سر سفره بلند نکند و بگذارد که کاملاً سیر شود.
) حقیقتاً شخص غیب‌گو در آتش (جهنّم) با شدّت تمام، انداخته می‌شود.
) کسی که نزد غیب‌گو یا کاهنی برود و گفته‌ی او را تصدیق نماید، به آنچه بر محمّد نازل شده، کافر شده است.
) زمانی که درباره‌ی مردی بدگویی می‌شود و تو در جمع آنها هستی، پس از آن مرد، دفاع کن و آن گروه را (از بدگویی) نهی کن و (اگر این‌ها نشد، در نهایت) از جمع آنها برخیز.
) زبان خود را (از بدگویی) نسبت به مسلمانان منع کنید و زمانی که مسلمانی بمیرد، درباره‌ی او خوبی بگویید.
) غیبت یعنی برادر (مسلمان) خود را به چیزی (که اگر بشنود) آن را نمی‌پسندد، یاد کنی. (پشت سرش چیزی بگویی که اگر روبروی او می‌گفتی، ناراحت می‌شد.)
) کفّاره‌ی کسی که غیبت او را کرده‌ای این است که برای او (از خداوند) طلب آمرزش کنی.
) برای شخص فاسق (کسی که آشکارا گناه می‌کند) غیبتی نیست. (پشت سر چنین فردی می‌توان از او بدگویی کرد.)
) کسی که نزد او از برادر مسلمانش بدگویی می‌کنند و او برادرش را یاری نکرد در حالی که می‌توانست به او یاری برساند، خداوند بزرگ در دنیا و آخرت او را ذلیل می‌‌کند.
) کسی که از صفت مردی که در او هست، (به بدی) یاد کند، غیبت او کرده است (و اگر در او نباشد، تهمت است.)
) غیبت مسلمین را نکنید و در جست و جوی عیب‌هایشان نباشید.
) هیچ کسی با غیرت‌تر از خدا وجود ندارد. (نسبت به بندگان خود غیرت دارد.)
) حقیقتاً خداوند بزرگ، غیرت‌مند بوده و غیرت‌مندان را دوست دارد.
غیرت، نشان دهنده‌ی ایمان و بی‌غیرتی، نشانگر نفاق است.
) حقیقتاً خداوند به مسلمان، غیرت می‌دهد و مسلمانان نیز باید نسبت به همدیگر غیرت داشته باشند.
) حقیقتاً خداوند بزرگ از میان بندگان خود، (انسان) غیرت‌مند را دوست دارد. (که نسبت به دین و ناموس خود غیرت دارد.)
) انسان از دو چیز متنفر است: (اول) مرگ در حالی که مرگ برای او از فتنه (در گناه افتادن) بهتر است و (دوم) کمی مال در حالی که کمی مال، حساب او را (در قیامت) آسان می‌کند.
) مردی که در خانه‌ی خود بنشیند (و در مسائلی که به او مربوط نیست دخالت نکند) از فتنه سالم می‌ماند.
) قبل از رسیدن قیامت (غیبت کبرای امام زمان) فتنه‌ها مانند پاره‌های شب (هجوم می‌آورند). (در غیبت کبری باید به قرآن و اهل بیت متمسّک شد تا گمراه نشویم و اسیر فتنه‌هایی که هر روز به وجود می‌آید، نگردیم.)
) به گروهی که سخن بگویی و عقل‌شان به آن نرسد (و صحبت‌های تو را درک نکنند) نسبت به بعضی از آنها (سخن تو) باعث فتنه می‌شود. (زیرا آنها بد فهیمده و هر کسی با درک خودش، قضاوت می‌کند.)
) خوش به حال افراد مخلص که آنها چراغ هدایت می‌باشند که به وسیله‌ی آنها (مردم) از هر فتنه‌ی تاریکی، نجات پیدا می‌کنند.
) هدیه، روزی‌ای از طرف خداوند است، پس کسی که چیزی به او هدیه داده می‌شود، باید بپذیرد.
) هیچ یک از شما نباید به خاطر سختی‌ای که به او رسیده است، آرزوی مرگ کند. (زیرا سختی مرگ بسیار بالاتر از سختی‌های در دنیاست.)
) هیچ مسرّت (و خوشحالی) نیست که کدورتی به دنبال نداشته باشد. (هیج صفتی از صفات انسانی که برای او حاصل می‌شود، ماندگار نیست و در یک ساعت نیز نمی‌ماند مثل خوشحالی که در حال گذر است.)
) هرگز عمل گروهی بد نمی‌شود مگر این که مساجد خود را زینت می‌دهند. (افرادی هستند که به ظاهر دین چسبیده و باطن آن را فراموش می‌کنند مثل این که حقیقت اسلام را نفهمیده ولی به دنبال زینت مساجد می‌روند.)
) تمام چیزهای مسلمان که عبارتند از ثروت و آبرو و خون بر مسلمان دیگر حرام است (که آنها را از بین ببرد) و برای شرّ بودن یک فرد، همین کافی است که برادر مسلمان خود را کوچک کند.
) کسی که مردی به دست او اسلام بیاورد، بهشت بر او واجب است.
) کسی که به مسلمانی نگاه تند کند به طوری که به ناحق او را بترساند، خداوند در روز قیامت او را می‌ترساند.
) کسی که شخص مسلمانی را گرامی بدارد، خداوند (نیز) او را گرامی می‌دارد.
) کسی که خداوند به دست او، گشایشی (در کار) مسلمانی به وجود بیاورد، خداوند، اندوه دنیا و آخرت را از او برطرف می‌سازد.
) (با دیگران) مهربان باشید تا شما را ستایش کرده و (از طرف خدا) پاداش بگیرید.
) نهایت ستم و کفر آن است که کسی صدای منادی را (که مردم را) به طرف نماز می‌خواند، بشنود که آنها را به رستگاری دعوت می‌کند، (ولی) دعوت او را اجابت نکند.
) به خدا قسم این که مردی به واسطه‌ی هدایت تو، (به راه راست) هدایت شود، برای تو از شتران سرخ مو بهتر است. (که در زمان پیامبر بهترین و گران قیمت‌ترین شتر، شتر سرخ مو بود.)
) هر چیزی اندازه‌ای دارد حتّی ناتوانی و زیرکی. (زیرا بالاتر از آن برای انسان مشکلاتی به وجود می‌آورد.)
) خداوند از امّت من، کسانی که به هنگام وضوء و غذا، مسواک می‌زنند را دوست دارد.
) اوّلین چیزی که (روز قیامت) مورد محاسبه قرار می‌گیرد، نماز است.
) بین بنده و کفر (یا میان بندگی و کافر بودن) ترک نماز (فاصله است یعنی کسی که نماز نخواند، کافر است.)
) هدیه، چشم انسان خردمند را کور می‌کند. (یعنی حتّی اگر هدیه به شخص خردمند داده شود، عیوب شما را نادیده می‌گیرد.)
) هدیه، گوش و چشم و قلب را می‌برد. (یعنی با هدیه دادن می‌توان تمام کینه‌ها و دیدگاه‌ها و حرف‌هایی که نسبت به ما صورت گرفته است، از بین ببریم.)
) مسواک زدن نصف ایمان و وضو (هم) نصف ایمان می‌باشد. (یعنی اگر وضوء با مسواک همراه شود، ایمان مسلمان کامل می‌گردد زیرا هر دو نصف ایمان هستند و مجموعاً، ایمان را کامل می‌کند.)
) مسواک زدن، فصاحت مرد را (در سخن گفتن) زیاد می‌کند. (زیرا صدا را صاف و بوی خوش از آن می‌آید و به مغز انسان هم آرامش می‌دهد، در نتیجه ذهن، بهتر فعّال شده و صدای صاف هم دستورات مغز را به مخاطبان می‌رساند.)
) مسواک زدن موجب پاکیزگی دهان، خشنودی پروردگار و روشنی چشم است.
) مسواک زدن جزء فطرت (انسان) است. (یعنی فطرت انسان پاکیزگی را دوست دارد و مسواک زدن نیز پاکیزگی دهان را به همراه دارد، پس جزء فطرت است.)
) یک نماز (کسی که) با مسواک می‌خواند از هفتاد نماز کسی که مسواک نزده بالاتر است.
) با مسواک زدن، دهان‌تان را پاکیزه کنید.
) مسواک زدن بر شما لازم است زیرا موجب پاکیزگی دهان و خشنودی خداوند می‌شود.
) مسواک زدن بر شما لازم است (زیرا) مسواک زدن، چیز خوبی است (به طوری که) لثه‌ را محکم و بوی بد دهان را برده و معده را به صلاح آورده و به درجات بهشت اضافه کرده و پروردگار را خشنود و شیطان را به خشم می‌آورد.
) اگر بر امّت من سخت نبود، حتماً آنها را به مسواک زدن موقع هر نمازی، دستور می‌دادم.
) اگر بر امّت من سخت نبود، حتماً به آنها دستور می‌دادم که سحرگاه، مسواک بزنید.
) جبرئیل به نزد من نیامد مگر این که مرا به مسواک زدن (از طرف خداوند) امر می‌کرد تا جایی که ترسیدم باید جلوی دهان خود را ببرّم. (تا دهان با دندان شروع شود و لبی در کار نباشد.)
) مشورت، حصاری (در مقابل) پشیمانی و ایمنی (در مقابل) سرزنش (دیگران) است.
) زمانی که یکی از شما با برادر خود، مشورت می‌کند، باید با او مشورت کند. (و نظرات خود را به او بگو.)
) اساس عقل پس از ایمان به خدا، دوستی با مردم است و هیچ مردی نیست که از مشورت بی‌نیاز باشد.
) هیچ کسی بعد از مشورت، هلاک نمی‌شود.
) هیچ پشتیبانی مطمئن‌تر از مشورت و هیچ ایمانی مثل حیا نیست.
) کسی که با او مشورت می‌کنند، امانت‌دار است، اگر خواست، (با او) مشورت کرده و اگر (هم) خواست، مشورت نمی‌کنیم.
) هرگز بنده‌ای با مشورت، بدبخت نشده و با بی‌نیاز دانستن خود از نظر دیگران، خوشبخت نشده است.
) کسی که می‌خواهد کاری انجام دهد و با مرد مسلمانی (هم) مشورت نماید، خداوند، او را به معقول‌ترین کارها، توفیق می‌دهد.
) مردم را رها کنید تا بعضی از آنها به بعضی دیگر برسند (و از یکدیگر استفاده کنند) پس اگر یکی از شما از برادر خود، مشورت (و نصیحت) بخواهد، باید او را نصیحت کند.
) موقع مصیبت (به مصیبت دیده) پاداش بزرگی می‌دهند.
) هر چیزی که (شخص) مؤمن از آن بدش می‌آید، مصیبت است.
) در مالی که آفتی به آن رسیده و در بدن (که سختی و فشار) در آن نباشد، خیری نیست.
) کسی که با شخصی معاشرت دارد مجبور است با او معاشرت نماید، تا زمانی که خداوند (راه نجاتی) از این مشکل قرار دهد.
میان دو نفر منشینید مگر از آن دو، اجازه بگیرید.
) هیچ مصیبتی و رنج و سختی و بیماری و آزار و اندوه به مؤمن نمی‌رسد مگر این که خداوند آنها را کفّاره‌ی گناه مؤمن قرار می‌دهد.
) بدترین (فرد از میان) مردم دارای دو رو است که با یک گروه، با رویی و با گروه مردم با رویی دیگر مواجه می‌شود. (یعنی منافق است.)
) دورو (منافق) در دنیا، روز قیامت آورده می‌شود، در حالی که دو رو از آتش دارد، (هم روبرویش و هم پشت سرش آتش است.)
) منافق، آبرو ندارد. (آبروی او در دنیا و آخرت از بین می‌رود.)
) (انسان) منافق صلاحیّت این را ندارد که نزد خداوند امین (و مورد اعتماد) باشد.
) کسی که در دنیا دو زبان داشته باشد (با هر گروهی که می‌نشیند، مانند همان گروه حرف می‌زند) برای او در روز قیامت، دو زبان آتش است.
) کسی که در دنیا، دورو (منافق) باشد (در ظاهر با انسان ولی در واقع بر ضررش می‌باشد.)
) بیشترین چیزی که بر امّت خود از آن می‌ترسم، منافقی است که می‌داند (چگونه) حرف بزند. (با هر گروهی که می‌نشیند به گونه‌ای حرف می‌زند که گویا از همان جمع است.)
) دو خصلت وجود دارد که در منافق جمع نمی‌شود: خوش نامی و دانایی در امور دین.
) برای منافق، سه نشانه وجود دارد (که می‌توان آنها را با این نشانه‌ها شناخت) زمانی که سخن گفته، دروغ می‌گوید و زمانی که وعده می‌دهد، تخلّف ورزیده‌ و زمانی که مورد اعتماد قرار گرفته، خیانت می‌کند.
) موی زیبا، یکی از دو نوع زیبایی است که خداوند به فرد مسلمان می‌دهد.
) کسی که مؤمنی را به کفر نسبت دهد، مثل آن است که او را به قتل رسانده است. (زیرا ریختن آبروی مؤمن مانند ریختن خون آن است.)
) مؤمن کسی است که مردم، او را نسبت به جان و مال و خون‌شان، امین می‌دانند.
) حکایت منافق مانند گوسفندی است که بین دو گله‌ی گوسفند حیران (و سرگردان) است (یعنی نمی‌‌داند متعلّق به کدام گروه است مانند منافق که دیگران نمی‌دانند دوست آنهاست یا دشمن آنها.)
) منافق، مالک چشمان خود می‌باشد به طوری که هر وقت بخواهد، گریه می‌کند. (منافق با ظاهرسازی قصد فریب طرف مقابل خود را دارد با او نشسته و در مقابلش گریه می‌کند و مخاطب، لحظه‌ای به او مشکوک نمی‌شود.)
) پیری خود را تغییر دهید (مثلاً موی سفید خود را مرتّب کرده و رنگ سیاه بزنید) و خود را به یهودیان شبیه نسازید (که موهای بسیار بلند داشته و ریش‌های آنها نیز دراز و سفید می‌باشد.)
) حکایت مؤمن مانند غربال (و اَلک) است که به جز پاکیزه، نمی‌خورد و به جز پاکیزه، قرار نمی‌دهد. (یعنی آنچه از غربال عبور کند، پاک است و هم وقتی استفاده می‌شود، ذرّه‌ای ناپاکی در آن نیست مؤمن نیز هیچ ناخالصی ندارد.)
) حکایت مؤمنان در دوستی و مهربانی در میان یکدیگر مانند (اعضای یک) بدن است که اگر بعضی از آن اعضا شکایت کنند، اعضای دیگر نیز بیداری کشیده و تب می‌کنند. (اگر به یک مؤمن گرفتاری برسد، مؤمنان دیگر هم سختی می‌بینند.)
) مؤمن، آیینه‌ی مؤمن است و مؤمن برادر مؤمن است که از پشت سر مراقب او می‌باشد. (یعنی در همه حال پشتیبان او است.)
) مؤمن نسبت به اهل ایمان مانند سر نسبت به بدن است و مؤمن از درد اهل ایمان دردمند می‌شود همان طوری که بدن از درد سر، دردمند می‌شود.
) حکایت مؤمن، مانند درخت خرماست که هر چیزی که از آن برداری، به تو سود می‌رساند. (درخت خرما تنها درختی است که تمام آن برای استفاده است، از ریشه‌ی آن گرفته تا برگ‌ها و میوه‌هایش.)
) حکایت مؤمن مانند عطر فروش است که چه با او بنشینی و چه با او راه بروی و چه با او مشارکت کنی، به نفع تو خواهد بود. (و بوی خوش او همیشه همراه توست، مؤمن هم در هر حال چنین است.)
) حقیقتاً بر مؤمنین لازم است که نسبت به (بیماری) و دردهای یکدیگر متأثّر شوند همان طوری که بدن از درد سر، بی‌قرار می‌شود (و آرام و قرار ندارد و یک نقطه‌ی کوچکی درد می‌کند اما تمام بدن، بی‌خوابی می‌کشد.)
) حقیقتاً خداوند، مؤمنی که زیرک نیست را دشمن می‌دارد (زیرا ایمان را نزد دیگران کوچک کرده است تا دیگران خیال کنند، دین نیز چیزی برای انسان ندارد.)
) از زیرکی مؤمن بترسید زیرا آن را با نور خداوند عزیز و بزرگ نگاه می‌کند (و خداوند، حقایق را به قلب او می‌تاباند.)
) اگر از انجام کار نیک خوشحال شده و از کار بد، ناراحت شدی، (پس بدان) که تو مؤمن هستی.
) مؤمن از تمام مردم، گرفتارتر است زیرا (هم) باید به کار دنیای خودش رسیدگی کند و هم به کار آخرتش. (تا دین و آبروی خود را در هر دو جهان حفظ کند.)
) حقیقتاً انسان مؤمن به وسیله‌ی خوش خلقی به درجه‌ی روزه‌دار شب زنده‌دار می‌رسد.
) زمانی که رفیق شما بمیرد، آن را رها کرده و از او بد نگویید.
) حقیقتاً زمانی که مرده‌ای دفن شود، صدای کفش کسانی که از نزد (قبر) او برمی‌گردند را می‌شنود.
) حقیقتاً (انسانی که) مرده، کسی را که (جنازه‌اش را) بلند کرده و کسی که او را غسل داده و کسی که او را در قبر می‌گذارد، می‌شناسد.
) زمانی که مهمانی بر گروهی وارد شد، روزی خود را به همراه دارد و زمانی که (از نزد آنها) خارج شود، گناهان‌شان نیز خارج می‌شوند.
) مؤمن در تمام مخارج خودش ثواب می‌برد (یعنی نسبت به هر چه هزینه کند، نزد خداوند ثواب دارد) مگر چیزی که به خاک سپرده (یعنی دیگر آن را ندارد) و یا در ساختمان به کار می‌برد.
) حقیقتاً مؤمن، شیطان را ضعیف و لاغر می‌کند همان طوری که یکی از شما شتر خود را به خاطر (سختی) سفر لاغر می‌کند.
) مرگ، هدیه (برای) مؤمن است (زیرا به رستگاری ابدی می‌رسد.)
) هدیه‌ی مؤمن در دنیا، فقر است. (یعنی از امکانات دنیایی بی‌بهره می‌باشد و طمعی هم به آن ندارد.)
) مؤمنین را در مهربانی و دوستی و ارتباط با یکدیگر ببینید که مانند یک بدن هستند و زمانی که یک عضو از آن به درد آید، تمام اعضای بدن به بی‌خوابی و تب دچار می‌شوند.
) خواب مؤمن یک جزء از چهل و شش جزء پیامبری است. (خواب مؤمن راست است و همان طور که می‌بیند به وقوع می‌پیوندد.)
) خواب مؤمن، سخنی است که بنده در خواب با پروردگارش می‌زند.
) دانش، دوست مؤمن و بردباری، پشتیبان او و عقل، راهنمایش و عمل، جلودار او و مدارا (با دیگران) پدر او (یعنی حامی او) و نیکی کردن (با دیگران) برادرش (یعنی یاری دهنده‌ی او) و صبر، فرمانده‌ی لشکر (ایمان او) می‌باشد.
) اگر اهل آسمان و زمین در سرزنش مؤمنی مشارکت کنند، خداوند عزیز و بزرگ آنها را در آتش جهنّم سرازیر می‌کند.
) مؤمن، طعنه‌زن و لعنت کننده و ناسزاگو و بد زبان نیست.
) مؤمن از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی‌شود. (اگر راهی را امتحان کرده و شکست خورده باشد، دوباره همان راه را نمی‌رود.)
) خارج شدن مؤمن از دنیا را به چیزی شبیه نمی‌کنم مگر به خارج شدن نوزاد از شکم مادرش که با آمدن به دنیا از آن غم و تاریکی رها می‌شود.
) کسی که از کار خوب خودش، خوشحال شود و از کار بدش، ناراحت گردد، مؤمن است.
) هیچ مؤمنی نیست مگر این که برای او گناهی به صورت کاه به کاه (یعنی کم‌کم) می‌رسد و تا زمانی که از دنیا نرفته است، آن گناهان از او جدا نمی‌شوند.
) حکایت مؤمن مانند شِمش طلاست که اگر بر آن بدمند، قرمز می‌شود و اگر وزن کنند، کمتر نمی‌شود. (همان طوری که ارزش طلا ثابت می‌ماند و وزن او هم تغییر نمی‌کند، مؤمن نیز همیشه با ارزش است.)
) کسی که مؤمنی را نزد او ذلیل نمایند ولی او در حالی که قادر است، او را یاری نرساند، خداوند نزد تمام مردم در روز قیامت، او را ذلیل می‌کند.
) افراد مؤمن، نرم‌خو و سهل‌گیر می‌باشند مانند شتر تعلیم دیده که اگر او را به بند بکشند، می‌آید و اگر او را روی سنگ (هم) بخوابانند، می‌خوابد. (مؤمن نیز چنین است که هیچ امری از دنیا او را از خدا دور نمی‌کند.)
مؤمن از بعضی از فرشتگان نزد خداوند، گرامی‌تر است. (نه فرشتگان مقرّب مانند جبرییل و عزرائیل و میکائیل و …)
) بهترین مَهرها (برای مرد و زن) آن است که سبک‌تر باشد. (زیرا به زندگی مشترک، اعتماد و آرامش می‌دهد.)
) بهترین زنان کسانی هستند که مَهرشان آسان‌تر باشد.
) بزرگ‌ترین (و بهترین) زنان کسانی هستند که زیباتر بوده و مهرشان کمتر است. (زیرا زندگی برای انسان پایدارتر بوده و آرامش بیشتری دارند.)
) خوبی‌های مردگان خود را یاد کنید و از کارهای بد آنها، چشم بپوشید.
) مؤمن نسبت به مؤمن (دیگر) مانند ساختمان محکمی است که بعضی از اجزاء ساختمان (باعث) محکم بودن بعضی دیگر است. (یعنی همان طوری که در ساختمان مثلاً ستون باعث استحکام آجرها می‌شود، مؤمن هم باید باعث قوی‌تر بودن مؤمن دیگر شود.)
) کسی که از مردگان بدگویی می‌کند مثل کسی است که (خود را) در معرض هلاکت قرار داده است. (زیرا وابستگان میّت، از بدگویی به آشنای خود نمی‌گذرند و بعد از مرگ او نیز از خود او بدگویی می‌کنند.)
) به مردگان دشنام ندهید زیر آنها به چیزی که از قبل (برای خود) فرستاده‌اند، رسیده‌اند. (و با توجّه به آن اعمال، در جهان پس از مرگ زندگی خوب یا بدی خواهند داشت.)
) کسی که بر چیزی (یا حالتی خاص) بمیرد، خداوند، او را بر همان حال محشور می‌کند. (اگر در حال عبادت بمیرد، ذکر گویان وارد محشر خواهد شد و اگر در حالت گناه بمیرد، طوری محشور می‌شود که تمام مردم می‌دانند که با آن گناه مُرده است.)
) از سنّت است (و مستحبّ می‌باشد) که مرد با مهمان خودش تا در خانه برود (و او را بدرقه نماید.)
) چه گروه بدی هستند، کسانی که مهمان، به خانه‌ی خود نمی‌آورند.
) سبکی عقل هر فرد آن است که از مهمان خودش کار بکشد.
) حقیقتاً نمازگزار (با نماز خودش) در (خانه) پادشاه (یعنی خداوند) را می‌کوبد و کسی که پیوسته در خانه‌ای را بکوبد، به زودی، آن در، باز می‌شود.
) خداوند، فرشته‌ای دارد که موقع هر نمازی صدا می‌زند: ای انسان‌ها! برخیزید و آتش‌هایی را که با دست خودتان روشن کرده‌اید. را با نماز، خاموش کنید.
) مهمانی تا سه روز است و از آن بیشتر، صدقه محسوب می‌شود و بر مهمان لازم است که بعد از سه روز، مکان خود را تغییر دهد. (زیرا میزبان به سختی افتاده و از زندگی خودش می‌افتد.)
) مهمان به همراه روزی خودش می‌آید و گناهان آن گروه (میزبان) را برده و آنها را از گناه، پاک می‌کند.
) کسی که مهمان گروهی شود، نمی‌تواند بدون اجازه‌ی آنها روزه‌ی (مستحبّی) بگیرد. (زیرا شأن میزبان از بین می‌رود.)
) با مهمان خود، غذا بخور زیرا مهمان شرم دارد که تنهایی غذا بخورد. (و در نهایت مجبور می‌شود از کنار سفره بلند شود بدون این که غذای سیری خورده باشد.)
) بر تو لازم است که از آن چه در دست مردم است ناامید باشی (پس) از طمع دوری کن زیرا طمع فقر آماده‌ای ‌است (که همیشه احساس می‌کند پول‌های خود را از دست می‌دهد، پس فقر در مقابل چشمان اوست.)
) انسان بدکاری که به رحمت خداوند بزرگ، امیدوار است از عابدی که مأیوس است، به خداوند نزدیک‌تر است.
) حقیقتاً جواب نامه دادن مانند جواب سلام، واجب است.
) کسی که بدون اجازه‌ی برادرش در نامه‌ی او نگاه کند (و بخواند) مثل این است که به آتش نگاه کرده است.
) اعتبار نامه به مُهر کردن آن در پایان است.
) جایگاه نماز نسبت به دین مانند جایگاه سر نسبت به بدن است. (دینی که در آن نماز نباشد مثل بدنی است که سر نداشته باشد.)
) نان را گرامی بدارید (و به آن بی‌احترامی نکنید) زیرا خداوند آن را از برکات آسمان فرستاده و از برکات زمین بیرون آورده است (یعنی از آسمان باران باریده و زمین را حاصلخیز می‌کند و از زمین نیز گندم روییده و آرد می‌شود و در نهایت تبدیل به نان می‌گردد.)
) کسی که سلامتی (جسم و روح) را می‌خواهد، باید سخنی را که به زبان می‌آورد، نگه دارد (یعنی بداند که چه می‌خواهد بگوید) و از آن چه در دل دارد (و راز او می‌باشد چیزی) به زبان نیاورد و عملش را خوب کرده و آرزویش را کوتاه کند.
) زمانی که دو نفر، آهسته صحبت می‌کنند، وارد (صحبت) آنها نشوید (و سعی نکنید که بدانید چه می‌گویند.)
) زمانی که سه نفر (در یک جا) می‌باشند، دو نفر از آنها به دور از نفر سوم، با هم آهسته صحبت نکنند. (زیرا باعث نگرانی نفر سوم شده و به شک می‌افتد که شاید درباره‌ی او صحبت می‌کنند.)
) هیچ مردی نباید بین مرد (دیگر) با فرزندش (در مجلسی) بنشیند. (زیرا ممکن است آن فرزند احساس غریبی و نگرانی داشته باشد.)
) زمانی که خداوند خوبی بنده‌ای را بخواهد، برای او پند دهنده‌ای در درونش قرار می‌دهد تا او را (به کارهای خوب) امر کرده و (از کارهای بد) نهی نماید.
) (برای آگاه شدن از خوبی یا بدی) از خودت سؤال کن، اگرچه دیگران چیزهای دیگری بگویند (و برخلاف تو نظر بدهند زیرا خود آدم به وضع خودش آگاهی بیشتری دارد.)
) نیرومند کسی است که بر (هوای نفس) خودش پیروز شود.
) همدیگر را از دین مترسانید. (به گونه‌ای از دین حرف نزنید که باعث تنفّر دیگران شود.)
) هیچ کدام از شما مؤمن نمی‌شود مگر این که آنچه برای خودش می‌پسندد برای برادر (مسلمان) خود نیز بخواهد.
) حقیقتاً بزرگ‌‌ترین گناه نزد خداوند این است که مردی حقّ عیال (یعنی زن و فرزندان) خود را تباه کند (و به آنها ندهد.)
) محبوب‌ترین کارها نزد خداوند نماز اوّل وقت سپس نیکی به پدر و مادر و سپس چهاد در راه خدا می‌باشد.
) چه بسا شب زنده‌داری که بهره‌‌اش از (عبادت شبانه) فقط بیداری کشیدن است و چه بسا روزه‌داری که بهره‌اش از روزه گرفتن فقط گرسنگی و تشنگی است. (زیرا با اعمال بد، ارزش آنها را برای خود، از بین می‌‌برد.)
) نماز نشسته نصف نماز ایستاده است. (در نماز مستحبی دو رکعت نماز نشسته، یک رکعت حساب می‌شود مگر این که از ایستادن عاجز باشد، پس اگر کسی نماز شب را بخواهد در صورتی که سالم است نشسته بخواند باید بیست و دو رکعت بخواند.)
) نماز مستحبّی که مرد، در جایی می‌خواند که مردم او را نبینند، با بیست و پنج نمازی که بخواهد در مقابل مردم (از روی ریا) بخواند، برابر است.
) نماز، نور مؤمن (در تاریکی) است.
) نماز، ستون دین است.
) نماز، ترازوی (اعمال) است، پس کسی که آن را کامل اداء کند، (پاداش) کامل (هم) طلب می‌کند.
) نماز، قربانی هر انسان نیکوکاری است. (انسان با نماز، خود را در مقابل خداوند قربانی می‌کند.)
) بنده، تا زمانی که منتظر نماز است، پیوسته در حال نماز می‌باشد.
) کسی که در شب، زیاد نماز بخواند، چهره‌اش در روز زیبا می‌شود.
) کسی که نمازش، او را از کارهای زشت و بد، منع نکند، از طرف خدا به جز دوری از او، چیزی به او اضافه نمی‌شود. (نمازش او را از خدا، دورتر می‌کند.)
) مردم، روز قیامت بنا بر نیّات‌شان محشور می‌شوند. (اگر نیّت کار خوبی بکنند ولی نتوانند انجام دهند، پاداش کسانی به آنها داده می‌شود که آن کار را انجام داده‌اند.)
) اعمال (انسان) به نیّت بستگی دارد. (اگر نیّت خالص بوده است، ثواب دارد وگرنه پاداش به آن تعلّق نمی‌گیرد.)
) بهترین عمل، نیّت راست است. (یعنی اگر عملی با نیّت راست همراه باشد، بهترین عمل خواهد شد.)
) اعمال با توجّه به نیّات و پایان آن است. (اگر عملی با نیّت خوب به پایان برسد، ارزش خواهد داشت.)
نیّت مؤمن از عملش، رساتر است. (یعنی ممکن است مؤمنی نیّتی داشته باشد ولی نتواند آن را عملی سازد ولی نیّت جدای از عمل است.)
) هیچ بنده‌ای نیست که نیّتی در دل داشته باشد مگر این که خداوند، لباس همان را بر تن او می‌پوشاند، اگر نیّت خوب باشد، عمل نیز خوب است و اگر نیّت بد باشد، عمل هم بد است.
) نیّت خوب، صاحبش را وارد بهشت می‌کند. (زیرا هر نیّت خوب، اگر با عمل نیز همراه نباشد، ثواب دارد.)
) خوبی بین مردم فراموش می‌شود (و به کلّی از بین رفته و چند مدّتی که گذشت، کسی نام آن را هم نمی‌برد ولی) کار نیکی که میان انجام دهنده و خداوند باشد، از بین نمی‌رود (و فراموش نمی‌گردد و خداوند، آنها را در روز قیامت می‌آورد.)
) کسی که خیری بکارد، خوبی درو می‌کند و کسی که شرّی بکارد، همان را درو می‌کند.
) کار نیک، دری از درهای بهشت است و از مرگ بد (نیز) جلوگیری به عمل می‌آورد.
) کار نیک به دست صد مرد می‌گردد به طوری که نفر آخرش (در ثواب) مثل نفر اوّل است.
) می‌‌دانید که شیر موقع غرّش خود چه می‌گوید؟ می‌گوید: پروردگارا! مرا بر هیچ یک از نیکوکاران مسلّط مکن.
) نام نیک یک جزء از هفتاد و پنج جزء پیامبری است (یکی از خصوصیّات پیامبران این است که نام آنها، بسیار زیبا و پر محتوا می‌باشد.)
) ترک وصیّت، موجب ننگی در دنیا (نزد مردم است که وارثان خود را بدون وصیّت گذاشته و آنها به جان یکدیگر افتاده‌اند) و موجب آتش در آخرت است.
) کسی که (از طرف کسی) خوبی ببیند، باید آن را جبران کند، پس اگر قدرت جبران نداشته باشد، باید آن را یاد کند (از او تعریف به عمل آورد) و اگر آن را یاد کند (در حقیقت) جبران آن را نموده است.
) انجام کار نیک بر شما لازم است زیرا نیکوکار دوست دارد که مردم (نیز مثل او) در خوبی و فراوانی (عبادت و سپاس از خداوند) باشند.
) مرد یا زن، شصت سال خدای بزرگ را با کارهای خود اطاعت می‌کنند سپس موقع (نوشتن و سفارش) وصیّت که می‌رسد، به ضرر (فرد یا افرادی) وصیّت می‌کنند که آتش جهنّم برای آنها واجب می‌شود. (و عبادت شصت ساله‌ی آنها از بین می‌رود.)
) هنگام وضوء، میان انگشتان خود را باز کرده (تا آب میان آنها جاری شود) و به این وسیله، خداوند میان آنها را با آتش فاصله نمی‌دهد.
) وضو گرفتن قبل از غذا، فقر را برده و بعد از غذا، وسوسه را می‌برد و به چشم، سلامتی (و روشنایی) می‌دهد.
) بدترین غذا، غذای ولیمه است که افراد سیر را برای خوردن آن دعوت کرده و افراد گرسنه را از خوردن آن منع می‌کنند.
) غذای عروسی، غذای بدی است زیرا ثروتمندان از آن خورده و فقراء، از آن محروم می‌شوند.
) هر شهری، سرزمین خدا و هر بنده‌ای، بنده‌ی خداست، پس هر جا خوبی به تو رسید، همان جا اقامت کن.
) وضوء جزء (و نصف) ایمان و مسواک زدن (نیز) جزء (و نصف) ایمان می‌باشد. (یعنی وضویی که با مسواک همراه باشد، دین را کامل می‌کند زیرا نشان می‌دهد که آن شخص به دین، ارزش زیادی می‌دهد.)
) بدترین غذاها، غذای ولیمه (جشن مثل عروسی) است زیرا کسی که نیاز دارد، به او نمی‌دهند و کسی که نیاز ندارد، به او می‌دهند. (چون در چنین مراسمی، افراد فامیل و نزدیک را دعوت می‌کنند.)
) مهاجر (حقیقی) کسی است که از هر چه خداوند، نهی کرده است، دوری کند.
) بهترین عمل آن است که سودمند باشد و بهترین (نوع) هدایت آن است (که دیگران) پیروی نمایند (تا ثوابش به هر دو گروه برسد، هم کسی که هدایت کرده و هم کسی که پیروی کرده است.)
) این که خداوند، مردی را به دست تو (به راه راست) هدایت کند، برای تو از هر چیزی که خورشید بر آن طلوع و غروب می‌کند، بهتر است. (این سفارش پیامبر اسلام به امیرالمؤمنین است.)
) زمانی که یکی از شما از سفر بیاید، باید هدیه‌ای (سوغاتی) با خود همراه داشته باشد، اگرچه سنگی را در (خورجین) یا ظرفی که همراه دارد، بگذارد.
) به یکدیگر هدیه بدهید تا محبّت (و دوستی میان شما زیاد شود) و مهاجرت کنید تا برای فرزندانتان چیزهای خوبی را به ارث بگذارید و از لغزش جوانمردان، گذشت کنید.
) به یکدیگر هدیه بدهید زیرا هدیه کینه‌ی دل (و دل‌گیری) را از بین می‌برد و هدیه‌ای که آورده شده است را کوچک مشمارید اگرچه یک قطعه از پاچه‌ی گوسفند باشد.
) به یکدیگر هدیه بدهید زیرا هدیه دادن، کینه را می‌برد و اگر مرا به شانه‌ی گوسفندی دعوت کنند، می‌پذیرم و اگر یک شانه‌ی گوسفند به من هدیه دهند، قبول می‌کنم.
) به یکدیگر هدیه دهید زیرا هدیه دادن، محبّت را چند برابر کرده و کینه‌ی درونی را از بین می‌برد.
) هیچ مردی نباید هدیه‌ی برادر (ایمانی) خود را رد کند، و اگر توانست، باید آن را (با دادن هدیه‌ای) جبران نماید.
) هدیه دادن به موقع نیاز (آن طرف) خیلی خوب است. (زیرا ممکن است همین هدیه مشکل او را تا حدودی رفع نماید.)
) یک سخن که از سخنان حکمت‌آمیز باشد، هدیه‌ی خوبی است.
) دنیا را برای اهلش رها کنید (کسانی که دنبال آن هستند) کسی که از دنیا، چیزی بالاتر از حدّ نیاز خود بخواهد، نابودی خود را می‌خواهد (ولی) نمی‌داند. (چون انسان را حریص و طمّاع می‌نماید.)
) کسی که جایگاه خود را نشناسد، هلاک می‌شود (زیرا باعث می‌شود کارهایی انجام دهد که با کار او سازگاری ندارد و در نتیجه، رسوا می‌شود.)
) مردانی که از زنان پیروی می‌کنند، هلاک می‌شوند. (قبلاً در این زمینه توضیح دادیم که منظور از اطاعت، زمانی است که مردی، به کار خود و خوب بودن آن یقین دارد، در این صورت، نباید به خاطر حرف زن، آن کار را رها کنیم وگرنه زن یکی از مطمئن‌ترین مشاوران مرد است.)
) آسان بگیرید (و به دیگران) سخت مگیرید.
) مرگ برای نصیحت کردن (انسان) و یقین برای بی‌نیازی کافی می‌باشد.
) بر امّت خودم از چیزی به جز ضعف ایمان نمی‌ترسم. (زیرا بسیاری از گناهان که مسلمانان انجام می‌دهند از ضعف ایمان سرچشمه می‌گیرد.)
) صبر، نصف ایمان و یقین تمام ایمان است. (اگر یقین نباشد، ایمان معنا ندارد زیرا بدون یقین، ایمان به دست نمی‌آید.)
) اگر ده نفر از یهودیان به من ایمان آورده بودند، تمام یهودیان به من ایمان می‌آوردند.
) آنچه برای خود می‌پسندی برای مردم هم بپسند تا مؤمن باشی و با همسایگان خود به نیکی رفتار کن تا مسلمان باشی. (پس کسی که به همسایگان خود احترام نمی‌گذارد، مسلمان نیست.)
) قبل از خرید خانه، به دنبال همسایه‌ی (خوب) بگردید و قبل از رفتن (به سفر) به دنبال رفیق (خوبی) باشید.
) پروردگارا! من از همسایه‌ی بد که مکان ثابتی هم دارد (و از آنجا هم نمی‌رود) به تو پناه می‌برم زیرا همسایه‌ی بیابانی (یعنی اجاره نشین) متحوّل می‌شود. (یعنی دیر یا زود آنجا را ترک می‌کنند.)
) شما را (نسبت به) همسایه سفارش می‌کنم (که با آنها به خوبی رفتار کنید.)
) مقدار همسایه بودن، تا چهل خانه است. (پس تا چهل خانه همسایه محسوب می‌شود.)
) ارزش همسایه بر همسایه مانند ارزش خون اوست. (همان ‌طوری که حفظ جان همسایه بر همسایه لازم است، احترام به حقّ همسایگی نیز لازم می‌باشد.)
) داشتن همسایه‌ی خوب، شهرها را آباد و عمرها را دراز می‌کند.
) کسی که همسایه‌اش، از شرّ او در امان نیست، مسلمان نمی‌باشد.
) کسی که خودش سیر و همسایه‌ی کنار (خانه‌ی) او، گرسنه باشد، مؤمن نیست.
) بنده‌ای که همسایه‌اش ار شرّش در امان نیست، داخل بهشت نمی‌شود.
) مؤمن نباید، خودش سیر (ولی) همسایه‌اش گرسنه باشد.
همیشه جبرئیل به من درباره‌ی (حقّ) همسایه سفارش می‌کرد تا جایی که گمان کردم، همسایه از همسایه ارث می‌برد.
) کسی که شب تا صبح سیر بوده و همسایه‌ی کناری او گرسنه باشد و او هم، اطّلاع داشته است، به من ایمان نیاورده است. (نبوّت پیامبر اسلام را قبول ندارد.)
) کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید احترام همسایه‌ی خود را نگه دارد.
) از (موارد) خوشبختی هر فردی، خوش اخلاقی (نسبت به دیگران) و همسایه‌ی شایسته و وسیله‌ی (نقلیّه‌ی) خوب است. (در زمان پیامبر، وسیله‌ی نقلیّه‌ی خوب، اسب رام شده بود ولی امروز اتومبیل‌های مختلفی می‌باشد.)
) با بزرگان همنشینی کرده و از علماء، سؤال پرسیده و با حکماء، رفت و آمد کنید.
) (با توجّه و متناسب) با اخلاق مردم، با آنها رابطه داشته باشید و با اعمال (بدشان) با آنها مخالفت کنید.
) بهترین کارهای خوب این است که (وقتی وارد مجلس شدی که افراد زیادی نشسته‌اند) به افراد نشسته احترام بگذاری. (و سلام کنی)
) با هواهای نفسانی خود مبارزه کنید تا بر نفس خود مالک شوید. (و کنترل آن به دست شما باشد.)
) مؤمن، زیرک، باهوش (با دقّت) و محتاط است.
) حقیقتاً خداوند بزرگ کمک کردن به کسانی که کمک می‌خواهند را دوست دارد.
) خداوند را به یاد بیاور زیرا او بر هر چیزی که از او بخواهی، یاور تو خواهد بود.
) مؤمنی که با مردم ارتباط داشته و بر اذیّت و آزار آنها، صبور باشد از مؤمنی که با مردم ارتباط ندارد و بر آزارشان (هم) صبوری نمی‌کند، بالاتر است.
) محبوب‌ترین خانه‌های شما، نزد خداوند، خانه‌ای است که در آن، یتیمی، مورد احترام قرار گیرد.
) بهترین خانه‌های شما، خانه‌ای است که در آن یتیمی مورد احترام حضور داشته باشد.
) کسی که یتیم خودش یا یتیم دیگری را نگه دارد تا زمانی که خداوند آنها را از او بی‌نیاز کند (یعنی به سنّ بلوغ برسند)، بهشت برای او واجب است.
) اگر سختی در سوراخی (هم) باشد، گشایش (و راحتی) داخل آن خواهد شد تا سختی را (از آن سوراخ) خارج کند. (یعنی به دنبال هر سختی، آسانی هست.)
) با نیکوکاران همنشینی کن زیرا اگر کار خوبی انجام دادی، تو را ستایش می‌کنند و اگر گناهی مرتکب شدی، به تو به سختی سخن نمی‌گویند.
) حکایت همنشین شایسته مانند عطر فروش است که اگر عطرش را به تو ندهد، (حداقل) بوی آن (عطر) به تو می‌رسد و حکایت همنشین بد مانند آهنگر است که اگر پاره‌‌ای از آتش آن، تو را نسوزاند (حداقل) بوی بد آن، به تو می‌رسد.
) از هوا و هوس (و پیروی از آن) دوری کنید زیرا هوس، (انسان را) کور و کر می‌کند. (وقتی انسان نسبت به چیزی هوس کرد، دیگر خطرات و موانع و مشکلات و اثرات آن را نمی‌بیند.)
) (انسان) زیرک کسی است که بر نفس خود مسلّط است و برای بعد از مرگ خود، عمل می‌کند. (نه برای ریا یا چاپلوسی جهت بهتر زندگی کردن) و (انسان) ناتوان کسی است که از هواهای نفسانی خود پیروی کرده و از خداوند، آرزوهای بسیار بخواهد.
) حقیقتاً خداوند بزرگ، غیرت را برای زنان و جهاد را برای مردان قرار داده است. پس هر کدام از زنان بر ایمان خود، صبور باشند، مانند پاداش شهید، ثواب می‌برند.
) خدا را خدا را (قسم می‌دهم) درباره‌ی کسی که برای او جز خدا یاوری نیست. (او را حمایت کنید وگرنه به عذاب سخت خداوند، مبتلا خواهید شد.)
) کسی که به بیوه زن و فقیر، کمک برساند، مانند مجاهدی است که در راه خدا، جهاد کرده و یا مانند کسی است که شب‌ها، عبادت کرده و روزها روزه گرفته است.
) حقیقتاً در بهشت، خانه‌ای هست که به آن، خانه‌ی شادی می‌گویند و کسی داخل آن نمی‌شود مگر کسی که فرزندان یتیم مؤمنین (که از دنیا رفته‌اند) را خوشحال کرده است.

نظر شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلدهای علامت گذاری شده *

*

طراحی سایت و سئو