خانه » سبک زندگی » سخنان بزرگان » سخنان وین دایر
دوره DBA مدیریت اجرایی کلاس زبان مشهد آزمون وکالت آزمون سردفتری

سخنان وین دایر

وین دایر

  • حضور در زمان حال، یعنی دور کردن حواس پرتی ها و توجه به آنچه در همین لحظه وجود دارد.
  • از پیشداوری خشم آلود در مورد خویشتن بپرهیزید.
  • جایی که ترس دامن بگسترد نشانی از عشق نیست.
  • ما هریک بخشی از این دنیای پهناوریم.
  • تو جدا از دیگران نیستی؛ قضاوت در مورد کارهای خوب دیگران هم دست کمی از قضاوت در مورد کارهای بدشان ندارد.
  • اگر مشکلی داری، به دلیل طرز فکر توست و تنها از یک راه می توانی مشکلات را برای همیشه حل کنی؛ اینکه طرز فکرت را تغییر دهی.
  • بزرگترین نشانه ی نادانی انسان، نپذیرفتن دانسته های دیگران درباره ی چیزی است که خود، سر رشته ای از آن ندارد.
  • آزادترین مردم روی زمین کسانی هستند که به آرامش و صفای درون دست یافته اند.
  • افسردگی، غم و اندوه در جهان وجود ندارد و آنچه هست، “اندیشه ی” پریشان، خشمناک و اندوهگین است.
  • برای دستیابی به آرامش خیال و صفای باطن، روح را بر جسم خویش برتری دهید، نه جسم را بر روح.
  • انسان‌هایی که از روح بزرگ برخوردارند، همواره با مخالفت‌های شدید افراد ترسو و میانه‌رو روبرو می‌شوند.
  • روح از عشق بیکران و بی پایان، مایه می‌گیرد؛ و تنها آرزویش دستیابی به آرامش و سازش است.
  • با محبت کردن به کودکان، می توانید به آنها کمک کنید تا سرشار از عشق و پذیرش خود شوند و این، همان هدیه ای است که آنها می توانند به دیگران بدهند.
  • تا زمانی که مردم “عادی” می‌گویند من کودکانه رفتار می‌کنم، می‌دانم که دارم درست عمل می‌کنم.
  • اگر می‌توانید بین حق به جانب بودن و مهربانی، یکی را برگزینید، مهربانی را برگزینید.
  • دروغ، انفجاری است در خودباوری تو.
  • تنها راه دگرگون ساختن آنچه که به آن خو گرفته ایم، تکرار رفتارهای تازه است.
  • هر کس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به کسی وارد کند، بیشترین زیان را خود از آن خواهد دید، چرا که هرکس در دادگاه عدل الهی در برابر کردارهای ناروای خویش مسئول است.
  • درستکارترین مردم جهان، بیشترین احترام [ =بزرگداشت ] را به سوی خود جلب شده می بینند، حتی اگر هدف بیشترین بدرفتاریها و ناروایی‌ها قرار گیرند.
  • برای آغاز هر دگرگونی در خود، ابتدا سرچشمه ی پرورش ترس و نفرت را در وجود خود شناسایی و ریشه کن کنید.
  • از مهمترین کارهایی که به عنوان یک آدم بزرگ می توانید انجام دهید، این است که گهگاه به شادمانی دوران کودکی برگردید.
  • درون تو مُشتی گوشت قرمز است که دیدن اَن، تو را با خودت روبرو نمی‌کند. تو لابلای آن گوشتهای قرمز درون اَن نیستی، آنجا را نگرد، خودت را در آرزوهایت خواهی یافت.
  • زندگی شما را با اندوخته هایتان نمی سنجند، بلکه ملاک سنجش، بخشایش و ازخودگذشتگی شماست.
  • گذشته ی شما بهبود نخواهد یافت، پس آن را رها کنید.
  • هرجا ممکن شد، خطر یکدل شدن را بپذیر.
  • زمانی که تعطیلات را آغاز می کنید، در برابر آینه بایستید و به خود بگویید: کسی حق ندارد این روزهای خوش را از من بگیرد، حتی تو!
  • شما می توانید به پرستشگاهی با شکوه بروید و ساعت ها به نیایش و دعا بپردازید و بهترین پاکی ها و قداست ها را برای خود آرزو کنید؛ ولی اگر پیش از آن، در قلب خود پرستشگاهی نساخته باشید، با هیچ نیایشی، حضور قلب خود را در آن پرستشگاه احساس نخواهید کرد.
  • رمز و راز دستیابی به دارایی و فراوانی، آن است که ذهن را بر آنچه ندارید، متمرکز نکنید و از هر فرصتی برای شکرگزاری و سپاسداری از آنچه که دارید بهره گیرید.
  • برای دستیابی به کسب و کار دلخواه و داشتن درآمد زیاد، محدودیتی وجود ندارد. آنچه کمیاب است، اراده ی پابرجا برای رسیدن به آنهاست.
  • آسانسوری که بتواند شما را به بالاترین طبقه ی کامیابی برساند، از کار افتاده است و شما ناگزیرید که راهروی کامیابی را پله پله بالا بروید.
  • همه ی ما در طول زندگی خود به کارهایی دست می زنیم که به درستی از آن سر رشته داریم و با شرایط ما سازگار است.
  • بزرگترین بازدارنده بر سر راه زندگی لذت بخش، این است که کمابیش همه به اندوه با اندوه پاسخ می گویند، به خشم با خشم و به کینه با کینه.
  • سبب ساز آرامش باش و هرجا هستی، شادی و تکاپو را با خود به آنجا ببر و این چنین است که همه ی موانع برداشته می شوند.
  • بگذارید اندیشه های شما در عشق بمانند و کردارهای شما از این عشق جان بگیرند. این تشخیص مسیر پاک شماست. شما براستی می توانید ترس و تردید را رها کنید. آزادی‌ای از این بزرگتر وجود نخواهد داشت!
  • برای رسیدن به خوشبختی، راهی وجود ندارد، چرا که خوشبختی، خود یک راه است.
  • در انجام هر کاری، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، که این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
  • راهی به سوی خوشبختی وجود ندارد؛ خوشبختی خود راه است، راهی که از درون شما آغاز می شود و به کمک توانایی و قابلیت شما در جهان برون تجلی می یابد.
  • بهتر است مخالفت خود را با چیزی به صورت موافقت خود با چیزی دیگر بیان کنید! به جای مبارزه با جنگ، برای صلح بکوشید، به جای مبارزه با فقر، برای فراوانی تلاش کنید، و به جای تکیه ی افراطی بر منع کردن از بدی، انجام کارهای نیک را تبلیغ کنید.
  • به جای اینکه به باغ دیگران سرک بکشید و ذهن خود را به کار ایشان متمرکز کنید، به کار خود بپردازید و هر چه می خواهید در باغ خود بکارید.
  • اگر دو عبارت «خسته ام» و «حالم خوب نیست» را از زندگی خود پاک کنید، نیمی از بی حالی و بیماری خود را درمان کرده اید.
  • با گناهکار دانستن دیگران، جز هدر دادن زمان، کاری نمی‌کنید. مهم نیست دیگری را چه اندازه گناهکار بدانید یا به چه میزان، او را سرزنش کنید؛ هیچ کدام از این‌ها شما را تغییر نخواهد داد.
  • جدل بر سر کمبودها و محدودیت ها، حاصلی جز کمبود و محدودیت ندارد.
  • مشکلات و موانع جزء فرصت ها هستند.
  • در پی هر دانشی، اندیشه ای نهفته است.
  • سروده، زبان دل است، نه گونه‌ای سرگرمی و یا چیزی که می‌بایست در مدرسه آموخته شود.
  • در برابر تاثیرات محیطی، گردن ننهید و نگذارید شما را به زور انضباط به قالب الگوی کار ویژه‌ای درآورند.
  • بکوشید در روابط خویش، دست از داوری بشویید.
  • برای پیش رفتن در مسیر ایده‌آل خویش، فقط به ندای باطن‌تان گوش فرا دهید.
  • ثمره و نتیجه‌ی استقلال رای نسبت به همرنگی با جماعت، قابل سنجش نیست.
  • افرادی که از کارآمدی بالایی برخوردارند، در ایجاد توازن و هماهنگی مورد نیاز بین جنبه‌های گوناگون زندگی‌شان نیز مهارت دارند.
  • برای اینکه زندگی گرانمایه‌تان در راه دستیابی به چیزی هدر نرود، می‌بایست گاه از آن چیز فاصله بگیرید.
  • هرچه برای انجام و یا تکمیل یک کار، کمتر دچار استرس و تنش شویم، نیروی بیشتری برای به ثمر رساندن آن خواهیم داشت.
  • فراموش نکنید که مرگ، یک بار تجربه می‌شود؛ ولی ترس از مرگ، در هر دَم، شما را می‌کُشد.
  • احساس نیاز به تکبر و فخرفروشی را در وجودتان سرکوب کنید و در برابر، دستاوردهای دیگران را نیکو شمارید.
  • رویدادهای زندگی هر فرد، تابعی از اندیشه‌ی اوست.
  • گردن نهادن به معیارهای خُرد و چشم‌داشت‌های کوچک، نیرومندترین خطری‌ست که ما با آن روبرو هستیم.
  • عشق، انگیزه‌ی دستیابی انسان به درجات عالی و متعالی‌ست.
  • هرگز به پند و اندرز افرادی که می‌کوشند با بدبینی‌هایشان شما را تحت نفوذ درآورند، گوش فرا ندهید.
  • به این حقیقت دست یافته‌ام که شکست، مایه و برانگیزاننده‌ی اصلی انسان است؛ زیرا فرصتی به ما می‌دهد تا نیروی مورد نیاز را برای حرکت به سوی هشیاری برتر پدید آوریم.
  • آنچه شما به راستی، به راستی، به راستی، به راستی بخواهید، آن را به دست خواهید آورد.
  • آنچه را که در دنیای گمان، خواستارش هستید، در تنهایی با پژواکی بلند بخواهید.
  • خواسته‌ی خود را به میل و آرزو تبدیل کنید؛ شما تجلی همه‌ی برکت‌های بی‌کرانه‌اید و سزاوارید که از وفور نعمت جهان هستی بهره‌مند باشید.
  • برای امیدها و آرزوهای خود، محدودیت قائل نشوید.
  • دیدگاه شما درباره‌ی کارتان، نود و نه درصد منش راستین شماست.
  • افرادی که به راستی، به راستی، در دستیابی به خواسته‌ها و آرزوهایشان، کامیاب‌ هستند، به بخت و سرنوشت خود متکی نیستند و کاسه و کوزه‌ی بی‌تحرکی خود را بر سر دنیای فانی نمی‌شکنند.
  • اختصاص همه‌ی نیروی زندگی به کار، جز آشفتگی، خشم و دلزدگی و وارونه کردن اولویت‌های راستین زندگی، فرجامی ندارد.
  • اگر شما سرگرم کاری هستید که آن را دوست ندارید، و یا آنچه را که دوست دارید، انجام نمی‌دهید، تردید نکنید ناهنجاری را بر سکون و آرامش، برتری داده‌اید.
  • برای اینکه میزان شکوه و شادمانی هر کس را بسنجیم، باید ببینیم که برای مهار آرزوهای خود تا چه اندازه توانایی دارد.
  • باور به این نکته که رویدادهای گذشته، قایق زندگی ما را به پیش می‌راند و یا آن را از حرکت در شرایط کنونی‌ باز می‌دارد، فقط یک پندار نادرست است.
  • کمبودها و نابسامانی‌های کنونی زندگی را به گذشته نسبت ندهید. شما نتیجه و ثمره‌ی تصمیم‌های کنونی زندگی‌تان هستید و هیچ چیز گذشته در شرایط کنونی‌تان تاثیر ندارد.
  • از افسوس خوردن نسبت به رویدادهای گذشته دست بشویید. غم و اندوه و افسوس، کوچک‌ترین تغییر در گذشته‌ی شما پدید نمی‌آورد.
  • بدون آنکه بگذارید یادبودهای دردناک گذشته بر شما چیره گردند، به آرامی در ذهن، مرورشان کنید و از آن تجربه‌ها، درس بیاموزید.
  • آنچه را که بتوانیم در دنیای پندار ببینیم، در هشیاری نیز دست یافتنی است.
  • همواره به یاد داشته باشید که شما همان می‌شوید که می‌پندارید باید بشوید. بنابراین، اندیشه‌هایی که بذر شک و دودلی را در کشتزار ذهن‌تان می‌کارند، از خود برانید.
  • از یاد نبرید که چاشنی زندگی، انجام کارهای تازه است که فقط با برانگیختن نیروی تخیل، عملی می‌شود.
  • بین دانستن یک نکته و دانستن درباره‌ی آن نکته، تفاوت بسیار است.
  • به راستی، همه‌ی معجزه‌ها نتیجه‌ی تغییر جهت از تردید به سوی آگاهی‌ست.
  • شما نمی‌توانید با تلاش و کوشش دیگران، چیزی بیاموزید.
  • تا هنگامی که دیدگاه‌ دیگران را بر پایه‌ی آگاهی خویش نپذیرید، حتی بزرگترین استادان جهان هم نمی‌توانند چیزی به شما بیاموزند.
  • پیش از بیان درستی یک چیز و پیروی از آن، بکوشید ذهن خود را به تجربه‌ی مستقیم هر چیز متمرکز کنید.
  • از نیرو بخشیدن به چیزهایی که به آن باور ندارید و می‌دانید که برای شما مفید و سودمند نیست، بپرهیزید.
  • رهبران راستین، با نام و نشان شناخته نمی‌شوند. نام‌ها و نشان‌ها برانگیخته از خودخواهی و خودپرستی است.
  • رهبران راستین، از باور مردم لذت می‌برند، در حالی که دروغگویی، چرب‌زبانی و قدرت که زاییده‌ی خودپرستی است، از نشانه‌های رهبران دروغین به شمار می‌رود.
  • پیش از کسب اعتماد دیگران، اعتماد خودتان را به آنان نشان دهید.
  • هرچه خانه‌ی دل را از آرامش بیشتر لبریز کنید، آسیب‌پذیری‌تان در برابر دشمنی و بدخواهی دیگران کمتر می‌شود.
  • هر روز، سازش و آرامش بیشتری را به زندگی‌تان فراخوانید.
  • از یاد نبرید که در برابر هر کار غیر انسانی، هزاران کار برآمده از مهربانی و گذشت و خیرخواهی وجود دارد.
  • سنجش خود با دیگران در هر زمان و در هر شرایط، کاری پوچ و نابخردانه است.
  • به منش و ویژگی‌های خاص خود ارج نهید و با اندیشه‌هایی که شما را به سنجش فرا می‌خواند، به رویارویی برخیزید.
  • انسان برای دستیابی به آسودگی خیال، رفاه، آسایش و همه‌ی چیزهای نیکو، تنها باید خودش باشد و مسئولیت همه‌ی احساسات خویش را بر دوش خود بگذارد.
  • فراموش نکنید که شما با سنجش، افسار زندگی‌تان را به دستان افرادی که خود را با آنان می‌سنجید، می‌سپارید.
  • اگر آن اندازه که می‌خواهید بااستعداد و یا کارآمد نیستید، به خود یادآور شوید که این وضعیت، به دلیل کمبود و کاستی‌تان نیست، بلکه به سبب واکنش خاص و یا تجربه‌ی شما نسبت به آن رویداد است.
  • روشن‌بینی؛ چیزی نیست که در موقعیت نیلوفر آبی در غاری بر فراز قله‌ی هیمالیا یافت شود و یا آن را از یک مرشد و با یک کتاب و یا یک دوره‌ی آموزشی، کسب کنید؛ بلکه صرفاً نگرشی‌ست نسبت به هر کاری که می‌کنید.
  • به باور من، آگاهی از زمان‌های بدون سازش و آرامش، یکی از روش‌های روشن‌بین شدن است.
  • هرگز ناگزیر نیستید آنچه را که در درون و یا بیرون خود می‌بینید، دگرگون سازید؛ فقط کافی است زاویه‌ی دیدتان را دگرگون کنید و راه گذر ضمیر برتر خود را بگشایید؛ این است روشن‌بینی.
  • شناخت لحظه‌‌هایی که با روشن‌بینی، فرسنگ‌ها فاصله دارد، آغاز تغییر مسیر به سوی روشن‌بینی است.
  • بخشودن، آسان، شادی‌بخش و از همه مهم‌تر، رهایی‌بخش است.
  • هنگامی که بخشش و گذشت را می‌آموزیم، نسبت به افرادی که اسباب آشفتگی‌مان را فراهم آوردند و دشنام و نفرین، پیشکش‌مان کردند، در مرتبه‌ی بالاتری هستیم.
  • تلاش کردن و نتیجه نگرفتن، بهتر از هرگز تلاش نکردن است.
  • پریدن در گرداب زندگی و تجربه کردن آشوب آن، بهتر از آن است که از ترس غرق شدن، کنار بایستیم و فقط به آن بنگریم.
  • خواندن و مطالعه کردن، سبب می‌شود که تجربه‌های زندگی شما در همه‌ی زمینه‌ها، ژرف‌تر و غنی‌تر شود.
  • هرگاه سراپا مشتاق هدفی باشید و همه جوره باور داشته باشید که می‌توانید آن را انجام دهید و از ارتکاب خطا ترس به دل راه ندهید، خواسته‌ی شما نمی‌تواند از تحقق باز ایستد.
  • راه گریز از ترس و شکست، رویارویی و به مسخره گرفتن آن است، و نه خودباختگی در برخورد با نخستین پیامدهای آن.
  • هر ناکامی و عقب‌ماندگی، چنانچه با اندیشه‌ی مثبت ارزیابی شود، به جای اینکه از بزرگی ما بکاهد، آن را نیرو می‌بخشد.
  • شکیبایی، میوه و ثمره‌ی باور، قاطعیت و خرسندی است.
  • اگر برخلاف تمایلات ژرف نسبت به یک چیز، هیچ کاری برای رسیدن به آن نکنید، زهرآگین‌ترین دانه‌های افسوس و پشیمانی را در کشتزار قلب خود می‌کارید و راه را بر جریان نیروهای آفریننده‌‌تان می‌بندید.
  • فراموش نکنید که تصویری که از خود بر ذهن‌تان ترسیم می‌کنید، از وجود خودتان سرچشمه می‌گیرد و هیچ کس دیگر در این زمینه مسئول نیست.
  • ما بدون توجه به اینکه تا چه اندازه گمان می‌کنیم باید غمگین باشیم، آه بکشیم و گریه کنیم، نسبت به میزان خنده و شادمانی و سرخوشی زندگی‌مان، اختیار تام داریم.
  • آرمان‌ها، اندیشه‌ها و مفاهیمی که ما درباره‌ی خود داریم، جوانی، شادابی و تندرستی ما را رقم می‌زند.
  • اگر بخواهید، می‌توانید در هر زمینه‌ای خوب و ماهر باشید و از آن، لذت ببرید.
  • جهان، مکانی نیکوست که همه می‌توانند در آن خوشبخت شوند.
  • شور و اشتیاق خود را در زندگی نشان دهید و به هر شکل ممکن، این نیرو را بر جهان و انسان‌های پیرامون‌تان، بازتاب دهید.
  • شما همواره می‌توانید با کسالت و سستی، روح خود را به خوابی ژرف فرو ببرید و یا با تلاش و اشتیاق، روح‌تان را تازگی ببخشید و از حضورش در این کالبد فیزیکی لذت ببرید.
  • هنگام پریشانی و آشفتگی، از خود بپرسید: “چگونه می‌توانم با تغییر باورهایم در مورد امور، پریشانی‌‌ام را از بین ببرم؟”
  • تا زمانی که بذر مهر و محبت را در کشتزار دل پرورش ندهیم، احساس کامروایی نمی‌کنیم.
  • هرگاه با مساله‌ای که حل شدنی به نظر نمی‌رسد، روبرو می‌شوید، به خود یادآور شوید که حل و فصل آن در گرو یک واکنش مناسب است.
  • هنگام انجام کارهای بزرگ، برخی از رفتارهای ناشی از خودبینی‌تان را مهار کنید.
  • کردار، کارآمدترین شیوه برای آموختن است و نه پند و اندرز.
  • سخنی که با کردار، پشتیبانی نشود، اندرزی پوچ و ناکارآمد است.
  • با رفتار و کردار خود، به دیگران درس می‌دهید و هدف‌های خود را بیشتر برآورده می‌سازید؛ در حالی که همه‌ی واژه‌های یک فرهنگ لغت، چنین کارآیی‌ای ندارند.
  • شما در ذهن‌تان همواره از این آزادی برخوردارید که در سازش و آرامش، غوطه‌ور شوید.
  • ذهن شما مسئول تندرستی و آرامش شماست.
  • هیچ چیز و هیچ کس، بیرون از وجودتان نمی‌تواند بدون خواست شما دلگیرتان کند.
  • انسان در دل طبیعت، همه‌ی داوری‌ها و ادعاهای پوچ و توخالی خود را رها می‌کند؛ زیرا طبیعت با داوری میانه‌ای ندارد.
  • از داوری درباره‌ی اهمیت یا ارزش دیگران بر اساس آنچه شما آن را طبیعی و عادی به شمار می‌آورید، بپرهیزید.
  • همواره در اکنون و اینجا به سر ببرید؛ جای دیگری برای بودن وجود ندارد.
  • هنگامی که با شور و اشتیاق، با کاری که به شدت آن را دوست داریم، درگیر می‌شویم، اندیشه‌های ما دگرگون می‌شود و محدودیت‌ها را به هر شکل ممکن از خود می‌راند.
  • در درون شما فردی بزرگ‌‌تر که قدر و اهمیت او هرگز برای شما قابل تصور نیست، آشیان دارد.
  • یکی از ویژگی‌های نوابغ آن است که چون کودکان، کنجکاوند.
  • بچه‌ها و نوابغ، هر دو بدون راه دادن اندیشه‌ی شکست به ذهن و یا دل‌نگرانی از انتقاد و سرزنش دیگران، آرزومند اکتشاف و یافتن پدیده‌های بکر و پویا هستند.
  • هیچ‌گاه درباره‌ی به پایان رساندن هرچه پرشتاب‌تر کارها و یا حجم و گستردگی آنها نیندیشید؛ تنها کافی‌ست که از همین زمان‌ها بهره گیرید و برخیزید.
  • برای شکوفایی نبوغ نهفته در درون‌تان، می‌بایست همت کنید و الهام خود را عینیت و فعلیت بخشید.
  • این دست و آن دست کردن کارها سبب می‌شود که زمان گرانمایه‌ی امروز را نیز از دست بدهید.
  • هر بهانه‌ای، جز بهانه، چیز دیگری نیست.
  • از چشم‌انداز ابدیت به همه چیز بنگرید تا مشاهدات شما از زمان تاثیر نپذیرد.
  • همت و جسارت برای برداشتن نخستین گام، نیرویی‌ست شگرف که می‌تواند زندگی و هستی شما را از جهات گوناگون روحی، معنوی، مادی، مالی و اجتماعی دگرگون سازد.
  • سستی و کاهلی برای درگیر شدن در کارها سبب می‌شود که در گرداب سکون و بی‌تحرکی فرو روید و به ذهن خویش، اجازه‌ی تکاپو ندهید.
  • به باور من، به جای ترس از گذشت زمان، می‌توان هر روز را با راستی، سازش و آرامش و عشق سپری کرد.
  • تا می‌توانید نیروی عشق را در وجود خود و دیگران، گسترش دهید و اندیشه‌های برگرفته از خشم و دشمنی و داروی را مهار کنید.
  • به جای تردید و دودلی و یا تلاش برای کشف اسرار نظام هستی، آن را باور کنید و از خشنودی و خرسندی‌ای که میوه و ثمره‌ی این باور است، بهره‌مند شوید.
  • هیچ بانگی شیرین‌تر از بانگ خنده، به ویژه خنده‌ی کودک نیست.
  • من از گفتگو و همنشینی با افرادی که بتوانند بیشتر بخندند و همین واکنش را در من برانگیزند، بسیار لذت می‌برم.
  • با تلاشی آگاهانه، خنده را به کردار و رفتار هر روزتان بیامیزید. نگذارید که روزی بدون خنده و آرامش برآمده از آن، سپری شود.
  • خودتان باشید و با پیروی از آنچه می‌دانید، هماهنگ با ذات معنوی خویش، درست زندگی کنید.
  • خودتان باشید؛ برای خود، احترام قائل شوید و بین انسجام و یکپارچگی شخصیت خویش و رفتار روزانه‌تان، هماهنگی بیافرینید.
  • هر بار که شراره‌های خشم در درون‌تان جرقه می‌زند، تردید نکنید که به سوی باتلاقی زمین‌گیر کننده گام برمی‌دارید.
  • گذشت، بار سنگین دشمنی و کینه‌توزی را از دوش شما برمی‌دارد و فضای ذهن‌تان را برای اندیشه‌های مثبت و سازنده، پاک و روشن می‌سازد.
  • زیستن در پرتو بخشش و گذشت و بهره‌گیری از آن در هر روز از زندگی، راهی‌ست برای مهار امیال نفسانی و پرورش عشق و مهربانی.
  • مدار جهان، بر گذشت و بخشودگی می‌گردد.
  • کمبود فرصتی وجود ندارد که با آنچه عاشق آن هستیم، زندگی خود را بسازیم، فقط کمبود اراده وجود دارد تا سبب روی دادن آن شود.
  • امکانات در دسترس یا دسترسی‌ناپذیر، سطح کامیابی و خوشبختی شما را تعیین نمی‌کند؛ بلکه آنچه که درست می‌دانید، تعیین کننده‌ی سطح کامیابی و خوشبختی شماست.
  • خوشبختی، چیزی‌ست که در وجود شماست و از دیدگاه شما سرچشمه می‌گیرد.
  • مبارزه با مواد مخدر، فقر و گرسنگی برای جوانی فرهیخته و روشن بین به همان کارآمدی تلاش برای ارتقای سطح زندگی و احترام گذاشتن به حقوق و اموال یکدیگر نیست..
  • تو از جسم و فکر تشکیل شده ای. قوانین مربوط به جسم به وجود می آیند، اجرا می شوند و پایان می پذیرند، اما فکر ما مرز نمی شناسد.
  • بیشتر مردم به پشت شیشه خودروهایشان این برچسب را می زنند : “امروز، اولین روز از بقیه زندگی من است.” من ترجیح می دهم این گونه تصور کنم : “امروز، آخرین روز زندگی من است و می خواهم به گونه ای زندگی کنم که گویی دیگر هیچ فرصتی ندارم”.
  • این شمایید که به مردم می آموزید که چگونه با شما رفتار کنند.
  • برنامه ریزی لزوماً بد نیست، اما عاشق شدن طبق برنامه دیوانگی محض است.
  • روزها جریان باارزش زندگی هستند.
  • با قضاوت کردن درباره ی دیگران، در حقیقت به بیان و شرح خود می پردازید.
  • اگر بتوانی خواسته ات را در ذهن [ خود ] تصور کنی، می توانی آن را در دنیای مادی ات متجلی سازی.
  • اگر گمان کنی که دوران تغییر به درازا می کشد، همین گونه خواهد شد.
  • اگر باور داری که احساس بد یا نگرانی زیاد، در آنچه در گذشته اتفاق افتاده یا در آینده رخ می دهد تغییری ایجاد می کند، بدان که گویی بر روی این کره زندگی نمی کنی و از واقعیت های آن سر در نمی آوری.
  • هر گاه بفهمی که اهدافت را خودت تعیین می کنی، می فهمی که زندگی ات را هم خودت شکل می دهی.
  • تنها تفاوت کسی که زیبا به نظر می رسد و کسی که جذاب نیست، در نوع پیش داوری ما است. هیچ کس روی این کره زشت نیست؛ مردم تصمیم می گیرند برخی چیزها را زشت بپندارند.
  • اگر از زندگی ات خشنود نیستی، حتما به دلیل وسواسی است که نسبت به پیشرفت امور داری.
  • تو نمی توانی مطابق میل دیگران زندگی کنی؛ این روشی نیست که برای تو خوشحالی و آسایش درونی به ارمغان آورد.
  • وقتی اندیشه ای به خوبی تغذیه شود و ملکه ذهن گردد، در دنیای مادی واقعیت می یابد؛ اندیشه، بسیار قدرتمند است.
  • وقتی اجازه داده ای که عدم تایید شخص دیگری مانع تو شود، بخشی از خودت را نادیده گرفته ای.
  • رمز فراوانیِ نعمت، تمرکز نکردن بر آن چیزی است که نیستی. اندیشه هایت را به سمتی سوق بده که تمام آنچه را هستی و باید باشی، درک کند.
  • اینکه برخی می ترسند یا افسرده می شوند، به این دلیل است که آنان سر رشته امور را از دست داده اند؛ بابت احساس بدی که دارند مسئولیت را از سر خود باز می کنند چون برای شان راحت تر است که دیگران را مسئول زندگی خود بدانند تا اینکه بگویند: باعث بروز چنین احساساتی خودم هستم.
  • مرگ، واژه ای است که به مفهوم پایان یافتن به کار برده می شود. محدودیت ها پایان پذیرند؛ روح هیچ محدودیتی ندارد.
  • آنچه که هستید نتیجه ی افکارتان است.
  • دل قوی دارید که او هرگز ما را رها نمی کند و هر لحظه در درون ما زنده است.
  • آنچه می کوشد تو را پایین بکشد حقیقت ندارد.
  • احساس جدایی از خداوند، تنها کمبودی است که شما براستی نیازمند برطرف شدن آن هستید.
  • میزان کمک خداوند به شما بسیار بیشتر از تصور ما است.
  • هر قدر که به طبیعت بیشتر خدمت کنید، همکاری طبیعت در به ثمر رساندن زحمت شما بیشتر خواهد بود.
  • آنچه هستید نتیجه فکر شما است.
  • بکوشید تا در برخورد با هر کس، او را به دیده ی یک آموزگار بنگرید و چیزی از او بیاموزید.

نظر شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلدهای علامت گذاری شده *

*

طراحی سایت و سئو