خانه » سبک زندگی » سخنان بزرگان » سخنان فلورانس اسکاول شین
دوره DBA مدیریت اجرایی کلاس زبان مشهد آزمون وکالت آزمون سردفتری

سخنان فلورانس اسکاول شین

فلورانس اسکاول شین

  • خداوند بخشاینده است و انسان، دریافت کننده.
  • قدرت شکست ناپذیر خدا هر مانعی را از سر راه بر می دارد.
  • همه ی امور مهم به دست کسانی انجام پذیرفته است که از آرمانهای بزرگ خود دست نکشیده اند.
  • جایی هست که جز تو هیچ کس آن را پر نمی کند و کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست.
  • خدا به زمان نیاز ندارد و هرگز دیر نمی کند.
  • هر آنچه از آدمی در سخن یا کردار، آشکار شود یا بروز کند، به خود او باز خواهد گشت؛ و هرچه بدهد، باز خواهد گرفت.
  • هر آنچه آدمی به گونه ای ژرف، احساس، یا به روشنی مجسم کند، بر ذهن نیمه هشیار اثر می گذارد و مو به مو در صحنه ی زندگی پدیدار می شود.
  • جز تردید و هراس، هیچ چیز نمی تواند میان انسان و بزرگترین آرمانها یا مرادهای دلش، جدایی بیفکند.
  • زمانی که آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند، هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد.
  • ترس، تنها دشمن آدمی است.
  • اگر کسی در پی کامیابی باشد، ولی شرایط را برای شکست فراهم کند، دچار همان شرایطی خواهد شد که برای آن تدارک دیده است.
  • بیشتر، پیش از کامیابی بزرگ، اندیشه های عذاب دهنده می آیند.
  • هر موهبت والا و دلخواهی، پیشاپیش، چشم براه انسان است؛ بادا که آدمی آن را بازشناسد.
  • انسان، تنها آن چیزی را می تواند به دست آورد که خود را در حال ستاندن آن ببیند.
  • هر انسانی دارنده ی آن سرزمینی است که با چشم رؤیا می بیند.
  • کسی که از نفوذ سخن باخبر است، به هنگام گفتگو، دقت بسیاری به خرج می دهد.
  • اگر انسان برای کسی، بدبختی بخواهد، بی گمان، بدبختی به سراغ خود او خواهد آمد و اگر بخواهد به کسی کمک کند تا به کامیابی برسد، همانا راه کامیابی خود را هموار کرده است.
  • در بازی زندگی، محبت و نیک خواهی بر هر تدبیری پیروز می شود.
  • تنها دشمنان انسان، در درون خود او هستند.
  • شگفتا که اگر آدمی برای کسی برکت بخواهد، توان آزار رسانیدن را از او خواهد گرفت.
  • خیرخواهی انسان نیک خواه، پیرامون او، هاله ای بزرگ از پشتیبانی می آفریند.
  • تا خود را توانگر احساس نکنی، توانگری ات آشکار نخواهد شد.
  • به محض آرام شدن دریا، کشتی های انسان از راه می رسند.
  • تا زمانی که آدمی در برابر شرایطی پایداری کند، آن را به سوی خود خواهد کشید.
  • هر وضعیت ناهماهنگ، نشانه ی ناهماهنگی در درون خود آدمی است.
  • اگر در باطن انسان، ذره ای واکنش هیجانی نسبت به شرایط ناهماهنگ وجود نداشته باشد، آن شرایط برای همیشه از سر راه او کنار می رود.
  • چه بسیار پیش آمده که آدمی با دیدن بدیهای خود در دیگران، شفا یافته است.
  • زندگی، یک آینه است؛ و ما در دیگران، بازتاب چهره ی خودمان را می بینیم.
  • گذشته و آینده، دزدان زمان هستند.
  • انسان باید رها در لحظه [ =دم ] زندگی کند.
  • آدمی، تنها آنچه را که می دهد، باز می ستاند. بازی زندگی؛ بازی بومرنگها است.
  • هر اندازه دانش آدمی بیشتر باشد، مسئولیت او افزونتر می گردد.
  • انسان، تنها می تواند آن باشد که خود را چنان بیند؛ و تنها می تواند به جایی برسد که خود را در آنجا ببیند.
  • به محض اینکه انسان از قانون پیروی کند، قانون به فرمانبرداری از او درمی آید.
  • مهمترین گام برای رسیدن به خواسته، نخستین گام یا “درست خواستن” است.
  • برای شفای تن باید روح را شفا داد.
  • هیچ انسانی تا عاشق کار خود نباشد، کامیاب نمی شود.
  • تصویری که نقاش، تنها از روی عشق (به هنرش) می آفریند، بزرگترین شاهکار او به شمار می رود.
  • آنگاه که انسان، تصویر تنگدستی را از صفحه ی هشیاری خود بزداید، فرمانروای “دوران طلایی” خواهد بود و هر آرزوی درست دلش برآورده خواهد شد.
  • تا زمانی که در جاسنجاقیت، کبریت سوخته افتاده باشد، توانگر نخواهی شد.
  • قانون، همواره پشتیبان کسی است که بی باکانه، ولی خردمندانه خرج می کند.
  • اگر کسی وانمود کند که دارا و کامیاب است، میوه‌اش را در زمان آن درو خواهد کرد.
  • تا زمانی که انسان، هرچه ترس را از ذهن نیمه هشیار خود نزداید، او را شادی و آرامشی نیست.
  • ترس تو است که شیر را درنده می کند.
  • عشق راستین از خویشتن، آزاد است و از هرچه ترس، رها.
  • عشق راستین بدون هیچ چشمداشت یا اندکی امید، خود را بر معشوق فرو می باراند.
  • عشق راستین، شادمانی‌اش در بخشیدن است، نه ستاندن.
  • حسد، بزرگترین دشمن عشق است.
  • محال [ =نشدنی ] است آدمی بتواند چیزی را به دست آورد که خود هرگز نبخشیده است.
  • عشقی در حد کمال ببخش تا عشقی در حد کمال بستانی.
  • آثار هنرمندی که برای گذران زندگی کار می کند، همواره فراموش می شود.
  • زمانی که انسان با خشنودی و بدون ترس خرج کند، راه را برای سرازیر شدن پول بیشتر می گشاید.
  • آزمندی، ریشه ی همه ی بدیها است.
  • محبت و خوش قلبی در کسب و کار نیز گرانبها است.
  • اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد، دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان از بین برد.
  • بخشیدن، راه ستاندن را می گشاید.
  • آنچه را که آدمی در دیگران سرزنش می کند، به راستی، به سوی خود می کشد.
  • انسان به هنگام خرده گیری یا سرزنش دیگران، به سیم لُخت برق دست می زند و هر آن، ممکن است ضربه ای هولناک بر او وارد آید.
  • تنها راهزنی که دار و ندار آدمی را به تاراج می برد، اندیشه های منفی خود او است.
  • پدر و مادر هرگز نباید فرزندان خود را به داشتن پیشه ای وادار کنند.
  • گاه رویدادی بس ناچیز می تواند نقطه ی عطف زندگی انسان باشد.
  • خشم نمی گذارد که انسان، پیش چشم خود را ببیند و سبب همه ی تصمیم گیری های نادرست است که به شکست می انجامد.
  • آدمی، تنها با پیش تاختن به سوی چیزی که از آن می هراسد، می تواند بر ترس خود چیره شود.
  • هر گاه آدمی، [چیزی را] با باور بخواهد، باید بستاند؛ زیرا خدا چاره‌ساز است و تدابیر خود را می آفریند.
  • برخی از مردم، بخشندگانی خوشدل، ولی گیرنده‌ای ناپسند هستند.
  • آدمی باید آنچه را که در ازای کار خودش به او بازمی گردد، در نهایت لطف بپذیرد؛ مفت داده‌ای، پس مفت بگیر!
  • انسان با هر دست بدهد، با همان دست می گیرد و همیشه میان داد و ستد، موازنه ای کامل برقرار است.
  • خداوند، گیرنده‌ی دلنشین را به اندازه‌ی بخشنده‌ی خوشدل دوست دارد.
  • هر معلولی زاییده ی علتی است و چیزی به نام رویداد وجود ندارد.
  • در ذهن الهی، زمان گمشده وجود ندارد؛ اگر دری بسته شود، دری دیگر می گشاید.
  • سری که بر پیشانی‌اش اخمی باشد، آسوده بر بالین قرار نمی گیرد.
  • جسورانه به شیری که بر سر راه ام قرار گرفته، می تازم و می بینم که سگ کوچک خرمایی رنگ و مهربانی بیش نیست.
  • آدمی، همچنان است که در دل خود می پندارد.
  • محال است که آدمی بتواند بیش از آنچه آسان می انگارد، به دست آورد؛ زیرا آدمی در بند اندک چشم داشت های ذهن نیمه هشیار خویشتن است.
  • همه ی نیروها ( از راه درست اندیشیدن ) به آدمی داده شده تا آسمان را به زمین بیاورد و این است هدف “بازی زندگی”.
  • قوه ی تخیل، نیرویی آفریننده است. همیشه باید واژه هایی را برگزید که در آن، بارقه ای از برآورده شدن آرزو باشد.
  • خشم، بیزاری، بدخواهی، حسد [ =چشم تنگی ] و کین خواهی، شادمانی انسان را می رباید و بیماری و شکست و فقر می آورد.
  • به راستی که بیزاری، بیش از شرابخواری، خانه‌ها را ویران کرده است و بیش از جنگها، جان آدمیان را بر باد داده است.
  • هیچ گاه زیر پایت را نگاه نکن، اگر نه می جهی!
  • قدرت، تکان می دهد، ولی تکان نمی خورد.
  • تنها، کارهای جسورانه به شمار می آید.
  • زندگی چه باشکوه می شود، اگر تن به استدلال [ =گواه آوردن ] ندهید.
  • خودخواهی، راهها را می بندد و خیر و خوشی را دور می کند. حال آنکه، هر اندیشه ی مهرآمیز به دور از خودخواهی، نطفه ی کامیابی را در خود می پروراند.
  • آنچه در حق دیگران می کنید، همانا برای خود می کنید.
  • هر کنشی که به هنگام خشم و بیزاری انجام پذیرد، واکنشی ناخوشایند خواهد داشت.
  • نتیجه ی فریب و ریاکاری، ناامیدی و اندوه؛ و راه خیانتکاران، دشوار است.
  • ترس و ناشکیبایی، نیروی کشش را از میان می برد؛ حال آنکه توازن، کشش می آورد.
  • باور، نیرومندتر از خوش بینی است.
  • امید به پیش می نگرد، حال آنکه ایمان، باور دارد که پیشاپیش ستانده است و هماهنگ با آن به کنش می پردازد.
  • تا زمانی که خواسته ی آدمی برآورده نشده است، نباید از آن با کسی سخن بگوید.
  • آنچه را که خدا به من بخشیده است، هیچ کس نمی تواند بازستاند، زیرا بخشش های او جاودانه‌اند.
  • آدمی همواره در برون، همان را درو می کند که در جهان اندیشه ی خود کاشته است.
  • باور بدون کنش، باور نیست. باور اگر پویا نباشد، مرده است.
  • اگر انسان، هدفی یا سرزمین نوید داده شده ای نداشته باشد که او را به پیش براند، به تباهی و نیستی می گراید.
  • در درون هر انسان، سرزمینی کشف نشده و یک معدن طلا وجود دارد.
  • “آنجا”یی وجود ندارد؛ هرچه هست، “اینجا” است.
  • آنچه جویای آن هستم، هم اکنون جویای من است.
  • برای کشیدن هر چیزی به سوی خود، باید با آن در هماهنگی کامل قرار گرفت.
  • هیچ چیز آنقدرها شگفت آور نیست که راست نباشد، آنقدرها شگفت آور نیست که پیش نیاید و آنقدرها شگفت آور نیست که دیر نپاید.
  • اگر شکست خورده باشید و به کامیابی دیگری نفرت بورزید، راه کامیابی خود را می بندید.
  • آن سخنی که بارقه ای از برآورده شدن آرزو در آن باشد، امورتان را دگرگون می کند؛ زیرا واژه ها و اندیشه ها، گونه ای رادیواکتیویته اند.
  • شور و شوق نسبت به هر کاری که انجام می دهید، در مخفی کامروایی را به رویتان می گشاید.
  • راز کامیابی این است که آنچه را انجام می دهید، برای دیگران جالب توجه کنید. خود، دوستدار باشید، دیگران نیز دوستدار خواهند شد.
  • کامیابی، راز نیست، نظام [ =سامانه ] است.
  • تنها آن چیزهایی را به سوی خود می کشید که بسیار به آن می اندیشید.
  • هیچ کس، چیزی به آدمی نمی دهد، مگر خود او و هیچ کس، در دادن چیزی به او کوتاهی نمی کند، مگر خود او.
  • “بازی زندگی”، یک بازی فردی است؛ اگر خودتان دگرگون شوید، همه ی اوضاع و شرایط عمومی دگرگون خواهد شد.
  • هرچه بیشتر نفرت بورزید، بر دوام نفرت خود افزوده اید و در ذهن خود، شیاری از نفرت حک می کنید که خود را در حالت همیشگی چهره تان نشان خواهد داد.
  • در پهنه ی زندگی، باید با ساز زندگی پایکوبی کرد.
  • انسانی که به کامیابی می رسد، دیدگان خود را به کامیابی دوخته است.
  • آنچه را که دارید، خردمندانه به کار گیرید، تا راه را برای دارایی هرچه بیشتر بگشایید.
  • هر رویداد زندگی تان، تبلور اندیشه ای است که از راه ترس یا باور، به زندگی خود فراخوانده اید.
  • با چیزهایی که آرزومند یا نیازمند به دست آوردن شان هستید، از در دوستی درآیید.
  • به هرچه توجه کنید، با آن یکی می شوید.
  • اگر از زیر نردبانی بگذرید و به این بیندیشید که برایتان بدبختی می آورد، بی گمان، بدبختی خواهد آورد.
  • بدبختی، تنها به این دلیل می آید که خودتان چشم براه آن بوده اید.
  • هیچ انسانی برای تندرستی خودش هم که شده، نباید نفرت بورزد.
  • نفرت، چون بکارگیری پی در پی زهر است.
  • فراوانی یا کامیابی بزرگ، معمولاً زمانی از راه می رسد که هرگز چشم داشت آن را ندارید.
  • هرگز نگذارید که آرزوی قلبی شما به بیماری قلبی بدل شود. زمانی که بیش از اندازه چیزی را خواهانید، همه ی کشش خود را از دست می دهد.
  • گاه کشتی های آدمی از روی دریای بی توجهی به او می رسند.
  • سخن تو، روشنایی تو است.
  • هر هدیه ای، هزاران برابر به خودِ بخشنده باز می گردد.
  • در هر کنش ناشی از ترس، نطفه ی شکست نهفته است.
  • شخص عادی، کمابیش همه چیز را نشدنی می پندارد.
  • همه ی آرمانهای بزرگ با مخالفت روبرو می شوند.
  • به راستی که پیش از رسیدن به سرزمین نوید داده شده باید از صحرا گذشت.
  • تردیدها و ترس های کهنه، پیرامون آدمی خیمه می زنند، ولی همیشه کسی پیدا می شود تا بگوید: “به پیش برو!”
  • هر انسانی دارای مراد دل و سرزمین نوید داده شده ای است؛ ولی چنان اسیر اندیشه های منفی خود شده اید که همه ی اینها دور از دسترس و نشدنی یا والاتر از آن می نماید که بتواند پیش بیاید.
  • شاید همیشه نتوانیم اندیشه هایمان را مهار کنیم، ولی سخن خود را می توانیم.
  • مردم گمان می کنند که با فرار از شرایطی ناخوشایند، می توانند از شر آن رهایی یابند؛ بی خبر از اینکه به هر کجا بروند با همان شرایط روبرو خواهند شد.
  • چیزی که می خواهم، در خانه ی خودم و در حیاط خودم است.
  • اگر از دشواری های خود بگریزیم، آنها ما را دنبال خواهند کرد.
  • از هیچ وضعیتی برآشفته نباشید تا وزن و سنگینی خود را از دست بدهد.
  • زمانی که دیگر از هیچ چیز آزرده نشدید، ناآرامی های برونی هم ناپدید می شوند.
  • هرگاه به اهمیت هر اندیشه و هر واژه پی ببرید، به این امر خو می گیرید که در هر اندیشه و هر واژه ی خود، دقت به خرج دهید.
  • زمانی که به اندیشه های منفی توجه می کنید، به آنها پر و بال می دهید.
  • برخی از مردم، آسان به ثروت دست می یابند، ولی شایستگی نگهداری از آن را ندارند.
  • واژه ها بسان اجسام یا نیروهایی مدام در جنبش اند تا در زمان خود به زندگی ِ آفرینندگان خویش بازگردند و ثمره ی خود را باز گیرند.
  • مردمانی که پیوسته از تنگدستی و شکست و محدودیت سخن می گویند، همانها را خواهند دروید.
  • چه بسیارند مردمانی که با شرایطی که چنگی به دل نمی زند کنار می آیند؛ تنها به این دلیل که (از نظر ذهنی) تنبل تر از آن هستند که خود را بیرون از آن شرایط تصور کنند.
  • برای به دست آوردن استقلال [ =خودسالاری ] مالی، باید از سر تا پا خواهش و آرزو بود.
  • چه خوب است که گهگاه انسان به تماشای سحر برود تا با همه ی وجود، باور کند که آفتاب بی گمان خواهد دمید.
  • هر روز، روزی پر اهمیت است.
  • اگر کامیابی بخواهید، ولی برای شکست تدارک ببینید، همان چیزی را خواهید ستاند که برایش تدارک دیده اید.
  • اگر خود را شکست خورده بدانید، بی تردید شکست خواهید خورد.
  • هر روز، سخن درست و اندیشه های درست را برگزینید.
  • همه ی ما گنجینه ای داریم که هرچه بخواهیم می توانیم از آن بیرون بکشیم؛ گنجینه ی گمان!
  • راههای خدا خردمندانه و چاره های او حکیمانه است.
  • هر پیشرفتی، نتیجه ی آرزو است.
  • به آنچه توجه کنید، با آن یکی می شوید؛ پس اگر پیوسته متوجه امور بازدارنده باشید، آنها بزرگتر و بزرگتر می شوند.
  • چه بسیارند مردمان کامیابی که دلیل کامیابی آنها، باور همسرشان به آنها بوده است.
  • آنان که در گذشته زندگی می کنند، تماس خود را با حال شگفت آور از دست می دهند.
  • چه بی شمارند مردمانی که مدام به انبارداری و اندوختن سرگرمند و هراسان از به کارگیری آنچه که دارند، کمبود و تنگدستی بیشتری را به زندگی خود فرا می خوانند.
  • تنها در کاری می توانیم کامیاب شویم که به سختی، دوستدار آن باشیم.
  • اگر به خودتان باور داشته باشید، دیگران نیز شما را باور خواهند داشت.
  • هر اندیشه ی منفی، یک دشمن خطرناک است.
  • نمی توانید دست به کاری بزنید، اگر خودتان را در حال انجام آن نبینید.
  • نوآوران بزرگ هرگز از کار خود به ستوه نمی آیند؛ وگرنه نمی توانستند به نوآوری های بزرگ دست بزنند.
  • هرگز کودکی را وادار نکنید چیزی بشود که نمی خواهد؛ چون جز شکست، نتیجه ای به بار نخواهد آورد.
  • نخستین گام برای کسب کامیابی این است که از آنچه هستید، شادمان باشید.
  • چه بسیارند مردمانی که از خود به ستوه آمده اند و آرزو دارند دیگری باشند؛ چنین مردمانی از باور و اتکا به نفس بی بهره اند.
  • هدیه ی خدا به انسان، نیرو و توان است و چیرگی بر همه ی آفریده ها و ذهن و تن خویش.
  • همه ی ناکامی ها از نبود نیرو و توان است.
  • آدمی پیوسته نتیجه ی سخن خود را می درود.
  • دشمنان شما همه در درون خودتان هستند.
  • تنها کسی که باید دگرگون شود، خودتان هستید؛ خودتان که دگرگون شوید، همه ی اوضاع و شرایط پیرامون تان نیز دگرگون می شود.
  • زندگی هر کس، تصویری عینی از برآورد باورهایی است که در ذهن نیمه هشیار او نقش بسته است؛ پس به هر کجا که برود، درست همان شرایط را با خود می برد.
  • از امور جزیی درس بگیرید تا برای اداره ی امور بزرگ آماده شوید.
  • ترس، تنها دشمن آدمی است؛ هرگاه بترسید، شکست می خورید.
  • هر شرایط ناخوشایندی که در زندگی تان پیش آید، نتیجه ی اندیشه ی منفی خودتان است؛ نتیجه ی گمانهای نادرست.
  • کسی که با خدا همراه است، شکست ناپذیر می شود.
  • اندیشه های منفی، شما را از اوج موجها به پایین می افکند.
  • اندیشه ها و آرزوهایتان بسان گردونه ای همواره شما را به جایی می کشاند.
  • آرزوهای به ستوه آورنده ی آدمی، به گونه ای اندوه بار برآورده می شوند.
  • در باتری اندیشه ی خود، جریانی دیگرگون را روشن کنید تا بی درنگ در جهان عینی نیز دگرگونی را به چشم ببینید.
  • سرزنش کنندگان همواره مورد سرزنش قرار می گیرند.
  • ترس و نگرانی، راهزنان زمان هستند.
  • بیزاری و ناشکیبایی، نیرو و توان آدمی را از چنگ او می رباید.
  • اگر رویایی در سر نداشته باشید، چه بسا در ظاهر، سخت کار کنید و باز هم به جایی نرسید.
  • ترس، بدترین دشمن آدمی است، زیرا از هرچه بترسید، همان بر سرتان می آید. به راستی، با ترس، آن را به سوی خود می کشانید.
  • بسیاری از مردم، آنچه را که از هر چیز دیگر عزیزتر می دارند، از دست می دهند، چون پیوسته در بیم از دست دادن آن به سر می برند.
  • میزان کامیابی و نیک بختی هر کس، بستگی مستقیم به میزان برابری و هم سنگی او دارد.
  • مهم نیست که چند بار شکست بخورید؛ دیگر بار برخیزید و از نو آغاز کنید.
  • زندگی، یک جدول واژه های متقاطع است. واژه ی درست، پاسخ مورد نیاز را در دسترس تان قرار می دهد.
  • بسیاری از مردم، مطالبی [ =جستارهایی ] را دوست دارند که آنقدر دشوار باشد که نتوانند آن را درک کنند.
  • مردم، آیین و رسومی را به جا می آورند که تنها نیمی از آن را درک می کنند.
  • حق را بشناس تا حق، تو را برهاند.
  • برای اینکه فروشنده ی خوبی باشید، باید برای کالاهایی که می فروشید، شور و شوق داشته باشید.
  • بازی زندگی، بازی بومرنگ‌هاست؛ اندیشه‌ها، کردارها و سخنان ما دیر یا زود با دقت شگفت‌آوری به سوی ما بازمی‌گردند.
  • رهنمودهای مشخص را بطلبید تا کامیاب گردید.
  • جایی که راه نیست خداوند راه می گشاید.
  • تمام موفقیت های عظیم بر پایه ی شکست بنا شده اند.
  • خداوند راهها و چاههایی دارد که تو را حیران خواهد کرد.
  • فقط کارهای جسورانه به حساب می آیند.
  • هر انسانی با آگاهی کامل به آیین عشق، پا به این سیاره ی خاکی می گذارد. مشکل شما هر چه باشد، امتحان محبت است. اگر بتوانید از راه محبت در این آزمایش پیروز شوید، مسأله شما حل خواهد شد. اگر نه، آنقدر به درازا خواهد کشید تا از راه محبت، مسأله خود را حل کنید. زیرا مشکل شما مجالی برای تشرف به آیین عشق است.
  • زندگی، بازگشت اندیشه ها، گفتارها و کردارهای ماست که دیر یا زود به ما باز می گردد.

نظر شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلدهای علامت گذاری شده *

*

طراحی سایت و سئو