دوره DBA مدیریت اجرایی کلاس زبان مشهد آزمون وکالت آزمون سردفتری

سخنان گوته

  • برخی نومیدانه در قید بندگی هستند و به غلط چنین می پندارند که آزادند.
  • آن که به صبح می اندیشد، همیشه می خندد.
  • با یک اراده ی نیرومند، شرایط دیگر چندان اهمیت ندارد.
  • مادام که خود را باور دارید، می دانید چگونه زندگی کنید.
  • هیچ چیز به اندازه ی زمانی که آدمی مطلبی خنده دار می گوید، شخصیتش را نشان نمی دهد.
  • زندگی بدون کار، مردن پیش از وقت است.
  • شخصیت، در جریان زندگی شکل می گیرد.
  • شرط پیروزی، داشتن یک اراده قوی است و شرایط دیگر اهمیت چندانی ندارد.
  • با داشتن اراده قوی، مالک همه چیز هستید.
  • زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است.
  • اگر به مهمانی گرگ می روید، سگ خود را به همراه ببرید.
  • استعداد در فضای آرام رشد می کند و شخصیت در جریان کامل زندگی.
  • نخستین وظیفه هر فرد آن است که استعدادهای خود را پرورش دهد و از تواناییهای خویش استفاده کند.
  • خوشبخت ترین فرد کسی است که خوشبختی را در خانه خود جستجو می کند.
  • اگر هنری داری، بیاور. در غیر این صورت، هنرنمایی نکن که رسوایی به بارخواهد آورد.
  • فکر کردن بسیار آسان است و عمل کردن، بی نهایت دشوار. هیچ چیز در زندگی مشکل تر از این نیست که انسان، افکار خود را به عرصه عمل گذارد.
  • یک کار نیک گاهی یک شخص، یک ده، یک شهر و یا یک ملت را رهایی بخشیده و به پیشرفت می رساند.
  • کسی که می خواهد خود را از مصیبت ها برهاند، باید در جستجوی لذات خیالی نباشد. چه اگر باشد، همچون نابینایی است که راه را از چاه تشخیص نمی دهد.
  • مهربانی رشته زرینی است که افراد اجتماع با آن به هم پیوند می خورند.
  • اشخاص بزرگ و با همت به کوه مانند که هر چه به ایشان نزدیک شوی، بزرگی و شکوه آنان بیشتر برای تو روشن می گردد و مردم پست و کم تلاش سراب را مانند که چون کمی به آنان نزدیک شوی، به زودی پستی و ناچیزی خود را بر تو آشکار سازند.
  • سعادتمند کسی است که هر چه پیرتر شود، مهربانتر گردد.
  • خوشبخت ترین افراد کسی است که دانش و حکمت دیگران را قدر بداند و از خوشبختی دیگران احساس خوشحالی کند.
  • هر زمان پیرمردی زیر خاک می رود، یک کتاب تاریخ زیر خاک پنهان می شود.
  • روح انسان آب را می‌ماند، از آسمان فرود می‌آید و بر آسمان برمی‌بالد و آنگاه دوباره به زمین باز می‌گردد، یک پیوستگی ابدی.
  • هنرمند به تنهایی، ارواح را می‌بیند، ولی زمانی که از او خواسته می‌شود ارواح را پدیدار سازد، همه ی آنها را می‌بینند.
  • زیبایی، بزرگتر از خوبی است، زیرا دربرگیرنده ی خوبی نیز می‌شود.
  • هیچ چیز بیش از امروز ارزش ندارد.
  • اگر زمانِ خود را به گونه ی درست به کار گیریم، همیشه زمان کافی خواهیم داشت.
  • افراد، ویژگی خود را بیشتر از همه با این نشان می دهند که به چه چیز می خندند.
  • عشق، تاج زندگی و سعادت جاودانی است.
  • اگر می خواهید نزدیکانتان از دیدن شما لذت ببرند، باید از دیدار افرادی که می شناسید، شاد شده و شادمانی خود را نشان دهید.
  • دوستی مثل اسناد کهنه است؛ قدمت تاریخ آن را قیمتی می کند.
  • اندیشیدن آسان است و عمل کردن، سخت و دشوار. عمل کردن به دنبال اندیشه و نقشه و از روی تعمق و اندیشه پیدا کردن اش در جهان بسیار دشوار است.
  • باید بی چون و چرا اشتهای اشخاصی را که بی جهت وقت شما را می گیرند کور ساخت؛ آنها از شما می خواهند که منفعت و سوی در کار به آنها برسانید.
  • کسی که می خواهد اثری برای دنیا به وجود آورد، باید متوجه باشد که نگذارد دیگری وقت او را بگیرد.
  • آه! جوان ها! افسوس که شما قیمت و بهای وقت را نمی دانید!
  • تنها کسانی سزاوار و شایسته ی درک آزادی و زندگانی هستند که بدانند چگونه هر روز بر مشکلات زندگانی و آزادی غلبه کرده و آزادی و زندگانی نوینی را به چنگ آورند.
  • کسی که می خواهد رازی را حفظ کند باید این واقعیت را که رازی دارد، پنهان کند.
  • زن، شریک زندگانی و یار ساعات درماندگی است.
  • وفا سن و سال و زمان و مکان نمی شناسد؛ همیشه و همه جا باید وفادار بود.
  • تو در حقیقت، همانی که هستی؛ روی سرت هزار تا کلاه گیس هم که بگذاری یا کفش های گران به پا کنی، باز همانی که هستی باقی خواهی ماند.
  • طمع، همچون آب شوری است که هر چه بیشتر خورده شود، تشنگی را افزونتر می کند.
  • از میانه روی، خوش بختی پاک سر می زند.
  • با زبان شعر بهتر می توان در دلها نفوذ کرد.
  • سند پاره می شود اما عهد نه.
  • اجرای عهد به سواد و زور و ثروت نیست، به ذات و سرشت است.
  • آن که در جایگاه نخست است، حتماً دارای نقش نخست نیست. چه بسیار پادشاهان که از سوی وزیرانشان و چه بسیار وزرا که از سوی منشی هایشان اداره می شوند.
  • می توانم عهد کنم که صاف و بی پرده باشم، در عین اینکه ممکن است بی طرف هم نبوده باشم.
  • ما می توانیم بخشش های بزرگ داشته باشیم، اما در مورد چیزهای کوچک به ندرت از خودگذشتگی به خرج می دهیم.
  • کسی سزاوار آزادی است که بتواند بر هوسهای خود چیره شود.
  • جوانی منزلی است که مابین مسافت کودکی و پیری واقع شده است. روزگار نیکبختی و کامیابی زندگی در آنجا می گذرد.
  • مردمان جهان از خُرد تا بزرگ، تارهای سست از آرزوهای گران بر گرد خویش می تنند و خود، عنکبوت وار میان آنها جای می گیرند. ناگهان ضربت جارویی این تارهای سست را از هم می گسلد. آنگاه همه فریاد بر می آورند که کاخی آراسته به دست ستم ویران شده است.
  • حتی کودکان نیز آرزو دارند و اگر ما خبر نداریم برای این است که نمی توانند سخن بگویند.
  • هیچ دلبستگی ای نیست که روزی به نفرت مبدل نشود؛ حتی مهر مادری.
  • هیچ تاریخی به دور از حب و بغض و اشتباه نیست.
  • به نظر من، هدیه ای که موجب خوشنودی کوچک شود بسیار ارزشمندتر از هدایای پر زرق و برقی است که وسواس و خودنمایی هدیه دهنده، تنها موجب کوچکی ما می شود.
  • سفر باید اسباب سرور و شادمانی و تمدد [ =ترنجیدگی ] اعصاب باشد، نه دلهره و خشونت و جنگ اعصاب.
  • پژوهش بی آنکه خستگی بشناسد، از پی قانون، علت، چرا و چون، می کوشد و می پوید.
  • تا زمانی که توان اندیشیدن و امکان دوست داشتن داری، به راستی چیزی از دست نداده ای.
  • آنگاه که خویشتن را فراموش کنیم، همه چیز ما را فراموش می کند.
  • انسان شریف، شریف ها را جذب می کند و راه ماندن با آنها را می داند.
  • طبیعت همانند بیماری جسمانی در برابر ضعف اخلاقی واکنش نشان می دهد. زمانی که بر دامنه ی خطر افزوده می شود به همان نسبت بر میزان شهامت فرد نیز افزوده می گردد.
  • اگر از نعمتهایی که خداوند هر روز به ما می دهد با آغوش باز لذت بریم، هنگامی که بدی فرا می رسد، نیروی کافی برای تاب آوردنش داریم.
  • تشویق پس از نکوهش، همچون آفتاب پس از رگبار باران است.
  • گل، شادی آفرین است. بگذار همه از این شادی سهمی داشته باشند.
  • پرپر کردن یک گل، ستم به همه ی طبیعت است.
  • عاشق تنها زیبایی چهره را می بیند و دانا زیبایی سیرت را و عارف هر دو زیبایی را.
  • شما می توانید همه ی آدمهای دنیا را با تمام اندیشه های گوناگون بیازمایید، اما خواهید دید که دوستی آدم های خداشناس پایدارتر است.
  • زیبایی به هرجا که وارد شود مهمان عزیزی است و پذیرایی خواهد شد.
  • دشواریهای دنیوی نمی توانند حس زیبایی را که خداوند در روح انسان آفریده است از میان بردارند.
  • عشق ورزیدن هنری بس بزرگ است که هر چند عاشق را زر و زور نمی بخشد، او را همسنگ بزرگترین قهرمانان جهان می کند.
  • عشق تند درمانی ندارد و هر دوایی آن را شدیدتر و تندتر از پیش خواهد کرد.
  • عشق، پریشانی زندگی است.
  • اگر نمی توانید قهرمان باشید، دست کم مرد باشید.
  • مادر، شاهکار طبیعت است.
  • آنچه فرزند درباره ی پدر می اندیشد مهم نیست؛ چگونه پدر بودن مهم است.
  • ما باید با فرزندانمان چنان رفتار کنیم که خداوند با ما رفتار می کند.
  • به میزان افراد بشر، نیکبختی وجود دارد، اما به دست آوردن همه ی آنها فقط یک کلید دارد؛ اراده.
  • هر قدر علل و موجبات اندوه آدمی کمتر باشد، نیک بخت تر است و هر چه میزان خواسته ها و تمایلات کمتر باشد، زندگی او آرامتر و به نیکبختی نزدیکتر خواهد بود.
  • ثروت حقیقی چیست؟ آفتابی که بر گدا و توانگر یکسان می تابد. تو ای توانگر، دل رنجه مکن که چرا گدا نیز در دنیای خویش خوشبخت است.
  • باید پیوسته دگرگون شده، تجدید حیات کرده و جوان گردیم، در غیر این صورت، متعصب و سخت می شویم.
  • زندگی اندک اندک به هر کس می فهماند چه کاره است.
  • این تضادها هستند که ما را به کامیابی می رسانند.
  • من در تولد خود نقشی نداشتم و در مرگ خود نیز نقشی ندارم؛ نقش من همه در زندگی من است.
  • کسی که از مرگ می ترسد از زندگی هم می ترسد؛ زیرا مرگ و زندگی از یکدیگر جدایی ناپذیرند و هر دو، جلوه ی یک حقیقت به شمار می روند.
  • حتی هنگام مرگ نیز وابستگی به قوت اراده و نیروی خواستن در ما وجود دارد.
  • از همه چیز مهمتر در زندگی آن است که انسان هدفی داشته و برای رسیدن به هدف خود دارای استعداد کافی باشد.
  • بهتر است پیش از آنکه شخصی ساعتی را تلف شده بداند، سرگرم بی ارزش ترین کار گردد.
  • هیچ چیز ارزشمندتر از همین امروز نیست.
  • هر شک و تردیدی تأخیرهای خاص خود را به همراه دارد و ایام، با افسوس بر روزهای از دست رفته می گذرد.
  • گرفتن تصمیم، اراده می خواهد و اجرای تصمیم، قدرت؛ اراده و قدرت دو بال نیکبختی هستند و بدون بال نباید پرید.
  • کاری نیست که نتوان با اراده از پیش برد. همه ی دشواریهایی که برای من پیدا شده به یاری اراده و اقدام، از بین برده ام.
  • هیچ کس تا زمانی که نیروهایش را نیازموده، نمی داند که دامنه ی آنها تا چه اندازه گسترده است.
  • مراقب باش که نیروهایت را بر سر مسایل پراکنده از دست ندهی. همیشه تلاش کن که آنها را متمرکز کنی.
  • یا کاری را آغاز نکن یا برای انجام آن از همه ی نیروی خود بهره بگیر.
  • پر اهمیت ترین کارها هرگز نباید قربانی کم اهمیت ترین کارها شوند.
  • به وظیفه ی خود آن گونه که لازم است عمل کنید؛ زیرا در این صورت راه شما آشکار می شود و در آن، تاریکی وجود نخواهد داشت.
  • وظیفه ای را که از همه به شما نزدیکتر است، انجام دهید.
  • چون بیشتر نوابغ و دیوانگان رفتار مشابه دارند، نبوغ و جنون در یک ردیف قرار می گیرند.
  • نابغه در بند حدود دیگران نیست، قانون او در وجود خود اوست. همچون کوهی که آتشفشان از درون می خروشد و کوهپاره ها را از پیش بر می اندازد و دهانه ای برای فوران خود می سازد. فطرت وی قانون می گذارد و کار خود را با آن می سنجد.
  • نویسندگان از آن جهت که چیزهای نو می آورند مبتکر نیستند، بلکه از آن جهت چنین اند که آن چه را می خواهند بگویند به گونه ای بیان می کنند که گویی هرگز پیش از آن گفته نشده است.
  • هر نویسنده تا حدی چهره ی خویش را در آثارش آشکار می سازد، حتی اگر این کار بر خلاف میل اش باشد.
  • فقط هنگامی یک نویسنده می تواند اثری مهم به وجود آورد که کاملاً گوشه گیر شود.
  • برای اینکه نویسنده ای باشید که ساده و روان بنویسد، سزاوار است که آزاد اندیش باشید.
  • سخن گفتن یک نوع نیاز است، ولی گوش دادن هنر است.
  • اگر مردم زبان «مقاصد» یکدیگر را می فهمیدند، اختلاف از میان برداشته می شد.
  • عاشق شوید و بلندهمتی را پیشه‌ی خود سازید، زیرا اینها بالهای نیرومندی هستند که شما را به قله‌های بلند کامیابی می‌رسانند.
  • برای بیشتر داشتن، نخست باید بیشتر بشوید.
  • کسی که شادمانی را در خانه‌اش بیابد، شادترین انسان روی کره‌ی زمین است؛ خواه شاه باشد یا دهقان.
  • خوشبخت ترین مردم کسی است که برای برتری های دیگران ارزش قائل است و از شادی دیگران آن قدر شاد می شود که گویی این شادی مربوط به خود اوست.
  • از بسیاری چیزهای بزرگ می‌گذریم، ولی به ندرت، در امور جزئی، از خودگذشتگی می‌کنیم.
  • اگر انسانی، کتابی را می‌نویسد، بگذارید فقط آنچه را می‌داند بر روی کاغذ بیاورد؛ من به اندازه‌ی خودم از آن برداشت می‌کنم.
  • قله ها را مگر با پیمودن راه های پیچ در پیچ نمی توان فتح کرد.
  • کوشش، نخستین وظیفه ی انسان است.
  • آنجا که نور بیشتر است، سایه های سیاه تری می توان یافت.
  • انسان نه برای حل و فصل مسائل جهان هستی، بلکه برای یافتن اینکه چه باید بکند، پا به گستره‌‌ی وجود نهاده است.
  • هر تردید و دودلی، یک تاخیر در پی دارد و روزها با افسوس خوردن بر فرصت‌های از دست رفته هدر می‌رود.
  • فقط کافی‌ست برخیزید و وارد میدان کارزار زندگی شوید تا کار، کامل شود و به پایان برسد.
  • در مورد همه ی نو آوریها و خلاقیت ها یک حقیقت ابتدایی وجود دارد: از لحظه ای که شخص به طور قطع مصمم به کاری می شود، همه ی امدادهای غیبی به کمک او می آیند.
  • من از هیچ مکتبی پیروی نمی کنم، از هیچ استادی چاپلوسی نمی کنم… دیوانه ای هستم که قایقم را خود هدایت می کنم.
  • به حقیقت، کسی را می توانیم والا و محترم بدانیم که در جست و جوی خویش نیست.
  • به خویشتن اعتماد کن، آنگاه راه زندگی را خواهی یافت.
  • قلب مغرور و خودخواه هرگز نمی تواند از سرگیجه و بی حوصلگی بگریزد.
  • جوانی نیز مانند پاک ترین و بهترین عشقها سرانجامی ندارد.
  • به زودی روزگار انتقاد و عیب جویی به پایان می رسد و به وسیله پیشرفت تمدن، آزادی اندیشه به تمام معنی در جهان حکمفرما می شود و همه کس می تواند به دلخواه خود راجع به فلسفه وجود بیاندیشد.
  • اگر وجود خار در گل مایه اندوه ماست، وجود گل در کنار خار باید مایه شادی ما باشد.
  • کسی که دارای عزمی راسخ است، جهان را مطابق میل خویش عوض می کند.
  • مرد عمل وجدان ندارد؛ تنها مرد اندیشه است که با وجدان است.
  • زیاده روی در گفتار برای زنان خیلی طبیعی تر از راستگویی است.
  • ای پیر زنده دل، از گذشت عمر افسرده مشو؛ هر چند زمانه نیز موی تو را سپید کرده، اما هنوز نیروی عشق که زاینده ی جوانی است از دلت بیرون نرفته است.
  • رنج و شادی؛ این سخن مرا جز با عاقلان مگویید، زیرا مردم عوام جز نیشخند کاری نمی توانند کرد.
  • می خواهم زبان به ستایش آن کَس گشایم که در پی آتشی است تا خویشتن را پروانه وار در آن بسوزاند.
  • تا راز این نکته را درنیابی که: “بمیر تا زنده شوی”، میهمان گمنامی در سرزمین ظلمت بیش نخواهی بود.
  • بکوش تا از ورای پوست به مغز بنگری و در پس پرده ی جدایی، پیوستگی حقیقی را ببینی، زیرا چون بر سر خوان گسترده ی جهان بنشینی، میان شرق و غرب فرقی نتوانی گذاشت.
  • هر که خود و دیگران را بشناسد ناچار بدین نکته پی بَرَد که از این پس، شرق و غرب جدا نمی توانند زیست.
  • حافظا هیچ کلامی را دو بار در قافیه نیاورم، مگر آنکه با ظاهری یکسان، معنایی جدا داشته باشد.
  • جرقه ای برای آتش زدن و سوختن شهر امپراتوران کافی است.
  • به من بگو دلم چه می خواهد… دلم در کنار تو است، حقیرش نشمار.
  • گاه خاموشی، بهتر از سخن، از راز دل خبر می دهد.
  • ای دلبر من، غزلهایی را که روزگاری در دشت و دمن برایت می سرودم، اکنون در دیوانی فشرده و زندانی کرده ام، زیرا زمانه ناسازگار است.
  • غزل من از رخدادهای زمان ایمن خواهد ماند و هر بیت آن که ستایشگر عشق است، چون خودِ عشق جاودان خواهد بود.
  • تو چون مُشکی که از هر کجا بگذری، از خود نشانی گذاری.
  • جوانی، خود، مستی بی شراب است.
  • گنج عشق، گدایان را توانگر می کند.
  • نهالهای درختان بارور را کنار هم با نظم کامل در خاک بنشانید، زیرا تنها آن کشتزاری از رحمت یزدانی بهره خواهد برد که منظم و آراسته باشد.
  • اگر آب و زمین را چنانکه باید پاک نگهدارید، خورشیدِ آسمان با شوق و صفا بر آن خواهد تافت.
  • آنجا که آتش فروزان است، ظلمت شب را یارای بقا نیست.
  • تا جهان بوده، بیگناهان قربانی رنج و غم بوده اند.
  • پنج چیز است که پنج چیز از آن نزاید: دلی که خانه ی غرور است کانون محبت نشود. یاران دوران فرومایگی، نکوخویی ندانند و تنگ نظران ره به بزرگی نبرند. حسودان بر جمال و کمال جز به چشم کین ننگرند و دروغگویان از کسی وفا و اعتماد نبینند.
  • اگر خواهی همیشه خرسند باشی همیشه راضی باش.
  • گویند: خود ستودن خطاست، اما کسی را نتوان گفت که کار نکو کند و خرسند نباشد.
  • دنیا پر از ابلیسانی است که پیوسته به ما کینه می ورزند، زیرا طاقت آنکه کمال خود را به حال خود گذارند، ندارند.
  • اگر به گدایی بخشش کنی، او را مثل خودت دوست خواهی داشت. پس تا توانی ببخش و بیهوده برای آیندگان دینار و درم میندوز؛ زیرا اگر امروز شادمان باشی، به از آن است که فردا بگویند: “فلان مردی توانگر بود.”
  • سلامی را که از ناشناس شنوی پاس دار و چون سلام دوستی دیرین، عزیز شمار؛ با آشنای تازه به گرمی سخن بگو، زیرا پس از کلامی چند هر یک به راه خویش خواهید رفت.
  • تو که زیردستی، لطف و خشم خواجه را یکسان گیر؛ چه بسا خواجه آنجا خشمگین آید که جای ستودن باشد و آنجا بستاید که جای خشم گرفتن باشد.
  • دنیا زادگاه رنج است؛ اگر در آن بمانی، چون خواب و خیالی می گریزد و اگر سفر کنی غم با تو همراه می آید.
  • همه جا ابلهان را دیدم که بیش از هوشمندان تفاخر می کردند و کوته فکران را یافتم که پیوسته کوشای حکمفرمایی بر دانایان بودند.
  • دانایان، هماره آماج تیر خشم و کین جاهلانند، اما همین که یکی از آنان بمیرد، مردمان به آه و ناله پردازند و به نامش پول گرد آرند تا بنایی به یادبودش بسازند و نامش را جاودانی کنند.
  • مگر نه این است که هرگاه دلی پر از مهر و صفا رنج می برد تا شما را شادمان کند و چون شمع می سوزد تا راه شما را روشن نماید، فریاد می زنید: “برای این دیوانه زنجیر بیاورید.”
  • دل من پیوسته آرزوی پرواز دارد، نه برای آنکه به سوی آسمان رود، بلکه تا از دست خویش بگریزد.
  • هنوز روز است؛ بکوش تا کاری کنی، زیرا وقتی که شب خاموش فرا رسد هیچ کس کاری نمی تواند کرد.
  • غم جهان مخور که غم خوردن، سرنوشتت را دگرگون نخواهد کرد، اما تعادل زندگانیت را به هم خواهد زد.
  • اقبال، در خانه ات را بکوفت و تو غافلانه در به رویش نگشودی. اما نگران مباش، فرشته ی اقبال دلی مهربان دارد و باز هم در خانه ات را خواهد کوفت.
  • نیکی را فقط برای نفس نیکوکاری، انجام بده. اگر هم به فرزندانت پاداشی نرسد، به یقین نوادگانت از آن بهره خواهند برد.
  • چرا از دشمنان شِکوه می کنی؟ مگر توقع داری که ایشان تو را که وجودت خود مایه ی آزار دل پر حسدشان است عزیز شمارند؟
  • از این مصیبتی گرانتر نیست که ابلهان، دانایان را به فروتنی بخوانند.
  • خداوند بر خلاف ما، بدان را به حال خویش می گذارد و کاری به زشت و زیبای آنان ندارد.
  • اگر حسد در پی آن است که خویشتن را به چنگ و دندان بدرد؛ او را در نیت خیر خود آزاد بگذار.
  • تنها آن کس قهرمانان را به حق تواند ستود که خود دلیرانه جنگیده باشد، زیرا تا کسی سرد و گرم جهان را نچشیده باشد قدر مردان ارزنده را نداند.
  • اگر خواهی از راهزنان نیمه ی راه آسوده باشی، زر و ایمان و مقصدت را از کسان پنهان دار.
  • جوانان عادت دارند که گفته های خردمندانه ی پیشینیان را تکرار کنند و آنها را از خویش شمارند. لاجرم در ردیف سخنان ابلهانه، گاه حرفی بس نکو می توان شنید.
  • اگر عاقلی، با جاهلان مباحثه مکن، زیرا خود را اسیر جهل خواهی ساخت و آنان را دانایی نخواهی آموخت.
  • از خود مپرس که از نکویی تو چه کس بهره خواهد برد. نان خود را به آب فکن، بالاخره کسی آن را خواهد خورد.
  • می گویید تنگ چشمم؛ آخر چیزی به من دهید تا بتوانم بخشش کنم.
  • تا مرد خاموش است بر او خطری نیست، زیرا سرنوشت او به زبانش بسته است.
  • هر کس به جهان آمد خانه ای نو ساخت و چون مُرد خانه به دیگری گذاشت. دومی، بنا را به سلیقه ی خود تغییر داد، اما هیچ کس در پی اتمام آن برنیامد.
  • بکوش تا نیک را از بد بشناسی و از خود نام نکو باقی گذاری؛ بیش از این دو، چیزی مخواه که همه چیز را از دست خواهی داد.
  • به هر عشق ناکام! به آتش پر شرار و بی دریغ دوزخ! ای کاش چیزی بدتر می شناختم که بتوانم بدان سوگند یاد کنم!
  • آنچه از میراث پدرانت داری بطلب تا از آنِ تو شود.
  • ما همیشه وقت کافی داریم به شرط آن که هم بخواهیم و هم درست از آن استفاده کنیم.
  • شوهر، مغز خانه است و زن، قلب آن.
  • زندگی را هر گونه که نگاه می کنی زیبا است.
  • اگر تو را همان گونه که هستی بپذیرند، بدتر خواهی شد و اگر با تو به گونه ای رفتار کنند که گویی همانی هستی که لایق آنی، همان خواهی شد.
  • بزرگترین مشکل ها در جایی نهفته است که ما هرگز انتظارش را نداریم.
  • هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد.
  • هر کسی چیزی را می بیند که آن را در قلب خود حمل می کند.
  • چه شادی هایی که زیر پای انسانها سرکوب شدند، زیرا بیشتر افراد به آسمان توجه دارند و آنچه را که زیر پاهایشان است نادیده می گیرند.
  • دوست من، گذشته ها کتابی مهر و موم شده است.
  • خوشبخت کسی است که راه قدردانی از خدمت دیگران را می داند و شادی دیگران را به قدر شادی خود حس می کند.
  • از محالات است که کسی را برای آنچه که هست، دوست بدارند. بیشتر آدمها چیزی را در دیگران دوست دارند که خود به آنها امانت می دهند: خودشان را، تفسیر و برداشت خودشان را از او … .
  • نیاسایید، زندگی در گذر است. بروید و دلیری کنید، پیش از آنکه بمیرید، چیزی نیرومند و متعالی از خود بجای گذارید تا بر زمان چیره شوید.
  • هرکس باید روزانه یک آواز بشنود، یک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند.
  • هر چه نور بیشتر باشد، سایه ژرفتر است.
  • طوفان های حوادث، اخلاقیات و روحیات انسان را تقویت می کند.
  • کوشش تازه و جاندار، تنها راه غلبه بر بدبختی است.
  • پیش از آنکه کاری بکنی، باید کسی باشی.
  • شیفتگی آن است که شما چشمان زنی را دوست بدارید، بی آنکه رنگ آن را به یاد آورید.
  • مردم پست و دون به سراب مانند که چون کمی به آنان نزدیک شوی، به زودی پستی و ناچیزی خود را بر تو آشکار سازند.
  • کار ما نمایانگر قابلیت های ما است.
  • هر کس با استعدادهایی آفریده شده که باید آنها را به کار بندد. به کار بستن آنها، بزرگترین سعادت در زندگی هر فرد است.
  • آنها که غایبند، کمال مطلوب هستند؛ حاضرین [ =باشنده ها ]، عادی و پیش پا افتاده اند.
  • اخلاق را طوفان های روزگار تقویت می کند.
  • هر آنچه که باید، انجام بده و به تحقق آرزوهایت ایمان داشته باش؛ هر آنچه که باشند.
  • به کارگیری دخانیات، بیشتر از تمام جنگها انسان را به خاک سپرده است.
  • دست طبیعت در هر دل پاک این احساس شریف را گذاشته است که به تنهایی نمی تواند خوشبخت شود و باید سعادت خود را در خوشبختی دیگران بجوید.
  • روحی که زیبایی را می بیند گاهی تنها می ماند.
  • مردان کامیاب غالبا از شکست، میوه پیروزی چیده اند.
  • مردان مقاوم و باتجربه همیشه فرصت دارند کارها را از اول شروع کنند.
  • دارو بسیار است، اما تعداد کمی [ از آنها ] تاثیرگذارند.
  • ای عشق! تو افسر زندگی و بختِ بیداری.
  • خدایا! چه خوشبختی بالاتر از این، هم عاشق و هم معشوق بودن.
  • عشق و اشتیاق، بالهای پرنده ی بلندپرواز خلاقیت است.
  • عمل، بیان قدرت عشق است.
  • خدایا، هنر چقدر فرازمند، عمر چه کوتاه!
  • رؤیاهای کوچک را آرزو نکن؛ زیرا برای تکان دادن قلبت به اندازه ی کافی قدرت ندارند.
  • رفتار هر انسان، آینه ای است که او چهره ی خود را در آن نشان می دهد.
  • هر کسی نمی تواند انسان باشد.
  • از اینکه در کنارم هستی بسیار شادم؛ بودنت به من کمک می کند که دریابم دنیا چقدر زیباست.
  • طبیعت، تنها کتابی است که تمام صفحاتش پر از معنی است.

نظر شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدفیلدهای علامت گذاری شده *

*

طراحی سایت و سئو